• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • تعداد بازديد :
  • 6022
  • يکشنبه 1381/12/4
  • تاريخ :

دکترآذرتاش آذرنوش

دکترآذرتاش آذرنوش، بهمن ماه سال 1316 در قم متولد شد، اما تحصیلات دوره ابتدائی را در تهران آغاز کرد. وی در 9 سالگی همراه پدرش به اهواز رفت و تا سال 1329 در آن شهر زیسته و تحصیلات دوره ابتدائی را در همانجا به پایان رساند. دوره متوسطه را در دبیرستان رازی تهران آغاز کرد. در سال 1335 برای آنکه بتواند در رشته ادبی ادامه تحصیل دهد، به دبیرستان دارالفنون منتقل شد . سپس در سال 1336 در رشته ادبیات عرب دردانشکده معقول ومنقول دانشگاه تهران نام نویسی کرد. در پایان سال 1336 – 1337 در مسابقه ای که دانشکده فوق برای تخصیص بورس تحصیلی دولت عراق، به دو دانشجوی ایرانی برگزار کرده بود شرکت جست و بلافاصله به آن کشور سفر کرد و در دانشکده ادبیات ، رشته ادبیات عرب نام نوشت. دوسال بعد ، انقلاب عراق و پریشانی احوال ، ادامه تحصیل را برای او غیر ممکن ساخت، به تهران بازگشت و در سال 1339 از دانشکده معقول و منقول فارغ التحصیل شد. سپس عازم کشور فرانسه شد و دوره دکتری را در همان جا به پایان رساند.

او نخستین ایرانی بود که در ادبیات عرب دکترا گرفته بود. به همین جهت از مسئولیتی که برعهده داشت آگاه بود. وی نخست، گروه عربی دانشکده خود را سروسامان بخشید و سپس به معاونت دانشکده برگزیده شد. اما کار اداری هیچگاه مانع پژوهشهای او نگردید و در همان احوال ، به نگارش چندین مقاله به فارسی ، عربی و فرانسه،همت گماشت و در چندین کنگره خارجی ، شرکت جست و به تألیف و ترجمه کتابهای مختلف پرداخت. وی ملاحظه می کرد که این گونه پژوهش ها ، به دانش زبان شناسی و زبانهای کهن سامی ، به ویژه آرامی نیاز دارد. از این رو در سال 1356 از معاونت دانشکده استعفا داد و به کشور انگلستان عزیمت کرد تا در دانشگاه کمبریج، به آموختن زبان آرامی بپردازد.

از سال 1364 ، آذرنوش مدیریت بخش ادبیات عرب را در مرکز دائره المعارف بزرگ اسلامی به عهده گرفت و از آن تاریخ تاکنون ، علاوه بر تألیفات شخصی خود ، بیش از 300 مقاله که برخی تا حد کتاب کوچکی گسترده است ، نگاشته و صدها مقاله را نیز ویرایش کرده است.

دکترآذرنوش از سال 1378 ، رئیس بخش زبان عربی در دانشکده الهیات شد و یک سال بعد در سال 1379 به سردبیری مجله مقالات و بررسیها که یکی از کهن ترین مجلات دانشگاهی ایران است انتخاب گردید.

یکی از افتخارات آذرنوش این است که سه کتاب از مجموعه آثارش، کتاب سال جمهوری اسلامی ایران شد و جایزه گرفت . این سه کتاب عبارتند از: ترجمه موسیقی الکبیر (سال 1375 ) ، ترجمه اطلس تاریخ اسلام (سال 1376 ) و فرهنگ معاصر عربی – فارسی (سال 1379 )

مصاحبه زیر ، گفتگویی کوتاه با این استاد گرامی و ارجمند است :


تبیان : به چه دلیل ما ایرانیان نیازمند زبان عربی هستیم ؟

به دو دلیل به زبان عربی نیازمندیم . نخست آنکه زبان دین ما عربی است و ساختارهای زبان شناختی عربی آنچنان با زبان و فرهنگ ما آمیخته اند، که جدایی ناپذیر به نظر می رسند.

بنابراین ، ناچاریم آنچه را که از عربی در زبان ما وجود دارد ، هم به لحاظ ساختاری ( نحوی) و هم ریخت شناسی ( صرفی ) بیاموزیم. دلیل دیگر اینکه از آغاز شکل گیری زبان فارسی در سده چهارم هجری و پس از آن ، تا سده دهم ، میزان حضور واژگان عربی در زبان ما ، سیر صعودی قابل توجهی از 4 به 90 درصد داشته است. از این جهت ، برای بازشناسی هویت ملی خود نیز به این زبان نیازمندیم.
تبیان : به چه دلیل ما هنوز به زبان فارسی گفت و گو می کنیم ؛ در حالی که پس از ورود اسلام به شمال آفریقا ، زبان مردم آن کشورها ، عربی شد و حتی برخی از پادشاهان ایرانی هم در سده چهارم هجری به زبان عربی شعر می سرودند؟

می توان در این مورد به سه عامل اشاره کرد. نخست اینکه ، ایران پیش از اسلام نیز سرزمینی متمدن با مردمانی فرهیخته بود و متون علمی مانند فلسفه ، پزشکی ، ریاضی ، منطق و ... به زبان فارسی بود. بنابراین ، عظمت مایه های کهن ایرانی از یک سو، و علاقه و تعصب مردم ایران به آنها از سوی دیگر، از مهمترین عوامل به شمار می رود. عامل دیگر، تأثیر پذیری تمدن اسلامی از فرهنگ و تمدن کهن ایرانی است. در واقع سنتها ، روش اداره مملکت ، حکمتها و حتی واژه های ایرانی به سرعت در جهان عرب منتشر شد. برای مثال ، در سده اول هجری ،60 تا 70 درصد مردم بصره و 40 تا 50 درصد مردم کوفه به زبان فارسی صحبت می کردند. همچنین در بغداد ، محله ها و کوی هایی با نام فارسی وجود داشت، مانند محله های درب المجوس ، توستریه ( که شوشتری بودند) و خوارزمیه ، دلیل آخر ، سامی و یا حامی بودن مردمان کشورهایی است که به سرعت تحت تأثیر فرهنگ و زبان عرب قرار گرفتند. در حالیکه ایرانیان آریایی هستند و زبانشان به لحاظ ساختار، مفهوم و ریخت شناسی با زبان عربی تفاوت دارد.


