یک اشتباه بزرگ برای قذافی
در منابع روز شمار دفاع مقدس آمده است: اول تیرماه 1361 پس از حمایت شدید اعراب از عراق در اجلاس الجزایر، سرهنگ قذافی یكی از اشتباهات بزرگ زندگیش یعنی تهیه موشك برای ایران به منظور هدفگیری بغداد را انجام داد.
در بررسی روابط تهران و طرابلس عمده روابط نظامی ایران با لیبی را در ابتدای جنگ 8 ساله می بینیم که لیبی تنها فروشنده موشک زمین به زمین به ایران بود. در حالی که اغلب این موشکها به دلیل شرایط نگهداری نامناسب از رده خارج بودند و کارایی عملیاتی نداشتند. پس از مدتی ایران شروع به خرید همین گونه موشک از چین و کره شمالی کرد و رابطه نظامی ایران با لیبی کمتر شد.
لیبی در جنگ ایران و عراق
به جرأت میتوان گفت که جنگ ایران و عراق مهمترین نقش را در ایجاد روابط ایران و لیبی داشت. این جنگ باعث شد که منافع مشترکی بین دو کشور در زمینههای سیاسی، اقتصادی و نظامی شکل بگیرد. لیبی با توجه به خصومت و اختلافاتش با عراق به وضوح از جنگی که منافع و ثبات عراق را نابود کند، حمایت میکرد. لیبی حمایت خود از ایران در مقابل عراق را در قالب مبارزه با توسعهطلبی و جلوگیری از تسلط عراق بر منطقه توجیه میکرد.
روابط ایران و لیبی در دوران جنگ تحمیلی علیرغم فراز و فرودهای بسیار، در جهت گسترش همکاریها بهویژه در حوزه نظامی و سیاسی در جریان بود. مسائلی مانند دشمنی ایران با امریکا و اسرائیل در ابعاد گستردهتر و نیز جنگ ایران و عراق باعث نزدیکی دیدگاههای دو کشور شده بود و مسائل حاشیهای کمتر مورد توجه قرار میگرفت.
دیدگاههای ضد امپریالیستی دو کشور و مبارزه با سلطه ایالات متحده بر نظام بینالملل مولفههای اصلی گسترش روابط دو کشور محسوب میشد. هر چند موضعگیریهای شگفتانگیز و نامتعارف معمر قذافی در مقاطع گوناگون درباره مسائل بینالمللی، منطقهای، فلسطین و … باعث شده بود تا این کشور با سیاستهای قذافی زبانزد شود، اما بسیاری از این مواضع خاص به مواضع سیاسی ایران نزدیک بود. میتوان در این باره به موضعگیری لیبی نسبت به قضایای فلسطین و غزه و حمایت این کشور از مقاومت مردم فلسطین اشاره کرد که باعث نزدیکی دو کشور به یکدیگر میشد.
از سوی دیگر عراقیها به دلیل وضعیت بحرانی خود، از اعراب درخواست کمک کردند. چنانکه سخنگوی عراق در سالهای اولیه جنگ اعلام کرد:
عراق از آمادگی کشورهای عربی برای اعزام سرباز و جنگ دوشادوش با نیروهای عراقی استقبال خواهد کرد... جهان عرب براساس قطعنامه مشترک دفاعی اعراب به حمایت نظامی از عراق متعهد است، چرا که ایران تمامیت تمام ملت عرب را تهدید میکند.
