• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • تعداد بازديد :
  • 2305
  • سه شنبه 1382/7/1
  • تاريخ :

بعثت در كلام خاندان رسالت

در مورد بعثت نبى‏اكرم ‏حضرت محمد بن عبدالله صلى‏الله‏علیه‏وآله، سخنهاى بسیارى ‏گفته شده و شاعران، ادیبان، حكیمان‏و نویسندگان، هریك به فراخور حال‏خود، این واقعه شگرف را به نظم و نثركشیده‏اند.

اما هیچ‏كس مانند خاندان‏ پیامبر خاتم صلى‏الله‏علیه‏وآله، كه‏در درك اسرار بعثت، یگانه همه اعصار و در شیوایى و رسایى سخن، سرآمد روزگار بوده‏اند، نتوانسته است ‏حق ‏مطلب را ادا كند و چنانكه شایسته این ‏رویداد عظیم است در مورد آن سخن ‏گوید.

از این رو گزیده‏اى‏ از بیانات دو گل سرسبد خاندان‏ رسالت، امیر بیان مولا على بن‏ابى‏طالب علیه‏السلام، و سیده زنان حضرت فاطمه زهرا علیهاالسلام را تقدیممی نماییم.

بعثت در كلام امیر مؤمنان على علیه‏السلام

در اولین خطبه نهج‏البلاغه، امیرمؤمنان علیه‏السلام، درباره پیامبران ‏و ازجمله پیامبرخاتم مى‏فرماید:

"پس هرچند گاه پیامبرانى فرستاد و به وسیله آنان به بندگان هشدار داد تا حق میثاق الست ‏بگزارند، و نعمت ‏فراموش كرده را به یاد آرند. با حجت وتبلیغ، چراغ معرفتشان را بیفروزند تا به آیتهاى خدا چشم دوزند، از آسمانى‏ بالا برده و زمینى زیرشان گسترده، وآنچه بدان زنده‏اند و چسان مى‏میرند و ناپاینده‏اند، و بیماریهاى پیركننده ‏و بلاهاى پیاپى رسنده. و هیچگاه ‏نبود كه خدا آفریدگان را بى ‏پیامبر بدارد، یا كتابى در دسترس آنان‏ نگذارد، یا حجتى بر آنان نگمارد، یا از نشان دادن راه راست دریغ دارد.

پیامبران كه اندك بودند و مخالفشان ‏بسیار، و در دام شیطان گرفتار، در كارخویش درنماندند و دعوت حق را به‏ مردم رساندند. گاه پیامبر پیشین نام‏ پیامبر پس ازخود را شنیده، و گاه ‏وصف پیامبر پسین را به امت ‏خویش ‏گفته. زمان این چنین گذرى شد. پدران رفتند و پسران‏ جاى آنان را گرفتند تا آنكه خداى‏ سبحان محمد صلى‏الله‏ علیه ‏و آله، را پیامبرى داد تا دور رسالت را به پایان ‏رساند و وعده حق را به وفا مقرون‏ گرداند، طومار نبوت او به مهر پیامبران ممهور و نشانه‏هاى او دركتاب آنان مذكور، و مقدم او بر همه‏ مبارك و موجب سرور، حال آن که مردم ‏زمین، هردسته به كیشى گردن نهاده ‏بودند، و هرگروه پى خواهشى افتاده ، و در خدمت آیینى ایستاده، یا خدا را همانند آفریدگان دانسته، یا صفتى كه ‏سزاى او نیست ‏بدو بسته، یا به بتى‏ پیوسته و ازخدا گسسته. پروردگار،آنان را بدو از گمراهى به رستگارى‏ كشاند و از تاریكىونادانى رهاند.

سپس دیدار خود را براى محمد صلى‏الله ‏علیه ‏وآله گزید – و درجوارخویش او را پسندید - و از این جهانش ‏رهانید. او را نزد خود برد تا در فردوس اعلى نشیند، و بیش از این سختى ‏این جهان نبیند.

