دسته
پیوندها
آرشیو
آمار وبلاگ
تعداد بازدید : 152874
تعداد نوشته ها : 1307
تعداد نظرات : 7
Rss
طراح قالب
موسسه تبیان

- در این سال، دولت عراق نیمی از تولید ناخالص داخلی سالانه خود؛ یعنی در حدود 14 میلیارد دلار را به خرید تسلیحات و فناوری ساخت سلاح‌های مورد نیاز اختصاص داد.
2- در این سال برتری کامل نظامی ارتش بعثی برقوای ایران برقرار بوده است. استعداد نیروی هوایی آن کشور حدود 600 فروند از انواع هواپیماهای بمب افکن و شکاری شامل انواع هواپیماهای توپولف، انواع میگ‌های جنگنده 21، 23، 25 و هواپیماهای جنگی سوخوی 5 و 22 و جنگنده بمب افکن‌های میراژ F1 و هواپیماهای مخصوص حمل موشک‌های ضد سطحی به نام سوپراِتاندار بود که از فرانسه به همراه خلبان در اختیار گرفته بود. گفته می‌شود در آن زمان، استعداد عملیاتی نیروی هوایی عراق شش برابر نیروی هوایی ایران بوده است.
3- در این سال کمک‌های مالی کشورهای عربی به عراق از جمله عربستان سعودی، امارات، کویت و... همچنان ادامه داشته است و این کشورها از نظر سیاسی، اقتصادی، روانی و تبلیغاتی نیز به شدت از رژیم صدام پشتیبانی می‌کردند. رژیم‌هایی مانند مصر و اردن نیز از نظر سیاسی، تبلیغاتی و کمک‌های نظامی در کنار صدام بودند.
4- در این سال حمایت کشورهای اروپایی از رژیم بعثی در زمینه صدور تسلیحات به این کشور افزایش یافت به گونه‌ای که فرانسه هواپیماهای میراژ 0200-F1، سوپراتاندار و بمب‌های لیزری و موشک‌های ضد کشتی اگزوسه و موشک‌های ضد رادار و نیز بالگردهای سوپر فِرِلون مجهز به موشک‌های اگزوسه برای پرواز بر فراز خلیج‌فارس به منظور ایجاد توانایی در ارتش بعثی برای حمله به پایانه‌های نفتی ایران و نیز نفکش‌ها را در اختیار این رژیم گذاشت. کشور آلمان نیز بر صدور فناوری ساخت سلاح‌های شیمیایی به رژیم صدام افزود. شوروی نیز همچنان تسلیحات پیشرفته خود از جمله انواع هواپیماها، بالگردها، تانک‌ها و نفربرها و موشک‌های زمین به زمین دور برد را در اختیار این رژیم قرار می‌داد. همچنین رژیم صدام توانسته بود از کشور اتریش توپخانه صحرایی با برد بیش از 45 کیلومتر نیز دریافت کند.
5- در این سال ارتش بعثی، تلاش می‌کرد که جنگ را در خلیج‌فارس و از طریق حمله به نفت کش‌ها و بنادر نفتی ایران از جمله جزیره خارک گسترش دهد. از طرفی سعی می‌کرد در جبهه‌های زمینی دارای آرایش دفاعی و نیز سیستم پدافندی قابل اعتمادی باشد و برای وارد کردن فشار روانی بر مردم ایران، به جنگ شهرها در مواقع خاصی ادامه دهد. در این سال ارتش بعثی، توانایی حمله هوایی به شهرهای دورتر ایران را هم پیدا کرد و علاوه بر آن مراکز اقتصادی ایران را مورد حمله هوایی نیز قرار می‌داد.
6- همچنین در این سال استفاده از کمک‌های اطلاعاتی آمریکا برای کنترل تحرکات نظامی ایران به ویژه از طریق هواپیماهای آواکس مستقر در عربستان افزایش یافت و آمریکا کمک‌های اعتباری فراوانی را تحت پوشش کمک‌های کشاورزی در اختیار رژیم صدام حسین قرار داد.

