• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • تعداد بازديد :
  • 3884
  • چهارشنبه 1384/11/12
  • تاريخ :

استفاده از ژانر پلیسی راه نجات سینمای ایران است

فیلم های پلیسی باید از تقطیع زیاد و ریتم بالایی برخوردار باشند


استفاده از ژانر پلیسی در ساخت فیلم های سینمای داخلی راه بسیار خوبی برای بهبود اقتصاد سینما و نجات سینمای بدنه از شرایط کنونی است.

مهدی فخیم زاده، نویسنده و کارگردان مجموعه تلویزیونی " حس سوم "، درباره روند ساخت این سریال به خبرنگار تلویزیونی "مهر" گفت: من از مدتها قبل طرح ساخت این سریال را در ذهن داشتم و در اندیشه شکل دادن به شخصیتی بودم که از قدرت بویایی فوق العاده و بیش از حد معمول برخوردار باشد. پیش از این هم در هیچ اثر سینمایی ندیده بودم که در مورد حس بویایی خارق العاده اثری ساخته شده باشد. چون بو با تصویر و سینما تا حدودی در تضاد است و حس بینایی و شنوایی خیلی قوی در فیلم ها به تصویر کشیده شده بود. از همین رو داستانی را به نگارش درآوردم که هم به این مساله بپردازد و هم اینکه طنز موقعیت خوبی داشته باشد. مدتی قبل از سوی دکتر پور حسین پیشنهاد ساخت یک سریال به من داده شد که من فیلمنامه این اثر را تکمیل کردم و برای ساخت به شبکه ارایه دادم که ساخت آن هم آغاز شد.

وی در پاسخ به این مطلب که پس از ساخت سریال " خواب و بیدار " گفته بود دیگر فیلم پلیسی نخواهد ساخت، اما دوباره به تولید این ژانر روی آورده است، توضیح داد: حقیقت این است که در زمینه ساخت سریال قبلی با مشکل مواجه شدم و فشار کاری زیادی را تحمل کردم، اما دلیل ساخت دوباره سریالی در ژانر پلیسی به دو عامل مهم بر می گردد. نخست اینکه این ژانر یکی از گونه های مهم در عرصه تولید سینما و تلویزیون است که برای مخاطب جذابیت زیادی دارد. چون این نوع فیلمنامه ها از تعلیق و کشمکش زیاد با استفاده از زمینه های پلیسی برخوردار است و همین مساله این نوع آثار را بسیار جذاب می کند. در حال حاضر حدود 70 درصد از تولیدات سینما و تلویزیون امریکا و اروپا یا درباره مسایل پلیسی است یا به مسایل پلیسی ربط دارد.

این کارگردان ادامه داد: در حال حاضر در سینمای ما فیلم ها در سه ژانر کلی ساخته می شوند. آثار سینمای ایران یا در زمینه ملودرام است یا بر اساس کمدی های شبه فیلمفارسی و کم اهمیت و نه چندان سطح بالا ساخته می شود یا فیلم های جشنواره ای است. به عقیده من راه برون رفت سینمای ایران از وضعیت کنونی و توجه به چرخه اقتصاد سینما توجه به سینمای پلیسی است. چون کشمکش در ذات این سینما است و این نوع آثار می تواند ذهن مخاطب را درگیر کند. البته اگر یاد بگیرم فیلم هایی با این مضمون را خوب بسازیم و از ولنگاری و شلختگی دست برداریم. عامل دیگری که باعث توجه من به ژانر پلیسی شده، علاقه شخصی است که من را به فعالیت در این عرصه وا می دارد.

فخیم زاده در پاسخ به این سوال "مهر که تعدادی از کارگردان های تلویزیونی از دل سریال هایی که می سازند یک اثر سینمایی تدوین و به جشنواره رسانده اند، اما این کارگردان چنین کاری نکرده است، اظهار داشت: من با این کار مخالفم. زمانی هم که سریال " ولایت عشق " را می ساختم به من چنین پیشنهادی شد که در آن زمان نپذیرفتم. مساله اینجاست که من از ابتدا طرحی را در ذهن می آوردم و بر اساس آن به تعریف شخصیت های داستان، چگونگی روابط میان آنها و شناسایی روند شکل گیری این روابط تا پایان داستان می پردازم. فیلمنامه ای که من برای 1000 دقیقه طراحی می کنم، اگر بخواهی یک فیلم سینمایی از دل آن بیرون بیاوری همانند شیر بی یال و دم و اشکم می شود. مگر اینکه فصل جدایی در سریال وجود داشته باشد که بتواند به عنوان یک اثر سینمایی مطرح شود. اما من فیلمنامه هایم را به گونه ای می نویسم که از ابتدا به هم پیوسته باشد. بنابراین هیچ وقت معتقد نبودم که می شود از دل یک سریال، یک فیلم سینمایی در بیاورم. همانطور که از طرح داستانی که برای 100 دقیقه طراحی شده است نمی توان یک سریال 1000 دقیقه ای ساخت که اگر چنین بشود به اصطلاح می گویند در سریال آب بسته اند.

