این وبلاگ اماده تبادل لینک با دیگر دوستان میباشد 

شب نشستم به در خانه ولی خانه نبود

هرچه از عشق شنیدم به جز افسانه نبود

دل به کام غم و انده جهان ویران شد

هر چه میدید به جز دام غم و دانه نبود

به در میکده رفتم بشنیدم فریاد

نعره ای بود ولی نعره مستانه نبود

جلوه ها بر در و دیوار بدیدم هیهات

     هیچ یک بر دل ما جلوه جانانه نبود     
دسته ها : عشق
سه شنبه بیست و ششم 6 1387
X