هرچند که بزرگی تو در ابعاد کوچک کلام نمی‏گنجد، امّا قطره‏ای از تو نوشتن، دریای متلاطم عاشقان تو را آرام خواهد کرد و ساحل وجودشان را دیگر جزر و مدّ بی قراری فرا نخواهد گرفت. از تو نوشتن، آبی آرامش است، ای آسمان همیشه آبی عشق.

پنجشنبه ۲۱ اردیبهشت ۱۳۹۱ - ۰۰:۰۰
خانه ‏ای از بهشت
خانه ‏ای از بهشت خواستم از تو بنویسم، اما قلم توان نوشتن نداشت؛ زیرا که از تو نوشتن عشق می‏خواهد و دلی چو چشمه زلال، هرچه تفکر خویش را به کار انداختم، از تو هیچ در ذهن خویش نساختم، تا آن که کار دل به میان آمد. چشمه عشق درونم جوشید و دریای وجودم متلاطم شد. آن‏گاه امواج به تو پیوستنم اوج گرفت. با خود گفتم مگر می‏شود از تو ننوشت، ای یگانه بی همتای بهشت؟ هرچند که بزرگی تو در ابعاد کوچک کلام نمی‏گنجد، امّا قطره‏ای از تو نوشتن، دریای متلاطم عاشقان تو را آرام خواهد کرد و ساحل وجودشان را دیگر جزر و مدّ بی قراری فرا نخواهد گرفت. از تو نوشتن، آبی آرامش است، ای آسمان همیشه آبی عشق. آن‏گاه نوشتم « فاطمه »، زیباترین نام عالم، دختر نبی خاتم ، همسر حیدر ، بهترین مادر، یاسی از باغ همیشه سبز نبوّت، که بوی عطرِ معرفتش تا قیامت، در کوچه‏های حقیقت پیچیده خواهد بود. ای بزرگ بانوی عالم! تو از همان کوچکی به ضریح چشمان پدر دخیل بسته و امید خانه مادر بودی. در اجاق گرم محبّت تو همیشه شعله عشق زبانه می‏کشید. وقتی مادر، چمدان سفر همیشگی خویش را بست، دل پدر از سفر یار شکست؛ امّا تو دل بلورین پدر را بند زدی و خود را به دریای وجودش پیوند دادی. ای بهشت روی زمین! چه زیبا رسول خدا صلی ‏الله ‏علیه‏ و‏آله فرمودند: «هرگاه مشتاق بوی بهشت می‏شوم، دخترم فاطمه علیهاالسلام را می‏بویم» به راستی! بهشت از آن تو است یا تو از آن بهشت؟ یقین که خداوند، گل بهشت را از تو سرشت. ای چراغ روشن شب‏های خانه نبی! از آن زمان که ابتدای دل خویش را به انتهای دل علی علیه ‏السلام با پلی از مهر و وفا متصل کردی، زیباترین خانه عشق در جهان بنا شد؛ خانه‏ای که اهل بهشت در آن می‏زیستند. علی و فاطمه ، حسن و حسین ، زینب و امّ کلثوم علیهم السلام . شگفتا! مگر می‏شود بر خاک بی مقدار زمین، خانه‏ای از بهشت را بنا کرد؟ اگر از زمین گیاه رویید و سبز شد، یقین، جا پای فاطمه و خاندان بهشتی اوست. هرچند که بزرگی تو در ابعاد کوچک کلام نمی‏گنجد، امّا قطره‏ای از تو نوشتن، دریای متلاطم عاشقان تو را آرام خواهد کرد و ساحل وجودشان را دیگر جزر و مدّ بی قراری فرا نخواهد گرفت. از تو نوشتن، آبی آرامش است، ای آسمان همیشه آبی عشق وقت است که بوی بهشت در زمین جاری شود و تو، بانوی عرش، پابه زمین بگذاری و نظری بر عالمی بیندازی و نور خود را بر این عالم بتابانی. وقت است که حرف‏های ناگفته با مادرت را بی‏هیچ واسطه ‏ای بگویی و خاکروبه ‏ها را از صورت پدر پاک کنی. وقت است بانوی باشکوه بهشت، بی‏ هیچ استقبال و شکوهی، به زمین خاکی بیاید و خدا از این روی، فرشته‏ها و زنان بهشتی را بفرستد تا به جای مرد غفلت‏زده، به تو خوش‏آمد بگویند، آنها که در بهشت بدرقه‏ات کردند و خدا می‏خواست که تو چند سالی بانوی زمین باشی. بخش تاریخ و سیره معصومین تبیان حمید باقریان روح‏اللّه‏ شمشیری

برچسب‌ها

پربازدیدها

پربحث‌ها