دسته
پیوندها
آرشیو
آمار وبلاگ
تعداد بازدید : 155646
تعداد نوشته ها : 1307
تعداد نظرات : 7
Rss
طراح قالب
موسسه تبیان

در این مقاله بعد از مقدمه ای کوتاه، واژه ی شهید را تعریف خواهیم کرد و به شهادت از دیدگاه قرآن و پیامبر(ص) و ائمه ی معصومین(ع) اشاره ای خواهیم داشت. آنگاه دیدگاه های شهدا را بررسی خواهیم کرد که آنان با آگاهی از مقام والای شهیدان و به حکم ولی فقیه وتفکر بسیجی که داشتند، برای دفاع از میهن اسلامی عاشورائیان کربلا را سرمشق خویش قرار دادند و این راه را انتخاب کردند و سرانجام به این نتیجه خواهیم رسید که شهدا با آگاهی کامل به فرمان رهبری برای پاسداری از دین وحفظ میهن این راه را انتخاب کردند و به فیض شهادت رسیدند.

مقدمه:
« ولا تحسبن الّذین قتلوا فی سبیل الله امواتاً بل احیاء عندربهم یرزقون. »
شهادت در راه خدا بهترین مرگی است که شهید با اختیار خویش بر می گزیند. پیامبر اکرم(ص) فرمودند:« بالای هر نیکی، کار نیک دیگری وجود دارد تا این که مرد در راه خدا کشته شود، وقتی در راه خدای عزّوجلّ کشته شد، بالای آن کار نیکی وجود ندارد.»

شهید والاترین مقام را دارد، زیرا شهادت یک حادثه و یک رویداد منفی نیست، یک هدف قطعی وآگاهانه وانتخاب شده است. آنگونه که وقتی حضرت علی(ع) مردم را به جهاد ترغیب می نمود، جوانی بلند شدوگفت: یا امیرالمومنین مرا ازفضیلت جنگجویان در راه خدا آگاه کن. حضرت فرمودند: من پشت رسول خدا(ص) بر شتر او سوار بودم و از جنگ ذات السلاسل بر می گشتیم که همین سؤال را که از من پرسیدی من از او پرسیدم و آن حضرت فرمودند: جنگجویان هنگامی که اراده ی جنگ می کنند برائت از آتش برای آن ها نوشته می شود وهنگامی که برای جنگ مجهز می شوند خداوند بر فرشتگان خویش به آن ها افتخار می کند، وقتی خانواده آن ها با ایشان وداع می کنند در و دیوار و خانه برای آن ها گریه می کنند و از گناه خود خارج می شود همان گونه که مار از پوست خود خارج می شود و خداوند برای هر مردی چهل فرشته می گمارد تا از پیش رو، پشت سر، سمت راست وچپ، او را حفاظت کنند و کار خیری نمی کند مگر این که چند برابر برای او نوشته می شود وهر روز عبادت می کنند هنگامی که در برابردشمن خود قرار می گیرند، علم اهل دنیا از ثواب الهی آن ها قطع می گردد وهنگامی که مبارزه آغاز و سرنیزه ها راست می شود و تیرها در کمان قرار می گیرد وقدم جلو گذارده فرشته ها آن ها را در بر می گیرند و برای پیروزی آنان دعا می کنند. در این موقع منادی فریاد می زند: بهشت در زیر سایه ی شمشیرهاست و ضربت های وارد بر پیکر آنان از آب سرد در تابستان گواراتر است و وقتی شهید به خاطر ضربه هایی که بر اندام وارد شده بر زمین می افتد هنوز بر زمین قرار نگرفته است، که خداوند همسر بهشتی او را می فرستد تا برای او آنچه را که در بهشت آماده کرده است مژده دهد وهنگامی که بر زمین قرار گرفت، زمین به او می گوید: مرحبا به روح پاکی که از جسم پاکی خارج شد بشارت باد تو را که برایت چیزی آماده شده که چشمی ندیده وگوشی نشنیده و بر قلب انسانی خطور نکرده است، و خداوند می فرماید: من جانشین او برای اهل و خانواده اش هستم، هر کسی آن ها را راضی کند مرا راضی کرده است و هر کس آن ها را خشمگین سازد مرا خشمگین کرده است.
در جنگ تحمیلی و دفاع مقدس هزاران نفر جانباز وهزاران نفر شهید داشته ایم این سؤال پیش می آید که آنان که شهید شدند چه دیدگاهی داشتند که این گونه به سوی جبهه ها شتافتند و سرانجام به شهادت رسیدند. لذا، دراین مقاله سعی خواهیم کرد دیدگاه های شهدا را بررسی نمائیم.
تعریف شهید:
واژه ی شهید وشهادت از کلمات رایج ومعمولی است که فقط درباره ی برخی افراد به کار می بریم. هر کشته یا مرده ای شهید نیست. به کسی شهید گفته می شود که در یک راه مقدس وبرای هدفی مقدس جان خود را از دست بدهد. به قول استاد مطهری شهید سه ویژگی دارد: یکی این که در راه هدف مقدس کشته می شود. دیگر این که جاودانگی می یابد. سوم محیط پاک می دهد. شهید کسی است که با خون خود ارزش و ابدیت وجاودانگی داده است.
شهادت در لغت به معانی، گواهی دادن، کشته شدن در راه خدا، شهید گردیدن و عالم شهادت در مقابل عالم غیب آمده است و شهید یعنی؛ حاضر، شاهد، عالم به غیب و حاضر، یکی از اسماء حسنای خدا و سرانجام کشته شدن در راه خدا و دین است. شهادت، فدا کردن آگاهانه ی تمام هستی خود در راه هدف مقدس است. شهادت ارتقا وعالی ترین حد تکامل است.
کلمه ی شهید بزرگ ترین بار معنی را دارد، زیرا شهید در لغت به معنای حاضر، ناظر، گواه وگواهی دهنده وخبر دهنده ی راستین وامین وهم چنین به معنی آگاه ونیز به معنی محسوس و مشهود، کسی که همه ی چشم ها به اوست و بالاخره به معنی نمونه، الگو و سرمشق است.
