صفحه ها
دسته
دوستان وبلاگي
منابع و ماخذ وبلاگ
آرشیو
آمار وبلاگ
تعداد بازدید : 233234
تعداد نوشته ها : 352
تعداد نظرات : 72
Rss
طراح قالب
موسسه تبیان

٭ ابوالفتح مؤمن

 مقدمه :

انقلاب اسلامی ایران حاصل یک دوره طولانی از مبارزه مردم ، روحانیون و آزادی خواهانی است که حرکت اولیه آن با قیام علیه امتیاز رژی در زمان ناصری ( 1308-1309 ق/1891/1892م) شروع و بعد از پشت سرنهادن انقلاب مشروطیت ونهضت ملی ایران، با رهبری امام خمینی (ره) به پیروزی انقلاب اسلامی منتهی گردید ؛ نهضتی کهاز مخالفت آن با لایحه انجمن های ایالتی و ولایتی و انقلاب شاه وملت شروع شد و با حمله رژیم پهلوی به مدرسه فیضیه وارد مرحله خشونت گردید و با دستگیری امام خمینی و قیام 15 خرداد1342 به اوج خود رسید و آغاری شد برای سقوط حکومت پهلوی.
در این نوشته با توجه به واکنش های شاه در مقابل قیام 15 خرداد بر آنیم به موضوعاتی چون : علل و عوامل به وجود آمدن قیام 15 خرداد ، شیوه و تاکتیک امام خمینی در انسجام مردم در مبارزه و آماده کردن جامعه ، واکنش شاه نسبت به این قیام مردمی و واکنش مردم و روحانیون همدان نسبت به مسافرت شاه به این شهر در 18 خرداد 1342، سخنرانی شاه علیه نهضت و روحانیون ،انعکاس داخلی و خارجی این سخنرانی بپردازیم تا بتوانیم گوشه ای از تاریخ انقلاب اسلامی را در پرتو اسناد و خاطرات مبارزان کاووش کرده و نقش مسافرت شاه به همدان را که در واقع واکنش او به قیام 15 خرداد است ، روشن نماییم .

آغاز حرکت
محمد رضا شاه پهلوی بعد از کودتای 28 مرداد 1332 وابستگی شدیدی به آمریکا پیدا کرد و در واقع امریکاییها تصمیم گیرنده اصلی ایران شدند. وی در 21 فروردین 1341 برای مذاکره به آمریکا رفت که حاصل آن نخست وزیری اسداله علم و تصویب لایحه انجمن های ایالتی و ولایتی (6 مهر 1341) بود. آنها با تصویب این لایحه قصد داشتند واکنش روحانیون را بعد از رحلت آیت الله بروجردی محک بزنند. از جمله بندهای این لایحه حذف سوگند به قرآن و نادیده گرفتن شرط مسلمان بودن در انتخابات بود که با حرکت و مخالفت روحانیون سراسر کشور به رهبری امام خمینی (ره) این ترفند به نتیجه ای نرسید1 ، تا جائی که اسداله علم ، نخست وزیر وقت ، مجبور شد در 8 آذر 1341 طی تلگرافی لغو تصویب نامه انجمن های ایالتی و ولایتی را به اطلاع علمای قم برساند و دو روز بعد نیز امام خمینی و مراجع پایان موضوع را اعلام و از مردم تشکر کردند. محمد رضا شاه که حاضر به پذیرش شکست دولت و رژیم نبود ، برای جبران آن اصول ششگانه ای را تحت عنوان انقلاب سفید در 19 دی ماه 1341 اعلام نمود که ظاهری بسیار مترقیانه داشت. دولت برای دمکراتیک جلوه دادن این حرکت در صدد بر آمد آن را به رفراندوم بگذارد تا جایی برای اعتراض مخالفان وجود نداشته باشد ، اما قبل از برگزاری انتخابات امام خمینی طی اعلامیه ای آن راتحریم نمود2 که اعلامیه مذکور به سرعت در تمام ایران توزیع گردید و پیرو آن روحانیون شهرستانها نیز رفراندوم را تحریم کردند ، تا مخالفت و اعتراض فراگیر و سراسری شود. در این زمینه می توان به فعالیت آیت الله آخوند همدانی ، نصر الله بنی صدر و سخنرانی آیت الله مدنی در مسجد جامع همدان اشاره کرد3.
رژیم انتخابات را برگزار نمود و آن را موفق اعلام کرد ، در حالی که درصد ناچیزی از مردم در پای صندوق های رأی حاضر شدند آن را انقلاب شاه و ملت خواند. در مقابل، امام خمینی برای آگاهی مردم از ماه رمضان ( بهمن 1341) بهره گرفت و اعلامیه ای خطاب به وعاظ و روحانیون صادر کرد و از آنان خواست که از برگزاری مراسم نماز جماعت ، وعظ و خطابه خودداری نمایند. حجت الاسلام راحمی در این زمینه می گوید : « دستور داده شد که پیش نمازها به مسجد نروند و نگویند که آقا تشریف ندارند، بگویند آقاهست در شهرند و مسافرت نرفته اند ، ولی مسجد نمی آیند »4 با طرح این مساله زمینه سئوال و پرسش مردم را فراهم کرده و سپس آنها را نسبت به قضایا آگاه می کردند. پس از این مقاومت ها شاه در 4 بهمن 1341 به قم مسافرت کرد. علی رغم تدابیر خاص اکثر روحانیون و مردم از وی استقبال نکردند تا جائی که عصبانیت او بر افروخته شد و در سخنرانی خود درصحن مطهر حضرت معصومه (س) اظهار کرد : « ما اجازه نمی دهیم ارتجاع سرخ و سیاه از پیشرفت این مملکت جلوگیری کند.» او در این سخنرانی روحانیت را ارتجاع سیاه خواند. مقاومت ومخالفت روحانیون از سوئی و سیاست های دیکته شده امریکا که ماهیت ضد اسلامی و میهنی داشت و ماموریت شاه در اجرای این سیاست ها از طرفی ، زمان برخوردهای شدید طرفین را نزدیک تر می کرد.
پس از رفراندوم 6 بهمن 1341 جبهه گیری روحانیون انقلابی به رهبری امام خمینی علیه رژیم ومشخصا شخص شاه روشن تر گردید. از همین رو امام در 22 بهمن 1341/16 شوال 1382 طی اعلامیه ای عید نوروز 1342 را عزای عمومی اعلام کرد و روحانیون شهرستان ها را متقاعد ساخت با توجه به مصادف شدن ایام نوروز با سالگرد شهادت امام جعفر صادق(ع) و اقدامات ضد اسلامی رژیم امسال عید نداریم و ایام نوروز عزای عمومی خواهد بود « روحانیت اسلام امسال عید ندارد »5.
اعلامیه امام در اندک زمانی به سرعت درتهران وشهرستان ها توسط انقلابیون توزیع گردید. علاوه بر اعلامیه کارتهایی که عکس امام در آن گراور شده و بالای آن نوشته شده بود « مسلمین امسال عید ندارند» توزیع و حتی افرادی به این خاطر دستگیر شدند6.
حجت الاسلام غلامحسین بهرامی در این باره می گوید : « به منزل یکی از اقوام رفتم ، دیدم آنها بساط عید چیدند ، شمع روشن کردند و عکس شاه را به صورت ظاهر و عکس مراجع را هم گذاشته اند ، من شمع را خاموش کردم ، گفتند فلانی شگون ندارد ، چرا این جوری می کنی گفتم بد شگون وجود این شاه است. »7
بدین ترتیب، روحانیون و وعاظ به رهبری امام خمینی ضمن آگاه کردن مردم ، آنان را متوجه قم کردند تا علاوه بر مسافرت به این شهر برای زیارت و تحویل سال نو ، حقایق را از زبان مراجع خود بشنوند و در مجلس عزاداری امام صادق(ع)، که در اکثر شهرها تشکیل شده بود، شرکت کنند. با شدت گرفتن این فعالیت ها ، شاه خود ورژیم را در مقابل مشکل جدی یافت چرا که روحانیون با استفاده از شبکه اطلاع رسانی حلقه‌ای جامعه را درجریان اقدامات ظاهرا اصلاح طلبانه رژیم قرار می دادند. به همین دلیل رژیم تصمیم گرفت از سیاست چماق وخشونت استفاده نماید. در همین راستا به مجلس عزاداری که در روز 2 فروردین توسط آیت الله گلپایگانی به مناسبت شهادت امام جعفر صادق(ع) برگزار شده بود ، حمله کرد و به ضرب و شتم و دستگیری روحانیون و طلاب پرداخت. مردمی که طبق سنت هر ساله از شهرستان‌های ایران برای تحویل سال نو و شرکت در مراسم شهادت امام صادق(ع) به قم آمده بودند شاهد جنایت مامورین شاه بودند، اخبار این واقعه را به اهالی دیار خود منتقل کردند. یکی از این شاهدان حجت‌الاسلام سید احمد حسینی ملایری است که می گوید :
  «عمامه ها ، کفش ها و عباها افتاده بود ، بعضی از جنازه‌های و مجروحان بر روی زمین افتاده اینهارا من مشاهده کردم و عاقبت از درب مدرسه که به سوی دارالشفاء گشوده می شود خود را از مهلکه نجات دادیم. »8