استعداد ارتش بعثی عراق

در هنگام وقوع عملیات والفجر 8 استعداد و توان رزمی کل ارتش بعثی در همه جبهه ها و در سراسر مرزهای ایران و عراق عبارت بود از:
1- 5 لشگر زرهی شامل لشکرهای 3، 6، 10، 12و 17
2- 3 تیپ مستقل زرهی شامل تیپ های 10، 1 و 2 گارد ریاست جمهوری
3- 2 لشگر مکانیزه شامل لشکرهای 1و5 و نیز 3 تیپ مکانیزه مستقل
4- 5 لشگر پیاده سازمانی شامل لشکرهای 2، 4، 7، 8 و 11
5- 70 تیپ مستقل پیاده از نیروهای احتیاط
6- 15 لشگر پیاده که همگی پس از شروع جنگ تحمیلی، سازماندهی شده و شامل لشگرهای 14، 15، 18، 19، 20، 21، 22، 23، 24، 26، 27، 28، 31 و 35 می شدند.
در مجموع ارتش عراق دارای نزدیک به 6000 تانک و نفربر، 120 گردان توپخانه یعنی در حدود 2500 عراده انواع توپخانه صحرایی و توپخانه پدافند هوایی و دارای 550 گردان پیاده بود. ارتش این کشور با قدرت خودروهای ترابری خود در هر زمان قادر به جابجایی 3 لشگر پیاده در هر نقطه جبهه بود و در عرض 24 ساعت می توانست یک تیپ پیاده را از جبهه ای به جبهه دیگر جابجا نماید و ظرف 72 ساعت می توانست یک تیپ زرهی را از دورترین نقطه به جبهه مورد نظر انتقال دهد.
در این زمان ارتش بعثی توانایی بمباران مداوم جبهه های جنگ را در مدت یک ماه و بدون وقفه داشت. در این شرایط و در هر زمان این ارتش قادر بود تا 40 گردان توپخانه را در یک نقطه متمرکز کرده و در مقابل عملیات آفندی یگان های خودی با استعداد 100 گردان، می توانست 300 گردان را از سایر جبهه ها آزاد و در مقابل نیروی تک کننده، آرایش و گسترش دهد.
در آن شرایط از مجموع استعداد فوق 360 گردان پیاده، 68 گردان زرهی و مکانیزه در خطوط مقدم جبهه ها استقرار داشتند که با 90 گردان توپخانه صحرایی پشتیبانی می شدند. بنابراین ارتش بعثی قادر بود که در مقابل تک های ایران با 180 گردان پیاده و 52 گردان زرهی و مکانیزه به عنوان واحدهای احتیاط، پاتک انجام دهد در آن زمان مجموع استعداد سپاه پاسداران انقلاب اسلامی حدود 12 لشگر بود که می توانست با 100 گردان آزاد به عملیات در هر نقطه ای، مبادرت ورزد.

استعداد دشمن در منطقه عملیاتی

منطقه عملیاتی والفجر 8 در حوزه استحفاظی سپاه هفتم ارتش بعثی، قرار داشت. مسئولیت این سپاه از منطقه ابوالخصیب در جنوب شهر بصره تا رأس البیشه در دهانه اروند رود تعیین شده بود و قرارگاه تاکتیکی آن در ابوالخصیب قرار داشت. سپاه هفتم، طول خط پدافندی اروند رود را با دو لشگر 15 و 26 پیاده و یگان هایی از نیروی ساحلی ارتش بعثی پوشانده بود.
لشگر 15 پیاده با به کارگیری تیپ های 8، 104، 401، 436 و 439 پیاده، دو گردان کماندویی،
پنج گردان تانک و نفربر، پنج گردان جیش الشَعبی و با پشتیبانی آتشِ گردان های 15 و 20 توپخانه صحرایی، از ابوالخصیب تا جنوب سیبه- مقابل پالایشگاه آبادان- گسترش داشت.
لشگر 26 پیاده نیز با به کارگیری تیپ های 107، 113، 110 و 111 پیاده، ناوتیپ های 7 و 72
دریایی، گردان 22 دفاع الواجبات، دو گردان کماندو، دو گردان تانک و نفربر، چهار گردان جیش الشعبی و با کمک آتش پشتیبانیِ گردان های 22، 94، 79، 33، 632 توپخانه صحرایی، از جنوب زیادیه تا رأس البیشه مستقر بود.
با شروع عملیات والفجر 8، لشگرهای زیر نیز به منظور تقویت یگان هایی در خط دشمن و همچنین
انجام پاتک های فوری، وارد منطقه درگیری شدند.
- لشگرهای 10، 12، 6 و 3 زرهی
- لشگرهای 2، 11، 4، 8، 7، 17، 19و 18 پیاده
- لشگرهای 5 و 10 مکانیزه
- تیپ های دفاع ساحلی لشگرهای گارد ریاست جمهوری
در مجموع، یگان هایی که از قبل و حین عملیات در جبهه فاو حضور یافتند، بر حسب تیپ و یا گردان مستقل به قرار ذیل می باشد.

