دسته
آمار وبلاگ
تعداد بازدید : 8949
تعداد نوشته ها : 55
تعداد نظرات : 49
Rss
طراح قالب

خدمت آقا محسن

عرض شود که

ما هم همینطور ،مشتاق آشنایی با شما هستیم.

در هر صورت اگر خواستی توی چت تبیان منتظرتم.

تو قسمت نظرات آیدی خودتو بزار.

بازم ممنون از نظرات خوبت

در ضمن ممنون از متنی که نوشتی

ولی باید در موردش باهات صحبت کنم.

دسته ها :
يکشنبه اول 5 1385

بگو مگوی خیالباف

قلعه نویی در استقلال نیست اما هست.

کارون : خلاصه هست یا نیست.

مثلث قدرت در پرسپولیس شکل می گیرد.

کارون : حتما اضلاع آن ،آری هان ، یونگ و نیکو هستند !

صمد مرفاوی سر مربی استقلال شد.

کارون :به قول بعضی ها صمد خوشبخت می شود.

اسامی تیم ملی بدون یحیی گل محمدی و علی دایی .

کارون :پس 72 سال از عمر تیم ملی کم شد.

اعضای تیم ملی و کادر فنی انتخاب شدند.

کارون : البته یک مینی بوس مربی ،یک اتوبوس بازیکن در تیم ملی !

کاظمیان : 17 گل برای پرسپولیس کنار گذاشته ام .

کارون : مواظب باش یک وقت پر پر نشه!

عابد زاده : فوتبال ایران کثیف شده است.

کارون : پس به مصطفوی بگو یک کارواش ببرتش !

انقلاب در تیم ملی با حذف علی دایی

کارون :بنویسید انقلاب ، بخوانید کودتا .......!

 

منبع : روزنامه کارون

دسته ها :
يکشنبه اول 5 1385

آجر های فولاد

اصغر باقریان در مصاحبه ای به شدت عاطفی گفت : "آجر های باشگاه فولاد خوزستان هم با من حرف می زند! "در پی این اظهار نظر ، آجرهای باشگاه فولاد که فقط با باقریان حرف می زنند " و با رضائیان قهرند " هیچ حرفی نزدند؟!

 

دسته ها :
يکشنبه اول 5 1385

2 میلیون پول کفتر!!!!!!!

به سلامتی و میمنت خبر دار شدیم یک مدافع بلند قامت که گفته می شود قصد جدایی از تیمش را دارد،2 میلیون تومان هزینه کرده و دهها کفتر کاکل به سر خریده است !که چی بشود ؟که خریده باشد کفتر بازی کند.این آخر و عاقبت فوتبالیست های دم دمی ؟

 

منبع : روزنامه کارون

دسته ها :
يکشنبه اول 5 1385

لیسانس فوتبال

یکی از روزنامه ها نوشته بود مدیران باشگاه های لیگ حرفه ای باید لیسانس داشته باشند!در همین ارتباط یکی از مدیران که خودش دیپلم ردی دارد گفت : "من قسم می خورم که آقای ..... سیکل دارد "گفته می شود بعد از درست شدن قضیه حق پخش تلویزیونی مسابقات لیگ ،مدارک مدیران باشگاه ها هم درست می شود.

نکته : یکی از مدیران برای اینکه حقوق بیشتری بگیرد ، نام خود را به این عنوان مدیر فنی تیم فوتبال هم رد کرده است که به هر حال خدا خیرش دهد

منبع : روزنامه کارون.

دسته ها :
يکشنبه اول 5 1385

محسن آقا از اهواز

 ممنون از

نظرتون

خیلی خوشحال می شوم که این کار را

برای ما انجام بدی

 هر گونه مطلبی در این زمینه داری 

برای ما بفرست

حتما در صفحه اصلی

وبلاگ با نام خودت نوشته می شود

با تشکر

ستاره سربی

دسته ها :
چهارشنبه بیست و هشتم 4 1385

ناگفته‌هاي كنكور 85 از زبان رئيس سازمان سنجش

رئيس سازمان سنجش آموزش كشور در گفت‌وگو با «بازتاب»، ناگفته‌هاي برگزاري كنكور 85 را كه به اعتقاد او يكي از سالم‌ترين آزمون‌هاي سراسري برگزار شده تاكنون است، تشريح كرد.

