دسته
پیوندها
آرشیو
آمار وبلاگ
تعداد بازدید : 153070
تعداد نوشته ها : 1307
تعداد نظرات : 7
Rss
طراح قالب
موسسه تبیان

یکی ازمشکلاتی که به صورت اساسی درپیش پای محققان وپژوهشگران موضوع رمان ادبیات
پایداری درایران وجهان وجود دارد آن است که ازابتدای پیدایش رمان تاکنون متاسفانه شاهدانتشار
رمان جنگ با هویت دینی نبوده ایم.اما درهرحال کمترکسی پیدا می شود که ادعا کند تاکنون شاهد رمانی دینی بوده است.
همچنین است عدم پیدایش ویاخلق آثاری درزمینۀ رمان ادبیات پایداری درایران که این هم شاید به موضوع تازه سال وجوان بودن رمان در ایران برگردد اما درهر حال ما دردوران معاصروبه خصوص درزمان جنگ تحمیلی عراق علیه ایران شاهد رمان جنگ نبوده ایم.
وقتی که می گوییم شاهد رمان جنگ نبوده ایم به معنای آن نیست که هیج رمانی درمورد موضوع جنگ هشت ساله نوشته نشده است زیرا مثلاً رمان زمین سوخته نوشتۀ احمد محمود نقض این سخن است بلکه مرادما ازاین سخن آن است که هیچ رمانی جنگی با هویت دینی که درخور انقلاب اسلامی باشد نوشته نشده ویا شاید شده وما ندیده ایم.
حال دشواری کاراین جاست،وقتی رمان ادبیات پایداری با باورهای معنوی نداریم چگونه می خواهیم دربارۀ آن چیزی بگوییم؟مکرنه این است که مثلاً دستورزبان بعد از خلق زبان ایجاد شد ویا علم عروض وقافیه بعداز سرودن اشعارشاعران پای به عرصۀ ادبیات نهاد؟پس چگونه می توان مقررات وقوانینی وضع کرد آن هم دربارۀ موضوعی که مورد ندارد؟
پس ای یکی ازدشواریهای اساسی است که هرمنتقدی درگام اول با آن روبروست.اما دشواری عظیم تر آن است که اصولاً درجهان،ماشاهد رمان جنگ با هویت دینی نبوده ایم سها است.اصولاً بعداز رمان عظیم ومانای جنگ وصلح اثرتولستوی تاکنون هیچ رمان جنگی شاهد نبوده ایم که به اندازۀ این رمان برجهان ادبیات اثرگذاشته وماندگارباشد.
با این همه،پرداختن به جایگاه ونحوۀ پرداخت باورهای معنوی در رمان جنگ درایران تنها وتنها می تواند با استناد به برخی منابع پراکنده دراین زمینه وعلاوه برآن با استناد به استنباطهای حاصل ازآنها صورت تحقق به خود بپذیرد.

بحث
بهترین رمان ادبیات پایداری
بزرگترین اثرادبی قرن اخیر بی گمان رمانی است دربارۀ جنگ که نه حوادث آن مربوط به این قرن است ونه نویسنده اش آن را درقرن کنونی به رشته تحریردرآورده است.به نظربیشترصاحب نظران،بزرگترین اثرادبی قرن کنونی رمان عظیم جنگ وصلح اثرنیکولاویچ تولستوییکی از مشاهیرنیمه دوم قرن نوزدهم ویکی ازبزرگترین نویسندگان جهان است که درسال 1876میلادی منتشر شد.ازآن روزی که این کتاب درجهان پدیدارشده میلیون ها نفرازمردم جهان آن راخوانده وبازهم خواهند خواند.
تولستوی نوشتن کتاب را در اواخرسال1863آغازکرد.او در راه خلق این اثرفوق العاده گرانبها به قول خودش پنج سال تمام رنج برده است.تولستوی،این کتاب را هفت باردوباره نویسی کرده ودرواقع با700نفرازقهرمانان اثرش زندگی کرده وپا به پای آنان درجنگ وطنی1807علیه ناپلئون بناپارت جنگیده است.
هرچندشکوهمند دلاوری وپایداری شگرف روس ها دربرابرهجوم سیل آسای ناپلئون بناپارت امپراتورجنگجوی فرانسه،یکی ازجذابیتهای قابل قبول درمطالعه این کتاب برای خوانندگان است اما آنچه که سبب می شود این رمان عظیم،واقعی جلوه کند وحوادث آن کاملاً قابل قبول باشد؛دقت نظراحاطه ای است که تولستوی درپرداخت صحنه های نبرد رعایت کرده است.