الف) پیاده

تیپ های 414، 29، 702، 704، 442، 502، 111، 110، 104، 47، 501، 419، 48، 39، 22، 23، 2،
602، 603، 703، 96، 95، 108، 421، 424و5

ب) پیاده ساحلی

تیپ های 440، 441، 443

ج) زرهی

تیپ های 30، 16، 34، 42، 26 و گردان های تانک 17 تموز، الرافدین، ذوالنورین و گردان 43 از لشگر 5

د) مکانیزه

تیپ های 25، 20، 15، 8 و 24

ه) نیروی مخصوص

تیپ های 65، 66، 68

و) گارد ریاست جمهوری

تیپ های 1 مکانیزه، 2 کماندو، 3 نیروی مخصوص، 4 مکانیزه و 10 زرهی و یک گردان کماندویی

ز) کماندو

تیپ های کماندویی سپاه های 3، 4، 6، 7، تیپ های 73 از لشگر 17، گردان حطین، گردان 5 از لشگر 26، گردان کماندویی لشگر 15

ح) جیش الشعبی

شش قاطع جیش الشعبی تحت امر لشگر 26
جیش الشعبی به نیروهایی می گفتند که از مردم عادی تشکیل شده و سازمان نسبتاً ضعیفی داشته و افراد آن از آموزش های کافی برخوردار نبودند. این واحدها به عنوان پیش مرگ لشگرهای ورزیده ارتش بعثی عمل می کرده و برای کند کردن حرکت پیشروی رزمندگان اسلام، تا رسیدن یگان های اصلی دشمن، از آن ها استفاده می شد.

استراتژی نظامی دشمن

راهبرد نظامی دشمن در هنگام انجام عملیات والفجر 8 برای ادامه جنگ در سرتاسر جبهه‌های نبرد، عبارت بود از:
1- استراتژی دفاع مطلق در جبهه‌ها، به منظور از دست ندادن سرزمین و مستحکم سازی خطوط اول دفاعی با کمک فعالیت‌های شدید مهندسی و مسلح کردن زمین با انواع موانع و میادین مین و نیز تک‌های محدود به مواضع قوای ایران
2- فرسایشی کردن جنگ و خسته کردن ایران، با نپذیرفتن شرایط جمهوری اسلامی ایران
3- گسترش جنگ به خلیج‌فارس و باز کردن جبهه دریا و حمله به نفت کش‌ها و پایانه‌های نفتی ایران به منظور قطع درآمدهای نفتی کشور و ایجاد فشار اقتصادی بر مردم.
4- توسعه جنگ به عمق کشور ایران از طریق جنگ شهرها و حمله هوایی به مراکز اقتصادی کشور با کمک دریافت هواپیماهای دور پرواز از شوروی و فرانسه و نیز موشک‌های زمین به زمین.
5- استفاده گسترده از سلاح‌های شیمیایی در جبهه‌های جنگ و به ویژه در مقابل هرگونه تهاجم و پیشروی نیروهای ایرانی
6- استفاده از سازمان منافقین برای اجرای عملیات جاسوسی و جمع آوری اطلاعات از جبهه‌های ایران و آماده کردن ارتش این سازمان برای انجام عملیات تهاجمی علیه مواضع رزمندگان اسلام.
7- درگیر نگه داشتن بخشی از توان رزمی جمهوری اسلامی ایران در مناطق شمال غرب کشور از طریق گروه‌های مسلح دموکرات و کومله در درگیری‌های داخلی.