پس بزرگوارانه او را دیدار ارزانى ‏داشت و او میراثى كه پیامبران ‏مى‏نهند براى شما گذاشت، چه آنان ‏امت ‏خویش را وانگذارند مگر با نشان ‏دادن راهى روشن و نشانه‏اى معین.

كتاب پروردگار در دسترس ‏شماست، حلال و حرام آن پیداست، واجب و مستحب آن هویداست، ناسخ ‏و منسوخش روشن، رخصت و عزیمت‏ آن معین، خاص و عامش معلوم، پند ومثلهایش مفهوم، مطلق و مقیدش‏ پدیدار، محكم و متشابهش آشكار، مجمل آن تفسیرشده، و نامفهومش ‏تعبیرشده، از حكمى كه بدانند و انجام‏ دادنى است، و آنچه ندانند وواگذاردنى است، حكمى است وجوب ‏آن درقرآن معین، و نسخ آن در سنت ‏مبرهن، و حكمى كه سنت گوید باید، و كتاب رخصت دهد كه ترك آن شاید، وحكمى كه در وقتى خاص بر مكلف‏ نوشته است، وچون وقتش سپرى شد تكلیفکرده است، و حرامهایى ‏ناهمسان، با كیفرهایى سخت و یا آسان، گناهى بزرگ كه كیفرش آتش ‏آن جهان است، و گناهى خرد كه براى ‏توبه كننده امید غفران است، یا آنچه ‏مقبول، میان دشوار و آسان است." (1)

آن حضرت در قسمتى از خطبه ‏33 بعثت پیامبراكرم صلى‏الله ‏علیه ‏و آله را چنین توصیف‏ مى‏كند:

"خدا محمد را برانگیخت و از عرب ‏كسى كتابى نخوانده بود و دعوى ‏پیامبرى نكرده بود. محمد صلى‏الله‏ علیه ‏وآله، مردم را به راهى ‏كه بایست كشاند، و در جایى كه باید نشاند، و به رستگارى رساند، تا آن كه ‏كارشان استوار و جمعیتشان پایدارگردید." (2)

در خطبه 94 نیز در وصف سلسله‏ پیامبران الهى مى‏فرماید:

پس آنان را در بهترین ودیعت‏ جاى به امانت‏ سپرد، و در نیكوترین ‏قرارگاه مستقر كرد. از پشتى به پشت ‏دیگرش داد، همگى بزرگوار، چون‏ یكى از آنان درگذشت، دیگرى براى ‏حمایت دین برخاست، و جانشین اوگشت، تا آن كه تشریف بزرگوارى ازسوى خداى بارى، به محمد صلى ‏الله‏ علیه ‏وآله رسید، و او را ازبهترین خاندان و گرامیترین دودمان ‏بركشید. از درختى كه پیامبران خود را ازآن جدا كرد، و امینان خویش را برگزید و بیرون آورد. فرزندان او بهترین فرزندانند، و خاندانش ‏نیكوترین خاندان و دودمان او بهترین دودمان. در گرداگرد مكه ‏روییدند، و دركشتزار بزرگوارى‏ بالیدند. شاخه‏هایشان بلند و سر به ‏آسمان كشیده است و دست كسى به ‏میوه آن نارسیده.

او پیشواى كسى است كه راه ‏پرهیزگارى پوید، و چراغکسی است كه ‏راهنمایى جوید. چراغى است كه پرتو آن دمید، ودرخششى است كه روشنى‏ آن بلند گردید، و آتشزنه‏اى است، كه ‏نور آن درخشید. رفتاراو میانه‏روى‏ در كار است، و شریعت او راه حق را نمودار. سخنش حق را از باطل جدا سازد، و داورى او عدالت است - و ستم ‏را براندازد - او را هنگامى فرستاد كه‏پیامبران نبودند(و مردمان)به خطاكار مى‏نمودند، و امتان در نادانى مى‏غنودند.

