دسته
پیوندهای وبلاگ
آرشیو
آمار وبلاگ
تعداد بازدید : 25893
تعداد نوشته ها : 43
تعداد نظرات : 0
Rss
طراح قالب
موسسه تبیان

نوز در یاد و خاطرمان هست آن روزی که حضرت امام خمینی (ره ) برای پاسداری از آرمانهای انقلاب اسلامی و امنیت و آسایش مردم فرمان تشکیل بسیج را صادر نمودند و فرمودند که بسیج مدرسه عشق است » مردم امر امام را به جان و دل خریدند و بیشمار عاشقانی در مدرسه عشق نامشان به ثبت رسید و برگی زرین و افتخارآمیز در دیوان حماسه ساز ایران بزرگ به نام خود رقم زدند. این مدرسه شرط سنی نداشت برایش پیر و جوان فرقی نمی کرد تنها شرط ورود به آن داشتن دلی پاک و دریایی و عشق به ایران و اسلام عزیز بود. کوچک و بزرگ آمدند تا خالق حماسه پاسداری از کهن بوم ایران سرافراز باشند و حتی آنانی که نیز نیامدند با دیده احترام به بسیج نگریستند و بسیجیان را افراد ساده زیست و دلاوری می دانستند که حاضرند برای دین و مردم خویش از جان خود بگذرند .

یکی از کسانی که به این مدرسه آمد پیرترین رزمنده دفاع مقدس حاج صفرقلی رحمانیان بود که با داشتن بیش از 75 سال لباس پاک و بی ریای بسیج را به تن نمود و همانند حبیب ابن مظاهر رهسپار دیار عاشقان شد تا لبیک گوی امام خویش در برابر یزیدیان زمان باشد. او به جبهه رفت و همسنگر نوجوانان و جوانانی شد که پیروی و اطاعت از حضرت امام (ره ) و صیانت از ایران و اسلام سرلوحه کارشان بود.

این سالک و عارف راه خدا در سال 1285 هجری شمسی به دنیا آمد و اکنون نیز با داشتن 103 سال سن در استان فارس و در شهرستان فسا به زندگی مشغول است و خداوند به او توفیق داد تا در سال های دفاع مقدس بیش از 66 ماه همسنگر رزمندگان اسلام و بسیاری از شهیدان سرافراز حماسه جاودان مردم بزرگ ایران در مقابل دشمنان این مرز و بوم باشد و در سال 1386 کتاب افتخارآمیزترین رزمنده دفاع مقدس به نام او گشوده شد و پاداش سال ها عبادت و جهاد در راه خدا را از معبود خویش گرفت . در همین سال نیز به همت مرکز فرهنگی دفاع مقدس خرمشهر وابسته به بنیاد حفظ آثار و ارزش های دفاع مقدس و پست جمهوری اسلامی ایران تمبر بزرگداشت این دلاور و شیر بیشه ایران زمین چاپ و در موزه دفاع مقدس خرمشهر و موزه حضرت امام رضا(ع ) و در زیر سایه مرقد همیشه تابناک آن حضرت رونمایی گردید و پس از این نیز به همراه خانواده به زیارت مقام معظم رهبری رفتند و رهبر انقلاب با بوسه بر پیشانی این مجاهد خستگی ناپذیر دعا فرمودند که خداوند این پیر رزمنده را تا انقلاب مهدی حفظ نماید.

حاج صفرقلی رحمانیان از روزگاران قدیم خاطرات بسیاری با خود دارد و از دوران حکومت احمدشاه قاجار و رضاخان پهلوی سخن ها می گوید و هرگاه از آن روزگاران سیاه حرفی می زند ظلم و ستم رضاخان را بدترین دوران حکومت هایی می داند که به یاد دارد. بویژه آنکه دوران سربازی را در حکومت رضاخان گذراند و از آنجایی که وی ارتباط نزدیک با روحانیت مبارز و آگاه آن روزگار داشت و از مرحوم حضرت آیه الله العظمی سیدمحمدآیت اللهی تقلید می کرد و آن روحانی مجاهد به علت مبارزه با رضاخان در خانه خود در شیراز محبوس شده بود و اجازه خروج از منزل نداشت به دستور آن مجاهد فرزانه سختی ها را به جان می خرید ولی هیچگاه در مظالم نظامیان رضا شاه شرکت نمی جست . وی می گوید : در همان زمان می خواستند گردان ما را برای سرکوبی مردم به یکی از مناطق فارس که با نیروهای دولتی درگیر شده بودند بفرستند و هنگامی که با خبر شدم من هم باید بروم بسیار ناراحت و آزرده گشتم و نمی خواستم به جنگ هم میهنانم بروم و نمی دانستم چه کار کنم چرا که سرپیچی از آن نتیجه ای جز مرگ در پی نداشت و من هم که در شیراز سرباز بودم با هزاران مشکل چند ساعت مرخصی گرفتم تا به خدمت حضرت آیت اللهی برسم .

