صفحه ها
دسته
دوستان وبلاگي
منابع و ماخذ وبلاگ
آرشیو
آمار وبلاگ
تعداد بازدید : 238713
تعداد نوشته ها : 352
تعداد نظرات : 72
Rss
طراح قالب
موسسه تبیان
آیت‌الله سید عزالدین حیسنی‌زنجانی
فرزند محمود در سال 1300 ش در شهر زنجان متولد شد. بعد از فراگیری مقدمات علوم دینی و ادبیات عرب، تحصیلات عالیه خویش را نزد بزرگانی همچون آیت‌الله حاج شیخ عبدالکریم خوئینی زنجانی و مرحوم والدش آغاز کرد. در حدود شهریور 1320 به قم مهاجرت و در درس خارج فقه و اصول آیات عظام حجت کوه کمره‌ای، سیدصدرالدین صدر و سیدمحمدتقی خوانساری شرکت جسته و معقول را از محضر امام خمینی (ره) و علامه طباطبایی استفاده کرد. پس از مهاجرت آیت‌الله بروجردی در درس خارج فقه و اصول ایشان نیز شرکت نموده آنگاه به نجف مهاجرت نمود و منشأ خدمات ارزنده‌ای همچون تأسیس کتابخانه، مسجد، و انجمن‌های تبلیغی گردید. از تألیفات ایشان می‌توان به تقریرات اصول آیت‌الله بروجردی، شرح بر وسیله، حاشیه بر منظومه حکمت، تحریر کفایه‌الاصول و... اشاره نمود. وی هم‌اکنون یکی از مراجع معظم تقلیدی است که در مشهد مقدس سکونت دارد.
**36**
بسم‌الله تعالی
رنج و لذت احساس درونی است نه تابع مظاهر فریبنده چه بسا امری است که مردم آن را دردناک و با مشقت تلقی می‌کنند ولی مردان صاحب‌ طمأنینه و وقار هم آن را وسیله ترقی به مدارج عالی انسانیت دیده و با آغوش باز آن را می‌پذیرند و بالعکس ممکن است مظاهر لذت‌بخش که مردم عادی در طلب آن سر و دست می‌شکنند موجب انحطاط بوده و انسان را سبب فرومایگی و پستی می‌گردد عسی ان تحبّو شیئاً و هو شرّ لکم: چه دانیم ناخوش کدام است یا خوش.
خوش است بر ما آنچه خدا می‌پسندد و بدیهی است روح تا رنج نبیند صیقلی نشده و مهبط معارف و انوار الهی نمی‌گردد. لذا در این مدت که با عده‌ای از رجال علم و فضیلت در زندان شهربانی دور هم هستیم نباید از این پیش‌آمد ملول شده بلکه باید شکرگزاری نماییم که الحمدلله سرفراز هستیم. وظیفه دینی را چنانچه لازم بوده ادا کرده و از نعمت عافیت و سلامت بدن هم بهره‌مند هستیم له‌الحمد و الشکر علی کل حال: قال علیه‌السلام لابیه صلوات‌الله و سلامه علیه اولسنا علی الحق قال: ای والّذی الیه مرجع العباد ـ قال: فاذاً لا نبالی بالموت.[1]
اللهم اجعلنا ممن یقتص آثارهم و یسلک سبیلهم و یهتدی بهدیهم و یحشر فی زمرتهم و یکر فی رجعتهم و صلی‌الله علی محمد و آله‌الطاهرین. این چند سطر به عنوان تذکار ایام اجتماع در زندان موقت شهربانی در دفتر جناب ثقة‌الاسلام مروج الاحکام آقا شیخ عیسی اهری دامت ایامه تحریر شد. حرره الاحقر عزالدین حسینی
10 صفرالخیر 1383
راه لذت از درون دان نی برون                                         ابلهی دان جستن از قصر و حصون
آن یکی در کنج زندان مست و شاد                                   و آن دگر در باغ ترش و بیمراد
**37**
بسمه‌تعالی
از جمله خوشوقتی‌ها که در ایام زندان موقت شهربانی نصیب حقیر گردید عبارت از شناسایی عده‌ای از مردان فضیلت علم و خطابه بود که از اقطار مختلفه جلب شده بودند. الذین اخرجوا من دیارهم بغیر حق الاّ ان یقولوا ربّناالله.[2] و بالاخص از آن عده جناب مستطاب حجت‌الاسلام و مروج‌الاحکام آقای آشیخ محمود وحدت دامت ایامه بسیار محظوظ بودم این چند سطر به عنوان یادبود حسب‌الامر معظم‌له در این دفتر قلمی گردید. ربنا افرغ علینا صبراً و ثبت اقدامنا و انصرنا علی‌القوم الکافرین.[3] حرره فی‌الشهر صفرالخیر 1383