دكتر پورعباس گفت: با توجه به برخي تخلفات و سوءاستفاده‌ها در كنكور سال‌هاي اخير، برگزاري امن و سالم كنكور، يكي از مطالبات جوانان و خانواده‌ها بود و از همين رو، اندكي پيش از برگزاري آزمون سراسري، تدابير لازم براي اين منظور به كار گرفته شد.

وي اظهار داشت: اولين گام، اصلاح ماشين‌هاي تصحيح برگه‌هاي سؤالات بود، چراكه ماشين‌هاي علامت‌خوان موجود، بسيار قديمي بودند. براي همين مسئولان محترم وزارت كشور با درك حساسيت موضوع و توجه به نبود زمان، تعدادي از دستگاه‌هاي علامت‌خوان را كه براي انتخابات خريداري شده بود، در اختيار ما قرار دادند كه به شدت، دقت و سرعت كار تصحيح سؤالات را بالا مي‌برد.

پورعباس ادامه داد: سؤالات كنكور در چهار مرحله پلمپ‌گذاري و پلمپ‌شكني شامل استان، شهرستان، حوزه و سالن شد كه ضريب امنيتي سؤالات را افزايش مي‌دهد.

وي با نام بردن از مرحله قرنطينه به عنوان حساس‌ترين بخش امنيت آزمون سراسري، گفت: به رغم اطمينان از كاركنان خدوم سازمان سنجش و ناظران قرنطينه در آخرين لحظات، تغييراتي در سيستم قرنطينه داديم و با همكاري دستگاه‌هاي امنيتي، تمام عوامل را براي بازرسي و تحت نظر بودن قرنطينه به كار گرفتيم تا پاسخنامه‌ها كه درواقع حاصل زحمات شبانه‌روزي يك سال تمام دانش‌آموزان است، از حداكثر امنيت بهره‌مند باشد.

رئيس سازمان سنجش آموزش كشور در پاسخ به پرسشي درباره پديده فروش سؤالات كنكور اظهار داشت: امسال چندين تيم را كه ادعا مي‌‌كردند، اين سؤالات را داشته‌اند، با همكاري دستگاه‌هاي امنيتي به دام انداختيم كه البته تمام آنان در تماس با خانواده‌هاي متمول، سؤالات جعلي را با دريافت مبالغ كلان به آنان مي‌فروختند.

وي توضيح داد: حتي رئيس يكي از اين تيم‌ها تحصيلات سطح بسيار عالي داشت كه به همراه اعضاي تيم در شب برگزاري كنكور به دام افتادند.

پورعباس درباره اقدامات موجود در دستور كار آينده سازمان سنجش اظهار داشت: تلاش ما اين است كه تا حد امكان، كنكور را مفهومي كنيم تا بتوانيم بهترين استعدادهاي كشور را گزينش كنيم كه البته اين روند را امسال، تنها درباره چند درس اصلي اعمال كرديم.

وي گفت: طبق برآوردهاي غيررسمي، صدها ميليارد تومان درآمد نه چندان سالم از فعاليت‌هاي مرتبط با كنكور نصيب عده‌اي مي‌شود و تلاش ما اين است كه با اصلاح اين روند، به آموزشگاه‌ها جهت دهيم تا فعاليت آنان ضمن درآمدزايي به جاي آموزش تست‌هاي كليشه‌اي، توانمندسازي علمي دانش‌آموزان را وجهه همت خود قرار دهند.

پورعباس توضيح داد: ما مخالف نمره‌سازي كاذب در كنكورهاي آزمايشي هستيم و از آموزشگاه‌هاي كنكور هم مي‌خواهيم به آموزش بپردازند، نه اين‌كه با نمره‌هاي كاذب آزمون‌هايشان، دانش‌آموزان را غافل كنند، به علاوه ما با افزايش شفافيت، نظير قرار دادن سريع سؤالات كنكور در سايت سازمان سنجش، بازار سياه غيرمنطقي فروش دفترچه‌ها را از بين برديم و طبيعي بود كه با مخالفت‌ها و فشارهايي هم همراه بوديم.

وي در پايان ابراز اميدواري كرد با حاكميت هرچه بيشتر شفافيت، دقت و نظارت در برگزاري كنكور، اطمينان خاطر براي خانواده‌ها حاصل شود.

