• نقش مرجعیت سیاسی؛ به عنوان درونمایه انقلاب ایران   
    تردیدی نمی توان داشت که نقش چشمگیر و تعیین کننده نهاد مرجعیت در عرصه تحولات سیاسی ایران که در خلال انقلاب اسلامی به نقطه اوج خود رسید از جمله پرسش های پراهمیتی است که به رغم تلاش های متعدد و متناوب برای یافتن پاسخ آن، هنوز هم جای بحث بسیار دارد.

    براساس این فرضیه، این نوشتار از سه سطح تحلیل بهره می برد: ۱- تبیین ساختار درونی نهاد مرجعیت ۲- نقش امام در بخشیدن روح سیاسی به این ساختار و بهره برداری از آن ۳- نقش حوزه ها و علمای شهرستان ها در تعامل با رهبری نهضت برای گسترش آموزه های انقلاب.

    چنین به نظر می رسد که در بازکاوی فرایند تاریخی انقلاب ایران، شاید بتوان با پیوند این سه حوزه (نهاد مرجعیت، مرجعیت سیاسی امام خمینی و حمایت علمای برجسته شهرستان ها از آموزه های نهضت) سازوکار درونی گسترش انقلاب اسلامی در شهرهای مختلف کشور را کشف کرد. ناگفته پیداست که آموزه های انقلاب در تقابل نظری و عینی با مبانی تئوری اقتدار سلطنتی نظام حاکم قرار می گرفت. از این رو به موازات گسترش و پذیرش این آموزه ها در میان توده های مردمی، مشروعیت نظام زیرسؤال رفته و تزلزل بر ارکان آن سایه می افکند. با تبیین و بازکاوی قابلیت نهاد مرجعیت و مؤلفه های زیر مجموعه آن، می توان ریشه های اصلی فروپاشی اقتدار نظام پهلوی را بدست داد.

    این نوشتار در صدد پاسخگویی به چگونگی گسترش این آموزه ها و در نتیجه تبیین حضور توده های مؤمن علیه نظام حاکم است که در چارچوب تحلیل سه ساختار ذیل صورت می گیرد: 
    ۱- تبیین ساختار درونی نهاد مرجعیت 
    ۲- نقش امام در بخشیدن روح سیاسی به نهاد مرجعیت و بهره برداری از آن 
    ۳- نقش حوزه های علمیه و علمای شهرستان ها در تعامل با رهبری نهضت برای گسترش آموزه های انقلاب 

     




      
  •  تبیین ساختار درونی نهاد مرجعیت 

  • مرجعیت در فرایند تاریخی خود مرحله عدم تمرکز و تمرکزگرایی را پشت سر گذارده است. مرحله نخست از غیبت امام زمان(عج) تا یکی دو سده پیشین طول کشید. در این مرحله مرجعیت پراکنده بود و به نسبت استقرار شیعیان به صورت متفرق در قلمرو جهان اسلام، مراجع متعدد نیز در اخذ وجوه شرعیه، تبیین اصول فقه شیعه و غیره تداوم آموزه های شیعی را امکان پذیر ساختند، تا این که در سده های اخیر و در پی گسترش شبکه ارتباطی مدرن مقبولیت مجتهد اعلم که سزاوار تقلید همه شیعیان باشد، مورد توجه قرار گرفت. حمید عنایت(۳)، استاد مرتضی مطهری(۴) و دکتر عبدالهادی حائری(۵) به ترتیب تمرکز مرجعیت را در شیخ مرتضی انصاری (فوت ۱۲۸۱ ق)، حاج میرزا محمد حسین شیرازی (فوت ۱۳۱۲ ق و صاحب فتوی تنباکو) و شیخ محمد حسن نجفی (فوت ۱۲۶۶ ق و صاحب جواهرالکلام) دانسته اند.

