صفحه ها
دسته
موسسه فرهنگی هنری و پژوهشی سیمای حقیقت
کتابفروشی ولوازم التحریرنوآوران
وبلاگ اختصاصی سیدمحمدجعفرمیرجلیلی
آرشیو
آمار وبلاگ
تعداد بازدید : 20184
تعداد نوشته ها : 38
تعداد نظرات : 0
Rss
طراح قالب
مرکز کنترل در درون شماست/احساس ارزشمندی کنید

زندگی با مشکلات گوناگون و جلوه‏های رنگارنگش آن چنان ما را گرفتار کرده است که هر چه بیشتر تلاش می‏کنیم کمتر به هدف می‏رسیم . دائما احساس می‏کنیم گم شده‏ای داریم . آن قدر در روزمرگی‏ها غرق شده‏ایم که از همه چیز و همه کس غافل مانده‏ایم . مدت‏ها است که فرهنگ «مراقبه‏» را به دست فراموشی سپرده‏ایم . نمی‏دانیم کیستیم، کجاییم و چه می‏خواهیم. بسیاری را می‏بینیم که به شدت افسرده‏اند و در زندگی کمتر احساس شادی می کنند . این‏ها کسانی‏اند که به خود، دیگران و محیطی که در آن زندگی می‏کنند بی‏توجه‏اند .

 

باید پذیرفت که این دست کشیدن از خود ، موجب بروز مسائل زیادی برای فرد و اطرافیانش می‏شود; در درجه اول احساس بی کفایتی و بی‏لیاقتی می‏کند . پدید آمدن این زمینه عاطفی سبب می شود که فرد جریان فکری خود را به کار نیندازد و هیچ‏گاه خود را برای فهم، درک و عمل آماده نبیند . چنین انسانی در شناخت توانایی‏ها و نقاط ضعف و قوت خود آگاهی ناقص‏تری دارد; لذا در تنظیم اعمال و رفتار خویش ناموفق‏تر است و از فعالیت‏های مثبت امتناع می‏ورزد و در نتیجه دچار یاس و افسردگی می‏شود .

 

برای جلوگیری از بروز چنین مسائلی باید یاد بگیریم از «خود»های خود خوب مراقبت کنیم و به آن‏ها برسیم تا سالم‏تر، شادتر و خوشبخت‏تر باشیم . در نتیجه این مراقبت، بهتر کار خواهیم کرد و توانایی بیشتری از خود نشان خواهیم داد . فردی خواهیم شد با عزت نفس بالا که خود را خوب می‏شناسد، بر خصوصیات مثبت، توانایی‏ها، زیبایی‏ها و استعدادهای خاص خود آگاه است و به آن ارج می‏گذارد و از بودن آن‏ها احساس خوشحالی و رضایت می‏کند و به طور واقع بینانه محدودیت‏ها، کاستی‏ها و ناتوانی‏های خود را می‏بیند و نه تنها از آن‏ها شرمنده نیست، بلکه قسمتی از خود می‏داند .

رسیدن به احساس «خود ارزشمندی‏» بهترین و ساده‏ترین راه رسیدن به دیگر لذت‏های حقیقی است .
احساس «خود ارزشمندی‏» یا عزت نفس یکی از نیازهای مهم روحی و روانی انسان است که در همه به طور فطری وجود دارد و با جهت‏گیری صحیح موجب رشد و کمال او می‏شود . انسان با داشتن این احساس است که لذت و شادمانی زندگی را تجربه می کند و از توانایی‏هایی که به او عطا شده به صورت فعال استفاده می کند .

با پرداختن به خود است که یاد می‏گیریم از «خود» مراقبت کنیم; زیرا خود واقعی ما زیباست و ارزش مراقبت را دارد . آن قدر چیزهای زیبا در وجود هر یک از ما وجود دارد که نمی‏توان به راحتی از آن‏ها گذشت . برای رسیدن به این زیبایی‏ها و پیداکردن «بهترین خود» می بایست‏خودبینی را کنار بگذاریم . به خودمان وقت‏بدهیم تا به آن چشمه مطمئنی که سرشار از آرامش، نیرو و توانایی است‏برسیم و این مصداق فرمایش امام علی‏علیه السلام است که: «خدا شناس‏ترین شما، خودشناس‏ترین شماست‏» . (1)


چگونه مراقب خود باشیم؟

گام اول برای مراقبت از خود آن است که سعی کنیم با خویش مهربان‏تر باشیم; به بیانی دیگر، با خودمان آن چنان رفتار کنیم که انتظار داریم دیگران با ما رفتار کنند; یعنی به خودمان احترام بگذاریم و برای سلامتی و نشاط خود تلاش کنیم (مثلا ورزش کنیم، به مسافرت برویم، به مسائل بهداشتی خود توجه داشته باشیم، گاه بهانه‏ای برای خندیدن و شاد بودن پیدا کنیم و) . . . و به این وسیله عزت نفس خود را افزایش دهیم . اگر ما خودمان به فکر خودمان نباشیم ، دیگران هرگز نمی توانند برای خوشبختی ما کاری بکنند . در مقابل، ما نیز نمی‏توانیم قدمی برای دیگران برداریم; زیرا به فرمایش امام علی‏علیه السلام: «کسی که به خودش بدی کند، نمی‏توان توقع خوبی از او داشت . » (2) و بالعکس «کسی که با خودش مهربان باشد به دیگری ستم روا نمی‏دارد . » (3)

 

ما زمانی می‏توانیم با دیگران ارتباطی خوب و زیبا داشته باشیم که «من‏» بتوانم با خودم چنین رابطه‏ای برقرار کنم و «تو» باخودت .
  امام علی‏علیه السلام می‏فرمایند: «کسی که نتواند خودش را اصلاح کند هرگز نخواهد توانست دیگری را اصلاح نماید . » (4)

شاید تصور شود که رسیدن به خود و مراقبت از خویش، رفتاری خود خواهانه است . حتی بسیاری از خانواده‏ها از همان ابتدا به فرزندان خود یاد می دهند که دیگران را به خود ترجیح بدهند . در حالی که این رفتار زمانی نتیجه مثبت می‏دهد که فرد لذت رسیدن به خود و مراقبت از خود را تجربه کرده باشد . این که ما اول به خودمان برسیم بعد به دیگران ، روال عادی و طبیعی رشد است . آن چه زشت است، این است که ما «فقط‏» به خود بیندیشیم، چرا که «فقط‏» به خود اندیشیدن و به خود رسیدن مانند این است که هر روز غذایی را که دوست داریم، بخوریم و این خستگی آور است . برای این که زندگی خود را متعادل کنیم باید به دیگران هم اهمیت‏بدهیم و مردم را هم دوست داشته باشیم . در همین جاست که می‏توان مفهوم ایثار، بخشیدن، دوست داشتن‏ها و چیزهایی که برایمان بسیار با ارزش‏اند را فهمید .