به دنبال این واقعه تلگرافهای تسلیت و اعلام حمایت زیادی از سوی مردم و روحانیون شهرستان ها به امام و مراجع قم ارسال شد از جمله در تلگراف اصناف همدان آمده بود :
« بسمه تعالی

حضور محترم حضرت حجه الاسلام و المسلمین آیت الله العظمی جناب آقای گلپایگانی ، فاجعه اسف انگیز روز وفات امام صادق(ع) در دانشگاه امام عصر ارواح العالمین و الفداء اهالی همدان را متاثرکرد. بدین وسیله اظهار همدردی نموده و این مصیبت وارده را به حضرت بقیه الله و عموم آیات عظام و مسلمین تسلیت عرض و پشتیبانی کامل خود را نسبت به حضرات مراجع اعلام و موفقیت آنان را در راه نشر حقایق اسلامی از خداوند مسئلت داریم . 9»
پس از وصول این تلگراف امام به تمام آنها جواب دادند10، بدین ترتیب علاوه بر روحانیون ارتباط بهتر مردم و اصناف با امام و مراجع برقرار شد و از پیوستگی وانسجام بیشتری برخوردار گردید به نحوی که مردم از شهرستان‌های مختلف به دیدار امام می رفتند و با ایشان و مراجع ملاقات کرده و به طور مستقیم در جریان وقایع قرار می گرفتند و امام توصیه های لازم را به آنان برحسب مسئولیت و شغلی که داشتند، ارائه می‌نمودند. 11.
در فردای پس از حمله ماموران رژیم به مدرسه فیضیه، امام برای اینکه نشان دهد مرعوب حرکت رژیم نشده اعلامیه ای صادر نمود که به منازل افسران ارتش انداخته شد. در آن اعلامیه آمده بود: «من مجددا اقدامات دیگری خواهم کرد12» و از خبرگزاریهای خارجی دعوت شده بود که با عکسبرداری و بازدید از مدرسه فیضیه خبر این فجایع را به جهانیان برسانند13. بر حسب گزارش ساواک، در این زمان فرزند آیت الله حکیم از نجف به ایران وارد شد و در قم با امام خمینی ملاقات کرد واز سوی آیت‌الله حکیم به کلیه علما قم توصیه نمود که از امام تبعیت نموده و او را تقویت نمایند. 14
با برگزاری مراسم چهلم یابود شهدای مدرسه فیضیه در شهرستان های مختلف ایران15، رژیم هر چه بیشتر رسوا شد و عملا حرکت او به نفع امام و انقلابیون تمام شد چرا که بیداری و همراهی اکثر مردم و روحانیون را به همراه داشت .
با فرا رسیدن ماه محرم 1383/ خرداد 1342 مبارزه علیه رژیم وارد مرحله جدیدی شد. روحانیون با رهبری امام سعی داشتند در این ماه مردم را نسبت به فاجعه مدرسه فیضیه و دیگر اقدامات رژیم آگاه کنند چرا که ماه محرم به دلیل حضور گسترده مردم در مساجد بهترین ایام جهت نشر حقایق و فعالیت علیه رژیم بود، از سوی دیگر، رژیم برای جلوگیری از فعالیت روحانیون وانقلابیون اعلامیه ای توسط شهربانی کل کشور صادر و اعلام نمود ؛ « انجام مراسم سوگواری مشروع که باموازین مقدس اسلام تطبیق نماید با رعایت نظم و ترتیب کامل انجام خواهد شد لیکن اعمال و تظاهراتی که شرع مقدس نیز آنها را تجویز نفرموده است بکلی ممنوع به مامورین انتظامی دستور جلوگیری داده شده اگر اشخاصی مراسم مذهبی را به وسیله اغراض شخصی قرار دهند شدیدا مجازات خواهند شد.16»