کارگردان " حس سوم " درباره اینکه به نظر می رسد در این سریال داستان از شکل ساده تری برخوردار است و از پیچیدگی ها و چند وجهی " خواب و بیدار " کمتر بهره می برد، اعلام کرد: به نظر من بحث پیچیدگی یا ساده تر بودن نیست. در آن سریال ما اتفاقاتی را داشتیم که بر اساس شخصیت ناتاشا شکل گرفته بود و از سوی دیگر پلیس ها را داشتیم که ماموریت های مختلفی را انجام می دادند. آن سریال از سوی نیروی انتظامی سفارش شده بود و من به بخش های مختلف این نیرو اشاره کردم که هم خودم و هم مخاطب از آن اطلاع کافی نداشتند. در بین قسمت های مختلف سریال هم عملیات هایی از سوی پلیس ها انجام می شد که هیچ ارتباط مستقیمی با اصل داستان نداشت که مانور شبانه از آن جمله بود. داستان اصلی هم از قسمت 8 و 9 به بعد سیر روایی خود را به شکل کامل دنبال می کند. زمانی هم که از مردم در مورد قسمت های مختلف این سریال نظر سنجی به عمل آمد، قسمت هایی که فقط به مساله فعالیت های دو پلیس پرداخته می شد از تماشاگران کمتری برخوردار بود و قسمت هایی که طی آن ناتاشا و اصغر کپک قصه را پیش می بردند، بیشترین تعداد تماشاگر را به خود جلب کرده بود، اما در این سریال پلیس ها و شخصیت ها از همان ابتدا در هم تنیده می شوند.

وی ادامه داد: اتفاقات باید با قصه آمیخته و در آن تنیده شود و این ترکیب بندی به خوبی انجام شود تا جذابیت و زیبایی خود را داشته باشد. در برخی از آثار پلیسی گاه از یک صحنه تعقیب و گریز استفاده می شود تا به اثر جذابیت و تنوع بصری بدهد، در حالی که اگر این صحنه بخشی از داستان پردازی نباشد، چندان جذابیت نخواهد داشت. در سریال " خواب و بیدار " برای پرداختن به فعالیت های پلیس در بخش های مختلف مجبور بودم که از صحنه های مختلف برای نشان دادن این بخش استفاده کنم. اما در این سریال جدید از این کار احتراز کرده ام و بخش های مختلف سریال را به صورت متصل و به هم تنیده تا انتها دنبال کردم. باید به این مساله هم اشاره کنم که در سریال " خواب و بیدار " ناتاشا و پلیس ها از هم جدا بودند و داستان آنها به صورت موازی دنبال می شد، اما در قسمت های پایانی به هم پیوستند. در " حس سوم " مساله بر عکس است. ابتدا تمامی شخصیت های اصلی قصه در کنار هم قرار دارند و در قالب یک خط داستانی پیش می روند، اما در ادامه سریال از هم جدا می شوند و هم کدام بخشی از داستان را پیش می برد.

فخیم زاده در خصوص دلیل استفاده از ریتم تند و به کارگیری تصاویر کوتاه و پشت سر هم در این سریال توضیح داد: این سریال به خاطر برخورداری از بار طنز آمیز برخوردار است به طور طبیعی نماهای بسته تر و خرد تری را می طلبد. به همین خاطر نماهای کوتاه و مقطع را می طلبد. در سریال قبلی هم وقتی مساله صمیمت روابط عاطفی میان ناتاشا و اصغر کپک به میان می آید، ریتم داستان پر کشش و سنگین می شود. از سوی دیگر، ساخت سریال " خواب و بیدار " زمینه ای برای رسیدن به تجربه تولید یک اثر پلیسی بود. اصولا" فیلم های پلیسی از تقطیع زیاد و سرعت ریتم بالایی برخوردار است و بر خلاف فیلم های ملودرام به سمت استفاده از ضرباهنگ سریع تمایل دارد. وقتی هم بار طنز به سریال افزوده شود آنچه که این شرایط خنده آور را ایجاد می کند، واکنش بازیگر است. برای نمونه در قسمت سوم این سریال نماهایی که از واکنش جوان نسبت به صحبت های شخصیت اصلی داستان گرفته شده است یا عکس العمل معتاد در ایستگاه مترو حالت طنز را به وجود می آورد.