 

قدم بعدی در مراقبت از خود این است که « انسان خودش برای خودش نگهبان بگمارد تا مراقب اعمال او باشد . » (5) برای داشتن چنین نگهبانی کافی است‏به خود «توجه‏» داشته باشیم; زیرا بنا به فرمایش امام علی‏علیه السلام: «نفس توجه به خود، انسان را به سوی اصلاح نفس » (6) و به دست آوردن بهترین‏ها هدایت می‏کند . در درون هر یک از ما مرکزی وجود دارد که می‏داند چه چیز برای ما خوب و چه چیز بد است:

(فالهمها فجورها و تقویها) (7) یا (بل الانسان علی نفسه بصیرة .) (8)

این مرکز زمانی فعال می شود که ما به آن «توجه‏» داشته باشیم . حال باید دید چگونه می توان این «توجه‏» را به وجود آورد؟

برای پاسخ به این سوال در مقاله ی بعد با ما همراه باشید....

 

پی‏نوشت‏ها:

1) غررالحکم: «اعرفکم بنفسه اعرفکم بربه . »

2) همان: «من اساء الی نفسه لم یتوقع منه جمیل . »

3) همان: «من اشفق علی نفسه لم یظلم غیره . »

4) همان: «من لم‏یصلح نفسه لم یصلح غیره . »

5) همان: «اجعل من نفسک علی نفسک رقیبا . »

6) همان: «نظر النفس لنفسه العنایة بصلاح النفس . »

7) سوره شمس، آیه 8 .

8) سوره قیامت، آیه 15 .

 

منبع :مجله یاس

در مقاله ی قبل گفتیم که یکی از راه های نگهبانی از خود این است که « انسان خودش برای خودش نگهبان بگمارد تا مراقب اعمال او باشد . »  برای داشتن چنین نگهبانی کافی است‏به خود «توجه‏» داشته باشیم; زیرا بنا به فرمایش امام علی‏علیه السلام: «نفس توجه به خود، انسان را به سوی اصلاح نفس » و به دست آوردن بهترین‏ها هدایت می‏کند . در درون هر یک از ما مرکزی وجود دارد که می‏داند چه چیز برای ما خوب و چه چیز بد است . در این مقاله راجع به چگونگی راه اندازی این مرکز صحبت می کنیم :

در طول روز چند بار فقط برای «یک دقیقه‏» بایستیم و ببینیم چه می کنیم .

دکتر اسپنسر جانسون در این مورد راهکار جالبی به نام: «توقف!» دارد . این که ما در طول روز چند بار فقط برای «یک دقیقه‏» بایستیم و ببینیم چه می کنیم . به آن چه فکر می کنیم یا انجام می دهیم بنگریم و خود را محاسبه کنیم . درست مثل کسی که در شهر رانندگی می‏کند و در برابر تابلوهای ایست، توقف می‏کند . این تابلوها کمک می کنند تا شخص به آسانی و سالم به مقصد برسد . هر چند این کار عجیب به نظر می‏رسد که ما فقط در یک توقف کوتاه بخواهیم به آن چه انجام می‏دهیم، بیندیشیم و به سؤال های خود پاسخ بدهیم، ولی اغلب در همین فرصت‏های کوتاه، راه بهتر شدن کار یا فکری را که در آن دقیقه درگیر انجامش هستیم پیدا خواهیم کرد . همین توقف کوتاه به ما کمک می‏کند به سرانجام کارها بیندیشیم و این یعنی مراقبت از خود; زیرا «به کار بستن فکر و اندیشه در کارها، پایان کار را نیکو می‏کند . » (1) و از طرفی «نیک و بد کارها را نمایان می‏سازد» (2) و «ما را آماده می‏کند تا به اصلاح آن‏ها پرداخته و نتیجه بهتری بگیریم . » (3)

 

امام صادق علیه السلام نیز در این زمینه به یکی از دوستانشان به نام جندب می‏فرمایند: «ای جندب! در برابر هر کاری «توقف کن‏» تا به آغاز و انجام آن کار آگاه شوی . قبل از آن که در آن کار بمانی و نهایتا پشیمان شوی . ای جندب ! به درستی که تو (خود) طبیب نفس خویشی، نشانه‏های سلامتی و بیماری را تشخیص می‏دهی، درمان را هم خوب می‏دانی; پس (لحظه‏ای) درنگ کن ببین با خود چه می کنی . . . » (4) آری «هر انسانی به نفس خویش آگاهی دارد هر چند عذر تراشی می‏کند . » (5) پس چرا نفس خویش را رها سازیم تا ما را در کوره راه‏های تاریکی رها کند؟! (6)

زندگی را ساده‏تر بگیریم تا بسیاری از فشارهای روحی را از بین ببریم، زیرا زندگی وقتی ساده‏تر باشد، ساده هم حفظ می‏شود .
شاید بپرسید در این توقف چه سؤال‏هایی از خودمان بکنیم و چگونه به پاسخ صحیح برسیم؟ شاید با یک مثال مطلب روشن شود . فرض کنید برای به دست آوردن چیزی سخت در تلاش هستید و زحمت می کشید . شما می توانید گاه در اثنای کار از خود بپرسید «آیا آن چه را که اکنون به دنبالش هستم و برایش تلاش می کنم واقعا «نیاز» من است؟» زیرا «نیاز» چیزی است که برای «بودن‏» و گذراندن زندگی خود آن را می‏خواهیم و وقتی آن را به دست می‏آوریم، احساس شادی و سرور می‏کنیم . در مقابل این نیاز «میل‏» قرار دارد; یعنی چیزی که امیدواریم به دست آوردنش ما را خوش‏حال کند - که غالبا هم نمی‏کند - مثل میل به پول; به دستش می‏آوریم، ولی می‏بینیم ما را راضی نمی‏کند و هنوز بیشتر از آن چه به دست آورده‏ایم، می‏خواهیم . اگر توقف کنیم و این سؤال را از خود بکنیم و گاه اگر فرصت‏بیشتری پیدا کردیم نیازهایمان را روی کاغذ بیاوریم و پیش خود تجزیه و تحلیل کنیم، اغلب جوابی را که به دست می‏آوریم ما را از دنبال کردن چیزهایی که به آن نیاز نداریم، باز می‏دارد .