وقتی به خدمت آن بزرگوار رسیدم ماجرا را خدمتشان عرض کردم پس از پایان سخنانم ایشان بی درنگ فرمودند که شرکت در سرکوبی مردم مسلمان و حق طلب حرام است و نباید بروید. از خدمت آقا مرخص شدم و با ناراحتی فراوان به زیارت احمدبن موسی حضرت شاهچراغ (ع ) رفتم و با دلی شکسته و چشمانی اشک بار از آن حضرت خواستم که مرا یاری نماید تا به این ماموریت ظالمانه نروم . بعد از زیارت به پادگان برگشتم صبح فردا که گردان را برای عزیمت آماده کردند من از شدت ناراحتی قادر به ایستادن نبودم که فرمانده گردان آمد و مرا صدا زد و گفت نام تو را از ستاد هنگ خط زده اند و شما نمی خواهید بیایید و این در حالی بود که من سرباز ارشد گردان بودم .پس از شنیدن این خبر به آسایشگاه آمدم . اولین کاری که کردم نماز شکر را بجا آوردم که خداوند مرا یاری کرد و نگذاشت در این گناه و جنایت شریک باشم و از آن روز فهمیدم که اگر ما بخواهیم و حرکت کنیم خدا هم یاور بندگانش خواهد بود. پس از نقل این خاطره می گوید : راه خدا رفتن سختی دارد ولی سرافکندگی ندارد.

پایه های اعتقادی این الگوی جهاد از همین دوران و ارتباط با بیت مرحوم آیت الله آیت اللهی شکل گرفت و روز به روز هم تنومندتر گشت و عمل به احکام الهی را سرلوحه گفتار و کردارش بنا نهاد و همواره نیز در پندارش خدمت به مردم در جریان بود. هیچ چیز نمی توانست مانع او در اقامه دستورات الهی قرار گیرد و با وجود آنکه با کشاورزی و دامداری امرار معاش می نمود و در گرمای طاقت فرسا به کار مشغول بود.

هیچگاه از نماز و روزه اش نکاست و علاوه بر نماز و روزه واجب نوافل و بیشتر نمازهای مستحبی بجامی آورد و در همان حال نیز علاوه بر روزه های مستحبی در ایام سال تمام ماه های رجب و شعبان و رمضان را روزه می گرفت و بیش از هشتاد سال است که بر اقامه نماز شب نیز مداومت دارد. این منش دین داری باعث گشت که در نهان و آشکار نظام ستم شاهی پهلوی را حکومت یزید بنامد و برای لحظه ای هم در مراسمات دستگاه های حکومتی شرکت نمی کرد.

حتی در روزگار محمدرضا شاه که فرزندانش به مدرسه می رفتند و مدارس به مناسبت های گوناگون اقدام به برپایی جشن می کردند و از والدین دانش آموزان برای شرکت در آن دعوت می کردند او هیچ زمان به این مجالس نرفت و می گفت این مجالس شادی برای تقویت حکومت ظالم است و من نمی روم . تا اینکه نهضت اسلامی مردم ایران به رهبری حضرت امام (ره ) آغاز شد و او که سالیان دراز در انتظار چنین روزی بود مشتاقانه در تظاهرات شرکت می جست و همگان را دعوت به یاری امام می نمود. با پیروزی انقلاب اسلامی و شروع جنگ تحمیلی با وجود کهولت سن نشستن در خانه را شایسته خود ندید و با همه فرزندان و بیشتر بستگانش عازم جبهه شد و در جبهه نیز همیشه رزمندگان و بویژه فرزندانش را به استقامت و ایستادگی در مقابل دشمن فرا می خواند و به فرزندانش می گفت که اگر هراس از دشمن به دل راه دهید شما را حلال نخواهم کرد. به گفته همسنگرانش او آنقدر سرزنده و شاداب و خستگی ناپذیر بود که هیچ کس فکر نمی کرد که ایشان بیش از 75 سال سن دارد و همپای جوانان در عملیاتها و خطوط مقدم جبهه ها حاضر شود. او در جبهه های جنوب حضور همراه با معنویت بالا و سری پرشور و همتی والا داشت .