وی درباره دلیل استفاده از نسرین مقانلو در یکی از نقش های اصلی و عدم استفاده از رویا نونهالی در این سریال یادآور شد: جدا از اینکه در هنگام تولید این سریال خانم نونهالی در پروژه دیگری مشغول بازی بود، هر بازیگری در یک ژانر بیشتر خود را نشان می دهد. گذشته از این قرار نیست من همیشه با یک بازیگر کار کنم و همانطور که یک بازیگر قرار نیست همیشه با یک کارگردان کار کند. من از ابتدا که متن این سریال را می نوشتم به خانم نونهالی برای این نقش فکر نمی کردم. بلکه نقش پلیس درگیری را برای او در نظر گرفته بودم که تا انتها نتوانستم این شخصیت را دنبال کنم و آن را از قصه درآوردم. این مساله هیچ ربطی به توانایی های بازیگری خانم نونهالی ندارد. زیرا او در کارهای دیگر هم قدرت بالای بازیگری خود را نشان داده است و امسال هم یکی از نامزدهای انتخاب بازیگر برگزیده در جشنواره فیلم فجر بود. مساله دیگر این است که خانم مقانلو نیز در جایگاه خود هنرپیشه بسیار توانایی است که بخش های طنز و جدی قصه را بسیار خوب درک می کند و چون تجربه زیادی در زمینه بازیگری دارد و هنرپیشه توانایی است، او را برای حضور در این نقش دعوت به همکاری کردم. خانم مقانلو در کارهای دیگر از جمله " مهمان مامان " نیز بازی خوبی را ارایه کرده بود.

کارگردان " حس سوم " درباره بازی خودش در آثاری که می سازد، گفت: من بازی کردن را دوست دارم و اگر ببینم نقش با من هماهنگ است، بازی آن را برعهده می گیرم. اما آثاری هم دارم که در آن بازی نکرده ام که " باغ در پاییز "، " همسر "، " خواستگاری " و " طپش " از آن جمله است. در کارهای تاریخی هم که ساختم بازی در نقش اول را بر عهده نگرفتم. در سریال " خواب و بیدار " هم برای بازی در نقش اصغر کپک با چند بازیگر صحبت کردم که هر کدام به دلیلی میسر نشد و در پایان خودم این نقش را ایفا کردم.

وی در خصوص اینکه بازی او در سریال بر کیفیت آن تاثیر منفی نمی گذارد به خصوص که اثر در زمان بازی او چشم سوم را از دست می دهد، یادآور شد: من موقع نوشتن نقش ها به بازیگران آن فکر می کنم و وقتی نقشی را برای خودم در نظر می گیرم، به خوبی بر مشخصات و خصوصیات نقش تسلط و آشنایی دارم و از این جهت چند ماه از بازیگران جلوتر هستم. مهمتر اینکه وقتی من به طور همزمان بازی و کارگردانی می کنم، این نیست که دوربین را بکارم و کار خود را انجام بدهم. نخست اینکه یک بازیگر نقش اصلی حداکثر در 30 درصد از پلان های کل سریال بازی دارد که صحنه های مختلف این مقدار هم نزدیک به 30 بار در بخش های مختلف میزانسن دادن، هماهنگی با دوربین، نور، جا افتادن بازی ها و ایفای نقش جلوی دوربین هر صحنه بازی می شود. از طرف دیگر، در حال حاضر ابتدا هر نما به وسیله دوربین دیگری ( ویدیو شاهد ) ضبط می شود و من به دقت آن را می بینم و اگر مشکلی وجود داشته باشد آن را برطرف می کنم. من زمانی که امکانات ویدیویی به این وسعت وجود نداشت، بر روی کار خودم نظارت دقیق داشتم. حالا که امکانات بسیار پیشرفت کرده است.

فخیم زاده درباره شرایط استفاده از جلوه های ویژه در زمان تعقیب و گریز یا انفجارهای فیلم که همیشه برای کارگردان های تولیدات پلیسی مشکلاتی به وجود می آورد، عنوان کرد: من در این مورد مشکل خاصی نداشتم و همه چیز با برنامه ریزی و به صورت دقیق پیش رفت که البته بخشی از این مساله بر اثر تجربه ای است که از سریال قبلی به دست آورده ام. چون در آن سریال ما چند نفر زخمی داشتیم و چند تصادف ناخواسته ماشین به وجود آمده بود. اما این بار شرایط خوب و هماهنگ شده پیش رفت.

وی در مورد ایجاد لحظه هایی که بتواند مخاطب را به خود جذب کند و امکان تماشای سریال از سوی بیننده را به وجود بیاورد که در بیشتر ساخته های فخیم زاده به چشم می خورد، یادآور شد: اگر این طور که اشاره می کنید، باشد مساله اصلی به شرایط دراماتیکی اثر و دوری از مقدمه چینی های طولانی مربوط می شود. گاه در آثار تلویزیونی یا سینمایی کارگردان دست به مقدمه چینی های طولانی می زند که همین مساله روی شرایط شکل گیری اثر و لحن قصه تاثیر می گذارد. به شکلی که گاه پرده برداری از کارکترها دیر انجام می شود و مخاطب را خسته می کند. مخاطب از ابتدای داستان باید در جریان اتفاقات باشد و کشمکش داستان افت نکند. به این ترتیب یک اثر در چشم مخاطب جلوه می کند.

UserName