دسته
آرشیو
آمار وبلاگ
تعداد بازدید : 12992
تعداد نوشته ها : 15
تعداد نظرات : 22
Rss
طراح قالب

اول بهمن 43 سال پیش، مصادف با سالروز جنگ بدر در صدر اسلام گردیده بود؛ ‌درست در همان روز که ستون خیام دشمنان اسلام به دست سپاه اندک مسلمانان در دومین سال هجری فروریخت و ابوجهل را راهی جهنم نمود، ‌یاران امام خمینی در موتلفه اسلامی نیز با جمعی اندک اما متصل به ایمان الهی، ستون خیام دشمن را هدف قرار دادند و حکم الهی را درباره حسنعلی منصور که وجوه مشترک بسیاری با ابوجهل داشت،  در عملیاتی که به تبرک آنرا بدر نامیده بودند؛ اجرا نمودند.
ابعاد این حرکت که با دریافت مجوز شرعی از مراجع و نمایندگان شرعی امام در زمان تبعید ایشان به وقوع انجامید، به کرات بیان گردیده و تکرار مکرر آن چندان لطفی ندارد، اما آثار این اقدام بیشتر مورد غفلت واقع گردیده است.
تردیدی نیست که در زمان وقوع این حرکت، موجی از تردید و نا امیدی حاصل از شکست تلاشهای آیت الله کاشانی و شهید نواب صفوی در جامعه گسترده بوده است و خفقان پس از کشتار بی سابقه رژیم ستمشاهی در 15 خرداد ماه 1342 همچنان بر جامعه سنگینی می نمود که به دستور آمریکا امام خمینی دستگیر و تبعید می گردند و با تبعید آن بزرگوار آیه های یاس بسیاری سروده می گردد که هیچ راهی در مقابله با شاه که مستظهر به حمایت بی شائبه غرب است وجود ندارد. در چنین شرایطی سرنگون شدن نخست وزیری که حکم خود را رسما از آمریکا دریافت نموده بود، بارقه های امید را در دلهای انقلابیون احیا کرد و آمریکا نیز که با تبعید امام، نهضت او را تمام شده انگاشته بود، در چهلمین روز از تبعید با چنین واکنشی مواجه گردید تا بداند مقاومت مردم ایران با رفتارهای تهدید آمیز درهم نمی شکند.
اینک 43 سال از بهمن 43 گذشته است و شهد حاکمیت اسلام در میهنمان، به برکت خون شهیدانی همچون امانی، بخارایی، صفارهرندی و نیک نژاد  سالهاست کام مردم را شیرین نموده و رنگ حکمرانی آمریکایی از کشور برچیده شده است.
اینک آمریکا که همچون ببری زخم خورده چهار دهه است که به انتظار وارد کردن ضربه ای به نهضت امام خمینی (ره) از هیچ راهی غفلت نورزیده، در تلاش است با همکاری و حمایت خود از کسانی که همچون آل سفیان عقده بدر در گلو دارند و بدون هیچ اعتقادی به بنیانگذار انقلاب، منافقانه در تلاش برای انحراف مسیر نهضت و حاکمیت معاویه و یزیدها بر کشور هستند، از ادامه حکمرانی اسلام بر کشور جلوگیری نماید.
یکی از این راهکارها، وارد نمودن عناصری نفوذی به مجلس شورای اسلامی است تا از آن طریق بر فتنه های خود علیه کشور اسلامیان عمق بخشد و حتی از ابراز آن ابایی ندارد؛ بوش رسما از حمایت خود از گروهی سخن می گوید که سابقه عملکرد سیاهی از خود به جای گذاشته اند. اینک که حاکمیت اسلامی در کشور حکمفرماست، تداوم راه آن شهیدان برای ما بی شک ساز و کار دیگر می طلب، اگرچه نقش ابزارهای نظارتی در این میان بخش عمده ای از تکلیف ما را سبک کرده است اما به راستی وظیفه ما در برای جلوگیری از رخنه نیروهای آمریکایی چیست؟

دسته ها : انقلاب اسلامی
شنبه پنجم 11 1387

بنام خدا




در طول تاریخ پس از اسلام براساس آموزه های مکتب تشیع مردم ایران همواره بویژه در دوران غیبت امام عصر(عج ) مطیع علمای دین و مراجع تقلید بودند. تشکیل حوزه های دینی در شهرهای ایران به خصوص شهر قم و حوزه کهن و ریشه دار نجف و ظهور مراجع بزرگ در این حوزه ها و داشتن تعامل و ارتباط هرچه بیشتر مردم با مراجع , زمینه ای را فراهم کرد تا مومنان آزاده رهبران دینی مورد اعتماد خود را مهم ترین مرجع حل وفصل مسائل خویش بدانند. در حوادث واقعه به آنان مراجعه نمایند و حتی برای یک روز هم حاکمیت ستمگران را نپذیرند و از همین نقطه به راهنمایی روحانیون و الهام از آرمانهای اسلامی قدم به قدم گام در راه مبارزه با استبداد و استعمار بگذارند چنانکه در انقلاب اسلامی به رهبری امام خمینی (ره ) اتفاق افتاد. انقلابی که زلزله ای در جهان معاصر ایجاد نمود و جهانیان را به شگفتی واداشت .رهبری این انقلاب را مردی برعهده داشت که شخصیتش در مکتب فقه و فقاهت « فیضیه » شکل گرفته بود. فقیهی فرزانه , عارفی آگاه , فیلسوفی شجاع , ادیبی عمیق , مفسری بینا و سیاستمداری دانا بود. او سیاست و سیاستداری را پیشه خود نمی دانست بلکه آن را وظیفه خود می دانست . کلامی جذاب و فکری پویا داشت . ذهن و زندگیش جامع علم و عمل بود هر آنچه را بر زبان می راند و به هر میزان که از مردم می خواست خود پیش و بیش از دیگران به آن عمل می کرد , اعتقادش چون صخره های سخت , و همتش به بلندای قله ها بود , چون شجره طیبه اندیشه اش از آبشخور فرهنگ قرآن سیراب می شد.شاید بتوان گفت اولین و مهم ترین پیامی که منادی انقلاب و رهبر فرزانه مان به گوش جهان و جهانیان رسانید , چیزی جز خدامحوری و رهایی بی قید و شرط از سلطه شوم استکبار جهانی بویژه آمریکا نبود که این آوای جانبخش بر دلهای آزاداندیشان و مجاهدانی که دردآشنای غربت اسلام و تاریکی انحطاط اندیشه بودند نشست و همچون آهن ربایی جذاب , افکار و اندیشه ها را معطوف به خود ساخت . امام راحل همواره حکومت را برای مردم , با مردم و در خدمت مردم می خواستند و تاکید فراوان بر استقلال و خودباوری داشتند , زیرا مهم ترین عامل موثر در جهت قطع ایادی شرق و غرب و دستیابی به حاکمیت و استقلال چیزی جز خودباوری نیست و این روحیه وقتی بوجود خواهد آمد که تحولی عظیم را در جان و درون خود بوجود آوریم .
وحالا شخصیت این مرد بزرگ از دیدگاه  اندیشمندان خارجى :


پروفسور«میخاییل لمشف‏» نویسنده روس:


امام خمینى (ره) برخلاف رهبران سیاسى قرن حاضر که هر یک داراى استعدادى خاص در یکى از زمینه‏هاى اقتصادى، سیاسى، علمى، فرهنگى، دینى یا حقوقى بوده اند ، توانایى سازماندهى امور در همه حوزه‏ها را داشت پروفسور«میخاییل لمشف‏» افزود: امام خمینى (ره) سیاست را بخش لاینفک دین مى‏دانست و با اراده دینى و الهى علیه ستمگران بپاخاست امام راحل، در تمامى سطوح حیات اجتماعى و سیاسى جامعه، اسلام را به عنوان عامل تعیین کننده در تحولات انقلابى و حمایت کننده ارزش هاى انسانى مطرح کرد .


نلسون ماندلا :


رهبرى منحصر به فرد امام (ره) بود که توانست ‏با دست ‏خالى ، انقلاب اسلامى ایران را به پیروزى برساند


رئیس جمهورى سابق آفریقاى جنوبى ، ضمن تمجید از شخصیت استثنایى امام خمینى(ره) تأکید نمود: «من با دقت آن روزهاى حساس را دنبال مى‏کردم‏».


دکتر «فرانسیسکو اسکودرو بداته‏» رئیس فدراسیون جوامع اسلامى اسپانیا:


«چهره حیات بخش امام خمینى در جهان اسلام، امرى غیر قابل اغماض مى‏باشد و ایشان یکى از بزرگترین شخصیت هاى قرن حاضر محسوب مى‏شوند. وى افزود: انقلاب اسلامى ایران، به رهبرى امام خمینى سبب بروز تحولات و دگرگونی هاى عظیم در جهان اسلام شد و وى چهره جدیدى از اسلام را ارائه کرد. انقلاب ایران ، درس مبارزه علیه بى عدالتى و مقابله با حکومت هاى دیکتاتورى و غیر انسانى را آموخت. »


«احمد جبرئیل» دبیر کل جبهه خلق آزادی فلسطین :
امام خمینى ، کرامت و عزت را به مسلمانان بازگرداند. امام خمینى (ره) با انقلاب اسلامى خود، روحیه انقلابى را به اسلام و عزت و کرامت را به مسلمانان بازگرداند بنیانگذار جمهورى اسلامى، اسلام را از انزوا نجات داد . دیدگاه مرتجعانه، نسبت ‏به این دین مبین را که دشمنان در طول صدها سال ارائه کرده بودند، از میان برد و مقوله"دین افیون ملت ها " را منسوخ کرد و اسلام را در سطح بین المللى به عنوان یک نیاز انسانى در زمینه‏هاى سیاسى، اقتصادى، اجتماعى، مادى و معنوى، مطرح کرد امام خمینى (ره) توانست جهان اسلام را از خواب بیدار کند ، به مسلمانان حیات جدیدى ببخشد امام راحل ثابت کرد که اسلام قادر است ملت هاى مستضعف و محروم را آزاد کرده ، آنان را در برابر کشورهاى استکبارى و طغیانگر به حرکت درآورد امام خمینى ، نشان داد که اسلام در زمان کنونى ، یک عنصر اصلى در تحرک و مقابله مردمى با حکومت هاى ستمگر و فاسد است.
مفتى قزاقستان :
امام خمینى به همه جهانیان تعلق داشت.‏ ایشان نه به ایران و دنیاى اسلام ، بلکه به کلیه جهان تعلق داشت .
وقتى عالمى مى‏ میرد، در واقع جهانى مرده است .


وی امام خمینى (ره) را یک چهره برجسته دینى و سیاسى جهان دانست و گفت: دنیا به نیک از وى یاد کرده و خواهد کرد؛ زیرا او را نه تنها دنیاى اسلام ، بلکه تمام جهان مى‏شناسند . من نیز به عنوان یک انسان و روحانى دینى ، براى او ارزش و احترام فوق العاده ای قائلم ......

دسته ها : انقلاب اسلامی
شنبه پنجم 11 1387

بنام خدا


 


