معرفی وبلاگ
سلام به خدمت تمامی کاربران و بازدید کنندگان این وبلاگ. خوشحال و خرسندم از اینکه شما نیز از جمله بازدید کنندگان این وبلاگ بودید. لطفا ما را از پیشنهادات و نظرات خود محروم نسازید. در سایه حضرت بقیه الله(عجل الله تعالی فرجه الشریف) زنده و بنده باشید.
دسته
آرشیو
آمار وبلاگ
تعداد بازدید : 26022
تعداد نوشته ها : 62
تعداد نظرات : 33
Rss
طراح قالب
موسسه تبیان

 آيا رجعت با عقل و فلسفه سازگارى دارد؟
برخى معتقدند كه رجعت با عقل و فلسفه ناسازگارى دارد:
1- اشكال عقلى
ولى الله دهلوى مى گويد: رجوع معصيت كاران به جهاتى است :
الف : به جهت عذاب ، كه اين ظلم است ، زيرا عذاب آنها در آخرت است و تكرار آن در دنيا ظلم به حساب مى آيد.
ب : به جهت اذيت و آزار اوست ، كه در قبر تحقق يافته و لذا دوباره با رجعت عبث و بيهوده است .
ج : به جهت اظهار خيانت آنها به مردم است كه اين جهت در زمان و عصر آنها سزاوارتر است تا مردم آن عصر عبرت بگيرند.
د: با رجعت نيكان لازم مى آيد كه به جهت دو بار مردن اذيت شوند. (49)
پاسخ :
اولا : عذاب كافران و گناه كاران بعد از رجعت از جمله عقوبات آنها به حساب مى آيد كه مصلحت اقتضا كرده خشى از آن در اين دنيا صورت پذيرد. پس محظور عقلى در بين نيست .
ثانيا : اظهار خيانت گناهگاران نسبت به مردمى كه در عصر آنها نبوده اند نيز موثر است و اگر در عصر آنها اين جعت و عذاب صورت نگرفت به اين جهت است كه مردم به اجبار و الجاء نيفتند.
ثالثا : مطابق روايات مرگ و نزع روح نسبت به اولياى الهى خصوصا انبيا و اوصيا همانند استشمام بوى خوش ‍ بهشت است .
2- اشكال فلسفى
مى گويند: مرگ بدون استكمال حيات و خروج از قوه به فعل حاصل نمى شود و رجوع به دنيا بعد از مرگ در حقيقت رجوع به قوه بعد از فعليت است كه در فلسفه بطلان آن به اثبات رسيده است .
پاسخ : اين اشكال در مرگ هاى طبيعى صادق است نه مرگ هاى اخترامى از قبيل قتل و مرض كه حيات آنها در اين موارد به فعليت تامه نرسيده است .
 آيا اعتقاد به رجعت برگرفته از يهود است ؟
احمد امين مصرى مى گويد: (( يهود در قول و اعتقاد به رجعت در تشيع نيز تاءثير داشته است )) . (50)
پاسخ :
1- اين گونه نيست كه اسلام با يهوديت در همه امور مخالف باشد ، و لذا پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله در توصيف قرآن خطاب به آنان مى فرمايد: مصدقا لما معكم (51) ؛ (( اين قرآن تصديق كننده چيزى است كه با شماست )) .
و نيز قرآن مى فرمايد: كتب عليكم الصيام كما كتب على الذين من قبلكم ... (52) ؛ (( روزه بر شما مكتوب شد آن گونه كه بر امت هاى پيشين نوشته و فرض شده است )) .
2- اعتقاد به رجعت به تبع رواياتى است كه از طرق اهل بيت عصمت و طهارت عليهم السلام رسيده است ، رواياتى كه فوق حد تواتر است .
 آيا تمام احاديث رجعت از طرق شيعه وارد شده است ؟
برخى از اهل سنت اشكال مى كنند كه احاديث تنها از طريق شيعه رسيده و لذا اعتبارى ندارد.
پاسخ :
1- روايات شيعه در باب رجعت از طريق اهل بيت عصمت و طهارت است كه به نص قرآن و حديث كلامشان از عصمت برخوردار است و لذا اعتقاد به آن حتى بر اهل سنت نيز واجب است .
