• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • تعداد بازديد :
  • 4643
  • سه شنبه 1384/8/3
  • تاريخ :

... و علی علیه السلام اینگونه عدالت را برپا می كرد

1- برپایی حق

2- برقراری عدالت

3- توجه یكسان به مردم

4- بازگرداندن حقوق غصب شده

5- نظارت بر فعالیت های اقتصادی

6- مبارزه با فساد اقتصادی

7- مبارزه با تبعیض

عدالت در معارف بشری، كاربرد بسیار وسیعی دارد با توجه به معانی و كاربردهای گوناگون آن در حوزه های زندگی مردم، می توان آن را از زاویه های گوناگون مورد بررسی قرار داد.یكی از حوزه های مورد بررسی «عدالت در حوزه علوم اجتماعی، و وضع قوانین و روابط اجتماعی انسان است.»(1)

قرآن كریم هدف و رسالت پیامبران و امامان علیهم السلام بیان احكام و قوانین الهی و تعلیم و تزكیه(2) برای اقامه عدل و قسط در بین مردم معرفی می كند « و لقد ارسلنا رسلنا بالبینات و انزلنا معهم الكتاب و المیزان لیقوم الناس بالقسط»(3) كه موید بر پایی عدالت در حوزه اجتماعی زندگی انسانهاست.

«این مساله (اقامه عدل و داد) با تشكیل حكومت و اجرای احكام و قوانین الهی محقق می شود. البته مردم هستند كه در پناه حكومت عدالت را برپا می كنند.»(4)

امام علی علت پذیرش حكومت را جلوگیری از ستم ستمگران معرفی می كند و می فرماید: « سوگند به خدایی كه دانه را شكافت اگر خدا از دانشمندان تعهد نگرفته بود امام علی علت پذیرش حكومت را جلوگیری از ستم ستمگران معرفی می كند و می فرماید: « سوگند به خدایی كه دانه را شكافت اگر خدا از دانشمندان تعهد نگرفته بود كه در برابر شكم بارگی ستمگران و گرسنگی ستم دیدگان سكوت نكنند مهار شتر خلافت را بر گردنش انداخته و رهایش می ساختم.»

كه در برابر شكم بارگی ستمگران و گرسنگی ستم دیدگان سكوت نكنند مهار شتر خلافت را بر گردنش انداخته و رهایش می ساختم.» (5)

بنابراین پذیرش حكومت، ارزش ذاتی ندارد، بلكه ابزاری برای تحقق عدالت می باشد امام علی در این باره می فرماید: « والله لهی احب الی من امرتكم الا ان اقیم حقا و ادفع باطلا...»(6)

 امام علی علیه السلام آثار ستمگری را این چنین بیان می كند: « استعمل العدل واحذر العسف والحیف، فان العسف یعود بالجلاء و الحیف یعود الی السیف.»(7)

اما برای ستمگری دو نتیجه برمی شمرد كه عبارتند از: الف- آوارگی مردم،     ب- جنگ و خونریزی، عدالت در حوزه اجتماعی زندگی مردم، مصداق ها و معانی گوناگون دارد كه به چند مورد آن اشاره می كنیم.

1- برپایی حق

حق و باطل دو مفهوم متضاد و متناقض هستند. بودن یكی برابر با نبودن دیگری است. بر پایی حق یكی از مصداق های عدالت است. امام علی علیه السلام« بر پایی حق را عامل عزت مندی و پایداری دین و اصلاح روزگار و دوام حكومت بیان می فرماید.»(8)

2- برقراری عدالت

برقراری مساوات در بهره مندی از واقعیت های گوناگون اقتصادی، سیاسی، علمی و ... یكی دیگر از مصداق های عدالت است. امام یكی از علل عدم اجرای حق را رویگردانی حاكمان از آن معرفی می كند « اما بعد فان الوالی اذا اختلف هواه منعه ذلك كثیرا من العدل.»(9)

برقراری مساوات زمانی پدید می آید كه حاكمان خواهش های نفسانی خود را كنترل كرده و از دگرگونی رای و اندیشه خود جلوگیری كنند.