شهید قلب تاریخ است، هم چنان که قلب به رگهای خشک اندام، خون، حیات وزندگی می دهد، پس بزرگترین معجزه ی شهادت این است که به یک نسل ایمان جدید به خویشتن را می بخشد.
در تفسیر نمونه، اطلاق شهید از ماده ی شهود آمده است و به خاطر حضور رزمندگان اسلام در میدان نبرد با دشمنان و به خاطر آن است که در لحظه شهادت فرشتگان رحمت را مشاهده می کنند.
در لسان العرب شهید وشهادت در لغت به معنای شهود وحضور است و شاهد وشهید یعنی حاضر و جمع آن شهداست.
در مجمع البحرین آمده است شهید یعنی کشته شده در راه خدا وجه تسمیه به خاطر آن است که ملائکه ی رحمت به این شهدا می نگرند.
امام خمینی(ره) فرمودند: «شهادت برای ما فیض عظیمی است، جوآن های ما شهادت را آرزو دارند و ملتی که شهادت را آرزو دارد پیروز است. »
شهادت از دیدگاه قرآن
در قرآن آیات فراوانی وجود دارد که شهادت را توصیف نموده است و جایگاه و مقام والای شهیدان را بیان داشته است که به نمونه ای از آن ها اشاره ای می شود:
« فاولئک مع الذین انعم الله علیهم من النبین والصدیقین والشهدا و الصالحین.»
آنان، کسانی هستند که خدا بر آنان عنایت کرده است از پیامبران و صدیقین وشهدا و نیکوکاران.
« والذین آمنوا با الله ورسله اولئک هم الصدیقون و الشهدا عند ربهم لهم اجرهم ونورهم. »
و آنان که به خدا وپیامبرانش ایمان آورده اند، آنان هستند صدیقین وشهدا در نزد پروردگارشان می باشند، آنان پاداشی و نوری برای خود دارند.
« وجیءَ با لنّبیّن و الشهدا وقضی بینهم بالحق و هم لا یظلمون. »
پیامبران وشهدا به صحنه محشر آورده شدند و میان آنان قضاوت به حق گرفت و به آنان ستمی وارد نخواهد شد.
« ولا تحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتا بل احیا عندربهم یرزقون. »
و کسانی که در راه خدا کشته شده اند آن ها را مرده نپندارید بلکه زنده اند و نزد خدا روزی می خورند.
شهادت از دیدگاه پیامبر و ائمه معصومین
پیامبر بزرگوار اسلام(ص) درباره ی شهید فرمودند: « الشهید سبعه خصال من الله: اول من دمه مغفور له کل ذنب والثانیه یقع راسه فی حجزر وجنته من الحور العین وتمسحان الغبار عن وجهه وتقولان مرحبا بک و یقول هو مثل ذلک لهما والثالثه یکسی من کستوت الجنه والرابعه تبتدره خزنه الجنه بکل طیه ایهم یا خذمعه والخامسه ان یری منزله والسادسه یقال لروحه اسرح فی الجنه حیث شئت والسابعه ان ینظر فی وجه الله و آن ها لراحه لکل نبی وشهید. »
اولین قطره ی خونی که از شهید به زمین ریخته می شود، همه ی گناهانش آمرزیده می شود. سرش در دامن دو همسرش(که خدا به او عطا می کند) حورالعین قرار می گیرد و آنان غبار از صورتش پاک می کنند وبه اوخیر مقدم و آفرین می گویند و او نیز به آنان آفرین می گوید. از لباسهای بهشتی به شهید پوشانده می شود. خدمتکاران بهشتی بابوهای خوش از او استقبال می کنند و برای این که شهید را با خود ببرند از یکدیگر سبقت می گیرند. شهید جایگاه خود را در بهشت می نگرد و به او ندا می رسد در هر کجای بهشت که می خواهی برو وجاودانه باش. او به طرف خدا نگاه می کند و لطف خداوندی برای هر پیامبر وشهیدی آرامش می آورد.
هم چنین آن حضرت فرمودند: هیچ قطره خونی نزد خدا محبوب تر از قطره خونی که در راه خدا ریخته می شود نیست. که شرافت مندانه ترین مرگ ها را شهادت می دانستند. و عقیده داشتند بالاترین نیکوکاری شهادت در راه خدا است.
حضرت علی(ع) محبوب ترین چیزی را که ملاقات می کنند مرگ سرخ دانسته اند، که « ان احب ما انالاق الی الموت» هم چنین آن حضرت، گرامی ترین مرگ ها را کشته شدن در راه خدا می دانستند که وی می فرمودند: « اکرم الموت القتل » و پیوسته خود را دوست دار شهادت می دانستند و می فرمودند: « انی للشهاده لمحب »
امام صادق(ع) این دعا را در ماه مبارک رمضان می خواند: « و اسئلک ان تجعل وفاتی قتلا فی سبیلک تحت رایه نبیک مع اولیائک. »
خدایا از تو می خواهم مرگم را شهادت در راه خودت، زیر پرچم اسلام با اولیاء خودت قرار دهی.
