• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • تعداد بازديد :
  • 15628
  • چهارشنبه 1382/3/7
  • تاريخ :

پرورش اعتماد به نفس ( قسمت2)

2- اقدامات در رابطه با خانواده:

 دراین زمینه از مباحثی باید سخن گفت كه خانواده در رابطه با خود و هم در رابطه با كودك باید مورد توجه و عمل قرار دهد. خانواده مسئول بسیاری از سلامت ها و یا ناسلامتی های كودك است. درآنچه كه مربوط به اعتماد به نفس می شود جوانب و اصولی را باید مراعات كرد كه نوع موضعگیری هایشان در خوشبختی یا بدبختی كودكان مؤثر است و ما ذیلاً به نمونه هائی از آن اشاره خواهیم كرد:

- استقرار روابط صحیح بین زوجین به گونه ای كه با هم جر و بحث نكنند و با درگیری خود روحیه كودك را نشكنند.

- اصلاح جو خانواده از آن بابت كه طفل برای اطمینان به خود نخست باید خاطری جمع و مطمئن از خانه داشته باشد.

- محبت كردن به طفل به صورتی كه خود را نیازمند به جلب محبت دیگران نبیند.

- اعلام محبت به طفل به صورتی كه طفل آن را بفهمد و لمس كند و به والدین اعتماد نماید و قدر آن محبت را بداند.

- تحسین از كارهای مهمی كه او انجام داده ، تا  بر این اساس او را به زندگی دلگرم نمایند.

- آرام و بی دغدغه داشتن زندگی به صورتی كه كودك خانه و والدین را قوی ترین پناهگاه خود بداند.

- پایه گذاری روش زندگی براساس عزت نفس ، مناعت طبع ، احترام متقابل ، رعایت حقوق یكدیگر.

- تنظیم گفت و شنود با كودك بر مبنای دادن آموزش و آگاهی ، اصلاح نقایص و عیوب.

- خودداری از واداشتن كودك به شكسته نفسی یا تن دادن به اغراق و گزافه گویی و غلو كه خود سبب ضعف روحیه است.

- دوری از رنجیدن از هم و رنجاندن یكدیگر، حتی در آنچه كه مربوط به اغیار است و این خود سببی برای دوری از اضطراب هاست.

- محدود كردن توقع خود از كودك وتوجه به این امر كه او چون فردی بزرگسال ، آگاه و توانا نیست.

3- اقدامات در رابطه با مدرسه و اجتماع:

 در امر تربیت كودكان همه مسئولند با این تفاوت كه مسئولیت برخی نسبت به دیگری بیشتر است. مسئولیت والدین دردرجه اول ، و مسئولیت مدرسه و اجتماع در درجه دوم است . بدین حساب ضروری است كه در این مورد نیز توجهاتی معطوف دارد.

- قبول اجتماعی كودك به گونه ای كه او احساس كند فردی محترم و عزیز است و اجتماع باید روی او حساب باز كند.

- ایجاد زمینه برای رشد و موفقیت او با استفاده از زمینه ها و امكاناتی كه می تواند در اختیار داشته باشد.

- كمك به او در صورت شكست ، و گشودن راه به روی او در صورت احساس به بن بست رسیدن.

- دادن دلگرمی و اعتماد به او به صورتی كه از مواجه شدن با مدرسه و معلم نترسد و دچار لكنت و ضربان سریع قلب نشود.

- مورد توجه قرار دادن او و كارهایش ، در عین این كه ممكن است به نظر ناچیز رسد.

- خودداری از سپردن شاگردی ضعیف به قوی و دادن سرپرستی و ولایت به او. زیرا كه طفل در آن صورت احساس عدم لیاقت می كند.

- دادن اعتماد  به او كه پیش رود و اطمینان به این كه همواره حمایتش خواهید كرد.

- زمینه سازی برای حركت تدریجی و قدم به قدم او ؛ از آن بابت كه هر سنی مقتضایی دارد و شرایط رشد فرق می كند.