عزالدین الحسینی عفی عنه
**38**
بسمه‌تعالی
قال‌ الکریم فی کتابه الحکیم و عسی ان تکرهوا شیئاً و یجعل‌الله فیه خیراً کثیراً[4]
مضمون این کلام الهی تا در خارج از قضایای مشخص انسان نگردد چه بسا مایه تعجب بدوی گردد زیرا نوعاً در انسان عاقل کراهت و سایر عواطف روی خیالی است که از موضوع می‌نماید و براساس آن مورد علاقه و محبت و یا انزجار و کراهت می‌شود.
و اما اینکه با همه محاسبات نتیجه معکوس واضح بود یعنی مورد کراهت مایه سعادت گردد احتیاج دارد که انسان خود ناظر و شاهد آن باشد. از جمله امور مورد کراهت بشر عبارت از گرفتاری در زندان است که مورد اتفاق است و لذا در تمام ملل و نحل جزء عقوبت مجرمین و گناهکاران است.
حالا چگونه این امر برای ما منتج خیرات و سعادت بود برای اینکه عملاً با عده‌ای از مردان فضیلت و خطابه و علم که از نواحی و اقطار مختلف مملکت جلب شده بودند مراسم مودت و آشنایی به عمل آمد که قاعدتاً در غیر این شرایط ممتنع بود که این فیض حاصل آید و از همه جهات بالاخص از جهات معسوره کسب کمال محیط قابل استفاده باشد. از جمله این مردان صاحب فضیلت و تقوی جناب آقای حجت‌الاسلام والمسلمین مروج‌الاحکام آقای آ سید جواد الیاسی است که این بنده رفاقت معظم‌له را از جمله بهره‌های عمر خود می‌دانم و انتظار دارم که ایشان این بنده را از دعا فراموش نفرمایند.
حرره الاحقر عزالدین حسینی عفی عنه
14 صفر 1383
**39**
بسم‌الله تعالی و له‌الحمد. والصلوه علی سیدالاولین و الآخرین محمد و عترته و صحبه الذین ابلوا البلاء الحسن فی نصره و کانفوه و فارقوا الازواج و الاولاد فی اظهار کلمته ـ و علی التابعین لهم باحسان[5]
قسمتی از عبارات فوق‌الذکر از صحیفه مبارکه نقل شده که در توصیف پیروان و اصحاب پیغمبر اکرم صلی‌الله علیه و ‌آله فرموده و بالاخص بعنوان فارق‌الازواج و الاولاد فی اظهار کلمته ـ یاد کرده و به قول علماء اصول تعلیق حکم به وصف مشعر به علیت است در آن درود و صلوات جهت را ذکر فرمود، مستحق درود شده‌اند چون در راه دفاع از حق و حقیقت و یاری دین از هیچ رنج و مشقت هراسان نشدند و مفارقت عیال و اولاد را که عزیزترین افراد در نزد انسان است برای اعلاء کلمه دین به خود هموار نمودند، لذا دوستان عزیز مانند آقای سیدناصرالدین صدری نیز باید به اقتداء به آن بزرگان رنج زندان و دوری عیال و اولاد را بر خود هموار نموده و انشاءالله ضعفی از خود نشان ندهند. ان‌الله یحب‌الذین یقاتلون فی سبیله صفّاً کانهم بنیان مرصوص[6] و این حوادث اگرچه متضمن رنج و مشقت است ولی سبب بزرگی روح و نجات یافتن از ضعف و سستی است. به قول ادیب پیشاوری:
تن‌آسائی آرد روان را گزند                                              گزند روان خوار بگذاشتم
و این چند سطر به عنوان مقدمه بود موضوعی را به عنوان یادگار تقدیم می‌کنم عبارت از معرفی پایه ارجمندی روح انسان است که از فیلسوف شرق ابوعلی سینا که در لسان اروپائیان به Prince des medecins یعنی سلطان‌الاطبا معروف است و این دو بیت را کمتر اشخاصی می‌دانند که اثر این فیلسوف نامدار است.