از همان زمان صدر اسلام که مردم ایران با اندیشه های عدالت طلبانه و روشهای عادلانه حکومت عدل اسلامی آشنا شدند و بدون مقاومت در برابر سپاهیان توحید , در مقابل ارزشهای آئین آسمانی اسلام تمکین کردند , حکومت از نظر آنها وسیله ای برای تامین عدالت اجتماعی و ابزاری موثر برای رسیدن به ارزشهای الهی در جامعه بود.دل دادگان به آئین محمدی تداوم اسلام اصیل را در چهره علی (ع ) و خاندانش دیدند زیرا عدالت در خانه علی و فاطمه (س ) ساکن شده بود و صدای آزادی از سرزمین کربلا به گوش می رسید و این بود که ایرانیان به تدریج به سوی تشیع کشیده شدند و درطول تاریخ با الهام از اسلام اصیل و خون پاک شهدای تشیع بویژه درس آموزی از سرور و سالار شهیدان حسین بن علی (ع ) در برابر زورگویی های حکام مسلمان نما و ظالم به مقابله و مقاومت برخاستند.در طول تاریخ پس از اسلام براساس آموزه های مکتب تشیع مردم ایران همواره بویژه در دوران غیبت امام عصر(عج ) مطیع علمای دین و مراجع تقلید بودند. تشکیل حوزه های دینی در شهرهای ایران به خصوص شهر قم و حوزه کهن و ریشه دار نجف و ظهور مراجع بزرگ در این حوزه ها و داشتن تعامل و ارتباط هرچه بیشتر مردم با مراجع , زمینه ای را فراهم کرد تا مومنان آزاده رهبران دینی مورد اعتماد خود را مهم ترین مرجع حل وفصل مسائل خویش بدانند. در حوادث واقعه به آنان مراجعه نمایند و حتی برای یک روز هم حاکمیت ستمگران را نپذیرند و از همین نقطه به راهنمایی روحانیون و الهام از آرمانهای اسلامی قدم به قدم گام در راه مبارزه با استبداد و استعمار بگذارند چنانکه در انقلاب اسلامی به رهبری امام خمینی (ره ) اتفاق افتاد. انقلابی که زلزله ای در جهان معاصر ایجاد نمود و جهانیان را به شگفتی واداشت .رهبری این انقلاب را مردی برعهده داشت که شخصیتش در مکتب فقه و فقاهت « فیضیه » شکل گرفته بود. فقیهی فرزانه , عارفی آگاه , فیلسوفی شجاع , ادیبی عمیق , مفسری بینا و سیاستمداری دانا بود. او سیاست و سیاستداری را پیشه خود نمی دانست بلکه آن را وظیفه خود می دانست . کلامی جذاب و فکری پویا داشت . ذهن و زندگیش جامع علم و عمل بود هر آنچه را بر زبان می راند و به هر میزان که از مردم می خواست خود پیش و بیش از دیگران به آن عمل می کرد , اعتقادش چون صخره های سخت , و همتش به بلندای قله ها بود , چون شجره طیبه اندیشه اش از آبشخور فرهنگ قرآن سیراب می شد.شاید بتوان گفت اولین و مهم ترین پیامی که منادی انقلاب و رهبر فرزانه مان به گوش جهان و جهانیان رسانید , چیزی جز خدامحوری و رهایی بی قید و شرط از سلطه شوم استکبار جهانی بویژه آمریکا نبود که این آوای جانبخش بر دلهای آزاداندیشان و مجاهدانی که دردآشنای غربت اسلام و تاریکی انحطاط اندیشه بودند نشست و همچون آهن ربایی جذاب , افکار و اندیشه ها را معطوف به خود ساخت . امام راحل همواره حکومت را برای مردم , با مردم و در خدمت مردم می خواستند و تاکید فراوان بر استقلال و خودباوری داشتند , زیرا مهم ترین عامل موثر در جهت قطع ایادی شرق و غرب و دستیابی به حاکمیت و استقلال چیزی جز خودباوری نیست و این روحیه وقتی بوجود خواهد آمد که تحولی عظیم را در جان و درون خود بوجود آوریم .
منظور ایشان از استقلال در تمام جنبه ها و شئون بود. در عین حال خودباختگی را مانعی در راه استقلال می دیدند و خودباوری و خودکفایی را شرط استقلال حتی استقلال فکری می دانستند. ایشان در سخنان خود در دیدار با وزیر و کارکنان آموزش و پرورش وقت در سال 1360 می فرمایند :« ما باید سالهای طولانی زحمت و مشقت بکشیم یا از فطرت ثانی خود متحول شویم و خود را بیابیم و روی پای خویش بایستیم و مستقل گردیدم و دیگر احتیاجی به شرق و غرب نداشته باشیم و... اگر این مهم را انجام دادیم , مطمئن باشید که هیچ کس و هیچ قدرتی نمی تواند به ما ضربه بزند. اگر ما از نظر فکری مستقل باشیم آنها چگونه می توانند به ما ضربه بزنند » .امام خمینی (ره ) با دم مسیحایی خود روح اعتماد به نفس و خودباوری را در کالبد ملت ایران دمید و این ملت را به نقطه غرورمند خودباوری رسانید , او در فرازی از سخنان خود فرمود :« اطمینان داشته باشید اگر بخواهید می شود. اگر بیدار بشوید می خواهید , شما بیدار بشوید و بفهمید این معنا را که نژاد ژرمن از نژاد آریا بالاتر نیست و غربی ها از ما بالاتر نیستند » .در بخش دیگری از رهنمودهای خویش فرمود : « اساس , باور این دو مطلب است : باور ضعف و سستی و ناتوانی ـ و باور قدرت و قوه و توانایی . اگر ملت این باور را داشته باشد که ما می توانیم در مقابل قدرتهای بزرگ بایستیم , این باور اسباب این می شود که توانایی پیدا می کنند و در مقابل قدرتهای بزرگ ایستادگی می کنند. این پیروزی که شما به دست آوردید برای اینکه باورتان آمده بود که می توانید ... » . حضرت امام خمینی (ره ) آزادی را بالاترین نعمتی می دانستند که از سوی خالق باریتعالی به بشریت عطا شده است . انسان را مختار و آزاد آفرید تا او را در بستر حیات و زندگی بیازماید. آزادی به عنوان ارمغانی بزرگ از سوی دین مبین اسلام به انسانهای آزاداندیش پیش کش شد و آنانکه با همه توان فکری خود به میدان آمدند تا دین و آزادی را در مقابل یکدیگر قرار بدهند امام راحل (ره ) فرمود : « در اسلام دمکراسی مندرج است و مردم آزاد هستند به بیان عقاید خود بپردازند و بدان عمل کنند تا زمانی که توطئه ای در کار نباشد و مسائلی مطرح نشود که نسل ایران را به انحراف بکشاند » .
آنچه که در اندیشه سیاسی حضرت امام (ره ) قابل طرح است , پیدایش نهال نوپای دمکراسی دینی در انقلاب اسلامی بود , دمکراسی به معنای تحقق عینی حق تعیین سرنوشت دنیایی و دین به معنای حضور حق در حیات فردی و جمعی است . از نظر ایشان انسان موجودی است که می تواند با اتکا بر خصلت وجودی خویش (اراده ) , به معنای وجودی خویش (کمال ) تحقق بخشد و به مفهوم کلیدی در فلسفه اخلاق امام خمینی (ره ) همانا عمل صالح است و مبارز سیاسی مصداقی است از مصادیق عمل صالح . دشمن شناسی و استکبارستیزی از مهم ترین عناصر فرهنگ و تمدن در حیات اجتماعی است . جاودانگی و استمرار این اندیشه بیش از هر چیز مرهون سعی و تلاش رادمردان و بزرگان و فرزانگانی است که با همت والای خویش گام در این راه نهادند و همچون نوری در دنیای ظلمانی جوامع بشری را هدایتگری کردند و مردم را به قسط و عدالت , سعادت و آزادی و استقلال فراخواندند. امام خمینی خود یکی از این دشمن ستیزان , آگاه و بلندآوازه بود که با تکیه بر روح ذلت ناپذیری و ستم ستیزی فریاد « هیهات منا الذله » را که برگرفته از اسلام ناب محمدی (ص ) بود سردادند و این فریاد که از عمق ایمان او نشات می گرفت لرزه بر پیکره بیگانگان و بیگانه پرستان افکند. از کلام و کلماتش کرامت می بارید و مشعل امید را در دلهای سرد و فرسوده برمی افروخت و همچون اکسیری ناب , مس دلها را مبدل به طلای خالص می ساخت نهیبش صاعقه ای بود برای نوکران استکبار و حرکتی پر از جوشش بود توکل و تقوایش بارقه ای بود برای جذب عدالت جویان و رسانیدن آنان به ساحل نجات .
آن پیر روشن ضمیر , در هر شرایط مناسبی , به روشنگری می پرداخت و اهداف شوم دشمنان را برملا می ساخت او در تاریخ 67,4,29 مسلمانان را به پاسداری از هویتهای الهی توصیه کرد و تصمیم شیطانی دشمن را نسبت به غارت ارزشهای اسلامی گوشزد نموده و فرمود :
« نکته مهمی که همه ما باید به آن توجه کنیم و آن را اصل و اساس سیاست خود با بیگانگان قرار دهیم اینست که دشمنان ما و جهانخواران تا کی و کجا ما را تحمل می کنند و تا چه مرزی استقلال و آزادی ما را قبول دارند به یقین آنان مرزی جز عدول از همه خوبیها و ارزشهای معنوی و الهیمان نمی شناسند و به گفته قرآن کریم , هرگز دست از مقاتله و ستیز با شما برنمی دارند مگر اینکه شما را از دینتان برگردانند . » 
از مهمترین محورهای بحث احیاگری و اصلاح طلبی امام خمینی (ره ) در اندیشه هایشان : اعتقاد آن حضرت به احیای اندیشه حکومت اسلامی و رهبری دینی است . زمانی که حضرت محمد(ص ) از مکه به مدینه هجرت نمودند در مدینه پایه های حکومت اسلامی را بنیان نهادند و ده سال آخر عمر گهربار خویش را به تقویت و تحکیم آن پرداختند , در تاریخ اسلام از آغاز تاکنون شاهد حرکتهای اصلاحی جهت احیای اندیشه حکومت اسلامی بوده ایم و می توان به نمونه هایی همچون , سیدجمال الدین اسدآبادی , محمد عبده , جنبش اخوان المسلمین و در ایران نهضت فدائیان اسلام و جنبش جنگل اشاره کرد.
ولی اقداماتی که توسط امام خمینی (ره ) بعنوان رهبر و بنیانگذار این حرکت صورت گرفته است بصورت « محوری » بوده است . ایشان در گفته ها , سخنرانیها و آثار مکتوب خویش همواره نظر به ضرورت تبیین حکومت اسلامی داشتند. ابتدا به تبیین نظری و سپس به تبیین عملی و تشکیل حکومت اسلامی اقدام نمودند. به گونه ای تلاش ایشان باعث جلب نظر شخصیتها و اندیشمندان دینی به سیاست و امور سیاسی شد که در این زمینه آثار گرانبهایی از خود برجای گذاشتند.
زمانی که امام راحل به احیای ایده حکومت اسلامی مبادرت ورزیدند مهمترین راه اصلاح این ایده را تقویت نظریه عدم جدایی دین از سیاست می دانستند. هرچند در تاریخ کشور ایران « مدرس » ازجمله پیشگامان مبارزه با اندیشه جدایی دین از سیاست بود و سخن معروف وی که « دیانت ما عین سیاست ما , و سیاست ما عین دیانت ماست » همواره دلنشین , عمیق و به یادماندنی است , اما اولین کسی که این نظریه را عینیت بخشید امام خمینی بود و همواره بر این باور بود که : « اسلام دین سیاست است , دینی است که در احکام آن در مواقف آن سیاست بوضوع دیده می شود » . به طور خلاصه می توان گفت محورهای احیاگری اندیشه حکومت اسلامی امام خمینی : « مبارزه با اندیشه جدایی دین از سیاست , تبیین ضرورت تشکیل حکومت اسلامی و ماهیت اصول و اهداف این حکومت و تبیین الگوی رهبری در حکومت اسلامی » از مهمترین اقدامات حضرت امام در این عرصه بوده است که به انجام رسانیدند. امام در رابطه با تشکیل و اداره حکومت بر این باور بود که تشکیل حکومت از وظایف مهم و اصلی علمای اسلام است و آن هم بدین معنا که اداره صحیح امور مردم و محو ظلم باید توسط حاکمیت و حاکمان انجام پذیرد : « عهده دارشدن حکومت فی حد ذاته شان و مقامی نیست , بلکه وسیله انجام وظیفه اجرای احکام و برقراری نظام عادلانه اسلام است ... » .
« ائمه و فقهای عادل موظف اند که از نظام و تشکیلات حکومتی برای اجرای احکام الهی و برقراری نظام عادلانه اسلام و خدمت به مردم استفاده کنند. صرف حکومت برای آنان جز رنج و زحمت چیزی ندارد منتها چه بکنند مامورند انجام وظیفه کنند. موضوع « ولایت فقیه » ماموریت و انجام وظیفه است » .آن بزرگوار مشروعیت همه ارکان نظام را بسته به رای و خواست مردم در چارچوب معیارهای دینی می دانستند. امروز در اغلب کشورهای دنیا مردم حکومت و حاکمان را تعیین می کنند. امام راحل نیز همین کار را کرد حتی در تعیین ارکان نظام از رهبری گرفته تا سایر مراکز قدرت مردم نقش تعیین کننده خود را با انتخاب چهره های مورد نظر ایفا کردند اگرچه انتخاب در نظام اسلامی و ولایی با انتخاب در نظامهای دموکراسی لیبرال تفاوت های فراوانی دارد. امام خمینی با اعتقاد به عینیت دیانت و سیاست اعتقاد به « سیاست اسلامی » داشتند یعنی اسلام بایستی به عنوان هدف و سیاست به عنوان روش و وسیله نیل به هدف مورد توجه قرارگیرد نه اینکه اسلام به عنوان ابزاری سیاسی مورد سواستفاده برخی از سوداندیشان واقع شود. از این رو فرهنگ استکبارستیزی و دشمن شناسی و داشتن خودباوری و استقلال که برگرفته از اندیشه امام راحل مان است باید سرلوحه افکار و اعمالمان قرار دهیم و همواره درصدد دفاع از شرف و اقتدار ملی خود برآئیم و بر سخن هوشمندانه و جهت بخش مقام معظم رهبری در این رابطه تاکید ورزیم که فرمود : « هر ملتی اگر تسلیم سلطه قدرتهای بزرگ عالم شد , از دست رفته است , هر ملتی اگر حاضر شد از شرف ملی , اقتدار ملی و اراده ملی خود چشم بپوشد در ورطه بی پایان وادی ای که آخر آن معلوم نیست لغزیده است » .