منبع : سایت بازتاب* 21 تیر 1385

دسته ها :
يکشنبه بیست و پنجم 4 1385

  گفتگوي اختصاصي خانواده سبز با يکتا ناصر  

 <<اولين شب آرامش >> بهانه خوبي بود تا ما به سراغ <<يکتا ناصر>> برويم . يکتا ناصر همان کسي است که با نقش نوشين در اولين شب آرامش ، نه تنها خود آرامشي ندارد ، بلکه آسودگي ديگران را نيز بر هم زده است . بازي مرموز به همراه شيطنت ناصر از او بازيگري محبوب ساخته ، وي با سريال <<گل هاي کاغذي >> در سال 75 پا به عرصه هنر گذاشت و اوج کار او را در سريال <<با من بمان >> و نيز فيلم سينمايي <<ساقي >> ديده ايم . او امروز با سال ها تجربه کاري ، بازي در کنار هنرمندان پيشکسوت و حرفه اي، در اوج جواني به عنوان بازيگري پبشکسوت خود را به عالم سينما معرفي کرده است . يکتا ناصر در دوازدهم آبان ماه سال 1357 در تهران متولد شد . در رشته منابع طبيعي تحصيل کرده ، در ضمن وي هيچ گونه تحصيلات آکادميکي در زمينه بازيگري ندارد .
    
    
    از نظر کاري اولين شب آرامش براي شما چقدر متفاوت بود؟


    ناصر : درميان کارهاي تلويزيوني ، نقشي منفي ايفا نکرده بودم و چون اين کار بلافاصله پس از سريال لبه تاريکي به من پيشنهاد و هم پخش شد.... دوست داشتم اين تفاوت نه تنها در نقش ، بلکه در نحوه بازي من نيز به وضوح ديده شود ، از اين رو سعي کردم خودم را تکرار نکرده باشم ، از طرفي ويژگي هاي نقش اهميت زيادي دارد ، خوب خدا را شکر نوشين جا داشت که من به يک شکل و روش ديگري رفتار کنم .
    
    يکتا ناصر امروز با يکتا ناصر گذشته در بازيگري چه فرقي کرده است ؟
    ناصر : به طور مسلم تجربه انسان را به پختگي رسانده و باعث مي شود اشکالات گذشته رفع شود و در اين ميان بازيگر هر اندازه که کار کند ، سيقل داده شده و کارهاي مختلف بازيگري را از لحاظ حسي و تکنيکي قوي تر مي کند ، من هم احساس مي کنم نسبت به يکي ، دو سال گذشته ديدم به بازيگري تغيير کرده و به تجرباتم در اين دو سال اضافه کردم .
    
    بازيگري را تا کجا ادامه خواهيد داد؟
    ناصر: تا جايي که از خود احساس رضايت داشته و احساس کنم حالم بابت کاري که انجام مي دهم ، خوب است در کل نه خودم را به جامعه بازيگري تحميل مي کنم و نه اين حرفه را به خودم .
    
    از موقعيت امروزتان راضي هستيد ؟
    ناصر : اگر آدمي از موقعيت کنوني به طور کامل رضايت داشته باشد که پيشرفت نمي کند، من زماني راضي خواهم بود که ببينم هر چقدر تلاش کردم ، جواب گرفتم و در نهايت هم شخصيت يکتا حفظ شده باشد ، يعني به خاطر يکي ، ديگري را از دست ندهم ، اين موضوع برايم بسيار لذت بخش و جذاب است .
    
    کمي از خانواده تان بگوييد ، آيا آنها نيز علاقه مند به هنر هستند ؟
    ناصر : يک خواهر بزرگ تر به نام <<نيکتا>> دارم که در رشته عکاسي تحصيل کرده و چند کار سينمايي و تلويزيوني هم انجام داده - که البته به واسطه من نبوده - و يک برادر کوچک تر به نام <<رضا>> که رياضي خوانده ، ولي به دليل علاقه شديد به موسيقي ساز مي زند ، پدرم نيز افسر نيروي زميني بودند که بازنشسته شده و مادرم نيز خانه دار ، ولي در کل خانواده ام بسيار علاقه مند به هنر هستند و تمام کارهاي هنري را مشتاقانه دنبال مي کنند.
    
