کمک به کودکان
گفت و گو با فرزاد اژدری ، کارگردان فیلم سینمایی "عملیات مهد کودک "

«فرزاد اژدری» را از فیلم «سلام بر فرشتگان» در سال 89 میشناسیم. فیلمی كه قرار بود با آن «مرگ» را به كودكان بیاموزد. انتخاب سوژه، انتخاب خوبی بود. اما نوع نمایشش چندان به دلها ننشست. این روزها ساخته جدیدش به نام «عملیات مهدكودك» در حال اكران است. فیلمی كه درباره چند كودك مهدكودكی است كه میخواهند خانوادههایشان را وادار كنند كه به آنها توجه بیشتری داشته باشند!
سوژهای كه سالها درباره كودكان مطرح بوده و داستان تازهای نیست. اما در این میان تنها میتوانند از فرشتهها كمك بگیرند. با اژدری درباره نوع نگاهش به فیلمسازی برای كودك گفتوگو كردیم. درباره اینكه چرا در فیلمهایش كودكان ترغیب به استفاده از قوای عقلی خود نمیشوند!
شما به عنوان یك فیلمساز كودك چقدر معتقدید كه در فیلم كودكان باید نكته آموزشی برای بچهها داشته باشیم؟
بر اساس نظریات مختلف روانشناسی بچهها تا پنج سالگی كلیه چیزهایی را كه باید نسبت به دنیا بدانند یاد میگیرند. برای همین است كه بعد از پنج سالگی به مهدكودك و سراغ اجتماع میروند. قطعا فیلمهایی كه قرار است برای كودك ساخته شود باید به مخاطبش توجه كند. اگر ما برای بجه كودكستانی فیلم بسازیم آموزش هم نقش مهمی در آن فیلم خواهد داشت. اما همینطور كه سن بالاتر میرود و به انتهای دبستان و ابتدای راهنمایی میرسد بچهها دیگر شاید خیلی علاقهمند به مسائل آموزشی و مستقیمگویی در فیلمها نباشند، شاید بیشتر دنبال كارهای بامزه و اكشن باشند تا آن را ببینند. بهطور كلی من مخالف وجود نكات آموزشی در فیلم نیستم چه بهتر كه بحث آموزشی در فیلم باشد، آنهم آموزش مسائل دینی و انسانی. اما به شدت با مستقیمگویی و نصیحت گرایی در فیلم مخالفم. همه فكر میكنند كه باید در فیلم كودك، به بچهها نصیحت كرد و بگوییم بچهها خیلی بدند و بزرگترها خیلی خوب و بچهها باید خودشان را شبیه بزرگترها كنند. اما من با این قضیه مخالف هستم.
عملیات مهدكودك برای بچههای مهدكودكی است؟
بچههای 7-8 ساله. كه البته برای بزرگترها هم جذاب است. چون به هرحال بچهها با خانوادههایشان برای تماشای فیلم میآیند و فیلم طبیعتا باید برای آنها هم جذاب باشد.

الان میخواهم فقط درباره محتوای فیلم حرف بزنیم! به نظر میرسد همانطور كه در فیلم سلام برفرشتگان میخواستید مرگ را به بچهها آمورش دهید، در عملیات مهدكودك هم میخواستید چگونگی برخورد با پدرومادر را آموزش دهید. درست است؟
بله. و البته چیزهای دیگری هم هست. سلام برفرشتگان به من خیلی كمك كرد كه بتوانم مستقیمگویی در فیلم كودك را به حداقل برسانم. چون در آن فیلم وقتی موضوعمان درباره فرشتهها بود ما خیلی زود وارد مسائل دینی شدیم. شاید یكی از دلایلی كه مخاطب؛ عملیات مهد كودك را بیشتر از سلام بر فرشتگان دوست دارد، این است كه مستقیمگویی در این فیلم كمتر به چشم میخورد. در عملیات مهدكودك سعی كردیم به بچهها آموزش دهیم كه اگر در زندگیشان به مشكلی برخوردند حتما از خدا و فرشتههایی كه نگهبان آنها هستند كمك بخواهند. بیشتر از همه دوست داشتم كه حق بچهها را از بزرگترها بگیرم!