مثال دیگر: گاه کاری انجام می‏دهیم که خوب از آب در نمی‏آید و موجب فشار روحی ما می‏شود . چگونه می‏توانیم با یک توقف کوتاه از این فشار روحی رهایی پیدا کنیم؟

در این مورد نیز توقف راه‏گشا است . ما می‏توانیم در همین توقف کوتاه زیر و بم آن کار را جست وجو کنیم تا نکات مثبتی را که در اطراف آن یافت می‏شود برای خود بیابیم . یا وقتی در پیچیدگی‏های زندگی گم می‏شویم می‏توانیم آن قدر از شاخ و برگ گرفتاری‏ها بچینیم تا به هسته‏ای که موجب رضایت ما بشود، برسیم . یعنی زندگی را ساده‏تر بگیریم تا بسیاری از فشارهای روحی را از بین ببریم، زیرا زندگی وقتی ساده‏تر باشد، ساده هم حفظ می‏شود . به این ترتیب ما در مقابل تابلوی ایست‏به قسمتی از وجود خویش آگاهی پیدا می‏کنیم و کم‏کم به شناخت از خویش خواهیم رسید و به فرمایش امام علی‏علیه السلام: «هر که خود را شناخت، خدایش را شناخته است . » (7) و کسی که خدا را شناخت عاشقش می‏شود; یعنی به بالاترین مرتبه عزت نفس دست‏یافته است .

 

پی‏نوشت‏ها:

1) غررالحکم: «طول الفکر یحمد العواقب و یستدرک فساد الامور . »

2) همان: «فکر المرء مرآة تراه حسن عمله من قبحه . »

3) همان: «من حاسب نفسه وقف علی عیوبه و احاط بذنوبه فاستقال الذنوب و اصلح العیوب . »

4) تحف العقول، وصایای امام صادق‏علیه السلام به عبدالله بن جندب .

5) سوره قیامت، آیه 15 .

6) غرر الحکم: «من رخص نفسه ذهبت‏به فی المذاهب الظلمة . »

7) همان: «من عرف نفسه فقد عرف ربه . »

 

منبع : مجله یاس

دسته ها :
شنبه شانزدهم 8 1388
چطور روزتان را برنامه ریزی کنید؟ PDF چاپ ایمیل
 

افراد موفق می دانند که باید هر روزشان مفید و پربار باشد و به همین دلیل سعی میکنند از هر روزشان بیشترین استفاده ممکن را ببرند، چه در جهت رشد فردی یا کاری خود. ابزاری که برای انگیزه دادن به خودشان استفاده می کنند، برنامه روزانه شان است. وقتی عادت کنید که برای هر روزتان برنامه داشته باشید، روی کارها تمرکز بیشتری داشته و اولویت های آن روز را خوب می فهمید. با این روش احتمال انجام شدن کارها خیلی بیشتر است.

 

برای هر روزتان از شب قبل برنامه ریزی کنید
۲۰-۱۵ دقیقه را هر شب صرف برنامه ریزی برای روز آینده کنید. متخصصین می گویند یک دقیقه برنامه ریزی، در ۱۰ دقیقه وقت شما در اجرای کار صرفه جویی می کند. اگر برای برنامه ریختن تا روز بعد صبر کنید، ممکن است خیلی اتفاقات بیفتد که فکرتان را منحرف کند و نتوانید روی برنامه تمرکز داشته باشید. وقتی از روز قبل برنامه تان را آماده داشته باشید، می توانید هر اتفاق دیگری که در طول روز افتاده را در نظر گرفته و به برنامه تان اضافه و کم کنید. همچنین وقتی شب قبل برنامه ریزی می کنید، باعث می شوید که ذهن ناخودآگاهتان در طول شب روی این برنامه ها کار کند و بعد که صبح بیدار شدید، می دانید که دقیقاً چه کار باید بکنید و دیگر وقتتان را برای اینکه ببینید چه باید بکنید یا نکنید هدر نمی دهید.

یک لیست مستر تنظیم کنید
این لیست از همه کارهایی که فکرش را بکنید تشکیل شده است. اگر کاری به فکرتان می رسد که لازم است انجام دهید، فوراً آنرا در این لیست جای دهید. هیچ تعهدی به انجام همه کارهایی که در لیست مستر نوشته شده است ندارید. هدف این لیست این است که صرفاً آن کارها را فراموش نکنید. هر کار دیگری هم که در طول روز به ذهنتا می رسد را به این لیست اضافه کنید.

یک لیست از حتماً های روزانه تهیه کنید
این لیست از کارهایی تشکیل شده است که بالاترین اولویت را دارند و سنگین ترین نتیجه را در بر خواهند داشت، چه مثبت و چه منفی. برای تنظیم این لیست وقت بگذارید و خوب فکر کنید چون وقتی کاری وارد این لیست می شود باید تا آخر روز بعد بی بر و برگرد انجام شود. کارهایی که در این لیست نوشته می شوند به هیچوجه نباید به تاخیر بیفتند چون باعث می شود که اینکار برایتان شکل عادت درباید و به اولویت های روزانه تان بی توجه شوید. این لیست باید کوتاه بوده و بیشتر از ۶ مورد روی آن نوشته نشده باشد.

یک لیست از بایدهای روزانه تهیه کنید
این لیست شامل کارهایی می شود که باید در طول روز انجام دهید اما حتمی و لازم نیستند که بخواهید آنها را روی لیست حتماً ها قرار دهید. این کارها را باید بعد از اتمام کارهای نوشته شده در لیست حتماًها به انجام برسانید.

قرارملاقات ها را فراموش نکنید
ساعت های خاصی در روز هستند که به یک ملاقات خاص تعلق دارند. وقتی قراری با کسی می گذارید حتماً آن را روی تقویم خود یادداشت کنید و بعد آن قرارها را به برنامه روزانه تان منتقل کنید.

بعضی کارها را به دیگران محول کنید
خیلی از کارهای قید شده در لیست روزانه تان هستند که می توانید انجام آنها را به دیگران واگذار کنید. افراد موفق می دانند که نمی توانند همه کارهایشان را شخصاً تمام کنند و همیشه خیلی از کارهایشان را به کسانی می سپارند که انجام دهند.

سه بار تاخیر در انجام کار
اگر می بینید که چند روز پشت سر هم کارهایتان را نیمه تمام می گذارید و به روز بعد معوق میکنید آنوقت باید از خودتان بپرسید چرا آن روز اول این کار در لیستتان بوده است و چه ارزشی در زندگیتان دارد. تا می توانید نباید بیشتر از سه روز کاری را به تاخیر بیندازید.

تنظیم وقت برای تهیه غذا
معمولاً چیزی که از خیلی برنامه ریزی ها جا می ماند تنظیم ساعتی برای خوردن غذاست. این مسئله اهمیت زیادی دارد، اول به این دلیل که در پولتان صرفه جویی کرده و برای غذاخوردن بیرون نمی روید، و دوم اینکه برای سلامتیتان بهتر است. خیلی از افراد موفق برای صرفه جویی در وقت به رستورانهای فست فود می روند و وضعیت سلامتیشان هم وخیم است. یادتان باشد، مدیریت زمان، مدیریت زندگی است و بالاترین اولویت زندگی، خودتان هستید.
با اجرای این استراتژی ها در تنظیمب برنامه روزانه می توانید بازده کاری خود را به طور قابل توجهی بالا برده و سریعتر به اهداف و آرزوهایتان دست پیدا کنید.