شرکت مستقیم تولستوی درجنگهای قفقازوکریمه،مضامین داستانها وحوادث جنگی رابرایوی فراهم ساخت.تاثرات خاطراودرقفقازدرداستاهن های حمله وغرس جنگ بازتاب یافته است.تولستوی اولین رمان نویسی است که جنگ رابا قیافه واقعی به نمایش گذارده است.
اما آیا واقعاً آنچه که این رمان عظیم را ماندنی وخواندنی کرده است؛تنها همین ویژگی هایی است که برشمردیم؟یا انکه این عصر اصلی همچون خورشیدی تابان درسراسررمان جلوه گری می کند وآن همانا باورهای معنوی نویسنده درخلق این اثرگرانبهاست.درمقدمه این کتاب عظیم آمده است.
تولستوی هنگام تفسیرنیروهای محرکه که جنبشهای بشری رابه وجود می آورند معتقداست که روش حوادث جهان بالا،یعنی درآسمان تعیین می شود وبه وسیلۀ تقدیرکه زمانی این خلقت جهانی رابه کارانداخته است رهبری می شود.
تولستوی دراین اثرومخصوصاً اثاری که بعد ازرمان جنگ وصلح به رشته تحریردرآورد چون شرگشته ای درجستجوی ایمان بود تا از آن طریق به معنای راستین زندگی راه یابد.اودرجستجوی ایمان بود تا به زندگی معنا بخشد.
اما مشکل بزرگ تولستوی درباورهای معنوی اش آن بود که به جستجوی درک نوینی ازایمان مسیحی برآمده بود او ایمان مسیحی اش رابرپایۀ محبت قرارداده بود که با ایمان مسیحی درشکل کلیسای اش اختلاف داشت.
تولستوی به این لحاظ که دردنیای حاکمیت تکنو کراتیسم وماتریالیسم پی به تقدیر محتوم آن برده وعلم طغیان علیه آن برافراشته؛متفکری ارزشمند است وشاید یکی از دلایل ماندگاری این رمان عظیم همچنان که اشاره شد همین پرداختن به مسائل اخلاقی وباورهای دینی ومسیحی می باشد که به اختیاربدان پرداختیم.اما متاسفانه این رمان ادبیات پایداری،یک رمان دینی نیست بلکه رمانی است که یک آدم مذهبی ومعتقد به دین آن هم دین مسیح ونه اسلام نوشته است.

دین باوریهای معنوی:
این که می گویین دین ورمان دینی،مراد ما ازدین،سازمان یا مجموعۀ تعلیمات وقوانینی نیست که امورروحانی وغیرروحانی انسان رادرجهان با تکیه مصرح وغیرمصرح به عنایتی که جهان دیگرباشد،تمشیت می کند،تبعاً این امورجزو دین اند اما دراینجا مراد ما ازدین،آن حال درونی است که درمورد با آن چه رودلف اتو می نامد،برفرد مرور می کند.جایی که چنین حالی نیست،دین هم نیست.
"آرامش دوستدار"درکتاب ملاحظات فلسفی دردین- علم- تفکربخوبی تفاوت امرقدسی وامرغیر
قدسی رابررسی می کند که ما تنها خلاصه ای از آن چه را که ایشان برشمرده اند؛یادآور می شویم.
هرفرد دینی،درزیست دینی اش خود رابا قدسی مواجه می بیند،درمواجهۀ درونی با قدسی،زیستی به انسان دست می دهد که مقدم دینیت دین است.
تعبیرگوستارومنشینگ ازماهیت دین،جالب وقابل توجه است.او می گوید دین عبارت است از مواجهۀ درونی با واقعیت انسانی با واقعیت قدسی وواکنش های انسانی که دراین مواجهه به نحوه ای از حیت وجودی ازجانب قدسی متعین می گردد.
این تعبیر،دوعنصراساسی رانشان می دهد که اتی همه ادیان است.یکی مواجهۀ انسانی با قدسی ودیگری واکنش انسان براثرمواجهه است.
انسان دینی آن کسی است که وجود درونی اش راقدسی متعین می سازد ونتیجه واکنش دراوبرمی انگیزد که پاسخ این انسان به قدسی است.
سیدحسین نصر،درمقالۀ هنرقدسی درفرهنگ ایران نیزاشاره جالبی دارد که آن راذکرمی کنیم.امرقدسی،حاکی ازتجلی عوالم برتردرساحتهای نفسانی ومادی هستی است منشاء صدورحکم قدسی عالم روحانی است که فوق ساحت روانی یا عالم نفس قراردارد وهرگز نباید با آن اشتباه شود.چنانکه درمعارف اسلامی،اولی با روح مرتبط است ودومی با نفس،ازدیگرسوآنچه انسان راباعالم روحانی نزول یافته می تواند محمل سعود به آن قرارگیرد.بنابراین،امرقدسی که ازتجلی اعجازگونه امرروحانی درمادی وآسمان درزمین حکایت می کند؛طنین قریبی است که انسان خاکی رابه منشاء الهی خویش متذکرمی شود.