    پدرو مادر وقتي شما را در فيلمي مي بينند انتقاد مي کنند؟
    ناصر : پدرم هيچ گاه پيش نيامده که انتقاد کنند، گاهي اوقات مادر اين کار را مي کند اما در بيشتر مواقع فقط تعريف و تمجيد مي شنوم .
    
    برادرتان چطور؟
    ناصر: راستش برادرم خيلي اهل صحبت کردن نيست ، از اين رو هر وقت در خصوص مسئله اي - نه تنها کار - تعريف کند، متوجه مي شويم چقدر آن چيز خوب و درست بوده ، چون به طور معمول در مقابل موضوعات مختلف سکوت مي کند .
    
    يکتا ناصر آدم مغروري است ؟
    ناصر: اولين کسي نيستيد که اين موضوع را به من مي گوييد ، متاسفانه به خاطر چهره ام براي همه اين تصور پيش مي آيد که يکتا ناصر دچار غرور شده و خودش را مي گيرد اما در واقع اين طور نيست .
    
    اهل درس و مدرسه بوديد؟
    ناصر : بله ، راستش از اول کتاب خواندن و مطالعه را خيلي دوست داشتم .
    
    به ياد داريد که دبستان ، دبيرستان کجا تحصيل کرديد؟
     ناصر : ابتدايي در مدرسه سيمه در خيابان بهار شمالي ، راهنمايي در مدرسه هفتم تير واقع در ميدان هفت تير و دبيرستان نيز در مدرسه ايران در خيابان قلهک .
    
    اما سوال آخر يکتا ناصر براي رسيدن به خواسته هايش همانند نوشين عمل مي کند؟
    ناصر : شايد نحوه ديگري باشد ، به طور مثال من اگر در وضعيت نوشين قرار بگيرم ، نمي گذارم کار به سفر عقد کشيده شود ، تا قبل از آن کاري که بايد را انجام مي دهم ، در ضمن نوشين حقايق را به اذر گفت : تمام حرف هاي نوشين درست بود.

 

منبع :سایت خانواده سبز

    کليه حقوق اين سايت متعلق به مجله خانواده سبز مي باشد.
 استفاده از مطالب و تصاوير تنها در صورت ذکر نام نشريه و نشانی ksabz.net مجاز می باشد.

دسته ها :
يکشنبه بیست و پنجم 4 1385

این متن بر گرفته از سایت خبرگزاری مهر می باشد.فقط و فقط برای یادآوری کلاه برداری بزرگی که در سال قبل ،سال 84 در همین روزها ، در اهواز اتفاق افتاد .و تبعات بسیار بدی برای مردم به همراه داشت.به همین خاطر تصمیم گرفتم این متن را که در تاریخ 26/6/84 در سایت خبرگزاری مهر آمده بود .و این موضوع را به طور کامل شرح داده بود در این جا بیارم.تا این موضوع را اگر کسی تا به امروز نشنیده یا اطلاع درستی از اصل موضوع نداشته ، و فقط چیز هایی درباره آن شنیده بوده به صورت کامل در اینجا بخواند و بداند که اصل موضوع از کجا شروع شده بود .

و از تمام عزیزانی که این متن می خوانند خواهش می کنم نظر خود درباره این اتفاق و فعالیت این قبیل از شرکت ها و نظیر آن همانند گلد کوئیست را بنویسند. که سعی می کنم نظرات را با عنوان مرتبط با گلدکوئیست انگلیسی در اهواز / تکه های پازل یک بازی استراتژیک از نوع انگلیسی در ادامه این متن در صفحه اصلی برای خوانندگان محترم قرار بدهم.
با تشکر 

 

گلدکوئیست انگلیسی در اهواز / تکه های پازل یک بازی استراتژیک از نوع انگلیسی ؛ اختلاف، تفرقه، نارضایتی، بدگمانی به نظام و ایجاد نیروی گریز از مرکز

"پژوی 10 میلیون تومانی، با 6 میلیون تومان ...، پراید 7 میلیون تومانی با 4 میلیون تومان...!، پیکان صفر سه میلیون! تحویل 20 روزه! کولر، یخچال، تلویزیون و ..." اینها زمزمه های آشنایی در اهواز است! مردم محروم و فقیر محله های "شیلنگ آباد، ملاشیه ، کوت عبدالله ،زرگان، حمیدیه، امانیه، خشایار، کیان آباد، کوروش، سیاحی، کیان پارس، شهرک طالقانی، و ..." حدود هفت ماه است که هر روز با این وسوسه ها می خوابند و بیدار می شوند ...!