دسته ها :
چهارشنبه ششم 8 1388

خیلی گستاخانه است که بخواهیم درمورد طریقه نصیحت کردن، نصیحتتان کنیم اما درمیان گذاشتن ایده ها، نظرات و تجربیات همدیگر به این طریق می تواند بسیار مفید باشد. نصیحت خوبی که به درستی منتقل شود واقعاً ارزشمند است اما برای بد رساندن پند و اندرز به کسی راه های زیادی وجود دارد.

باید یاد بگیریم که اگر میخواهیم کسی را نصیحت کنیم، اینکار را به بهترین شکل ممکن انجام دهیم چون به این طریق همیشه مورد احترام اطرافیانی قرار می گیریم که به واسطه نصیحت های ما فهم، اعتماد به نفس و کنترل بیشتری نسبت به زندگی خود پیدا کرده اند.

برای اینکه کسی را به درستی نصیحت کنیم، کلید کار  دانستن تفاوت بین درددل منفعل و درخواست فعال است. وقتی کسی از شما برای پند و اندرز، کمک می خواهد، باید طوری به این موقعیت نزدیک شوید که مربیان زندگی به کارشان نزدیک میشوند. یعنی نه با جواب دادن سوالها، بلکه با پرسیدن سوال های درست.

اگر می خواهید بدانید که چطور باید بهترین نصیحت و اندرز را به اطرافیانتان ارائه کنید، به راهنمایی های زیر توجه کنید:

درددل و گوش کردن

درددل کردن تجربه ای ارضاءکننده است. چند روز است که مسئله ای فکرتان را مشغول کرده است و به طور ناگهانی سر درددلتان برای یکی از دوستان باز می شود. فقط درمورد آن موضوع سر صحبت را باز کرده اید اما این عمل به تنهایی فکرتان و روانتان را تصفیه می کند و حتی راه حلهایی هم پیش رویتان قرار می دهد. بعد، دوستتان اشتباهات کارتان را به شما نشان می دهد و به شما می گوید چه باید بکنید و او اگر جای شما بود چه میکرد.

نصیحت زمانی بهترین تاثیر را دارد که طرف مقابل خودش از شما بخواهد. بدترین نصیحت هایی که در عمرتان شنیده اید یا به کسی داده اید، نصیحت هایی است که بدون تقاضا مطرح شده اند. تقاضا مهمترین بخش فرایند کشف است و بهتر است به دوستتان اجازه دهید خودش درمورد مشکلاتش از شما کمک بخواهد و درغیراینصورت بهتر است که توصیه ها و نصیحت هایمان را برای خودمان نگه داریم.

این مسئله به خصوص اگر طرف مقابلمان خانم ها باشند اهمیت بیشتری پیدا میکند. اگر میخواهید خانمی را در کارهایش راهنمایی کنید بهتر است اجازه بدهید خودش از شما بخواهد آنوقت شنونده ای حامی و سنگ صبور باشید و صبر کنید تا طرفتان خودش نظرتان را جویا شود. اگر چنین اتفاقی نیفتاد، می توانید از او سوال کنید که "نظر من را می خواهی؟" و بعد منتظر جواب او بمانید.

سوال پرسیدن

اگر از شما خواسته شده که نصیحت کنید و پند بدهید، و می خواهید مقدس و همه چی تمام جلوه نکنید، موثرترین راه این است که سوال بپرسید، چون:

 - طرف را وادار می کند همه جنبه های مشکلش را خوب بررسی کند.
- به او این امکان را می دهد که راه حلهایی برای خود پیدا کند و تصمیمات و نتیجه آنها را تحت کنترل خود درآورد.
- به شما این امکان را می دهد که از دادن پاسخی که ممکن است نادرست باشد یا آمادگیش را نداشته باشید، جاخالی دهید.
- قدیس و واعظ جلوه نخواهید کرد چون وانمود نمی کنید که همه پاسخ پیش شماست

با اینکه هیچ فرمول قدم به قدمی برای سوالهایی که باید بپرسید وجود ندارد اما باید بتوانید این پرسشها را در قالب پنج پرسش کلیدی، چه چیز، چه وقت، چرا، چه کسی، و چطور  نگه دارید. این سوالات اگر خاص و صریح باشند و پاسخی که به آنها داده می شود هم به همان اندازه صریح باشد، بهترین فرصت را برای تاثیرگذاری در اختیارتان قرار می دهد.

برای مثال، این داستان رادر نظر بگیرید: دوستتان نگران این است که شاید دوست دخترش معتاد شده باشد، و از شما می خواهد کمکش کنید که آیا باید این مسئله را با کسی درمیان بگذارد یا نه.

چه چیزی: او چه کاری انجام داده که باعث شده فکر کنی که مشکلی دارد؟ فکر می کنی به چه موادی اعتیاد دارد؟ آیا درمورد مسائل کوچک دروغ می گوید؟ آیا چیزی را از شما پنهان می کند؟

چه کسی: وقتش را با چه کسی می گذراند؟ آیا تو این افراد را می شناسی؟ وقتی به فکر درمیان گذاشتن این مسئله با دیگران می افتی، چه کسانی به ذهنت می رسند؟ آیا با آنها در این مورد صحبت کرده ای؟

چرا: چرا فکر می کنی که باید مشکل را با دیگران درمیان بگذاری؟ قبل از اینکه اینقدر پیشروی کنید آیا با خودش صحبت کرده ای؟ آیا مستقیماً از خودش پرسیده ای؟ از دوستانش چطور؟

چطور: تصور کن که بقیه راهم از این موضوع باخبر کردی، فقط عده دیگری را در این مسئله درگیر و نگران کرده ای، بدون اینکه حتی مطمئن باشی که چنین مسئله ای صحت دارد. آنها را وارد این اتاق می کنی و به دوست دخترت به دروغ می گویی که می خواهی جای دیگری بروی.

چه زمان: فکر میکنی کی اینکار باید انجام شود؟ فوراً؟ آیا او وارد موقعیت های خطرناکی شده است؟ اگر موضوع را با خودش درمیان گذاشتی و او همه چیز را انکار کرد چه؟

 دست کمک

در وضعیت ایدآل این پروسه سوال پرسیدن—و پرسیدن سوالات بیشتر برحسب پاسخ هایی که دریافت می کنید—می تواند خیلی از شک ها و ابهامات مسئله را از بین ببرد و وقتی این پرسش و پاسخ ها تمام شد، طرف مقابلتان به یک راه حل درست و حسابی رسیده است. اینکار باعث می شود فرد بهتر بفهمد که در آن موقعیت چه کار باید بکند و چه انتخاب هایی پیش رو دارد. مطمئن باشید اگر همه چیز همینطور پیش برود، او باز هم برای کمک به سراغتان می آید.
دسته ها :
سه شنبه بیست و چهارم 6 1388
دسته ها :
سه شنبه بیست و چهارم 6 1388

انتخاب جنسیت جنین همواره با نوعی اما و اگر روبه‌روست. در واقع این روش‌ها تعیین جنسیت جنین را برای والدین تا حدودی میسر می‌کنند، اما با هیچ‌یک از این روش‌ها نمی‌توان گفت موفقیت حتمی است.