رمان نویسی می تواند ازمعجزه الهی بهره ها بگیرد.یکی از معجزات الهی،قرآن کریم است.می دانیم که بخش اعظم قران راقصص آن تشکیل می دهد.قصه هایی که برای عبرتهای انسان ذکرشده است تاپاسخی باشد برای سوالاتشان.
استادمحمدباقرمحقق،پس از مطالعه پیش نویسی این مقاله،یادآوری کرد که قصه های قرآن دارای سه خصوصیت اند:
1- قصه های قرآن،قصه های واقعی هستند.تمام قصه ها درعالم واقع اتفاق افتاده اند پس ساختگی ودروغ نیستند.یعنی آن چیزی که ادوارمورگان فوستردرجنبه های رمان درمورد خصوصیات رمان یادآورمی شود.
2- قصه های قرآنی،به بهترین زبان،بهترین کلام وتوام با فصاحت وبلاغت از دیدگاه ادبی که حتی با معجزه همراه است ذکرمی شود مثلاً قصۀ حضرت موسی درچند سوره بیان های مختلف وزیبا طرح می شود که درحال شنونده نه احساس خستگی می کند ونه دوراز ذهنش جلوه می کند.این است که قصه ها را می پذیرد ولذت می برد.
3- قصه های قرآن نتیجۀ معنوی اخلاقی دارند که می توانند مورد عبرت شنونده واقع شوند.به نظرمی رسد چنین ظرفیتها وتواناییهایی اگردررمان ادبیات پایداری توسط رمان نویس به کاربسته شود بسیارمفید خواهد بود.

تفاوت مضمون رمان دینی ورمان غیردینی
الف) یکی از دشواریهای بزرگ نویسندگان دینی درنوشتن رمان،سبک وساختارآن است که به عنوان سبکی کاملا بشری وبه دورازمذهب معرفی شده اند.
می دانیم که زبان رمان نویس دینی،زبان اشارات است وبرخلاف گفته"انوره دوبالزاک"رمان نویس فرانسوی که معتقد است نتها شرح جزییات می تواند به آثاری که بالاجبارحتی رمان خوانده می شود ارزش لازم رابدهد.حکایت گرورمان نویس دینی به دلیل حفظ حرمت انسان ازنفوذدرعمق زوایای پنهان زندگی شخصیتهای رمانش می پرهیزد.
درحالی که "ر.م.البرس"دراثرمعروفش تاریخ رمان امروزتاکید می کند:
"تاریخ رمان امروز تاریخ افشاگری است ومخفی ترین ضربانهای ضمیرفردی یا اجتماعی راهنرهای دیگرحتی هنرهای تجسمی درقلب نمادی یا تزیینی،تعالی می بخشند.اما رمان عیناً مانند مینیاتور،هنرپرداختن به جزئیات است. ازهمان آغازکه سرگذشتی عادی پرزرق وبرق ویا ساده بوده است پیوسته درجهت عناصرتشکیل دهنده غنی ترودرعین حال خصوصی تر ودرونی ترتحول یافته است.
درحالی که رمان نویسان دینی مسلمان می خواهند اسرارنگاه دارند.او نمی تواند رمان ادبیات پایداری بنویسد زیرا باید دربارۀ معجزه ها وکراماتی که رزمندگان مسلمان دیده ولمس کرده اند افشاگری کند اما این افشاگری کاردستش خواهد داد ومی داند که به قول حافظ:
هرکه شد محرم دل درحرم یاربماند وآن که این کارندانست درانکار ماند
اما اگرکسی همچون حسین ابن منصورحلاج اسرار را هویدا کرد چه خواهد شد؟
گفت آن یارکزو گشت سردار بلند جرمش این بود که اسرار هویدا می کرد
چون حسین منصور رحمه الله رابردرخت کردند، شبلی گفت:من به سرگوراو رفتم و همه شب نمازمی کردم.چون سحرگاه بود،مناجات کردم وگفتم الهی این بنده ای بوده مومن وعارف وموحد،می یابد که بداند،این بلا چرا براوگماشتی؟
گفت:خواب برمن غلبه کرد.چنان دیدم که قیامت هستی وازحق مرا فرمان آیدی که یا ابابکر:
"اکرمناه بسرنا فابده بغیرفانزلنا به ماتری"
اول او را به سرخود راه دادیم با دیگران درمیان نهاد،این بلا براوگماشتیم که می بینی.
آن که سرخلق رابرخلق نگاه ندارد خلق با او صحبت نکنند،آن کس که سرخلق رانگاه ندارد صحبت حق راکی شاید؟
این مشکلی است که رمان نویسی دینی،درعین توانایی وداشتن مضامین بسیارزیبا،درزمینۀ معجزات وکرامات نمی تواند آنها رابنویسد وافشا کند.
