دسته
آرشیو
آمار وبلاگ
تعداد بازدید : 1488
تعداد نوشته ها : 4
تعداد نظرات : 0
Rss
طراح قالب
موسسه تبیان

از این به بعد می توانید مطالب مرا در وبلاگ زیر بخوانید.

سرباز ولایت

 

http://alirezanodehi.blogfa.com

منتظر قدوم سبز شما هستیم

دسته ها :
يکشنبه بیست و دوم 6 1388
 چکیده:این گفت‏وگو با عنوان فرعى «فیلمسازان آمریکایى، مهدویت را نشانه گرفته‏اند» به چاپ رسیده است . جهان امروز جهان تصویر است و مساله آینده‏نگرى (فیوچریسم) در دهه‏هاى گذشته براى غرب بسیار مطرح بوده است. آینده‏نگرى در غرب، ریشه در روش علم تجربى، نگرش‏هاى سیاسى و اندیشه‏هاى مذهبى دارد . آمریکا با نشان دادن آینده تاریک و خونین بشر در فیلم‏هاى خود، سعى دارد خود را منجى آینده بشریت معرفى کند . مساله مهدویت‏براى غرب پس از انقلاب اسلامى ایران مطرح شد. جهان امروز، جهان تصویر است  و عمده‏ترین مصداق این تصویر، سینماست . پستمن در« کتاب زندگى در عیش، مردن در خوشى» سه دوره یا سه سپهر را براى انتقال معلو ما ت ذکر مى‏کند: دوره انتقال معلو مات به وسیله زبان، دوره مکتوب و بالاخره دوره« تصویر سینمایى و تلویزیونی». امروز نه تنها قدرت‏ها  از غنصر تصویر  بالاترین استفاده را مى‏کنند، بلکه ذهنیت مخاطب‏ها هم چنین قدرت و جایگاه  پذیرشى را دارد . ما در شبانه‏روز بین 78 تا 79 درصد اطلاعات دریافتى را از چشممان به دست مى‏آوریم . طبق تحقیقاتى که طى 10 تا 15 سال گذشته صورت گرفته، انسان با نیمکره راست مغزش با اطلاعات برخورد شهودى مى‏کند و این اطلاعات، بزرگ‏ترین و عمیق‏ترین تاثیرات را روى شخصیت انسان مى‏گذارد . بنابراین، تصویر، کارآمدترین عامل نه تنها  براى انتقال معلومات، بلکه براى تاثیرگذارى روى شخصیت و روان افراد است.  غرب در ذات تکنولوژیکى خودش تفوق‏طلب است . در فلسفه علم مطرح مى‏شود که علم فى حد نفسه قدرت مى‏آورد و به قول فرانسیس بیکن در آغاز رنسانس: «هدف نهایى علم، قدرت است‏» . در چنین فضایى، غرب براى اعمال این قدرت و کسب مطا مع بیشتر، از تصویر بهترین استفاده را مى‏کند . «هالیوود » مرکز فیلمسازى آمریکاست  که در هر سال 700 فیلم تولید مى‏کند و سالانه حدود 15 میلیارد دلار سود خالص دارد و نزدیک  به   78% سینماها و تلویزیون‏هاى جهان از آن تغذیه مى‏شوند . در غرب فیلم خنثى وجود ندارد . الآن مهمترین کارى که غرب مى‏کند این است که مبانى نظرى خودش را که محصول ایده‏ها  و اهدافش است‏  به زبان تصویر ترجمه مى‏کند .  بزرگ‏ترین ویژگى غرب  ترجمه معنا  به تصویر است; چون روان‏شناسى مدرن بیانگر این است که تاثیرى که تصویر دارد، هیچ کلامى ندارد  و  بحثى در روان‏شناسى داریم که هر تصویر معادل هزار کلمه است. کار دیگر تصویر و سینما، درگیر کردن احساس و ادراک  به صورت توامان است . وانگهى، تصویر یک زبان بین‏المللى است که حتى بدون دانستن زبان و کلام دیگرى مى‏توان از طریق تصویر، پیام را به همه کس در هر شرایطى منتقل ساخت . یکى از اهداف اصلى غرب، جلب افکار عمومى است . در فضایى که دموکراسى اصل مى‏شود، راى عمومى قدرت‏ساز است   و به همین دلیل باید روى افکار عمومى تاثیرگذارى کنیم. در دهه 90 دو نظریه جدى پیرامون «مدینه فاضله‏» یا آرمان‏شهر مطرح شد: یکى «نظم نوین جهانى‏» که از سوى جورج بوش مطرح شد و دیگرى «پایان تاریخ‏» فوکویاما . این دو مساله به نحوى از نیت‏سیاسى غرب در جهانى شدن و ایجاد یک فرهنگ جهانى  و تحمیل  آن بر جهان پرده برمى‏دارد.