دیدگاه های شهدا و انتخاب راه شهادت
برای اطلاع از دیدگاه شهدا بهترین و با ارزش ترین سندی که وجود دارد، وصیت نامه ی آن بزرگواران است که با مطالعه آن اسناد می توان از دیدگاه های آنان مطلع گردید. با بررسی بسیاری از وصایا که به صورت اتفاقی از بین هزاران وصیت نامه انتخاب گردیده است آنان به دلایل ذیل شهادت را انتخاب کردند:
آگاهی داشتن از مقام والای شهدا
« ولا تحسبن الّذین قتلوا فی سبیل الله امواتا بل احیاء عندربهم یرزقون»
این آیه ی زیبای قرآن سرآغاز وصیت نامه های اکثریت قریب به اتفاق شهدا است. این آیه سرلوحه ی هدف مقدس شهیدان است؛ آنان که از مقام والای شهدا و جایگاه شهید کاملا با اطلاع بودند و با این علم وآگاهی و منطق به سوی جبهه های نبرد شتافتند و سرانجام به آرزوی دیرین خویش رسیدند. که شهیدی اینگونه آرزو می کرد. «اللّهم ارزقنی توفیق الشهادة فی سبیل الله » خدا توفیق شهادت در راه خودت را به ما عطا بفرما. »
رزمندگان که پرورده ی مکتب سرخ تشیّع بوده اند، شهادت را فوز عظیمی می دانسته اند که «شهادت مرگی است که از جانب خدا به سوی امت محمد(ص) فرستاده شده است و برنده آن است که با عمل صالح به امید پیروزی رزم آوران اسلام به سوی این مرگ با عزّت بشتابد. »
شهدا عطر زیبا ودلربای شهادت را در زندگی دنیای خویش احساس می کردند، چنان که احسان باقری در وصیت نامه اش آورده است: « به درستی که خداوند از مومنین جان ومالشان را خرید در عوض به آن ها بهشت را ارزانی داشت. من این نوع مرگ را بو کرده و بویش به مشامم می رسد. »
آنان می دانند والاترین مقام از آن شهید است، که « شهید از همه افضل تر است»
شهید می داند که خونش ثمر می دهد، زیرا انسان های در خواب غفلت را بیدار می کند، مشتی کوبنده می شود وبرسرهمه ی ستم گران تاریخ کوبیده می شود: « خون شهید به هدر نمی رود بلکه خروش بر آورده و بر دشمنان اسلام می تازد ونسل آن ها را هلاک می گرداند. این خون شهید است که باعث می شودهر روز جوانان پاک وبا ایمان به سوی جبهه های حق می شتابند وراه شهدا را ادامه می دهند. خون شهید است که بین نیروهای انسانی وحدت بخشیده و آنان را به سوی کمال رهبری می کند و این کمال رضای خداوند است. »
شهید می داند که با شهادت زندگی واقعی را به دست می آورد و با شهادت به والاترین مقام دست می یابد و تاج « کرمنا » بر سرش می نهند و برترین می شود زیرا شهادت نصیبش گشته است:
در مسلخ عشق جز نکو را نکشند
روبه صفتان زشت خو را نکشند
گر عاشق صادقی زمردن مگریز
مردار بود هر آنکه او را نکشند
شهادت چشمه ی آب حیات است که شهید ازآن می نوشد و جاودانه می شود. چنان که شهیدی عقیده اش را این گونه بیان کرده است: « تا حال مرده بودم و این لحظه آغاز جهاد وشهادت است، این احساس را در خود می بینم که زندگی جاویدان را آغاز می کنم، شهادت انسان را به درجه اعلاء می رساند، چقدر شهادت در راه خدا زیباست و مانند گل محمدی می ماند، که وارثان خون پاک شهید از آن می بویند. »
شهید می داندکه به همه جا نور افشانی خواهد کرد، راه را به دیگران نشان خواهد داد و همیشه راهنما خواهد بود. پس به راستی رزمنده ای چه زیبا گفت: « ما مردگان تاریخ بودیم، اگر شهادت وشهیدی نداشتیم، شهید شمع تاریخ است. »
رزمندگانی که به درجه ی پر فیض شهادت نائل آمدند، می دانستند که شهید با خدا معامله می کند و بر این عقیده بودند که خداوند به پیمان خویش سخت وفادار است. «خداوند سبحان از مومنان جآن ها و اموالشان را خریداری می کند و بهشت به آن ها می دهد. آن ها در راه خدا پیکار می کنند، می کشند و کشته می شوند، این وعده حقی است بر او که در تورات و انجیل و قرآن ذکر فرموده است چه کسی از خدا به عهد خود وفادارتر است؟»
شهید راهش را با آگاهی وبینش خود انتخاب کرده است، لذا، با جانش برای رسیدن به مقصود خویش می کوشد و فداکاری می کند و به مقصد می رسد، آنگونه که شهیدی دیدگاه والای خویش را اینگونه به زبان آورده است: « خدایا تو شاهدم باش که من درراه تو کورکورانه قدم بر نداشتم، به من صدها جان بده که جانم را فدای تو واسلام عزیز بکنم و دِین خون شهدا را ادا کنم. »
شهادت خاصه ی افراد برترو گزیده ی حق واولیای اوست، شهادت زیباترین پیام کتاب هستی است، شهادت زندگی و حیات و خلاصه این که « شهادت افتخار مردان است».
پس با آگاهی از مقام والای شهیدان رزمندگان همیشه تاریخ اسلام به سوی میدآن های نبرد شتافتند زیرا برای رسیدن به این مقام والا لحظه شماری می کردند، که شهیدی گفته است: « بزرگ ترین آرزویم شهادت است. »
اطاعت از رهبری
« بدرستی که شهادت آنچنان شیرین است که هر کس نمی تواند این شیرینی را بچشد، مگر آنکه در خط امام باشد زیرا که خط ولایت است که انسان را از دنیا به آخرت می کشاند. اگر ما بخواهیم به الله برسیم باید پیرو ولایت فقیه باشیم، زیرا ولایت فقیه نماینده و مجری قانون خداست. »
شهدا اطاعت از رهبری را واجب می دانستند و به مردم سفارش می کردند: « اطیعوالله واطیعوالرسول و اولی الامر منکم پشتیبان ولایت فقیه باشید که ولایت قلب اسلام است که اگر ولایت و سرپرستی فقیه را از اسلام بگیرند اسلام از بین رفته است و اکنون پشتیبان ولایت فقیه که امام خمینی است باشید. »
رزمندگان به فرمان رهبرشان به سوی جبهه ها شتافتند، زیرا اطاعت از رهبری را بر خویش فریضه می دانستند و معتقد بودند، هر چه رهبر فرمان دهد باید با جان ودل پذیرفت ومطیع بود. به قول حافظ:
به می سجاده رنگین کن گرت پیر مغان گوید
که سالک بی خبر نبود ز راه و رسم منزل ها
آنگونه که شهیدی فرمانبرداری خویش را این گونه بیان کرده است: « به فرمان امام و رهبرانقلاب که گفتند: جبهه ها را خالی نکنید، احساس مسئولیت کردم و به سوی جبهه ها حرکت کردم و به این کار افتخارمی کنم که به جبهه آمدم تا با چند قطره خون خود مانعی را از جلو این انقلاب بردارم و این که وصیت نامه ی خود را آغاز می کنم، ملت شهید پرور و تمام شهیدان و رزمندگان، از شما ملت می خواهیم که شما به فرمان امام و رهبر انقلاب اسلامی باشید ودرهرچه راه پیمایی هست شرکت نموده تا مشت محکمی بر دهان ابرقدرت ها مخصوصا آمریکای جهان خوار بزنید و به آن ها بفهمانید که اگر دنیا دست در دست هم بگذارند نخواهند توانست ملت شکست ناپذیر ما را نا امید کنند و شکست بدهند.»
