دسته
پیوندها
آرشیو
آمار وبلاگ
تعداد بازدید : 155586
تعداد نوشته ها : 1307
تعداد نظرات : 7
Rss
طراح قالب
موسسه تبیان

فرهنگ شهادت عبارت است از تمامی آثار باقیمانده از شهید، اعم از غیر مادی (معنوی) مثل باورها، اعتقادات، رفتارها، اهداف و دیگر وجوه معنوی و الهی شهید که الهام گرفته از قرآن و آموزه های معصومین علیهم اسلام می باشد. و آثار مادی آن عبارتند از تربت پاک شهید، وسایل شخصی، اسامی خیابان ها، مراسم مربوط به شهید، آثار مکتوب و کلاً هر آن چیزی که قابل مشاهده و لمس بوده و یادآور شهید باشد.
ابعاد مختلف فرهنگ
متخصصان علوم اجتماعی به ویژه جامعه شناسی و مردم شناسی بر این باورند که فرهنگ دو بعد دارد: فرهنگ مادی و فرهنگ غیرمادی.
1. فرهنگ مادی: فرهن مادی عبارت از مجموعه وسایل، ابزار، امکانات و تکنولوژی رایج و عمومیت یافته در جامعه است. این بخش فرهنگ عناصری را در برمی گیرد که قابل لمس، دیدن و اندازه گیری و ارزیابی است. اشیای مادی، ابزار کار وسایل صنعتی و کشاورزی، عکاسی، موسیقی و وسایل و لوازم خانه، لباس، اتومبیل، هواپیما، نوع مسکن، و ... همگی در زمره فرهنگ مادی محسوب می شود. به طور کلی آن قسمت از فرهنگ که جنبه کمی دارد جزء فرهنگ مادی به شمار می آید.
2. فرهنگ معنوی: فرهنگ معنوی یا غیر مادی دجنبه کیفی فرهنگ را شامل می شود. این بخش از فرهنگ قابل مقایسه و اندازه گیری نیست و معیار ثابتی برای اندازه گیری آن وجود ندارد. می توان گفت آنچه را که مادی نیست فرهنگ معنوی یا غیرمادی می گویند. آثار ادبی، هنری، فکری، آداب و رسوم، سنت ها، اخلاقیات، اعتقادات، باورها، آموزش و پرورش و به طور کلی «سرمایه معنوی» یک جامعه جزء فرهنگ معنوی به شمار می رود.
جنبه های مادی و معنوی فرهنگ، کنش متقابل دارند. تغییر و دگرگونی یکی موجب تغییر دیگری خواهد شد. بعضی از جامعه شناسان عقیده دارند که این دگرگونی در اشیای مادی و ابزار آغاز می شود و سپس تاثیر آن گسترش می یابد و جنبه معنوی فرهنگ را در برمی گیرد. اما تردیدی نیست که تغییراتی که در تکنیک و ابزار پدید می آید محصول تفکر و اندیشه انسان است. بدیهی است که اندیشه های مترقی و خلاق انسان است که سبب تغییر در شرایط مادی می گردد.
بنابراین تاثیر جنبه های معنوی و غیرمادی فرهنگ را در جنبه های مادی فرهنگ که به نظر می رسد اصطلاح «تمدن» برای آن م ناسب باشد، نمی توان از نظر دور داشت. اما از آنجا که جنبه های مادی و معنوی فرهنگ هر دو از جمله پدیده های اجتماعی، در هم تاثیر دارند و این کنش های متقابل در درون جامعه روی می دهد نمی توان تغییراتی را که در پدیده های فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی روی می دهد با عامل و واحد مشخصی تبیین کرد، بلکه در اینجا نیز ما با زنجیره ای از علت ها رو به رو هستیم. به علاوه در پاره ای زمینه ها ممکن است تغییرات فکری (با تغییرات کیفی) یعنی جنبه معنوی فرهنگ سبب تغییر در تکنیک شود و تکنیک که خود محصول اندیشه سازان است به نوبه خود به عنوان عامل جدید، سبب تغییرات فکری در جامعه گردد. مثلاً کاربرد تکنیک های نو در آموزش و پرورش گویای این واقعیت است.
ابعاد مختلف فرهنگ شهادت:
اگر شهادت را در زمره فرهنگ دانسته و به کارگیری اصطلاح «فرهنگ شهادت» را درست بدانیم، باید ابعاد مختلف فرهنگ نیز در آن جاری باشد. همانطور که گفته شد، فرهنگ مادی فرهنگی است که قابل دیدن و لمس کردن باشد ویا بتوان آن را اندازه گیری کرد. مقابر شهدا، لباس، پلاک، پیشانی بند، وصیتنامه های مکتوب، اسامی خیابان ها، اماکن و ... در زمره بخش مادی فرهنگ شهادت هستند. در حقیقت برای نسل های آینده وجود نمادها و بخش مادی فرهنگ در نگاه نخست به عنوان یک پدیده فرهنگی است که آیندگان را به کنجکاوی و تفکر وا می دارد. مثلاً موزه های جنگ در جهان از این ویژگی برخوردارند. در کشور ما نیز موزه شهدا که در تهران و برخی شهرهای مختلف ایجاد شده است، بخش مادی فرهنگ شهادت است که بازدید از این موزه ها یاد جانبازی ها و رشادت های رزمندگان در دوران جنگ و مبارزه تاریخ ملت ایران را در اذهان زنده می کند. در بعد معنوی فرهنگ شهادت شعایر اسلامی از جایگاه ویژه ای برخوردار است، زیر در زمان امامان شیعه به دلیل حاکمیت حکام جور و ظلم و مظلومیت شیعه در تاریخ، پیروان این آیین سعی کرده که با نوحه سرایی، شعر و شعایر مذهبی، سنت ها و یادبودهای امامان شهید و شهدای پیرو ایشان را زنده نگهدارند. به این ترتیب بخش معنوی فرهنگ شهادت شامل انگیزه ه و اهداف شهدا، زمزمه های عرفانی، نماز شب ها و شب زنده داری ها، گریه و راز و نیازها، آمال و آرزوها، خواب های صادقانه، رویاها، مراثی و کلیه شعایر که در جهت زنده نگه داشتن یاد و نام موثر است، می شود.
