دسته
پیوندها
آرشیو
آمار وبلاگ
تعداد بازدید : 152917
تعداد نوشته ها : 1307
تعداد نظرات : 7
Rss
طراح قالب
موسسه تبیان

نمی‌دانم چرا وقتی بحث مرگ پیش می‌آید، همه یاد عزا و مصیبت و ناله و ضجه می‌افتند. یاد جای خالی یک‏ عزیز و تنهایی و افسردگی. اما کسی به خودش و مرگ فکر نمی‌کند؟ اگر هم به مرگ فکر کند با ترس و دلهره است. اگر بدانیم که مرگ یعنی زندگی دوباره، هیچ وقت آنرا هولناک نمی‌بینیم و یاد مرگ آزارمان نمی‌دهد. بلکه واقع‌بینانه با آن برخورد می کنیم و چون آمادگی آن را داریم از بسیاری نابسامانی‌ها در امان می‌مانیم. دکتر ناصر مهدوی در یادداشتی که در نشریه‌ی سلامت به چاپ رسانده به این نکته اشاره می کند که آدمیان می‌توانند با اندیشیدن پیرامون این واقعه بزرگ از برخی بیماری‌های اخلاقی رهایی یابند. مسائل اخلاقی بزرگی همچون طمع‌ورزی و زندگی حریصانه. وی همچنین اضافه می‌کند اندیشیدن به مرگ یک تأثیر مهم دیگری که در حوزه اخلاق به عهده می‌گیرد، کم کردن آتش تکبر در در درون آدمی‌ست. وقتی سرکشی درون انسان فرو می‌نشیند و آدمی لباس تواضع به تن می‌کند، بیش از هر زمان دیگری در حیات مادی خود موجب شادی و خرمی خود و دیگران می‌شود و در تعامل و تعاون با دیگران و بهره‌مندی و بهره‌رسانی از دیگران به دیگران مشتاق‌تر و سرزنده تر می‌شود و یک راه خوب رسیدن به آستانه فروتنی و تواضع، مرگ اندیشی است.
امام علی (ع) می فرماید: «یاد مرگ فرعون درون آدمی را خرد می‌کند.» هر کس پیرامون مرگ اندیشه کند در می‌یابد که موجودی شکننده است که هرگز نباید لاف غنا و بزرگی زند و بهتر آن است که اخلاق فروتنان را پیش گیرد و از روی محبت و مهربانی مسیر زندگی را طی کند.
قرار نیست با اندیشیدن پیرامون مرگ همیشه به غم و اندوه برسیم چرا که مرگ‌اندیشی باعث می‌شود ما از غرور و تکبر، طمع و حرص و... دوری کنیم که دوری از این مسائل غیراخلاقی به سلامت روان و آرامش درون کمک می کند و این میسر نمی‌شود جز با شست‌وشوی درون از حس تکبر و غرور و تشویق آدمی است به زندگی خرم و شاد همراه با افتادگی و فروتنی.
اگر ما در زندگی شهدا دقت کنیم در می‌یابیم که آنها اینگونه به مرگ نگاه کرده‌اند که به استقبالش رفته‌اند. تا جایی که در وصیتنامه‌ی یکی از شهدای جنگ تحمیلی می‌خوانیم: برادرم چه زیباست به دور از دلهره و غرور و خودخواهی در امواج عشق الهی پرواز نمودن و به لقاء الله رسیدن. بدان که شرف مؤمن در نماز است و برپایی نماز شب و... . ـ اگر شهید شدم گمان مبرید که مرده‌ام بلکه حال ما مصداق و لا تحسبن الذین قتلوا و عند ربهم یرزقون است. نکته‌ی زیباتر نحوه‌ی برخورد خانواده‌های معظم این بزرگان در برابر شهادت عزیزانشان است. و اغلب در خاطراتشان بیان می‌کنند که: وقتی خبر شهادت را شنیدم، گفتم انالله و انا علیه راجعون. یا خدایا راضی‌ام به رضای تو یا خدایا امانتی‌ات را از من بپذیر... همه نیز اذعان دارند که عزیزشان نمرده است. بلکه از دنیایی به دنیایی بهتر رفته است. و شاید همین دیدگاه بود که خانواده‌های شهدایی را می‌بینم که در یک خانواده دو یا سه و حتی پنج شهید داده‌اند.
فاطمه میرزایی مادر شهید حسن آجورلو می‌گوید: «وقتی پسرم به جبهه رفت من هر هفته به بهشت زهرا می‌رفتم و در حال و احوال مادران شهدا دقیق می‌شدم و خودم را بجای آنها می‌گذاشتم. در واقع مادر شهید بودن را تمرین می‌کردم.» اینجاست که می‌بینیم اگر این مهارت را داشته باشیم که از یک زاویه‌ی تازه و متعالی به قضیه‌ی مرگ نگاه کنیم، مرگ نه تنها دلخراش و اندوهگین نیست بلکه بسیار شیرین و گواراست.
منبع: نشریه شاهد جوان- ش 55


دسته ها : مقالات
1389/6/28
X