سازمان رزم خودی

سپاه پاسداران انقلاب اسلامی با تشکیل قرارگاه تاکتیکی خاتم الانبیا(ص) هدایت و اجرای عملیات والفجر 8 را با دو قرارگاه عملیاتی کربلا و نوح بر عهده داشت. پاسگاه تاکتیکی قرارگاه مرکزی خاتم الانبیاء با فاصله 1700 متر از خط مقدم و در بین نخلستان‌ها در پشت اروندرود احداث شد تا بتواند از نزدیک، هدایت عملیات را بر عهده گیرد. این برای نخستین بار بود که قرارگاه مرکزی عملیات در نزدیک ترین نقطه به خط اول جبهه و زیر برد آتش‌های خمپاره دشمن، احداث می‌شد. شرایط ویژه این عملیات موجب شده بود که فرماندهی کل سپاه، قرارگاه تاکتیکی خود را در بین رزمندگان آماده برای تک و در نزدیک ترین مکان به خط تماس با دشمن، برپا نماید.
پس از تصرف منطقه فاو و منتفی شدن مأموریت قرارگاه‌های نجف در جزایر ام الرصاص و بوارین، این قرارگاه نیز به قرارگاه‌های کربلا و نوح برای مقابله با پاتک‌های دشمن به آن‌ها پیوست.

مأموریت قرارگاه کربلا

این قرارگاه فرماندهی محور شمالی جبهه عملیات و مأموریت تصرف شهر بندری فاو را بر عهده داشت و باید به ایجاد خط دفاعی از اروندرود تا دریاچه نمک پس از تصرف منطقه بپردازد و مسئولیت آن بر عهده برادر احمد غلام پور قرار داشت.

مأموریت قرارگاه نوح

این قرارگاه، فرماندهی محور جنوبی جبهه عملیات و تصرف سایت‌های موشکی ساحل به دریا و نیز تصرف منطقه رأس البیشه و تأمین جاده ساحلی ام القصر و ساحل خورعبدالله را بر عهده داشت. از سوی دیگر این قرارگاه مأموریت پدافند در مقابل حمله احتمالی دشمن از طریق دریا و نیز انجام پشتیبانی عملیات با کمک شناورهای سنگین را پذیرفته بود. پس از انجام مأموریت فوق نیز، این قرارگاه باید خط دفاعی خود را در اطراف محور جاده ام القصر تا دریاچه نمک تشکیل داده و در برابر پاتک‌های دشمن از این سو، پدافند نماید.

قرارگاه‌های فرعی

همچنین قرارگاه‌های دیگری با مأموریت‌های جداگانه به شرح زیر تشکیل شده بودند.
1- قرارگاه یونس1، تحت امر قرارگاه نوح و با شرکت ناو تیپ کوثر که مأموریت حمله به اسکله الاُمَیه را بر عهده داشت.
2- قرارگاه یونس 2، قرارگاه عملیاتی نیروی دریایی ارتش که تحت امر قرارگاه خاتم النبیاء بود و مأموریت حمله به اسکله البَکر را بر عهده داشت، ولی عملاً این قرارگاه، فعال نشد تا بتواند اقدامی انجام دهد.
3- قرارگاه رعد، قرارگاه عملیاتی نیروی هوایی ارتش که مأموریت پشتیبانی هوایی و پدافند هوایی را بر عهده داشت و با استقرار یک سایت موشکی ضد هوایی هاگ، در منطقه فعالیت می‌کرد و توانست تعداد بسیاری از هواپیماهای دشمن را سرنگون نماید. تنها در روز اول عملیات، این سایت موشکی دوازده فرود موشک به سمت اهداف هوایی، پرتاب نمود. فرماندهی این قرارگاه را شهید خلبان عباس بابایی معاون عملیاتی نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران بر عهده داشت.
4- قرارگاه شهید سلیمان خاطر، قرارگاه عملیاتی هوانیروز که مأموریت تشکیل تیم‌های آتش با بالگردهای کبری، تخلیه مجروح با بالگردهای 214 و نیز جابجایی تعدادی از نیروها را بر عهده داشت.