ا
مام خمینی در مقابل ارعاب و تهدید دستگاه با صدور اعلامیه ای خطاب به وعاظ و گویندگان دینی و هیئت های مذهبی، از آنان خواست که در ماه محرم مصیبت وارده بر اسلام و مسلمین را برای مردم بازگو نمایند : « در این ایام که دستگاه جبار از خوف آنکه مبادا در منابر و مجامع مسلمین شرح مظالم و اعمال خلاف انسانی و ضد دینی و وطنی آنها داده شود ، دست به رسوایی دیگری زده و درصد گرفتن التزام و تعهد از مبلغین محترم و سران هیئات محترم عزادار است که از مظالم دم نزنند و دستگاه جبار را بخود سری واگذارند، لازم است تذکر دهم که این التزامات علاوه بر آنکه ارزش قانونی نداشته و مخالفت با آن هیچ اثری ندارد .000 حضرات مبلغین عظام و هیئات محترم و سران دسته های عزاداری متذکر شوند که لازم است فریضه دینی خود را در این ایام دراجتماعات مسلمین ادا کنند واز سید مظلومان فداکاری در راه احیاء شریعت را فرا گیرند و از توهم چند روز حبس و زجر نترسند.» 17
با نزدیک شدن ماه محرم امام برای شهرستان ها برنامه ای طرح کرد که عبارت بود از اینکه طلاب و فضلای قم را به اطراف و اکناف کشور بفرستند واز آنها و منبریهای شهرستان ها بخواهند که دهه محرم - به خصوص از روز هفتم- را به بازگو کردن فجایع فیضیه و مصائبی که در قم گذشته اختصاص دهند و از روز نهم نیز دسته های سینه زنی این کار را بکنند و در نوحه خوانی ها آنچه را که در مدرسه فیضیه اتفاق افتاده است مطرح کنند تا همه مردم ایران بفهمند که در حادثه فیضیه چه گذشته است .
در راستای اعزام طلاب ووعاظ به شهرستان ها ، شهید حجت‌الاسلام محمدجواد با هنر به همدان اعزام شد. او در این باره می گوید : « سال 1342 که اوج مبارزه در آن زمان بود و 15 خرداد و در همان سال اتفاق افتاد ما از آن تعداد روحانیونی بودیم که از قم اعزام شدند به شهرهای مختلف برای اینکه محرم آن سال را به محرم حرکت و قیام تبدیل کنیم و من آن سال به همدان مامور شدم و رفتم خاطرم هست دستور این بودکه از روز ششم ماه محرم سخنرانی ها اوج بیشتری پیدا کند ومبارزه شدت گیرد و علتش هم این بود که گفتند، بگذارید جلسات پر جمعیت باشد والا اگر بخواهید از اوائل شروع کنید ، قبل از اینکه اجتماعی از مردم باشد ، شما را دستگیر می کنند»18. شهید با هنر در همدان در مسجد میرزا تقی و سرای میرزا کاظم سخنرانی نمود که به دستگیری وی توسط شهربانی انجامید اما با تلاش مردم و روحانیون همدان آزاد شد و بعداز سخنرانی مفصلی ( تحت عنوان خداحافظی) مخفیانه از همدان به تهران رفت. 19
در مقابل تدابیر انقلابیون برای ماه محرم ، محمد رضا شاه در سخنرانی خود در 19 اردیبهشت 1342 تهدید کرد:
«اگر این گونه کارها ( مقاومت در مقابل برنامه های رژیم ) متوقف نشود به کشتار وسیعی دست خواهد زد و کلیه علمایی که به نحوی در راه اندازی این آشوب ها سهیم باشند دستگیر خواهند شد. او گفت : اگر متاسفانه لازم باشد که بگویم که انقلاب بزرگی با خون یک عده بی گناه یعنی ماموران دولت و یک عده بدبخت گمراه ، متاسفانه آغشته شود این کاری است که چاره ای نیست و خواهد شد »20
در تمام سخنرانی های ایام محرم، علاوه بر افشای اقدامات ضد اسلامی رژیم، گفته شد که امام در عصر عاشورا در مدرسه فیضیه سخنرانی خواهد کرد . همین تدبیر سبب شد عده زیادی از شهرستان ها برای شنیدن سخنان به قم مسافرت کنند و حتی در مراسم روز عاشورا در شهرهای مختلف مردم وهیئات مذهبی به حمایت از امام خمینی شعار سر دهند21 بدین ترتیب، از همه نظر زمینه های سخنرانی امام در عصر عاشورا مهیا شده بود.
امام خمینی در عصر عاشورای 1383 ق در حالی که تعدادی از مردم ایشان را همراهی می کردند وارد مدرسه فیضیه شدند.
ساواک در این باره چنین گزارش می دهد :
«روز عصر عاشورا خمینی به مدرسه فیضیه آمد جمعیت تمام صحن مدرسه فیضیه صحن بزرگ حضرت ، میدان جلوی صحن و صحن مسجد اعظم را گرفته بود تمام پشت بام ها پر از جمعیت بود که غالبا از شهرستان ها آمده بودند تعداد جمعیت را در حدود دویست هزار نفر می گفتندو اظهار می داشتند در تاریخ قم چنین جمعیتی دیده نشده است دوازده بلند گو در مسجد اعظم و مدرسه فیضیه صحن بزرگ جلوی میدان نصب کرده بودند و برای اینکه دولت برق را خاموش کرده بود یک موتور آورده بودند و با استفاده از برق آن بلندگو ها کار می کرد خمینی را مثل امام وارد کردند و تمام جمعیت آن چنان صلوات می فرستادند که تا دو کیلومتر صدای آنها می رفت خمینی منبر رفت و بلافاصله شروع به سخنرانی کرد. 22»

بسم الله الرحمن الرحیم
« الان عصر عاشورا است گاهی که وقایع روز عاشورا را از نظر می گذرانم این سئوال برایم پیش می آید که اگر بنی امیه ودستگاه یزید بن معاویه تنها با حسین سر جنگ داشتند ، آن رفتار وحشیانه و خلاف انسانی چه بود که در روز عاشورا با زن های بی پناه و اطفال بی گناه مرتکب شدند !؟ بچه های خردسال چه تقصیر داشتند ؟ زن ها چه تقصیر داشتند ؟به نظرم می گذرد که آنها با اساس سروکار داشتند ، بنی هاشم را نمی خواستند ، بنی امیه با بنی هاشم مخالفت داشتند نمی خواستند شجره طیبه باشند. همین فکر امروز در سرزمین ایران به نظر می رسد .
اینها با بچه های 16-17 ساله ما چه کار داشتند ؟ سید 16-17 ساله به شاه چه کرده بود . به دستگاه های سفاک چه کرده بود . لکن این فکر پیش می آید که اینها با اساس مخالفند، با بچه ها مخالف نیستند ، اینها نمی خواهند که اساس موجود باشد ، اینها نمی خواهند صغیر و کبیر ما موجود باشد.
اسرائیل نمی خواهد در این مملکت دانشمند باشد ؛ اسرائیل نمی خواهد در این مملکت قرآن باشد ، اسرائیل نمی خواهد دراین مملکت علمای دین باشند؛ اسرائیل نمی خواهد در این مملکت احکام اسلامی باشد ؛ اسرائیل به دست عمال سیاه خود مدرسه را کوبید ، ما را می کوبند . شما ملت را می کوبند ، می خواهند اقتصاد شما را قبضه کنند؛ می‌خواهند زراعت و تجارت شما را از بین ببرند ؛ می خواهند در این مملکت دارای ثروتی باشند ، ثروت ها را تصاحب کنند به دست عمل خود ؛ این چیزهایی که مانع هستند ، چیزهایی که سد راه هستند ، سدها را بشکنند. قرآن سد راه است باید شکسته شود ؛ روحانیت سد راه است باید شکسته شود؛ مدرسه فیضیه سد راه است باید خراب شود ؛ طلاب علوم دینیه ممکن است بعدها سد راه شوند باید از پشت بام بیفتند باید سرو دست آنها شکسته شود. برای اینکه اسرائیل به منافع خودش برسد، دولت ما به تبعیت اسرائیل ما را اهانت می کند.... آقا من به شما نصحیت می کنم ، ای آقای شاه ! ای جناب شاه ! من به تو نصحیت می کنم ، دست بردار از این کارها ، آقا اغفال دارند می کنند تو را من میل ندارم که یک روز اگر بخواهند تو بروی ، همه شکر بکنند . نصیحت مرا بشنو ، آقا چهل و پنج سالت است شما ، چهل و سه سال داری ، بس کن ، نشنو حرف این و آن را ، یک قدری تفکر کن ، یک قدری تامل کن ، یک قدری عواقب امور را ملاحظه بکن ، یک قدری عبرت ببر، عبرت از پدرت ببر، آقا نکن این طور ، بشنو از من ، بشنو از روحانیون ، بشنو از علمای مذهب، اینها صلاح ملت را می خواهند ، اینها صلاح مملکت را می خواهند . ما مرتجع هستیم !؟ احکام اسلام ارتجاع است !؟ آن هم ارتجاع سیاه هست؟! تو انقلاب سیاه ، انقلاب سفید درست کردی !؟ شما انقلاب سفید به پا کردید ؟! کدام انقلاب سفید را کردی آقا ؟! چرا مردم را اغفال می کنید ؟! چرا نشر اکاذیب می کنید ؟ چرا اغفال می کنی ملت را ؟ و الله اسرائیل به درد تو نمی خورد ، قرآن به درد تو می خورد امروز به من اطلاعات دادند که بعضی از اهل منبر را برده اند در سازمان امنیت و گفته اند شما سه چیز را کار نداشته باشید ، دیگر هر چه می خواهید بگوئید یکی شاه را کار نداشته باشید یکی هم اسرائیل راکار نداشته باشید یکی هم نگوئید دین در خطر است ، این سه تا امر را کار نداشته باشید ، هر چه می خواهید بگوئید . خوب اگر این سه تا امر را ما کنار بگذاریم دیگر چه بگوئیم ؟ ماهر چه گرفتاری داریم از این سه تا هست تمام گرفتاری ما متاسفیم از وضع ایران ، از وضع این مملکت خراب، از وضع این هیات دولت از وضع این وضعیت ها از همه اینها متاسفیم . آقای ... بیاید دعا کند من خسته شدم. 23»