درخواستهای مکرر عراق برای جلب حمایت بیشتر کشورهای عربی و در نتیجه برگزاری اجلاس شورای همکاری خلیج فارس و بازگشت مصر به جهان عرب، اتحاد بیشتر اعراب در جنگ علیه ایران را سبب شد. در این میان، شیخنشینهای محافظهکار خلیج فارس شامل بحرین، کویت، عمان، قطر، عربستان سعودی و امارات متحده عربی، در 25 می1981، شورای همکاری کشورهای عرب خلیج فارس را برای مقابله با چالشهای داخلی و خارجی ایران و عراق تأسیس کردند. در همین راستا، روابط ایران و همچنین لیبی با اعضای این شورا در طول جنگ تحمیلی، سرد و حتی در مواردی خصمانه بود تا آنجا که اول تیرماه 1364 اجلاس الجزایر، قزافی را برای فروش تسهیلات و موشک چنان سرزنش می کنند که از اشتباهات بزرگ وی در زندگیش نام می برند.
حقیقت موشک های قزافی
محسن رفیقدوست بازخوانی این مقطع از دفاع مقدس را اینگونه بیان کرده است: در آن دوران موشک تاو سلاحی بود که وقتی بچههای جنگ پیش من میآمدند عنوان میکردند که «حاج محسن، یک تاو معادل یک تانک است». لذا برای خرید این موشک از همه کانالها استفاده کردیم اما بعد فهمیدیم این توطئهای از سوی آمریکاست که میخواهد ایران را از نظر ارزی محدود کند.
از طریق یک کانال شش دفعه موشک به ما فروخته بودند و ما گشایش اعتبار کرده بودیم ولی پول ما بلوکه شده بود و موشکها به دست ما نمیرسید.
خدایا ما نمیخواهیم مردم عراق را بکشیم؛ ما میخواهیم نظامیان را از بین ببریم که هم ما و هم عراقیها را میکشند. خدایا این موشک را به باشگاه افسران ببر
بعد از وزارتم در سپاه قرار شد اولین سفر رسمیام به سوریه و لیبی برای به دست آوردن موشک باشد.
بعد از پیگیریهایی که شرح مفصل دارد، لیبی حاضر به تحویل ده موشک اسکاد به ایران به همراه کادر مربوطه شد و سوریه هم قبول کرد که نیروهای ما را آموزش دهد که «شهید حسن طهرانی مقدم» با 34 نفر این آموزش را در سوریه دیدند .
پنج یا شش موشک اول که شلیک شد. به ناگاه سرگرد سلیمان فرمانده نیروهای اعزامی لیبی گفت که قذافی دستور داده دیگر موشکی شلیک نشود.
پس از امتنا لیبی
فرماندهان آن زمان جنگ دستور شلیک هر چه سریعتر موشکها را دادند و لیبیاییها زیر بار نمیرفتند؛ لذا با شهید حسن تهرانیمقدم و تیم مربوطه به باختران (کرمانشاه فعلی) رفتیم و در نقشه، باشگاه افسران را پیدا کردیم. موشکها را آوردند و گرا تنظیم و موشک آماده شلیک شد. حسن گفت که قبل از شلیک باید دعای توسل بخوانیم. نشستیم و در آن بیابان دعای توسل خواندیم.
بعد از دعا با خدا صحبت کرد و گفت «خدایا ما نمیخواهیم مردم عراق را بکشیم؛ ما میخواهیم نظامیان را از بین ببریم که هم ما و هم عراقیها را میکشند. خدایا این موشک را به باشگاه افسران ببر».
سپس کلید موشک را فشار دادم و موشک پرتاب شد. نشستیم و رادیو «بیبیسی» را گرفتیم. پس از چند دقیقه اعلام کرد که یک موشک باشگاه افسران بغداد را منهدم کرده و تعداد زیادی از افراد حاضر در آن کشته شدهاند. پیشانی شهید تهرانیمقدم را بوسیدم و گفتم این به هدف خوردن موشک، نتیجه اخلاص و پاکی تو بود.
فرآوری :سامیه امینی
بخش فرهنگ پایداری تبیان
منابع:
شهید آوینی ، دفاع مقدس ، نگین ایران
مطالب مرتبط:
طوفان صحرا، ضلال سعی صدام شد
حمله شیمیایی به سه منطقه
یک اشتباه استراتژیک