شهدا با عقیده وایمانی راسخ و استوار پذیرفته بودند که رهبرشان اسوه و الگوی همه ی فضیلت هاست که درباره ی امام خمینی فرمودند: « او جوهری بود به تمام معنا فرهنگ، او شخصیت جامع الاضدادی بود که در اوج حماسه آفرینی و ترغیب لشکر اسلام به نبرد بی نظیربا دشمن متجاوز، پیروان و فداییان و سربازان خود را، اعم از ارتش وسپاه و بسیج، همیشه به خدا پرستی و خدا ترسی و کفّ نفس، خود سازی، خوش رفتاری و جوانمردی، حتی در برخورد با دشمن و ترحم وشفقت پس از اسارت آن سفارش می نمود. فرماندهی که آرزویش پاسداری بود و می گفت: « ای کاش من هم یک پاسدار بودم » هر پاسداری گواه است که همین یک جمله ی صادقانه و خالصانه، تا چه میزان برای او فرهنگ ساز و شخصیت آفرین بوده است: او فرمانده ی قوا بود که مرفه تر از یک نوجوان بسیجی زندگی نمی کرد، او هیچ گاه دچار ذهن گرایی و ایده آل نگری به معنای یک بعدی گریزان از واقعیت ها، نشده بود. با درک عمیق و هوش سرشار اجتماعی، عدالت خواهی و عدالت گستری اجتماعی را با آرمان های دفاع مقدس عجین کرده بود.
آن رزمنده ای که شهید شد، بر این عقیده بود، که در وصیت نامه اش آورده است: «خمینی بت شکن ما را از ظلمت به نور رهبری نمود، و انشاءالله تا آخرین نفس و تا آخرین قطره ی خونی که در بدن دارم که متعلق به تمام مسلمین جهان است، برای تحقق بخشیدن به پیروزی اسلام بر کفر تحت رهبری این مرد بزرگ وفادار خواهم ماند.»
شهیدی دیگر عشق وعلاقه ی خود را به رهبرش اینگونه بیان کرده است:« من آنقدر علاقه به رهبر کبیر انقلاب دارم که دلم می خواست حتی یک بار هم شده است جمال او را زیارت کنم. اما به علت کثرت گناهان لیاقت آن را نداشتم. خدا وامام زمان و پیامبران و امت حزب الله می داند که چه زحمات فراموش نشدنی برای اسلام وملت ما انجام داده ولی یک خواهش از رهبرم دارم و آن این است چون پیش خدا بسیار عزیز است از خدا بخواهد گناهان مرا ببخشد.
ای امت حزب الله پیرو ولایت فقیه باشید که هستید، من آنقدر به رهبرم علاقه دارم که حاضرم با خاک کفش او مرا دفن کنند تا از گناهان من کاسته شود تا مورد مغفرت قرار گیرم. »
دفاع از اسلام
از هنگام ظهور اسلام در عربستان ورواج دین الهی که باعث بیداری انسان های آزاده در جهان گردید، برای ترویج ودفاع از آن افراد بسیاری در طول تاریخ جان خویش را فدا کردند تا این دین الهی پایدار و زنده بماند. پیشوایان دینی ما در صدر اسلام برای تحقق آرمان های اسلام چه سختی ها کشیدند و شهیدان که از پیروان راستین ائمه دینی هستند به عنوان وظیفه ی شرعی، پاسداری از دین را وظیفه خود می دانستند و با نثار جان از این هدیه مقدس دفاع کرده اند، چنان که عبارت زیر مضمون اکثروصیت نامه های شهدا است:« به این عنوان در این جنگ وشهادت شرکت کردم، فقط برای پیروزی اسلام و بر افراشته شدن پرچم قولوا لا اله الا الله تفلحوا بر فراز بام دنیا، که هیچ در این مبارزه حق علیه باطل آرزوی کشته شدن ندارم، فقط بکشم کفار را وپیروز شویم، اگر در این پیروزی و بر افراشته شدن این پرچم عدل و انسانیت بنا باشد خون من ریخته شود حاضرم این خون وجان را تقدیم و تسلیم خالق یکتا کنیم.
جان چه باشد که فدای قدم دوست کنیم
این متاعی است که هربی سروپایی دارد
یکی از اهداف مقدس شهیدان، احیای دین خداوند و پاسداری از حریم اسلام بوده است. آن گونه که شهیدی دیدگاه خود را چنین بیان کرده است: « این که با یاد خدا به جبهه می روم خدای من شاهد است که نه برای گرفتن انتقام ونه برای این که وقتی شهید شدم به بهشت بروم، تنها هدفم از این کار احیای دینم و تداوم انقلابم می باشد، برای رسیدن به این هدف وارد می شوم و خدا را به یاری می طلبم، زیرا هدفم خدا و مکتبم اسلام است اگر شهید شوم به خدای کعبه رستگار می شوم.»