در حال حاضر تنها روش مطمئن و علمی تعیین جنسیت جنین در دنیا تکنیکی است به نام PGD* که در واقع مخفف عبارت «تعیین جنسیت پیش از لانه‌گزینی» است.

ایران نیز همپای جوامع پیشرفته دنیا به این تکنیک دست یافته است. هم‌اکنونPGD  بیش از 4 سال است که در ایران انجام می‌شود. اولین نوزاد تعیین جنسیت شده با روش PGD در ایران یک نوزاد پسر بود که در سال 1385 با سلامت کامل به دنیا آمد.

چگونگی تعیین جنسیت پیش از لانه‌گزینی

در این روش با استفاده از دارو، تخمک گذاری زن را تحریک می کنند تا او چندین تخمک به وجود آورد. سپس تخمک‌ها را در محیط آزمایشگاهی با اسپرم‌های همسر ترکیب می‌کنند.

لقاح خارج رحمی

با این کار چندین جنین حاصل می‌شود که با بررسی کروموزمی و تشخیص جنسیت آنها توسط متخصص ژنتیک، تنها جنینی را که جنسیت آن دلخواه زوجین است، به رحم مادر منتقل می‌کنند.

این نوع باروری آزمایشگاهی در واقع نوعیIVF**  ( لقاح تخم در خارج از بدن) است که این بار نه برای درمان ناباروری، بلکه برای تعیین جنسیت جنین استفاده می‌شود.

در این روش در مرحله هشت‌سلولی جنین، نیاز است که یک سلول از جنین جدا شود و مورد بررسی قرار گیرد. اگرچه جداسازی یک سلول آسیبی به آن وارد نمی‌کند، اما در صورت ایجاد مشکلی برای آن سلول، به هیچ عنوان نمی‌توان سلول دیگری از او جدا کرد.

مشکلات روش تعیین جنسیت پیش از لانه‌گزینی

با وجود تمام پیشرفت‌هایی که برای انتخاب جنسیت جنین صورت گرفته است، نمی‌توان از حساسیت‌ها و مشکلات احتمالی شکست تکنیک PGD غافل شد.

انجام عملیات تشخیص جنسیت و بررسی کروموزمی جنین کاری است که ظرافت‌ها و حساسیت‌های خاص خود را دارد و در آن هیچ خطایی، قابل جبران نیست.

مشکل دیگری که گاه در این فرآیند پیش می‌آید آن است که در برخی موارد، علی‌رغم تحریک تخمک‌گذاری، امکان دارد زن تنها یک تخمک تولید کند و در این صورت پس از تشکیل جنین، راهی برای انتخاب جنسیت باقی نمی‌ماند.

از این گذشته از تکنیک PGD نمی‌توان برای زوجین نابارور بهره گرفت، زیرا شانس باروری را کم می‌کند.

دسته ها :
سه شنبه بیست و چهارم 6 1388
از زمانهای بسیار دور، بسیاری از اقوام به خواص طبی و دارویی پیاز پی برده بودند، پیاز دارای مقدار زیادی فسفر، فلور، کالیوم، سیلیسیم، کلسیم، آهن و ویتامین های مختلف است و همه اینها موادی هستند که برای سلامت بدن ضرورت دارند.
وقتی زخمی آب آورد، یا به عفونت نشست، پیاز را بپزند و داغ داغ روی زخم بگذارند، کولی ها هم نه تنها برای تقویت کودکان ضعیف خود بدن آنها را پیاز مالی می کنند، بلکه روی هر زخمی، ازجمله زخم هایی که از نیش مار و زنبور پدیدمی آیند، پیاز می‌مالند.
طب امروزی تأثیر پیاز را در مورد بهبود نسبی زخم ها و رفع عفونت تأیید کرده است، در واقع پیاز «اکسیدگوگرد» را آزاد می کند، «اکسیدگوگرد» از مسکن هاست، ترکیبات گوگردی مثل «سولفامید»ها همه شان خاصیت ضد عفونت دارند، خاصیت آنتی بیوتیکی آب پیاز به حدی است که اگر آن را تا ۱۶هزار برابر رقیق کنیم، باز هم بر باکتری های معده و روده مؤثر واقع می شود به همین دلیل اعتقاد بر این است که «هرعدد پیاز، یک پنیسیلین است» و بیهوده نیست که به ۸۰ تا ۸۵ درصد غذاهای دنیا، چاشنی پیاز می زنند و همراه با ۸‎/۵درصد غذاها، پیازخام می خورند.
ـ چندتوصیه:
پیاز علاوه بر این که چاشنی بسیاری از غذاهاست، ماده اصلی بسیاری از غذاهای خوشمزه است مثل: دلمه پیاز، سوپ پیاز، کیک پیاز، سالادپیاز، راگوی پیاز، سوفله پیاز.
به برخی از نکات مهم درمورد استفاده از پیاز توجه کنید.
۱ـ وقتی می خواهید پیاز بخرید توجه داشته باشید که پیاز خشک و سفت باشد و پوست آن نیز خشک و شفاف.
۲ـ پیاز را باید در محلی خشک که خیلی گرم نباشد و هوا هم در آن جریان داشته باشد نگهداری کرد.
۳ـ پیازهای فاسد شده را فوراً باید از پیازهای سالم جداکرد، چون که قارچ کپک بسیار مسری است و تمامی پیازهای سالم را نیز به سرعت فاسد می کند.
۴ـ عده ای عقیده دارند که پیاز را بهتر است خام خورد، زیرا پیاز پخته یا سرخ کرده بسیاری از خواص مفید خود را از دست می دهد.
۵ـ پیاز را با تیزترین کارد آشپزخانه قاچ قاچ کنید زیرا اگر کارد کند باشد آب پیاز راه می افتد و گوشت پیاز حرام می شود.
۶ـ پیاز را با ریزترین دندانه های رنده، رنده کنید، زیرا پیاز ریز هضمش آسان تر است.
۷ـ پیازی را که پوست کنده و بریده اید فوراً سرخ کرده مصرف نمایید، زیرا پیاز بدون پوست و بریده شده، در مجاورت هوا اکسیده می شود و طعم و رنگ خود را ازدست می دهد، به همین دلیل سالاد پیاز را هم به مقداری باید تهیه کنید که در یک وعده غذا مصرف شود.
۸ـ بالاخره برای جلوگیری از اشک چشم پیاز را در آب یا زیر آب جاری پوست بکنید و ببرید، پوست کردن پیاز جلو پنجره باز، نیز توصیه می شود.
دسته ها :
سه شنبه دهم 6 1388
1- قال الله عزّوجلّ:
به‌راستی در‌می‌گذرم از مردمان مسلمانی که ولایت امام عادلی را که از جانب خداوند است پذیرفته‌اند.(کافی1/376)
2- قال الله عزّوجلّ:
تندی نکن با کسی که تو را بر او مسلط کردند تا با تو تندی نکنم.(کافی2/303)
3- قال الله عزّوجلّ:
در نهان و نیز هنگام شادمانی به یاد من باش تا در غفلت‌ها به یادت باشم.(امالی صدوق/254)
4- قال الله عزّوجلّ:
ای آدم! آن‌چه بین من و توست: از تو دعا و از من اجابت.(الخصال1/244)
5- قال الله عزّوجلّ:
ای آدم! هرکدام از فرزندان تو قصد انجام کار نیکی کند، اگر انجام ندهد یک کار نیک و اگر انجام دهد، ده برابر نوشته خواهد شد.(کافی2/440)