خداتان بیامرزاد! به كار پردازید، و نشانه‏هاى آشكار را پیشواى خود سازید تا كه راه گشاده است و راست، و شما را به خانه‏اى مى‏خواند كه ‏سلامت آنجاست. شما در خانه‏اى به ‏سر مى‏برید كه باید خشنودى خدا را درآن به دست آرید، درمهلت وآسایش خاطرى كه دارید، كه نامه‏ها گشوده است و خامه فرشتگان روان، تن‏ها درست است و زبانها گردان. توبه شنیده است و كردارها پذیرفته." (3)

امیرمؤمنان علیه‏السلام، درخطبه 95 به توصیف وضعیت ‏مردمان تا پیش از برانگیخته شدن‏ حضرت ختمى مرتبتمحمد صلى‏الله ‏علیه ‏و آله پرداخته،‏مى‏فرماید:

او را برانگیخت، حالى كه مردم ‏سرگردان بودند، و بیراهه فتنه را مى‏پیمودند. هوا و هوسشان سرگشته‏ ساخته، بزرگى خواهى‏شان به ‏فرودستى انداخته، از نادانى گرفتار.

او كه درود خدا بر وى باد، خیرخواهى‏ را به نهایت رساند، و از طریق حكمت و موعظه نیكو مردم ‏را به خدا خواند."(4)

آن حضرت در قسمتى از خطبه ‏96 نیز حضرت ختمى مرتبت را چنین ‏توصیف مى‏كند:

" قرارگاه او بهترین قرارگاه است. و خاندان او را شریفترین پایگاه است، ازكانهاى ارجمندى و كرامت، و مهدهاى ‏پاكیزگى وعفت. دلهاى نیكوكاران به‏ سوى او گردیده. دیده‏ها در پى او دویده. كینه‏ها را بدو بنهفت و خونها به بركت او بخفت. مؤمنان را بدو، برادران هم‏ كیش ساخت، و جمع كافران ‏را پریش، خواران را بدو ارجمند ساخت و سالار، و عزیزان را بدو خوار. گفتار او ترجمان هر مشكل است وخاموشى او زبانى گویا براى اهل دل." (5)

و سرانجام در خطبه 110 دروصفپیامبر اكرم صلى ‏الله ‏علیه ‏و آله مى‏فرماید:

"دنیا را خوار دید و كوچكش شمرد، سبكش گرفت و هیچش به حساب ‏آورد،و دانست كه خدا دنیا را ازاوگرفت چون چنین خواسته بود، و دیگرى را ارزانى داشت چون حقیرمى‏بود. پس به دل از آن روى ‏برگرداند، و یادش را در خاطر خویش ‏میراند،و دوست داشت كه زینت دنیا ازدیده‏اش نهان شود تا از آن رختى ‏گرانبها نگزیند، و امید ماندن در آن به‏ دلش ننشیند. رسالت پروردگار را چنان رساند، كه براى كسى جاى عذر نماند، و امت‏ خود را اندرز گفت و ترساند، و مژده بهشتشان داد، و بدان‏ خواند.

ما درخت نبوتیم و فرود آمد نگاه ‏رسالت، و جاى آمد وشد فرشتگان ‏رحمت، و كانهاى دانش وچشمه‏ سارهاى بینش. یاور و دوست ‏ما، امید رحمت مى‏برد، و دشمن وكینه جوى ما، انتظار قهر و سطوت." (6)

بعثت در كلام فاطمه زهراعلیهاالسلام

پاره تن رسول خدا، حضرت‏ فاطمه زهرا علیهاالسلام، كه در خانه‏ وحى پرورده شده بود و صداى بال ‏جبرئیل را شنیده بود، پس از رحلت ‏نبى‏اكرم صلى‏الله‏ علیه ‏و آله، و در پى‏ جفاى بزرگى كه مردم در حق‏ خاندان او روا داشتند، با قلبى پرخون ‏به مسجد مدینه درآمده و رو به مردم‏ غفلت ‏زده خطبه‏اى ایراد مى‏كند كه در تاریخ سخنوران عرب جاودانه ‏مى‏شود. آن حضرت در این خطبه به‏ زیباترین بیان، بعثت و رسالت ‏نبى‏اكرم را به ‏وصف مى‏كشند و حال و روز مردم ‏جزیرةالعرب را قبل و بعد از بعثت ‏به ‏تصویر درمى‏آوردند.