شهدا با آن اخلاص و یک رنگی که داشتند بر این عقیده بودند که « وقتی اسلام عزیز در خطر است باید خون داد وآن را یاری نمود مانند روز عاشورا که امام حسین(ع) سرور آزادگان پسر رشید ودل بند خود را به قربان گاه عشق فرستاد.»
شهدا که پرورش یافته ی مکتب اسلام بودند در پاسداری از حریم دین به ادامه دهندگان راهشان سفارش کرده اند: « آیا شهدا جز برای اسلام و احکام اسلام که باید بر جهان حاکم باشد و حکومت خدا بر مردم حاکم بشود جان خود را باختند؟ پس باید به اجتماعات مذهبی اهمیت زیاد بدهید که همین اجتماعات مذهبی و مساجد و سینه زنی ها وروضه خوانی ها ودعا خواندن ها بود که جامعه ی ما را این طور پیش برده است.»
حس میهن دوستی
بی گمان علاقه به وطن وعشق به آن در فطرت هر ایرانی سرشته است و ازاین رو ایرانی مسلمان به وطن وسرزمین خویش علاقه ای خاص دارد که « حبّ الوطن من الایمان » دوست داشتن وطن از ایمان است.
عشق به میهن و وطن دوستی یکی از موضوعات و مضامین مهمی است که از دیرباز در ضمیر ایرانیان غیرت مند وجود داشته و دارد.
عشق به ایران از زمان های بسیار دور در اندیشه ایرانیان جلوه گری می کرده و اسطوره های ایران مملو از عشق به وطن پرستی است، آرش کمان گیر به خاطر تعیین حد ومرز وطن در مقابل بیگانگان می ایستد و تمام وجود خویش را در تیری قرار می دهد و جان خود را فدای ایران می کند.
فردوسی در شاهنامه آن هنگام که کاووس را در دام پادشاه هاماوران اسیر می بیند و پادشاهان دیگر سرزمین ها، از هر سو به ایران می تازند و تازیان و ترکان قصد تصرف این سرزمین گوهرخیز را دارند، ایرانیان میهن پرست به سراغ رستم(نماد وطن دوستی) می روند. او این گونه وطن را معرفی می کند:
دریغ است ایران که ویران شود
کنام پلنگان وشیران شود
همه تن به تن سر به کشتن دهیم
از آن به که کشور به دشمن دهیم
میرزاده ی عشقی شاعرشهید عصربیداری، درباره ی وطن و پاسداری ازآن چنین می سراید:
خاکم به سر زغصّه به سر خاک اگر کنم
خاک وطن چو رفت چه خاکی به سر کنم
آوخ کلاه نیست وطن تا که از سرم
برداشتند فکر کلاهی دگر کنم
نسیم شمال به خاطر آنکه میهن در دست استعمارگران گرفتار شده است این گونه می نالد:
ای غرقه در هزار غم وابتلا وطن
ای در دهان گرگ اجل مبتلا وطن
ای یوسف عزیز دیار بلا وطن
بی کس وطن، غریب وطن، بی نوا وطن
رزمندگان اسلام اگر چه به فرمان رهبری برای دفاع از اسلام به جبهه های جنگ می شتافتند تا سرزمین ایران را از چنگ مهاجمان نجات دهند، بر این عقیده هم بودند که وطن ارزشی والا دارد، آنگونه که در وصیت نامه ی شهیدی می خوانیم:« جان بر کف به جبهه می روم، شهید می شوم، این تن امانتم را که خدا آفریده است و از آن اوست به راهش خواهم داد. صحنه هایی را که مشاهده کرده و می کنم از مرگ نمی هراسم می کشم تا کشته شوم، سلول های بدنم به جوش وخروش در آمده است. اینک میروم تا انتقام خون میلیونها افراد بی گناه ومستضعف را از صدام خون آشام بگیرم یا شهید می شم و یا پیروز بر می گردم چه کشته شوم چه بکشم برایم فرقی ندارد جانم را فدای وطن واسلام می کنم. »
و شهیدی دیگر اینگونه نوشته است:
« اینک که آمریکا وشوروی به وسیله ی ایادی داخلی وخارجی به وطن وخاک مقدسمان هجوم آورده اند فرصت را برای دفاع ازدین برترمان اسلام، و سرزمین دلاورمان ایران از دست ندهیم و منافقین که برای ما خواب حمام خون را دیده اند باید بدانند که با خون خویش وضو ساخته و در محراب عبادت خویش را آماده ی شهادت خود سازیم. »
شهدا بر این عقیده بودند که:
جامه ای کاو نشود غرق به خون بهر وطن
بدر آن جامه که ننگ تن وکم از کفن است
ای استاده در چمن آفتابی معلوم
وطن من !
ای تواناترین مظلوم
تو را دوست می دارم
ای آفتاب شمایلی دریا دل
ایستاده ام در کنار تو سبز وسربلند
دنیا دوزخ اشباح هولناک است
وتوآن درخت گردوی کهن سالی
وبیش تر از آن که من خوف تبر را نگرانم
تو ایستاده ای
تفکر بسیجی:
« رحمت خداوند بزرگ بر بسیج مستضعفین که به حق پشتوانه ی انقلاب اسلامی است. »
بسیج در لغت به معنی ساختگی کارها وکارسازی و ساخته شدن و آماده گردیدن است، خصوصاً ساختگی وکارسازی سفر را گویند.
بسیج، ساختگی و آمادگی و آماده شدن برای کارهای خاص است.
بسیج، ساختگی وآمادگی و آماده شدن را گویند.
اسدی طوسی بسیج را به معنی آماده شدن آورده است:
سپه را چو داری به چیزی بسیج
رسانشان بزودی و مقرار هیچ
بسیجی حاصل مصدر است، به معنی آماده و مجهز بودن و پوشنده ی ساز جنگ، کسی که سامان واستعداد کاری کند.
