مصاحبه با دكتر علی رواقی
نخبه كسی است كه در یك حوزه ، متخصص باشد .

تبیان : زبان فارسی كه امروز ما بدان تكلم می كنیم ، آیا ادامه زبان فارسی دری است ؟زبان فارسی دری از آغاز یكی از گویش های زبان فارسی بوده كه همزمان و در كنار زبان پهلوی ساسانیكاربرد داشتهاست. زبان فارسی امروز ما ، در واقع ادامه ی زبان پهلوی ساسانی استهمراه با بهره وری از فارسی دری و زبان های دیگر از جمله عربی و برخی از واژه های گویش های مختلف.
تبیان : آیا تمام گونه های مختلف زبان فارسی ، امروزه جمع آوری و شناسایی شده اند ؟زبان فارسی به دلیل وسعت حوزه جغرافیایی ، از همان آغاز گونه های مختلفی داشته و مردم هر حوزه نیز به لهجه خاص خود صحبت می كردند . متأسفانه برخی از این گونه ها ناشناخته ، از بین رفته اند وما هیچ اطلاعی از آنها نداریم . دلیل آن هم این بوده كهدر دوره ی اول بر خلاف اهتمامی كه در جهت جمع آوری گونه های مختلف زبان عربی شده ، در این زمینه هیچ كاری صورت نپذیرفته است. دیگر این كه بسیاری از كتاب های معتبری كه از آن دوران به دست ما رسیده ،با استفاده از زبان معیارتألیف یا سروده شده اندو تعداد واژگان و گویش های محلی ، بسیار در آنها كم است؛مثل شاهنامه و یا تاریخ بیهقی . به هر حال تعدادی از این گویش ها را-البته چون زمان پیدایش گویش ها مشخص نبوده ، از قرن چهارمبه بعد -شناسایی كرده ایم.
تبیان : زبان فارسی امروز ما از چه زمانی شروع شده است ؟شواهد نشان می دهد كه گویش ها تا قرن هفتم و هشتم و در بعضی از حوزه ها تا قرن نهم و دهم حرف اول را می زدند . به عقیده من زبان فارسی امروز ما، حدوداً از قرن هفتم و با زبان سعدی شروع می شود . شاید بتوان گفت كه سعدی ناآگاهانه پایه گذار زبانی شد كه به تدریج سایش و سابش داده شد تا به صورت امروزی درآمد .تبیان : در آغاز دوران اسلامی ، با ورود اعراب به هر منطقه، عربی زبان رسمی مردم آن مكان می شد؛ اما در ایران چنین اتفاقی نیفتاد . به نظر شما چه عواملی مانع از بروز این مسئله در ایران شد ؟اگر به تاریخ ایران مراجعه كنید ، متوجه می شوید كه جنبش ها و خیزش های مردمی در چند قرن اول برای مبارزه با این مسئله بود . چون آنها حاضر نبودند كه زبان عربی را زبان رسمی خود قرار دهند. از جمله كارهایی كه بزرگان ما در جهتحفظ زبان فارسی انجام دادند ، برابر گذاری در مقابل واژه های عربی بود . در قرون اولیه اسلام ، زبان عربی، زبان علمی دنیای اسلام بود و دانشمندان ایرانی هم كتاب های خود را به زبان عربی می نوشتند ، ولی در برابر لغات عربی برابر گذاری فارسی می كردند و این مسئله خود كمك شایانی به حفظ زبان فارسی كرد. علاوه بر این،ترجمه های بسیاری كه از قرآن شد،تألیف فرهنگ های عربی ، فارسی و ... خود نشان دهنده تلاشی است كه مردم در حوزه های مختلف زبان فارسی ، برای حفظ این زبان انجام دادند.از سوی دیگر توانمندی های خود زبان فارسی را نباید نادیده گرفت . ساختار ویژه زبان فارسی در مقابل ساختار بسته زبان عربی ، بسیار غنی است. همچنین فرهنگ غنی و پربار ایران در مقابل فرهنگ اعراب جاهلی-مسئله اسلام و فرهنگ غنی آنرااز مسئله اعراب جاهلی باید جدا دانست- را نیز در نظر بگیرید.تبیان : قرآن در اوج فصاحت و بلاغت قرار دارد ، با توجه به مطالعات وسیع شما در زمینه گویش های زبان فارسی ، به نظرتان كدام یك از این گونه ها توانایی انعكاس این زیبایی را در ترجمه قرآن دارند؟ترجمه های مختلفی از قرآن شده است كه شماری از آنها ، هر یك نمودار گونه ای هستند. اما فكر نمی كنم هیچ یك از آنها توانسته باشند ، زیبایی قرآن را منعكس كرده باشند. من معتقدم قرآن را باید به دو صورت ترجمه كرد : یكی به صورت زبانی فاخر ، زیبا ، ادبی و فخیم كه مسلماً در آن،تركیبات و واژه های بعضاً دشوار نیز وجود دارد و زبان فرهیختگان و ادبا است و تا حدی می تواند منتقل كننده ی زیبایی قرآن باشد . دیگر ترجمه ای به زبان عامی و عادی مردم با استفاده از واژه ها و عبارات گویش های محلی یا به تعبیری زبان روزمره ای،برای این كه برای مردم عامی قابل فهم و درك باشد.
تبیان : شیوه شما در امر تصحیح متون ، شیوه تازه ای است ، لطفاً شاخصه های این شیوه را بفرمایید .در تصحیح متون عده ای از شیوه اقدم نسخ ( قدیم ترین نسخه) و عده ای از شیوه التقاتی بهره می برند . ولی من به این دو شیوه اعتقاد ندارم. من در تصحیح ابتدا به گونه شناسی متن می پردازم .سپس حوزه متن از نظر واژگان را شناسایی می كنم و بعد واژگان مناسب آن حوزه را با استفاده از كتاب هایی كه در آن حوزه وجود دارد ، در تصحیح به كار می برم .