حضرت فاطمه زهراعلیهاالسلام، در ابتداى خطبه مزبور به حمد و ثناى الهى پرداخته ومى‏فرماید:

" ستایش خداى را بر آنچه ارزانى ‏داشت و سپاس او را بر اندیشه نیكو كه در دل نگاشت. سپاس بر نعمتهاى‏ فراگیر كه از چشمه لطفش جوشید. وعطاهاى فراوان كه بخشید. ونثار احسان كه پیاپى پاشید. نعمتهایى كه‏ از شمار،افزون است. و پاداش آن از توان بیرون. و درك نهایتش نه در حد اندیشه ناموزون. سپاس را مایه فزونى نعمت نمود. و ستایش را سبب فراوانى پاداش‏فرمود. و به درخواست پیاپى برعطاى خود بیفزود. گواهى مى‏دهم كه‏ خداى جهان یكى است. و جز او خدایى ‏نیست. ترجمان این گواهى دوستى‏ بى‏آلایش است. و پاى ‏بندان این اعتقاد، دلهاى با بینش. و راهنماى رسیدن‏ بدان، چراغ دانش. خدایى كه دیدگان او را دیدن نتوانند، و گمانها چونى وچگونگى او را ندانند. همه چیز را ازهیچ پدید آورد. و بى‏نمونه‏اى انشا كرد. نه به آفرینش آنها نیازى داشت. و نه ازآن خلقت ‏سودى برداشت. جزآن كه خواست قدرتش را آشكار سازد وآفریدگان را بنده‏وار بنوازد. و بانگ ‏دعوتش را درجهان اندازد. پاداش را درگرو فرمانبردارى نهاد. و نافرمانان ‏را به كیفر بیم داد. تا بندگان را ازعقوبت ‏برهاند، و به بهشت كشاند."(7)

آن حضرت در ادامه در بیان‏آفرینش و بعثت‏ حضرت‏ ختمى ‏مرتبت مى‏فرماید:

" گواهى مى‏دهم كه پدرم محمد بنده ‏او و فرستاده اوست. پیش از آن كه او را بیافرینداو را برگزید. و پیش از پیمبرى ‏تشریف انتخاب بخشید و به(خوب) نامیش ‏نامید كه مى‏سزید.

و این هنگامى بود كه آفریدگان از دیده نهان بودند. و در پس پرده بیم‏ نگران. و در پهنه بیابان عدم ‏سرگردان. پروردگار بزرگ پایان همه‏ كارها را دانا بود. و بر دگرگونى‏هاى‏ روزگار در محیط بینا. و به سرنوشت ‏هر چیز آشنا. محمد صلى‏الله ‏علیه ‏و آله را برانگیخت تا كار خود را به اتمام و آنچه را مقدرساخته به انجام رساند. پیغمبر كه ‏درود خدا بر او باد،دید: هر فرقه‏اى‏ دینى گزیده. و هر گروه در روشنایى‏ شعله‏اى خزیده. و هر دسته‏اى به بتى ‏نماز برده. و همگان یاد خدایى را كه ‏مى‏شناسند از خاطر سترده‏اند.

پس خداى بزرگ تاریكیها را به ‏نور محمد روشن ساخت. و دلها را از تیرگى كفر بپرداخت. و پرده‏هایى كه‏ بر دیده‏ها افتاده بود به یك سوانداخت. سپس از روى گزینش ومهربانى جوار خویش را بدو ارزانى‏ داشت. و رنج این جهان كه خوش ‏نمى‏داشت، از دل او برداشت. و او را درجهان فرشتگان مقرب گماشت. و چتر دولتش را در همسایگى خود افراشت. و طغراى مغفرت و رضوان را به نام اونگاشت.