به جان تشریف مدح من بسیجد
مرا چون دید در مدحت بسیجی
اگر چه بسیج به عنوان سازمانی منسجم از برکات انقلاب اسلامی است، اما تاریخچه ی آن به زمان پیامبر بزرگوار اسلام(ص) می رسد، که به فرموده ی امام خمینی(ره): «قضیه ی بسیج همان مسألهای است که در صدر اسلام بوده است، وقتی جنگ می شد، طوایف مختلف می آمدند و به جنگ می رفتند و این مسأله ی جدیدی نیست و در اسلام سابقه داشته است. »
حال اگر بخواهیم از بسیج تعریفی ارائه دهیم، معمولا افراد جامعه در تعایف خود به ویژگی ها و فضائل دلاوران بسیجی، که در طول دوران دفاع مقدس با برخورداری از آن توانستند خود را به جهانیان معرفی کنند، اشاره خواهند کرد؛ ویژگی هایی چون، ایثار، اخلاص، شجاعت، آماده بودن برای شهادت و مانند آن ها که بسیجی را الگو ساخت. آنگونه که امام خمینی(ره) فرمودند:« بسیج مدرسه ی عشق و مکتب شاهدان وشهیدان گم نامی است که پیروانش بر گلدسته های رفیع آن، اذان شهادت و رشادت سر داده اند. »
آیت الله خامنه ای در این باره فرمودند:« بسیج عبارت است از مجموعه ای که در آن پاک ترین انسان ها، فداکار ترین وآماده به کار ترین جوانان کشور در راه اهداف عالی این ملت وبرای به کمال رساندن وبه خوشبختی رساندن این کشور جمع شده اند. »
به طور کلی دونوع طرز تلقی از بسیج وجود دارد:
الف) گروهی بسیج را یک تفکر و فرهنگ خاص می دانند که در بر دارنده ی آداب ورسوم و سنت های مخصوصی است و منشأ و اساس این تفکر واعتقادات، اسلام است. طرفداران این تعریف، عضویت در سازمان خاص که در گذشته بسیج مستضعفین و اکنون نیروی مقاومت بسیج نامیده می شود شرط اصلی بسیجی نمی دانند، بلکه بر این باورند که هر فردی که از فرهنگ وتفکر مورد نظر برخوردار باشد، می تواند یک بسیجی باشد.
آن گونه که امام خمینی(ره) فرمودند:« افتخار من این است که خود یک بسیجی ام»
و در جای دیگری فرمودند:« بسیجی کسی است که برای ارزش های اسلام اهمیت دارد، معتقد به خداست، خاضع وخاشع در مقابل پروردگارعالمیان، در دل مشتاق معراج است. »
ب) گروهی دیگر بسیج را یک ارگان و سازمان نظامی خاص می دانند و این گروه به بُعد نظامی گری اش بیش تر توجه دارند، اما فرهنگ وتفکر بسیجی را نفی نمی کنند و بر مبنای این تفکر، گروهی از افراد جامعه را که به فعالیت های نظامی می پردازند و از فکر بسیجی برخوردارند و به عضویت در نیروی مقاومت بسیج در آمده اند بسیج می دانند.
آیت الله خامنه ای، بسیج را اینگونه تعریف کرده اند: « بسیج عبارت از تشکیلاتی که در آن افراد متفرق وتنها، به یک مجموعه ی عظیم ومنسجم، به یک مجموعه ی آگاه ومتعهد و بصیرو بینای به مسایل کشور و به نیاز ملت، تبدیل می شوند. »
آنچه مسلم است، هر دو دیدگاه بر تفکر بسیجی توجه دارند بنابراین، «بسیج سازمانی است مبتنی بر تفکر بسیجی، که از طریق جذب آموزش و سازماندهی آحاد مردم، باعث حضور قدرت مندانه ی آنان در صحنه های مختلف انقلاب فراهم آمده و تحت فرمان ولی فقیه، ماموریت های محوله را انجام می دهند. »
شهدای ما با این تفکّر در جبهه حضور می یافتند و بر بسیجی بودن خود می بالیدند. آن گونه که شهیدی راز درونی خود را این گونه بر زبان آورده است:« خدایا من حقیر که لیاقت این لباس بسیجی را نداشتم، تو به من عنایت کردی. »
بسیجی رشد همه جانبه ی شخصیت انسان را در نظر می گیرد، این رشد تربیت روح، عقل، نفس منطقی، عواطف و حواس را شامل می شود. بنابراین؛ با رشد انسان و تمام جنبه های روحی، عقلی، تخیلی وعلمی او را لازم می داند و همه ی خواسته های انسان را تا رسیدن به کمال مطلق در نظر می گیرد. لذا، بسیجی دوست دارد در حال کمال به لقاءالله برسد ودر این زمینه، دعا می کند که «خدایا من می خواهم در روز قیامت با لباس بسیجی با هم سنگرانم و صورت خونین خدمت امام حسین ومادرش حضرت زهرا(س) برسم. »
این شهید در قسمت دیگری از وصیت نامه اش واژه ی بسیجی را مقدس بیان کرده و آورده است: «بسیج باید با وضو گفته شود. بسیجی ها آیات قرآن هستند به آیات قرآن احترام بگذارید. »
نگرش عاشورایی
از عاشورای سال 61 هجری تا به امروز حدود 137. سال می گذرد، اما هر روز که می گذرد جلوه و عمق عاشورا نه تنها کاسته نشده است بلکه هر سالی که می گذرد قلمروی گسترده و عمق بیش تری می یابد. انگار هر شفق که پدیدار می شود خون شهدای کربلا را بر پهنه ی آسمان می پاشد و کل یوم عاشورا را برای همه ی عالمیان زمزمه می کند.