بزرگترهایی كه در فیلم ما به بچهها ظلم میكنند و آنها را نادیده میگیرند. البته من نمیخواهم علیه بزرگترها گارد بگیرم! آنها باید زحمت بكشند تا امورات زندگی را بچرخانند. اما در این دویدنها بچهها در حال فدا شدن هستند. سعی كردیم به این مقوله بپردازیم كه همه زندگی، پول در آوردن نیست. شاید یك شام ساده با بچه خوردن خیلی برایش شیرینتر باشد. این مطلب دومی بود كه میخواستم در كنار مسئله فرشتهها نشان دهم.
از آنجاییكه توجه به شخصیتپردازی در فیلم باعث همذاتپنداری بیشتر مخاطب و جلب توجه بیشتر او میشود، چقدر برای شما توجه به این مسئله مهم است؟
همانطور كه شما اشاره كردید شخصیتپردازی خیلی مهم است. به قول بزرگان؛ شخصیت یعنی ماجرا. یعنی اگر ما شخصیتپردازی درستی نداشته باشیم نمیتوانیم ماجرایی را رقم بزنیم. قبل از اینكه شروع به نوشتن فیملنامه كنم به 5 شخصیت مختلف فكر كردم كه از شخصیتهای بچههای دور و برم برداشت كرده بودم. در كنار اینها سعی كردم خانوادههایی را بیاورم كه از سطوح مختلف اجتماعی باشند تا بتوانم در كنار هم به كلیتی برسم. من در هر فیلمنامهای اول شخصیت پردازیام را انجام میدهم و اگر شخصیت پردازی درست از آب در بیاید خود ماجرا شكل میگیرد. منتها در این فیلم یك جاهایی برای اینكه فیلم طولانی نشود، بعضی جزئیات حذف شد. بعضی صحنههایی كه گرفته بودیم در روند تدوین حذف شدند و ممكن است از این جهت شخصیتها ابتر شدهباشند.
عملیات مهدكودك سعی كردیم به بچهها آموزش دهیم كه اگر در زندگیشان به مشكلی برخوردند حتما از خدا و فرشتههایی كه نگهبان آنها هستند كمك بخواهند.
شما میگویید شخصیتپردازی خیلی برایتان مهم است. اما نقد اصلیای كه به فیلم میكنند، عدم شخصیتپردازی دقیق شخصیتهاست. از آنجاییكه شخصیتپردازی یعنی توجه دقیق به جزئیات، به نظر میرسد نویسنده كمتر به جزئیات دقت كرده. این نكته بیشتر در مورد شخصیتهای فرعی صادق است. یعنی شخصیت پدرومادرها چندان قابل لمس نیستند. در صورتی كه هنر نویسنده و كارگردان هم در این است كه بتواند در كمترین زمان ممكن بهترین معرفی را ازشخصیتها داشته باشد.