درود خدا و بركات او بر محمد صلى‏الله‏ علیه ‏و آله پیغمبر رحمت، امین وحى و رسالت و گزیده ازآفریدگان و امت ‏باد." (8)

آنگاه رو به مجلسیان كرده وآنچه را كه پیامبر خاتم (ص) بر آنها ارزانى ‏داشته بود، چنین برمى‏شمارد:

شما بندگان خدا! نگاهبانان حلال وحرام، و حاملان دین و احكام، وامانت ‏داران حق و رسانندگان آن به ‏خلقید.

حقى را از خدا عهده دارید. و عهدى ‏را كه با او بسته‏اید پذیرفتار. ما خاندان را، در میان شما به خلافت ‏گماشت و تاویل كتاب‏الله را به عهده ‏ما گذاشت. حجتهاى آن آشكار است، وآنچه درباره ماست پدیدار. و برهان ‏آن روشن. و ازتاریكى گمان به كنار. وآواى آن در گوش مایه آرام و قرار. وپیرویش راهگشاى روضه رحمت ‏پروردگار، و شنونده آن در دو جهان ‏رستگار.

دلیلهاى روشن الهى را در پرتو آیتهاى آن توان دید. و تفسیر احكام ‏واجب او را از مضمون آن باید شنید.

حرامهاى خدا را بیان ‏دارنده است. و حلالهاى او را رخصت ‏دهنده. ومستحبات را نماینده . و شریعت را راه گشاینده. و این همه را با رساترین ‏تعبیر گوینده. و با روشنترین بیان ‏رساننده. سپس ایمان را واجب فرمود.

و بدان زنگ شرك رااز دلهاتان زدود.

و با نماز خودپرستى را از شما دورنمود. روزه را نشان ‏دهنده‏ دوستى ساخت. و زكات را مایه افزایش روزى بى ‏دریغ. و حج را آزماینده درجات دین. و عدالت را نمودار مرتبه یقین. و پیروى ما را مایه‏ وفاق. و امامت ما را مانع افتراق. ودوستى ما را عزت مسلمانى. و بازداشتن نفس را موجب نجات، و قصاص را سبب بقای زندگانى. وفا به‏ نذر را موجب آمرزش كرد. و تمام ‏پرداختن پیمانه و وزن را مانع از كم ‏فروشى و كاهش. فرمود مى‏خوارگى نكنند تا تن و جان ازپلیدى پاك سازند و زنان پارسا را تهمت نزنند، تا خویشتن را سزاوار لعنت نسازند. دزدى را منع كرد تا راه‏ عفت پویند. و شرك را حرام فرمود تا به اخلاص طریق یكتاپرستى جویند«پس چنانكه باید، ترس از خدا را پیشه‏ گیرید و جزمسلمان ممیرید!» آنچه ‏فرموده است ‏بجا آرید و خود را از آنچه ‏نهى كرده بازدارید كه «تنها دانایان ازخدا مى‏ترسند»." (9)

حضرت زهرا علیهاالسلام در بخش دیگرى از این خطبه به تلاشى‏ كه پدر ارجمندش براى گسترش ‏توحید و اسلام متحمل شد اشاره‏ كرده و مى‏فرماید:

مردم، چنانكه در آغاز سخن گفتم:

"من فاطمه‏ام و پدرم محمد صلى‏الله ‏علیه ‏وآله است «همانا پیغمبرى از میان شما به سوى شما آمد كه رنج ‏شما بر او دشوار بود، و به‏ گرویدنتان امیدوار و بر مؤمنان ‏مهربان و غمخوار».