در اواخر قرن نوزدهم، انگلیسی های خسته از رقابت های استعماری با "اسپانیا و آلمان و ایتالیا و پرتغال"  به فکر یک ابتکار تجاری عظیم در بازار بکر و پهناور و دست نخورده  چین و خاور دور  افتادند، طرح موذیانه این تجارت عظیم این طور شروع شد: انگلیسی ها ، تریاک را به صورت رایگان در اختیار چینی ها قرار می دادند و به آنها می گفتند که بعد از مصرف تریاک، سوخته تریاک را هم از آنها خریداری می کنند! چینی ها  از این حماقت ظاهری انگلیسی ها به وجد آمدند، موج مصرف مجانی تریاک و کسب درآمد از فروش سوخته آن به انگلیسی ها خیلی زود، چین را فراگرفت...دقیقا به همان سرعتی که موج اعتیاد چین را فرامی گرفت، لذت نشئگی و پول بادآورده خیلی دوام نیاورد...بعد از چند ماه ، انگلیسی ها ، نه تنها پول سوخته تریاک را به چینی ها نمی دادند، بلکه تریاک هم "پولی" شد...اعتیاد و لشکر معتادان یکی از دلایل اضمحلال امپراطوری چین شد و انگلیس از تجارت تریاک در چین، سود کلانی برد...

***

 24خرداد ماه  84 ، سه روز مانده به "روز سرنوشت" ، ایران در التهاب و شور و هیجان "نهمین انتخاب"  است که ناگهان گروهک تجزیه طلب خلق عرب، اهواز را به خاک و خون می کشد! به این امید که مشارکت مردم و به خصوص عرب زبانهای غیور خوزستانی را خدشه دار و کمرنگ کند، چند هفته قبل هم شورش ها و ناآرامی هایی در خوزستان شکل گرفته بود...اما " انفجار" هم مثل "شورش" و "فتنه انگیزی" نمی تواند غیرت خوزستانی های خونگرم- اما محروم و گله مند- را خاموش و سرد  کند، خوزستانی ها یک صدا در انتخابات شرکت می کنند، اربابان چشم آبی تجزیه طلب ها دیگر فهمیده اند که کار به این آسانی ها نیست! نشانه های بحران و بن بستی که غرب و سه کشور اروپایی، در روابطش با ایران ، بر سر فعالیت های هسته ای ایران ، ساخته اند،  کم کم نمایان می شود، انگلیسی ها تصمیم می گیرند ، با " فشار از درون" و دامن زدن به نارضایتی های داخلی آنهم در آسیب پذیرترین و مستعدترین مناطق  ایران برای ایجاد ناآرامی های  قومی یعنی کردستان و خوزستان ، ایران را سر میز مذاکره وادار به تسلیم و سازش و کوتاه آمدن از حق هسته ای  کنند.یک ماه بعد در 25 مرداد، وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی رسما اعلام می کند: وابستگی عوامل بمب گذاری به انگلیس ، قطعی است.

 ***

"پژوی 10 میلیون تومانی با 6 میلیون تومان، پراید 7میلیون تومانی  با 4 میلیون تومان...!، پیکان صفر، سه میلیون!  تحویل 20 روزه! کولر، یخچال، تلویزیون و ..."  اینها زمزمه های آشنایی در اهواز است ! مردم محروم و فقیر محله هایی  "شلنگ آباد، ملاشیه، کوت عبدالله و آسیاباد و ..."  حدود هفت ماه است که هرروز با این وسوسه ها می خوابند و بیدار می شوند...! دقیقا یک هفته بعد از ناآرامی های اهواز؛ تجارتی عجیب و مرموز در خوزستان شروع شد، ابتدا غیرعلنی و مخفیانه و بعد از چند ماه، علنی و تابلودار! همه چیز هم ظاهرا کاملا قانونی است! حتی صاحبان این تجارت خانه ها، مالبات شان را هم به دولت پرداخت می کردند، البته خیلی زود می شود فهمید که سرمایه ای که این نوع از تجارت عجیب و مرموز  را در بازار اهواز و خوزستان به راه انداخته، نمی تواند "خودی و داخلی" باشد، نشانه های آشکار و غیرآشکار سیاست  "سوخته تریاک خریدن انگلیسی ها" در منطقه به چشم می خورد. مهره چینی بسیار زیرکانه و دقیق انجام شده: چند نفر از "سادات" - که در منطقه خوزستان بسیار مورد علاقه و اعتماد مردم هستند- این تجارت عجیب را رهبری می کنند!: "سیدعدنان، سید علی؛ سید حسین و عیاشی"، تمرکز و محل فعالیت عمده این تجارت خانه دقیقا در مناطق شدیدا محروم و تنش خیز اهواز مثل شیلنگ آباد، ملاشیه و کوت عبدالله است.