نکات مهم طراحی عملیات

با توجه به آن‌که عملیات والفجر 8 از سوی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی برنامه‌ریزی می‌شد و ارتش جمهوری اسلامی ایران در طرح‌ریزی آن نقشی نداشت؛ بنابراین، برای انتخاب منطقه عملیات و نیز تاکتیک‌های مناسب برای اجرای طرح عملیات، نکاتی، مد نظر فرماندهان سپاه پاسداران انقلاب اسلامی قرار داشت که به شرح زیر است:
1- برنامه‌ریزی برای انجام عملیات در منطقه‌ای صورت گیرد که بتوان با استفاده از توانایی‌ها و نقاط قوت یگان‌های خودی به نقطه ضعف توان رزمی ارتش بعثی حمله کرد.
2- انجام عملیات در منطقه‌ای صورت گیرد که از امکان اجرای مانور برای یگان‌های مکانیزه و زرهی دشمن کاسته شود. بدین منظور منطقه عملیاتی انتخاب شده باید از عوارض طبیعی و مصنوعی مناسب برخوردار باشد.
3- عملیات در منطقه‌ای صورت گیرد که موفقیت حاصل از آن، موجب فعال شدن فضای جبهه‌های جنگ شود و در نتیجه، رکود و انفعال در جبهه‌های نبرد، جای خود را به نشاط و استمرار فشارها بر دشمن بدهد و ادامه تهاجمات علیه دشمن، امکان خروج وی را از لاک دفاعی ندهد.
4- عملیات در منطقه‌ای صورت گیرد که با توجه به تجهیزات و تسلیحات موجود در داخل کشور و یا آنچه امکان ساخت آن در کارخانجات صنعتی وجود دارد، قابل انجام باشد. علاوه بر این طرح‌ریزی هم به گونه‌ای صورت گیرد که بتوان از موفقیت نبرد اطمینان حاصل کرد. لازم به ذکر است که طرح عملیات هم باید مبتنی بر توان رزمی یگان‌های موجود سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، برنامه‌ریزی شود.
5- عملیات در منطقه‌ای صورت گیرد که از عوارض طبیعی زمین منطقه بتوان در افزایش توان رزمی نیروهای خودی بهره برد؛ یعنی زمین برای جنگیدن و پاتک یگان‌های دشمن نامناسب و برای مانور یگان‌های خودی مناسب باشد.
6- منطقه‌ای برای جنگیدن انتخاب شود که بتوان حتی‌الامکان بلافاصله پشت یک عارضه طبیعی مانند رودخانه یا عارضه‌ای مصنوعی مانند دریاچه نمک، پدافند نمود تا دشمن نتواند به راحتی و با سهولت علیه یگان‌های خودی پاتک کند. حسن منطقه فاو این بود که پس از تصرف جناحین آن که رودخانه اروند و خورعبدالله است بلافاصله تنها از یک سو باید در مقابل دشمن به پدافند پرداخت و در این حالت با استفاده از ماشین آلات مهندسی، امکان تشکیل خطوط دفاعی میسر می‌شد.
7- به دلیل عدم امکان اجرای آتش تهیه سنگین از سوی گروه‌های توپخانه خودی و نیز عدم امکان استفاده وسیع از بمب باران هوایی و همچنین نداشتن یگان‌های مانوری زرهی کافی برای شکستن خطوط مستحکم دشمن و با توجه به برتری ارتش بعثی در این زمینه ها، جنگ فقط با استفاده از نیروهای پیاده شهادت طلب برای شکستن خط اول دشمن و نیز با استفاده از غافلگیر کردن دشمن و با بهره‌گیری از تاریکی شب انجام شود.
8- اجرای عملیات در سرزمینی صورت گیرد که دشمن نتواند از همه آتش‌های خود به طور مؤثر علیه یگان‌های خودی، استفاده کند و توان وی در آن منطقه محدودتر باشد.
پس در واقع می‌توان این‌گونه جمع‌بندی کرد که انتخاب منطقه فاو برای عملیات، دشمن را مجبور ساخت در ناحیه‌ای که تمایلی به جنگ در آن نداشت، درگیر شود و برای مدت بسیاری ابتکار عمل در اختیار رزمندگان اسلام قرار گیرد.