ب) انسان رمان غربی،انسانی است گرفتار درفلسفه نیهیلیسم ویا روانشناسی تجربی و جامعه شناسی بی هدف ،رمان نویس غرب،این انسان گرفتارآمده درراه وقفس را رها نمی کنند بلکه قفس او راجا بجا می کنند انسان رمان غرب به قول (ملک الشعرای بهار)هردم آوازی می دهد:
من نگویم که مرا از قفس آزاد کنید قفسم برده به باغی ودلم شاد کنید
حال آنکه رمان نویس دینی برخلاف رمان نویس غرب،می خواهد قفس رابشکند ومرغ اسیرراآزاد کند.انسان رمان دینی ازلسان حافظ ندا درمی دهد:
چنین قفس نه سزای چو من خوش الحانیست روم به گلشن رضوان که مرغ آن چمنم
ج) دشواری دیگررمان نویس دینی آن است که دراقلیم مذهب،پیوندی میان رمان وفلسفه تاکنون ارائه نشده است.اندیشمندان،حکیمان،فیلسوفان مسلمان درسه چهارقرن اخیر یعنی ازهمان زمانی که رمان متولد شد،به جای استفاده از رمان درجهت عرصۀ اندیشه های فلسفی-مذهبی خود،ازشعرسودبرده اند،درحالی که تحول قصه وتکامل آن نشان داد که قالب رمان که یک قالب سرگرم کننده وخستگی ناپذیرمی باشد برای طرح مسائل پیچیدۀ فلسفی مناسب ودرخورتوجه است.
می دانیم که اولین رمان،یعنی رمان دن کیشوت اثر"سروانتس"(درسال 1605میلادی و984شمسی)نزدیک به چهارصد سال پیش دراسپانیا واروپا منتشرشد وبه سرعت تمامی دنیا درنوردید.
درهمان زمان،یعنی قرن هفدهم،بزرگترین اندیشمندان وفیلسوفان مشرق زمین،آخرین یافته های خود رادرفلسفۀ اسلامی به جهان عرضه می داشتند که بسیاری ازآنان ناشناخته ماندند.زیرا اندیشه های این بزرگ مردان درچارچوب همان بحث وفحصهای حوزه باقی ماند ومتاسفانه آثارآنان نیزبه دلیل عدم استفادۀ مطلوب از سبکهای جدید مانند رمان نویسی مهجوروناشناخته ماند.
یکی ازاین بزرگان،صدرالدین محمدشیرازی معروف به ملاصدرا یا صدرالمتالهین است که درسال937شمسی تولدیافت.درزمان شاه عباس کبیرزندگی کرد وتاسال1008شمسی که وفات یافت آثارعظیمی درزمینۀ فلسفه اسلامی به وجود آورد.
با ملاصدرا،سیرنه قرن حکمت اسلامی به مرحلۀ رشد وپختگی رسید وفلسفۀ استدلالی،ذوقی ووحی دریک نظروسیع وکلی دربارۀ جهان،با هم امتزاج یافت.
صدرالمتالهین،اساس نوینی برای حکمت ریخت مانند وحدت تشکیک واصالت وجود،حرکت جوهریه،اتحادعاقل به معقول،تجرد وخلاقیت نیروی متخیله وبسیاری اصول دیگر،کتاب الاسفار الاربعۀ ملاصدرا،نزدحکمای بعدی درایران بزرگترین شاهکارفلسفۀ اسلامی به شمارآمده است.یکی ازاساتید فلسفه می گوید پیش ازاین که سیرفلسفۀ اسلامی درزمان میرداماد ومیرفندرسکی رابنویسیم متوجه شدیم افرادی بوده اند که هیچ کس آنها را نمی شناخته است.وقتی ما به کتابخانه رفتیم وگشتیم دیدیم ایران خیلی محیط مهمی است،فرهنگ عمیقی دارد واستادان بزرگ دارد.حالا لازم نیست همۀ ایشان تابع ملاصدرا باشند اما استادان بزرگی بوده اند تقریبا پنجاه،شصت نفراستاد ومدرس بی نظیروکم نظیرپیدا کردیم که دراردستان،بحرین،هند و... شاگرد داشته اند.