مجموعه فیلم‏هایى که در این دو دهه، به‏ویژه پس از طرح نظم نوین ساخته شده، اهداف غرب را به‏خوبى نشان مى‏دهد . براى مثال، آمریکایى‏ها فیلمى به نام «روز استقلال‏» ساخته‏اند که جلوه‏هاى ویژه بسیارى دارد  و  به‏شدت  بر روى آن تبلیغ شد . در این فیلم، یک گروه فضایى به کره زمین حمله مى‏کنند  و آمریکایى‏ها  دفاع مى‏کنند و در نهایت، در روز استقلال آمریکا اینها دشمنان را دفع مى‏کنند. پیام این گونه فیلم‏ها این است که آمریکا و نظام حاکم بر غرب تنها سیستمى است که جهان را از خطراتى که در آینده رخ مى‏دهد، حفظ مى‏کند . در فیلم پیشگویى‏هاى نوستر آداموس نیز آمریکاست که در مقابل مسلمانان مى‏ایستد; یا مثلا بازى کامپیوترى خیلى مشهور «یا مهدى‏» که اسم اصلى‏اش «جهنم خلیج فارس‏» است، خلیج فارس را مرکز حرکت‏هاى تروریستى جهان جلوه مى‏دهد . از بعد روان‏شناسى، این بازى، افراد را نسبت‏به امام زمان و لفظ «یا مهدى‏» شرطى مى‏کند; ولى وقتى باطن قضیه را نگاه مى‏کنید، مى‏بینید پیام دیگرى هم دارد که حضور نظامى آمریکا در خلیج فارس را توجیه مى‏کند . هالیوود در سال 2000 فیلم «ماتریکس‏» را ساخت که فروش و استقبال غیرمنتظره‏اى داشت . در این فیلم، هویت انسان آینده که به ماشین تبدیل شده است، زیر سؤال مى‏رود، اما نجاتى که براى فرار از این بحران ذکر مى‏شود، شهرى است‏به نام صهیون. در دهه 50 نیز میلیون‏ها دلار براى ساختن فیلم‏هایى مثل «بن هور» و «ده فرمان‏» هزینه شد تا اسرائیل را که در آن دوره شدیدا دچار بحران مشروعیت‏بود، نجات دهد.بحث‏هاى آخرالزمان (فیوچریسم) که توسط کسانى چون تافلر، فوکویاما، هانتینگتون، برژینسگى و ... مطرح مى‏شود، در سینماى غرب نیز بازتاب دارد . واقعیت این است که بحث آینده‏نگرى در غرب خیلى جدى‏تر از فضاى ماست . هرچند این موضوع در فرهنگ تشیع ناب در همه ابعاد سیاسى و اجتماعى و فرهنگى مطرح است، ولى در ذهن عامه تنها در بعد  مذهبى مطرح است . در غرب این موضوع در تمام ابعاد فوق‏العاده جدى است . آینده‏نگرى در غرب، ریشه در روش تجربى علم دارد که به پیش‏بینى پدیده‏ها مى‏پردازد . در تمدن‏هاى علم‏گرا، روان‏شناسى و جامعه‏شناسى و سیاست نیز آینده‏نگر مى‏شوند و دنبال سیستم‏هایى مى‏گردند که به آینده نفوذ کند .فیلم آمریکایى «روح‏» یا «شبح»  که چند اسکار گرفت، به نوعى همین مضمون را دنبال مى‏کند و مى‏خواهد بگوید انسان معاصر، شیداى شکستن دیوار تاریخ است; مى‏خواهد به آینده نفوذ  کند و چون قدرت علمى دارد، مى‏خواهد آینده را خودش بسازد . البته این آینده‏نگرى در غرب ریشه در مسائل سیاسى هم دارد . مثلا در فیلم «نوستر آداموس‏» مى‏خواهد بگوید چنین حوادثى محقق خواهد شد; امّا   ما مى‏توانیم تغییرش بدهیم. یکى دیگر از اسباب آینده‏نگرى در بین اندیشمندان غربى، مساله مذهب است . شما به کارکرد افرادى مثل جرى فالول و مؤسسه «کلوپ اخلاقى‏» نگاه کنید .  