3- توجه یكسان به مردم

این حالت حاكمان یكی از مصداق های عدالت است. برای این كه اگر قشری از جامعه مورد توجه حاكمان قرار گیرد دو حالت نامطلوب اجتماعی به وجود می آید كه به تداوم حكومت و پایداری زندگی اجتماعی آسیب می رساند این دو حالت عبارتند از:

1- سوء استفاده قشر مورد توجه از موقعیت حكومت.

2- فراموش شدن بقیه اقشار جامعه و ناامیدی آنها از اجرای عدالت به وسیله حاكمان.

امام علیعلیه السلام به محمدبن ابی بكر توصیه می كند: « در نگاهت به طور مساوی رفتار كن تا بزرگان در ستم كاری تو طمع نكنند و ناتوانان از عدالت تو نسبت به خودشان مایوس نشوند.»(10)

4- بازگرداندن حقوق غصب شده

وقتی كه عدالت رعایت نشود. عده ای با برقراری روابط غیر صحیح از اموال عمومی به شكل غیرقانونی بهره مند شده و آن را تصرف می نمایند. امام علی علیه السلام یكی از علل پذیرش حكومت را « بازگرداندن حقوق غصب شده» بیان می دارد و می فرماید: « به خدا قسم (بیت المال غارت شده) را اگر بیابم كه به وسیله آن زنان به ازدواج درآمده (مهریه زنان شد) و كنیزكان خریداری شده، آن را به صاحبانش باز می گردانم برای این كه در عدالت گشایش و رفاه برای عموم است.»(11)

امام علی علیه السلام یكی از علل پذیرش حكومت را « بازگرداندن حقوق غصب شده» بیان می دارد و می فرماید: « به خدا قسم (بیت المال غارت شده) را اگر بیابم كه به وسیله آن زنان به ازدواج درآمده (مهریه زنان شد) و كنیزكان خریداری شده، آن را به صاحبانش باز می گردانم برای این كه در عدالت گشایش و رفاه برای عموم است.»

بازگرداندن حقوق غصب دو نتیجه مهم دارد كه امام علی علیه السلام برای آن به خدا قسم می خورد « و انی اقسم بالله قسما صادقا لئن بلغنی انك خنت من فی المسلمین شیئا صغیر او كبیرا، لا شدن علیك شدة تدعك قلیل الوفر، ثقیل الظهر.»(12) و حتی وقتی كه یكی از یاران و پیروان امام «عبدالله بن زمعه» از وی درخواست كمك مالی داشت امام می فرماید «این مال نه مال من و نه مال توست بلكه جزء انفال و فیء است.»(13)

بر پایی عدالت و بازگرداندن حقوق غصب شده رفاه و آسایش عمومی را به دنبال دارد و به تبع آن امنیت روانی در جامعه برقرار می شود.

امام علی علیه السلام در این مورد در ارتباط با رفتار نامطلوب یكی از كارگزارانش كه در اموال عمومی خیانت كرده بود با عتاب و خطاب او را بریده از حق و خائن شمرده و می فرماید:« از خدا بترس و اموال عمومی را به آنان بازگردان كه اگر چنین نكنی و خدا به من فرصت دهد و به درگاه خدا نسبت به تو عذر آورم، با شمشیر ضربه ای به تو خواهم زد كه به هر كس ضربه زدم وارد جهنم شد.»(14)

در این سخنان امام علی علیه السلام نكاتی نهفته است كه توجه به آن راهگشای اداره جامعه اسلامی ما خواهد شد.

الف – كارگزاران خائن باید خیانت خود را جبران كنند.

ب – حاكم در برابر كارگزارانش مسئول است و پاسخگوی رفتار آنان در پیشگاه مردم و خدا می باشد.

ج – برای این كه كارگزاران مواظب رفتار خود باشند، خائن باید به نحو شدید مجازات شود.

5- نظارت بر فعالیت های اقتصادی

 یكی از برنامه های امام علی علیه السلام این بود كه هر روز به بازارهای كوفه سركشی می كرد و به بازاریان می فرمود: « ای گروه بازرگانان از خدا بترسید، پیشاپیش از خدا طلب خیر كنید و با آسان گرفتن بر مشتریان از خداوند بركت بخواهید ... از ستم دست بكشید و با مظلومان به انصاف برخورد كنید و به ربا نزدیك نشوید و كم فروشی نكنید و حقوق مردم را كم ندهید و در زمین به فساد سر برندارید.»(15)

امام با حضور در بازار، از نزدیك با نحوه فعالیت اقتصادی مردم آگاهی می یافت و فعالیت های نادرست اقتصادی را منع می كرد، حتی به مردم راه صحیح فعالیت اقتصادی و آداب و قوانین آن را آموزش می داد.