دسته ها : انقلاب اسلامی
شنبه پنجم 11 1387

بنام خدا


 


دکتر «فرانسیسکو اسکودرو بداته‏» رئیس فدراسیون جوامع اسلامى اسپانیا:


«چهره حیات بخش امام خمینى در جهان اسلام، امرى غیر قابل اغماض مى‏باشد و ایشان یکى از بزرگترین شخصیت هاى قرن حاضر محسوب مى‏شوند. وى افزود: انقلاب اسلامى ایران، به رهبرى امام خمینى سبب بروز تحولات و دگرگونی هاى عظیم در جهان اسلام شد و وى چهره جدیدى از اسلام را ارائه کرد. انقلاب ایران ، درس مبارزه علیه بى عدالتى و مقابله با حکومت هاى دیکتاتورى و غیر انسانى را آموخت. » (1)


«احمد جبرئیل» دبیر کل جبهه خلق آزادی فلسطین :


امام خمینى ، کرامت و عزت را به مسلمانان بازگرداند. امام خمینى (ره) با انقلاب اسلامى خود، روحیه انقلابى را به اسلام و عزت و کرامت را به مسلمانان بازگرداند بنیانگذار جمهورى اسلامى، اسلام را از انزوا نجات داد . دیدگاه مرتجعانه، نسبت ‏به این دین مبین را که دشمنان در طول صدها سال ارائه کرده بودند، از میان برد و مقوله"دین افیون ملت ها " را منسوخ کرد و اسلام را در سطح بین المللى به عنوان یک نیاز انسانى در زمینه‏هاى سیاسى، اقتصادى، اجتماعى، مادى و معنوى، مطرح کرد امام خمینى (ره) توانست جهان اسلام را از خواب بیدار کند ، به مسلمانان حیات جدیدى ببخشد امام راحل ثابت کرد که اسلام قادر است ملت هاى مستضعف و محروم را آزاد کرده ، آنان را در برابر کشورهاى استکبارى و طغیانگر به حرکت درآورد امام خمینى ، نشان داد که اسلام در زمان کنونى ، یک عنصر اصلى در تحرک و مقابله مردمى با حکومت هاى ستمگر و فاسد است. (2)

مفتى قزاقستان :


امام خمینى به همه جهانیان تعلق داشت.‏ ایشان نه به ایران و دنیاى اسلام ، بلکه به کلیه جهان تعلق داشت .


وقتى عالمى مى‏ میرد، در واقع جهانى مرده است . (3)


وی امام خمینى (ره) را یک چهره برجسته دینى و سیاسى جهان دانست و گفت: دنیا به نیک از وى یاد کرده و خواهد کرد؛ زیرا او را نه تنها دنیاى اسلام ، بلکه تمام جهان مى‏شناسند . من نیز به عنوان یک انسان و روحانى دینى ، براى او ارزش و احترام فوق العاده ای قائلم .


وى یادآور شد: مؤمنان مانند قطعات یک ساختمان هستند که یکدیگر را نگه مى‏دارند و امام خمینى یک چهره برجسته سیاسى - مذهبى در تاریخ بود که براى وحدت مسلمانان بسیار کوشید.


مفتى قزاقستان یادآور شد ، دنیا امام خمینى (ره) را مى‏شناسد و پیام وى به گورباچف ، که فرمود کمونیست را باید در موزه دید، همچنان در گوش ها طنین انداز است. او مبارزه با دین را شکست ‏خورده دانست و اکنون نظاره‏ گر عمق پیام او هستیم.



دکتر محمد تاجیک :


قبل از انقلاب اسلامى ، رویکرد اندیشمندان ما براى تعریف کلمات ظریفى همچون آزادى، اخلاق و ورود به عرصه سیاست ، به سوى مکاتب فکرى سوسیالیسم و لیبرالیسم سوق مى ‏کردامام خمینى (ره)، معادلات رایج غربى را بر هم ریخت و با استفاده از کلمات رقیق و لطیف منحصر به فرد ، واژه‏هاى دور از ذهن را تعریف کرد و براى بیان ایده‏ها، آرزوها و حرف هاى ملتش، از فرهنگ ویژه خویش استفاده کرد .


امام با تعریف جدید از مقوله قدرت و تکیه بر چهره اخلاقى آن، موفق شد نیروهاى مردمى را جذب کند و با این تعریف جدید ، حکومت پهلوى را زیر سؤال ببرد. (4)



پروفسور«میخاییل لمشف‏» نویسنده روس:


امام خمینى (ره) برخلاف رهبران سیاسى قرن حاضر که هر یک داراى استعدادى خاص در یکى از زمینه‏هاى اقتصادى، سیاسى، علمى، فرهنگى، دینى یا حقوقى بوده اند ، توانایى سازماندهى امور در همه حوزه‏ها را داشت پروفسور«میخاییل لمشف‏» افزود: امام خمینى (ره) سیاست را بخش لاینفک دین مى‏دانست و با اراده دینى و الهى علیه ستمگران بپاخاست امام راحل، در تمامى سطوح حیات اجتماعى و سیاسى جامعه، اسلام را به عنوان عامل تعیین کننده در تحولات انقلابى و حمایت کننده ارزش هاى انسانى مطرح کرد . (5)



امام جماعت ‏بزرگترین مسجد مادرید:


«امام خمینى، هدایت کننده و روشنگر جامعه بود» امام جماعت ‏بزرگترین مسجد مسلمانان در مادرید، پایتخت اسپانیا، تلاش ها و مجاهدت هاى امام خمینى (ره) را براى سربلندى اسلام و عزت مسلمان در جهان ستود امام خمینى ، شخصیتى نادر در دنیاى اسلام است که از توانمندى و قابلیت هاى فراوانى براى هدایت و روشنگرى برخوردار بوده است امام خمینى (ره) توانست احساسات مذهبى و اعتقادى را گسترش ‏بخشد و اقدامات و تلاش هاى ایشان، ثابت کرد که تنها همین عامل مى ‏تواند در افراد تغییر به وجود آورد . (6)



نلسون ماندلا :


رهبرى منحصر به فرد امام (ره) بود که توانست ‏با دست ‏خالى ، انقلاب اسلامى ایران را به پیروزى برساند


رئیس جمهورى سابق آفریقاى جنوبى ، ضمن تمجید از شخصیت استثنایى امام خمینى تأکید نمود: «من با دقت آن روزهاى حساس را دنبال مى‏کردم‏». (7)



شاعر تاجیکستانى:


امام خمینى از شخصیت هاى برجسته و ماندگار تاریخ بشرى است‏ . یکى از ویژگی هاى منحصر به فرد انقلاب اسلامى، حضور رهبرى امام خمینى به عنوان پشتوانه الهى این انقلاب است. امام خمینى یکى از شخصیت هاى برجسته و ماندگار تاریخ بشرى هستند که داراى ویژگی هاى انسانى ، الهى و ملکوتى خاص بودند . این شخصیت الهى در تمام جهان آنجا که قلبى، الهى و ملکوتى خاص بودند. این شخصیت الهى در تمام جهان، آنجا که قلبى براى عشق و حقیقت مى‏تپد، حضور دارد و زنده است و ماندگار. سراسر جهان اسلام و مستضعفین به حضور چنین رهبرى افتخار مى‏کنند، بوسیدن دست آن حضرت ، دیروز و بوسیدن خاک حرم آن حضرت امروز، آرزویى است که بسیارى از مسلمانان جهان آن را با خویشتن خویش نجوا مى‏کنند. (8)



معاون وزیر فرهنگ قرقیزستان :


امام خمینى ، آخرین پدیده بزرگ قرن ماست . یعنى درست در زمانی که آمریکا و شوروى جهان را به دو قطب بزرگ تقسیم کرده بودند و خطر هیچ قدرتى را تصور نمى‏کردند، امام خمینى ظهورکرد و این حرکتى بسیار جسورانه است. شگفتى در اینجاست که وى نزد هر ملتى محترم است و این از تیزهوشى و نبوغ اوست که توانست چنین تأثیرى در جهان معاصر باقى بگذارد امام خمینى ، رهبرى مقتدر و دوراندیش، انسانى والا و منزه ، برخوردار از باطنى شفاف و زلال و طبعى غنى و سرشار بوده است. به نظر من، رهبرى و رهنمودهاى او ، چه در خصوص مسائل ملل اسلامى و چه درباره معضلات جهانى، هدیه‏اى الهى بوده است. وى به باطن انسان ها نظر دارد و انسان را به زبانى ساده به آن سرچشمه‏هاى ازلى و ارتباط با مبدأ وجود دعوت مى‏کند و این هدف غایى زندگى است. معنى زندگى و نهایت تمدن ، رسیدن به همین منظور است. وى به این نکته توجه خاصى دارد و همه انسان ها را با همین ملاک ، یعنى انسان بودن ارزیابى مى ‏کند و این در هر شرایطى ارزشمند است. فکر مى‏کنم ، رمز تمامى پیروزی ها و دستاوردهاى انقلاب اسلامى نیز در همین است . این یک واقعیت است که هر رهبرى که در کوران مبارزات قرار مى‏گیرد ، در گردابى از مشکلات غوطه مى‏زند ، اما او مسیر درستى را مشخص کرد و این دیگر با آیندگان است که راه او را تا حصول نتایجش پیگیرى کنند. (9)



«حسین افندی اسمائیچ» مفتی سارایوو:


امام خمینى مسلمانان جهان را به هویت اصلى‏شان بازگرداند، مفتى شهر سارایوو( مرکز بوسنى هرزگوین ) گفت: امام خمینى (ره) توانست‏ با انقلاب اسلامى در ایران ، مسلمانان جهان را به اسلام و هویت اصلى شان بازگرداند انقلاب اسلامى ایران به رهبرى امام خمینى (ره) ، در زمانى شکل گرفت که مسلمانان در اقصى نقاط دنیا، با غفلت ، از اسلام فاصله گرفته بودند و این انقلاب آنان را بیدار کرد آنچه امام خمینى (ره) در ایران انجام داد ، در قرن فعلى بى ‏نظیر بود و این کار بزرگ مى‏تواند پیام و سرمشقى براى کسانى باشد که خواستار دین اسلام هستند . (10)



پی نوشت ها:


1- روزنامه جمهوری اسلامی، 5/7/78 .


2- روزنامه جمهوری اسلامی، 12/7/78 .


3- روزنامه جمهوری اسلامی ، 7/7/78 .


4- روزنامه جمهوری اسلامی، 18/7/78 .


5- روزنامه جمهوری اسلامی، 18/7/81 .


6- روزنامه جمهوری اسلامی، 4/7/78 .


7- روزنامه جمهوری اسلامی، 6/7/78 .


8- امام خمینی و جهان معاصر، ج 2، تهران : مؤسسه چاپ و نشر عروج، 1376 .


9- امام خمینی و جهان معاصر، ج1.


10- روزنامه جمهورى اسلامى ، 5/7/78.


دسته ها : انقلاب اسلامی
شنبه پنجم 11 1387

چندوقت پیش بنا به دعوتی به فکر خود انتقادی از حزبمان افتادم؛ مقاله ای که در ذیل می آید حاصل این تلاش است. (انتقاد به معنی واقعی یعنی دیدن نقاط ضعف و قوت) خوشحال می شوم با نظراتتان در تکمیل آن مرا کمک کنید:

الف) تاریخچه اجمالی:
حزب موتلفه اسلامی، همزاد با نهضت امام خمینی(ره) در سال 1342 تاسیس شد و بیش از چهار دهه سابقه کار، تلاش، جهاد و شهادت دارد. تشکلی که از بسیاری جهات بی نظیر است و توسط امام، هیات موسس آن گزینش شده و در حضور ایشان تاسیس شده است. تشکلی است که رضایت امام در را آغاز فعالیت جلب کرده، از دعای نیمه شب امام و عنایات مستمر آن عبد صالح خدا بهره مند شده و تا پایان عمر پربرکت امام خمینی (ره) به او وفادار مانده و همواره برای حرکت تشکیلاتی خود تایید امام را مدنظر داشته است. حزب موتلفه اسلامی مورد عنایت ولی فقیه عادل، مراجع معظم تقلید، روحانیت کشور و چهره‌های ماندگار در انقلاب و نظام جمهوری اسلامی بوده و هست.
موتلفه اسلامی تجربه سه نسل را در توشه دارد؛  نسل اول که در میانه میدان و ایثارگرانه در انقلاب شکوهمند اسلامی نقش اساسی ایفا نمود، نسل دوم  که در جبهه های نبرد با منافقین داخلی و دشمنان خارجی و سازندگی‌ها خوش درخشید و نسل سوم که با بهره‌گیری از تجربه دو نسل در کار ساختن ایران اسلامی آباد، آزاد وشاد تلاش می‌کند.
بررسی دوره‌های فعالیت حزب موتلفه اسلامی از منظر فرهنگی:
1- دوره 1341 تا 1344:
این دوره با آغاز نهضت امام شروع شد و رهبران و عناصر موثر موتلفه اسلامی در خدمت امام و روحانیت مبارز در صحنه‌های جهاد و فعالیت‌ها حضور فعال داشتند. بخش عمده ای از تلاش های این دوره عملکرد فرهنگی این تشکل را شامل می گردد. برگزاری سخنرانی ها جهت ارتقای بینش عمومی، برگزاری کلاسهای آموزشی برای اعضا ، همکاری در انتشار نشریات بعثت و انتقام و ... حضور 4 نماینده امام در موتلفه اسلامی به عنوان اعضای شورای فقاهتی در این دوره به غنای فرهنگی عملکرد این حزب افزوده بود که می توان به دوره آموزشی "انسان و سرنوشت" استاد شهید آیت الله مطهری برای رابطین فرهنگی حوزه های حزب اشاره نمود.
2- دوره 1344 تا 1349:
با دستگیری رهبران اولیه، موتلفه اسلامی به اقتضاء شرایط جامعه تغییراتی در مدیریت و شبکه تشکیلاتی خود پدید آورد و فعالیت‌ها کاملا مخفی در جهت زیرسازی حرکت آینده و فرهنگ‌سازی ایجاد کرد و نیز حفظ جریان مبارزه همه جانبه با سلطه‌گران طاغوتی فعالیتهای مخفی را در پیش گرفت بود. مدیریت این دوره با شهید باهنر، شهید رجایی، شهید محمد صادق اسلامی، و برخی برادران دیگر بود.
3- دوره 1349 تا 1354:
این دوره دوران مبارزه مخفی است و موتلفه اسلامی ضمن انجام فعالیتهای مخفی سیاسی، به فعالیتهای دیگر از جمله فعالیتهای فرهنگی پرداخت. اردو های تفریحی آموزشی (اردوهای رفاه و شرکت سبزه)، نمایش فیلمهای جهان با رعایت موازین اسلامی(شرکت فیلم در خدمت دین) ، آموزشگاه های اسلامی (مجتمع آموزشی رفاه) بحشی از عملکرد این فرهنگی این دوره است که به واقع در برخی از عرصه ها پیشگام تحولات گسترده  بوده است. در این دوره نیز نقش شورای روحانیت بسیار پر رنگ است و در بسیاری از موارد مذکور شهید مظلوم آیت الله دکتر بهشتی نقش هدایت کننده و آغازگر حرکتهای نوین را بر عهده داشته اند.
 4- دوره 1354 تا 1356:
پس از آشکار شدن انحراف سازمان مجاهدین خلق و جنایتهای آنان و گروههای کمونیست، بار دیگر موتلفه اسلامی نقشی محوری را در سازماندهی افراد و ارتباط با روحانیت مبارز و امیددهی و حفظ روحیه مبارزین مسلمان بر عهده گرفت. پاسخ به شبهات التقاطی و تلاش برای آموزشهایی جهت ارتقای بینش مبارزین از جمله اقدامات فرهنگی این دوره بود. این دوره سخت‌ترین دوره فعالیت موتلفه اسلامی به حساب می‌آید. مدیریت داخلی زندانها با شهید اسدالله لاجوردی،‌ شهید مهدی عراقی، حبیب‌الله عسگراولادی، اسدالله بادامچیان و ... و مدیریت بیرونی با شهید بهشتی، شهید مطهری، شهید باهنر و... بود.
5- دوره 1356 تا 1357:
حزب مؤتلفه اسلامی در این دوره با لبیک به پیام امام خمینی (ره) در اردیبهشت 56، در خدمت روحانیت مبارز و جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، نقش اساسی در ایجاد تشکیلات مخفی و سازماندهی مبارزین مسلمان داشت. یاران حزب موتلفه اسلامی در کمیته استقبال ازامام و سازماندهی انتظامات 60 هزارنفره برای ورود امام به ایران و اداره مراسم بهشت زهرا(س) و اقامتگاه امام نقش اساسی داشته‌اند. در این دوره نیز فعالیتهای فرهنگی یکی از اصلی ترین اقدامات این حزب به حساب می آید.
6-دوره 1357 تا 1366:
در این دوره، موتلفه اسلامی با اجازه امام در حزب جمهوری اسلامی فعالیت کرد و عناصر آن خدمات موثری در این حزب شهیدپرور داشتند. در این دوره موتلفه اسلامی با یارانی همچون شهیدان مهدی عراقی، علی درخشان، اسدالله لاجوردی، محمد صادق اسلامی و آقایان جبیب الله عسگراولادی،‌اسدالله بادامچیان، مصطفی حائری‌زاده، مرحوم سعید امانی همدانی و... که عضو شورای مرکزی حزب جمهوری بودند و دیگر اعضای خود با تمام توان در راه اهداف متعالی موسسین این حزب تلاش نمود. در این دوره همچنین فعالیتهای گسترده ای در امور فرهنگی و تبلیغی حزب جمهوری اسلامی توسط یاران موتلفه اسلامی انجام گردید که می توان به انتشار کتب فراوان ، نشریاتی همچون نشریه داخلی عروه الوثقی و... برگزاری کانونها و یادبودها و ... اشاره نمود. این امر تا آنجا بود که شهید مظلوم آیت الله دکتر بهشتی دبیرکل وقت حزب در یکی از سخنرانی های خود حزب جمهوری اسلامی را در ادامه حرکت موتلفه اسلامی در پیش از انقلاب توصیف نمود.
7-دوره 1366 تا 1367:
پس از تعطیلی حزب جمهوری اسلامی موتلفه اسلامی در این شرایط بنا به نظر امام خمینی(ره) انسجام احتیاطی خود راحفظ کرد و در ایجاد تشکلهای اسلامی «صنفی ـ سیاسی» کوشش جدی داشت.
8- دوره 1367 تا کنون :
در این دوره با کسب اجازه و تایید صریح امام خمینی(ره) و پس از رحلت ایشان با تایید ولی امر مسلمین، حضرت آیت‌الله العظمی خامنه‌ای «مدظله‌العالی» بطور مستقل به تجدید سازمان تشکیلاتی اقدام کرد و با کسب مجوز رسمی از وزارت کشور در سال 71 به عنوان «جمعیت موتلفه اسلامی» راهی نو را پی گرفت و در سال 82 نیز در چهلمین سالگرد تاسیس با نام «حزب موتلفه اسلامی» ادامه طریق داد ‌که انشاءالله تا ظهور حکومت عدل جهانی اسلام و در رکاب حضرت مهدی(ع) ادامه یابد.
در این دوره جایگاه هایی در ساختار حزب تحت عنوان آموزش و تبلیغات به صورت مشخص به امور فرهنگی می پردازند. همچنین هفته نامه شما، ماهنامه ذکر و سایتهای حزب موتلفه اسلامی بخشی از رسالت فرهنگی حزب را بر دوش دارند. موتلفه اسلامی هر ساله با برگزاری بیش از دهها کانون در تهران، جلسات مختلف در استانها و شهرستانها، سهم بسزایی در توسعه سیاسی و فرهنگی کشور دارد. کتاب ها و جزوه های منتشر شده از طرف موتلفه و شخصیتهای آن، مقالات، سخنرانیها، برنامه‌های تبلیغی و آموزشی، همراهی و همفکری در تهیه و طراحی لوایح مفید برای کشور و مردم، برگزاری اردوهای تفریحی، آموزشی و انتشار جزوات آموزشی، خبرنامه‌ها و ویژه‌ نامه‌ها، گوشه‌هایی از خدمات گسترده حزب موتلفه اسلامی در این دوره است.
ب) نقاط قوت حزب موتلفه اسلامی در حال حاضر:
1- وظیفه محوری : قرار دادن اصالت به وظیفه، سبب شده است بیش از آنکه برای کسب قدرت تلاش کند به دنبال انجام تکالیف شرعی باشد. این اصل بسیاری از آفت های قدرت و قدرت طلبی را از این حزب دور کرده است. وظیفه محوری موتلفه اسلامی را از شهادت ده ها تن از اعضای مرکزیت ، عملکرد انتخاباتی و ... این حزب می توان درک نمود.
2- همراه تمام اقشار جامعه : عضویت همه قشرها، طبقات و گروهها در حزب و محدود نبودن دامنه مخاطبین
3- گستردگی دامنه مخاطبین: حزب موتلفه اسلامی گسترده‌ترین حزب در سطح کشور است و جایگاه آن در نظام جمهوری اسلامی ایران نهادینه شده است. موتلفه اسلامی در 30 استان کشور و بیش از 180 شهر، دفتر و یا هسته تشکیلاتی دارد. این شبکه گسترده، بستر مناسبی جهت فعالیتهای گوناگون از جمله اقدامات فرهنگی است.
4- حضور مستدام در افکار عمومی: این حزب با داشتن ارگانی رسمی (هفته نامه شما) و پاسخگویی مداوم مسئولان آن به رسانه ها به عنوان نماینده افکار عمومی ، همچنین دارا بودن پیگاه های اطلاع ‌رسانی در شبکه جهانی اینترنت همواره حضوری پر رنگ در افکار عمومی داشته است.
ج) نقاط ضعف:
1- عدم موفقیت در اقناع افکار عمومی نسبت به شبهات موجود، همچنان محبوبیت حزب در سطح نامطلوبی است، شاید یکی از مسببین این امر عدم آشنایی کافی با افکار عمومی باشد که نیاز به افکارسنجی های دقیق و برنامه ریزی با توجه به آنها دارد.
2- کم کاری در عرصه تولید نظریات و محصولات فرهنگی و حتی سیاسی در این حزب موجب تقلیل جایگاه آن گردیده است. زمانی موتلفه اسلامی از تولیدات فکری برترین اندیشمندان اسلامی بهره می برد که شرح آن پیشتر ذکر گردید، اینک تولیدات فکری حزب حتی در نشریه آموزشی آن در بسیاری موارد تقلیدی و کپی برداری شده است. از سوی دیگر نیز حجم کم انتشارات حزب موجب عدم نشر اندیشه های موجود در حزب گشته است. در این خصوص کافی است به مقایسه حجم انتشارات حزب جمهوری اسلامی در دوران کمتر از ده ساله خود با دوره آخر حزب موتلفه اسلامی (از سال 1367 تا کنون) که در آستانه بیست سالگی است بپردازیم.
3- فقدان سخنگو در عرصه های گوناگون سبب گردیده است که دبیر کل در مواضع هفتگی خود در تمامی عرصه ناگزیر به اتخاذ موضع باشد. این در حالی است که حزب از نیرو های برجسته ای چه در شورای مرکزی و چه در بدنه تشکیلاتی خود برخوردار است؛ به عنوان نمونه می توان به نمایندگان حزب در مجلس که در عرصه های فرهنگی بسیار فعال هستند اشاره نمود.
4- رویکرد به موقع حزب به نسل سوم متاسفانه با رکودی جدی مواجه گردیده است. انتظار می رفت بخش نوجوانان که در دوره جدید در سال 73 تاسیس گردید، بخش دانشجویی که از سال 75 فعال بود و دیگر عرصه هایی که به این مهم می پرداختند به آنچنان رشدی رسیده باشند که تحولی جدی را متبلور سازند. در دیگر ارکان حزب نیز امکان بهره گیری بیشتر از جوانان وجود دارد که نیاز به برنامه ریزی دارد.
5- راه اندازی موسسات وابسته اما مجزایی همچون موسسه فرهنگی شهدای موتلفه اسلامی که به خودی خود نقطه قوتی برای حزب محسوب می گردید با بروز مشکلات عدیده و عدم ساماندهی آنها کار را تا آنجا پیش برده است که به ضد تبلیغ تبدیل گردیده است.
6- حرکتهای پر تاثیر در عرصه فرهنگی نیاز به هزینه های عدیده دارد که با عدم تخصیص اعتبار لازم، اینگونه فعالیتها را با رکود مواجه ساخته است.
7- حضور کمرنگ اعضای عادی حزب در فعالیتهای تشکیلاتی که دارای توانایی های بسیار می باشند که این موضوع در شهر تهران پر رنگتر است. این امر به دلزدگی اعضا و بی بهره ماندن حزب از امکانات بالقوه حزب منتهی گردیده است.
د) موانع:
1- در ایران مسئله تحزب هنوز جدى نیست. حزب موتلفه اسلامی به عنوان یکی از اصلی ترین احزاب موجود در کشور که به ساختار حزبی تن داده است در چنین شرایطی باید بیش از این به توسعه فرهنگ تحزب بپردازد و آن را نهادینه سازد. در غیر این صورت فعالیت حزبی در چنین شرایط با اتلاف انرژی بسیار همراه خواهد بود. برای تاکید بیشتر به سخنان دکتر حداد عادل در مجمع عمومی هشتم این حزب اشاره ای می نمایم: "با توجه به اینکه در ایران نسبت به سایر کشورهاى دنیا آزادى بیشترى وجود دارد. دنیا هم در این مسئله که در ایران آزادى وجود دارد، شکى ندارد، اما باید به صراحت بیان کنیم که احزاب نیرومند و تعیین کننده در کشور ما متناسب با آزادى هایى که داریم، وجود ندارد. البته این به معناى قدرنشناسى نسبت به فعالیت احزاب به خصوص موتلفه که امروز در جبهه سیاسى ایران باسابقه ترین حزب بوده و از نظر مواضع سیاسى و رابطه دین و سیاست و متناسب با اوضاع و اصول تاریخى و اجتماعى ایران وضع بسیار خوبى دارد، نیست."
2- در دهه اول انقلاب آرمان های مشخص و قابل فهمی برای مردم وجود داشت که اینک اینگونه نیست. مبارزه با رژیم شاه و دفاع مقدس آرمان های قابل فهم و مقبولی برای مردم بود. پس از جنگ، موضوع «بازسازی» مطرح شد که می توانست یک آرمان باشد اما چون به اندازه جنگ و مبارزه با شاه قابل فهم و شفاف نبود، نتوانست تبدیل به آرمان شود. در دوره موسوم به اصلاحات نیز آرمان "آزادی" و در دوره فعلی نیز آرمان "عدالت" مورد توجه دولتمردان قرار گرفته است که همه گیر نگشته است. گم گشتن آرمان ها موجب کم گشتن توان حزب در عرصه نظریه پردازی، موضع گیری و حتی عملکردها گشته که خود عامل تشدید کننده ای برای کاهش رویکرد به احزاب است. این موضوع بخشی از سخنرانی دبیرکل محترم حزب در مراسم تجلیل و معارفه جماران بود که با سوال کلیدی " رسالت تاریخى موتلفه در حال حاضر و آینده چیست؟" عنوان گردید اما به نظر می رسد همچنان برای افکار عمومی مبهم است.
3- مستقل ماندن احزاب نیاز به بودجه ای مستقل دارد. از اینرو حزب موتلفه اسلامی همواره با دوری گزیدن از درآمدهایی که موجب وابستگی گردد پیش رفته است. از سوی دیگر هزینه های حزب گسترده ای با ابعاد موتلفه اسلامی از حق عضویت ها نمی تواند به صورت کامل تامین گردد که سایه آنرا در اقدامات فرهنگی نیز می توان مشاهده کرد.