    اگر هریک از این مقاطع را نیز در نظر بگیریم، در یک نکته نمی توان تردید روا داشت که تمرکز مرجعیت، قدرت مالی و بعضاً اقتدار سیاسی مرجعیت را به دنبال آورد. این اقتدار در گذر از مراجع شاخصی چون: آخوند ملامحمد کاظم خراسانی (فوت ۱۳۲۹ ق و رهبر فکری انقلاب مشروطه ایران)، سید محمد کاظم یزدی طباطبایی (فوت ۱۳۳۷ ق)، میرزا محمد تقی حائری شیرازی(فوت ۱۳۳۹ق)، شیخ فتح الله شریعت اصفهانی (فوت ۱۳۳۰ ق) و سیدابوالحسن اصفهانی (فوت ۱۳۶۷ ق) به آیت الله العظمی محمدحسین طباطبایی بروجردی (فوت ۱۳۸۰ ق برابر با ۱۳۴۰ ش) رسید.

    اهم ویژگی های این نهاد بازسازی شده در تعامل با شرایط سیاسی، اجتماعی و... عصر عبارتند از: استقلال از حکومت ها، ایفای نقش محوری به عنوان حافظ سنت ها و ارزش های مذهبی، پیوند تاریخی با بازار، مقابله با نفوذ استعمار غرب در ارکان کشور، پاسخگویی به مطالبات مقلدان به نسبت شرایط و پیشامدهای جدید و انتخاب شبکه وسیع وکلا ونمایندگان شرعی و مالی در اقصی نقاط شیعه نشین جهان اسلام. این مختصات با عنایت به زیست بوم فلات ایران و انسجام فرهنگی- مذهبی آن و با توجه به نقش تعیین کننده برخی نهادهای سنتی و مذهبی از جمله بازار که به موازات رشد روزافزون نهادهای مردمی توانسته بود با جذب مهاجران روستایی به شهرها بیش از پیش زمینه های تقویت ارزش های سنتی را فراهم سازد، اقتدار نهاد مرجعیت را در آستانه نهضت روحانیت، بیش از گذشته تقویت کرد.




      
  •  نقش امام در بخشیدن روح سیاسی به نهاد مرجعیت و بهره برداری از آن

  • یکی از مهم ترین آموزه های نهضت روحانیت که از آن می توان به عنوان شاکله آن نام برد، آموزه مجتهد- مقلد بود. براساس این آموزه، هر فرد مؤمن و معتقد مکلف است برای انجام احکام تقلیدی دین، از یکی از مراجع تقلید کند. البته این تکلیف با مطالعه رساله مرجع مورد نظر حاصل می شود، اما نکته مهم استفاده از رویکرد سیاسی این بستر دینی برای مبارزه بود. در این صورت فراخوان مبارزه به عنوان یک اصل، تکلیف شرعی ایجاد می کند. نکته حائز اهمیت این که، آیت الله بروجردی از خود در چهار حوزه: اقتدار مرجعیت، سازماندهی روحانیت، سیستم منسجم جمع آوری وجوه شرعیه و گسترش حوزه های علمیه در شهرستان ها، میراثی عظیم برجای گذاشته بود. این میراث بعد از رحلت آن مرحوم، در اختیار مراجع بعدی قرار گرفت. امام خمینی(ره) که رویکرد سیاسی مرجعیت را محور مبارزات خود قرار داده بود، بخش اعظم این میراث را در خدمت نهضت قرار داد. در اندک مدتی آموزه های سیاسی نهضت در بستر این نهادها و با بهره برداری از رسانه های مرتبط با آن به شهرهای مختلف راه یافت.


      
  •  نقش حوزه های علمیه و علمای شهرستان ها در تعامل با رهبری نهضت برای گسترش آموزه های انقلاب:

  • یکی از اقدامات آیت الله بروجردی، ساخت و یا احیای برخی حوزه های علمیه در شهرستان ها بود. آن مرحوم برای این منظور نمایندگانی به آن شهر اعزام می کرد و آنان به عنوان رئیس حوزه علمیه در آن منطقه ایفای نقش می کردند. این مراکز جدا از حوزه های علمیه چند صد ساله در شهرهای نظیر: اصفهان، مشهد، تبریز، شیراز، کاشان، قزوین و... بود.

