او در عين حال، فقيهى دلسوز به حال جامعه و عالِمى عامل به دستورهاى دينى بود. از بام تا شـام، درِخانه اش ـ كه يادگار بيت يكصد ساله فقـاهت و مرجعيت و ريـاست عامه قم بود - به روى همگان باز بود و با صبر و حوصله تمام، به مشكلات مردم رسيدگى مى كرد و بسيارى از خا

شنبه ۳۰ آبان ۱۳۸۸ - ۰۰:۰۰
آیت الله سید مهدی روحانی
آيت الله سيد مهدي روحاني ولادت اجداد تحصيلات تأليفات مقالات سفر به ديار ابدي ولادت آيت‏اللَّه سيد مهدي روحاني در سال 1343 ق (1 303 ش) در شهر مقدس قم و درخانواده‏اي فرهيخته و عالم به دنيا آمد.والد بزرگوارش، مرحوم آيت الله حاج سيد ابوالحسن روحانى، يکى از علماى محترم قم بود. وى در 9013 ق در خانه مرحوم آيت الله حاج سيد صادق قمى (1255 ـ پنجم ربيع الاول 1338) ديده به جهان گشود. تحصيلاتِ ادبى و مقدماتى را نزد پدر و ديگران، و دانش فقه و اصول را در محضر آيت الله حاج شيخ عبدالکريم حايرى يزدى و آيت الله سيدابوالحسن اصفهانى (در نجف) به خوبى فراگرفت و در شمار عالمان مشهور قم در آمد. معظم له پس از مهاجرت به نجف اشرف و اقامت چند ساله در آن، در 6 ذى قعدة الحرام 1382 رو در نقاب خاک کشيد و در «وادى السلام» به خاک خفت. والده ماجدش، صبيه مرحوم آيت الله حاج سيد فخرالدين حسينى سيّدى قمى بود. آيت الله حاج سيد فخرالدين (1281 ـ1363 ق)، شيخ العلماى قم و از شاگردانِ آيت الله ميرزاحبيب الله رشتى بود، جلالت قدر وسيادت و کمالاتش بيش از آن است که در اين مختصر بگنجد. بسيار محترم و معظم بود و در استوارى حوزه علميه قم با آيت الله حايرى، همکارى داشت و بر پيکر مرحوم آقاى حايرى، او نماز خواند و پس از وفات، در جوار ايشان دفن شد. اجداد نياى پدرى آيت الله روحانى، مرحوم آيت الله العظمى آقاى حاج سيد صادق قمى بوده است . نياى مادرىِ معظم له نيز، حاج سيد ابوالقاسم نوه آيت الله حاج ميرزا ابوطالب قمى (م 1249 ق)ـ دامادِ آيت الله العظمى ميرزاى قمى ـ بوده است. تحصيلات ايشان درمصاحبه ايي در مورد چگونگي تحصيلشان فرموده بودند: (وقتى که ما شروع به تحصيل کرديم به علت تسلط حاکميت پهلوى بر حوزه هاى علمى، اين حوزه تقريبا هيچ رونقى نداشت و مشکلات زيادى در پيش پاى طلاب علوم دينى قرار داشت، در تمام حوزه علميه قم تنها دو سه نفر که يکى از آنها بنده و ديگرى آقاى شيخ محمد حسين، آقازاده مرحوم آيت الله آقا شيخ عبدالرزاق قائنى بود در سنين جوانى علاقه به تحصيل علوم دينى نشان داده و مشغول بوديم. البته پس از شهريور 1320 روز به روز بر تعداد طلاب جوان در حوزه افزوده شد. برنامه مقطعى درس نيز همان بود که پيش از انقلاب در حوزه معمول بود؛ طلبه از همان ابتدا از شرح امثله شروع مى کرد و بعد به ترتيب صرف مير، تصريف و... را مى خواند، ولى در آن دوران هيچ گونه انگيزه و شوقى براى تحصيل در حوزه ها وجود نداشت، در آن وقت يکى از اساتيد ما مرحوم آقاى آقا شيخ عبدالرزاق قائنى (رضوان الله تعالى عليه) بودند که بعدها به تهران منتقل شدند و در آن جا امامت جماعت مسجد صبوحى در نزديکى ميدان شوش را به عهده داشت و به عنوان يکى از مدرسين مدرسه مروى مشغول تدريس شدند، مرد بسيار وارسته و بزرگوارى بودند که ما از سيوطى تا مکاسب را به همراهى آقازاده ايشان، آقا شيخ محمد حسين، در محضر ايشان، استفاده کرديم. البته در اين بين اساتيد ديگرى نيز بودند و تا جايى که به خاطرم مانده جناب آقاى علوى داماد آيت الله گلپايگانى، آقاى شيخ جعفر صبورى که الآن در کاشان تشريف دارند و آقايان ديگرى از جمله آنان بودند که ما دوره سطح را در خدمت ايشان تتلمذ مى کرديم و پس از مدتى در سال 1362 قمرى که نوزده سال بيشتر نداشتم به قصد ادامه