دوشنبه بیست و نهم 10 1393
به نقل از همسر شهید مصطفی صفری تبار:
آقا مصطفی(کمیل)همیشه دائم الوضو بودند و در هر شرایطی نماز رو اول وقت می خوندند ، روزی ایشان با لباس کار ماهیگیری و شکار هنگام نماز ، شروع به نماز خواندن کردند،دیگران گفتند بابا ! خونه نزدیکه چند دقیقه دیگه میریم خونه با سر و وضع تمیز نماز می خونیم ...
اما مصطفی گفت: وقتی قراره اول وقت باشه یعنی اول وقت ...

پی نوشت :
#شهادت آرزویست که مصطفی نشان داد دست نیافتنی نیست!
کلیک کنید : #شهیدکمیل
http://www.salehon.ir/?p=6663
سه شنبه اول 11 1387

سلام

شنبه بیست و سوم 9 1387

آیات اثبات کننده ولایت امیرالمومنین در قرآن (2)

آیه دوم : « یَاأَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا أَطِیعُوا اللّهَ وَأَطِیعُوا الرَّسُولَ وَأُولِی الْأَمْرِ مِنْکُمْ » (نساء آیه 59)

« اى کسانى که ایمان آورده‏اید! اطاعت کنید خدا را! و اطاعت کنید پیامبر خدا و اولو الامر ( اوصیاى پیامبر) را! و هرگاه در چیزى نزاع داشتید، آن را به خدا و پیامبر بازگردانید (و از آنها داورى بطلبید) اگر به خدا و روز رستاخیز ایمان دارید! این (کار) براى شما بهتر، و عاقبت و پایانش نیکوتر است. » [1][1]

این آیه درباره جانشینان پیامبر و واجب الاطاعه بودن آنها بحث می کند . مفسران شیعه بر این اعتقاد هستند که منظور از اولی الامر امامان معصوم ما هستند که رهبری مادی و معنوی مردم را به عهده دارند و نیز شامل کسانی می شوند که امامان معصوم تعیین می کند . نقل است که روزی مردی پیش حضرت علی آمد و پرسید کوچکترین و کمترین چیزی که انسان با آن جز گمراهان و یا کافران می شود چیست . حضرت فرمود این است که حجت و نماینده و شاهد و گواه خدا را که اطاعت از او لازم است نشناسد . مرد گفت آنها را معرفی کنید که چه کسانی هستند فرمود همانها که خداوند اطاعت از آنها را بعد از اطاعت خودش و هم ردیف با اطاعت پیغمبر قرار داده است . گفت روشن تر بگویید فرمود کسانی که پیامبر در خطبه روزآخر عمرش و موارد مختلف به آن اشاره کردند و فرمودند در میان شما دو چیز گرانبها به یادگار می گذارم اگر دست به دامان آنها بزنید هرگز گمراه نمی شوید کتاب خدا و اهل بیتم .

اهل سنت هر رئیس و زعیمى را که نسبت بمسلمین ریاست داشته باشد اولوالامر گویند و اطاعت او را بموجب این آیه واجب میدانند ولى این قول به هیچ وجه صحیح نمی باشد زیرا در این صورت باید اطاعت معاویه و یزید و عبد الملک و متوکل عباسى و امثال آنها که ستمگر و فاسق بودند بر مردم واجب باشد در صورتیکه آیات دیگرى هست که خداوند از اطاعت چنین اشخاصى نهى فرموده است چنانکه فرماید:« و لا تطیعوا امر المسرفین،الذین یفسدون فى الارض و لا یصلحون» ( شعرا آیه 151و152)

(امر اسراف کنندگان را که در روى زمین فساد نموده و اصلاح نمیکنند اطاعت نکنید) بنا بر این اطاعت آن اولوا الامرى واجب است که پاک و معصوم بوده و دستورات وى همان اوامر و نواهى خدا و پیغمبر باشد و چنین کسانى جز على (ع) و یازده فرزندش‏که جانشینان پیغمبر اکرم‏اند کس دیگرى نمیباشد چنانکه رسول خدا صلى الله علیه و آله فرمود:انا و على و الحسن و الحسین و تسعة من ولد الحسین مطهرون معصومون ( ینابیع الموده )

یعنى من و على و حسن و حسین و نه تن از فرزندان حسین پاک و معصوم هستیم.

