دسته
آرشیو
آمار وبلاگ
تعداد بازدید : 631
تعداد نوشته ها : 2
تعداد نظرات : 1
Rss
طراح قالب

   بسم الله النور
یا ابا صالح ما لشکریان عمر سعد را حر کنید....
اگر چه زمانه مرا به تاخیر انداخت ومقدرات الهی مرا
 ازیاری باز داشت ونبودم تا با آنانکه با تو جنگیدند
بجنگم وبا کسانی که باتو دشمنی کردند خصومت
نمایم اما در عوض از روی حسرت وتاسف برای
مصائبی که بر تو وارد شده صبح وشام مویه می کنم
وبجای اشک برای توخون می گریم
تا جای که از فرط اندوه مصیبت وشدت حزن جان سپارم......
(فرازی از دعای صاحب الامر سلام الله علیه معروف
به زیارت ناحیه مقدسه در رثای مولانا سیدالشهداء
صلوات الله علیه)........
   قلب مولای زمان ومکان هر روز که خورشید به اذنش طلوع می کند
با یاد خورشیدی که رو زی به ارتفاع یک نیزه بالا رفت
ودر قلب تاریخ جاودان خون پاشید"دردناک وملتهب است.
چشمان خدا هرروزکه به افق سرخ خیره میشود:
آنرا رودخانه ی شهدا میابد که امواج سهمگین خونشان
هنوز بعد سالیان سال که طوفان کربلا خاموش شده
بر فرق عبث عالم میکوبد....
طوفان کربلا خاموش شده ؟.......
هرگز ....هرگز.....هرگز........

مگر رد خون تازه بر محاسن صاحب انتقام خشک شده؟
  مگر دیدگانش آرام گرفتند
  وگوشهایش شبی بوده که
   صدای دخترکان ملتمس از تشنگی
  وملتهب ازبی پناهی را نشنیده باشد؟
  مگر صورت خداوند روزی بوده
    که از هرم آه بنی هاشم که زمان را سوزانده"
  نسوخته باشد؟
  مگر دستان خداوند روزی بوده که به یاد دستان به مشک خشکیده
   بر خود نلرزیده باشد؟
  مگر این عطش جاودان
   هرگز با دریاها اشک سیراب میشود؟
هرگز....هرگز...هرگز.....
 
  شمشیر انتقام الله هنوز در نیام است
وعالم همچنان اضطراب زینب را
  تا بینهایت هستی مرتعش می کند
وما در پوسته حقیر خوشی های شنیعمان
گه گاه به یاد کلمه همیشه پیروز الله می افتیم
وگر چه خود دشنه ای هستیم
بر جروح جاری قلبش
اما باز بر درگاهش انابه می کنیم که:
    این الطلب بدم المقتول بکربلا؟

واو می شنود ومی گرید
بر کسی که ملائک آسمان بر او گریستند.......
واو به ما می نگرد در حالی که امیدی به یاری  ما نیست ما همان
دغل بازان کو فه ایم از پدر ومادری عجم..........
کاش ما مرده بودیم
تا ارواح پوچمان
نمک بر زخمهای تازه ی او نباشد.....
کاش سکوت هزاران سال خاک گور در حلق کردن!
بی مایگی ما در اقراربه ولایت مولایمان را در خود دفن کرده بود.....
لا اقل کاش از میان ما ناکسان
کسی بود که زمزمه لرزان او را بشنود:
          هل من ناصر ینصرنی؟
   و هل من معین یعیننی؟
نه مولای داغدارم امروز هم کسی نیست
که یاریت کند
ما همه ناکسیم
امروز هم همه عهد شکنیم
امروز هم شیطان
وعده ملک ری به ما داده
ما همه به جانبش روانیم
مسیر عشق ما از کربلا نمی گذرد......
ما ادعای عاشقی داریم
وتوهمی از وجودت را مدام می ستاییم
زبانها البته به کارند
وکامها همه شیرین
به برکت رزقی که به یمن شما به ما می رسد
 اما ما هم فرزندان تاریخ خیانتیم........
امروز هم ذکر شما را با نفس های مسموم خود خاموش می کنند.
نه اینکه نامتان را نببرند
نه پسران عمروعاص امروز هم خوب میدانند ابو موسی زادگان عالم را
چگونه باید استحمار کرد.....
ما خام وخبیث مثل موشهای کور اوراق تاریخ را خوب جویده ایم بسیار اشک ریخته ایم
اما هرگز از هیجگاه روزگار برای خون خدا گریه نکرده ایم
اگر چنین بود آیا شما آن قدر کریم نیستید که اشکی که برای جدتان
 به گونه ای جاری شده پاک کنید؟
حا شا اشکی برای او نریختیم وگرنه دستهای شما را خدا برای پاک کردن
 اشک یتیمان خلق کرده........
وما یتیمان آل محمدیم (صلوات الله علیه)
به گفته خودتان چرا که امام زمانمان را نمی بینیم ونمی یابیم
نه در ظاهر ونه در بطن آلوده مان!
کاش به گمراهی عظیم ما رحم کنید
کاش ما اسیران لشکر عمر سعد رابه دست لطف خود آزاد کنید
        مارا حر کنید.........
تااین نیمه جان حقیر رافدایی یک مویه ی صبح گاهتان کنیم........
    به امید آمدنت نشسته ایم
تنها وبی پناه

 مهدی جان مهدی جان مهدی جان مهدی جان


دسته ها :
شنبه جهاردهم 10 1387
X