عوامل مؤثر در ایجاد اعتماد به نفس

در ایجاد روحیه اعتماد به نفس دركودكان عوامل متعددی دخالت دارند كه والدین و مربیان در این زمینه باید بسیار مراقب و هشیار باشند. آن عوامل ، متعدد و برخی از آنها عبارت اند از:

1- جنبه الگویی والدین

: پدر و مادر نخستین معلم و مربی كودك اند، علمكرد و رفتار آنها درس آموزنده ای برای كودكان است. اگر والدین افرادی ترسو یا شجاع باشند ، فرزندان اغلب به همانگونه خواهند بود. اگر پدر و مادر آرام و متین و با وقار،  و در برابر حوادث صبور و استوار باشند كودك هم از آنها تبعیت خواهد كرد.جنبه الگویی والدین همیشه باید مورد نظر باشد. خود نگهداری و خونسردی آنها ، عامل رشد و پیشرفت فرزندان و كلید حل بسیاری از معماهای زندگی است. موضع گیری شما در برابر امور و حوادث باید به گونه ای باشد كه كودك از مشكل فرار نكند و در برابر دشواری ها خود را نبازد. برای وصول به چنین مقصدی ضروری است شما خوددار و خود نگه دار باشید.

2- ایجاد طمأنینه در نفس:

آرامش و اطمینان باید بر كودكان غالب باشد آنچنان كه دلهره ای و شوری آنان را نلرزاند و امكان درست اندیشی در آنان باشد . به آنها برای اقداماتشان وقت بدهید، بگذارید فرصت تصمیم گیری داشته باشند و برای مسائل شان در حد فكر كوچك شان بیندیشند.

ممكن است فرزند شما متناسب با سنش كفایت لازم را نداشته باشد ولی بدانید كه سرزنش های شما در این مورد كارساز نیست. ملامت شما  سرگشتگی آنان را بیشتر خواهد كرد. شما برای دادن اعتماد واطمینان به فرزندان خود باید كاری كنید كه آنها به لیاقت خود اطمینان پیدا كنند و خود را واجد صلاحیت وشایستگی لازم بدانند.

3- ایجاد مهارت:

اصولاً نیرومندی و توانایی در امور خود ، گامی اساسی برای پیشرفت مقاصد و دستیابی به اهداف زندگی است. بسیاری از افراد نمی توانند اعتماد به نفس داشته باشند چون برای زندگی و یا وظیفه ای كه شما برایشان معین كرده اید مهارت كافی كسب نكرده اند.بدین سان آموزش و مهارت و راه و رسم كار، و روش كسب موفقیت و پیروزی در امور ، خود از عوامل رشد است. به كودك مهارت بیاموزید، یادش دهید كه چه كند تا موفق باشد ، چه شیوه ای را به كار گیرد تا در زمینه خاص و مورد نظرتان توفیقی حاصل كند.

4- امكان عرضه خود:

گاهی فرزندان ما برای عملی كه انجام داده و یا از انجام آن سرباز زده اند دلایلی دارند كه متأسفانه اجازه عرضه آن را ندارند. به طفل باید میدان داد كه حرف خود را بزند، دلایل خود را عرضه كند و مطالب و منطق خود را اگر چه كسل كننده است بیان نماید.همچنین كودكان ما نیاز به خودنمائی دارند و ما تا حدودی كه این امر موجب لوس شدن و غرور كودك نشود باید بپذیریم  و بگذاریم كارهای ظاهراً مهمی كه او انجام داده روشن شود ، پیشرفت و ترقیات خود را عرضه كند و  گفتنی ها را اعلام نماید.

5- ایجاد زمینه برای تجربه:

كاری كنیم كودك آنچه را كه می خواهد لمس كند، تجربه نماید، بچشد و ببیند. اگر خواستار انجام امری است شخصاً وارد كار شود، اگر درصدد ساختن دستگاهی است ، بدان اقدام نماید و عملاً توان و لیاقت خود را دریابد.آزادی او در تجربه و لمس اشیاء، تا حدی كه موجب وارد آمدن لطمه ای به كودك نشود نه تنها موجب افزایش دید وتبحر او خواهد شد، بلكه عملاً او را به شخصیت و مقام خود آگاه خواهد كرد و او در خواهد یافت كه آیا توان و لیاقت انجام كاری را دارد یا نه.