فکر بحد کل شئی فیک مجتمعاً                                                    انّ ابن آدم اعطی افضل الدرج
اجسامنا کالمشاکی و النفوس                                                       بهازیت و نور العقل کالسرج
ترجمه این ابیات در دفتر فاضلی مانند آقای صدری تقریباً بی‌مورد است. بیت اول از غزل معروف حافظ است.
سالها دل طلب جام جم از ما می‌کرد                                   آنچه خود داشت ز بیگانه تمنا می‌کرد
حاصل آنکه خلاصه کاوشهای علماء قدیم و روانکاوی‌های جدید آن است. انسان دارای استعداد شگرف و مخفی است و چه‌بسا یک تصادف موجب بروز و ظهور آن استعداد می‌شود و لذا انسان باید هر حادثه و پیشامدی را غنیمت شمرده و به نظر دقت و تجربه به آنها نگاه کرده و حداکثر استفاده را بنماید که گفته شده الوقت کالسیف ان لم تقطعه قطعک ـ مثل همین اجتماع در زندان موقت شهربانی را که مجمع علماء و دانشمندان شده که از نواحی مختلف مملکت جلب شده و بحمدالله صبح و عصر مجلس مباحثه و خطابه خطیب شهیر جناب مستطاب آقای فلسفی دامت برکاته برقرار است آقای صدری باید غنیمت شمرده و در تکمیل فن خودشان سعی وافر دارند که شاید کمتر چنین فرصتی اتفاق می‌افتد. در خاتمه از آقای صدری منتظرم که این بنده را از دعا فراموش نفرموده و از تذکرات صالحه در خلوات و مناجات یاد نمایند.
حررالاحقر عزالدین حسینی عفی عنه ـ 15 صفر 1383
**40**
بسمه‌تعالی
قال مولانا امیرالمؤمنین علیه‌السلام:
من اصبح علی‌ الدیناً حزیناً فقد اصبح لقضاءالله ساخطاً و من اصبح یشکو مصیبه نزلت به فانما یشکو ربه و من اتی غنیاً فتواضع له لغناه ذهب ثلثا دینه و من قرء‌القرآن فمات فدخل النار فهو کان ممن یتخذ آیات‌الله هزواً و من لهج قلبه بحب‌الدنیا التاط قلبه منها بثلاث همٍ لایغبه و حرص لا یترکه و امل لا یدرکه[7]
اولین‌بار ملاقات با جناب مستطاب مروج‌الاحکام حجت‌الاسلام آقای غفاری دامت‌برکاته به طرز جالبی اتفاق افتاد که جداً این بنده را درردیف اخلاص‌مندان آن وجود عزیز قرار داد زیرا برای اولین‌بار که محکوم به زندان شدم و در حوالی نصف شب وارد محوطه بسیار محدود آن گردیدم قهراً ناراحتی خیال و خستگی راه‌ تأثیر به سزایی کرده و خالی از اضطراب نبودم جناب معزی الیه به مجرد اینکه احساس کردند که غریبی وارد شده فوراً از رختخواب بلند شده و برای بنده غذا و وسایل استراحت را فراهم فرمودند. این عمل در مواقع عادی اگرچه به نظر عادی و تعارف برسد ولی با ملاحظه جهات و اوضاع و زمان بسیار مهم است و برای بنده خاطره فراموش‌نشدنی است. و فقط عامل