دسته
آمار وبلاگ
تعداد بازدید : 395
تعداد نوشته ها : 3
تعداد نظرات : 5
Rss
طراح قالب

به نام تک نوازنده گیتار هستی

سیاوش کسرایی

مریم نا بینا بود اون هیچ وقت نتونسته بود هیچ چیزی رو ببینه اون یه اون همیشه با خودش فکر می کرد اگه یه روز بیناییشو به دست بیاره حتما با مهرداد ازدواج خواهد کرد . با مهرداد خیلی وقت بود آشنا بود دیدن صورت اون برای مریم از بزرگترین آرزو هاش بود . یه روز یکی پیدا شد که چشم هاشو به مریم اهدا کنه مریم بینا شد حالا دیگه همه چیزو می دید . برای دیدن مهرداد دل تو دلش نبود اما وقتی اونو دید متوجه شد اونم نا بیناست برای همیشه اونو ترک کرد . مهردادم در حالی که تمام دنیا رو سرش خراب شده فقط اینو گفت : از چشمان من به خوبی مراقبت کن


دسته ها :
سه شنبه سیم 3 1385
X