ویژگی های عمده فرهنگ
عالمان اجتماعی برای فرهنگ ویژگیهایی را ذکر کرده اند که در این میان سه ویژگی مورد اتفاق نظر ایشان می باشد. البته این ویژگی ها ضمن وجود داشتن در زمان ها، مکان ها و موضوعات گوناگون متغیر و متفاوت بوده است و تاثیرات گوناگونی دارد. این سه ویژگی عبارتند از:
1. فرهنگ عام ولی خاص است
از آنجا که فرهنگ به عنوان معرفت بشری از وجوه تمایز زندگی انسان و حیوان به شمار می رود و در تمام اجتماعات بشری وجود دارد، عام است. تمامی جلوه ها و عناصر و اجزای آن در تمام زمینه های زندگی انسان از ساختن ابزار گرفته تا تهیه پوشاک و غذا، مبادلات، ارضای نیازها و غرایز، قوانین و آداب و عادات، امور سیاسی و اقتصادی حکومتی، فلسفه، عقاید درباره هستی و ماوراءالطبیعه، زبان، نماد، تجلی آرزوها و شادی ها و شیوه بیان آنها، آوازها، ترانه ها، افسانه ها، متل ها، ارزش های اجتماعی و پدیده های دیگر حیات اجتماعی انسان وجود دارد که محصول تاریخ آن جامعه و متاثر از شرایط اقتصادی و اجتماعی خاص آن است. برای مثال، در همه جوامع بشری برای برقررای ارتباط با یکدیگر زبان و خط وجود دارد. بنابراین خط و زبان از جمله عناصر تشکیل دهنده فرهنگ به شمار می روند و عام هستند. اما می دانیم که هر جامعه خط و زبان مخصوص به خود را دارد که با دیگر جوامع بشری متفاوت است و این امر مبین خاص بودند عنصر زبان در مجموعه جامعه است. مثال دیگر اینکه، باورهای دینی و ماوراءالطبیعه ای در همه جوامع وجود دارد، و این بخش عام فرهنگ را تشکیل می دهد، اما در عین حال هر جامعه ای دین، باور و اعتقادات خود را دارد که فرهنگ خاص آن جامعه را تشکیل می دهد.
2. فرهنگ متغیر ولی ثابت است
تمام پدیده های اجتماعی بنابر مقتضیات زمان و براساس اختراعات، نیازها و آمد و رفت ها دستخوش تغییر و تحول است و ثبات (به مفهوم فیزیکی کلمه) در هیچ یک از جنبه های فرهنگ یافت نمی شود و فقط فرهنگ های مرده را که آثارشان در خلال اوراق تاریخ حفریات باستان شناسی می توان دید نسبتاً ثابت اند. والا زندگی جوامع انسانی نمی تواند ثابت و ساکن باشد و بالطبع سنن و آداب و آرزوها و تکنیک و هنر و بالاخره فرهنگ آنان نیز تابع این مسأله است و در واقع این تغییر، راز بقا و هستی فرهنگ است. این تغییر و تحول در زمینه های فرهنگی به قدری بطئی و کند صورت می گیرد که به آسانی نمی توان متوجه آن شد و از آنجا که زندگی فرد نیز ملازم این تغییر بسیار بطئی، فرهنگ ثابت به نظر می آید و پی بردن به این تغییر وقتی امکان پذیر است که مثلاً فرهنگ فعلی را با فرهنگ گذشته مقایسه کنیم. بدین ترتیب مردم تغییر در بخش مادی فرهنگ را سریع تر از بخش معنوی و غیرمادی فرهنگ احساس می کنند.
برای درک تغییرات در فرهنگ که به ظاهر ثابت به نظر می رسند کافی است یک برش تاریخی بزنیم تا متوجه این تغییر شویم. نوع لباس، مراسم و آیین مذهبی، زبان و ... با یک برش تاریخی 50 ساله و با مقایسه 50 سال پیش با امروز تغییر فرهنگ را احساس می کنیم، اما انسانها فکر می کنند فرهنگ پیرامونشان ثابت است.
3. فرهنگ اجباری ولی اختیاری است
فرهنگ الزاماً تمام حیات اجتماعی ما را در برمی گیرد، ولی به ندرت خود را بر افکار و معارف و اعمال ما تحمیل می کند. یعنی انسان از بدو تولد، خواه یا ناخواه، غذا خوردن، لباس پوشیدن، حرف زدن و سرانجام شناخت ارزشها، باورها و اعتقادات را در خانواده و جامعه فرا می گیرد؛ ولی انسان ها در چارچوب مشخص شده جامعه باقی نمی مانند و به نوآوری فرهنگی و ... می پردازند که این امر نشانگر اجباری بودن فرهنگ به دلیل سیطره آن در جامعه و حضور و اختیار داشتن انسان در مقابل آن است. بدین ترتیب عناصر فرهنگی از بدو تولد انسان در جامعه حضور دارند و او را در میان خود گرفته اند، اما انسان می تواند نوع لباس پوشیدن، طرز آداب زندگی، باورها و اعتقادات را، اگرچه از کودکی به وی تحمیل شده، تصحیح و یا حتی طرد نماید. پس فرهنگ در عین اجباری بودن در هر جامعه در عین حال اختیاری نیز می باشد.
ویژگی های فرهنگ و تطبیق آن با فرهنگ شهادت
در اینجا می خواهیم بدانیم آیا سه ویژگی: 1. فرهنگ عام ولی خاص است 2. فرهنگ متغیر ولی ثابت است؛ و 3. فرهنگ اجباری و در عین حال اختیاری است. آیا با مفهوم «فرهنگ شهادت» قابل انطباق است یا نه. با عنایت به این نکته که این سه ویژگی از فرهنگی به فرهنگ دیگر و از هر پدیده ای به پدیده دیگر متفاوت است.