    از مجموع اسناد ساواک و خاطرات پراکنده چنین برمی آید که از همان بامداد نهضت روحانیت، غالب علمای برجسته حوزه های علمیه کشور در تعامل با امام و سایر مراجع به یاری نهضت پرداخته و هریک از آنان در شهرهای خود نام خودش را به عنوان پیشگامان نهضت جاودانه ساختند. شاید بتوان فهرست کوتاهی از انبوه روحانیون مبارز در این شهرها که نقش اصلی در تبلیغ آموزه های نهضت داشتند، به شرح ذیل ارایه دارد: 
    مشهد: محمدهادی میلانی، حسن قمی، مجتبی قزوینی، علی خامنه ای، محمدرضا محامی، عبدالکریم هاشمی نژاد و... 
    شیراز: بهاءالدین محلاتی، عبدالحسین دستغیب، علی اصغر دستغیب، مصباحی و... 
    تبریز: محمدعلی قاضی طباطبایی، عبدالله مجتهدی، احمدخسرو شاهی، حسن ناصرزاده، محمود وحدت، حسن انگجی و... 
    اصفهان: حسین خادمی، عبدالرحیم ارباب، عطاءالله طاهری اصفهانی، میرزا ابوالقاسم کوپایی، عبدالجواد اصفهانی و... 
    همدان: آخونده ملاعلی همدانی معصومی، ناصرالدین صدر، اسدالله مدنی، احمد حسین همدانی و... 
    رشت: محمود ضیاء بری، حسن بحرالعلوم، صادق احسانبخش و... 
    کرمان: علی اصغر صالحی کرمانی، علی حجتی کرمانی، محمدمهدی موحدی کرمانی، فهیم کرمانی و... 
    خرم آباد: عیسی جزایری، روح الله کمالوند، عمادالدین جزایری و... 
    کرمانشاه: عبدالجلیل جلیلی، عطاءالله اشرفی اصفهانی، محمندحسین هرسینی و... 
    نجف آباد: حسینعلی منتظری، ابراهیم امینی، مرتضی خلخالی و... 
    و بیش از ده شهر دیگر از جمله: زنجان، خمین، قزوین، کاشان، اهواز، آبادان و تهران و... که در هر یک از آنها روحانیون برجسته ای نقش محوری در نهضت ایفا کردند.




      
  • نتیجه گیری

  • حاصل سخن این که به دلیل ماهیت مذهبی انقلاب اسلامی و شکوفایی آن در بستر نهادهای دینی، آموزه های این نهضت به سرعت در میان توده های مؤمنین مذهبی و اقشار مختلف کشور گسترش یافت. ساختار و سابقه نهادهای دینی و تعامل آنها با سایر نهادهای سنتی، زمینه یادگیری از اقشار مختلف کشور و از جمله بازاریان را فراهم کرد. شبکه سازماندهی شده روحانیت در تعامل با شبکه اقتصادی بازار نقش اصلی را در گسترش این آموزه ها ایفا کردند. استفاده رهبران نهضت از رسانه های سنتی نظیر منبر، اعلامیه و پایگاه های مذهبی از جمله: مساجد، حسینیه ها، حوزه های علمیه و در پوشش مراسم های مذهبی، سوگواری های محرم و صفر، ابزارهای لازم برای پیام رسانی را در اختیار مبارزان قرار داد. چنین به نظر می رسد که این رویکرد، میشل فوکو؛ یکی از نظریه پردازان غرب را بر آن داشت که انقلاب ایران را تنها انقلاب خلاف جهت انقلابات دیگر و بازگشت به سنت ها و ارزش های مذهبی نام نهد.

     www.islamicrevolution.com

     


    دسته ها :
    جمعه یازدهم 11 1387
    X