6- قال الله عزّوجلّ:
ای موسی! آرزوهای بسیاری برای دنیا نداشته باش، زیرا دلت را سخت می‌کند و کسی که دلش سخت باشد از من دور می‌شود.(کافی8/42)
7- قال الله عزّوجلّ:
ای موسی! نزد من از بسیاری گناه فریاد برآور، همانند گناه‌کاری که از دشمنش می‌گریزد.(کافی8/42)
8- قال الله عزّوجلّ:
ای موسی! مرا در هیچ حالتی فراموش نکن و از بسیاری مال سرمست نشو.(کافی8/45)
9- قال الله عزّوجلّ:
ای موسی! توبه را زود انجام بده و گناه را برای بعد بگذار.(کافی8/46)
10- قال الله عزّوجلّ:
آن‌گاه که در برابر من به نماز می‌ایستی، شتاب نکن.(‌کافی8/46)
11- قال الله عزّوجلّ:
ای موسی! هر‌که از گناهکاران نزد تو آمد و به تو پناه برد، بگو خوش آمدی و آسوده شدی، چه جایگاه بزرگی است پیشگاه خداوند جهان. و بر ایشان آمرزش بخواه و بر ایشان مانند یکی از خودشان باش.(کافی8/48)
12- قال الله عزّوجلّ:
نیکی ده برابر پاداش دارد و یک گناه نابود‌کننده است.(‌کافی8/49)
13- قال الله عزّوجلّ:
ای فرزند آدم! خودت را محو بندگی من کن تا دلت را پر از بی‌نیازی کنم.(‌کافی2/83)
14- قال الله عزّوجلّ:
شکر، نعمت‌ها را افزون و از دیگران بی‌نیاز می‌کند.(‌کافی2/94)
15- قال الله عزّوجلّ:
هرگونه می‌خواهی باش که با هر دست که دهی از همان دست می‌گیری.(‌کافی2/138)
16- قال الله عزّوجلّ:
هر‌که مرا یاد کند همدمش می‌شوم.(کافی2/496)
17- قال الله عزّوجلّ:
مال بسیار، گناهان را از یاد می‌برد.(کافی2/497)
18- قال الله عزّوجلّ:
یاد من، هر جایی زیباست.(کافی2/497)
19- قال الله عزّوجلّ:
آن‌گاه که مرا یاد می‌کنی، فروتن باش.(‌کافی2/497)
20- قال الله عزّوجلّ:
زبان را در پس اندیشه قرار ده تا در امان باشی.(‌کافی2/498)
21- قال الله عزّوجلّ:
با مستحبات به من نزدیک شو.(کافی8/132)
22- قال الله عزّوجلّ:
ای عیسی!آن که بر من شوریده و گناه می‌کند تو را نفریبد. روزی مرا می‌خورد و دیگری را بندگی می‌کند...آن‌چنان او را به بند می‌کشم که راه گریزی نداشته باشد.(کافی8/133)
23- قال الله عزّوجلّ:
باید که زبانت در نهان و آشکار، یکی باشد.(کافی8/134)
24- قال الله عزّوجلّ:
ای داوود! همان‌گونه که نزدیک‌ترین مردم به خدا، فروتنان هستند، دورترین مردم از خدا، متکبران هستند.(کافی2/124)
25- قال الله عزّوجلّ:
هر‌که بنده‌ی مؤمن مرا بیازارد، باید با من اعلام جنگ کند.(کافی2/305)
26- قال الله عزّوجلّ:
ای محمد!
هر‌که ولی مرا بیازارد به جنگ من برخاسته است.(کافی2/352)
27- قال الله عزّوجلّ:
بنده‌ام با چیزی بهتر از واجبات به من نزدیک نمی‌شود. و با نافله(کارهای مستحبی) به من نزدیک می‌شود تا اینکه دوستش بدارم. آن‌گاه که دوستش بدارم، من گوش او خواهم شد که با آن می‌شنود و دیده‌ی او که با آن می‌بیند و زبان او که با آن سخن می‌گوید و دست او که قدرت‌نمایی می‌کند. اگر دعایم کند اجابتش می‌کنم و اگر از من بخواهد به او می‌دهم.(کافی2/353)
28- قال الله عزّوجلّ:
وای بر کسانی که با فریب، دین را به دنیا می‌فروشند.(کافی2/299)
29- قال الله عزّوجلّ:
ای احمد! پرهیزکاری، زینت مؤمن و ستون برپایی دین است.(ارشادالقلوب1/203)
30- قال الله عزّوجلّ:
ای احمد! عبادت ده بخش دارد که نُه بخش آن، به دست آوردن روزی حلال است.(ارشادالقلوب1/203)
31- قال الله عزّوجلّ:
ای احمد! می‌دانی به کدام دلیل تو را بر دیگر انبیا برتری دادم؟ به دلیل یقین و حسن خلق و سخاوت نفس و دلسوزی برای مردم.(ارشادالقلوب1/205)
32- قال الله عزّوجلّ:
ای احمد! اندیشه‌ات را به‌کار گیر پیش از آن‌که از دست برود، زیرا کسی که اندیشه‌اش را به‌کار بندد، اشتباه نمی‌کند و گرفتار سرکشی نمی‌شود.(ارشادالقلوب1/205)
33- قال الله عزّوجلّ:
چنان‌که هیچ درختی بدون میوه کامل نیست، ایمان نیز بدون کنار‌گذاشتن کارهای حرام کامل نمی‌شود.(علل‌الشرایع1/250)
34- قال الله عزّوجلّ:
برادرت علی را بشارت ده، که من دوست‌دار او را عذاب نمی‌کنم و به دشمن او رحم نمی‌کنم.(امالی صدوق39)
35- قال الله عزّوجلّ:
لا اله الله دژ(امان) من است، کسی که وارد آن شود، از عذاب من در امان است.(امالی‌الصدوق235)
36- قال الله عزّوجلّ:
 (ای آدم!) اگر این‌ها(اهل بیت علیهم‌السلام) نبودند، نه تو را می‌آفریدم و نه بهشت و جهنم را، و نه آسمان و زمین را.(معانی‌الاخبار124)
37- قال الله عزّوجلّ:
من بی‌نیازترین شریک هستم، هر کس کاری انجام دهد و دیگری را (با من) شریک کند، من از آن (کار) بیزارم و آن (کار)، برای همان شریک خواهد بود.(بحار67/222)
38- قال الله عزّوجلّ:
ولایت علی بن ابی طالب(ع) دژ (امان) من است هرکه وارد آن شود، از عذاب من در امان خواهد بود.(عیون اخبارالرضا(ع)1/146)
39- قال الله عزّوجلّ:
همانا علی امام پرهیزگاران و رهبر روسفیدان پاک و پادشاه مؤمنان است.(امالی‌الصدوق352)
40- قال الله عزّوجلّ:
اگر علی را نیافریده بودم، همسری مناسب فاطمه، از فرزندان آدم و نسل او نبود.(عیون اخبارالرضا(ع)203
دسته ها :
سه شنبه دهم 6 1388