در اکثر تمّدن‏ها اعتقاد بر این بوده است که در پایان هر هزاره یک سرى تحولاتى رخ مى‏دهد . در سال 2000، حدود 61 فرقه منتظر ظهور عیسى مسیح بودند و یهودى‏ها آمده بودند در دروازه شرقى بیت‏المقدس دوربین گذاشته بودند که حضرت مسیح اگر نزول اجلال کرد، فیلمش را بگیرند. مجموع این قضایا یک پیوندى بین نظریه‏پردازان، سیاست‏بازان و تصویربرداران غرب ایجاد مى‏کند . مثلا آقاى گاسپار وان برگر، وزیر دفاع سابق آمریکا، کتاب جنگ بعدى رامى‏نویسد  و بخشى از آن را به سال 1999 و 2000 و بخشى از آن را به ظهور محمد منتظرى [!؟] در ایران اختصاص مى‏دهد و چیزهایى را که نوستر آداموس گفته بود  مجدداً   زنده مى‏کند. تنها تمدنى که منجى و موعودش یک موجود زنده عینى است، شیعه است . تمدن‏هاى دیگر، منجى‏شان را قاب کرده‏اند، زده‏اند به سینه آسمان . یعنى موعود آنان یک موجود ذهنى است (1) و در زندگى تجلى ندارد، برخلاف موعود منجى شیعه که کاملا عینى است . منتهى ما نیاز به مترجمانى داریم که این تجلى باطنى مذهب شیعه را بیاورد   و  وارد جامعه کند . در شیعه، دلیل حجیت اجماع را هم حضور معصوم مى‏دانند . نقش حضور امام زمان علیه السلام در پیروزى انقلاب اسلامى ایران نیز جدى است . میشل فوکو، کلر بریر و دیگران در این بحث  ابتدا امام حسین علیه السلام  و  بعد امام زمان را مطرح مى‏کنند  و  در  کنفرانس  «تل آویو» افرادى مثل برنارد لوئیس، مایکل ام . جى . جنشر، برونبرگ  و مارتین کرامر بر این بحث‏خیلى تکیه مى‏کنند . آنها در تحلیل انقلاب اسلامى، به «نگاه سرخ‏» شیعیان، یعنى عاشورا  و «نگاه سبز» شان یعنى انتظار مى‏رسند .  جمله مشهورى دارند که: «اینها به اسم امام حسین علیه السلام قیام مى‏کنند  و به اسم امام زمان علیه السلام قیامشان را حفظ مى‏کنند .» یعنى حضور امام علیه السلام براى ما در بطن سیاست و فقه ما یک حضور زنده و عینى است . اما شیعه در ترجمه معانى خودش به زبان روز مشکل دارد . ما برخلاف غربى‏ها  این معنا و مفهوم را به زبان عامه و برهان عامه ترجمه نکرده‏ایم . ما نیاز به حکیم داریم . فعل حکیم، ترجمه و تنزیل و تمثیل معناست . غرب قدرتش به بیانش است; نه محتوایش . ما خیلى چیزها را همیشه مى‏بینیم; اما چون به دیدن عادت کرده‏ایم، دیگر به رمز و رازش پى نمى‏بریم . گاهى شما براى فهم کامل یک چیز  باید جایت را عوض کنى; باید فاصله بگیرى تا آن را از بیرون ببینى . ما چون عاشقى مى‏کنیم، نمى‏دانیم حامل چى هستیم . من وقتى بدانم چه دارم، حافظش هم هستم . مسلمین اگر نمى‏فهمند که سرمایه‏شان دارد به تاراج مى‏رود، از بى‏عرضگى آنها نیست; نمى‏دانند چه دارند . شما اگر حامل معنا باشید، مرعوب ابزار [سینما] نمى‏شوید . آنکه حامل معنا باشد، حامل ابزار مى‏شود; نه محمول ابزار . ما مى‏توانیم از ابزار آنها هم استفاده کنیم و امام زمان (عج) را مطرح کنیم.براى غرب، مساله مذهب تشیع پس از ظهور صفویه در ایران و اوج‏گیرى اهداف استعمارى غرب نسبت‏به شرق و ایران جدى شد . منتها مساله مهدویت پس از پیروزى انقلاب اسلامى براى اینها مطرح شد . اینها وقتى با انقلاب اسلامى مواجه شدند، غافلگیر شدند . رئیس سازمان سیا این نکته را در سخنان خود گفته بود . از این جهت در فیلم «نوستر آداموس‏» که در سال 80 و 81 مطرح شد، خیلى خام با این مساله برخورد مى‏کنند . در سال‏هاى اولیه انقلاب، مقالات، کتاب‏ها و فیلم‏هاى مختلفى در این باره ساخته شد; اما از دهه 90 سبک کار را عوض کردند . دیدند اگر بیایند امام زمان شیعیان را نفى کنند، به نحو دیگرى اثباتش کرده‏اند; چون در جهان این حالت وجود دارد که چیزى را که غرب نفى کند، حتما یک ارزشى دارد . لذا در این دهه فیلم‏هایى مثل «صهیون‏» و «آرماگدون‏» و ... ساخته مى‏شود که به جاى تخریب این طرف، به اثبات مدعاى غربیان در زمینه آینده جهان مى‏پردازد. منبع:مجله بازتاب اندیشه، شماره 15  