چهل تا پنجاه درصد سود خالص در زمانی کمتر از دو هفته !  نکته مشکوک و قابل توجه اینکه تزار مالی این شبکه ها، منفی است ، یعنی هیچ کار اقتصادی با این پولها انجام نمی شود ودر حقیقت  فقط " یک منبع" مرموز بین مردم پول مفت پخش می کند!

اما این بازی خطرناک، آنقدر جذاب است که گروههایی از کسبه اصفهان و یزد هم به اهواز می آیند و به آن می پیوندند...!  بسیاری از تاجران و کسبه بازار اهواز که توان رقابت با این تجارت خانه های عجیب و مرموز را ندارند، ورشکست می شوند، کمر بازار اهواز می شکند و این در حالی است که  بعضی ها خانه شان را می فروشند تا وارد این بازی خطرناک شوند. جالب است که این حرکت، در ماهیت و شکل شباهت های زیادی به " گلدکوئسیت" دارد که موج آن خوابگاهها و دانشگاهها و مدارس تهران را درنوردیده است! تکه های پازل یک بازی استراتژیک از نوع انگلیسی آن،  در حال چیده شدن است: " اختلاف، تفرقه، نارضایتی، بدگمانی به نظام و ایجاد نیروی گریز از مرکز و ..."

برای خیلی از مراجعین به این تجارت خانه ها این سئوال پیش می آمد که تجارت های زنجیره ای اهواز مابه تفاوت پول این اجناس  را از کجا می آورند؟ پاسخ این شبکه مرموز این بود: "بورس نفت دبی!" پاسخی که بیشتر به یک طنز اقتصادی شبیه است!

 چند هفته بعد، اواخر مرداد ماه سال جاری ، اداره اطلاعات خوزستان برخی از سران این جریان را دستگیر می کند، اما به فاصله 24 ساعت همه را آزاد می کنند به یک دلیل بسیار ساده: "هیچ مدرک علیه آنها وجود ندارد!" نه مدرک و نه حتی شاکی !

حجت الاسلام شیخ سعید سعدی ، معاون دادستان خوزستان شخصا پیگیری این مساله عجیب را بر عهده می گیرد، از مراجع عظام، فاضل لنکرانی ، مصباح یزدی استفتاء می کنند که این دونفر به صراحت حکم بر حرمت این تجارت می دهند .

دادستانی خوزستان، به استناد این دو استفتاء که این نوع تجارت را حرام دانستند شروع به مصادره و ضبط اموال این تجارتخانه ها، اما این مساله آنقدر پیچیده است که با این مصادره ها و ممنوعیت ها، کار به جایی نمی رسد و حتی درگیری هایی هم ایجاد می شود، بسیاری از مردم محروم که فکر می کنند دولت مانع خوشبختی و بهره مندی آنها از لوازم لوکس و اتوموبیل است، از این کار دادستانی خشمگین می شوند و در یکی از همین تنش ها، با حمایت و تحریک عناصر فرصب طلب که از مدتها قبل منتظر همین فرصت بودند یک ماشین حمل پول پلیس اهواز در "شلنگ آباد"  به آتش کشیده می شود و چندین نفر مجروح و راهی بیمارستان می شوند.چند نفر از سرکردگان این گروه، در تلویزیون محلی اعتراف می کنند که " تامین این پول از محل بورس نفت دبی" دروغی بیش نیست...با این اعتراف این سئوال جدی ترمی شود که منشاء این پولهای اختلاف افکن و مرموز کجاست؟

دادستانی در ادامه برخورد با این شبکه، حسابهای بانکی سرکردگان این شبکه را مسدود کرد این مساله باعث شد گردش مالی و بده بستانهای این شبکه ازبانکها خارج و به صورت عرفی و غیررسمی انجام شود.

