رها كردن بيماري كه توانایی مالی ندارد در جايي كه امكان دارد حتي شب هنگام مورد حمله حيوانات درنده قرار گيرد و يا در صورت گمنامی ، از شدت غلبه بيماري فوت كند ، منعكس كننده چيست ؟ بي ايماني ؟ عدم مسيوليت در بين كادر پزشكي ؟ فقر و از بين رفتن نو ع

شنبه ۱۰ اردیبهشت ۱۳۹۰ - ۰۰:۰۰
بیماران رها شده در بیابان، چرا؟
بیماران رها شده در بیابان، چرا؟ رها كردن بیماری كه قدرت حركت دادن خود را ندارد در جایی كه امكان دارد حتی شب هنگام مورد حمله حیوانات درنده قرار گیرد و یا در صورت گمنامی ، از شدت غلبه بیماری فوت كند ، منعكس كننده چیست ؟ بی ایمانی ؟ عدم مسیولیت در بین كادر پزشكی ؟ فقر و از بین رفتن نوع دوستی در جامعه ؟ عدم كنترل و سو‍‍‍ء مدیریت مسئولین ؟!! سعدی چه خوب بیان كرده است كه : بنی آدم اعضای یكدیگرند كه در آفرینش ز یك گوهرند چو عضوی به درد آورد روزگار دگر عضو ها را نماند قرار واقعا مانده ام اسم مقاله خود را چه بگذارم ، اصلا چی می توانم بگذارم !!! بگذارم جنایت ، فاجعه ، درد اجتماعی ، بی توجهی و بی خیالی مسئولین ؟؟؟ بگذار اصلا اسمی نگذارم ، چون هر چه در ذهن خود می گردم نمی توانم نامی برای این عمل پیدا كنم . رها كردن بیماری كه قدرت حركت دادن خود را ندارد در جایی كه امكان دارد حتی شب هنگام مورد حمله حیوانات درنده قرار گیرد و یا در صورت گمنامی، از شدت غلبه بیماری فوت كند، منعكس كننده چیست؟ بی ایمانی؟ عدم مسیولیت در بین كادر پزشكی؟ فقر و از بین رفتن نو عدوستی در جامعه؟ عدم كنترل و سو‍‍‍ء مدیریت مسئولین؟!! (می توانید گزارش تصویری این اتفاق را از ایـنــجــا ببینید) در همه جای دنیا كادر پزشكی جهت درمان انسانی بیماران سوگند یاد می كنند و چون قسم می خورند وجدان كاری بالایی دارند وسختی كار خود را می دانند . ولی متاسفانه در جامعه اسلامی و معتقد به اصول اخلاقی ما ، گویا تمام سوگند ها به زبان است نه به قلب و اندیشه ؟! هنوز بسیاری از دانش آموختگان رشته های پزشكی در كشور ما به وظایف خود آشنا نیستند و در بیشتر مراكز درمانی به گونه ای با بیماران تن خسته رفتار می شود ، كه فقط زمان كاری خود رابگذرانند . آیا بیماری كه به امید كاهش درد خود به مركز درمانی مراجعه كرده است ، باید به دردهای دیگرش افزوده شود ؟ آیا از این به بعد ، در تمام بیمارستان های دولتی كه اغلب افراد كم در آمد و بی بضاعت در آن ها بستری می شوند ، بیماران باید از عاقبت خود بترسند ؟؟ یا ترجیح دهند كه به جای مراجعه به بیمارستان های دولتی بیماری را تا سرحد مرگ تحمل كنند ؟ حتی در صورت بستری شدن نیز نباید برای انجام ادامه درمان خود اقدام كنند، زیرا ممكن است به جای درمان شدن ، سر از شالیزار و زمین های كشاورزی و یا ویرانه های شهر در بیاورند ؟ آیا چنین عملی از سوی یك بیمارستان دولتی ، به احساس عدم امنیت بیماران لطمه نمی زند ؟ و در نهایت باعث ادراك عدم اعتماد و عدم امنیت در كل جامعه نمی شود ؟ آیا این کار كل سیستم های مدیریتی در نظام های دولتی را زیر سوال نمی برد ؟ در همه جای دنیا كادر پزشكی جهت درمان انسانی بیماران سوگند یاد می كنند و چون قسم می خورند وجدان كاری بالایی دارند وسختی كار خود را می دانند . ولی متاسفانه در جامعه اسلامی و معتقد به اصول اخلاقی ما ، گویا تمام سوگند ها به زبان است نه به قلب و اندیشه ؟! آیا سزاست كه مسئولین بخش های درمانی با انكار این فاجعه از مسئولیت های خود شانه خالی كنند ؟ جای بسی تعجب است كه دوباره تكرار می شود . راستی چرا رسانه های گروهی به خوبی این گونه ماجرا های اسف بار را پی گیری نمی كنند و یا در نهایت اینگونه مسایل در بین جار و جنجال ها ، مسكوت می مانند ؟ چرا مسئولین امور به خوبی و به وضوح جوابی برای این اعمال ارائه نمی دهند ؟ ساكت ماندن در مقابل یك فاجعه به معنای حل آن معضل نیست ، بلكه به نوعی شانه خالی كردن است . حتی تنبیه كردن چند نفر در این ماجرا ، مثل راننده آمبولانس و .... ، نیز نتیجه بخش نخواهد بود و هیچ وقت اذهان عمومی با این گونه از تنبیه ها قانع نخواهد شد . بهت ر است به دنبال راه حل اصلی بود ، نه راه حلهای موقتی و ناكارامد ، كه اغلب اوضاع اجتماعی را بدتر می كند . اینگونه از مسایل نا خوشایند كه پیامدهای وخیم اجتماعی را نیز به همراه دارد ، تفكر عموم را بیشتر شوك زده وبه خود مشغول می كند. بهتر است كه این گونه مشكلات ناگهانی از طرف مسئولین رده بالاتر مثل وزرا ، ریشه یابی شده و درمان اجتماعی گردد . اگر واقعا مسئولی به خاطر سوء مدیریتش مورد توبیخ جدی قرار بگیرد و مسئول گردد تا خود به شخصه جبران كند برای كم كاری های مسئولین دیگر هم درس عبرتی خواهد بود . همچنین در سطوح بالاتر مدیریتی مشكل موجود باید رد یابی شود ، نه اینكه صرفا توجیه شود ، در این صورت می توان انتظار داشت كه در تفكر عامه مردم نیز احساس امنیت ایجاد خواهد شد . اما متاسفانه در این گونه از پیشامدها ، بیشترین اتفاقی كه شاهد آن هستیم ، فرد مسئول یا از كار خود عزل می شود و پست دیگری را تصدی خواهد كرد و یا به جای دیگری منتقل می شود و شخص دیگری جای او می نشیند وهمین چرخه معیوب ادامه می یابد ، بدون اینكه مسئولین ما پاسخگوی اعمال افراد زیر دست خود باشند . در نهایت هم دچار سیاسی كاری اینگونه از مسایل می شوند ، كه هیچگونه ربطی به موضوع پیش آمده ندارد . به هر حال مسئولین ما باید اشتباهات خود را بپذیرند و بدانند كه باید جوابگو باشند . گرچه جای تاسف دارد كه ما به جای مواجهه با واقعیات و مسئولیت پذیری بیشتر دچار شعارزدگی هستیم . ساكت ماندن در مقابل یك فاجعه به معنای حل آن معضل نیست ، بلكه به نوعی شانه خالی كردن است . حتی تنبیه كردن چند نفر در این ماجرا ، مثل راننده آمبولانس و .... ، نیز نتیجه بخش نخواهد بود و هیچ وقت اذهان عمومی با این گونه از تنبیه ها قانع نخواهد شد . گوش اگر گوش تو و ناله اگر ناله من آنچه البته به جایی نرسد فریاد است و در نهایت انتظار می رود ، علاوه بر ردیابی این موضوع ، از جانب وزیر و نمایندگان كمیسیون درمان مجلس به حال و وضعیت مستمندان حداقل در زمینه درمان رسیدگی شود و جواب قانع كننده ای در اختیار جامعه قرار گیرد ، زیرا تكرار چنین رخداد هایی حداقل به نفع مسئولین نخواهد بود . واكنش انكار وتوجیه دیگر كاربردی نخواهد داشت ،حتی در بعضی موارد وضع را برای مسئولین بدتر خواهد نمود ، پس بهتر است مسئولین ما در ابتدا شرح وظایف خود را بدانند و بعد از آن متصدی امور شوند و در تمام امورات خود واقف باشند كه مسیولند و و ظیفه ای دارند . فاطمه رئیسی بخش اجتماعی تبیان لینک های مرتبط : مرگ تدریجی اخلاق مرهمی بر زخم های پینه بسته اش توپولف می رود؟ نمی رود؟

برچسب‌ها

پربازدیدها

پربحث‌ها