من از دو منظر به شما جواب میدهم. اول اینكه اگر ما فیلمنامه عملیات مهدكودك را یك فیلمنامه كلاسیك بدانیم كه شروع و اوج و پایان مشخصی داشته باشد، در این صورت حرف شما كاملا درست است. در حالیكه این فیلمنامه اصلا كلاسیك نیست. شاید روایتش كاملا عجیب و غریب باشد اما ما قرار نیست داستان بگوییم و به بطن شخصیتها برویم. چون ما 5 شخصیت اصلی داریم كه بچهها هستند. شخصیتهای پدر و مادرها شخصیتهای كمكی محسوب میشوند. شخصیتهای فرعی در واقع برای اثر بخشی به شخصیت اصلی طراحی میشوند. در این فیلم پنج قصه در حال شكل گرفتن است. نقش فرعی آنقدر نباید سر و شكل داشته باشد كه جای نقش اول را بگیرد. ضمن اینكه ما در این فیلم میتوانستیم همانطور كه شما گفتید، زمان بیشتری را به معرفی پدرومادرها بدهیم اما خیلی فیلم طولانی میشد و از حوصله كودك خارج. بچهها ممكن است فیلمی را چندین بار ببینند و خسته نشوند چون در هربار دیدن یك بخش از فیلم را درك میكنند. ما عملیات مهدكودك را همینطور طراحی كردیم كه بچهها آن را چند بار ببینند و در هربار یك بخش از پیام داستان را بگیرند. ضمن اینكه فیلم ما تكه تكه است. یعنی هر بچهای ممكن است از یك تكهاش خوشش بیاید. اگر قرار بود این فیلم برای بزرگترها ساخته شود قطعا قصه سرراستی داشت. ما نمیتوانستیم از فرشته آنقدر زیاد استفاده كنیم و قصه به صورت منطقی پیش میرفت و همهشان هم به صورت منطقی متحول میشدند. اما الان دیگر درگیر منطق نیستیم. این نقد شما كاملا درست است اما به شرطی كه عملیات مهدكودك را یك فیلم قصهگوی سرراست بدانیم. قصه كلاسیك یك جورهایی در ایران هم منسوخ شده. بچههای امروزی انیمیشنهایی میبینند كه اصلا چنین روشی در قصهگویی ندارند.

میگویید بچههای امروز انیمیشنهای غیرایرانی را زیاد تماشا میكنند كه در آنها بیشتر به بچه آموزش داده میشود كه برای رسیدن به هدفش تلاش كند نه اینكه فقط دست به گریبان ماورا باشد! اما در عملیات مهدكودك مثلا گم شدن بلیت مسافرت پدر یكی از بچهها فقط با كمك فرشته امكانپذیر است! درست است؟
این تفاوت سینمای هالیوود با سینمای ایران است. انیمیشن «هواپیماها» و «توربو» را ببینید؛ در تمام این فیلمها به بچه میگویند روی پای خودت بایست، از موقعیتی كه داری نترس و آن را بهتر كن. این وسط خدا كجاست؟ در این انیمیشنها میگویند هر موقعیتی را كه به دست آوردی استفاده كن و در این راه میتوانی هركاری انجام دهی حتی اگر بتوانی دیگران را له كنی. مثلا در توربو آن حلزون با شیوهای جادویی تبدیل به موجودی میشود كه در مسابقهای شركت میكند و حتی با این كار برادرش را هم به خطر میاندازد. ما در «سلام بر فرشتگان» و «عملیات مهدكودك»، این نگاه اومانیستی را نداریم. ما میگوییم انسان میتواند جهان را تغییر دهد اگر و تنها اگر خدا بخواهد.
ولی همان حلزونی كه دربارهاش حرف میزنید قبل از اینكه به صورت جادویی تغییر كند، از خدا كمك خواست. حتی فیلم «تنها در خانه» را كه در دهه هشتاد میلادی ساخته شده میبینیم، وقتی كوین میخواست به جنگ با دزدها برود به كلیسا رفت و با خدا حرف زد و بعدش دست به كار شد. در دین اسلام هم معتقدیم خداوند عقل را آفریده تا انسان بنا بر عقلش تصمیماتش را بگیرد. درست است كه همه اتفاقات دنیا به اراده خداوند است. اما خدا عقل را هم آفریده تا با آن زندگی كنیم!
همانجور كه خداوند میگوید عقلت را به كار بینداز و بعد توكل كن در جای دیگری در قرآن به پیامبر میگوید در جنگ بدر شركت كن و من برای كمك به شما، فرشتههای نشاندار را میفرستم. تفكر مسیحی این است كه تو از خدا بخواه ولی باید خودت تلاش كنی. برای همین است كه نمود شیطان در فیلمهای مسیحی زیاد است.

ولی در آخر همه این فیلمها آدمی كه نیت خیری دارد، پیروز میشود!