-در نوزدهم تیرماه ، حدود دویست نفر تز سپرده گذاران مقابل منزل سیدعدنان-م یکی از صاحبان این تجارتخانه ها تجمع می کنند و خواهان دریافت اصل و سود پول خود شدند که وی اعلام کرد:" با توجه به جلوگیری دولت ، ما ازاین پس از مردم پول نمی گیریم و شما اصل سپرده خود را تحویل بگیرید" جمعیت معترض خواهان ادامه کار و فعالیت وی شدند و در نهایت با وعده پرداخت اصل و سود پولشان متفرق شدند.

-سی و یکم تیرماه درمحله شلنگ آباد ؛ یک شب نامه به "زبان عربی" مردم را به شورش و گرفتن " حق شان" دعوت می کرد،در بخشی از این اعلامیه آمده بود:"اگر این فعالیت ها خدعه، نیرنگ و کلاهبرداری بود چرا زودتر اقدام نشد و اگر واقعا اقتصادی است ؛ طبق قانون می توان آن را ادامه داد...ما در نهایت خواهان اجرای قواعدی برای بازگشت اموال مردم هستیم و از هرکسی که صاحب حساب است درخواست می کنیم که از حق و حقوق خود دفاع کند و تحت هیچ شرایطی عقب نشینی نکند"

تلاش برای ایجاد تشنج و اختلاف و سیاست قدیمی انگلیسی ها ( تفرقه بیانداز و حکومت کن) ادامه دارد: در اول مرداد سه نفر از ساکنان منطقه حصیرآباد و از بستگان نزدیک یکی از عوامل شبکه غیرقانونی تجارت توسط افراد ناشناس ربوده شده و ربایندگان خواستار دریافت 150 میلیون تومان برای آزادی این سه نفرمی شوند؛ یک روز بعد در دوم مرداد، دو نفر دیگر ربوده می شوند ، تجمعی دیگر در مقابل منزل علی .ع یکی دیگراز صاحبان تجارتخانه های مشکوک برگزار می شود، معترضین تا صبح به تجمع و درگیری و بعضا پرتاب سنگ به پلیس و بانکها و ساختمان های دولتی ادامه می دهند.

نکته تاسف انگیز سکوت بسیاری از دستگاههای مسئول استان خوزستان در قبال این توطئه سازمان یافته شده پیچیده است؛ سازمان هایی مثل شهرداری، بازرگانی و امور اقتصادی، نمایندگان استان در مجلس شورای اسلامی، اعضای شورای شهر هیچ نوع موضع گیری و اطلاع رسانی و روشنگری در این خصوص نداشتند.

 فعالیت این تجارت خانه ها، آثار متنوعی و قابل توجهی  در منطقه خوزستان به وجود آورده است، ایجاد یک "گروه بزرگ" در سطح منطقه که هواداران زیادی دارد که "مرجعیت" اجتماعی هم  دارد و پتانسیلی برای ایجاد شورش در سطح منطقه یا پشتوانه ای برای انتخابات های آتی در منطقه محسوب می شود. پیامد دیگر فعالیت این تجارتخانه ها، این است که اگر دولت یا نظام بخواهد در مقابل این تجارت مشکوک و آسیب های اقتصادی آن مقاومت کند، با عکس العمل شدید اجتماعی توده های مردم و به خصوص اقشار آسیب پذیر و مستضعف ، روبرو می شود و "دولت در برابر مردم" قرار می گیرد. 

آخرین گزارشها حاکی از آن است که بخش زیادی از پولها و وجوهات این شبکه توسط دادگستری خوزستان ضبط شده است و دادگستری با انتشار قبوض مخصوص، اصل پول مردم را به آنها برمی گرداند و این مساله، بحران و شورش های احتمالی را کنترل نموده و آرامش را بر منطقه حکفرما کرده است. فعالیت این تجارتخانه های عجیب و مشکوک دوباره بطور غیرعلنی دنبال می شود...نکته مهمی که باید بیشتر مورد توجه دستگاههای امنیتی و قضایی خوزستان قرار بگیرد، اثبات ارتباط مستقیم و تقریبا علنی این تجارتخانه ها با گروهک خلق عرب الاحواز و این گروهک با عوامل اطلاعاتی  انگلیس در منطقه  است.نشانه ها و دلایل و قرائن بسیاری حاکی از این ارتباطات  وجود دارد که ممکن است در صورت تعلل دستگاههای مربوط ، آنها اقدام به از بین بردن و مخفی کردن این قرائن کنند.