ازجملۀ برآمدگان ازمکتب ملاصدرا،می توان از حکیم عارف حاج ملاهادی سبزواری نام برد.سبزواری به ملاصدرا بسیاراعتقاد داشت وپیرومکتب او بود.ملاهادی 202سال قبل درسال 1170شمسی متولدشد وچندی پیش نیزدویستمین سالگردتولدش راپاس داشتند.این حکیم عارف که دریافته بود برای عرصۀ اندیشه هایش تنها بحث وفحصهای فلسفی کافی نیست،دیوان خود را که حدوداً شامل1744بین بود سرود اما ازآن جا که عصرماعصررمان وقصه است به این ابیات پرمغزچندان عنایتی نشد وعموم ازآن استقبال شایانی به عمل نیاوردند.لذا می بینیم که درطول دوقرنی که از نگارش این اثرزیبای هنری وفلسفی می گذرد فقط یک باراین اثربه چاپ رسیده است؛آن هم درتیراژی محدود وچاپی بسیارنامناسب وقدیمی.
رمان درعصرملاصدرا متولد می شود اما از فلسفه ملاصدرا بی بهره است ومی بینیم که چنان با پندارزدایی آغازمی شود نه با حقیقت گرایی.گئورک لورچ،فیلسوف معاصرمی گوید:"رمان پندازدایی،نوعی رمان است که درآن اندیشۀ نادرست اشخاص که دربارۀ جهان نشان داده می شود"؛اندیشه هایی که به طورضروری شکل گرفته اند که چگونه دربرخورد با نیروی ویرانگرزندگی سرمایه داری الزاماً درهم می شکنند.البته زدودن پندارها دررمان مدرن نخستین باردرآثاربالزیک پدیدارنگشته است.نخستین رمان بزرگ دن کیشوک نیز،سرگذشت"پندارهای بربادرفته است".
د) رمان دینی،رمان عرضۀ مفاهیم اساسی وماندگاردرحیات انسان است.اخلاق واصول پایداردرآن نمی تواند فارغ ازاندیشۀ مذهبی باشد.باید ونبایدهای اخلاقی،حفظ حرمت ورعایت احکام شرعی ازجمله محدودیتهای است همچون محدودیت وزن وقافیه درشعرکه می تواند رمان نویسی مذهبی رابه خلق زیباییهای درخوربشرکه بعنوان خلیفه الله برزمین حکم رانی می کند وادارد.اما لاجرم محدودیتهای مانند حجاب قطعاً این اجازه را نمی دهد که چون رمان نویسان غرب دوربین ذهن خویش رابه نهانی ترین صحنه های زندگی خصوصی افراد ببرند.
ه) اگرمحدودیتهای زیبای اخلاقی ممکن است عرصۀ جولان شخصیتهای رمان را اندکی محدود کند درعوض مفاهیم والای مذهبی همچون ایمان واعتقاد به خدای یگانه،معاد،توحید ونبوت،به عنوان اصول اعتقادی که هنرمند رمان نویس را یاری می کند تا به دنیای زیبای ایمان پای بگذارد وشخصیتهایش را دراین دنیای گسترده وخدایی بارور وپوینده کند خودیکی از مزایای رمان دینی است وپرداختن به مفاهیمی مانند جهاد وشهادت نیز درهمین مقوله قابل بحث وبررسی است.
و) پرداختن به برخی مفاهیم نیاز به مهارت زیاد در رمان نویسی دارد. شکی نیست عزیزانی که دردفاع مقدس وجنگ علیه متجاوزان یعنی در جبهه ها حضور داشته یاخود به عینه شاهد معجزات و کراماتی بوده اند ویا از افراد صدیق وقابل اعتماد مواردی را شنیده اند بازتاب این همه معجزه وکرامت نیاز به خلق اسلوبها وتکنیکهای خاصی دارد که خواننده رمان را با باورهای معنوی ومقدس ماآشنا ساخته وبقبولاند. استاد شهید مطهری درباره معجزه می فرمایند: قرآن کریم آثار خالق العاده ای را که پیامبران به اذن خدا برای گواهی صدق گفتار خود ارائه می کرده اند (آیت) یعنی نشانه وعلامت نبوت می خواند ومتکلمان اسلامی ازآن نظر که این علامتها عجز وناتوانی سایر افراد راآشکار می سازد آنها را (معجزه) می نامند.
قرآن کریم، معجزات زیادی برای پیغمبران نقل کرده است. ازمرده زنده کردن وبیمارر لاعلاج را شفا دادن تا در گهواره سخن گفتن وعصا راتبدیل به اژدها کردن واز نهادن وآینده خبر دادن.
دشواری رمان نویس دینی آن است که اوحتی نمی تواند معجزاتی راکه درطول یک روز برای یک رزمنده اتفاق می افتد وحقیقت دارد دررمانش ارائه دهد.این همان مشکلی است که "گابریل کاریسا مارکز"رمان نویس مشهورامریکای لاتین نیزبدان اشاره می کند.درآمریکای لاتین ومنطقۀ کارائیب،هنرمندان نیازچندانی به ابداع یا جعل داستان ندارند،برعکس مشکل آنها درحقیقت همیشه آن بوده است که چگونه واقعیات زندگی را باورپذیرجلوه دهند.وضع ما ازهمان آغاز تاریخ چنین بوده است.درادبیات ما،درحقیقت هیچ نویسنده ای نیست که درآثارش باورناپذیرترودرعین حال واقعی تر ازوقایع نگاریهای جزایرآنتیل باشد.