پس از پایان سخنرانی امام، از این سخنرانی نوارهای بی شماری تهیه وتوسط همان کسانی که در مجلس حضور داشتند به شهرستان های سراسر کشور برده شد و به راحتی در اختیار مردم و انقلابیون قرار گرفت. شاه برای اولین باربه شدت مورد خطاب و سئوال قرار گرفته بود و تحمل آن سخت بود، لذا در نخستین ساعت های بامداد روز پانزدهم خرداد 1342 ماموران رژیم به خانه امام در قم یورش برده و پس از دستگیری، ایشان را به سرعت به تهران منتقل کردند. خبر این حادثه مهم به سرعت در قم و سپس در شهرهای ایران منتشر شد ، در قم ، تهران ، ورامین ، شیراز ، کاشان ، تبریز و جاهای دیگر سیل مردم به خیابانها ریختند24 و به دستگیری مرجع و رهبر خویش اعتراض کردند. در تعدادی از این شهرها نیروهای انتظامی به مردم هجوم برده و آنان را به خاک و خون کشید از جمله در تهران و ورامین .25
با این قیام برای اولین بار محمد رضا شاه با مشکل حادی مواجه شد و به شدت دست به کشتار مردم و انقلابیون و دستگیری و زندانی کردن آنان رد و مردم و انقلابیون را اخلالگر و مزدور خواند و ازاقدامات خود دفاع کرد ، شاه در مسافرتی که در 18 خرداد 1342 به همدان داشت در سخنرانی مفصلی به روحانیت حمله کرد و دست خارجیان را در این حرکت عامل دخیل دانست .


مسافرت شاه به همدان

با اعلام مسافرت محمد رضاشاه به همدان، که ظاهرا جهت افتتاح سد شهناز و اعطای اسناد مالکیت به کشاورزان صورت می گرفت ، مردم که از دستگیری مرجع تقلید خود وشهادت عده ای از مردم در شهرهای مختلف ایران توسط مامورین رژیم خشمگین بودند ، تصمیم گرفتند با مبارزه منفی و عدم استقبال از شاه مراتب اعتراض خود را به گوش وی و جهانیان برسانند. از سوی دیگر، ادارات امنیتی شهرستان همدان برای برقراری امنیت در این شهر و استقبال از شاه کمیته اطلاعاتی تشکیل داده و وضعیت اجتماعی و سیاسی شهر را بررسی و اقدامات احتیاطی را به عمل آوردند26 شهربانی همدان طی گزارش در روز 17 خرداد به مرکز اعلام کرد که شهر همدان بسیار آرام است و هیچ گونه خبری نیست و اهالی برای استقبال پر شور از شاه آماده می باشند27.
برخلاف گزارش مزبور، مردم و روحانیون همدان هر گونه استقبال از شاه را تحریم و حرام اعلام کردند اما رژیم برای تغییرشرایط به تبلیغات گسترده ای در مطبوعات محلی و کشوری دست زد و روزنامه ندای میهن درباره مسافرت شاه به همدان نوشت: «خبر مسرت بخش تشریف فرمایی شاهنشاه محبوب و داد گستر اهالی شهر باستانی همدان را نشاط و خرسندی زاید الوصفی بخشیده وهم اکنون مشغول تزئین شهر و بستن طاق نصرت در مسیر موکب مبارک همایونی می باشند و به انتظار ورود شاهنشاه عظیم الشأن خود دقیقه شماری می نمایند، ... مردم همدان منویات مترقیانه معظم له را تائید می نمایند زیرا دوران افتخار سلطنت معظم له نیروهای تازه ای به افراد ارزانی داشتند و با برچیدن بساط زمینداری و خان خانی که نوعی حکومت ملوک الطوایفی محسوب می شد از نفوذ عده ای از همه جا بی خبر که جز منافع خود چیزی را منظور نداشتند جلوگیری و راه را برای نیل مترقی افراد و آحاد مردم باز و پیروزی را برای ملت ایران حتمی و مسلم نمود. اهالی شاه دوست و میهن پرست از لوایح ششگانه پیشنهادی شاهنشاه 28 محبوب خود که به منظور بالا بردن سطح زندگی ملت ایران به تصویب ملی واگذار و بر تمام شئون زندگی ملت ایران اثر نیکو و غیر قابل انکاری داشته حمایت کردند»29. روزنامه مذکور برای حذب کشاورزان و تشویق آنان به استقبال از شاه در یکی از شماره های خود نوشت: «طبق اطلاع حاصله در حدود 800 برگ اسناد مالکیت حوزه فرمانداری کل همدان که بر اثر اجرای قانون اصلاحات صاحب آب و زمین شخصی شده اند از طرف سازمان اصلاحات ارضی آماده گردیده که بدست مبارک شاهنشاه در میدان بوعلی توزیع خواهد گردید».30
روزنامه مذکور بنا به دستور مقامات محلی رژیم در روز 18 خرداد که با مسافرت شاه به همدان همزمان بود ، اعلامیه‌ها جعلی‌ای را که به آیت الله میلانی و قمی نسبت داده شده بود تا از نفوذ آنان استفاده شود ، درج نمود. در این اعلامیه های مردم به آرامش و عدم خشونت و تظاهرات علیه رژیم دعوت شده بودند. روزنامه مزبور بدین وسیله قصد داشت با اعلامیه ای به نام روحانیون، مردم همدان را از هر گونه اقدام و تظاهراتی علیه رژیم بر حذر داشته و آنان را به وسیله روحانیون و مسائل مذهبی توجیه نماید. در حالی که اعلامیه های مزبور از پایه و اساس مخدوش بود و هیچ گونه وجه اشتراکی با مسافرت شاه به همدان و اوضاع این شهر نداشت و از طرف دیگر روحانیون مذکور خود از انقلابیون بودند چنانکه در جریان قیام خرداد آیت الله قمی ومیلانی نیز توسط ساواک دستگیر و زندانی شده بودند متن اعلامیه های مذکور به شرح ذیل می باشد :
«برادران با ایمان به خصوص اهالی محترم خراسان همان طوری که وظیفه روحانیت ایجاب می نماید در مواقع بسیار تذکر داده ایم افراد مسلمان و پیروان قرآن در عین اینکه موظف به ادای فرایض دینی و واجبات می باشند بایستی در مقام اجرای دستور قرآن و احکام دینی متانت گفتار و کردار را مراقبت نمایند و به جهات آرامش و آسایش مراقب باشند که به جز این رفتار نمی توانند رویه دیگری اتخاذ نمایند و البته باید از انقلاب و اذیت و آزار اجتناب کنند ... در حفظ سنتهای اسلامی و تعظیم شعائر الهی با کمال آرامش بکوشند از هر گونه موجبات انقلاب و اخلال بپرهیزند که البته سوگواری و اظهار مصیبت زدگی و تعظیم شعائر خداوندی موقعی مقبول درگاه متعال و حضرت ولی عصر ارواحنا فدا خواهد شد که مطابق دستوری که داده اند با نظم و آرامش برقرار شود و جان و مال مردم از هر گونه تعرضی مصون و محفوظ باشد. چون در غیر این صورت نتیجه ای جز قهر خداوند غضب خاندان عصمت و طهارت وانزجار روحانیت نخواهد داشت سیدهادی حسینی میلانی»31.
اعلامیه دیگری که از زبان روحانیون یاد شده درج شد از اعلامیه اولی کمی تندتر و شفاف‌تر بود و به همین دلیل روزنامه ندای میهن این اعلامیه را هم جهت بهره برداری هر چه بیشتر بعد از اعلامیه اول چاپ نمود، تا بدین وسیله با مردم اتمام حجت کرده باشد :
« برادران ایمانی با اینکه مکرر به وسیله سلسله جلیله مبلغین به عموم مسلمین و جمع طبقات اعلام نموده ایم که باید در همه احوال حفظ نظم و آرامش بشود و کسی حق ندارد دست به قتل وجرح و ضرب بزند، بلکه باید از مشاجرات هم خود داری نمود که خدای نخواسته منجر به نزاع نگردد و در اعلامیه ها و بیانات خود هم نیز صریحا اعلام نموده ام و صریحا به این موضوع تاکید کرده ام و معذالک حادثه غم انگیز شب هشتم محرم برای اینجانب و جامعه روحانیون موجب نهایت تاثر و تاسف گردید. گرچه پر واضح است که این نوع حرکات هیچ یک از متدینین و پیروان روحانیون نه سر زده و نه سر خواهد زد با این حال بدینوسیله موکدا اعلام می نمایم که هیچ کس حق ندارد دست به این گونه احوال بزند که خدای نخواسته منتهی به قتل یا ضرب و یا جرح شود یا هر عملی که خلاف نظم و آرامش باشد انجام دهد. 32»
در حالی که رژیم سعی می کرد با تبلیغات و پوشش خبری گسترده از مسافرت شاه به همدان استفاده سیاسی و اجتماعی کند، رسانه‌های بیگانه موضوع را به نحو دیگری مطرح می‌کردند. خبرگزاری رویتر اظهار نوشت:
«شاهنشاه دیروز به وسیله هواپیما به سوی همدان پرواز نمود تا سد جدید آنجا را افتتاح فرمایند. ناظرین عقیده‌مندند که سفر اعلیحضرت ارتباط مستقیم با اوضاع متشنج تهران دارد.» روزنامه الشعب نوشت : « در حالی شاهنشاه به همدان پناهنده می شوند که زد و خورد در خیابان های تهران دیروز تجدید شد.»33

