شیشه ای می شکند/

یک نفر می پرسد/

چرا شیشه شکست؟/

مادر می گوید/

شاید این رفع بلاست/

یک نفر زمزمه کرد/

بادسرد وحشی مثل یک کودک شیطان امد/

شیشه ی پنجره را زود شکست/

کاش امشب که دلم مثل ان شیشه ی مغرور شکست/

عابری ختده کنان می امد/

تکه ای از ان را بر می داشت/

مرهمی بر دل تنگم می شد/

اما امشب دیدم/

هیچ کس هیچ نگفت/

غصه ام را نشنید/

از خودم می پرسم/

ایا ارزش قلب من از شیشه ی پنجره هم کمتر است؟/

دل  من سخت شکست اما/ 

هیچ کس هیچ نگفت و نپرسید چرا


دسته ها :
شنبه نهم 9 1387
X