تبیان : آیا ایرانیان در پیدایش ادبیات عرب و رشته های گوناگون آن ، نقشی داشته اند؟

بله ، نقش بسزایی داشته اند، به طوری که به نظر من در سده سوم و چهارم هجری ، مرکز ادبیات عرب ، خراسان ایران بوده و از این نظر با بغداد رقابت داشته است. همان طور که گفتید حتی شعوبیه های ایرانی به زبان عربی شعر می گفتند : برای مثال عضدالدوله که سکه های پهلوی را ضرب کرد و تاج ساسانی بر سر گذاشت ، بعدها از شاعران معروف عرب شد.


تبیان : از چه زمانی زبان فارسی را به خط عربی نوشتند و آیا خط عربی مناسبترین خط برای زبان فارسی است؟

تاکنون سندی به دست نیامده که بتوانیم این زمان را تعیین کنیم. اما به یقین خط عربی ، یکی از بدترین خطها برای نگارش فارسی است. با این وجود ، از خط پیشین آن – پهلوی – مناسب تر است. در واقع ، ما امروزه فارسی را به شکلی می نویسیم و بعد آن را در معنای مورد نظر به کارگرفته و با اصواتی که درباره آن تصمیم گرفته ایم ، می خوانیم.


تبیان : چه رابطه ای بین زبان عربی مُبین – زبان قرآن کریم - و زبان مردم عربستان آن روزگار وجود داشته است؟

تا پیش از سده های دوم و سوم قبل از هجرت ، قبایلی در عربستان وجود داشتند که با لهجه های مختلف صحبت می کردند. طی این سده ها ، زبان واحدی به وجود آمد که عناصری از همه لهجه ها را در برداشت. این زبان را که با آن شعر می گفتند و در سراسر جزیرة العرب مورد احترام بود، " العربیة الفصحی " می نامیدند و در واقع، همان عربی مُبین یا زبان قرآن کریم است.


تبیان : زبان قرآن کریم چه تأثیری بر زبان و ادبیات عرب گذاشته است؟

پس از گذشت بیش از 50 سال از نزول قرآن کریم ، اندک اندک الفاظ ، ترکیبها و معانی آیات قرآنی به شعر و ادبیات عرب راه پیدا کرد ، چرا که پیش از آن ، به کار بردن زبان وحی را در آثارشان ، گستاخی می شمردند .


تبیان : دیدگاه شما در مورد اعجاز بیانی قرآن چیست؟

تردیدی نیست که بیان و الفاظ قرآنی ، حتی برای ما ایرانی ها که زبانمان عربی نیست ، بسیار شگفت آور است. چرا که مقصود پیام آور آن – به ویژه در برخی سوره های کوتاه – القای نوعی حس و عاطفه است که درانسان خوفی شگفت آور برمی انگیزد. آثار لفظی این شعر گونه های سجع دار ، قافیه دار ویا گاهی آزاد ، چنان عمیق بوده که فرد عرب زبان را منقلب کرده و به راه اسلام آورده است.


تبیان : به نظر شما کیفیت ترجمه از زبان عربی به فارسی ، به ویژه در متون دینی ، چگونه است؟ آیا ترجمه ای تحسین شما را برانگیخته است؟

طی هزار سال ، قرآن کریم به صورت لفظ به لفظ ترجمه می شد و در واقع قرآن را به فارسی زیرنویسی می کردند. اما پس از آن شاهکارهایی در زمینه ترجمه تفسیر قرآن به وجود آمد که یکی از آنها، تفسیر طبری است. در حال حاضر نیز چه در متون دینی و چه غیر دینی ، ترجمه های شیوایی به زبان فارسی وجود دارد که روز به روز هم شیواتر و فاخرتر می شود.


تبیان : آیا ضرورتی می بینید که قرآن کریم را خود شما به فارسی ترجمه کنید؟

خیر – قرآن کریم کتابی نیست که یک نفر بتواند آن را ترجمه کند. هرکس به گونه ای قرآن را ترجمه کرده است. به طور مثال آقای امامی ، فارسی کهن را ترجیح می دهد و آقای خرمشاهی، زبان فارسی امروز را . همچنین آقای مکارم شیرازی معتقد به ترجمه حوزوی است اما آقای مجد قرآن را به شعر ترجمه می کند. به نظر من باید عده ای به اتفاق هم زبان فارسی استانداردی برای ترجمه قرآن پیدا کنند و این ترجمه پیشنهادی را به تأیید علما ، زبان شناسان و فقیهان برسانند.


تبیان : به نظر شما ترجمه کدام متون عربی به زبان فارسی ضرورت دارد؟

از آنجا که تمامی پژوهشهای من درباره بازشناسی فرهنگ کهن ایرانی در زبان عربی است، انبوهی از متون عربی را می شناسم که در اصل ، ترجمه متون هزار ساله فرهنگ کهن ایرانی به زبان عربی است که متن فارسی آنها از بین رفته است. به نظر من باید موسسه ای تشکیل شود تا گام نخست را در راه ترجمه این متون و در واقع بازیابی هویت ایرانی بردارد.

nokhbegan@tebyan.net

UserName