مقدمه

خورشید ستاره‌ای است از ستارگان رشته اصلی که 5 میلیارد سال از عمرش می‌گذرد. این ستاره کروی شکل بوده و عمدتا از گازهای هیدروژن و هلیوم تشکیل شده است. وسعت این ستاره 1.4 میلیون کیلومتر (870000 مایل) است. جرم این ستاره 7 برابر جرم یک ستاره معمولی بوده و همچنین 750 برابر جرم تمام سیاراتی است که به دورش می‌چرخند. در هسته خورشید ، جرم توسط واکنشهای هسته‌ای تبدیل به تشعشعات الکترومغناطیسی که نوعی انرژی هستند، می‌شود. این انرژی به سمت بیرون تابانده شده و باعث درخشنگی خورشید می‌گردد. سایر اجسام آسمانی موجود در منظومه شمسی که توسط جاذبه خورشید در مدارهایشان قرار گرفته‌اند نیز گرمایشان را از این انرژی می‌گیرند.

مواد تشکیل دهنده خورشید حالت گازی دارند، بنابراین خورشید محدوده دقیق و معینی نداشته و مواد اطراف آن بتدریج در فضا منتشر می‌شوند. اما چنین به نظر می‌رسد که خورشید لبه تیزی داشته باشد، چرا که بیشتر نوری که به زمین می‌رسد از یک لایه که چند صد کیلومتر ضخامت دارد ساطع می‌شود. این لایه فوتوسفر نام داشته و به عنوان سطح خورشید شناخته شده است. بالای سطح خورشید ، کروموسفر یا رنگین کره و هاله خورشیدی قرار دارند که با همدیگر جو خورشید را تشکیل می‌دهند.

مرکز خورشید مانند کوره‌ای هسته‌ای است با دمای 15 میلیون درجه سانتیگراد (27 میلیون درجه فارنهایت) که چگالی‌اش 160 برابر آب می‌باشد. تحت چنین شرایطی هسته‌های اتم هیدروژن باهم ترکیب شده و تبدیل به هسته‌های هلیووم می‌شوند. در این حین، 0.7 درصد جرم ترکیب شده ، تبدیل به انرژی می‌شود. از 590 میلیون تن هیدروژنی که در هر ثانیه در مرکز خورشید ترکیب می‌شوند، 3.9 میلیون تن به انرژی تبدیل می‌شود. این سوخت هیدروژنی ، تا 5 میلیارد سال دیگر دوام خواهد داشت. مسیر نامنظم 2 میلیون سال طول می‌کشد تا انرژی تولید شده در مرکز خورشید به سطح آن رسیده و بصورت نور و گرما تابش کند، سپس بعد از فقط 8 دقیقه ، این انرژی به زمین می‌رسد.

هنگامی که خورشید منبسط می شود تا تبدیل به یک غول سرخ شود، قطرش حدود 150برابر بزرگتر خواهد شد. گازهای منبسط شده و داغ، رنگ زرد و حرارت خود را از دست داده و قرمز رنگ و سرد خواهند شد. اما بخاطر بزرگتر شدن سطح خورشید،درخشندگی آن 1000برابر افزایش یافته و نور بیشتری ساطع خواهد کرد.

زبانه‌ها و شعله‌های خورشیدی

زبانه حلقوی در شکل پایین ، خطوط میدان مغناطیسی ، دو لکه خورشیدی را به هم متصل کرده است. در سال 1973 ، یک زبانه خورشیدی (سمت چپ تصویر) 000/588 کیلومتر (365.000 مایل) از سطح خورشید را پوشاند. اغلب فعالیتهای شدید خورشید در نزدیکی لکه‌های خورشیدی رخ می‌دهند. شعله‌های خورشیدی ، جرخه‌هایی از انرژی هستند که عمر چند ساعته دارند، این شعله‌ها هنگامی بوجود می‌آیند که مقدار زیادی انرژی مغناطیسی بطور ناگهانی آزاد شود. زبانه‌های خورشیدی ، فوارانهایی از گاز مشتعل هستند که ممکن است صدها هزار کیلومتر در فضا پیش بروند. میدان مغناطیسی خورشید می‌تواند زبانه‌های حلقوی را هفته‌ها در فضا پیش بروند معلق نگاه دارد.

باد خورشیدی

هاله (جو بیرونی) خورشید حاوی ذراتی است که انرژی کافی برای فرار از جاذبه خورشید را دارند. این ذرات بصورت مارپیچی با سرعتی معادل900 کیلومتر (560 مایل) در ثانیه از خورشید دور شده و باد خورشیدی را بوجود می‌آورند. این ذرات در همان مسیرهای میدان مغناطیسی خورشید حرکت می‌کنند و از آنجا که دارای بار الکتریکی هستند، منظومه شمسی را پر از جریانات الکتریکی می‌کنند. ناحیه فعالیتهای خورشیدی ، هلیوسفر (کره خورشیدی) نامیده می‌شود. باد خورشیدی در هر ثانیه حدود یک میلیون تن هیدروژن حورشید را از بین می‌برد. 100000 میلیارد سال طول خواهد کشید تا باد خورشیدی تمام جرم خورشید را در فضای بین سیاره‌ای پخش کند، اما طول عمر طبیعی خورشید فقط 10 میلیارد سال است.

چرخه‌ها و لکه‌های خورشیدی

حرکت وضعی خورشید باعث ایجاد میدان مغناطیسی می‌شود، مناطق استوایی خورشید سریعتر از مناطق قطبی آن چرخیده و این امر باعث می‌شود که خطوط میدان مغناطیسی درون خورشید حلقه بزنند. این خطوط در صورت خروج از سطح خورشید ، باعث فعالیتهای خورشیدی نظیر لکه‌های خورشیدی ، شعله‌ها و زبانه‌های خورشیدی می‌شوند. این فعالیتها ، بخصوص لکه‌های خورشیدی ، چرخه‌ای 11 ساله دارند.