تحصيل عازم نجف اشرف شدم. تقريبا يک سال در آن جا ماندم، قسمت عمده کفايه و رسائل و مکاسب را به ترتيب خدمت آقايان: مرحوم آقا ميرزا باقر زنجانى و مرحوم آقاى حاج ميرزا حسين يزدى و مرحوم آقا سيد يحيى يزدى خواندم، بعد که دوباره به قم بازگشتم، مقدارى از رسائل يعنى باب برائت و اشتغال که در نجف به اتمام نرسيده بود و قسمتى از مکاسب را اين جا خدمت امام (مدظله العالى) خواندم. بعد در سال 1365 قمرى که مرحوم آيت الله بروجردى به قم تشريف آوردند، من از همان وقت در درس خارج ايشان شرکت کردم. عمده درس خارج بنده خدمت ايشان و مرحوم آيت الله آقا سيد محمد محقق داماد بود که تا همين اواخر نيز ادامه داشت. ديگر از اساتيدم، مرحوم آيت الله حجت و آيت الله حاج سيد احمد خوانسارى و آيت الله علامه طباطبائى بودند. پس از اتمام سطح، اشتغال ما در حوزه منحصر به بحث و بررسى همان مباحثى بود که اين آقايان عنوان کرده بودند. بعد هم خودمان در حوزه، تدريس قسمت هايى از سطح را شروع کرديم و اين اواخر به تدريس خارج خمس و يک درس خارج اصول، مشغول بوديم که پس از انقلاب، قسمت اعظم شاگردان با استعداد ما مسؤوليت هايى در تشکيلات کشورى به عهده گرفتند و در نتيجه، درس به علت عدم حضور شاگردانى قوى و جدى به تعطيل کشانده شد. هم مباحثه هاى ما اکنون عبارت از آقايان حاج سيد موسى شبيرى زنجانى و حاج ميرزا على احمدى ميانجى و حاج ميرزا احمد آذرى قمى و... مى باشند. سابق بر اين هم با عدّه اى از آقايان تا حدودى که به ياد دارم مانند امام موسى صدر و شهيد بهشتى و آقاى حاج سيد عبدالکريم موسوى اردبيلى و عده اى ديگر درس و بحث هاى مشترکى داشتيم.) ايشان درباره اصلاح و بهتر شدن نظام آموزشى حوزه علميه قم، طرح هايـى را تدوين نمودند و به مراجع تقليد و به ويژه آيت الله العظمى بروجردى ارائه دادند که همان، شالوده بنياد «جامعه مدرسين حوزه عمليه قم» در سال 0134 شد، که در جريان انجمـن هاى ايالتـى و ولايتـى و پس از آن، و در طول تاريخ مبارزاتِ مردم مسلمان ايران به رهبـرى امام خمينى نقش حسّاس و بنيـادين خود را ايفا کـرد و در گستـرش پيام مرجعـيت و روحـانيت درگوشه و کنار کشور شرکت مستقيـم داشت و نامِ آيت الله سيد مهدى روحانـى در بسيـارى از اعلاميـه هاى ضدّ رژيم - و ازجمله اعلاميـه تاريخـى خلع شاه از سلطنت ـ ديـده مى شود. پس از پيروزى انقلاب اسلامى، درجهت تقويت و حمايت از نظام از هيچ کوششى فروگذار نکرد و در اين راستا، سه بار به نمايندگى مردم استان هاى مرکزى و قم، در مجلس خبرگانِ رهبرى برگزيده شد. نيز آن گاه که حراميان بعثى بر کيانِ جمهورى اسلامى، هجوم آوردند، فرزندان برومندش - حجت الاسلام آقـاى سيد على روحانى و سيد محمد روحانى - را بارها به جبهه هاى نبرد اعزام کرد تا آن گاه که پيکر غرقه به خون و جسد لاله گون سيد على را برايش به ارمغـان آوردنـد (اسفند 1362). او در عين حال، فقيهى دلسوز به حال جامعه و عالِمى عامل به دستورهاى دينى بود. از بام تا شـام، درِخانه اش ـ که يادگار بيت يکصد ساله فقـاهت و مرجعيت و ريـاست عامه قم بود - به روى همگان باز بود و با صبر و حوصله تمام، به مشکلات مردم رسيدگى مى کرد و بسيارى از خانواده هاى نيازمند را تحت سرپرستى و عنايت خود قرارداده بود. وى با اخلاق خوش و زبانِ ملايمش مرهمى بود بر زخمِ دل هاى رنج ديده، او در ميان مردم قم - به دليل سابقه خانوادگى و زهد و تقوا و ويژگى هاى ممتاز خود - جايگاهى والا داشت و مسجدش - که هر سه وعده صبح و ظهر و شب اقامه جماعت مى کرد - محل اجتماع مردم متدين بود. زندگى اش بسيار ساده و نشانه هاى بى اعتنايى به زخارف دنيوى از آن نمايان بود و به حق