هـ)راهکارها:
1- تسریع در تدوین سند چشم انداز بیست ساله حزب علی الخصوص در عرصه فرهنگی
2- کادرسازی و نخبه پروری برای نظام
3- تفکیک سخنگوی سیاسی، فرهنگی و اقتصادی
4- افکارسنجی های دقیق تر و برنامه ریزی با توجه به آنها
5- تلاش بیشتر برای ارتباط با افکار عمومی در راستای فرهنگ سازی و انتقال دیدگاهها
6- توسعه و تکمیل بانک اطلاعاتی اعضا و تلاش برای بالفعل کردن ظرفیت اعضا
7- بازسازی اتاق فکر و تلاش برای بهره گیری بیشتر از متفکران اسلامی در حوزه تولید نظریات
8- توسعه و نظارت بیشتر بر موسسات وابسته
9- برنامه ریزی بهتر در امور مالی و اختصاص اعتبار به امور فرهنگی
10- گسترش فعالیت هیات نظارت به عنوان یکی از ارکان اصلی حزب و بهره گیری از کارشناسان مجرب در راستای آسیب شناسی حزب و اعمال نظارت عالی مستمر بر اساس مفاد اساسنامه
11- توسعه تولید محصولات فرهنگی همچون کتاب، نرم افزارهای چند رسانه ای و ...
12- توسعه فعالیتهای بخش نوجوانان، دانشجویی و... همچنین بهره گیری بیشتر از جوانان در ارکان حزب

دسته ها : انقلاب اسلامی
شنبه پنجم 11 1387
اول بهمن 43 سال پیش، مصادف با سالروز جنگ بدر در صدر اسلام گردیده بود؛ ‌درست در همان روز که ستون خیام دشمنان اسلام به دست سپاه اندک مسلمانان در دومین سال هجری فروریخت و ابوجهل را راهی جهنم نمود، ‌یاران امام خمینی در موتلفه اسلامی نیز با جمعی اندک اما متصل به ایمان الهی، ستون خیام دشمن را هدف قرار دادند و حکم الهی را درباره حسنعلی منصور که وجوه مشترک بسیاری با ابوجهل داشت،  در عملیاتی که به تبرک آنرا بدر نامیده بودند؛ اجرا نمودند.
ابعاد این حرکت که با دریافت مجوز شرعی از مراجع و نمایندگان شرعی امام در زمان تبعید ایشان به وقوع انجامید، به کرات بیان گردیده و تکرار مکرر آن چندان لطفی ندارد، اما آثار این اقدام بیشتر مورد غفلت واقع گردیده است.
تردیدی نیست که در زمان وقوع این حرکت، موجی از تردید و نا امیدی حاصل از شکست تلاشهای آیت الله کاشانی و شهید نواب صفوی در جامعه گسترده بوده است و خفقان پس از کشتار بی سابقه رژیم ستمشاهی در 15 خرداد ماه 1342 همچنان بر جامعه سنگینی می نمود که به دستور آمریکا امام خمینی دستگیر و تبعید می گردند و با تبعید آن بزرگوار آیه های یاس بسیاری سروده می گردد که هیچ راهی در مقابله با شاه که مستظهر به حمایت بی شائبه غرب است وجود ندارد. در چنین شرایطی سرنگون شدن نخست وزیری که حکم خود را رسما از آمریکا دریافت نموده بود، بارقه های امید را در دلهای انقلابیون احیا کرد و آمریکا نیز که با تبعید امام، نهضت او را تمام شده انگاشته بود، در چهلمین روز از تبعید با چنین واکنشی مواجه گردید تا بداند مقاومت مردم ایران با رفتارهای تهدید آمیز درهم نمی شکند.
اینک 43 سال از بهمن 43 گذشته است و شهد حاکمیت اسلام در میهنمان، به برکت خون شهیدانی همچون امانی، بخارایی، صفارهرندی و نیک نژاد  سالهاست کام مردم را شیرین نموده و رنگ حکمرانی آمریکایی از کشور برچیده شده است.
اینک آمریکا که همچون ببری زخم خورده چهار دهه است که به انتظار وارد کردن ضربه ای به نهضت امام خمینی (ره) از هیچ راهی غفلت نورزیده، در تلاش است با همکاری و حمایت خود از کسانی که همچون آل سفیان عقده بدر در گلو دارند و بدون هیچ اعتقادی به بنیانگذار انقلاب، منافقانه در تلاش برای انحراف مسیر نهضت و حاکمیت معاویه و یزیدها بر کشور هستند، از ادامه حکمرانی اسلام بر کشور جلوگیری نماید.
یکی از این راهکارها، وارد نمودن عناصری نفوذی به مجلس شورای اسلامی است تا از آن طریق بر فتنه های خود علیه کشور اسلامیان عمق بخشد و حتی از ابراز آن ابایی ندارد؛ بوش رسما از حمایت خود از گروهی سخن می گوید که سابقه عملکرد سیاهی از خود به جای گذاشته اند. اینک که حاکمیت اسلامی در کشور حکمفرماست، تداوم راه آن شهیدان برای ما بی شک ساز و کار دیگر می طلب، اگرچه نقش ابزارهای نظارتی در این میان بخش عمده ای از تکلیف ما را سبک کرده است اما به راستی وظیفه ما در برای جلوگیری از رخنه نیروهای آمریکایی چیست؟
دسته ها : انقلاب اسلامی
شنبه پنجم 11 1387

تقسیم بندی گروه های سیاسی جمهوری اسلامی به چپ و راست (با مفهوم رایج امروزی در ایران) را شاید بتوان به فروردین 67 و زمان انشعاب مجمع روحانیون از جامعه روحانیت مبارز نسبت داد. این تقسیم بندی در لفظ مشترک بود با تقسیم بندی رایج دنیا که جهان اول با محوریت آمریکا راست و جهان دوم با محوریت شوروی چپ نامیده می شد؛ از این رو بسیاری را نامطلوب می نمود.
 صورت بندى عصر ما از گروههای سیاسی نیز در فضاى دهه 70 اگرچه همواره مورد نقد بسیاری از کارشناسان بود اما به ادبیات رایج جریانهای سیاسی مبدل گشت. در صورت بندى عصر ما سازمان مجاهدین با عنوان چپ در مرکزیت اعتدال و ارزش ها قرار مى گرفت (چون عنوان می نمود هر دو ارزش عدالت و آزادى را قبول دارد) و هر یک از سه گروه دیگر به دلیل فقدان اعتقاد به یک ارزش مانند عدالت(راست مدرن) یا آزادى (چپ جدید) یا هر دو ارزش (راست سنتى) توصیف مى شد.
برخی دیگر نیز بر مبناى روش هاى کلاسیک  جامعه شناسى سیاسى معتقد بودند هر جامعه مدرن دست کم داراى 6 گروه سیاسى است:محافظه کار، لیبرال،سوسیالیست، کمونیست، فاشیست و آنارشیست. و تاکید می نمودند برای نیل به مدرنیته ناگزیر باید چنین تقسیم بندی را در جامعه سیاسی پیاده نمود.
چندی بعد جریانی که خود را چپ می نامید در ائتلاف با راست مدرن خود را اصلاح طلب و جریان مقابل را محافظه کار نامید. اگرچه دیری نپایید که درباره نام چپ جدید تجدیدنظر کرد و پس از جذب بخشى از این جناح بخش عمده ایشان را نیز محافظه کار یا اقتدارگرا نامید. این تقسیم بندی نیز عمر کوتاهی داشت و به دو گروه عمده اصولگرا و اصلاح طلب تبدیل گشت. شاید بتوان عینی ترین نمود آنرا در انتخابات شورای شهر دوم و مجلس هفتم یافت.
با در پیش رو بودن انتخابات مجلس هشتم انتظار می رود این تقسیم بندی ها شکل های جدیدی یابد اما سوال جدی اینجاست که آیا پیش رفتن در چنین ادبیاتی قابل دفاع است؟
بنیانگذار کبیر انقلاب با رسمیت بخشیدن به تعدد نگاههای سیاسی، تنها یک تقسیم بندی کلان را به رسمیت شناخته بود: "حزب الله" که دعوت به خدا می کند و "حزب شیطان" که دعوت به خود می کند. اگرچه دعوت به خدا از راه های گوناگون بنا به درکهای سیاسی متفاوت باشد.
رهبر فرزانه انقلاب نیز بارها این نوع دسته بندی ها را ناپسند عنوان کردند که در آخرین نمونه می توان به سخنان سال گذشته ایشان اشاره نمود: " اصولگرایی نحله یا جریانی در مقابل دیگر جریانهای رایج سیاسی نیست و تقسیم بندی گروهها به اصولگرا و اصلاح طلب و یا اسامی دیگر تقسیم بندی صحیحی نیست چرا که هرکس و هر جریانی که به مبانی انقلاب علاقه مند و پایبند و هر نامی که داشته باشد جزو اصولگرایان است. " (85/ 03/29 )
این ترد تقسیم بندی های متداول از سوی رهبری نظام به چه علتی صورت می پذیرد؟ شاید پاسخ در این سخنان ایشان هویدا باشد: " بایستى سعى‏مان بر این باشد که آن عنصر قوّت و قدرت را ... در خودمان زیاد کنیم؛ آن، اعتماد به خدا، اعتماد به آنچه که از اسلام در دست داریم، و از محوریت خارج کردن من؛ یعنى کم کردن منیّتهاى شخصى، منیّتهاى قومى، منیّتهاى گروهى و منیّتهاى سیاسى. به سمت آن اتّحاد حقیقى در زیر سایه احکام الهى برویم ... این اتّحاد، با اختلاف نژاد و اختلاف رنگ و پوست هم مى‏سازد؛ چه برسد با اختلاف مذاق سیاسى. مى‏توان این اتّحاد را به‏وجود آورد." ( 15/ 8/78)
یا در جای دیگر که می فرمایند:" ممکن است بعضى نقاط اختلاف نظرى درباره مسائل سیاسى و غیره بین اشخاص باشد - باشد - اختلاف نظر داشتن، حتّى در مسائل دینى، گاهى موجب دعوا نیست. شما به فقهاى اسلام نگاه کنید؛ یک فقیه در مسأله‏اى رأیى دارد، فقیه دیگر صددرصد رأیش مخالف اوست؛ اما ... یکدیگر را عادل مى‏دانند... این جنجالها و این مناقشه‏ها چیزى نیست که دو گروه را، دو نفر را، دو انسان انقلابى را به جان هم بیندازد. من الان هم عرض مى‏کنم که گروههاى خودى، فاصله بین خودشان را کم کنند. " (9/7/78) و یا جای دیگر که می فرمایند:" این بدحالتى است که انسان ببیند در داخل خطوط سیاسى، با خطّ مقابل خودشان خصمانه رفتار کنند؛ اما مرزهاى خودشان را به روى دشمن باز بگذارند! من این را نمى‏پسندم؛ این را ملت نمى‏پسندد؛ به جرأت مى‏توانم بگویم که این را خدا هم نمى‏پسندد... گروهها و جریانهاى سیاسى با هم کنار بیایند و با هم کار کنند. بدبینى، تهمت، اهانت به یکدیگر و قهر از یکدیگر نداشته باشند. حالا مى‏گویند که اختلاف مذاق سیاسى داریم ... اگر در زمینه‏هاى اقتصادى و سیاسى با هم اختلافى دارند - اگر اختلافشان، فقط اختلاف عاطفى نیست - خیلى خوب؛ در دایره آن اختلافات با هم رقابت کنند؛ حرفى نیست؛ اما این رقابتها را به خصومت، به دشمنى و به کینه‏ورزى در مقابل هم نکشانند." (8/5/78)
در کل به نظر می رسد مخالفت اساسی امام و رهبری با باندبازی است و از آنجا که بسیاری از اینگونه دسته بندی ها موجب دور شدن از حقیقت گرایی و نزدیک شدن به منفعت گرایی جمعی می گردد با چنین تعابیری مخالفت می کنند . حتی در این زمینه در سخنان رهبر معظم انقلاب می توان به مثالهای روشنی نیز دست یافت:"مثلاً فلان سرمایه‌دار مى‌گوید من این‌قدر پول به شما مى‌دهم و به حزبتان کمک مى‌کنم؛ اما مرا در فلان‌جا سفیر کنید! بحث سفیر معیّن کردن، بازرس فلان‌جا معیّن کردن، فلان شغل سیاسى را دادن، جزو شرایط حتمى حزب‌بازى به شکل غربى است... احزاب در آن‌جا هم همه‌کاره‌اند؛ البته پُررویى، پشت هم اندازى، پولدارى، داشتن پشتوانه‌هاى صهیونیستى، خوش‌قیافه و خوش‌تیپ و خوش صحبت بودن و احیاناً یک همسر فعّال و جذاب داشتن، اینها همه در این انتخابها و گزینشها مؤثّر است. حزب در آن‌جا به این معناست. این آقایانى که من مى‌بینم الان براى تحزّب در کشور تلاش مى‌کنند، بیشتر ذهنشان دنبال این‌طور حزبى است؛ من این گونه حزب را قبول ندارم... در تحزّب بایستى کسب قدرت مورد نظر نباشد. اگرچه کسب قدرت براى یک حزبِ موفّق یک امر قهرى است ... اما هدف حزب نباید به‌دست آوردن قدرت باشد. هدف بایستى هدایت فکرى مردم به سمت آن فکر درستى باشد که خود شما به آن اعتقاد دارید." (4/12/1377)
با گذشت یکسال از دستور رهبر فرزانه انقلاب درباره پرهیز از دسته بندی اصولگرا و اصلاح طلب در مناسبات سیاسی، تداوم استفاده چنین تعابیری از سوی کسانی که خود را اصولگرا می دانند جای بسی تعجب است؛ آیا وقت آن نرسیده که در سال اتحاد ملی و انسجام اسلامی گامهای بیشتری در ایجاد وحدت و زدودن زنگارهای حاصل از باندبازی ها برداریم؟ شاید حزب موتلفه اسلامی و اعضای آن با توجه به داعیه دار بودن حرکت در خط ولایت و با توجه به تجربه نسبتا موفق جلسات وفاق با گروههای سیاسی اصولگرا (به معنی اعم آن) در سال 78 و دیگر تجربه های موفق از این دست وظیفه سنگین تری در این راه داشته باشند.