صبح ایمان دمید. و نقاب از چهره‏ حقیقت فرو كشید. زبان پیشواى دین ‏در مقال شد. و شیاطین سخنورلال."(10)

آن حضرت وضعیت مردم را در پیش از بعثت چنین به تصویر مى‏كشد:

"در آن هنگام شما مردم بر كنارمغاكى از آتش بودید خوار. و در دیده‏ همگان بى‏مقدار. لقمه هر خورنده. وشكار هر درنده. و لگدكوب هر رونده. و نوشیدنیتان آب گندیده و ناگوار. خوردنیتان پوست جانور و مردار.

پست و ناچیز و ترسان از هجوم‏ همسایه و هم جوار. تا آن كه خدا با فرستادن پیغمبر خود، شما را از خاك ‏مذلت‏ برداشت. و سرتان را به اوج ‏رفعت افراشت.

پس از آن همه رنجها كه دید وسختى كه كشید، رزم‏آوران ماجراجو، و سركشان درنده ‏خو. و جهودان دین ‏به دنیا فروش، و ترسایان ناشنوای حقیقت‏ ، از هر سو بر وى تاختند. و با او نرد مخالفت ‏باختند.

هر گاه آتش كینه افروختند، آن را خاموش ساخت. و گاهى كه گمراهى ‏سر برداشت، یا مشركى دهان به ژاژ انباشت، برادرش على را در كام آنان ‏انداخت. على علیه‏السلام بازنایستاد تا بر سر و مغز مخالفان ‏نواخت. و كار آنان با دم شمشیربساخت.

او این رنج را براى خدا مى‏كشید. ودر آن خشنودى پروردگار و رضاى ‏پیغمبر را مى‏دید. و مهترى اولیاى حق ‏را مى‏خرید. اما درآن روزها، شما در زندگانى راحت وآسوده و در بستر امن‏ وآسایش غنوده بودید." (11)

فاطمه زهرا علیهاالسلام درادامه سخن به جفایى كه امت محمد صلى‏الله‏ علیه ‏وآله، پس از وفات ‏ایشان با خاندانش روا داشتند اشاره ‏كرده ومى‏فرماید:

"چون خداى تعالى همسایگى ‏پیغمبران را براى رسول خویش گزید، دورویى آشكار شد، و كالاى دین ‏بى‏خریدار. هر گمراهى دعوى‏ دار و هرگمنامى سالار. و هر یاوه ‏گویى دركوى و برزن در پى گرمى بازار.

شیطان از كمینگاه خود سر برآورد وشما را به خود دعوت كرد. و دید چه ‏زود سخنش را شنیدند و سبك در پى ‏او دویدید و در دام فریبش خزیدید و به آواز او رقصیدید." (12)

پى‏نوشت ها:

1. شهیدى، سید جعفر، ترجمه نهج‏البلاغه،صص ‏6 - 7.

2. همان، ص‏34.

3. همان، ص‏87.

4. همان، ص‏88.

5. همان.

6. همان، ص‏106.

7. شهیدى، سید جعفر، زندگانى فاطمه ‏زهرا علیهاالسلام،صص ‏126 - 127.

8. همان،صص‏127 - 128.

9. همان،صص‏128 - 129.

10. همان، ص‏130.

11. همان،صص‏130 - 131.

12. همان، ص‏131.

اگر در خصوص این موضوع سوالی داشتید، به مشاوره تبیان مراجعه نمایید .
رسول راستین در كلام امیرالمؤمنین علیه السلام

رسول راستین در كلام امیرالمؤمنین علیه...

رسول راستین در كلام امیرالمؤمنین علیه السلام
رسول راستین در کلام امیرالمؤمنین علیه السلام

رسول راستین در کلام امیرالمؤمنین علیه...

رسول راستین در کلام امیرالمؤمنین علیه السلام
انگیزه و آثار بعثت از دیدگاه امام خمینی

انگیزه و آثار بعثت از دیدگاه امام خمینی

انگیزه و آثار بعثت از دیدگاه امام خمینی
دین پیامبر صلی الله علیه و آله قبل از بعثت

دین پیامبر صلی الله علیه و آله قبل از بعثت

دین پیامبر صلی الله علیه و آله قبل از بعثت
UserName