ز) رمان امروز،تنها به عالم واقعی ومحسوس باوردارد ورویا پردازی نویسنده نیزدرچهارچوب همین عالم خاکی محدود ومحصوراست.
درحالی نویسندۀ رمان دینی با عوالم سه گانه سروکاردارد وهمین امرنیزدردشواریهایی برای درک رمان دینی بوجود خواهد آورد،هرچند گستردگی عجیبی برای خلق رمان درپیش روی رمان نویس قرار می دهد.
برای آنکه بیشترباعوالم سه گانه آشنا شویم ازاستاد علامه سیدمحمدحسین طباطبایی نقل قولی می آوریم.
عوالم سه گونه اند:یکی عالم طبیعت که عبارت است ازعالم دنیا که درآن زندگی می کنیم وموجودات درآن صورتهایی هستند مادی که برطبق نظام حرکت وسکون وتبدیل جریان می یابند.
عالم دوم عالم مثال است که مافوق این عالم قراردارد.به این معنا که وجودش مافوق وجوداین عالم است،نه این که فوق مکانی باشد.درآن عالم نیزصورموجودهست اما بدون ماده که آنچه دراین عالم حادث می شود ازآن عالم نازل می گردد وبازهم آن عالم عود می کند وآن عالم نسبت به این عالم وحوادث آن علیت وسببیت دارد.
عالم سوم عالم عقل است که مافوق عالم مثال است.یعنی وجودش مافوق آن است.درآن عالم نسبت به عالم مثال نیزسمت علیت وسببیت دارد.
نفس آدمی به خاطرتجردش سنخیتی هم با عالم مثال دارد.وقتی انسان به خواب رفت وحواسش دست ازکارکشید طبعاً ارامورطبیعی وخارجی منقطع شده،متوجه به عالم مثال وعقل که خود هم سنخ آنها است می شود ودرنتیجه پاره ای ازحقایق آن عوالم رابه مقداراستعداد وامکان مشاهده می نماید.
ح)رمان نویس دینی اگرمی خواهد رمان امروزی بنویسد باید با شخصیتهای کلاسیک که یا خوبند یا بد خداحافظی کند.
درجنگ وصلح تولستوی نیز می بینیم که تمام قهرمانان وی از مردم ساده،فروتن ومحبوب که کاملاً عاری ازشجاعت ودلاوری تصنعی وریاکارانه اند تشکیل می شود.
پس پرداختن به شروروزشتیهای اشخاص البته باحفظ حدود شرعی می تواند یا ریگررمان نویس دینی باشد.پیش ازاین قصه هایی که نویسندگان ما دربارۀ جنگ وانقلاب می نوشتند اغلب حاوی یک راوی المپی بود که امیدوارم با این توضیحات آنها نیز با راوی المپی بدرود گویند.
ط) کمبود تجربه درزمینه نوشتن وارائه یک رمان جنگی دردوران معاصر،به خوبی تعیین کنندۀ این واقعیت است که هم رمان دینی وهم رمان مدرن نیازبه تجربه اندوزی دارد.درکشورما علی رغم آن که ان را چهارراه تاریخی نام نهاده اند جزآثارحماسی مانند داستانهای شاهنامۀ فردوسی،داراب نامۀ طرسوسی،سمک عیار،اسکندرنامه وگرشاسب نامه اثردرخشان دیگری درزمینه جنگ وپیکارانسانها دیده نمی شود.
داراب نامه طرسوسی درقرن ششم از روایات قدم تدوین شده وحاوی برخی ازروایات مرگ بهمن پسراسفندیار تا پایان سلسلۀ کیانی وظهوراسکندراست.دراین رمان تاریخی حماسی،علاوه برصحنه های پهلوانی،ماجراهای عشقی هم هست.
سمک عیار هم مانند داراب نامه،رمانی حماسی تخیلی است.این رمان درسال585به وسیلۀ فرامرزپسرحداد کاتب تحریر شد وگویا مولف آن صدقه ابن ابوالقاسم شیرازی است درسمک عیارمانند داراب نامه قهرمانان از طبقه ای هستند موسوم به عیاران که اعمال محیرالعقول انجام می دهند.
بعنوان مثال،اگربه کشورژاپن نظری بیفکنیم،می بینیم که آنها بعدازجنگ درزمینه های علمی وصنعتی پیشرفتهای روزافزونی داشته اند اما ادبیات آنها همپای این پیشرفتهای سرسام آوررشد وتحول وتکامل نداشته است.