دسته ها : انقلاب اسلامی
شنبه پنجم 11 1387

"لازم است‏برادران ایرانى و شیعیان سایر کشورها از اعمال جاهلانه که موجب تفرقه صفوف مسلمین است احتراز کنند و لازم است در جماعات اهل سنت‏حاضر شوند و از انعقاد و تشکیل نماز جماعت در منازل و گذاشتن بلندگوهایى مخالف رویه اجتناب نمایند. " (1)
این فتوای امام یکی از بزرگترین گامهای عملی در راستای تحقق وحدت امت اسلامی بود، گامی که تا آنجا استکبار را از خنثی سازی سیاست همیشگی تفرقه اش نا امید کرد که برای دامن زدن به تفرقه و پرهیز از وحدت جنگ تحمیلی را به راه انداخت و در میان سران دست نشانده برخی کشورهای اسلامی چنان وحشتی از صدور انقلاب ایران با جنجالهای رسانه ای ایجاد نمود که حتی شایعه مضحک تلاش ایرانیان برای دزدیدن خانه خدا در میان مسلمین قوت گرفت. امام که رمز پیروزی را در وحدت کلمه می دانست و تفرقه را از شیطان و اتحاد و انسجام را از رحمان گامهای عملی بسیار در راستای وحدت ملی و انسجام اسلامی برداشت. همان راهی که امروز نیز از سوی خلف بر حقش داروی شفابخش ایران و جهان اسلام شناخته شده است.
امام قومیت گرایی را موجب سقوط می داند اما در مقابل می فرماید: «حب‌ وطن‌ و حب‌ اهل‌ وطن‌ و حفظ‌ و حدود کشور مسأله‌ای‌ است‌ که‌ در آن‌ حرفی‌ نیست‌».  در جای‌ دیگر می‌فرماید:«ماهم‌ عربیت‌ را و عجمیت‌ را و ترکیت‌ را و همه‌ نژادها را پذیرا هستیم‌ »  و رویکرد افراطی که نافی وحدت می باشد را نادرست معرفی می نماید.
به تناسب نامگذاری سال 86 به «سال اتحاد ملی و انسجام اسلامی »  برخی از اقدامات عملی امام در راستای تحقق چنین آرمانی را به صورت مختصر بررسی نمودیم تا شاید راهگشایی باشد برای تداوم بهتر راه آن پیر فرزانه:

الف) ارائه تئورى حکومت اسلامى:
امام با درک صحیح از مشکلات و مصائب جهان اسلام و مشکل اصلى ملل مستضعف و تشخیص اینکه علل گرایش انقلابیون در دنیا به یکى از دو اردوگاه شرق یا غرب نداشتن الگوى صحیحى از حکومت‏حق است، دست‏به کار ارائه طرحى نوین در اداره جامعه شده و با تبیین نظریه ولایت مطلقه فقیه بر اساس مبانى اسلامى و حکومت دینى، رکنی رکین براى انسجام اسلامی در عصر حاضر ایجاد کردند و با کمک و خواست مردم حکومتى را با انتخاباتى آزاد و به طریق نوین در این کشور پایه‏ریزى نمودند. امام خود در کتاب ولایت فقیه در این‏باره مى‏فرمایند: "ما براى اینکه وحدت امت اسلام را تامین کنیم، براى اینکه وطن اسلام را از تصرف و نفوذ استعمارگران و دولتهاى دست‏نشانده آنها خارج و آزاد کنیم راهى نداریم جز اینکه تشکیل حکومت‏بدهیم. چون به منظور تحقق وحدت و آزادى ملتهاى مسلمان بایستى حکومتهاى ظالم و دست‏نشانده را سرنگون کنیم و پس از آن، حکومت عادلانه اسلامى را که در خدمت مردم است‏بوجود آوریم. تشکیل حکومت‏براى حفظ نظام و وحدت مسلمین است، چنانچه حضرت زهرا سلام‏الله علیها در خطبه خود مى‏فرماید که امامت‏براى حفظ نظام و تبدیل افتراق مسلمین به اتحاد است. " (2) و به این ترتیب امام خود حکومتى را براى ایجاد وحدت میان مسلمین ایجاد نمودند.
ب) اعلام روز جهانى قدس:
حضرت امام با تعیین آخرین جمعه ماه مبارک رمضان به عنوان روز جهانى قدس - روزی که بین همه ملل مسلمان مشترک بوده و هیچ رنگ و بوى نژادى و قومیتی ندارد- نقطه عطفى در اتحاد میان مسلمین جهان ایجاد کردند. امام در این‏باره مى‏فرمایند: "روز قدس، روز اسلام است. روز قدس، روزى است که اسلام را باید احیاء کرد و احیاء بکنیم و قوانین اسلام در ممالک اسلامى اجرا بشود. روز قدس، روزى است که باید به همه ابرقدرتها هشدار بدهیم که اسلام دیگر تحت‏سیطره به واسطه عمال خبیث‏شما واقع نخواهد شد. " (3)
ج) اقامه نماز جمعه:
حضرت امام با زنده نمودن نماز جمعه در جامعه اسلامى ایران قدم بزرگى در اتحاد مردم مسلمان ایران برداشتند، نمازی که به تعبیر امام نمایانگر بعد سیاسی اسلام است و نقشی جدی در ایجاد اتحاد بین ایرانیان و حتی مسلمین ایفا نموده است. حضرت امام در این مورد مى‏فرمایند:  "نماز جمعه با شکوهمندى که دارد براى نهضت کوتاه عمر ما یک پشتوانه محکم و در پیشبرد انقلاب اسلامى ما عامل مؤثر و بزرگ است. " (4)
د) احیاى حج ابراهیمى:
حج این میعادگاه بزرگ اسلام و مرکز همایش قدرت جهان اسلام که باید عاملى در جهت وحدت امت اسلام باشد، بوسیله علماى دربارها و ناآگاهان حاکم بر ملل اسلامى از مسیر اصلى خود منحرف شده و فقط به یک آیین خشک و بى‏روحى تبدیل گشته بود. امام خمینى با احیاء حج و اعلام برائت از مشرکین در این اجتماع بزرگ اسلامى همه مسلمانان را در مقابل سردمداران کفر متحد ساخته و باعث ایجاد هماهنگى میان مسلمین شدند. این آیین عبادى، سیاسى گرچه در سالهای نخست با مشکلاتى مواجه گردید لیکن به مرور به میثاقی میان مسلمین بلاد مختلف تلدیل گردیده و بدون برنامه‏ریزى رسمی و با هماهنگى با یکدیگر این مراسم را برپا مى‏دارند.
هـ) حکم ارتداد سلمان رشدى:
به هنگامى که جهان استکبار تمام توان خود را به کار گرفته بود تا اساس و بنیان این انقلاب را از ریشه بزداید ، امام خمینى با هدف‏گیرى ریشه و پایه توطئه دشمنان همه مسلمین را در برابر جهانخواران متحد کرده و با اعلام حکم ارتداد سلمان رشدى و وجوب اعدام او که مورد اتفاق همه فرق مسلمین است‏باعث احیاى اسلام و اتحاد مسلمین در برابر دشمنان شد.
و) دعوت از رهبر بلوک شرق به اسلام:
حضرت امام در ایامى که ناقوس مرگ کمونیست‏بصدا درآمده بود و صداى خرد شدن استخوانهاى آن به گوش مى‏رسید با دعوت از رهبر اردوگاه کمونیست‏به اسلام و اظهار شادمانى از پخش اذان از ماذنه‏هاى مساجد جمهوریهاى مسلمان شوروى شور و شوق وصف‏ناپذیرى در میان مسلمین جهان ایجاد کردند و به عنوان رهبر ملل مسلمان جهان باعث عزت و عظمت و بزرگى اسلام ناب محمدى شدند، خصوصا با پیش‏بینى صحیح از فروپاشى این نظام متکى بر مادیت و دعوت به الهیت و معنویت، اعتبارى تازه به دین و مکاتب الهى بخشیدند بطورى که ملل مسلمان را ابهتى وصف‏ناشدنى دربرگرفت.

پى‏نوشتها:
1. صحیفه امام، ج 10، ص 61
2. ولایت فقیه، ص 27
3. صحیفه امام، ج 9، ص 277، تاریخ 25/5/1358
4. صحیفه امام، ج 9، ص 492، تاریخ 21/6/1358

دسته ها : انقلاب اسلامی
شنبه پنجم 11 1387

امام خمینی، در فقه واصول و کلام و فلسفه و عرفان به مقام استادی‏رسید و در عین حال او مرد عمل و اقدام نیز بود. زیرا در مقام اجتهاد و مرجعیت‏ با صدور فتوا،تکالیف عملی مؤمنین را مشخص می‏کرد و به ‏همین لحاظ با واقعیات زندگی مردم و مشکلات جامعه آشنا بود. از سال 1341 نیز درعین فقاهت و مرجعیت، آشکار و مستقیم واردعرصه اقدام و مبارزه سیاسی گردیده و بزرگترین و مهمترین رهبر مخالفان شاه شد. گروه های سیاسی اطراف خود را به ائتلاف دعوت نمود و حزبی غیرعلنی تاسیس نمود و حتی با پیش بینی احتمالات نمایندگانی جهت دوران عدم دسترسی در بین آنها قرار داد. در تبعید پانزده ساله نیز به تعلیمات و تبلیغات‏انقلابی دست زد و کادرسازی و سازماندهی‏نمود و از سال 1357 تا هنگام رحلت، بالاترین شخص نظام‏جمهوری اسلامی بود. اما متاسفانه به نظر می رسد برخی در تلاشند با ارائه چهره ای صرفا معنوی از امام از بسط دیدگاههای سیاسی وی جلوگیری نمایند. از آن جمله می توان به مقابله برخی با تحزب در ساختار سیاسی کشور اشاره نمود. از اینرو در آستانه سالروز رحلت آن رهبر بزرگ واکاوی تحزب از منظر امام بحثی ضروری به نظر می رسد.