وقتی دشمن به فاو حمله کرد و قصد بازپس گیری آنجا را داشت او تا آخرین لحظه به نبرد با دشمن مشغول بود و در همانحال نیز روزه بود. رزمندگان زیادی از او خاطرات شیرین و به یادماندنی دارند در سنگرها رزمندگان را چون فرزندان خود می دانست و بیشترین چیزی که به آنان یادآوری می نمود این بود که نماز را عزیز بداریم و می گفت جنگ ما بخاطر نماز است دشمنان اسلام نمی خواهند که کشور ایران مطیع امر خداوند باشد و چون ما از اطاعت طاغوت به اطاعت خدا درآمده ایم به این خاطر آنها با ما در ستیز و جنگند. وقتی از او تلخ ترین و شیرین ترین خاطره ایام دفاع مقدس را می پرسم بی اختیار اشک در چشمانش حلقه می زند و می گوید : در روزهای اول جنگ وقتی مردم عزیز خوزستان و زنان و کودکان و سالخوردگانی که مجبور شده بودند با داشتن امکانات فراوان دست از خانه و کاشانه خود بکشند و به شهرهای دیگر مهاجرت کنند را می دیدم برایم تلخ ترین حادثه بود که آوارگی هم میهمانم را مشاهده کنم گرچه آنها مهاجرین راه خدا بودند و مردم هم از آنها به گرمی پذیرایی می کردند با این وجود آنها در سختی و ناراحتی بودند و از خدا می خواهم ثواب مهاجرین زمان پیامبر به این مردم خوب عنایت نماید. و آن لحظه که می خواست شیرین ترین خاطره اش را بازگو کند اینبار اشک شوق امانش نداد و قطرات اشکش به پاکی و زلالی باران الهی بر محاسن سپیدش نشست و گفت : آزادی خرمشهر و رفتن به مسجد جامع و بجای آوردن نماز شکر شیرین ترین خاطره من است شیرینی از آن جهت که خداوند کمک کرد تا دل پاک و الهی حضرت امام (ره ) و مردم خوبمان را شاد کنیم و باعث سربلندی حضرت امام (ره ) در دنیا شویم .

با وجود آنکه این رزمنده و بسیجی پیر دیگر توانایی راه رفتن را ندارد و آن پاهای مقاوم و استوار که در جبهه ها بر زمین سخت لرزه می آورد اکنون همانند شاخه ای خشک و خمیده نای رفتن را از الگوی دلیری و ایمان گرفته است و او بر روی دستان فرزندانش جابجا می شود و در بستر مانده است نه تنها ذره ای از ایمان و وفاداری او به آرمان های انقلاب اسلام و حضرت امام و مقام ولایت کم نگردیده بلکه با زبان گویا و نگاه عارفانه و ناشناخته ای که به آسمان می دوزد مروج و مدافع ارزش های انقلاب اسلامی و راه حضرت امام (ره ) می باشد. از ایشان پرسیدم : از خدا چه می خواهی دست های خمیده و لرزانش را بلند کرد و گفت از خدا سعادت و بزرگی ملت ایران را می خواهم و ادامه داد که این ملت امتحانش را بخوبی انجام داده است و سربلند از آزمایش الهی بیرون آمد و امروز دیگر نوبت مسئولین است که چه اندازه خالصانه برای مردم خدمت کنند و امتحان بزرگ آنان این است که دنیا زده نشوند و مقام را برای جلب رضایت خدا و خدمت به مردم بخواهند نه برای جاه طلبی و مال اندوزی و کاری کنند که مردم عزیز ما به سختی و ناراحتی گرفتار نشوند.

