دسته
آرشیو
آمار وبلاگ
تعداد بازدید : 2109
تعداد نوشته ها : 4
تعداد نظرات : 0
Rss
طراح قالب
ای که دمسازم تو بودی
نغمه پردازم تو بودی
عشق ما افسانه شد
آشنای تو بیگانه شد
من که جز محنت ندیدم
گوشه خلوت گزیدم
شد تهی پیمانه ام
غم نشسته در کاشانه ام
ز دست دل آزرده ام
همچو برگ طوفان برده ام
کتاب مجنون بسته شد
داستان نو آورده ام
در برم نماندی
به خاکسترم نشاندی
مرا تا کجا کشاندی
آشیان شکسته
منم رهگذار خسته
چو موجم ز هم گسسته
آسمان دوباره نه ستاره نه مهی دارد
باغبان خسته دل شکسته لاله می کارد
ای فلک تو دانی که هر زمانی چه به ما کردی
غیر نامرادی سرور و شادی که نپروردی
در سکوت صحرا کجا بروم تا ز دل کشم فریاد
با هجوم غم ها چه چاره کنم کز قفس شوم آزاد
در سکوت صحرا کجا بروم تا ز دل کشم فریاد
با هجوم غم ها چه چاره کنم کز قفس شوم آزاد

دسته ها :
جمعه بیست و چهارم 8 1387
X