امام خمینی با تاسیس هیاتهای موتلفه اسلامی در آغازین روزهای شروع نهضت خود، صرف ساعتها وقت جهت بررسی اندیشه های سازمان مجاهدین خلق که به عدم حمایت ایشان منتهی گردید، حمایت از یاران دیرینش در تاسیس حزب جمهوری اسلامی، قرار دادن نماینده در سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی و ... به صورت عملی حزب را به رسمیت شناخت. این امر در کلام وی نیز متبلور شده است، بنیانگذار کبیر انقلاب در دیدار با اعضای شورای مرکزی حزب جمهوری اسلامی چنین می گوید:

" از اول عالم تا حال ، دو حزب بوده است: یکی حزب الهی و یکی حزب غیر الهی و شیطانی. و آثار هر یک هم جدا بوده است و آنی که مال الله بوده ، چون مقصد ، خدای تبارک و تعالی است ، به سوی او و در راه مستقیم است و آن که بر خلاف این راه بوده ، که اکثریت هم با اینهاست ، حزب‌های شیطانی هستند ، از صدر عالم تا حالا ، زمان رسول الله هم بوده است و در زمان خودمان هم حزب رستاخیز را دیدید که مقصدشان معلوم بود. حزب‌های الهی ، آثارش این است که روح خداست ؛ یعنی ، کوشش آن این است که دعوت به خود نکند و دعوت به خدا بکند ؛ دعوت به طبیعت نکند و دعوت به الوهیت و ملکوت بکند. " ( صحیفه نور جلد 17 - صفحه 192 (همانطور که پیداست مخاطب امام، جمعی از اعضای یکی از احزاب به معنای متداول آن هستند و نمی توان این سخنان را به نحوی دیگر تاویل نمود، حتی امام در ادامه می افزاید:" و آن چیزی که لازم است برای همه افراد بشر ، این است که توجه کنند که خودشان را در حزب خدا وارد کنند. انبیاء هم برای همین آمدند"( همان (

 

در اندیشه سیاسی حضرت امام تحزب امری جدای از حزب بازی است، ایشان به صراحت می فرمایند:" به نظر من که در صدر مشروطیت {انگلیسها} حزب را در ایران درست کردند ، حزب بازی را برای همین درست کردند که نگذارند این ملت با هم آشتی کنند. " (صحیفه نور جلد 12 - صفحه 25) این سخن امام البته در ترد حزب بازی است و ایشان تکثر احزاب به صورت منطقی آن را مورد تایید قرار می دادند؛ چنانکه در جمع اعضای سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی فرمودند:" اگر گروه‌ها مختلف باشند ، ولی در امور عقیدتی و در اصول عقاید اسلامی تفاهم داشته باشند ، آسیب نمی‌بینند. درگیری در اختلاف آرا و عقیده است. شما باید کوشش کنید با گروه‌های دیگری که مسلمان هستند و استقلال و آزادی و جمهوری اسلامی را می‌خواهند ، تفاهم داشته باشید. شما با حزب {جمهوری اسلامی} ... نزدیک باشید... مهم این است که مقصد ، مقصد واحد باشد ، هرچند از راه‌های مختلف به آن مقصد می‌رسیم و این اساس امور است. و اگر این طور نشود ، منجر به درگیری می‌شود." (صحیفه نور جلد 15 - صفحه 271)

امام خمینی بارها بر ضرورت مردمی بودن احزاب تاکید می نمود و احزاب دولت ساخته را مترود می دانست. در این خصوص می توان به اعلامیه مشهور ایشان پس از تشکیل حزب رستاخیز اشاره نمود:" ... درباره این حزب به اصطلاح رستاخیز ملی ایران باید گفت این عمل با این شکل تحمیلی مخالف قانون اساسی و موازین بین المللی است و در هیچ یک از کشورهای عالم نظیر ندارد. ایران تنها کشوری است که حزبی به امر ملوکانه تاسیس کرده و ملت مجبور است وارد آن شود ، و هر کس از این امر تخلف کند سرنوشت او یا حبس و شکنجه و تبعید و یا از حقوق اجتماعی محروم شدن است..." (صحیفه نور جلد 3 - صفحه 72)

امام حتی در خصوص مسائل داخلی احزاب نیز نکاتی گفته است که بیانگر دقت نظر ایشان به تحزب است. در دوران خفقان ساختار تشکلهای مرتبط با خود را با توجه به شرایط امنیتی وقت تعیین می کند و پس از انقلاب نیز با توجه به شرایط روز دستور العملهایی دارند. به عنوان نمونه در خصوص عضو گیری به سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی تاکید می کند که :" مساله مهم دیگر قضیه عضوگیری است. شما باید سوابق افراد را قبل و بعد از انقلاب بررسی کنید. اینکه خانواده‌اش کیست ، بعد از انقلاب چه جوری بوده است ؛ این را باید حتی الامکان ، دقت کنید ... البته رعایت چنین امری در سراسر مملکت مشکل است ، اما اگر مسامحه شود کار مشکل‌تر می‌شود. باید از افرادی صحیح که می‌دانید ریشه فاسدی ندارند ، عضوگیری کنید. " (صحیفه نور جلد 15 - صفحه 272) حرکت امام در احیای تحزب اسلامی حتی در خصوص حکمیت داخلی احزاب نیز تداوم یافت که می توان به حل اختلاف میان اعضای جامعه روحانیت مبارز با موافقت با استقلال یافتن اقلیت آنروز این تشکل اشاره نمود. نمونه ای که خود بیانگر موافقت امام با تکثر عقاید حزبی در چهارچوبهای قانونی است.

امام خمینی تحزب صحیح را تا چنان حدی ضروری می دانست که پس از شهادت یاران قدیمش در حزب جمهوری اسلامی – همانها که بارها درباره جایگاهشان و فوایدشان برای نظام سخن گفته بود - یکی از فواید این شهادت را اصلاح تفکر عموم مردم نسبت به حزب آنها معرفی نمود: "و البته خیلی خسارت به ما وارد شد...افرادی را که از دست می‌دادیم البته مهم بودند ، لکن در راه هدف... اگر این مسائل واقع نشده بود ، شما ، حزب شما هم می‌دانید چه جوری بود وضعش بین مردم؟ بین مردم شماها را یک صورت کریهی ... نشان می‌دادند که شاید مردم غیر آگاه ، همه شاید قبول می‌کردند که مساله این است و اینها هستند که دارند انحصار طلبی (می‌کنند) ... شما دیدید که صبح آن روزی که مرحوم آقای بهشتی و آن هفتاد نفر مظلوم در آنجا ، آن طور به وضع فجیع شهید شدند ، مردم فرق کردند ؛ یک دفعه تمام صحبت‌ها برگشت... و به نفع ایشان شد..." (صحیفه نور جلد 15 - صفحه 199)

در مجموع از سخنان امام بزرگوار چنان بر می آید که ایشان با تحزب که مسیر الهی را بپیماید موافق بوده و بلکه به آن توصیه نموده اند ولی در برابر احزاب و گروه هایی که مضر برای جامعه اند همچون حزب رستاخیز در سالهای پیش از انقلاب و حزب توده، سازمان مجاهدین خلق و ... در سالهای پس از انقلاب به صراحت به مخالفت پرداخته اند.

دسته ها : انقلاب اسلامی
شنبه پنجم 11 1387

"ایران انگلیس را با تیپا بیرون انداخت ." این جمله را چرچیل نخست وزیر شهیر انگلیس با ملی شدن صنعت نفت در ایران اعلام کرد.

 

نفت یا طلای سیاه از همان ابتدای کشف، با طمع قدرت های استعمارگر بین المللی مواجه شد و آنان در ازای امتیازاتی که می گرفتند مبالغ بسیار ناچیزی به صاحبان کشورهای نفت خیز می دادند، مبالغی که رقم آن امروز بسیار مسخره است. در واقع سرقت نفت از ساده ترین شگردهای قدرت های استعمارگر در یکصد سال اخیر بوده است.

 

شرکت نفت انگلیس که استعمار خود را از سال 1280 در ایران آغاز کرده بود، نفت کشورمان را به مدت 50 سال نه بشکه ای، بلکه به صورت تنی خارج می کرد و البته سود ناچیزی هم به مسئولان وقت می داد. حسین ملکی ، مورخ در این باره می گوید: انگلیس، نفت مجانی را از ایران می گرفت و تعجب اینکه، دولت و ملت ایران هیچ گاه نتوانست اطلاع پیدا کند که انگلیس چه مقدار نفت ایران را قبل از ملی شدن، مجانی و یا با قیمت پایین از ایران خارج کرده است.  لندن فقط در 9 سال قبل از ملی شدن صنعت نفت در ایران، حدود 40 میلیون پوند سود سهام و درآمد مالیاتی نصیب خود کرد.

 

جرج میدلتون، سفیر وقت انگلیس در تهران هم درباره پشت پرده سیاست لندن علیه تهران گفته بود: دستور لندن این بود که جریان نفت ایران باید ادامه یابد و هیچ وقت قطع نشود... به من دستور داده شده بود که در مورد صدور نفت ایران به انگلیس برای 30 تا 40 سال آینده با اطمینان حرکت کنیم.

 

این نوع رویکرد انگلیس دیگر برای ملت ایران قابل تحمل نبود و این گونه شد که از پانزدهمین دوره مجلس شورای ملی و در قبال تعیین تکلیف قرارداد نفتی - الحاقی 1933 ملی کردن صنعت نفت ایران کلید خورد و آیت الله کاشانی و دکتر مصدق رهبران این نهضت شدند. بلافاصله مجلس شورای ملی هم تقاضای ملی شدن نفت را مطرح کرد و به همین خاطر نخست‌وزیر وقت استعفا داد. شاه، سپهبد رزم آرا را که رئیس ستاد ارتش و فارغ‌التحصیل سن سیر فرانسه بود نخست وزیر کرد تصور آمریکا و انگلیس نیز از نخست وزیری رزم آرا این بود که او، تنها شانس آن‌هاست. رزم آرا که گفته بود: شماها نمی توانید (( لولهنگ ))-آفتابه گلی - بسازید و کارخانه سیمان اداره کنید ، پس بنشینید سرجای خود و دم از ملی کردن صنعت نفت نزنید!!

 

بررسی جایگاه مصدق در ملی شدن صنعت نفت:

 

نکته حائز اهمیت در زمینه ملی شدن صنعت نفت این که حتی ابتکار و پیشنهاد این موضوع متعلق به مصدق نیست. برخی صاحبنظران تاریخ معاصر براساس اسناد موجود از مشروح مذاکرات کمیسیون نفت مجلس شورای ملی معتقدند حتی تا اواسط سال 29 مصدق موضع موافقی با ملی شدن صنعت نفت نداشته است. البته ما در این بحث مبنا را بر روایات خود دکتر مصدق به عنوان نخست‌وزیر دوران ملی شدن صنعت نفت قرار می‌دهیم. وی در زمینه چگونگی مطرح شدن طرح اجرایی بعد از تصویب ماده واحده ملی شدن صنعت نفت در 29 اسفند سال 29 به صراحت می‌گوید: «شنبه 8 اردیبهشت 1330 که روز جلسه‌ی مجلس نبود به مجلس شورای ملی احضار شدم. اکثریت نمایندگان هم آمده بودند و می‌خواستند در جلسه‌ی خصوصی به شور و مشورت پردازند و تمایل خود را برای تعیین نخست‌وزیر بعرض شاهنشاه برسانند. از اینکه گفته می‌شد آقای حسین‌علاء استعفا داده است تعجب کردم چونکه روز ششم اردیبهشت شب که بخانه من آمده بودند و می‌خواستند در یک موضوعی با من مشورت کنند هیچ از این بابت صحبتی نکردند و چون قبل از این ملاقات من در کمیسیون نفت مجلس شورای ملی بودم که طرح نُه ماده‌ای جمعی از نمایندگان که برای ملی شدن صنعت نفت تنظیم شده بود از تصویب کمیسیون گذشت نخست‌وزیر را از جریان مطلع کردم و تقاضا نمودم که روز یک‌شنبه نهم اردیبهشت در جلسه رسمی مجلس حضور یابند...»

 

در فراز دیگری دکتر مصدق چگونگی شکل‌گیری اندیشه کلی ملی شدن صنعت نفت را روایت و مطرح می‌کند که نمایندگان عضو کمیسیون نفت مجلس- که خود ریاست آن را به عهده داشت- نتوانسته بودند بعد از چند ماه بحث به فرمولی برای استیفای حقوق ملت برسند: «ملی شدن صنعت نفت در سراسر کشور ابتکار شادروان دکتر حسین فاطمی است که چون کمیسیون نفت مجلس شورای ملی پس از چند ماه مذاکره و مباحثه نتوانست راجع باستیفای حق ملت از شرکت نفت انگلیس و ایران تصمیمی اتخاذ کنند دکتر فاطمی با من که رئیس کمیسیون بودم مذاکره نمود و گفت با وضعی که در این مملکت وجود دارد استیفای حق ملت کاری است بسیار مشکل، خصوصاً که دولت انگلیس مالک اکثریت سهام شرکت است و بعنوان مالیات بر درآمد هم هر سال مبلغ مهمی از شرکت استفاده می‌کند و من‌باب مثال در سال 1948 از شصت‌ویک میلیون لیره عوائد خالص شرکت نفت بدولت ایران که مالک معادن نفت است از بابت حق‌الامتیاز فقط نُه ملیون لیره رسیده در صورتیکه دولت انگلیس به عنوان مالیات بر درآمد بیست‌وهشت ملیون لیره استفاده کرده است.»