دسته ها :
سه شنبه هفتم 8 1387
مساله انتظار ظهورحضرت مهدی(ع) دربین اهل تسنن وتشیع،امری اجماعی ومورد اتفاق است  اکنون برای نمونه،کلماتی ازعلمای مذاهب چهارگانه اهل سنت را نقل می کنیم1- نظریه دو تن ازعلمای شافعیمحمد بن یوسف گنجی (متوفی 658 ه ق)در باب 25کتاب البیان فی اخباراصحاب الزمان میگوید:«مهدی،ممکن است تا زمان ظهورش زنده بماند،وهیچ مانعی در این امر نیست،همچنین که عیسی وخضر زنده میباشند» (1)احمدبن حجر هیثمی شافعی (متوفی974 ه ق)در کتاب خود،به نام الصواعق المحرقه از ابوالحسن امری،چنین نقل میکند:«اخبار متواتر و فراوان ازپیامبر(ص) نقل شده که سرانجام،مهدی ظهور میکند واو از اهل بیت پیامبراست وزمین را پر از عدل وداد خواهد کرد»(2)2-نظریه علمای حنبلیابن قیم جوزی حنبلی(متوفی751ه0ق)درکتاب خود به نام المنارالمنیف فی الصحیح والضعیف،می گوید:«دیدگاه سوم:این که مهدی مردی ازخاندان پیامبرو  ازفرزندان حسین بن علی است  و  در   آخرالزمان_وقتی که زمین آکنده  از ظلم وجور شده باشد _ظهور کرده  وآن راسرشار از عدل وداد می نماید که بیشتر روایات،براین قول دلالت دارد.»(3)3-نظریه یکی ازعلمای مالکیابن صباغ مالکی(متوفی855ه0ق)در کتاب خود به نام الفصول المهمه فی معرفه احوال الائمه (ع)میگوید:«ابوالقاسم، محمد، الحجت بن الحسن الخالص شب نیم شعبان سال 255 ه.ق در شهر سامرا به دنیا آمد، کنیه اش ابوالقاسم   و  القاب او حجت، مهدی، خلف الصالح، قائم منتظر و صاحب الزمان  و مشهور ترین لقبش ، مهدی است.»(4)4-نظریه یکی ازعلمای حنفیسلیمان قندوزی در کتاب خود به نام ینابیع المودت  که دههاحدیث در تطبیق آیات قرآن با حضرت مهدی(ع) نقل کرده است  به سند  خود از علی بن موسی الرضانقل می کند که آن حضرت فرمود:«چهارمین فرزند من ... که خداوند به وسیله او زمین را از هر ظلم و ستمی  پاک می کند ؛ او همان کسی است که منادی برای او از آسمان- به طوری که تمامی اهل زمین بشنوند - ندا می کند: آ  گاه با شید ک حجت خدا نزد خانه خدا ظهور کرده ؛ از او پیروی کنید ، زیرا حق در مسیر او و با اوست .»پس امام فرمود:«همین است سخن پروردگار ؛ اگر می خواستیم،از آسمان آیه ای بر آنان نازل می کردیم که در برابر آن خاضع گردند و سر تسلیم فرود آورند.»(5)5-نظریه یکی ازعلمای معتزلی ابن ابی الحدید معتزلی در شرح نهج البلاغه در شرح کلام امام علی (ع) ک می فرمایند:«بنا یختم لابکم»می گوید:«این گفته اشاره به مهدی (ع)است که در آخر  زمان ظهور می کند  و بیشتر محدثان برآنند که وی از فرزندان فاطمه می باشد و پیروان معتزله، این نظر را انکار نمی کنند، بلکه در کتاب های خود، به بیان آن تصریح کرده و اساتید و بزرگانشان به این امر ، اعتراف نموده اند.»(6) منابع:              1- منتخب الاثر ، ص 324.                                                                                   2- الصواعق المحرقه ص 99.                                                                                             3-الامام المهدی عند اهل السنّه ، ج 1،ص 289.              4 - الفصول المهمه ، ص 292.                                                                     5- ینابیع المودت ،ص 448                                                                                        6- الامام المهدی عند اهل السنّه ، ج 1،ص 164.
دسته ها :
سه شنبه هفتم 8 1387