همچنین در شواهد التنزیل آمده است که مقصود از اولی الامر علی بن ابی طالب است که خداوند ولایت او را در زمان رسول خدا بر مردم واجب نمود و رسول خدا او را در مدینه جانشین خود قرار داد و مردم را مامور به اطاعت از او نمود .( آن هنگامی که پیامبر می خواستند به جنگ تبوک بروند و برای جلوگیری از فتنه منافقین درمدینه امیرالمومنین را در مدینه جانشین خود قراردادند . )

[1][1] شیخ سلیمان بلخی و دیگران نوشته اند که این آیه در مورد امیرالمومنین آمده است و منظور از اولی الامر ائمه هستند.  (ینابیع المودة ص 114، شواهد التنزیل جلد 1 ص 149 ، غایة المرام باب 58 و نیز در کتب کافی 1/187 و تفسیر عیاشی هم این تفسیر آمده است که اولی الامر ائمه هستند )
پنج شنبه بیست و یکم 9 1387
آیات اثبات کننده ولایت امیرالمومنین در قرآن (1)از آیاتی که به اتفاق اکثر مفسران و اهل حدیث در مورد امیرالمومنین نازل شده است آیه زیر می باشد : « إِنَّمَا وَلِیُّکُمُ اللّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِینَ آمَنُوا الَّذِینَ یُقِیمُونَ الصَّلاَةَ وَیُؤْتُونَ الزَّکَاةَ وَهُمْ رَاکِعُونَ » (مائده 55) « سرپرست و ولى شما، تنها خداست و پیامبر او و آنها که ایمان آورده‏اند; همانها که نماز را برپا مى‏دارند، و در حال رکوع، زکات مى‏دهند. » به اتفاق شیعه وسنی این آیه در مورد امیر المومنین علی آمده است.[1] ابوذر نقل می کند که روزی با رسول خدا در مسجد نماز می خواندم که گدایی وارد مسجد شد واز مردم تقاضای کمک کد ولی کسی چیزی به او نداد . گدا دست خودش را به آسمان برد و گفت خدایا تو شاهد باش که من در مسجد رسول تو از مردم کمک خواستم اما کسی اهمیت نداد . در همین موقع امیر المومنین که در رکوع بودند با انگشت کوچک دست راستشان اشاره کردند و گدا نزدیک شد و انگشتر را از دست حضرت بیرون آوردند . بعد از این قضیه پیامبر سرشان را به آسمان بردند وگفتند خدایا برادرم موسی از تو تقاضا کرد که روح او را وسیع کنی و کارها را برای او آسان کنی و گره از زبان او بگشایی تا مردم گفتارش را درک کنند وهارون راکه برادرش بود وزیر و یاورش قرار بدی . خداوندا من محمد پیامبر و برگزیده توام سینه من را گشاده کن و کارها را بر من آسان کن و از خاندانم علی را وزیر من قرار ده تا به وسیله او پشتم قوی و محکم شود . ابوذر می کند که هنوز دعای پیامبر تمام نشده بود که جبرئیل نازل شد و این آیه را نازل کرد . در مورد این حدیث باز هم اشکالی که گرفته شده است این است که می گویند ولی به معنی محب و دوست هست . ما برای اثبات اینکه ولی در اینجا به معنی سرپرستی و ولایت هست برخی از قرائن را گواه می گیریم .1. هرگاه مقصود از ولی غیر از ولایت و زعامت دینی و مقام سرپرستی باشد منحصر کردن مقام به سه نفر بی جهت و بی مورد خواهد بود . زیرا چنانکه گفته شد همه افراد با ایمان و محب و دوست و ناصر و یار یکدیگرند و اختصاص به این سه نفر ندارد . 2. هر گاه منظور دوستی و نصرت است در این صورت لازم بود که به جمله والذین آمنوا اکتفا می کرد و هرگز نیاز نداشت که موضوع نماز و زکات را بازگو کند زیرا جامعه با ایمان همه باهم دوست بوده و ناصر یکدیگرند . 3. در حقیقت مفاد آیه همان است که پیامبر گرامی در یکی از سخنان خود درباره علی فرموده است : « اِنَّ عَلیّاً علیه السلام مِنّی وَ أنَا مِنْهُ وَ هُوَ وَلیٌ کُلِّ مُوْمِنٍ بَعَدی» « همانا علی علیه السلام از من و من از او هستم، و او رهبر و امام تمام مؤمنان پس از من خواهد بود » [3] لفظ « بعدی » گواه بر این است که مقصود از ولی همان مقام زعامت و حکومت و سرپرستی در امور دینی است واگر غیر از این بود اختصاص به زمان درگذشت پیامبر نداشت . یک نکته : با اینکه در آیه از ولایت سه نفر سخن به میان آمده است و به حسب ظاهر باید بفرماید « انما اولیاوکم » اما با این حال لفظ مفرد به کار برده است . یکی از دلایل مفرد گویی در این آیه این است که در اینجا ولایت واحدی وجود دارد که خداوند آن را اصالتا و دیگران به طور کسبی و موهبتی دارا هستند و هرگز ولایتهایی در کار نیست و ولایت پیامبر یا امیرالمومنین غیر از ولایت خداوند نمی باشد .

