هدفون یا هندزفری گذاشتهاید، مشغول گوش دادن هستید و تقریباً مطمئنید کسی اسمتان را صدا زد. صوت را متوقف میکنید، هدفون را کنار میزنید و برمیگردید؛ اما هیچکس چیزی نگفته است. این تجربه عجیبتر از چیزی است که به نظر میرسد، اما در بسیاری از موارد کاملاً طبیعی است.
خطر تا یکقدمی خیمه فرماندهی رسیده بود و تیرهای کماندار بیخطا به هدف میخوردند، برای مهار این تهدید، دلاوری باید پیشدستی میکرد و در سکوت شب، سرنوشت میدان را تغییر میداد...
میدونستی که هربار یه ساندویچ پر از پنیر و سس رو گاز میزنی، چه خیانتی به مغز خودت میکنی؟
تنهایی همیشه به معنی درونگرا بودن نیست؛ گاهی پشتِ فرار از جمع، ترس از قضاوت شدن پنهانه. فرقش رو بشناس؛ چون شناختنِ خودت، اولین قدم برای بهتر شدنه.
وقتی درباره مرگ پدر یا مادر صحبت میکنیم، معمولاً تصور میکنیم این اتفاق برای کودکان و نوجوانان سختتر است؛ زیرا آنها هنوز برای امنیت، مراقبت و شکلگیری هویت خود به والدین وابستگی بیشتری دارند. این تصور تا حدی درست است، اما به این معنا نیست که با بزرگ شدن فرد، مرگ والد دیگر یک فقدان عمیق محسوب نمیشود.
دقیقاً همون لحظهایه که تو چشمهاش زل میزنی و با یه پوزخندِ ساده، همه تلاشهاش رو میبری زیر سوال. مردها فقط با عشق زنده نمیمونن؛ با "اعتبار" زنده میمونن. وقتی تو یه رابطه، احترامی برای تصمیمها، تلاشها یا حتی شکستهای یه مرد قائل نمیشی، اون مرد کرکرهی احساسش رو میکشه پایین.