دیشب رویایی داشتم:

خواب دیدم بر روی شن ها راه می روم،

همراه با خود خداوند.

و بر روی پرده شب

تمام روز های زندگیم را ، مانند فیلمی می دیدم.

همانطور که به گذشته ام نگاه می کردم،

روز به روز از زندگی را ،

دو رد پا بر روی پرده ظاهر شد،

یکی مال من و یکی از آن خداوند،

راه ادامه یافت تا تمام روز های تخصیص یافته خاتمه یافت.

آنگاه ایستادم و به عقب نگاه کردم.

در بعضی جاها فقط یک رد پا وجود داشت ...

اتفاقاً، آن محل ها مطابق با سخت ترین روز های زندگیم بود،

روز هایی با بزرگترین رنج ها ، ترس ها و درد ها و ...

آنگاه از او پرسیدم:

" خداوندا ! تو به من گفتی که در تمام ایام زندگیم با من خواهی بود

و من پذیرفتم که با تو زندگی کنم.

خواهش می کنم به من بگو چرا در آن لحظات درد آور مرا تنها گذاشتی؟"

خداوند پاسخ داد:

"فرزندم تو را دوست دارم و به تو گفتم که در تمام سفر با تو خواهم بود.

من هرگز تو را تنها نخواهم گذاشت،

نه حتی برای لحظه ای،

و من چنین نکردم،

هنگامی که در آن روز ها، یک رد پا بر روی شن ها دیدی،

من بودم که تو را به دوش کشیده بودم."

فرهنگ عامیانه برزیلی

دسته ها :
سه شنبه هفتم 8 1387
X