نکات مورد توجه در طرح‌ریزی عملیات

در برنامه‌ریزی مانور عملیات، توجه به دو عامل به طور چشمگیری در طرح‌ریزی نبرد والفجر 8، موثر بود.
1- تجارب عملیات خیبر و بدر که در منطقه هور العظیم انجام شد.
این دو عملیات نشان داد که اگر مشکلات مربوط به پشتیبانی رزمی و پشتیبانی خدمات رزمی حل نشود و تدارک لازم از برنامه عملیات صورت نگیرد، همه دستاوردهای عملیات مورد تهدید جدی قرار می‌گیرد؛ بنابراین، استفاده از انواع پل و نیز بهره‌گیری از انواع شناورهای تدارکاتی و همچنین امکان استفاده از آتش موثر توپخانه باید در اولویت برنامه‌ریزی‌ها قرار گیرد و تا اطمینان از تأمین آنها، نبایستی اجرای عملیات آغاز شود.
2- پیچیدگی‌ها و ویژگی‌های خاص عملیات والفجر 8
به دلیل سختی‌های عملیات خیبر و بدر که نوعی عملیات آبی- خاکی تلقی می‌شد و سرانجام همه اهداف طرح‌ریزی شده برای آنها، در حین اجرای عملیات، تحقق نیافت؛ بنابراین، برخی از فرماندهان ارشد سپاه از جمله تعدادی از فرماندهان لشکرهای خط شکن مثل لشکرهای امام حسین و نجف اشرف درباره این عملیات، تردید داشته و از موفقیت آن ناامید بودند، به گونه‌ای که فرمانده کل سپاه نتوانست برای این فرماندهان و این یگان‌ها، مأموریت مؤثری را در مرحله اول عملیات والفجر 8 تعیین نماید. البته آنها در مراحل بعدی عملیات فعالانه شرکت داشتند.
فرماندهان ارتش نیز در بازدیدی که از این منطقه، قبل از آغاز عملیات داشتند، به این نتیجه رسیدند که انجام این عملیات امکان پذیر نیست و آن را یک طرح ناشدنی می‌دانستند.
اگر سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، تجربه گرانبهای دو عملیات خیبر و بدر در هورالهویزه را به همراه خود نداشت، قطعاً طراحی عملیات والفجر 8 با مشکل روبه‌رو می‌شد.