درژاپن اوایل سالهای دهه پنجاه؛تجارب،خاطرات،حوادث جبهه های جنگ آشفتگی زمان اشغال توجه زیادی ازنویسندگان رابه خودمعطوف ساخت.آخرین ماههای جنگ،فروپاشی ارتش ژاپن وسرنوشت غم انگیزسربازان ژاپنی که دورازوطن درزیردست خصم درانتظارمرگ بودند همه این مسائل مضمون ومحتوای بسیاری ازآثارادبی این سالها را تشکیا می داد.درهمین سالهای بعدازجنگ بود که "کاوا با تایاسوناری"بعنوان یک نویسنده بزرگ راه خود راباز می کند که درسال1948جایزه ادبی نوبل رانصیب خود می سازد.این نویسنده درسال1948نسخۀ تازه ای ازاثرخودراتحت عنوان یوکی گونی به معنای سرزمین برف منتشرکرد وپس ازآن دو تا ازبهترین رمانهای اوبا عناوین زیرمنتشرشد:
1- سمبازور به معنای توده ای ازپرندگان سفید در1951-1949.
2- یا مانواوتو به معنای غرش کوهستان در1954-1949.
همه می دانیم که رمانهای اولین نویسنده ای که حتی جایزۀ ادبی نوبل هم به خود اما درمیان این آثارسرزمین برف دیده نمی شود.ازسوی دیگرادبیات ایران درزمینه جنگ در دوران جنگهای ایران وروس،شاهد یک تحول عمیق اما ناتمام است.درسالهای آغازی وابتدای قرن نوزدهم،جنگ های ایران وروس اتفاق افتاد.دراین اتفاق مهم تاریخی آنچه که مهم است حضورعلمای دین درطول دو دوره ازجنگهای ایران وروس است:
واکنش طبقه روحانی دربرابرتجاوزات ودست اندازیهای روسیه موجب پدید آمدن آثاری شد که اولین جلوه های ضداستکباری درتاریخ معاصرایران رابه همراه داشت.کتابهای جهادیه به عرصه ادبیات این دوره پا گذاشت وعنصرمقاومت دربرابرویورش بیگانگان رابه تن جامعه تزریق کرد.جهادیه ها درپاسخ مثبت اندیشمندان به خواست جامعه بود.بااین حال،این پاسخ به گروه اجتماعی وپرنفوذ روحانی منحصرنگشت.شعرا،نویسندگان ونثرنویسان این رمان به نوبۀ خودازمهمترین حوادثی که درمرزهای شمال غربی ایران روی می داد متاثرمی شدند وآن رادراشعار،نامه ها وگزارشهای خودمنعکس می کردند.این نویسندگان وشعرا که به طورطبیعی وابسته به دربارشاهی بوند با گره زدن شخصیت پادشاه ورخدادهای نظامی،اورا به عنوان یگانه قهرمان صحنه های رزم سیاست معرفی نموده ودرتمجید ومدح وی ازبکارگیری هیچ صفتی دریغ نمی کردند.بدین ترتیب ازناحیۀ این گروه ازنویسندگان نیزادبیاتی پدید آمد که روح وگرایش دیگری داشت.
نداشتن تجربه یا کمبود شدید تجربه درزمینۀ رمان ادبیات پایداری ونه تنها رمان ادبیات پایداری بلکه رمان با هویت دینی،یکی دیگرازدشواریهای نویسندۀ رمان ادبیات پایداری با مضمون دینی است که باید آن را نیز ملحوظ کرد چرا که دراین زمینه،غریبها تجربیاتی مفید دارند.ما شرقیها تجربه اندکی داریم،به خصوص ما ایرانیها که غلی رغم پشتوانه غنی مذهب شیعه وتجربیات گرانبهای جنگهای صدراسلام،کمتربه مقولۀ جنگ از زاویۀ دین نگریسته ایم.هرچند می توان به ویژگیها وخصلتهای دیگررمان دینی ورمان امروز بیشترپرداخت اما مابه همین مقداربسنده می کنیم ومی پردازیم به یک نکتۀ پایانی وان اینکه آیا رمان امروز می تواند رمان دینی باشد؟
تردیدی نیست که بن بستهای فلسفی امروزانسان غربی،اورابه سوی خاستگاههای جدیدی ازمعرفت وایمان خدا می کشاند.رمان امروزغرب،رمان سرگرمی وفلسفه های باطل است،درحالی که رمان دینی اسلام می تواند رمان عبرت وفلسفۀ انسان ساز باشد،فلسفۀ ابریز ارپرسش است وعبرت سرشاراست ازپاسخ.
هرچند هنوزرمان دینی با باورهای ایمانی اسلام میسرنشده است اما شکی نیست که قصه های اسلام ورمان جنگ تحمیلی اگربا رعایت ظرایف ونکات قابل اعتنا نگاشته شود سریعاً جهان رمان را تسخیرخواهد کرد.بشرامروزاز رمان مدرن خسته شده است وطالب افق جدیدی از ادبیات داستانی است.