نکته مهم دیگر این است که اقدام دادگستری هرچند اقدام بجا و مناسبی بود اما راهکاری " موقتی و تسکینی" محسوب می شود و نمی تواند به عنوان راهکاری دائمی و اصولی مورد توجه قرار بگیرد و زمینه "رشد زیرزمینی" این شبکه و ایجاد خطرات بیشتر امنیتی -اقتصادی  را در منطقه ایجاد می کند.


امانت داری و اخلاق مداری
استفاده از اين خبر فقط با ذکر منبع " خبرگزاری مهر " مجاز می باشد.

دسته ها :
شنبه بیست و چهارم 4 1385

دانشجو در ملل مختلف

ژاپن: بشدت مطالعه می کند و برای تفریح ربات می سازد!

مصر: درس می خواند و هر از گاهی بر علیه حسنی مبارک، در و پنجره دانشگاهش را می شکند!

هند: او پس از چند سال درس خواندن عاشق دختر خوشگلی می شود و همزمان برادر دوقولویش که سالها گم شده بود را پیدا می کند. سپس ماجراهای عاشقانه و اکشنی(ACTION) پیش می آید و سرانجام آندو با هم عروسی می کنند و همه چیز به خوبی و خوشی تمام می شود!

عراق: مدام به تیر ها و خمپاره های تروریست ها جاخالی می دهد ودر صورت زنده ماندن درس می خواند!

چین: درس می خواند و در اوقات فراغت مشابه یک مارک معروف خارجی را می سازد و با یک دهم قیمت جنس اصلی می فروشد!

اسرائیل: بیشتر واحدهایی که او پاس کرده، عملی است او دوره کامل آموزشهای رزمی و کماندویی را گذرانده! مادرزادی اقتصاد دان به دنیا می آید! (مرگ بر ا س ر ا ئـ ى ل )

گینه بی صاحاب!!: او منتظر است تا اولین دانشگاه کشورش افتتاح شود تا به همراه بر و بچ هم قبیله ای درس بخواند!

کوبا: او چه دلش بخواهد یا نخواهد یک کمونیست است و باید باسواد باشد و همینطور باید برای طول عمر فیدل کاسترو و جزجگر گرفتن جمیع روسای جمهوری امریکا دعا کند!

پاکستان: او بشدت درس می خواند تا در صورت کسب نمره ممتاز، به عضویت القاعده یا گروه طالبان در بیاید!

اوگاندا: درس می خواند و در اوقات بیکاری بین کلاس؛ چند نفر از قبیله توتسی را می کشد!

انگلیس: نسل دانشجوی انگلیسی در حال انقراض است و احتمالا تا پایان دوره کواترناری!! منقرض می شود ولی آخرین بازماندگان این موجودات هم درس می خوانند!

ایران: عاشق تخم مرغ است ! سرکلاس عمومی چرت می زند و سر کلاس اختصاصی جزوه می نویسد! سیاسی نیست ولی سیاسی ها را دوست دارد. معمولا لیگ تمام کشورهای بالا را دنبال می کند ! عاشق عبارت « خسته نباشید» است، البته نیم ساعت مانده به آخر کلاس ! هر روز دوپرس از غذای دانشگاه را می خورد و هر روز به غذای دانشگاه بد و بیراه می گوید ! او سه سوته عاشق می شود ! اگر با اولی ازدواج کرد که کرد، و الا سیکل عاشق شدن و فارغ شدن او بارها تکرار می شود! جزء قشر فرهیخته جامعه محسوب می شود ولی هنوز دلیل این موضوع مشخص نشده؛ که چرا صاحبخانه ها جان به عزرائیل می دهند ولی خانه به دانشجوی پسر نمی دهند! او چت می کند! خیابان متر می کند ودر یک کلام عشق و حال می کند! نسل دانشجوی ایرانی درسخوان در خطر انقراض است!

دسته ها :
جمعه بیست و سوم 4 1385
X