مشکلات برنامه‌ریزی برای عملیات

در طرح‌ریزی مانور این عملیات چند مسئله مهم بود که عبارتند از:
1- گذر از رودخانه عریض اروند، مهمترین مرحله این عملیات بود. اروندرود بزرگترین رودخانه ایران است. آب چهار رودخانه کارون، کرخه، دجله و فرات از طریق این رودخانه به خلیج‌فارس می‌ریزد و آب خلیج‌فارس نیز در این رودخانه جریان می‌یابد. در واقع، طبیعت این رودخانه هم مانند یک خور است و هم مثل دیگر رودخانه‌ها، آب شیرین در آن جریان دارد. آگاهی از وضعیت خاص اروندرود مثل جزر و مد و جریان‌های گوناگون درون رودخانه در نوبت‌های خاص هفته، ساعت، شب و روز که موجب ایجاد چهار وضعیت گوناگون می‌شد، در برنامه‌ریزی برای عبور نیروهای خط‌شکن بسیار حیاتی بود. در طراحی عملیات عبور غواص‌ها از این رودخانه عریض باید این شرایط مدنظر قرار می‌گرفت و به ویژه به فاصله زمانی بین جزر و مد که بیش از چهار ساعت به طول می‌انجامید، توجه می‌شد. حدود 2500 غواص باید برای رسیدن به خط دفاعی اول دشمن با رعایت غافلگیری در شرایط آب مد، از رودخانه می‌گذشتند تا به نزدیکترین نقطه از سنگرهای اول دشمن برسند. اگر زمان شروع عملیات به خوبی تعیین نمی‌شد و عبور غواص‌ها با شرایط جزر رودخانه روبه‌رو می‌شد، باید نیروهای خط شکن حدود 200 متر را به صورت سینه خیز از میان باتلاق‌ها و موانع موجود در آنها بگذرند که در این صورت موفقیت عملیات، با ابهام مواجه می‌شد.
2- عملیات عبور از موانع مصنوعی و شکستن خط اول دشمن و پاکسازی سر پل به دست آمده و توسعه آن به منظور ادامه عملیات.
3- مرحله بندی عملیات و وارد کردن عمده قوا برای رسیدن به اهداف مورد نظر که نیاز به واحدهای شناوری کافی و مطمئن داشت.
4- توسعه در عمق و استفاده از موفقیت برای تثبیت اهداف به دست آمده و گسترش منطقه نبرد.
5- پدافند و مقابله با پاتک‌های دشمن برای حفظ منطقه تصرف شده.
با توجه به مشکل انتقال ماشین آلات مهندسی همزمان با عبور عمده قوا، امکان احداث خاکریزهای مناسب برای ایجاد خط دفاعی در مقابل دشمن از اولویت ویژه‌ای برخوردار بود.
6- برنامه‌ریزی برای وارد نشدن به شهر فاو و دور زدن این شهر به منظور آسیب ندیدن غیر نظامیانی که احتمالاً در شهر وجود داشتند.
7- استفاده از یگان هایی که پیشتر کمتر در خط شکنی‌های عملیات گذشته حضور داشتند به دلیل وارد نکردن فرماندهانی که اندکی ابهام در مورد موفقیت عملیات داشتند.
8- انجام عملیات در شب با توجه به این که شفافیت آب رودخانه اروند، امکان دیده شدن غواص‌ه‌ایی که در سطح آب حرکت می‌کردند را فراهم می‌آورد. از سوی دیگر، دشمن گاه برای دیدن سطح رودخانه به ویژه در ناحیه اسکله فاو از نورافکن استفاده می‌کرد.
9- نیاز به آماده کردن عقبه یگان‌ها در نخلستان‌های اطراف بهمنشیر و نیز فضای مناسب برای تمرکز نیروها قبل از آغاز تک در میان نخلستان‌های اطراف اروندرود و ایجاد اسکله‌ها و فضاهای نگهداری قایق‌های انتقال عمده قوا.
10- از آنجا که در مجموع برای عبور پانزده لشکر سپاه؛ یعنی در حدود 150 هزار رزمنده برای اجرای عملیات برنامه‌ریزی شده بود، باید پل‌های بسیاری برای پشتیبانی این نیروها احداث می‌شد. معمولاً در این عملیات‌ها باید به ازای هر لشکر یک پل در نظر گرفت.