مى توان گفت: رفتار و کردار و زندگى اش، يادآورِ زندگى پيشوايان دين و ائمه طاهرين عليهم السّلام بود. وى عضو هيئت علمى « مجمع فقه » و عضو هيئت مؤسس « جامعه اسلامى ناصحين » و عضو هيئت امناى « موسسه خيريه الزهراء عليها السّلام » بود، که در پيشبرد اهداف مقدّس و نيّت خير اين نهادها- به همراه دوست گرانقدرش مرحوم آيت الله احمدى ميانجى - سعى و کوشش فراوان مى نمود. تأليفات از آن فقيه بزرگوار، آثارى چند در تفسير و حديث و کلام برجاى مانده است که عبارتند از: 1 . فرقة السلفية و تطوراتها فى التاريخ (در کنفرانس علوم انسانى ژاپن، به عربى و انگليسى وسپس در مجله نورعلم به چاپ رسيد). 2 . بحوث مع اهل السنة والسلفية . 3 . الوتر ثلاث رکعات (که همراه بانظريات آيت الله سيد موسى شبيرى زنجانى به چاپ رسيد). 4 . احاديث اهل البيت عليهم السّلام عن طرق اهل السنة (با همکارى مرحوم آيت الله حاج شيخ على احمدى ميانجى) که يک جلد آن چاپ شده است. 5 . حاشيه بر تفسير جوامع الجامع (غير چاپى). 6 . تفسير سوره حمد (غير چاپى). 7 . تفسير سوره فجر (غير چاپى). 8 . تاريخ فِرَق و مذاهب اسلامى (2ج، غيرچاپى). 9 . تقريرات درس فقه آيت الله محقق داماد. 10 . يادداشت هاى فقهى . مقالات 1 . اشاعره (بخش اول)،مکتب اسلام، خرداد 1338. 2 . اشاعره (بخش دوم)،مکتب اسلام، تير 1338. 3 . فواتح سور، مکتب اسلام، مرداد 1338. 4 . اشاعره (بخش سوم)، مکتب اسلام، شهريور 1338. 5 . پيشنهادى براى تعيين خط دقيق قبله، مجله نورعلم، بهمن 1363. 6 . مصاحبه پيرامون مسائل حوزه و...، مجله نور علم، بهمن 1367. 7 . النظرات الفقهية و الأُصولية للشيخ البهائى، مجله الثقافة الاسلامية، ش 5. 8 . مبدأ تاريخ؛ هجرى يا ميلادى؟ (نقدى بر مقاله تقى زاده)، مجموعه سيماى اسلام. 9 . مقدمه بر کتاب سرّ السعادة (نوشته: مرحوم حاج آقا احمد روحانى). 10 .رساله اى در تجويد (فارسى). درگذشت سرانجام آن فقيه پارسا، پس از پشت سر نهادن سالى پررنج ـ که غمِ از دست دادن تنها برادر (مرحوم آيت الله آقاى حاج سيد هادى روحانى، از علما و ائمه جماعات تهران) و خواهرانش بر دلش سنگينى مى کرد، که ناگهان تند بادِ اجل، رفيق قديمى و يار باوفايش و دوستِ دانشمند و با تقوايش مرحوم آيت الله احمدى ميانجى ـ که بيش از نيم قرن با يکديگر همدرس و هم بحث و هم سفر و هم تأليف و هماهنگ بودند و هيچ گاه از يکديگر جدا نمى شدند ـ را از کَفَش ربود و اندوهى بر غم هايش اضافه شد ـ و تحمّل چند ماه بيمارى، در روز پنجشنبه 3 آذر 1379 (26 شعبان المعظم 1421) در 77 سالگى چشم از جهان فروبست و به اجداد طاهرينش پيوست. با اعلام خبر وفاتش، شهر قم در هاله اى از غم و اندوه فرو رفت و پرچم هاى سياه در بسيارى از نقاط نصب شد و عزاى عمومى اعلام گرديد. مراجع تقليد و مقام معظم رهبرى حضرت آيت الله خامنه اى و بسيارى از مقامات روحانى و کشورى در بزرگداشت مقامش، پيام هايى صادر کردند و پيکر پاکش، در صبح روز جمعه 27 شعبان با حضور هزاران نفر از علما و فضلا و مردم متدين و حق شناس قم تشييع شد و پس از نمازِ حضرت آيت الله العظمى بهجت بر آن، در ضلع شمالى مسجد بالاسر حرم مطهر حضرت فاطمه معصومه در کنار مرقد آيت الله احمدى ميانجى به خاک سپرده شد و جهانى از علم و تقوا را با خود مدفون ساخت و مجالس ياد بودش تا مدّت ها در قم و تهران ادامه يافت. تنظيم علي فرياد رس گروه حوزه علميه ________________________________________ منابع: 1. مجله نور علم، ش 29، دى ماه 1367ش، ص 16. 2. گنجينه دانشمندان، ج 1، ص336. 3. آثار الحجة، ج 1، ص219؛ رجال قم، ص138 ـ 139. تهيه و تنظيم: فريادرس گروه حوزه علميه

پربازدیدها

پربحث‌ها