دخترک گفت : کجا ؟

وقتی کسی منتظر تو نیست ، آرام گام بردار ..

ــ مرد گفت : میروم آن دوردست ها ! شاید آنجا کسی منتظر باشد ...


اشک در چشمان دخترک حلقه زد ..

نرو !!! این فقط یک رویاست ..

ــ باید رفت ؛ شاید پی یک رویا ..

مرد چشمهایش را بست و رو به افق رفت ..

آنشب دخترک در رویایش خواب پروانه ای را دید

.. پروانه ای که درون پیله اش بال بال میزد ..

و مرد در رویاهایش خواب کسی را دید ،

کسی که همیشه منتظرش بود ..

ولی هرگز او را ندید !!!!
 ای رویای من پس کجایی؟!!!
دسته ها :
دوشنبه دوازدهم 12 1387
X