برای درک شرایط و حالت‌های گوناگون اروندرود، ماه‌ها کار فشرده اطلاعاتی صورت گرفت و با جمع‌بندی اطلاعات موجود در تاریخچه این رودخانه و نیز شرایط جوی منطقه خسروآباد و فاو در بیست سال گذشته که از اداره هواشناسی گرفته شد، وضعیت رودخانه برای طراحی عملیات، مورد مطالعه قرار گرفت.
برای اجرای عملیات عبور غواص‌ها از رودخانه، آموزش‌ها و تمرین‌های بسیاری انجام شد تا شرایط روحی و جسمانی نیروهای عمل کننده به حد مطلوب برسد. این عملیات، اوج خطر پذیری نیروهای انقلاب را به نمایش گذاشت. در این باره، یکی از نگرانی‌های اصلی طراحان عملیات، تأثیر جریان آب بر حرکت غواص‌ها در حین عبور از رودخانه و دور شدن آنها از هدف معین واگذار شده به آنها بود.
علت استفاده از لباس غواصی نه برای حرکت در زیر آب بلکه برای سرعت بخشیدن به حرکت نیروهای خط شکن در داخل رودخانه با استفاده از فین‌های غواصی و نیز ایجاد حداقل گرما برای نیروها تا توان جسمانی آنها پس از عبور از رودخانه برای جنگیدن با دشمن، کاهش نیابد.
برای مرحله بندی عملیات، پی بردن به نحوه مناسب عبور از رودخانه، چگونگی شکستن خط اول دشمن و گرفتن سر پل مناسب و چگونگی هوشیاری دشمن و شیوه گسترش یگان‌های در خط، قطعاً نیازمند حضور اطلاعاتی در غرب اروند رود و شناخت بیشتری از واکنش‌های دشمن بود. اما با توجه به تهیه عکس‌های هوایی، نقشه‌های نظامی و اطلاعات به دست آمده از زمین مورد نظر، مرحله بندی عملیات به گونه‌ای مناسب صورت گرفت و چهار مرحله برای این عملیات مشخص گردید.
1- عبور از رودخانه اروند و شکستن خط اول دشمن و پاکسازی سر پل به دست آمده از عناصر دشمن با کمک نیروهای ویژه غواص.
این دومین تجربه رزمندگان اسلام در عبور از رودخانه بود. تجربه اول عبور از رودخانه کارون در زمان عملیات بیت المقدس برای فتح خرمشهر بود ولی در آن زمان نه در ساحل رودخانه موانعی
وجود داشت و نه خط دفاعی دشمن چسبیده به رودخانه بود.
2- تصرف شهر بندری فاو، رسیدن به خورعبدالله و استقرار در منطقه مثلثی شکل شمال شهر فاو و استقرار در پایگاه دوم موشکی در شمال غربی شهر.
3- پیشروی یگان‌ها تا ابتدای کارخانه نمک و تشکیل خط دفاعی به موازات این منطقه از ساحل تا خورعبدالله.
4- رسیدن به زمین‌های انتهای کارخانه نمک و کانال انتهای آن، واقع در جاده ام القصر تا ساحل رودخانه اروند.
مأموریت مرحله اول به عهده لشگرهای 7 ولی عصر(عج)،5 نصر، 41 ثارالله(ع)، 19 فجر، 31 عاشورا،
25 کربلا، 14 امام حسین(ع)، و تیپ‌های 44 قمر بنی هاشم(ع) و 33 المهدی(عج) بود.
در مرحله دوم، لشگرهای 27 محمد رسول الله(ص)، 17 علی ابن ابیطالب(ع) و در مرحله سوم، لشگرهای 8 نجف و 31 عاشورا برای اجرای طرح مانور انتخاب شدند. در مرحله چهارم نیز همه یگان‌ها برای انجام عملیات مد نظر بودند.
در خصوص توسعه عملیات در عمق باید به این نکته توجه داشت که در نبردهای بزرگی که پس از فتح خرمشهر انجام شد، همواره میان عمق بخشیدن به عملیات و توان موجود از یک سو، و هماهنگی پیشروی با پشتیبانی عملیات از لحاظ مهندسی و آتش و لجستیک و… از سوی دیگر، تعارض وجود داشته است. در این عملیات توسعه در عمق و استمرار عملیات از شرایط حفظ موفقیت‌های به دست آمده بود که با استفاده از شکل زمین انجام شد. البته اگر توان پیشروی برای رسیدن تا منطقه ام القصر در اختیار بود شرایط جبهه‌ها دچار تحول اساسی تری می‌گردید و شرایط برای تسلیم دشمن سریعتر فراهم می‌شد.
ادامه دارد .....


دسته ها : مقالات
1389/6/28
X