6- مبارزه با فساد اقتصادی

افرادی كه فعالیت اقتصادی دارند عبارتند از: بازرگانان، صنعت گران ساكن و مسافر در شهرها و صاحبان سرمایه و با توجه به این كه برای این گروه از مردم، رنج سفر و خوف از بین رفتن سرمایه در فعالیت اقتصادی وجود دارد؛ لازم است كه حكومت اسلامی به نظارت تنها بسنده نكند. بلكه گاهی هم دخالت لازم است برای این كه فعالان اقتصادی از امكانات خود سوء استفاده می كنند. امام در این باره می فرماید:« بدان كه در میان بازرگانان كسانی هستند كه معاملات بد دارند و بخیل هستند و به خاطر سود دنبال احتكار هستند و كالا را به هر قیمتی كه بخواهند، می فروشند و این سود جویی گران فروشانه زیانی برای همگان است و عیب بر حاكمان، پس از احتكار جلوگیری كن.»(16)

امام یكی از عوامل برهم خوردن عدالت اقتصادی را « گران فروشی و احتكار» به حساب می آورد و آن دو را خلاف عدالت می داند و به كارگزارانش توصیه می كند با آن دو مبارزه كنند امام علی علیه السلام عوامل برقراری عدالت اقتصادی را در این فراز از سخن خود یادآوری می كند كه عبارتند از:

الف – حقوق و قوانین عادلانه، آسان گیری با مشتری - دست برداشتن از ستم و ربا.»

یكی از برنامه های امام علی علیه السلام این بود كه هر روز به بازارهای كوفه سركشی می كرد و به بازاریان می فرمود: « ای گروه بازرگانان از خدا بترسید، پیشاپیش از خدا طلب خیر كنید و با آسان گرفتن بر مشتریان از خداوند بركت بخواهید ... از ستم دست بكشید و با مظلومان به انصاف برخورد كنید و به ربا نزدیك نشوید و كم فروشی نكنید و حقوق مردم را كم ندهید و در زمین به فساد سر برندارید.»

ب – اعتقاد به معنویات « ترس از خدا، طلب خیر از او.»

ج – وجود دولت و حكومت در تحقق عدالت اقتصادی در قوانین عادلانه، ضمانت اجرایی دارند.»(17)

احتكار یكی ازعوامل بر هم زننده عدالت است یعنی این كه قوت مردم نگه داری شود در حالی كه مردم به آن نیازمند باشند. امام با این عامل مهم مبارزه می نمود و می فرمود:« مردم را از احتكار منع كن كه رسول خدا مردم را از آن منع می كرد و هر كس بعد از منع تو، احتكار كند او را كیفر ده.»(18)

از این سخن امام علیه السلام می توان نتیجه گرفت كه احتكار مانع تحقق عدالت است چون حقوق دو طرف رعایت نشده و فقط یك طرف سود برده، علت منع احتكار از طرف دولت اسلامی این است كه احتكار عرضه و تقاضا و قیمت گذاری عادلانه را مخدوش می سازد.

7- مبارزه با تبعیض

همه مردم در برابر قانون برابر و یكسان هستند، تبعیض در جایی كه همه دارای حقوق مساوی « حق حیات - حق معاش - حق بهره مندی از بیت المال» هستند نارواست، امام به كارگزارانش سفارش می كند كه « ایاك و الاستئثار بما الناس فیه اسوة و التغابی عما تغنی به مما قد وضح للعیون فانه مأخوذ منك.»(19)