عاشورا یعنی، تغییر حالت روحی انسان ها، یعنی دگرگونی، یعنی، « ان الله لا یغیر ما بقوم حتی یغیروا ما بانفسهم. »
هیچ حادثه و واقعه ی دیگری مانند عاشورا درتاریخ اثر گذار نبوده و نیست، حتی شهادت حضرت عیسی(ع) اینگونه در جامعه ی مسیحیان اثر نگذاشت.
عاشورا نه تنها سیطره ی بنی امیه را دگرگون کرد، بلکه تنها مبانی ارزش ها گردید و خود حادثه یا اسطوره ای شد که در قلمرو روح انسان ها تغییر و تحول ایجاد کرد.
لذا، عاشورا دلیل زنده بودن محرم تنها نیست بلکه انقلاب زنده و سازنده روزگار ما و همه ی زمان ها خواهد بود.
عشق به سید الشهدا به عنوان یک فرهنگ و بنیان اساسی در اندیشه وگفتار و اعمال شهدا جلوه گری می کند، جوهر اندیشه و تفکر و جهان بینی شهدا را منطق عاشورا تشکیل داده است و با همین عشق به سالار شهیدان بود، که رزمندگان در جبهه های حق علیه باطل حماسه های فراموش نشدنی آفریدند، که شهیدی آرزوی خویش را در وصیت نامه اش چنین آورده است:« خوشا به حال آنان که راه حسین را انتخاب کردند و چگونه مردن را انتخاب نموده ودر میدان مبارزه ی حق علیه باطل به لقاء و ضیافت خدا شتافتند. »
رزمندگان، امام حسین(ع) را به عنوان اسوه، الگو وسرمشق خویش می دانستند و عقیده داشتند، باید راهش را برگزینند و از خورشید پر فروغش شعله بر گیرند. که شهیدان، سعادت جاودانی را راه او می دانستند. « من راهی را انتخاب کرده ام که حسین(ع) در صحرای کربلا آن را انتخاب کرده، من راهی را انتخاب کرده ام که سعادت جاودانی در این راه است. »
آنان که به فیض شهادت نائل آمدند، همه ی مردم را در برابر اسلام مسئول می دانستند و فریاد « هل من ناصرینصرنی » امام حسین(ع) را از صمیم دل می شنیدند و به مردم سفارش می کردند:« فکر کنیم که وقتی در مجالس سوگواری ابا عبدالله ناراحتیم از این که چرا کربلا نبودیم، تا در مقابل کفر یزید بجنگیم. مگر حال با چه کسی در نبردیم؟ مگر یک طرف فرزند زهرا(س) و در طرف دیگر فرزند ملعون معاویه نیست؟ مگر حالا وقت به پا خاستن نیست، مگر نمی خواهید یاری گر حسین زمان باشید. »
رزمنده ای دیگر که اکنون به خیل شهدا پیوسته است، بر معرکه ی افراد سودجو و فرصت طلب می تازد و ندا بر می آورد:« ای کسانی که آرزومی کردید که ای کاش در روز عاشورا بودید و درصحرای کربلا امام حسین(ع) را یاری می کردید، اکنون بدانید که ایران ما کربلا و هر روزش عاشورا است، پس برخیزید و حسین زمانتان را یاری کنید. »
ما در مسیر حادث ماوی گزیده ایم
پیغام موج از لب دریا شنیده ایم
در جبهه ای به وسعت دل های تشنه کام
مردانه از شراب تمنا چشیده ایم
گاه هجوم از سرسنگر به رأی عشق
چون جویبار بر تن صحرا دویده ایم
از پشت خاک ریز بلند ستاره ها
در خون وخاک پیکر مهتاب دیده ایم
و این دیدگاه شهیدی دیگر است که در وصیت نامه اش آورده است:« من آگاهانه و داوطلبانه این راه را رفتم چون می دانم که این راه، راه پیامبران الهی و ائمه معصومین است، قرآن چراغ راهنمای این راه و امام زمان(عج) فرمانده آن است. من در راهی گام نهادم که سالار شهیدان حسین بن علی(ع) و هفتاد و دو تن از یارانش در صحرای کربلا به شهادت رسیده و حضرت علی(ع) شیر خدا، پیشوای شیعیان جهان در محراب عبادت به شهادت رسید. »
نتیجه
شهدا با آگاهی از مقام والای شهادت که بر گرفته از آیات قرآن و احادیث است و با آگاهی و علم به این که شهید در نزد خداوند بالاترین مقام را دارد و برای همیشه زنده و ازمقربین حق تعالی است. به فرمان رهبری- که اسوه و الگوی همه ی فضیلت هاست واطاعت از او واجب است- با ایمانی راسخ برای دفاع از اسلام و احیای دین خداوند و پاس داری از حریم آن به سوی جبهه ها شتافتند.
آنان می دانستند که پاسداری از وطن وظیفه ملی و دینی است. لذا، با تفکر بسیجی که ایثار و اخلاص و شجاعت از ویژگی های آن است هم چون عاشورائیان، برای احقاق حق و پاسداری از دین با عشق و علاقه به سوی جبهه ها شتافتند و سرانجام به فیض شهادت نائل آمدند.