ولی در خیلی از فیلمها خدا پیروز نمیشود و شیطان پیروز است! مثل سری فیلمهای طالع نحس و از این دست. اما در دین اسلام ما میگوییم كه شیطان میتواند وسوسه كند و نیرویی ندارد اما انسان نیرو دارد و میتواند كاری انجام دهد آنهم با كمك خدا و فرشتهها. فرشتهها در دین ما كارهای محیرالعقولی میتوانند انجام دهند. در قرآن آمده كه انسانها میتوانند از فرشته همراهشان كمك بگیرند. چیزهایی كه در عملیات مهدكودك میبینید جادو نیست. یعنی وقتی در قرآن گفته میشود كه اگر خدا اراده كند كه چیزی بشود پس میشود، یعنی ما در این فیلم كاملا داریم روی خط دین راه میرویم.
بحث ما در اینجا درباره فیلمهای كودك است! وقتی حضرت علی(ع) میگوید برای رفع مشكلت آرام باش، توكل كن، تفكر كن و سپس آستینها را بالا بزن، آنگاه دستان خدا را میبینی كه زودتر از تو دست به كار شده، یعنی باید به قوای عقلی هم تكیه كنیم و تلاش داشته باشیم!
بچههای عملیات مهدكودك تلاششان را در مرحله اول انجام میدهند اما آن تلاش خرابكاری به نظر میرسد. بچهها در این زمانه آنقدر ذلیل شدهاند كه اگر دست به دعا برندارند هیچ بزرگتری كمكشان نخواهد كرد. الان بچههای ما دیگر با هم دوست نمیشوند. فقط كتك زدن را یاد گرفتهاند كه مثلا برای گرفتن حقشان باید همدیگر را كتك بزنند. ولی من میخواهم در این فیلم بگویم تا فافا نیاید و تا فوفویی نباشد بچهها واقعا نمیتوانند كاری كنند. یعنی امروزه بشر دیگر نمیتواند كاری انجام دهد حتما باید دست به دامن خداوند شود.

شما میگویید میخواستید داستان امروز بشر را روایت كنید. ولی اینكه پدر و مادرها كمتر به بچههایشان توجه میكنند بحث امروز و دیروز نیست. بحثی است كه سالها در تلویزیون و سینمای ما نشان داده شده و كاملا كلیشهای است. در فیلم «تنها در خانه» آن بچه از ترس یك جا كز نمیكند بلكه عقلش را به كار میاندازد. اما به نظر میرسد عملیات مهدكودك نه تنها راهحلی برای مشكل ارائه نمیدهد بلكه سعی دارد نشان دهد كه راهحل مشكل فقط و فقط تكیه بر ماوراست و بچهها كاملا ضعیفند و نمیتوانند كاری انجام دهند!
این دقیقا همان چیزی است كه من میخواستم در فیلم بگویم. من هم خیلی دوست داشتم مثل «تنها درخانه» خرابكاریهایی در فیلم نشان دهم كه باعث خنده و انبساط خاطر شود و بزرگترها را به زانو در بیاورد. اما به راحتی جلوی این كار را گرفتند. گفتند شما بدآموزی دارید و بچهها نباید در عملیاتشان موفق باشند! سه بار فیلمنامه بازنویسی شد كه این بخشها از آن حذف شود. ما هم سعی كردیم برای اینكه پروانه ساخت بگیریم فیلمنامهمان را ابتر كنیم در حالیكه میل قلبی من این بود كه خرابكاریای در فیلم رخ دهد. البته ما خودمان هم نمیخواستیم بدآموزیای داشته باشیم. زیرمتن این فیلم میخواستیم به بزرگترها بگوییم اگر شما به داد كودكان نرسید كسی هم به داد آنها نمیرسد.
یعنی دركل ما نباید در فیلم كودك كاری كنیم كه بچه ترغیب شود از قوای عقلیاش استفاده كند؟
ما در این فیلم سعی كردیم این مسئله را هم به بچهها آموزش دهیم. اما در زیر متن فیلم میخواهیم بگوییم اگر كمك خدا و توجه بزرگترها نباشد بچهها هیچكاری نمیتوانند انجام دهند. بچهها در معرض خطر هستند.
بخش سینما و تلوزیون تبیان
منبع : روزنامه تهرانامروز/ محبوبه شعاعی