"رابرسون دیویس"که خود معتقد است مضمون اصلی رمان انسان است ونه دین،با این حال اعتراف می کند که نمی خواهد بگوید"آب رمان ودین به یک جوی نمی رود"رمان نوعی هنرادبی است که دین رابندرت مضمون اصلی وآشکارخود قرار می دهد برخی از کتابها که شبیه رمان اند چنین می کنند ولی بهترازاین است که آنها راآثارارشادی خواند.
آنها اگرچه ازلطف اسلوب یا قوت ترغیب بهره مند باشند اما خاستگاهشان هنری نیست،تبلیغی است.رمان اصیل،حتی درساده ترین گونه های آن،می کوشد که انسان را درجامعه نمایش می دهد.هرآموزشی که محتملاً ملازم آن است،یاهرنتیجه اخلاقی که محتملاً بدان اشارت دارد،درمرنبتی ازاین سائقۀ هنری جای دارد.رمان نویسان یزرگ،چه بسا مضمون هایی اختیار می کنند که واجدمفاهیم ضمنی دینی اند ولی این مفاهیم ضمنی،پوشیده بیان می شوند ودرعمل وتفکرشخصیتهای داستان بروز می یابند نه درپند واندرزمستقیم .برای آنکه درک درستی ازپیوند رمان ودین پیدا کنیم باید پیوسته اثرهنری رابشکافیم وبه مغز بنگریم نباید درانتظار هم رایی تام وتمام رمان با هیچ صورتی ازمذهب رسمی باشیم.
نمی خواهیم بگوییم که آب رمان ودین به یک جوی نمی رود،اگرواژه دین رابه معنای آن بگیریم که مستلزم رعایت دقیق نیروها،قوانین،اندیشه ها وآرمانهایی است که چندان نیروندند که حرمت وایمان را برمی انگیزند،رمان می کوشد نشان دهد که انسان گیج وخطاکار،با پیچیدگی های زندگی روبرو می شود که درمیان آن شاید عناصری باشد که بتوان آنها را الهی خواند.اگرانسان فطرتاً دینی باشد،رمان نمی تواند دین را نادیده بگیرد،گرچه مضمون اصلی آن همچنان انسان خواهد بود.
کاررمان نویس دینی،کاری است سهل وممتنع. او باید از امکاناتی که دین درپیش رویش نهاده حداکثراستفاده را ببرد،محدودیتها را رعایت کند ودرخلق آثارماندگار،اثاری که انسانی است وراه خدا رانزدیک ونزدیکتر می سازد تمام تلاش وکوشش خود را بکارببدد ودریک کلام جهاد کند،جهادی که به اندازۀ پیکارنظامی،در راه حق ارزشمند وپربهاست.

منابع ومآخذ
1. بیژر ژاکلین،ژاک ژاک جودین ادبیات ژاپن،ترجمۀ دکترافضل وثوقی،به استان قدس
رضوی،1369.
2. بهبودی،هدایت الله.ادبیات درجنگهای ایران وروس،حوزۀ هنری،1371.
3. تولستوی،جنگ وصلح،ترجمۀ کاظم انصاری،خرداد1364.
4. تولستوی ،هنری گیفورد.مترجم محمد علی حق شناس.
5. حافظ انجوی شیرازی.
6. دیویس،رابرتسوز.رمان دینی،نشردانش،سال نهم شماره دوم بهمن واسفند1367،ترجمۀ ناصرایرانی.
7. روزنامۀ کیهان،10و24دی1371.
8. روزنامۀ کیهان7،شهریور1370.رمان ذهنی.حسن لطفی.
9. سیری درادبیات غرب،ترجمۀ ابراهیم یونسی.
10. سیری دراثاراستاد شهید مطهری،ستادبزرگ داشت استاد.
11. سیری درآثارشهید مطهری.
12. شکری،عالی.ادبیات مقاومت،گردانیده:دکترمحمدحسین روحانی.
13. شمیسا،سیروس.انواع ادبی،دانشگاه پیام نور.
14. طباطبایی،علامه.ترجمۀ تفسیرالمیزان،ترجمۀ سیدمحمدباقرموسوی همدانی.
15. فلاسفۀ بزرگ.
16. کتاب سخن،انتشارات علمی.
17. کتاب سخن،علمی،زمستان 1366.
18. کیهان فرهنگی،سال دهم،شمارۀ 2،فروردین1372.
19. ماهنامۀ کلک،شمارۀ 39،خرداد1372.
20. مجلۀ ماهانۀ سوره.


دسته ها : مقالات
1389/6/28
X