• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
عضویت در خبرنامه
  • تعداد بازديد :
  • 24587
  • شنبه 30/9/1381
  • تاريخ :

"شب یلدا در شعرو ادب فارسی"

شب یلدا بلندترین شب سال ، شب اول برج جدی و شب چله بزرگ زمستان است. فرهنگ معین یلدا را برگرفته از ریشه سریانی ( زبان مردم روزگار باستان سوریه " کلده و آشور" ) ذکر می کند که به معنای "میلاد" است . مهر پرستان آریایی، بدنیا آمدن خورشید را در آن شب که ابتدای انقلاب زمستانی است، جشن می گرفتند. این کلمه در زبان مردم اسکاندیناوی و شمال اروپا، با نامjul " یول" شهرت یافت و میلاد مسیح، مقارن آن  قلمداد شد. مردم ایران زمین آن را یلدا نامیدند . یلدا در ادبیات و عرفان فارسی تعابیر گوناگونی دارد .

بنظر عده ای یلدا درازترین شب سال است و پیشینیان آن را شوم ونحس می دانستند :

همه شبهای غم آبستن روز خراب است        یوسف روز، به چاه شب یلدا بیند (خاقانی)

اکنون مرا که شام جوانی صبوح کرد               شبهای رنج چو شب یلدا دراز شد(قاضی حمید الدین)

چنان به روشنی دل برف سان مناز      بس شب چراغ قدر که به یلدا نهاده اند

تو جان لطیفی و جهان جسم کثیف است        تو شمع فروزنده و گیتی شب یلدا (معزی)

عرفا، شب یلدا را به نور سیاهی که نور ذات و نورعالم جبروت است ، اطلاق می نمایند (مرات العشاق)

در نظر ایشان یلدا نهایت الوان انوار است که سواد اعظم است( لمعات عراقی)

دیگر شعرا، یلدا را چنین توصیف کرده اند :

شگفت نسیت اگر داده ای عنان خرد   به روز خوش و طره شب یلدا(مجیر بیلقانی)

صحبت حکام ظلمت شب یلداست     نور زخوشید خواه ، بو که برآید( حافظ)

روز فراق تو که نبینم جمال تو  با من حکایت شب یلدا کند همی(ادیب صابر)

غنیمت دان حضور نعمت الله   که دشمن را شب یلداست امروز(نعمت الله ولی)

UserName