1. فرهنگ شهادت عام و فرهنگ شهادت خاص
همانطور که گفته شد، از نگاه عالمان اجتماعی تمامی عناصر فرهنگی را در هر جامعه ای می توان یافت، اما در عین حال هر جامعه فرهنگ خاص خود را دارد و در تلاش است تا آن را تداوم بخشد. به عنوان مثال، هر جامعه مذهب و باورها و آیین هایی دارد، اما در عین حال هر جامعه ای براساس باورهای خاص خود عمل می کند. به عبارت دیگر، پدید ه ای مثل اعتقادات در هر جامعه ای یافت می شود.
شهادت به عنوان یک فرهنگ در همه جوامع وجود دارد، یعنی همه جوامع برای قربانیان خود در راه آسایش جامعه تکریم و قدردانی می کنند، اما در عین حال هر جامعه ای براساس باورها و اعتقاد خود تلقی خاصی از پدیده شهادت دارد. در همه جوامع نمادها و مواردی مشاهده می شود که حکایت از قدردانی از افرادی است که در جهت رفاه و آسایش جامعه تلاش کرده اند و حتی جان خود را فدا کرده اند که به عنوان فرهنگ عام در زمینه شهادت در ذهن متبادر می شود. از جمله وجود بنای یادبود «سرباز گمنام» در بسیاری از کشورها از این مقوله است.
فرهنگ شهادت در اعتقادات اسلامی فرهنگی است که خمیرمایه آن را اسلام تشکیل می دهد. اما در فرهنگ های دیگر نیز واژه ای معادل شهید وجود داشته و شباهت هایی مثل: آسایش دیگران را بر منافع شخصی ترجیح دادن، صبر و استقامت، سازش ناپذیری در مقابل دشمنان، زیر بال ذلت نرفتن، به زندگی حیوانی تن ندادن، نترسیدن از مرگ و به تعبیر امام حسین(ع) در فرهنگ های دیگر کسانی هستند که اگر چه دین ندارند و به معاد اعتقاد ندارند، ولی در عین حال آزاده هستند؛ مبارزان در راه استقلال از استعمار، مبارزان با استبداد در میان سایر ملل و ادیان نشانگر فرهنگ عام شهادت است.
استاد مطهری(ره) در این مورد می گوید: در عرف عام، یعنی عرف عموم مردم جهان اعم از مسلمانان و غیرمسلمانان و در عرف خاص مسلمانان، برخی کلمات و واژه ها از نوعی عظمت و احترام و احیاناً قداست برخوردارند؛ کلمات عالم، فیلسوف، مخترع، قهرمان، مصلح، مجتهد، استاد، دانشجو، عابد، زاهد، مؤمن، مجاهد، مهاجر، صدیق، امر به معروف، ولی، امام و نبی از این قبیل کلمات هستند که بعضی در عرف عام و برخی در عرف خاص مسلمین و در زبان اسلام توام با نوعی عظمت و احترام و احیاناً قداست می باشند. بدیهی است که کلمه از آن جهت که لفظ است قداستی ندارند، لکن قداست را از خود معنی کسب می کند. قداست برخی معانی و مفاهیم که کم و بیش با تفاوت هایی در همه جوامع بشری وجود دارد مربوط می شود به جنبه های خاص روان شناسی جامعه ها و زمینه ارزشیابی ها در امور غیرمادی که خود بحث فلسفی و انسانی عمیقی است. استاد مطهری(ره) در رابطه با عام بودن اصطلاح شهادت و در عین خاص بودن ددر اسلام در ادامه می نویسد: در اسلام واژه ای است که قداست خاصی دارد، اگر کسی با مفاهیم اسلامی آشنا باشد و در عرف خاص اسلامی این کلمه را تلقی کند، احساس می کند که هاله ای نور این کلمه را فرا گرفته است و آن کلمه «شهید» است. این کلمه در همه عرف ها توام با قداست و عظمت است. در مورد عام بودن فرهنگ شهادت چیزی که هست متفاوت بودن معیارها و ملاک ها است. ما فعلاً به مفهوم غیراسلامی آن کاری نداریم. از نظر اسلام، هر کس به مقام و درجه شهادت نایل آید که اسلام با معیارهای خاص خودش او را شهید بشناسد؛ یعنی واقعاً در راه هدفهای اسلامی، به انگیزه برقراری ارزش های واقعی بشری کشته شود، به یکی از عالی ترین و راقی ترین درجات و مراتبی که یک انسان ممکن است در سیر صعودی خود نایل گردد، دست یافته است. از نوع تعبیر و برداشت قرآن درباره شهدا و از تعبیراتی که در احادیث و روایات اسلامی در این زمینه وارد شده است، می توان منطق اسلام را شناخت و علت قداست یافتن این کلمه را در عرف مسلمانان یافت. (خاص بودن فرهنگ شهادت در نزد مسلمانان).
وجود واژگان و اصطلاحات معادل و مشابه در زبان های دیگر برای کسانی که مرگ را در جهت آزادی مبارزه با ظلم پذیرا می شوند، نشانگر این است که پرتوی از مفهوم شهید در همه فرهنگ ها وجود دارد. برای مثال، یک ایرانی درصدد معرفی شهیدی به زبان انگلیسی برمی آید، واژه شهید را به کار نمی گیرد، بلکه واژه مصطلح در آن زبان را یاد می کند. به عنوان نمونه، اصطلاحات و مفاهیم زیادی مربوط به شهید و شهادت در ادبیات فارسی وجود دارد که معادل آن را می توان در یکی از زبان ها (انگلیسی ) پیدا کرد. به این چند واژه توجه کنید.
شهید martyr، شهادت martyrdom، مقبره شهیدان martyriom، شهید پرستی martyrlatry، تاریخ شهدا و تذکره شهید martyrology، دانشمند تذکره شهدا martyrologist، کتاب شرح مصایب شهدای راه دین passional، کتاب روضه passianary
واژه های این چنینی در زبان های دیگر نشان می دهد که قرائتی نسبتاً مشابه از شهید در دیگر فرهنگ ها وجود دراد که عام بودن این موضوع را می رساند و خاص بودن آن در معارف دین اسلام «مرگی آگاهانه در راه خدا (فی سبیل الله) است.