علی رغم تمام تلاش رژیم جهت استقبال گسترده از شاه ، مردم ، بازاریان و روحانیون شهر همدان از هر گونه استقبال خود داری کرده و به مبارزه منفی پرداختند.
بازاریان همدان از جمله حاج احمد صرافان ، محمد ابراهیم درفشی، حاج غلامعلی احمدی، سید آقا بزاز، محسن چیت ساز و پیله ور بزاز در مسجد پیغمبر اجتماع کرده وتصمیم داشتند در اعتراض به دستگیری آیت الله خمینی بازار همدان را در روز 18 خرداد تعطیل نمایند. این روز چون با ورود شاه به همدان همزمان بود و این تعطیلی ممکن بود به حساب استقبال از شاه تعبیر شود ، لذا آنان روز 19 خرداد را برای این اعتراض و تعطیلی انتخاب کردند34 و از نصب هر گونه پرچم و چراغانی در بازار نیز خودداری ورزیدند. افراد مذکور کنترل بازار همدان را در دست داشتند و با هماهنگی های قبلی در مواقع لازم به خوبی وارد عمل می شدند. محمد ابراهیم درفشی در این باره می گوید : « زمانی که قصد تعطیل کردن بازار را داشتیم در یک ساعت غیر منتظره مثلا 9 صبح همزمان تمام کرکره ها پائین کشیده می شد و این خود نشانه اعتصاب و تعطیلی بازار بود و یا هرگاه دو سه نفر از انقلابیون بازار و اصناف همزمان در یک موقع غیر متعارف مغازه را تعطیل می کردند این اعلام اعتصاب بود و به دنبال آن تمام بازار تعطیل می شد.35»
عده ای از بازاریان همدان از نصب هر گونه پرچم سه رنگ و نصب چراغ خودداری کرده و پرچم مشکی به نشانه عزاداری ماه محرم را روی در مغازه های خود نصب کردند. حاج محمود کتابفروش راجع به این موضوع می گوید :
« ایام محرم بود مردم را وادار کردند که پرچم سه رنگ بزنند، بنده خودم یکی از کسانی بودم که پرچم مشکی زده بودم بر نداشتم ، اطراف ما همه پرچم قرمز زده بودند. »36
مردم همدان از شاه استقبال چندانی به عمل نیاوردند چرا که روحانیون مردم را آگاه کرده و هر گونه استقبال را تحریم کردند. روحانیون همدان از جمله سید فاضل حسنی و سید احمد حسینی در جلسه‌ای با هم قرار گذاشتند که علیه مسافرت شاه به همدان صحبت کنند. سید فاضل حسنی در این باره می گوید : « در جلسه های عمومی که بنا بود صحبت کنم با تعبیر اینکه معاویه بن ابی سفیان در راه حج آمد به مدینه ابن عباس گفت ایها الناس هر کسی به استقبال معاویه بن ابی سفیان برود این محارب با پیامبر است و با قرآن ، سخنرانی را این جور شروع می کردم و بعد می گفتم حالا معاویه خاص نیست معاویه زیاد است باید بیدار باشیم ببینیم واقعا که هستیم ؟ آیا با ابن عباسیم ؟ بعد روی این قضیه کل یوم عاشورا یعنی چه ؟ امام حسین آنجاست ، یزید هم آن جاست. »37
روحانیون و وعاظ که درمساجد حاج خدا کرم ، میرزا داود ، میرزا تقی، آقاجانی بیگ و مسجد جامع منبر می رفتند هر کدام به مناسبتی صریحا و تلویحا استقبال از شاه را حرام اعلام می کردند چنانکه سید احمد حسینی ، که از روحانیون بود، درمسجد کبابیان در حالی که جمعیت زیادی در منبر او بودند اعلام کرد هر کسی به استقبال شاه برود مانند استقبال از یزید بن معاویه است. او در این زمینه می گوید : « وابستگان رژیم شهر را آذین بسته بودند ...طاق نصرت درست کرده بودند توی ماه محرم که مردم باید عزاداری کنند پرچم های سیاه بالا ببرند و کتیبه ها بر در و دیوار بزنند به جای آن پرچم های الوان و طاق نصرتهای خیلی مفصل نصب کرده بودند. بنده تصمیم گرفتم حرف آخر را بزنم هر چه می شود باداباد. گفتم امروز مهمان ناخوانده ای به همدان وارد می شود ، گفتم هر کسی از این مهمان ناخوانده که امروز وارد شهر شامی که شما برایش درست کردید استقبال کند ای مردم درست مثل اینکه از یزید بن معاویه استقبال کرده در این مجلس رئیس ساواک و شهربانی حضور داشتند عده ای از مردم که در مسجد حضور داشتند ، اصلا نتوانستند بایستند ، بعضی ها هم بلند شدند از بین جمعیت رفتند گفتندالان اینجا را به توپ می بندند،خیلی عصبانی شده بودیم ،که آخراین چه شهری است همان شب هم من راگرفتند. »38
با چنین سخنرانی هایی مردم جرات و جسارت بیشتری پیدا کرده و از هر گونه استقبال امتناع ورزیدند. در این مبارزه منفی آیت الله آخوند ملاعلی معصومی همدانی نیز با سایر انقلابیون همراه بود و از هر گونه ملاقات و استقبالی خودداری و مردم را هم به عدم استقبال از شاه دعوت نمود. رژیم می خواست آیت الله آخوند را که در شهر همدان از مقبولیت عامه ای برخوردار بود به دیدار و استقبال از شاه راضی کند لذا تیمسار قلعه بیگی از افراد با سواد ساواک، را جهت ملاقات با آیت الله آخوند به همدان اعزام نمود. تیمسار قلعه بیگی خواستار آن بود که در خلوت با او ملاقات و مذاکره نماید ولی آیت الله آخوند نپذیرفت و در حضور تنی از طلاب به مذاکره نشستند. پس از مدتی مذاکره و بحث تیمسار قلعه بیگی نتوانست وی را متقاعد نماید و در نهایت بدون کسب نتیجه مجبور به بازگشت به تهران شد. حجت‌الاسلام سید فاضل حسنی، که خود شاهد این ملاقات بود، می گوید : « بعد از آن تیمسار مایوس شد ، خواست برود گفت آقا ( آخوند ) شما پیغامی ، مطلبی و خواسته ای دارید ما به عرض شاه برسانیم . آیت الله آخوند فرمود یک مطلبی دارم ، اما به شاه نمی گویید. گفت نه، می‌گویم . ایشان فرمود از طرف من به شاه بگویید آقا جان دیدی پدرت با امام حسین در افتاد چه شد ؟ مجالس روضه را تعطیل کرد ، عزاداریها را قدغن کرد و عمامه روحانیون را برداشتند آخر چه شد . حاج آقا روح الله فرزند امام حسین است با ایشان در گیر نشو خیر نمی بینی . بعد فرمود من با حاج آقا روح الله هم بحث بودیم هم حجره بودیم در فیضیه ، حاج آقا روح الله 18 ساله بود و من 22 ساله بودم . آنجا یک امام جماعتی می آمد و در فیضیه نماز جماعت می خواند، یک شب او نیامد ، عده ای از علمای بزرگ مسن هفتاد و هشتاد سال می آمدند آن جا نماز جماعت می خواندند ، آن شب که امام جماعت نیامد با هم گفتند کی نماز بخواند همه متفق گفتند بگویید آقا روح الله بیاید چون امام هیجده ساله بود در صف سوم نشسته بود. یکی از آقایان پا شد که ایشان را بیاورد او گفت آقایان هستند اما وی را آوردند ونماز مغرب و عشا به امامت او خواندند. بعد آیت الله آخوند فرمود به شاه بگویید با حاج آقا روح‌الله در نیفتید و بعد یک بیت شعر از قول ابی طالب به این مضمون خواند : هر سگی که به ما عو عو کند عاقبت خوار می شود و هر خانه ای که با ما دشمنی کند عاقبت ویران می شود. به شاه بگویید حاج آقا روح الله از فرزندان عبدالمطلب است . تیمسار قلعه بیگی گفت آقا این را نمی توانیم به شاه بگوییم فرمود، من گفتم، من پیغام می دهم اما شما نمی گویید. »39