حرف هایش که تمام شد با خود اندیشیدم که چرا بسیاری از مسئولین ما از این اسوه های مقاومت سخت غافلند و آنانی که کارشان رسیدگی به امور رزمندگان دفاع مقدس است یادی از این سنگردار جبهه ها نمی کنند و کسی از حال واحوالش جویا نمی شود و حتی برای درمانش قدمی برنمی دارند مگر نه این است که اگر بخواهیم جوانانمان را در مقابل تهاجم فرهنگی دشمنان یاری نماییم یکی از راه های برجسته آن شناساندن الگوهای ایمان و جهاد در راه خدا است .

در حالی که با اشاره این سالک الی الله از من پذیرایی می شود در ذهنم داستان دهقان فداکار می آید وقتی آن داستان که در کتاب های درسی و ذهن ما نقش بسته است در افکارم مرور می کنم با وجود ارزش فراوان آن و احترام زیاد ما به آن دهقان گرامی آیا فداکاری و عزم آهنین پیرترین رزمنده ما کمتر از فداکاری آن دهقان بزرگ است که در کتاب های درسی ثبت نگردد آن هم پیرمردی که فداکاریش محدود به یک قضیه نبود بلکه با جان و مال و فرزندانش نه یک شب بلکه سالیان دراز از مرزهای عقیدتی و جغرافیائی و ارزشی این مرزوبوم جانانه و در گستره انقلاب اسلامی دفاع نمود. و اگر بر این باوریم که برای پاسداری از حریم اندیشه انقلاب باید ارزش های دفاع مقدس را پاس داشت چرا از این بزرگان و اسوه های الهام بخش غافلیم .

و این بی تفاوتی ما آن وقت بیشتر مرا آزار داد که چند روز قبل و در سالگرد جنگ جهانی آمریکایی ها مراسمی را برپا نمودند تا در آن بقول خودشان از کهنه سربازان جنگ جهانی که بیش از صد سال دارند تجلیل کنند و آن مراسم را با هزاران آب و تاب به همه دنیا مخابره کردند و به بزرگداشت آن سربازان پرداختند آن هم جنگی که برپایه هواو هوس های شیطانی بود و هر دو طرف متخاصم نیز باطل بودند ولی ما از تجلیل مردانی غافلیم که زاهدان شب و شیران روز بودند و فقط جرمشان این بود که جز الله معبودی دیگر برای خود قرار ندادند.

اما از سوی دیگر وقتی که از این رزمنده راه خداحافظی نمودم این اندیشه شادی آفرین و غرورانگیز به سراغم آمد که سپاس خدای را که کسی پیرترین رزمنده دفاع مقدس و یادگار جبهه ها و شهیدان والامقام قرار داده است که روزگار گذشته و جوانی او همانند امروزش تابناک و بر مبنای ایمان و عمل صالح و جهاد در راه خدا بوده است . و هرکسی که او را می شناسد از وی به پاکی و دینداری و ایمان خالص به خداوند یاد می کنند و از این موضوع بی اندازه به او می بالم .

بسیج شرایط سنی نداشت و ندارد و تنها شرط ورود به این مدرسه دلی پاک و دریایی و عشق به اسلام و ایران است پیرترین رزمنده بسیجی در سال های دفاع مقدس بیش از 66 ماه همسنگر رزمندگان اسلام و بسیاری از شهیدان سرافراز بوده است. به همت مرکز فرهنگی دفاع مقدس خرمشهر و پست جمهوری اسلامی ایران تمبر بزرگداشت این شیربیشه ایران زمین چاپ و در موزه مرقد شریف حضرت امام رضا(ع ) و موزه دفاع مقدس خرمشهر رونمایی گردید .

فاطمه محمدزاده

منبع : روزنامه جمهوری اسلامی، یکشنبه ٣ آذر ١٣٨٧، ص ١٢

link:http://www.dastavardha.com/index.aspx?siteid=1&pageid=144&newsview=27064 


دسته ها :
شنبه بیست و یکم 10 1387
X