6- حفظ سلامت او:

سلامت بدن، بهداشت روان، حالات عمومی فرد و گرسنگی، تشنگی ، نیازمندی، ترس، امنیت و... همه و همه در حالات و عملكردهای فرد مؤثرند و موجب حُسن یا سوء رفتار خواهند شد.جلوگیری ازعواملی كه مایه درد و رنج بدن اند و سبب فرسودگی و ناتوانی می شوند، مراقبت در بهداشت طفل به صورتی كه كودك دچار كسالت و نقاهت مداوم نگردد و فردی بهانه گیر نشود ، خود درایجاد حالت اعتماد به نفس كودك مؤثر است ومربیان باید این نكته را نیز در نظر داشته باشند.

خودداری های لازم:

والدین و مربیان در طریق ایجاد حالت اعتماد به نفس در كودكان ، از ارتكاب  بسیاری از اعمال كه متأسفانه هم اكنون در نزد برخی از آنها رایج و مجاز است باید خودداری كنند . برخی از این موارد عبارتند از:

1- مداخله در كار كودكان:

ما نمی خواهیم سلطه والدین را منكر شویم و حق دخالت در امور فرزند را از پدر و مادر سلب كنیم بلكه مقصود ما این است كه ازهمان اوان كودكی ضروری است كارهائی در حد توان و قدرت طفل به او بسپاریم و از او بخواهیم كه مستقلاً آن كار را انجام دهد.بگذاریم فرزندمان شخصاً انجام كاری را بپذیرد بدون این كه ما در آن مستقلاً مداخله كنیم. اگر نواقصی در كار ملاحظه شد بعداً می توان به او تذكر داد. آنها به این استقلال نیاز دارند : هم برای تمرین و تجربه ، و هم برای ارضای جنبه استقلال طلبی خود.

2- تجاوز به حدود آنها:

با همه نیازمندی ها و دلبستگی ها ، كودكان مان احساس می كنند كه تنها صاحب این جهانند و سرنوشت همه ی افراد به دست آنهاست. اشیایی را به خود اختصاص داده و جایی را در خانه از آن خود می دانند . اگر گوشه اطاق را به او اختصاص داده اید پاگذاری در مرز آن را كودك تجاوزبه حساب خواهد آورد. او كاغذی را به صورت هواپیما در می آورد و در آنجا قرار می دهد شما با توجه به این كه آن شیء بیهوده است پاره اش می كنید و كودك گمان دارد شما دل او را پاره كرده اید. تا آنجا كه رعایت حقوق كودك ، موجب وارد آمدن لطمه ای بر او نیست پذیرای مالكیت و آزادیش باشید.

3- انجام كار آنها:

برخی از مادران و پدران برای فرزندان خردسال خود دلسوزی می كنند و كارهای او را بخصوص كار مدرسه را  انجام می دهند. این كار نه تنها به امر تحصیل كودكان لطمه وارد می آورد، بلكه به شخصیت و اعتماد به نفس آنها هم صدمه می زند. چنین كودكانی شدیداً به والدین خود وابسته شده و اتكای به نفس را از دست خواهند داد.

والدین باید اجازه و دستور دهند كه كودك كار خود را انجام دهد و فقط به گونه ای او را هدایت و راهنمایی كنند. زیرا در غیر این صورت به جای فایده رساندن ضرر می زنند و فرزندان خود را تدریجاً افرادی ناتوان تربیت می كنند و بدین ترتیب عدم اعتمادشان به خود ، ریشه دار خواهد شد.

4- تحقیرها:

این كه فرزند شما در مقایسه با خودتان كوچك و ناتوان است و قدرت و توان انجام كارهای مهم را ندارد جای بحث و سخنی نیست ولی شما هرگز نباید كار او را به خود مقایسه كنید و در نتیجه خوار و بی مقدارش بشمارید. تحقیر كردن طفل سبب احساس بی اعتباری او خواهد شد.ما والدینی را می شناسیم كه فرزندشان متناسب با سن و رشدش كار مهمی انجام می دهد ؛ مثلاً مشق زیبایی می نویسد و یا نقاشی قشنگی را به پدر و مادر عرضه می كند . اما والدین به او نهیب می زنند كه این چه مزخرفی است و با چنین تحقیری اعتماد به نفس او را می شكنند و یا بدون توجه ، كار كودك را با كار خود یا دیگران مقایسه كنند و می گویند من از تو بهتر می كشم و فلان كار از عهده تو خارج است و طفل آن را تحقیری برای خود به حساب می آورد.