در حالی که تمام تدابیر رژیم برای استقبال گسترده مردم و روحانیون همدان از شاه بی نتیجه مانده بود شاه روز 18 خرداد ماه 1342 وارد همدان شد تا سد شهناز را افتتاح کند و اسناد مالکیت کشاورزان را توزیع نماید. در این مسافرت شاه را دخترش شهناز پهلوی ، وزیر کشور ، کشاورزی ، پست و تلگراف ، مدیر عامل سازمان برنامه ، سفرای خارجی مقیم درباره شاهنشاه خبرنگاران داخلی و خارجی و گروهی از شخصیت های مملکتی و گروهی از زنان همراهی می‌کردند. 40
با وجود عدم استقبال پر شور از شاه ، مطبوعات و رادیو همچنان به تبلیغات خود ادامه داده و وانمود می‌کردند که شاه در همدان از سوی اقشار مختلف مردم مورد استقبال گسترده قرار گرفته است. رادیو تهران اعلام داشت: « صبح امروز ( 18 خرداد ) که شاه برای تقسیم اراضی وارد همدان شد به شدت مورد استقبال قرار گرفت و زنان در حالی که هلهله می‌کردند از شاه به خاطر اعطای حق رای به آنها تشکر کردند و فریاد می زدند تو ما را آزاد کردی. »41
رادیو تهران درگزارش دیگری اعلام کرد: «شاهنشاه و والاحضرت شهناز با استقبال پر شور مردم همدان رو به رو شدند. مردم همدان در مسیر آنها طاق نصرتهایی پر از گل و فرش بر افراشته بودند و دهقانان همدان از شاه که برای تقسیم زمین بین آنها به آن شهر رفته بود استقبال گرمی به عمل آورده اند. »42
روزنامه ندای میهن در گزارش کاملی از ورود شاه به همدان نوشت : « روز شنبه 18 خرداد ماه در حالی که کلیه روسای ادارات دولتی و نمایندگان طبقات مختلف شهر در فرودگاه در انتظار نزول اجلال موکب مبارک همایونی بودند مقارن ساعت ده و ربع هواپیمای اعلیحضرت همایونی به زمین نشست و شاهنشاه و والاحضرت شهناز پیاده شدند. بلافاصله سرود شاهنشاهی نواخته شده و تیمسار سپهبد نصراللهی گزارش نظامی به عرض رسانید . سپس به وسیله گارد احترام احترامات نظامی انجام یافت و از صف افسران بازنشسته بازدید فرمودند ... سپس در مقابل صف روسای ادارات دولتی از مسئولین امر سئوالاتی فرمودند ودر حدود وظایف هر یک دستوراتی صادر فرمودند : در این موقع در مقابل صف انجمن شهر و کارمندان شهرداری رسیدند ... سپس در مقابل بازرگانان از وضع بازرگانی همدان سئوالاتی کردند ... بعدا در مقابل صف مدیران جراید و خبرنگاران جراید ... سپس در مقابل نمایندگان اقلیتهای مذهبی تشریف بردند و پس از تفقد از کلیه مستقبلین به سد شهناز عزیمت فرمودند... مقارن ساعت یک بعد از ظهر به شهر تشریف فرما شدند.» 43
همچنان که از گزارش مذکور مشخص است استقبال کنندگان از شاه از مقامات لشکری و کشور و شهری بوده و هیچ نماینده ای از سوی روحانیون و مردم در این مراسم حضور نداشته است و اگر گروهی از مردم در مسیر راه استقبال و ورود شاه به شهر تجمع کرده بودند کسانی بودند که برای تماشا آمده بودند و عموما این افراد از وقایع سیاسی کشور و اهداف رژیم اطلاع کافی نداشتند. از سوی دیگر، نهضت اسلامی هنوز چندان فراگیر نشده بود که بتواند تمام و یا اکثر مردم را آگاه و جذب کند و هنوز همان جو ترس و اختناق بر جامعه حاکم بود.
محمد رضا شاه پس از افتتاح سد شهناز در حضور مدعوین و همراهان و بازدید از تاسیسات آن به شهر همدان آمد و اسناد کشاورزانی را که به موجب قانون اصلاحات ارضی صاحب زمین و ملک شده بودند ، توزیع نمود و درمیدان بوعلی سینا سخنرانی مفصلی کرد که واکنش های متعدد و مختلفی در برداشت. او در بخشی از سخنرانی خود گفت: «... در کنگره دهقانان ایران در دی ماه سال گذشته موقعی که مواد قوانین ششگانه انقلاب ملی خودمان را برای دهقانان ایران و ملت ایران توضیح می دادم متذکر شدم که دو قوه از پای نخواهند نشست چون در آزادی ملت ایران و رفاهیت آنها آن دو قوه مرگ خودشان را مشاهده می‌کردند. یکی از آنها ارتجاع سیاه یا هر کسی که مثل یک مرتجع سیاهی فکر می‌کند و زندگیش ، افکارش ، عاداتش چه بود ؟ تجلی روح مرتجعین سیاه را ما در روز چهارشنبه پانزدهم خرداد در شهر تهران مشاهده کردیم...
این حقایق بزودی گفته خواهد شد و اسناد و مدارکی که بدست ما افتاد است و دال بر این است که چه وجوه هنگفتی از خارج به این مملکت برای ایجاد این قبیل بلواها رسیده است به زودی منتشر خواهد شد. باید به شما بگویم که متاسفانه کسانی که بساط پانزدهم خرداد را به راه انداختند کما اینکه در میان کسانی که یا زخمی یا دستگیر شده اند خیلی از آنها می‌گفتند که ما چکار کنیم به ما بیست و پنج ریال پول داده بودند و می گفتند درکوچه ها بدوید و بگوئید زنده باد فلانی ما حالا می دانیم این وجوه از کجا رسیده است و به شما ملت ایران به زودی جزئیات گفته خواهد شد...» 44
در این سخنرانی شاه روحانیون را ارتجاع سیاه قلمداد کرد و انقلابیون را انسان هایی واپسگر و عقب مانده و خرافی معرفی نمود که با هر گونه پیشرفت وتمدن مخالف هستند وهمچنین قیام مردم در 15 خرداد را شورش عده ای اراذل و اوباش که از طرف خارجیان اجیر شده بودند ، اعلام نمود. از این رو این سخنرانی و مسافرت در واقع واکنش و عکس‌العملی بود که از سوی شاه به قیام 15 خرداد ابراز شدکه در مجامع مختلف داخلی و خارجی با واکنش های متفاوت وگاه تندی مواجه گردید.