2. فرهنگ ثابت (مفهوم شهادت) ولی متغیر (مظاهر فرهنگ شهادت)
از ویژگی های پدیده فرهنگی، تغییر آن و در عین حال ثابت بودن آن است. پدیده هایی مثل دین و شعایر آن، زبان، ادبیات، لباس و مظاهر مادی فرهنگ در عین اینکه به نظر ثابت می رسد، ولی در عین حال متغیر است.
پدیده ای مثل دین اگر چه در کنه اصالت خود تغییر چندانی نمی یابد، اما در عین حال در هر دوره بنا به اجتهاد اهل نظر دیدگاه ها و تفاسیری مطابق با زمان از آن ارایه می شود و به قول مولوی اگر چه عکس ماه که در آب می بینیم همان ماه است، اما آب جوی که ماه در آن می تابد دایماً در حال تغییر است.
هر نفس نو می شود دنیا و ما
بی خبر از نو شدن اندر بقا
قرن ها بگذشت و این قرن نوی است
ماه آن ماه است آب آن آب نیست
شد مبدل آب این جوی چند بار
عکس و ماه و عکس اختر برقرار
اسلام و قرآن به عنوان یک باور در ذات و مایه اصلی خود بنا به گواه تاریخ تغییر نکرده است، یعنی قرآن کریم همان قرآنی است ک هزار سال پیش و یا در زمان ائمه بوده است. اما شکی نیست که علمای دین بنا به ضرورت مقتضیات زمان در جهت تفسیر و پاسخگویی به مشکلات پیش آمده در دین و قرآن غور نموده و پاسخ گفته اند.
تفسیر قرآن در طول تاریخ که از سوی قرآن شناسان و علمای دین صورت گرفته، تحول بسیاری پیدا کرده است و این بدین سبب است که تفسیر با مقتضیات زمان همراه است.استاد مطهری(ره) در این مورد می گوید: یکی از اعجازهای قرآن که واقعاً بر کسی که اهل مطالعه باشد اعجاز است... در هر دوره ای مردم از قرآن همان را می فهمیدند که تفسیر می کردند. بعد دوره عوض شده و علوم و فهم مردم تغییر کرده است. مردم می دیدند که تفاسیر قبلی قابل مطالعه کردن نیست، ولی خود قرآن زنده است. می دیدند قرآن با آنچه که امروزه تفسیر شده بهتر تطبیق می کند تا آنچه که در گذشته تفسیر کرده اند. یعنی قرآن جلو می آید، تفسیر قرن اول هجری را همان جا می گذارد. در قرن دوم هم تفاسیری بر قرآن نوشته اند. در قرن سوم علوم توسعه پیدا می کند. بشر عالم تر می شود و تفسیر دیگری نوشته می شود. مردم این قرن می بینند این تفسیر انطباق بهتری با خود قرآن دارد و آن تفسیر قبلی مسخره است و به هیچ قیمتی نمی شود آنها را زنده کرد. قرآن قرن به قرن جلو آمده و قرن های پیش را کنار گذاشته است. به این ترتیب خود قرآن بخش ثابت فرهنگ اسلامی است، اما برداشت و تفسیر علما جزء تغییرات فرهنگی قرار می گیرد.
همچنین علمایی که قبل از مشروطه و ورود نوگرایی و مدرنیسم به ایران حیات داشتند نیازی به نوشتن کتاب درباره حجاب و ضرورتی برای پرداختن به این نوع موضوع نمی دیدند. اما امروزه یکی از بحث های جدی علما، چنین موضوعات مبتلا به نسل امروز می باشد. مقدس اردبیلی، صدرالمتألهین شیرازی و دیگران کتاب مستقلی درباره حجاب ندارند، اما شهید مطهری(ره) در قرن بیستم، نیاز به نوشتن کتاب مسأله حجاب می بیند.
به نظر نگارنده، شهادت از لحاظ جنس بسان باور دینی است، یعنی در هر فرهنگی کنه اصلی آن تغییر نمی کند. در سایر ملل مدافعان کشته شده در راه وطن شهید محسوب می شوند. در میان مذاهب کسانی که در راه مذهب زجر کشیده و یا کشته شده اند، شهیدند. در دین اسلام به کسی که در راه خدا (فی سبیل الله) و آگاهانهب ه شهادت برسد، شهید اطلاق می گردد. اما نوع شهادت ها، آمال ها و آرزوها و ... در زمان ها و مکان های مختلف متفاوت است. شهدای جنگ ایران و روسیه، شهدای قیام پانزده خرداد و شهدای انقلاب و جنگ آرزوهای متفاوتی داشتند. مدرس، استاد مطهری، شهید باکری هر سه شهید هستند، اما نوع شهادت ها و مظاهر آن متفاوت است. اگرچه هر سه در جهت اعتلای جامعه بوده است، اما یکی در تبعید کشته می شود، دیگری با ترور و سومی در میدان جنگ به شهادت می رسد. هدف آیت الله مدرس، احیای حق بود و هدف استاد مطهری، مبارزه با جهل و هدف شهید باکری، مقابله با دشمن مهاجم به وطن و صیانت نظام جمهوری اسلامی بود. در طول تاریخ وصیتنامه ها، یادگاری های به جا مانده از شهیدان، تصاویر، اشعار مراثی، تعزیه شهدا و مراسم و آیین ها تغییر می یابد. پس دو رکن اصلی در راه خدا مردن و مردنی آگاهانه است، اما آثار و تأثیرات متفاوتی در طول تاریخ از شهادت وجود دارد.