و محرکه ایشان در این عمل جنبه دیانت بود که بدون سابقه دو نفر اجنبی را مانند برادر به هم متصل نمود حالا اگر همین روح مودت و صفا در جامعه حکم‌فرما گردد واقعا چه محیط جالب خواهد شد و چه وحدت و صفا خواهد بود. از جمله لذائذ بهشت را خداوند متعال در قرآن کریم همین جهت را بیان می‌فرماید: و نزعنا ما فی صدورهم من غل اخوانا علی سرر متقابلین.[8] پس اگر تا حدی از این نعمت در این نشاه در سایه عمل به دستورات دین و قرآن کریم حاصل گردد. جامعه نمونه بهشت را خواهند دید. از قادر متعال مسئلت داریم که همه را از خواب غفلت بیدار کرده و در عمل به دستورات قرآن کریم ثابت و پایدار فرماید. این چند سطر به عنوان تذکار در این دفتر حسب‌الامر جناب آقای غفاری تحریر گردید امید است که از ادعیه صالحه این بنده را در مواقع خلوات و مناجات فراموش نفرمایند والسلام علیه و رحمت‌الله و برکاته.                                                              الاحقر عزالدین حسینی عفی عنه
16 صفرالخیر 1383
**41**
بسم‌الله تعالی و له‌الحمد
جوانی چو باد خوش نوبهار                                                        در افتد به جنبش درآید بکار
بروماند آنجا که آرد گذر                                                            گل نازک و سنبل تابدار
نسیمی که نامش جوانی بود                                                        که سرمایه کامرانی بود
کنون دست در حلقه موی توست                                                 به بوسیدن روی نیکوی توست
تهی گردد این ساغر فرهی                                                          پس آن به که مردانه گردد تهی
راجع به اغتنام دوران جوانی نویسندگان و شعرا بیاناتی نموده و قطعاتی سروده‌اند قطعه فوق در اثر طبع یکی از شعراء معاصرین است اگر بهتر از همه آن قطعات نباشد در ردیف عالی‌ترین آنها می‌باشد و در احادیث وارده از ائمه اطهار علیهم‌السلام نیز تأکیداتی وارد شده حتی در تفسیر لاتنس نصیبک من‌الدنیا[9] نیز وارد شده و مراد از دنیا که نباید فراموش نمود عبارت از چند چیز است که مهم‌ترین آنها صحت بدن دوران جوانی است این چند سطر به عنوان تذکار و یادگاری در دفتر آقای طباطبائی تحریر شد با رعایت متابعت که ایشان در عنفوان این دوران لذیذ و زودگذر می‌باشند که انشاءالله به فضل الهی تمام اوقات این فصل از عمر را در راه فضیلت و تقوی و علم بگذراند و بحمدالله آثار این سعادت در ناصیه این سید بزرگوار آشکار و واضح است. امید است که این بنده را از دعا فراموش نفرمایند.