رادیوآسوشیتدپرس در اخبار 19 خرداد ماه خود گفت :«شاهنشاه اسناد مالکیت را میان 12 هزار کشاورز توزیع نمودند و در یک انجمن زنان اظهار داشتند که شما نقش مهمی در آینده ایران دارید. روحانیون مسلمان در تهران و شهرهای مقدس قم و مشهد دولت را به سبب آنکه زمین ها موقوفه را مشمول برنامه اصلاحات ارضی اساسی و عظیم شاهنشاه کرده محکوم نموده اند آنها همچنین با دادن حق رای به زنان ایران که در حجاب بوده و حقوقشان پایمال شده بود ، مخالفت می کنند.45 » به دنبال آن رادیو از قول نیویورک تایمز در 21 خرداد در مورد مسافرت شاه به همدان گفت : « ایشان اظهار داشتند که تظاهرکنندگان اتومبیل‌ها را در خیابان ها در هم شکسته ، مغازه ها را غارت کرده و ساختمان ها را به آتش کشیده‌اند و تمام این کارها ناشایست را تحت عنوان مذهب انجام داده‌اند. شاهنشاه ایران عناصر مذهبی را به خاطر دشمنی با آزادی زنان و اصلاحات ارضی در ایران مورد سرزنش قرار داده واظهار داشتند که مسلمین شیعه از مسلمانان غیر شیعه برای ایجاد آشوب و اغتشاش و بی نظمی در کشور خودشان پول گرفته اند. 46»
چنانکه گذشت رادیو های فوق فقط به ذکر و تائید تلویحی مطالب شاه پرداخته و از هر گونه نقد و تفسیر آن خودداری کردند. رادیوهای مخالف رژیم در خارج از ایران نظیر رادیو صدای آزاد ایران و پیک ایران موضوع را به نحو دیگری دیدند رادیو صدای آزاد ایران اعلام داشت شاه با نطقهای مبتذل خود نمی تواند بیشتر از این مردم را گمراه کند او در یک جا می گوید علمای دین مسبب اصلی شورش اخیر بوده اند ودر جای دیگر اربابان ده و صاحبان املاک و جمال عبدالناصر را متهم می سازد ، ولی افراد ملت ایران هوشیارند و هر چه شاه در این زمینه بگوید ثمری نمی بخشد. 47»
رادیو پیک ایران که گرایش چپی داشت ، گفت : « شاه در سخنرانی خود در همدان ضمن توضیح در اطراف حوادث خونین که اخیرا در تهران ، مشهد ، قم ، شیراز ، کاشان و شهرهای دیگر رویداد و حاکی از نارضائی عمیق توده های مردم از رژیم خودکامه او بود گفت تظاهرات اخیر علیه سهیم کردن کارگران در سود کارخانه ها بوده است . این چیزی است که خود شاه ساخته است زیرا در جریان تظاهرات اخیر نه دستگاه تبلیغاتی خود رژیم و نه خبرگزاریهای خارجی حتی کلمه ای در تائید این ادعای شاه پخش نکرده‌اند. این امر نمودار بارزی از بی شرمی شاه در جعل و تحریف حقایق است . تصادفا در همان روزی که شاه در همدان سخنرانی می کرد خبرگزاریهای فرانس پرس و رویتر خبر دادند که در تظاهرات روزهای اخیر عده ای از کارگران نیز زندانی شدند. اگر سخنان شاه را با خبر گزاریهای خارجی دائر بر زندانی شدن کارگران مقایسه کنیم به این نتیجه خواهیم رسید که گویا کارگران مخالف با منافع مشروع خود بوده اند. 48»
روزنامه صدای مردم دربارة سخنرانی شاه در یک تحلیل و تفسیر نوشت: ببینید انحطاط اخلاقی به چه حدی رسیده که اشخاص در این شهر پیدا می شوند که برای بیست و پنج ریال دست به غارت و چپاول وخرابکاری می زنند و آرامش و امنیت مملکتی را به بیست و پنج ریال می فروشند و آبرو و حیثیت ملی ما را لکه دار می سازند. برای یک دستمال قیصریه را آتش زدن مصداق کامل عمل این اشخاص بیچاره و بینواست که امنیت و آرامش یک شهر را برای بیست و پنج ریال با جان خود به خطر می اندازند. این مطلب تکلیف دولت را روشن می کند که در قبال دولت مساله اقتصاد هست که به مراتب از سیاست بزرگتر و مهمتر است. »49
سخنرانی شاه واکنش های تندی در داخل کشور از سوی روحانیون و افکار عمومی داشت. آیت الله گلپایگانی در جواب نامه آیت الله حاجی میرزا عبدالله تهرانی نوشت : «با تبلیغات می خواهند مردان خدا را با اتهامات پوچ آلوده سازند. این کسانی که بازداشت ( اشاره به آیات خمینی و قمی و میلانی ) هستند کسانی نیستند که از تهمت ارتباط با اجنبی و هر افتراء دیگر دامان تقدس و تقواشان آلوده گردد، مردم اجنبی پرستها را می شناسند آنها که شب و روز با اجانب در تماس هستند واز پشتیبانی بیگانگان برخوردارند، علماء نیستند ، علما در مقام مذهبی که هستند به کمک اجانب حاجت ندارند اجانب آنها را روی کار نمی‌آورند و به آنها قرض و کمک نمی دهند. آنها که نوکر اجانب هستند کسان دیگری هستند و ملت آنها را می شناسد.»50 آیت الله گلپایگانی در این نامه جواب کوبنده ای به اظهارات شاه داده و او را وابسته و همکار اجانب معرفی کرد.
علاوه بر موارد بالا در بین مردم و افکار عمومی اظهار نظرهای مختلفی می‌شد واینکه افرادی با حقوق به مبلغ 25 ریال اجر شده‌اند مورد مسخره و ریشخند قرار می‌گرفت و این مطلب طبق گزارش های ساواک مایه خنده وتمسخر هر مجلس و محفلی شده بود.
اعضای جبهه ملی در طی نشستی اعلام داشتند: « شاه در همدان در نطق خود اظهار داشته اند مردم با گرفتن 25 ریال دست به تظاهرات اخیر زده اند با توجه به گزارشهای خبر گزاریهای خارجی که چندین هزار نفر کشته شده اند فقر اقتصادی مردم این مملکت را علنا شاه اعتراف‌کرده‌اند که چندین هزار نفر به علت گرسنگی و بیگاری با گرفتن 25ریال حاضر شده اند جلوی گلوله بروند که بلکه یکروز شکم خود را سیر کنند .»51
از طرف فرهنگیان و رجال سیاسی اظهار نظرهایی می شد از جمله دکتر صفوی از پزشکان و سیاح سپانلو از بین فرهنگیان قدیمی و احمد آرامش ( اشتری ) گفتند سخنرانی شاه دارای نقاط ضعفی بود از جمله اینکه در نطق خود اشاره کردند که عبدالناصر موجبات ترکیب و اغتشاش را در ایران فراهم ساخته هم موجب سرشکستگی ایران در افکار جهانیان شده و می گوید پایه های اجتماعی ایران به قدری سست است که عبدالناصر آفریقایی قادر به اخلال در کار ایران است ، نکته دیگر اینکه شاه گفتند مردم با دریافت 25 ریال به این آشوب که خطر مرگ برای آنها در برداشت دست زدند و این امر نشان می دهد فقر عمومی در ایران تاچه درجه رسیده است52.
بدین ترتیب، مسافرت و سخنرانی شاه در همدان علاوه بر اینکه با اقبال مردم همدان مواجه نگردید واکنشهای تندی علیه او در محافل سیاسی- فرهنگی و مذهبی کشور در برداشت و عملا وی در این زمینه شکست خورد.