 

البته توجه دادن خوانندگان به این فرازها از خاطرات دکتر مصدق بدین معنی نیست که وی بعد از انتخاب شدن به عنوان نخست‌وزیر نقش اساسی در پیگیری موضوع ملی شدن نفت ایفا نمی‌کند، بلکه هدف صرفاً مشخص شدن معادلات قبل از 29 اسفند 1329 است مقام معظم رهبری در خطبه های نماز جمعه تهران‌24/12/63 درباره مصدق چنین فرمودند: «دکتر مصدق اینجوری نبود، یک شخصیتی از خانواده اشراف، جزء طبقه اشراف، در اشرافیت متولد شده، در اشرافیت بزرگ شده، در اشرافیت هم از دنیا رفت و در همان وضعیتی که بود البته انسان آزاده‌ای بود. این نظر خوشبینانه بنده است. ممکن است بعضی‌ها این نظر را نداشته باشند من در این باره بحثی ندارم... دکتر مصدق یک آدم ملی گرایی‌خلاصه می‌شد و به اساس نظری که من دارم معتقدم او یک آدم آزادیخواهی بود که تسلط انگلیسیها را بر مملکت تحمل نمی‌کرد و می‌خواست یک دولت مستقل در کشور تشکیل دهد . دکتر مصدق در همین حد خلاصه می‌شد که نفت را از انگلیسها بگیرد و یک دولت ملی و مستقل بوجود آورد ، البته شاه هم اگر بود ، باشد . منتهی همین طور که مریدها و شاگردان مصدق تا آخر می‌گفتند شاه سلطنت بکند و حکومت نکند و یک مقام تشریفاتی باشد و اختیار دست مصدق باشد . حالا بعد از اینکه انگلیسها رفتند و ملت مستقل شد دیگر بعد از استقلال چه نظام رفتاری ، اخلاقی و آدابی و نظامی فکری بر مردم حاکم باشد برای او فرقی نمی‌کرد و در محدوده ذهن دکتر مصدق نبود . او یک انسان لیبرال و آزادیخواهی بود که معتقد بود جامعه همین نحو و با همین نظام زندگی کنند منتهی انگلیسها و قدرتهای خارجی بر آنها حکومت نداشته باشند . ولی مرحوم آیت‌اله کاشانی یک فرد کاملا مکتبی بود " (سخنان ایشان در اینجا با انفجار بمبی در نمازجمعه تهران و شهادت جمعی از نمازگزاران نیمه کاره ماند و بحث خطبه را تغییر داد)

 

نقش آیت ا... کاشانی در عدم تصویب لایحه الحاقی:

 

آیت ا.... کاشانی برای جلوگیری از تصویب قرارداد نفت در مجلس، اعلامیه ای خطاب به ملت ایران درباره ملی کردن صنعت نفت صادر کرد. بعد از انتشار اعلامیه، اجتماع بزرگی در مسجد شاه (سابق) برپا گردید که در آن سخنرانان راجع به ابطال قرارداد  نفت 1312 شمسی 1933 میلادی به سخنرانی پرداختند و خواستار ملی شدن صنعت نفت شدند.

 

در اعلامیه ای از آیت ا... کاشانی آمده بود:«..... بر همه کس واضح و آشکار است که تمام بلیات و مصائب، مخصوصاً هرج و مرج دستگاه اداری و غارت بیت المال و تسلط زمامداران نالایق و مملکت فروش و بطور کلی تشویق جنایتکاران و حبس و تبعید و شکنجه وطن دوستان در اثر سیاست جابر انگلستان در مملکت ما به وجود آمده است و آن دولت همیشه این اعمال خلاف عفت و انسانیت را برای غارت نفت ایران که بزرگترین و مهم ترین ثروت ملی ماست،‌ مرتکب شده و می شود ........ ملی شدن صنعت نفت در ایران تنها چاره بیچارگیهای ماست، زیرا بدین وسیله ثروت بیکران که خداوند تبارک و تعالی به ملت ایران عطا فرموده، از دست دشمنان بشر که مقصدی جز منفعت طلبی و مکیدن خون ملل ضعیف ندارند، بیرون آمده، به صاحبان حقیقی و مستحق آن می رسد ..... برای اینکه تکلیف دینی و وطنی ملت مسلمان ایران کاملاً معلوم و روشن باشد ناچارم این آرزوی عمومی را یک بار دیگر در اینجا بیان کنم تا به نام سعادت ملت ایران و به منظور کمک به تأمین صلح جهانی، همه افراد مملکت بخواهند که صنعت نفت ایران در مناطق کشور بدون استثناء ملی اعلام شود.......»

 

رزم آرا با گستاخی تمام و بی اعتنایی، همچنان روی تصویب قرارداد الحاقی پافشاری می کرد و در پاسخ به کمیسیون نفت (12 اسفند 1329) گفت: «....... اگر زیاد پافشاری کنند مسجد را بر سر کاشانی و مجلس را بر سر مصدق خراب خواهم کرد

 

مردم منتظر شنیدن آخرین نتایج مباحثی بودند که به خاطر مخالفت سپهبد رزم آرا، نخست وزیر وقت به جایی نمی رسید. اما سرانجام شلیک گلوله ای از سوی خلیل طهماسبی از گروه فدائیان اسلام به رزم آرا ، همه مباحث را پایان داد.

 

 آیت ا.... کاشانی در مصاحبه ای چنین گفت:«...... این عمل به نفع ملت ایران بود و این گلوله و ضربه، عالی ترین و مفیدترین ضربه ای بود که به پیکر استعمار و دشمنان ملت ایران وارد آمد. قاتل رزم آرا باید آزاد شود. این اقدام او در راه خدمت به ملت ایران و برادران مسلمانش عملی شده است......»

 

آیت ا... کاشانی در برداشتن آخرین گامها برای ملی کردن صنعت نفت و کوتاه کردن دست بیگانگان از منابع ثروت ملی و دخالت در امور کشور، همزمان با تشییع جنازه رزم آرا، دستور داد تظاهرات ملی و همگانی در خیابانهای تهران برپا شود .

 

شاه از طریق سر لشگر ضرابی برای آیت ا... پیام فرستاد که مانع تندرویهای فدائیان اسلام شود و اجتماعی را که قرار بود در میدان بهارستان برپا شود متوقف کند اما ایشان نپذیرفت و سرانجام تظاهرات بزرگ 100 هزار نفری در تهران به راه افتاد. در این روزها تنها مرد قدرتمند ایران آیت ا... به حساب می آمد و همه به حرکتها و تصمیمات وی چشم دوخته بودند.

 

پس از کشته شدن نخست‌وزیر وقت ، طرح ملی شدن صنایع نفت با رهبری ایت الله کاشانی و دکتر مصدق در مجلس دوباره به بحث گذاشته شد. گزارش کمیسیون در 24 اسفند به تصویب مجلس شورا و در 29 اسفند به تصویب مجلس سنا رسید. همچنین مجلس در 29 اسفند 1329، گزارش پیشنهادی کمیسیون نفت را به شرح زیر تصویب نمود:

 

«به نام سعادت ملت ایران و به منظور تأمین صلح جهان، (ما) امضاء کنندگان ذیل پیشنهاد می نمائیم که صنعت نفت ایران در تمام مناطق کشور بدون استثناء ملی شود، یعنی تمام عملیات اکتشاف، استخراج و بهره برداری در دست دولت قرار گیرد

 

پس از استعفای حسین علاء که بعد از رزم‌آرا نخست وزیر شده بود، در شور و اشتیاق عمومی که آیت الله کاشانی در ایجاد آن نقشی بی بدیل داشت دکتر مصدق به نخست وزیری رسید و به همراه کاشانی که نهضت مردمی ملی شدن نفت را عهده دار بود، برنامه خود را اصلاح قانون انتخابات و اجرای قانون ملی شدن صنعت نفت اعلام کرد.

 

واکنش انگلستان به ملی شدن صنعت نفت:

 

به هر حال بیست و نهم اسفند 1329 و در نتیجه همدلی آیت الله کاشانی و دکتر مصدق، نفت ایران ملی شد اما در کنار مباحث این نهضت، نکات جالبی وجود داشت.

 

 انگلیسی ها که خود را درمانده یافته بودند درباره اسناد سرقت نفت ایران تصمیم گرفتند آنها را به خانه سدان در خیابان 30 تیر تهران ببرند و بسوزانند. اریک دریک، مدیرعامل شرکت نفت انگلیس - ایران در این باره می گوید: دستور رسید تا اسناد مربوط به خروج نفت ایران را به دلیل کمبود وقت در اطراف شرکت معدوم کنیم.

 

مشابه فعالیت آمریکایی‌ها در لانه جاسوسی، انگلیسی‌ها نیز چون احساس کردند که صنعت نفت ایران در حال ملی شدن است، اسناد را از دفتر شرکت نفت که در خیابان نادری تهران بود به خانه سدان، رئیس شرکت نفت ایران و انگلیس ، برده و آن‌ها را ‌سوزاندند.  نهایتاً این خانه دست دولت افتاد و مصدق از این اسناد در دیوان بین‌المللی لاهه و شورای امنیت استفاده کرد.

 

انگلیسی‌ها می‌خواستند تمام تلاش خود را انجام دهند تا جلوی ملی شدن صنعت نفت را بگیرند. هدف اول آن‌ها حفظ منابع انرژی برای خودشان بود و هدف دوم مبارزه با حرکت‌های مردمی بود که به شدت از گسترش آن می‌ترسیدند و ممکن بود قدم بعدی حرکت‌های مردمی ملی کردن کانال سوئز باشد که البته چنین نیز شد و کانال سوئز با تاسی از ملی شدن صنعت نفت ایران، ملی شد.

 

بلافاصله در 25 دسامبر 1951 نیز دولت مصدق به کارکنان انگلیسی شرکت نفت یک هفته مهلت داد که ایران را ترک کنند. انگلیسی ها نیز که در این برهه خیلی خوار شده بودند ایران را ترک کردند و تحقیر بزرگی برای انگلیس از طرف همدلی کاشانی و مصدق به ثبت رسید.

 

مسئول قسمت نفت وزارت دفاع آمریکا گفت بدون نفت ایران تا آخر سال 1951 تقاضا بر عرضه غلبه خواهد کرد.

 

آغاز توطئه آمریکا و انگلیس علیه مردم ایران 

 

با فشار به عربستان سعودی و کویت و عراق که میزان استخراج را بالا بردند، تحریم نفت ایران موثر واقع می‌شد. در سال 1952 تولید نفت ایران به 20000 بشکه در روز در با مقایسه با 666000 بشکه در روز در سال 1950 تنزل کرد.

 

در همین زمان فشار روی ایران با روی کار آمدن دولت محافظه‌کار و نخست وزیری چرچیل اضافه شد، چرچیل که در این زمان 77 ساله بود، می‌گفت که سیاست سختی در مورد مردم ایران خواهد داشت .

 

طبق اسناد موجود، چرچیل نخست وزیر انگلیس بعد از ملی شدن نفت در ایران به ترومن رییس جمهور آمریکایی گفت: «اگر در آن زمان حکومت انگلستان را در دست داشت، به هیچ وجه ایران، انگلیس را با تیپا بیرون نمی‌کرد».

 

 پیروزی نتیجه پافشاری و مقاومت مردم ایران 

 

به نظر می‌رسید فشار و تهدید، بر رهبران ملی و مذهبی ایران تاثیری نداشت. مصدق می‌گفت: نفت برای نسل‌های آینده در زمین می‌ماند.

 

وی از رادیو و روزنامه برای آماده کردن مردم استفاده می‌کرد و به واسطه همراهی روحانیون و در راس آن‌ها آیت‌الله کاشانی، مردم هر زمان که لازم بود در حمایت از ملی شدن صنعت نفت به خیابان‌ها می‌ریختند.

 

در ابتدای سال 1332 (1953 ) انگلیس به آمریکا پیشنهاد کودتا در ایران داد. جواب امریکا این بود که باید صبر کرد تا آیزنهاور سرکار بیاید. با روی کار آمدن آیزنهاور، فرمان کودتا را جان فاستر دالس وزیر امور خارجه امریکا و برادرش آلن دالس رئیس سازمان جاسوسی این کشور صادر کرد.

 

در این مرحله اشتباه تاکتیکی مصدق رخ داد چرا که از رهبران مذهبی و به طبع آن اکثریت مردمی که قاطبه مذهبی داشتند، روگردان شد. این امر به مصدق مشتبه شد که می‌تواند حتی بدون حمایت مردمی بر انگلیسی‌ها پیروز شود و این در نامه‌های مصدق با کاشانی نمایان بود. در انگلیس چرچیل قبول مسئولیت کرد که مصدق را سرنگون کند. آمریکایی‌ها هم با کودتا موافقت کردند.

 

این حوادث تاریخی نشان می دهد آمریکا و انگلیس هیچگاه منافع ملی ایران را به رسمیت نشناخته اند. هم اکنون نیز به هر حربه ای دست می زنند تا حقارت تاریخی خودشان در ایران تکرار نشود و ایران از انرژی هسته ای برخوردار نشود.

دسته ها : انقلاب اسلامی
شنبه پنجم 11 1387
X