2- سر عدم طرح اين مسئله در كتب اهل سنت شايد به اين جهت باشد كه رجعت تجلى امامت امامان شيعه است و در حقيقت اشاره به اين نكته دارد كه چون حق آنها غصب شده لذا خداوند دوباره آنها را به دنيا ارجاع داده و به ولايت كامل خواهد رسانيد.
 آيا قول به رجعت مستلزم تناسخ باطل است ؟
برخى مى گويند: رجعت همان تناسخى است كه در علم كلام به اتفاق آراء بطلان آن به اثبات رسيده است ، زيرا با رجعت روح انسان به بدن باز مى گردد.
پاسخ : اين اشكال ناشى از سوء برداشت و عدم فهم دقيق معناى تناسخ است . تناسخ به معناى انتقال روح است در اين دنيا از بدنى به بدن ديگر كه مباين با بدن اول است و اين عمل تا پايان عمر دنيا ادامه پيدا كند. در حالى كه مورد رجعت در عصر و زمان خاصى است كه در مورد برخى از اموات اتفاق خواهد افتاد و در آن وقت روح آنها به جسمشان منتقل خواهد شد آن گونه كه در قيامت خواهد بود.
 آيا قرآن مخالف قول به رجعت است ؟
دهلوى مى گويد: مطابق برخى از آيات رجعت انسان به اين دنيا امكان پذير نيست زيرا خداوند متعال درخواست كسانى را كه تقاضاى رجوع به دنيا را نموده اند رد كرده است آنجا كه مى فرمايد: قال رب ارجعون * لعلى اعمل صالحا فيما تركت كلا اءنها كلمة هو قائلها و من ورائهم برزح الى يوم يبعثون (53) ؛ (( مى گويد: پروردگار من ! مرا باز گردانيد. شايد در آنچه ترك كردم [و كوتاهى كردم ] عمل صالحى انجام دهم . [ولى به او مى گويند] چنين نيست اين سخنى است كه او به زمان مى گويد [و اگر باز گردد كارش همچون گذشته است ] ، و پشت سر آنان برزخى است تا روزى كه برانگيخته شوند )) .
پاسخ :
1- مورد بحث رجعت گروهى خاص از مومنين و فاسقين است در حالى كه آيه عموم و اطلاق دارد ، لذا مى توان اطلاق آن را به اخبار متواتر رجعت برخى از افراد تقييد زد.
2- ظهور آيه در تقاضاى رجوع به دنيا قبل از مرگ و هنگام ديدن ملك الموت است نه بعد از مرگ ، و مورد رجعت بعد از مرگ است .
3- آيه ظهور در عدم تحقق رجعت در اين دنيا با طلب كافر دارد و منافات ندارد كه با امت هاى پيشين چنين اتفاقى افتاده است .
4- آيات بسيارى نص در تحقق رجعت در اين دنيا دارد و لذا بر فرض ظهور آيه مورد نظر در عدم رجوع بايد ظهور آن را تاويل نمود ، زيرا نص مقدم بر ظاهر است .
5- آيه اخص از مدعى است ، زيرا مربوط به درخواست رجعت از طرف كفار است ، در حالى كه مورد بحث اعم است .
 آيا رجعت عمومى و همگانى است ؟
در پاسخ به اين پرسش بايد گفت آنچه از روايات اهل بيت عليهم السلام استفاده مى شود اين است كه :
1- رجعت همانند معاد عمومى و همگانى نيست ، بلكه مخصوص كسانى است كه ايمان محض و خالص يا كفر محض و خالص دارند.
امام صادق عليه السلام فرمود: ان الرجعة ليست بعامة و هى خاصة لا يرجع الا من محض الايمان محضا او محض الشرك محضا (54) ؛ (( رجعت عمومى نيست بلكه جنبه خصوصى دارد تنها گروهى بازگشت مى كنند كه ايمان خالص يا شرك خالص دارند. ))
2- رواياتى كه اشاره به بازگشت افراد به طور خصوصى دارد.
از امام صادق عليه السلام نقل شده كه فرمود: (( نخستين كسى كه زمين براى او شكافته مى شود و به زمين باز مى گردد حسين بن على عليه السلام است )) . (55)
و نيز از حضرت نقل شده كه فرمود: (( نخستين كسى كه به دنيا رجعت مى كند حسين بن على عليه السلام است ، او به قدرى حكومت مى كند كه از كثرت سن ابروهايش روى ديدگانش ‍ مى ريزد

دسته ها : رجعت
يکشنبه بیست و هفتم 1 1391 19:31
X