پی‌نوشت‌ها
1. ر.ک : مرکز اسناد انقلاب اسلامی ، آرشیو ، پرونده ، امام خمینی ، کد 1/111
2. همان ، کد 3/111
3. یاران امام به روایت اسناد ساواک – کتاب چهارم ( شهید آیت الله سید الله مدنی)، تهران ، مرکز بررسی اسناد تاریخی وزارت اطلاعات ، 1377 ش، ص19؛ مصاحبه با سید محمد حسینی
4. مصاحبه با حجه الاسلام فخر الدین راحمی ( همدان )
5.قیام 15 خرداد به روایت اسناد ساواک ، ج2، تهران ، مرکز بررسی اسناد تاریخی وزارت اطلاعات ، 1378 ش،ص12؛ ر.ک : مرکز اسناد انقلاب اسلامی ، آرشیو ، پرونده امام خمینی در ، کد 2/111
6.مصاحبه با محمود دادفر ( حقیقت )
7. قیام 15 خرداد به روایت اسناد ساواک، ج2،ص27
 8. مصاحبه با حجه الاسلام سید احمد حسینی ملایری
 9. تلگراف اصناف همدان به مراجع قم از اسناد خانوادگی حاج جواد نوریان
10. ر. ک : مرکز اسناد انقلاب اسلامی ، آرشیو، پرونده امام خمینی (ره)، کد 2/111
11. مصاحبه با سید کاظم اکرمی ( تهران 8/6/1379)
12.قیام 15 خرداد به روایت اسناد ساواک، ج2،ص35
13. همان ، ص39
14. همان ، ص83
15. ر.ک: مرکز اسناد انقلاب اسلامی، آرشیو، پرونده امام خمینی (ره) کد 3/111
16. حمید روحانی؛ بررسی وتحلیلی از نهضت امام خمینی ، تهران ، انتشارات راه امام ، چاپ یازدهم ، 1360 ش، ص428
17. ر.ک: مرکز اسناد انقلاب اسلامی ، آرشیو، پرونده امام خمینی (ره)کد 4/111
18. پیشتازان شهادت در انقلاب اسلامی ، قم ، دفتر انتشارات اسلامی، 1360ش،ص51
19. مصاحبه با حاج محمد ابراهیم درفشی و سید محمد حسینی
20. قیام 15 خرداد به روایت اسناد ساواک، ج2،ص13
21. همان ،ص 384-373
22. مرکز اسناد انقلاب اسلامی ، آرشیو، پرونده قیام 15 خرداد ، بازیابی 205
23. همان جا
24. قیام 15 خرداد به روایت اسناد ساواک ، ج2، ص432-428
25 . کاظم مقدم ، خشونت قانونی – تاریخ معاصر ایران همراه با شرح حال شهید حاج صادق امانی ، قم ، محدث ودفتر نشر برگزیده ، 1380ش، ص102
26. مرکز اسناد انقلاب اسلامی ، آرشیو، پرونده امام خمینی ، کد 12/111
27. همان ، کد 66/111
28 . اعلامیه های اصناف مختلف همدان در حمایت از لوایح ششگانه چنانکه قبلا گذشت به اشاره ساواک و سران اصناف وابسته به رژیم صورت گرفته بودند نه توسط مردم و جمعیت صنف ها مختلف.
29 . (مردم همدان در انتظار نزول اجلال مرکب مبارک همایونی می باشند)، ندای میهن ، س13،ش506، خرداد ماه 1342،ص1
30. (بدست مبارک همایونی اسناد مالکیت دهقانان توزیع می شود) ، ندای میهن، س13،ش507، خرداد 1342، ص4
31. (اعلامیه حضرات آیات الله میلانی و قمی) ، ندای میهن ، همان، ص 1
32. همان جا
33. مرکز اسناد ریاست جمهوری ، بایگانی اسناد نخست وزیری، پرونده شماره 55129
34. مرکز اسناد انقلاب اسلامی، آرشیو، پرونده قیام 15 خرداد ، کد118
35. مصاحبه با حاج محمد ابراهیم درفشی
36. مصاحبه با حاج محمود دادفر ( حقیقت )
37. مصاحبه با حجه الاسلام سید فاضل حسنی
38. مصاحبه با حجه الاسلام سید احمد حسینی ملایری
39. مصاحبه با حجه الاسلام سید فاضل حسنی
40. ندای میهن ، س13، ش508، 18 خرداد 1342، ص4
41. بولتن سازمان خبرگزاری پارس ، ش 62، 20 خرداد 1342، ص3
42. بولتن سازمان خبرگزاری پارس، ش 61، 19 خرداد 1342، ص16
43. (نزول اجلال موکب مبارک همایونی در همدان) ، ندای میهن، س 13، ش 508، 18 خرداد 1342، ص1
44. (شاهنشاه پس از افتتاح سد شهناز اسناد مالکیت کشاورزان همدان) ، مجله ترقی، ش 1066، 27 خرداد 1342، ص2
45. بولتن سازمان خبرگزاری پارس، ش61، 19 خرداد 1342،ص14
46. همان ، ش63،21 خرداد 1342،ص11
47. همان ، س 29
48. همان، ش 65، 23 خرداد 1342، ص 19
49. مجله خواندنی‌ها ، س23،ش77،خرداد 1342، ص7
50. بولتن سازمان خبرگزاری پارس، ش111،20 مرداد 1342، ص12
51. قیام 15 خرداد به روایت اسناد ساواک، ج3،تهران ، مرکز بررسی اسناد تاریخی وزارت اطلاعات، 1378ش، ص173
52. مرکز اسناد انقلاب اسلامی ، آرشیو، پرونده قیام 15 خرداد ، کد 119

 

منبع :

http://www.15khordad42.com

 


دسته ها : دربار شاهانه
دوشنبه بیست و یکم 11 1387
X