منابع و مآخذ
-قرآن مجید، ترجمه ی الهی قمشه ای
-مجموعه مقالات دفاع مقدس، بنیاد نشر دفاع مقدس
-قیام امام حسین(ع) سید جعفر شهیدی، چاپ ونشر فرهنگ اسلامی سال 1381
-ابعاد جنگ در فرهنگ اسلام، احمد خاتمی، انتشارات امیر کبیر، سال 1372
-درس هایی از نظام دفاعی اسلام، مرکز آموزش ارتش جمهوری اسلامی ایران، نشر فرهنگ اسلامی سال 1362
-صحیفه ی نور، رهنمودهای امام خمینی، انتشارات اداره فرهنگ وارشاد اسلامی
-شهیدان راه فضیلت، شیخ عبد الحسین امینی نجفی، انتشارات روزبه1358
-یادنامه ی شهید محراب آیت اله مدنی، بنیاد فرهنگی مدنی، سال 1381
-آسمان سبز، سلمان هراتی، نشر حوزه ی هنری سازمان تبلیغات سال 1364
-وصیت نامه شهدا در آرشیو بنیادشهید انقلاب اسلامی منتشر نشده
-حسین وارث آدم، علی شریعتی، انتشارات پگاه تهران 1374
-حماسه ی حسینی، مرتضی مطهری، انتشارات صدرا، تهران 1366
-جهاد و شهادت، سید محمود طالقانی، مجموعه سخنرانی
-بحار الانوار، محمد باقر مجلسی، تهران، المکتبه الاسلامیه 1399ﻫ. ق
-فرهنگ معین، محمد معین، انتشارات امیرکبیر، تهران1354
-وسایل الشیعه، حرعاملی، نشر مؤسسه آل البیت قم، 14.9 ﻫ. ق
-آشنایی با بسیج، محمد حسین عصمتی پور، معاونت آموزشی نمسا، تهران 1385
______________________________
[1]. قرآن، سوره آل عمران آیه 169
[2]. مجلسی، محمد باقر، بحارالانوارج100 ص10
[3]. صحیح مسلم، ج3 ص1496
[4]. مطهری، مرتضی،حماسه ی حسینی، ص39
[5]. معین، محمد، فرهنگ فارسی معین ج2 ص2100-2095
[6]. مطهری،مرتضی،قیام وانقلاب مهدی ص116
[7]. مطهری،مرتضی،قیام وانقلاب مهدی ص83
[8]. شریعتی،علی،حسین وارث آدم،ص157
[9]. شریعتی،علی،حسین وارث آدم، ص190
[10]. آیت الله مکارم شیرازی، تفسیر نمونه،ج21 ص40
[11]. لسان العرب به نقل از دانش نامه ی بهاءالدین خرمشاهی
[12]. فخر الدین طرلجی،مجمع البحر،ج الثانی ص553
[13]. صحیفه نور ج9 ص49
[14]. قرآن،سوره ی الحدید،آیه ی19
[15]. قرآن،سوره ی الزمر،آیه ی 69
[16]. قرآن،سوره ی آل عمران،آیه ی 163
[17]. وسایل، جلد 11 ص10
[18]. وسایل، جلد 11 ص25
[19]. بحار الانوار،ج100ص8
[20]. سیره ابن هاشم،ج 3 ص128
[21]. شرح ابن ابی الحدید، ج 10 ص66 خطبه 181
[22]. شرح ابن ابی الحدید، ج 8 ص 300
[23]. شرح ابن ابی الحدید، ج6 ص 99
[24]. بحار الانوار، ج 6 ص 128
[25]. قسمتی از وصیت نامه ی شهید محمد اقبالی
[26]. وصیت نامه ی شهید حبیب الله باغبان زاده
[27]. وصیت نامه ی شهید احسان باقری
[28]. وصیت نامه ی شهید ما شا الله باقری
[29]. وصیت نامه ی شهید احسان ابراهیمی
[30]. قرآن، سوره ی الاسرا، آیه ی 72
[31]. سرمد کاشانی، دیوان ص 34
[32]. وصیت نامه ی شهید غلام محمد ابراهیمی
[33]. وصیت نامه ی شهید جعفر اصغری
[34]. وصیت نامه ی شهید اصالت
[35]. وصیت نامه ی شهید حسین امامی کاشانی
[36]. وصیت نامه ی شهید محمد احسن زاده
[37]. وصیت نامه ی شهید صفر علی آذریون
[38]. وصیت نامه ی شهید اصغر اقدسی
[39]. وصیت نامه ی شهید حسین ابوالفضلی
[40]. حافظ، دیوان ص2
[41]. وصیت نامه ی شهیدعلی رضا آبیاری
[42]. مجموعه ی مقالات دفاع مقدس ص 271
[43]. وصیت نامه ی شهید علی امامیان
[44]. وصیت نامه ی شهید محمد اقبالی
[45]. وصیت نامه ی شهید مرتضی بالاور
[46]. وصیت نامه ی شهید حمید ابوالحسنی
[47]. وصیت نامه ی شهید احسان ابراهیمی
[48]. وصیت نامه ی شهید صفر علی احسن زاده
[49]. شاهنامه ی فردوسی، ج12 ابیات 96- 94
[50]. کلیات میرزاده عشقی، ص 194
[51]. کلیات نسیم شمال، ص 329
[52]. وصیت نامه ی شهید احمد بخشیان
[53]. وصیت نامه ی شهید رضا اُبایی
[54]. عارف قزوینی، دیوان ص75
[55]. هراتی، سلمان،آسمان سبز ص9
[56]. صحیفه ی نور،ج 5 ص231
[57]. برهان قاطع
[58]. فرهنگ آنندراج
[59]. فرهنگ جهانگیری
[60]. دیوان اسدی طوسی، ص73
[61]. فرهنگ معین، ص538
[62]. سوزنی سمرقندی، دیوان، ص116
[63]. رهنمودهای امام، صحیفه نور، ج19 ص 139
[64]. صحیفه ی نور، ج21، ص194
[65]. سخنرانی آیت الله خامنه ای، 5/9/76
[66]. مرندی، مهدی، بسیج دراندیشه ی امام خامنه ای،ص31
[67]. فرهنگ بسیج در کلام رهبری، ص12
[68]. آیت الله خامنه ای، سخنرانی در تاریخ 5/9/76
[69]. وصیت نامه ی شهید علی اربابی
[70]. وصت نامه ی شهید علی آبیاری
[71]. وصت نامه ی شهید علی آبیاری
[72]. قرآن، سوره ی رعد آیه 11
[73]. به روایت انجیل
[74]. وصیت نامه ی شهید عباس اصیلیان
[75]. وصیت نامه ی شهید حبیب الله آصفی
[76]. وصیت نامه ی شهید احسان ادیب
[77]. وصیت نامه ی شهید محمد رضا اسماعیل


دسته ها : مقالات
1389/6/28
X