الاحقر عزالدین حسینی عفی عنه
14 صفر 83 زندان موقت شهربانی
**42**
بسمه تعالی
رحمت بی‌خدمت و بی‌علتی                                                        آید از دریا مبارک ساعتی
یکی از خوشوقتی‌های حصر در زندان موقت شهربانی تصادف ملاقات با جناب مستطاب سیدالاعزه آقای آقا سیدمرتضی مرتضوی ایده‌الله تعالی می‌باشد و از جمله خاطره‌های خوش زندان مصاحبت با مشارالیه است زیرا ایشان سید بزرگوار و متعصب در دین است و در اقامه فریضه بسیار مهم امر به معروف و نهی از منکر بسیار ساعی و جدی است. و چنانچه چندین نفر در هر جامعه از جوامع مسلمین نظائر و امثالی داشتند هرگز کار مسلمان‌ها به این روز نمی‌افتاد که در روایت شریفه وارد شده لتامرّن بالمعروف و لتنهون عن‌المنکر و الا لیسلطن علیکم شرارکم ثم یدعو خیارکم فلا یستجاب لکم[10] راه جلوگیری از مفاسد منحصر به همین دو فریضه مهم است که متأسفانه به کلی از میان مسلمانها رخت بربسته.
اللهم وقفنا لما تحب و ترضی بجاه محمد و اله الطاهرین.
ان شاءالله از دعای خیر فراموش نخواهد فرمود.
الاحقر عزالدین حسینی عفی عنه
**43**
بسمه تعالی
و لست ابالی ان یقال محمد                                                         ابد ام اکتظت علیه الماتم
ولکن دیناً قد اردت صلاحه                                                         احاذر ان تقضی علیه العمائم
با قلت بضاعت و کمی استعداد از حسن ظن جناب مستطاب ثقه‌السلام والمسلمین آقای حاج میرزا محسن محدث‌زاده دامت افاداته این بی‌مقدار را نیز به حساب آورده و فرمودند به عنوان تذکار و یادبود چند سطر در زندان موقت شهربانی تهران به رشته تحریر درآوردم. نمی‌دانم چه عواملی موجب گردید این دو بیت که از شیخ محمد عبده مصری شاگرد سیدجمال‌الدین اسدآبادی است به نظرم آمد شاید از همان جهتی باشد که خود معظم‌له نیز توجه دارند و آن عبارت از سنگینی وظیفه طبقه روحانیت و اهل علم است زیرا هر قدر رتبه خطیر و ارجمند باشد مسئولیت شدید خواهد شد و کریمه یا نساءالنبی لستن کاحد من‌النساء[11] شاهد این حقیقت است مثنوی می‌گوید:
بود آدم دیده نور قدیم                                                               موی در دیده بود کوه عظیم
گرچه یک مو بد گنه کو جسته بود
لیک آن مو در دو دیده رسته بود
از این جهت است که تمام جهات و رفتار طبقات عالیه که سمت و زمامداری و رهبری معنوی را دارند مردم با تمام حواس متوجه بوده و روی آن حساب می‌کنند لذا در هر حال می‌باید افراد این طبقه به موقعیت خطیر خود متوجه شده و مراقبت کامل را در اعمال خود بنمایند و در هیچ حال متانت و سنگینی را از دست ندهند و خیال نکنند مثل مردمان متعارف مرخی‌ّالعنان بوده هر کار بکنند تأثیری نخواهد داشت. روی همین جهات محمد عبده مصری در مرض موت اشاره به همین جهت نموده که اعتناء و اهمیت نمی‌دهم که محمد از مرض موت عافیت پیدا کرد، یا مجالس ماتم و سوگواری برای مرگ وی منعقد ولی ترسم از آن است که این را که اراده اصطلاح آن را داشتیم و شب و روز در فعالیت این جهت بودیم در اثر بی‌احتیاطی بعضی افراد معمم خلل کلی وارد آید از قادر متعال مسئلت داریم که ما را از خواب غفلت بیدار کرده و به سنگینی وظیفه متنبه گرداند. در خاتمه از جناب معظم‌له که در این چند روز بنده را در اثر حسن رفتار و نجابت، متانت و دیانت و تقوا مسحور گردانید در ردیف اخلاصمندان قرار دادند فراموش نفرمایند و از  دعای خیر محروم ندارند.
حرره الاحقر عزالدین الحسینی عفی عنه
منبع :
http://www.15khordad42.com
ادامه دارد ...

X