[1] .( تفسیر طبرى جلد 6 ص 165، جواهر الحسان ثعالبی 1/471 ، شواهد التنزیل 1/161 ، تفسیر قرطبی 6/221 ، در المنثور سیوطی 2/293 ، تفسیر زمخشری 1/154 ، تفسیر بیضاوی ص 154، ) [3] کنوز الحقایق ص 37ـذخائر العقبى ص 68 و مانند این حدیث با اندکی تفاوت در مسند احمد بن حنبل 4/437 نیز آمده است 
دوشنبه هجدهم 9 1387

 

اول: غسل
دوّم: زیارت امام حسین ـ علیه‌السلام ـ که مقابل هزار حجّ و هزار عمره و هزار جهاد بلکه بالاتر است و احادیث در کثرت فضیلت زیارت آن حضرت در این روز متواتر است و اگر کسی توفیق یابد که در این روز در تحت قُبّه مقدّسه آن حضرت باشد، ثوابش کمتر از کسی که در عرفات باشد نیست، بلکه زیاده و مقدّم است.

سوم: پس از نماز عصر، پیش از آن‌که مشغول به خواندن دعاهای عرفه شود دو رکعت نماز بجا آورد در زیر آسمان و اعتراف و اقرار کند نزد حق تعالی به گناهان خود تا فایز شود به ثواب عرفات و گناهانش آمرزیده شود پس مشغول شود به اعمال و ادعیه عرفه که از حُجَج طاهره ـ صلوات اللّه علیهم ـ روایت شده و آنها زیاده از آن است که در این مختصر ذکر شود.
شیخ کفعمی در مصباح فرموده: «مستحب است روزه روز عرفه برای کسی که ضعف پیدا نکند از دعا خواندن و مستحب است غسل پیش از زوال و زیارت امام حسین ـ علیه‌السلام ـ در روز و شب عرفه و چون وقت زوال شد، زیر آسمان رود و نماز ظهر و عصر را با رکوع و سجود نیکو به جای آورد و چون فارغ شود دو رکعت نماز کند در رکعت اوّل بعد از حمد توحید و در دوم پس از حمد قُل یا اَیهَا الْکافِروُنَ بخواند. پس از آن چهار رکعت نماز گزارد در هر رکعت پس از حمد توحید پنجاه مرتبه بخواند.»

این نماز همان نماز حضرت امیرالمؤمنین ـ علیه‌السلام ـ است.

منبع: مفاتیح الجنان

 

X