امام در این بخش از نامه خود از مالك اشتر می خواهد كه از اختصاص دادن بیت المال به شخص خودش و فراموش كردن وظیفه، برحذر باشد و در عمل اقدام به رفع تبعیض می كند تا جایی كه مورد اعتراض طلحه و زبیر قرار می گیرد و در جواب آنها می فرماید:« اما آنچه را كه شما - طلحه و زبیر- در ارتباط با پرداخت یكسان بیت المال یادآوری كردید، آن چیزی بود كه من به رأی خودم، داوری نكردم و پی خواهش خویش نرفتم. من و شما دیدیم كه رسول خدا چه حكمی در این مورد داد و اجرا كرد.»(30)

امام در بخش دیگری از نامه اش به مالك اشتر به این نكته اشاره می فرماید كه عدالت بدون مجری عادل ممكن نیست به كارگزار خود سفارش می كند:« كارگزار نزدیكان و خویشاوندانی كه خوی برتری جویی و گردن فرازی دارند و در معامله انصاف را كمتر به كار می برند، ریشه ستم اینها را با بریدن اسباب آن از بن برآور. و به هیچ یك از اطرافیان و خویشاوندانت زمینی را نبخش.»(21)

اگر این موارد مورد توجه قرار گیرد و اجرا شود، آثاری به بار می آورد كه به عنوان آثار عدالت از آنها نام می بریم:

1- روشنایی چشم حاكمان.

امام عدالت را مایه حیات و حتی حیات طیبه جامعه می داند و می فرماید: «العدل حیاة»(22) و آن را زمینه ساز امنیت و عافیت بیان می كند «البستكم العافیة من عدلی.»(23)

2- نگه داری حكومت.

3- امنیت، آبادانی و نزول بركات برای مردم .

آبادانی كشور جز از راه عدالت، از راه دیگری میسر نیست «ما عمرت البلدان بمثل العدل» و عدالت موجب نزول بركات از طرف خداوند می شود. ( بالعدل تتضاعف البركات»(25)

از سخنان امام علیه السلام می توان نتیجه گرفت كه « جامعه به واسطه بی عدالتی و رعایت نشدن حقوق افراد در جامعه، گرچه به ظاهر تحركی دارد، ولی از روح زندگی «حیات طیبه» محروم است ولی در پناه اجرای عدالت افزون بر آثار مادی و رشد اقتصادی زندگی معنا می یابد و مردم به صلاح و رستگاری می رسند.» (26)

پی نوشت ها:

1- دانش نامه امام علی علیه السلام، ج 7، ص 8 .

2- سوره جمعه، آیه 2.

3- سوره حدید، آیه 25.

4- تفسیر كبیر، فخر رازی، ج 29 .

5- نهج البلاغه، خطبه سوم .

6- نهج البلاغه، خ 33.

7- نهج البلاغه، حكمت 476.

8- نهج البلاغه، خطبه 216.

9- نهج البلاغه، نامه 53.

10- نهج البلاغه، نامه 27.

11- نهج البلاغه، خ 15.

12- نهج البلاغه، نامه 20.

13- نهج البلاغه، خ 232.

14- نهج البلاغه، نامه 41.

15- وسایل الشیعه، ج 12، ص 284.

16- نهج البلاغه، نامه 53.

17- دانش نامه امام علی، ج 7، ص 80.

18- نهج البلاغه، نامه 53 .

19- نهج البلاغه، نامه 53 .

20- نهج البلاغه، خ 205.

21- نهج البلاغه، 53.

22- غرر الحكم، ج 1.

23- نهج البلاغه، خ 87 .

24- غررالحكم، ج 6، ص 68.

25- غرر الحكم، ج 3، ص 205.

26- دانش نامه امام علی علیه السلام، ج 7، ص 75.

"ابراهیم كاملی"

اگر در خصوص این موضوع سوالی داشتید، به مشاوره تبیان مراجعه نمایید .
امام علی علیه السلام؛ فدایی دین/مصاحبه

امام علی علیه السلام؛ فدایی دین/مصاحبه

امام علی علیه السلام؛ فدایی دین/مصاحبه
حضرت علی علیه السلام دومین سید عالم !

حضرت علی علیه السلام دومین سید عالم...

حضرت علی علیه السلام دومین سید عالم !
از علي برايم بگو!

از علي برايم بگو!

از علي برايم بگو!
درخشش نور در کعبه دل ها

درخشش نور در کعبه دل ها

درخشش نور در کعبه دل ها
UserName