فرهنگ شهادت و اجباری و اختیاری بودن فرهنگ
فرهنگ جاری در جامعه انسان را احاطه کرده و از بدو تولد که در حال فرهنگ پذیری و جامعه پذیری و کل اجتماعی شدن افراد را به وی تحمیل می کند، این بخش اجباری بودن فرهنگ را می رساند. باورها، اعتقادات، لباس، مد و ... همگی خود را به ما تحمیل می کنند. به این ترتیب ابعاد و تأثیرات فرهنگ شهادت در جامعه وجود دارد. مثلاً شهادت امام حسین(ع) و عزاداری و مسایل پیرامونی آن از کودکی ما را در بر گرفته، اما انسان ها د ررد این فرهنگ مختارند که بخشی از آن را بپذیرند و بخش دیگر را انکار کنند. مثلاً ممکن است گروه هایی در جامعه قمه زدن و زنجیرزنی و تداوم آن را ادامه دهند و گروهی دیگر عزاداری متفاوتی را انتخاب کنند. پس فرهنگ شهادت در جامعه وجود دارد، اما نوع نگاه و میزان توجه به آن متفاوت است.
کارکردهای مختلف فرهنگ
فرهنگ، کاربرد و کارکردهای متفاوت دارد. در ذیل به برخی از کارکردهای مختلف فرهنگ اشاره می گردد:
1. وجه تمایز انسان و حیوان: انسان اگر فاقد فرهنگ بود با حیوان هیچ فرقی نداشت. در حقیقت تفاوت عمده انسان با حیوان در همان فرهنگ و دانسته های اوست. به همین دلیل مردم شناسی انسان را حیوان با فرهنگ می داند.
2. فرهنگ عامل انسجام و یگانگی جامعه: فرهنگ وحدت بخش ارزش های اجتماعی است و نوعی یگانگی به ارزشها می بخشد.
3. فرهنگ عاملی جهت وجه تمایز جامعه ای از جامعه دیگر: از دیگر کارکردهای اجتماعی فرهنگ آن است که جوامع را از یکدیگر تمیز داده و تشخیص فرهنگی خاص هر جامعه را به وجود می آورد. مثل فرهنگ ایرانی، فرهنگ اروپایی، فرهنگ شهری، فرهنگ روستایی و مانند آن.
4. فرهنگ عامل نظم در جامعه: کنترل و نظارت اجتماعی به دو شکل در جامعه به وقوع می پیوندد؛ یکی، از طریق قانون و دیگری، با درونی کردن ارزش ها و هنجارهای جامعه.
5. فرهنگ عامل همکاری و ایجاد ارتباط: هر چقدر فرهنگ بین افراد جامعه از اشتراکات بیشتری برخوردار باشد، همکاری و ربواط بین آدمیان افزایش می یابد؛ به همین خاطر در مناطق سنتی و روستایی بدون حضور سازمان های رسمی، افراد براساس فرهنگ مشترک همکاری و روابط شان بیشتر است. به عبارتی، فهرنگ تقویت کننده همکاری و روابط میان افراد می شود.
کارکردهای مختلف فرهنگ شهادت
فرهنگ شهادت از لحاظ زمانی، مکانی، مناسبت ها، فردی، جمعی و ... می تواند آثار و کارکردهای متفاوتی داشته باشد. یکی از ملموس ترین نکات این است که فرهنگ شهادت در سه دوره دارای اثرات متفاوتی است: 1. دوران مبارزه و رزم و جنگ 2. دوران پس از جنگ و حضور همرزمان شهدا یعنی مبارزان و رزمندگان در جامعه که حماسه های جنگ و مبارزه را مشاهده کرده اند 3. دوران پس از مرگ نسل رزم و جنگ که نسل های بعدی صرفاً از طریق مکتوبات و آثار هنری و فرهنگ مادی و معنوی به جای مانده می توانند با نسل های پیشین ارتباط برقرار کنند. در اینجا به برخی از کارکردهای فرهنگ شهادت که در سه دوره مذکور به شکل متفاوت در نوسان است اشاره می گردد:
1. فدا کردن جان برای حفظ ارزش های جامعه: در جوامعی که احترام و فداکاری به ارزش ها یک اصل محسوب شده و برای جامعه اهمیت دارد، در صورت به خطر افتادن ارزش هایی که مهم هستند در مقاطعی از تاریخ افرادجان خویش را کمتر از ارزش ها می پندارند و حاضر می شوند جهت بقا و حیات جامعه و ارزش های آن جان خویش را فدا کنند. در باور شیعه و مسلمانان، دین و میهن از جمله مهم ترین و مقدس ترین ارزش ها است. لذا زمانی که چنین ارزش هایی دچار خطر شده و مورد تعرض قرار گیرند، افرادی حاضرند جان خویش را باتوسل به سلاح شهادت در راه نجات دین و ناموس و میهن فدا نمایند، زیرا حب الوطن من الایمان و مردم با ایمان نمی توانند شاهد تطاول بیگانه به سرزمین خویش بوده و آسوده بنشینند. «امیل دورکیم» جامعه شناس فرانسوی مرگ داوطلبانه جهت حیات، دوام و بقای جامعه را از نوع خودکشی دیگر خواهانه تفسیر می کند. همه انواع دیگر خودکشی به خاطر بریدن و جدا افتادگی فرد از سیستم اجتماعی و یا به خاطر بحران و فرو ریختن سامان اجتماعی به وقوع می پیوندند. اما خودکشی دیگر خواهانه نوعی ایثار جهت حفظ سیستم اجتماعی و هنجارهای مشروع می باشد. خودکشی دیگرخواهانه زمانی اتفاق می افتد که رابطه فرد و جامعه از بین نرفته و فرد از سیستم جدا نشده است و حتی با سیستم، رابطه ای بسیار قوی دارد. هنجارهای جامعه هم از بین نرفته است و هنوز دارای مشروعیت هستند، منتها خطری جامعه را تهدید می کند و برای رفع خطر ایثار لازم می شود. ایثار ایجاب می کند که فرد به خاطر حفظ سیستم، خودش را به کشتن دهد و خودکشی عمل آگاهانه ای است که فرد با دانستن نتیجه آن برای حفظ سیستم به آن روی می آورد. مثل آن زندانی که می داند اعتصاب غذایش منجر به مرگ می شود و یا آن سربازی که با نارنجک به زیر تانک دشمن می رود ویا عملیاتی که بسیجیان ما در جنگ انجام دادند و گروهی برای باز کردن میادین مین پا به روی آنها می گذاشتند و یا روی آنها می غلتیدند. این خودکشی ناشی از ضعف فرد، و یا ضعف سیستم نیست، بلکه دفاعی است از ارزش های مورد قبول، و تعالی بخشیدن به ارزشی است که افراد برای هدفشان و برای سیستم ذاتاً قایل هستند. پس این نوع خودکشی نه تنها مذموم نیست، بلکه تقدیس هم می شود. ولی از جهتی هم می تواند آسیب محسوب شود و آن اینکه فرد را در جریان تقسیم کار جدا می کند و هر عاملی که فراد را از جریان تقسیم کار جدا کند، آسیب محسوب می شود. از جهتی هم به انسجام جامعه یاری می رساند و به تحکیم نیازهای جمعی و ثبات جامعه قوام می بخشد، لذا بدبیاری هم محسوب نمی گردد.