5- به رخ كشیدن نواقص:

ممكن است فرزند شما نقصی و یا نارسائی عضوی داشته باشد. او در این نقص و نارسائی مقصر نیست و اگر هم روزی اشتباه كرده و دچار چنین نقص مداومی شود نباید به خاطر آن سرزنش بشود و شخصیتش خرد و تحقیر گردد.برخی از والدین و مربیان مثلاً به خاطر عدم فرمانبری فرزند یا ضعف درسی او ، برای این كه دلش را بسوزانند نقص عضو او را به رخش می كشند، دل جریحه دار او را مجروح تر می سازند وخاطره ای را كه طفل اصرار به فراموش كردن آن دارد از نو به یادش می آورند و در نتیجه روحیه او را می شكنند و باعث افسردگی اش می شوند و این خود خطا و لغزشی است كه سبب پیدایش احساس حقارت در او می شود.

6- دلسرد كردن:

آیا می دانید سخنان تلخ و رفتار نابهنجارتان با كودك سبب پیدایش چه دشواری و مسائلی می شود و چگونه او را از خود دلسرد و بیزار می كند. چه زشت است كه والدین و مربیان با استفاده از قدرت و حاكمیت خود سخنانی را بر زبان آورند كه موجب احساس ضعف و ناتوانی طفل شود.كودك كاری انجام می دهد كه به نظر خود نوعی سرگرمی و اشتغال است. مأیوس و دلسرد كردن كودك از اقدام به یك امر موجب كشتن اعتماد به نفس و از دست دادن اطمینان خواهد شد. او طبعاً تصمیم خواهد گرفت كه دیگر به كاری اقدام ننماید.

7- سرزنش بسیار:

از مسائل و عواملی كه اعتماد به نفس را در كودك می كشد سرزنش های مداوم و افراطی است. سرزنش ها ، برای كودك آینده ای هراس انگیز خواهد ساخت و سبب آن خواهد شد كه او امور را با بدبینی بنگرد و بدین ترتیب روزگار حال و آینده اش تاریك شود.اگر تذكرات شما در اصلاح كودك مفید نیفتاد و یكی دو بار هم سرزنشش كردید و مؤثر واقع نشد ، ضروری است سرزنش ها را قطع كنید و علل و انگیزه های آن نابهنجاری یا بد رفتاری را تعقیب كنید. زیرا در مواردی خود طفل در وضع و موقعیتی قرار می گیرد كه قادر به اصلاح وضع خود نیست و سرزنش های مداوم شما او را بیش از پیش از خود مأیوس می سازد.

8- شكست دادن ها:

ممكن است شما با فرزند خود بازی دوستانه ای داشته باشید . البته این كار ، مفید و ضروری است. در سایه آن می توانید به كودك درس بیاموزید ، عیوب او را اصلاح كنید و... ولی آنچه قابل ذكر است این است كه اصرار نداشته باشید كودك در بازی با شما شكست بخورد، مگر آنگاه كه قصد داشته باشید از این طریق راه موفقیتی را به طفل بیاموزید.شكست كودك از شما ، به ویژه اگر مكرر و مداوم باشد ، سبب آن خواهد شد كه او در توان و لیاقت خود شك كند و روح اعتماد به نفس در او كشته شود. ما منكر این امر نیستیم كه كودك باید گاهگاهی طعم شكست را بچشد تا به تدریج كار آزموده و ورزیده شود ، ولی این امر نباید مكرر شود.

كنترل ها:

در طریق تربیت كودك و پرورش اعتماد به نفس در كودكان ، ضروری است كه آنها را  از جهاتی تحت كنترل قرار دهید. این كنترل ها درباره همه عوامل و مسائلی است كه در جهت سازندگی و ویرانی بنای شخصیت كودكند . از آن جمله اند:

1- كنترل معاشرت:

دوستان و معاشران طفل می توانند نقش مهمی را در زندگی  او ایفا كنند . فرزندان، خواسته و ناخواسته تحت تأثیر دوستان خود هستند و خوی و اخلاق آنها را كسب می كنند.

2- كنترل واردات ذهنی

:خواندنی های كودك را از كتاب، روزنامه ، مجله، و دیدنی های او و شنیدنی هایش را تحت نظارت داشته باشید. ببینید او چه داستانی می خواند، چه فیلم هایی را می بیند و...