مرگ خورشید

5 میلیارد سال بعد ، بیشتر هیدروژن موجود در هسته خورشید گداخته شده و صرف تهیه هلیوم خواهد شد. در آن زمان ، جاذبه باعث انقباض هسته شده و فشار ، دمای آنرا افزایش خواهد داد. هیدروژن شروع به سوختن در پوسته اطراف هسته خواهد کرد. انرژی حاصل از این گداخت هسته‌ای در پوسته ، باعث انبساط لایه‌های خارجی خواهد شد و سیارات عطارد و زهره را ذوب می‌کند و آنها را در بر می‌گیرد. انبساط خورشید تا مدار زمین متوقف شده و حرارتش تمام موجودات زنده را از بین می‌برد. بعد از آن خورشید تبدیل به یک غول سرخ می‌شود. سپس ، لایه‌های خارجی در فضا پخش شده و یک سحابی سیاره‌ای تشکیل خواهند داد. هسته نیز بصورت یک ستاره کوتوله سفید باقی مانده و بتدریج از بین خواهد رفت. پس می‌توان گفت که با فرا رسیدن مرگ خورشید ، مرگ زمین و تمام موجودات این سیاره فرا می‌رسد.

دسته ها :
سه شنبه دهم 6 1388

 نوع دستورهایى که اسلام به زن و مرد مى‏دهد، در عین حال که یک راه مشترکى براى هر دو قائل است ولى راه مخصوص را هم از نظر دور نمى‏دارد، وقتى احترام به پدر و مادر را بازگو مى‏کند، براى گرامى داشت مقام زن، نام مادر را جداگانه و بالاستقلال طرح مى‏کند. قرآن کریم مى‏فرماید:

(اِمّا یَبلُغَنّ عِندک الکِبَر احَدُهُما او کِلاهما فلا تَقُل لهما اُفٍ و لا تَنهَرهُما و قُل لَهُما قولاٌ کریماٌ) (1)

"اگر یکى از آن دو یا هر دو، در کنار تو به سالخوردگى رسیدند به آنها حتى «اوف‏» مگو و به آنها پرخاش مکن و با آنها سخنى شایسته بگوى."  و در جایی دیگر مى‏فرماید:

ما سفارش کردیم به انسان که احسان را نسبت ‏به پدر و مادر فراموش نکند: (و وصّینا الانسانَ بِوالدیهِ احساناٌ) (2)

و انسان را نسبت‏به پدر ومادرش به احسان سفارش کردیم.  (وقَضى ربُّک الاّ تعبُدوا الا ایاهُ و بالوالدَینِ احسانا (3)

پروردگار تو مقرر کرد که جز او را مپرستید و به پدر ومادر خود احسان کنید. و در جاى دیگر احسان به پدر ومادر را در کنار عبادت حق یاد مى‏کند:

آیات قرآن که در مورد حق شناسى از والدین آمده است ‏بر دو قسم است: یک قسم حق شناسى مشترک پدر ومادر را بیان مى‏کند وقسم دیگر، آیاتى است که مخصوص حق شناسى مادر است، قرآن کریم اگر درباره پدر حکم خاصى بیان مى‏کند فقط براى بیان وظیفه است،

(انِ اشکُر لی و لِوالدیکَ) (4)  شکرگزار من و پدر و مادرت باش.

اما با همه این تجلیل‏هاى مشترک، وقتى مى‏خواهد از زحمات پدر و مادر یاد کند، از زحمت مادر سخن مى‏گوید، نه از زحمت پدر، آنجا که مى‏فرماید:

 

(و وصّینا الانسانَ بِوالدیه احساناٌ حَملتهُ امُّه کرهاٌ و وضَعته کرها وحَملُه و فِصالُه ثلاثون شهرا) (5)

 

 

زحمات سى ماهه مادر را مى‏شمارد، که: دوران باردارى، زایمان، و دوران شیرخوارگى براى مادر دشوار است. و همه اینها را به عنوان شرح خدمات مادر ذکر مى‏کند. قرآن کریم به هنگام یادآورى زحمات حتى اشاره‏اى هم به این موضوع ندارد که: پدر زحمت کشیده است.

 

 

بنابراین، آیات قرآن که در مورد حق شناسى از والدین آمده است ‏بر دو قسم است: یک قسم حق شناسى مشترک پدر و مادر را بیان مى‏کند و قسم دیگر، آیاتى است که مخصوص حق شناسى مادر است، قرآن کریم اگر درباره پدر حکم خاصى بیان مى‏کند فقط براى بیان وظیفه است، نظیر:

 

(وعلى المولودِ له رزقُهُنَّ و کِسوَتُهُنَّ بِالمَعروف) (6)

 

 خوراک و پوشاک مادران به طور شایسته به عهده پدر فرزند است.

 

 

ولیکن هنگامى که سخن از تجلیل و بیان زحمات است، اسم مادر را بالخصوص ذکر مى‏کند.

پى‏نوشت‏ها:

1- اسراء، 23.

2- احقاف، 15.

3- اسراء، 23.

4- لقمان، 14.

5- احقاف، 15.

6- بقره، 233.

منبع:

جوادى آملى ، عبدالله، زن در آینه جلال و جمال، ص 177

دسته ها :
دوشنبه نهم 6 1388

فرازهایی از دعای 44 صحیفه سجادیه

از نگاه عده ای روزه ماه رمضان را می توان به سه دسته تقسیم کرد:

١- روزه عمومی (که همان روزه صحیحی است که مطابق با مسائل فقهی انجام می شود)

٢- روزه خصوصی(علاوره بر نخوردن ، نیاشامیدن بقیه اعضا و جوارح هم روزه باشد)

حضرت زهرا (سلام الله علیها) فرمودند: ما یصنع الصائم بصیامه اذا لم یصن لسانه و سمعه و بصره و جوارحه.
روزه‏ دارى که زبان و گوش و چشم و جوارح خود را حفظ نکرده، روزه ‏اش به چه کارش خواهد آمد.
بحار الانوار، ج ۹۳ ص ۲۹۵

٣- روزه خصوصی خصوصی(رسد آدمی به جایی که بجز خدا نبیند)

(قلب این دسته از روزه داران  غیر خدا را نمی خواهد و نمی تواند ببیند و کمترین غفلت از یاد خالق برای ایشان عذابی بس عظیم است.

مثلا اگر گروه اول از خوردن و آشامیدن استغفار می کنند و پشیمانند که چرا روزه خواری کردند.

گروه دوم استغفار می کنند از اینکه چرا چشمشان به نامحرم افتاد.

 در دسته سوم استغفار از این است که چرا قلبشان بیاد خدا نبوده است.

 

انشالله لیاقت و توفیق قرار گرفتن در زمره این گروه از روزه داران نصیبمان شود.

دسته ها :
دوشنبه نهم 6 1388
X