گرچه با شهادت بهترین افراد جامعه کشته می شوند و اینکه این افراد می توانستند برای جامعه موثر و مفید باشند و نظام اجتماعی می توانست از خدمات آنان بهره گیرد. این قسمت عنوان آسیب برای جامعه و سیستم است. اما از سویی دیگر با مرگشان حیات و طراوت تازه ای برای تداوم و ثبات جامعه می بخشد و در جهت دفاع از ارزش ها جان خویش را فدا می کنند.
2. عزت نفس بخشیدن به افراد جامعه: برای مردمی که سرزمین شان مورد تطاول، تجاوز و تحقیر قرار گرفته است، عامل تجاوز و تحقیر نیز هیچ یک از معیارهای انسانی، اخلاقی و دینی را مراعات نمی کند. تنها سلاح مبارزه در دست اهل جبهه حق شهادت است. به عبارت دیگر، شهادت در مراحلی از تاریخ تامین کننده عزت برای یک ملت است.
3. ایجاد هویت و هدف مشترک در میان افراد یک جامعه: شهادت، گام برداشتن در راه خدا و مرگ داوطلبانه در مواقع لزوم، هویت و هدفی مشترک را برای افراد جامعه ایجاد می نماید و می تواند الگو و راهکار عملی برای نسل ها و ملل تحت ظلم و جور باشد.
4. عامل همبستگی اجتماعی: جانبازی و شهادت در راه آرمان های یک جامعه باعث به وجود آمدن فرهنگ و شعایر می شود. موجب همبستگی یک ملت و یا یک جامعه می شود. در فرهنگ شیعه، عاشورا، عزاداری، نوحه خوانی، حسین، زینب، کربلا و .. مفاهیمی هستند که موجب همبستگی شیعیان در طول تاریخ حیاتشان به شمار می رود و انگیزه قوی جهت همدلی، اتحاد و اتفاق در تاریخ مبارزات شیعه شده است و فرهنگ شهادت یکی از عوامل مهم همبستگی اجتماعی محسوب می شود.
5. ایجاد روحیه ظلم ستیزی: ایجاد روحیه ظلم ستیزی و عدالت طلبی در جامعه و احساس خطر از سوی صاحبان سلطه و ظالمان عدالت و قسط تا زمانی که مشعل شهادت در جامعه فروزان است.
6. عامل استقلال و حفظ تمامیت ارضی کشور در مقابل اجانب و بیگانگان.
7. عامل ایجاد شور و نشاط و تحرک برای ملتی که به خمودی کشیده شده است.
پویش های مختلف فرهنگی
فرهنگ پذیری (Acculturation): کودک آدمی از بدو تولد با جنبه های گوناگون فرهنگ از جمله رفتار، اعمال، اعتقادات، ابزار و وسایل و ... در اطراف و محیط زندگی خود آشنا می شود. بخشی از این یادگیری و پذیرش، سطحی و صوری و ظاهری است و بخشی دیگر به شکل ژرف و عمیق و پیچیده درونی می شود. قسمت نخست را جامعه پذیری و قسمت دوم را فرهنگ پذیری می گویند. در حقیقت فرهنگ پذیری جریانی است که فرد تمام زمینه های فرهنگی را می شناسد و به طور ژرف و عمیق می پذیرد و خود را با آن سازگار می سازد.
فرهنگ پذیری در دوران کودکی یک سویه و یک طرفه است و کودک آدمی چون نهال نو رسیده ای آمادگی هر گونه انعطاف و یادگیری در مقابل فرهنگ را دارد. اما در دوران بزرگسالی که شخصیت فرد تکوین یافته تر و پخته تر است می تواند در مقابل فرهنگ پیرامونی یا فرهنگی که به او تحمیل می شود واکنش نشان دهد. در حقیقت فرهنگ پذیری در بزرگسالی دو سویه است؛ یعنی هم فرهنگ بر فرد تاثیر می گذارد و هم فرد می تواند در دگرگونی فرهنگ جامعه و تاثیر بر آن نقش موثری را بازی کند. همچنین هر چقدر شخصیت فرد پخته تر و کامل تر باشد، تأثیرش متفاوت است. به عنوان مثال، یک رهبر سیاسی ـ اجتماعی به مراتب بیشتر از یک فرد عادی بر روی فرهنگ پیرامونی اثر می گذارد. به باور جامعه شناسان، مهاجرت جمعی از سرزمینی به سرزمین دیگر، هجوم اقوام و ملل مهاجم به یک کشور یا سرزمین و پدیده استعمار در دنیای نوین از جمله فرهنگ پذیری دو سویه است.