3- كنترل حیات شخصی

: در این زمینه باید آمد و شدها، زندگی خصوصی و انزواجویی های طفل را زیر نظر داشته باشیم. گاهی كودك در خلوت است و سرگرم خیالبافی و بزرگ كردن شكست و محرومیت خود ؛ و اگر در همان حال بماند ، برای او زیانبخش است و حتماً باید از آن حالت بیرون آید.

4- كنترل تظاهرات و سخنان:

از همان آغاز زندگی باید مراقبت داشت كه كودك اسیر تظاهر و ریا و تملق و زرق و برق نگردد و اگر حالات و رفتار و یا گفتاری در این رابطه پدید آید باید آن را زیر نظر گرفت و جلوگیری كرد. حتی در مورد با هیجانات كودك باید كوشید كه تعدیل گردد و او بی جهت تسلیم آن حالات نگردد.

5- كنترل افسوس ها:

در این مسئله كه كودك در صورت خطا كاری باید پی به اشتباهش ببرد ، حرفی نیست . مخصوصاً باید موجباتی فراهم آورد تا او از كرده خود نادم و پشیمان شود. ولی نباید گذارد تمام فكر و ذهنش همیشه متوجه آن تأسف باشد و تدریجاً افسردگی بر او غالب شود. زیرا در چنان صورتی ، نه تنها اعتماد به نفس او جریحه دار می شود بلكه شخصیتش خرد خواهد شد.

همراهی ها:

در طریق تربیت طفل و پرورش اعتماد به نفس در او باید قدم هایی برداشته شود كه برخی از آنها عبارت اند از:

- راهگشایی برای موفقیت كودك و آماده كردن امكانات برای رشد او.

- استفاده از فرصت هایی كه گاهی در مسیر زندگی انسان پدید می آید و قرار گرفتن درآن موجب رشد است.

- به كارگیری رغبت های كودك و در نظر داشتن تمایلات او تا حدی كه موجب غرور و لوسی او نشود.

- حمایت از كودك ، به ویژه زمانی كه او با محرومیت یا شكستی مواجه شده است.

- ارائه راه های تازه برای موفقیت های بعدی و دمیدن روح امید برای حركت مجدد او.

- كشف استعدادهای نهان و به كار انداختن آنها در طریق حركت های جدید كودك.

- ایجاد تنوع در زندگی از طریق گرد ش ها ، تفریحات و جابه جایی ها.

- استفاده از غرور كودك برای رشد او و حركت دادن او و ایجاد جرأت و شهامت در او.

- و بالاخره سعی در حفظ روحیه كودك، احترام گذاری به شخصیت او و شاداب نگه داشتن او.

نشان اعتماد به نفس در كودكان

این كه آیا فرزند كوچك ما به تناسب سن و رشد، براین فرض كه مثلاً حدودهفت تا ده ساله ، باشد از اعتماد به نفس كافی برخوردار است یا نه؟ باید بگوئیم نشانی هایی در این رابطه وجود دارد كه اهم آنها عبارتند از:

- خود را دوست دارد و برای شخصیت خویش احترام قائل است.

- می تواند كودكان دیگر را دوست بدارد و حتی در راه آنها گذشت ها و خدماتی داشته باشد.

- در سخن گفتن متین و آرام و برخود مسلط است، نه لكنت دارد و نه عجله و شتاب.

- در بین جمع حرف خود را می زند و از شخصیت خود دفاع می كند.

- چهره اش بشاش و نگاهش مطمئن وبه خود امیدوار است و طبعاً دلهره و اضطراب ندارد.

- وظیفه ای را كه به او واگذار می شود پذیراست و در انجام آن می كوشد.

- بسیار خجول و منزوی نیست و از افسردگی و یأس به دوراست.

- بیش از این كه از دیگران متوقع باشد از خود توقع دارد و كار خود را به تنهایی  انجام می دهد.

- به لیاقت و مهارت خود تا حدود نسبتاً زیادی مطمئن است.

- در برابر امور و جریانات بی تفاوت نیست، می كوشد با ملاحظه خود، گامی در طریق انجام وظیفه بردارد.

- از شكست و محرومیت دیگران شادكام نمی شود و سعی می كند دیگران هم به خوشی دست یابند.

- برای كار و زندگی خود برنامه ای دارد و با نظم و دقت به پیش می رود، بدون این كه دچار عجله شود.

اگر در خصوص این موضوع سوالی داشتید، به مشاوره تبیان مراجعه نمایید .
UserName