فرهنگ یابی (Encucturation): فرهنگ یابی عبارت است از اشکال تعلیم و تربیت و تجارب و یادگیری که انسان را از حیوانات دیگر مشخص می کند و به فرد امکان می دهد که از نخستین روزهای کودکی تا واپسین مراحل زندگی، آگاهانه یا ناخودآگاهانه فرهنگ جامعه اش را در روندی مداوم قرار گیرد. روان شناسان اجتماعی در مطالعه شخصیت فراد و ارتباط آن با جامعه و فرهنگ به تحلیل مراحل و ویژگی های فرهنگ یابی پرداخته و بدین وسیله بین فرهنگ به عنوان امری مستقل و فرهنگ به تحلیل مراحل و ویژگی های فرهنگ یابی پرداخته و بدین وسیله بین فرهنگ به عنوان امری مستقل و فرهنگ به مفهوم نتیجه رضای افراد (افرادی که به وسیله آنها فرهنگ به ظهور می رسد) پیوند برقرار می کنند. روند مداوم فرهنگ یابی در تمام دوران زندگی افراد انسانی امری الزامی و ضروری است و بدون آن آدمی نمی تواند فردی را عضو یک جامعه به حساب آورد. فرهنگ یابی در سال های اول زندگی (دوران کودک) شامل مسایل ضروری نظیر خوردن، خوابیدن، حرف زدن و امثال آن است؛ مسایلی که نمونه شخصیت و زمینه خصوصیات افراد بالغ را شکل می بخشد. در اشخاص بالغ و عاقل، فرهنگ یابی براساس شغل و نقش و بینش افراد به آسانی پذیرفته یا رد می شود و ممکن است با تغییر یا انطباق همراه باشد. ولی فرهنگ یابی در مجموع یعنی فراگیری های دوران کودکی و بلوغ و پیری شامل رفتارها و اعمال و تجربه های مورد قبول جامعه است و به ندرت ممکن است اندیشه ها و سیستم های ارزشی اعمال فرد مغایر با اعمال و اندیشه ها و ارزش های دیگر اعضای جامعه اش باشد. با وجودی که معمولاً شخصیت و خصوصیات شخصی است که افراد یک جامعه و حتی یک خانواده را از یکدیگر متمایز می سازد، ولی این تمایز افراد یک جامعه در مقام مقایسه دو فرد از دو جامعه متفاوت (دو جامعه که دارای دو فرهنگ مختلف هستند) محسوس نیست.
تغییرات فرهنگی: فرهنگ دایماً در حال تغییر است. همانطور که در صفحات گذشته ذکر گردید، فرهنگ در عین حال که ثابت به نظر می رسد، اما تغییرات مداوم و بطئی در آن به وقوع می پیوندد و تنها جوامع منسوخ و باستانی هستند که ثابت بوده و تغییر نمی یابند. اما در عین حال ممکن است عواملی موجب تغییرات سریع در جامعه گردد. به این ترتیب می توان تغییرات فرهنگی را به دو قسمت تقسیم نمود:
1. تغییرات بطئی، 2. تغییرات سریع. عوامل عمده تغییرات سریع فرهنگی از دیدگاه جامعه شناسان به این صورت معرفی شده است:
1. افزایش یا کاهش جمعیت بر اثر عوامل طبیعی چون سیل، طوفان و جنگ
2. تغییر محیط جغرافیایی و مهاجرت دسته جمعی به سرزمین های جدید
3. بر سرکار آمدن یا برکنار شدن یک رهبر سیاسی
علاوه بر عوامل فوق، روان شناسان اجتماعی نیز عواملی چون نوجویی و نوآوری، پذیرش اجتماعی، طرح انتخابی و تلفیق و انطباق را از جمله عوامل تغییر اجتماعی می دانند.
هویت فرهنگی: هر گروه در اجتماع دارای تاریخ، ضوابط خویشاوندی، شیوه اقتصادی، مقررات، مناسک اعتقادی، زبان، ادبیات و هنر مختص به خود است. این خصوصیات که فرهنگ یک جامعه را از جوامع دیگر متمایز می سازد، معرف شناسنامه فرهنگی آن جامعه است. به عبارت دیگر، گذشته های تاریخی، حماسه های آبا و اجدادی، سرزمین نیاکان، زبان مادری، باورها، سنت های طایفه ای، مفاخر ملی، اسوه های دینی، عصبیت های قومی، هنر و ادبیات موروثی «هویت فرهنگی» جامعه را تشکیل می دهد.
فرهنگ شهادت و پویش های فرهنگی
فرهنگ شهادت و فرهنگ پذیری: همانطور که ذکر آن رفت، آشنایی سطحی با جنبه های گوناگون فرهنگ «جامعه پذیری» و آموزش عمیق و ژرف آن را «فرهنگ پذیری» می گویند.
حال اگر سیره و راه و روش شهیدان راه حق که مملو از نوع دوستی، عدالت، ظلم ستیزی، بیان حق، ساده زیستی و مانند آن است در جامعه به شکلی تعریف، تشریح و ترویج گردد که هدف آن تداوم و ماندگاری باشد، باید از شیوه و الگوهای فرهنگ پذیری سود جست وگرنه توفیق چندانی حاصل نمی شود. به عنوان مثال، ممکن است در طول دوران جنگ به دلیل درگیر بودن همه اقشار، اکثریت جامعهبا مساله جنگ و شهیدان آشنا شده باشند، اما ممکن است در سطح جامعه پذیری باشد و سریعاً از بین برود. اما وظیفه مسوولان و ادامه دهندگان راه شهیدان این است که پس از جنگ یاد و نام و راه و روش شهیدان را به شکل فرهنگ پذیری در جامعه شکل بخشند.
فرهنگ شهادت و پدیده فرهنگ یابی: فرهنگ یابی پدیده ای است تدریجی، یعنی از بدو تولد کودک با یادگیری او از مسایل ساده تا دوران بلوغ، جوانی و پیروی ادامه می یابد. هر چقدر کودک از دوران کودکی فاصله می گیرد پدیده فرهنگ یابی، پیچیده تر می گردد. از سوی دیگر، کودک در مقابل فرهنگ پیرامون، واکنش کمتری نشان داده و یا به قولی دیگر هر آنچه که یاد داده شود و یا ببیند و بشنود، می پذیرد. اما فرد بالغ در مقابل فرهنگ یابی واکنش نشان می دهد. فرهنگ شهادت را نیز باید با شناخت اقتضای فضای زندگی، فکری و سنی کودک و بزرگسال به تشریح و ترویج آن پرداخت و بدون شناخت چنین پدیده ای بی تفاوتی نسبت به فرهنگ و یا شک در آموزه های فرهنگی از جمله فرهنگ شهادت در بزرگسالی به وجود می آید. لذا نوع آثار، کتب، فیلم، نمایش و ... باید با توجه به مسایل فوق تنظیم و معرفی گردد و در غیر این صورت تاثیر آنچنانی نخواهد داشت.
فرهنگ شهادت و تغییرات اجتماعی: در سطور گذشته گفته شد که فرهنگ دایماً در حال تغییر است. اما گاهی اوقات حوادثی مثل جنگ، مهاجرت جمعی، انقلاب، کودتا و ... باعث تغییرات سریع در فرهنگ جامعه می شود. اما سوال اساسی که در اینجا مطرح می شود این است: حال که جامعه در حال تغییر دایمی به شکل بطئی بوده و ممکن است در حالت های خاصی نیز تغییرات وسیعی رخ دهد، چگونه می توان ضمن پذیرش وجود تغییر، فرهنگ شهادت را احیا کرد؟ یعنی در زمان صلح و زمان های مختلف، پدیده فرهنگ شهادت در جامعه ساری و جاری باشد. به نظر می رسد باید با توجه به شرایط و وضعیت جامعه آن بخشی از فرهنگ شهادت بیشتر ترویج و تقویت شود ک با شرایط اجتماع سازگار و هماهنگ است. عملکرد امامان شیعه در طول تاریخ بنا به اقتضای موقعیت زمان خویش می تواند الگوی مناسبی برای همه نسل ها باشد.
فرهنگ شهادت و هویت فرهنگی: فرهنگ یک کلیت است که هویت یک جامعه را تشکیل می دهد. حال اگر بخشی از این فرهنگ در تضاد با بخش هیا دیگر باشد، منجر به اصطکاک و نابودی شده و یا حداقل کم اثر می شود. در بیان و تشریح یک فرهنگ باید تا آنجا که ممکن است با بخش های دیگر فرهنگ تضادی وجود نداشته و هماهنگ باشد. واقعیت این است که ایران به عنوان یک کشور با گذشته تاریخی، مذهب، اقلیت های مذهبی، افکار و اندیشه های گونه گونی دارد که هویت ملی ما را تشکیل می دهد. پدیده فرهنگ شهادت که بخشی از این فرهنگ است باید در هماهنگی و تقویت و احترام دیگر موارد فرهنگ مثل وطن دوستی، احترام به اندیشه ها و ... هماهنگ باشد تا بتواند به بقای خود ادامه داده و تأثیر روزافزون بر جامعه داشته باشد. در حقیقت هویت فرهنگی یک جامعه از بخش های گوناگونی تشکیل می شود. مثل تاریخ، ارزش ها، مفاخر ملی و دینی و ... که فرهنگ شهادت باید با هماهنگی با بخش های دیگر در جهت تداوم، قوام و پویایی جامعه حرکت کند.
خلاصه و نتیجه گیری:
شهادت، اوج ایثار افراد یک جامعه و یکی از پدیده های معنوی بوده و ریشه در عرفان دارد. به عبارت دیگر، شهادت یکی از ابعاد رمزآ لود انسانی است که بسیاری سالکان راه حق حسرت آن را می کشند. اما این مانع از آن نمی شود که یک پدیده معنوی را در چارچوب دانش بشری مورد بحث قرار ندهیم. ما نیز در این مقاله سعی کرده ای در حد مقدماتی، مبحث فرهنگ شهادت را در قالب های تعاریف و ابعاد فهرنگ از دیدگاه های اجتماعی گنجانده و مورد بحث و بررسی قرار دهیم.
مقاله حاضر مدعی نیست که توانسته است همه این ابعاد را کاملاً موشکافی نموده و تمامی وجود موضوع را مورد بحث و بررسی قرار دهد. اما می تواند مقدمه ای بر چنین مباحثی باشد تا در آینده به تحقیقات کامل تری منجر شود.
در این مقاله سعی کرده ایم تا مباحث و تعاریف «فرهنگ» و «فرهنگ شهادت» را طرح نموده و یک تعریف از فرهنگ شهادت با توجه به آموزه های علوم اجتماعی ارایه دهیم. آنگاه ابعاد مادی هر دو مقوله را از هم تمیز داده و اینکه همانطور که فرهنگ دارای ابعاد مادی و معنوی است، شهادت نیز دارای آثار و ابعاد مادی و معنوی می باشد.
فرهنگ دارای ویژگی هایی است و اگرچه نه دقیق، بلکه تا حدودی در شهادت نیز چنین ویژگیهایی را می توان یافت. اینکه فرهنگ شهادت نیز مانند فرهنگ، عام ولی خاص، متغیر ولی ثابت و اجباری در عین حال اختیاری است. در ادامه سعی کرده ایم نشان دهیم همانطور که فرهنگ دارای کارکرد در جامعه است، فرهنگ شهادت نیز در جامعه کارکردهایی همچون حفظ ارزش های جامعه، عزت نفس بخشیدن به افراد جامعه، ایجاد هویت و هدف مشترک، عامل همبستگی اجتماعی، عامل استقلال و حفظ تمامیت ارضی کشور در مقابل بیگانگان و ایجاد شور و نشاط و تحرک در یک ملت خمود، دارا می باشد.
مبحث نهایی مقاله نیز به پویش های فرهنگ و فرهنگ شهادت اشاره دارد و هر دو مفهوم دارای پویش هایی چون فرهنگ پذیری، فرهنگ یابی و تغییرات اجتماعی می باشند.
در انتها مجدداً یادآوری و تأکید می نمایم، مباحث طرح در این مقاله صرفاً در حد طرح مسأله می باشد و امکان انتقاد، نقد و بررسی وجود دارد. هدف نیز همین بوده است تا ذهن ها را به چالش وا دارد که فرهنگ شهادت تا چه حد با فرهنگ مطرح در علوم اجتمایع تشابه و تفاوت دارد.


دسته ها : مقالات
1389/6/28
X