صفحه ها
دسته
دوستان وبلاگي
منابع و ماخذ وبلاگ
آرشیو
آمار وبلاگ
تعداد بازدید : 232660
تعداد نوشته ها : 352
تعداد نظرات : 72
Rss
طراح قالب
موسسه تبیان

نقد و بررسی کتاب "جریانها و سازمانهای مذهبی- سیاسی ایران؛ از 1320 تا 1357"


به گزارش شبکه ایران نشست نقد و بررسی کتاب "جریانها و سازمانهای مذهبی- سیاسی ایران؛ از 1320 تا 1357" با حضور حجت الاسلام دکتر رسول جعفریان استادیار دانشگاه تهران و مؤلف این کتاب، و نیز دکتر موسی حقانی رییس مؤسسه مطالعات تاریخ معاصر ایران به عنوان منتقد عصر شنبه در سرای اهل قلم برگزار شد.

چرا از 1320؟
رسول جعفریان صحبتش را با پاسخ به این سوال آغاز کرد که چرا سال 1320 به عنوان مبدأ بررسی تاریخی در کتابش قرار گرفته است؟


او گفت: طبق معمول بعضی حوادث سیاسی یا اجتماعی و حتی طبیعی تبدیل به یک مبدأ می‌شود. علت اینکه من این زمان را مبدأ کار قرار دادم، آمدن شاهی جدید نیست. چون این خیلی تفاوتی ایجاد نمی‌کند. به نظر من اینجا شروع یک عصر فکری جدید است که ورود مجدد دین به عرصه سیاست را دارد. شما دقیقاًمی‌توانید از 1320 به بعد را یک فصل جدیدی بدانید. حالا ممکن است آدم خاصی هم نیامده باشد. اما این اندازه که به تبیین این عصر نیازمندیم برای شناخت انقلاب اسلامی، به مشروطه نیاز نداریم.

وی سپس بحث را به مشروطه کشاند و در مقایسه با مقطع 1320 به بعد گفت: ما مشروطه را خیلی بزرگ کردیم. یک دوره چرا اهمیت می¬یابد؟ ورود مردم به عرصه یا ورود اندیشه‌های جدید؟ البته مشروطه اهمیت دارد، اما نه در حدی که ما به آن پرداخته¬ایم. اگر هم چیزی در مشروطه اهمیتی دارد، تحولاتش و درس¬آموزی از آن است. ما بعد از مشروطه یک سیر صعودی داشتیم تا به کف و سطح عادی برسیم. اما از 1320 به بعد یک حرکتی رو به بالا داشتیم که ما را به مراحل بسیار بالاتری رساند. همه تحولات از چنین فصلی شروع می‌شود و من خواستم این را نشان بدهم.

انقلاب خلق الساعه نبود
جعفریان در محور بعدی سخنانش در مورد هدفش از نگارش کتاب گفت: هدفم این بود که نشان بدهم تغییراتی رخ داده است. ضمن اینکه آن دیدگاه، ذهنیت و برداشتی که انقلاب را صورت داده از شهریور 1320 صورت گرفته است و انقلاب یک مرحله خلق الساعه و آنی نبوده است. در واقع از این زمان تا انقلاب حدود 37 سال فاصله است، اما به نظر من این یعنی سه نسل. سه نسلی که بعضاً از یکدیگر نیز خبر ندارند. مثلاً اصلاً کسی به نام «حاج سراج» شناخته شده نیست. شاید برای اولین بار سعی کردم نشریه آیین اسلام و تأثیرش را نشان بدهم، اما توجهی نشد. می‌خواهم بگویم بهار انقلاب از شهریور 1320 شروع می‌شود، اما در کتابهای درسی اصلاً اثری از آن و بسیاری از آدمهای این دوره نیست.

نقد اولیه دکتر حقانی به کتاب حجت الاسلام جعفریان
دکتر حقانی هم درباره اهمیت این کار گفت: این کتاب یک خلأ را پر کرده و که یک روند تکاملی را از جهت افزایش مطالب متنوع به کتاب طی چاپهای مختلف طی کرده. مشابه این کار را تقریباً ندیدم که این برای جامعه علمی‌ما نقصان است.


وی همچنین در انتقاد به یکی از نکات جعفریان گفت: این دوره، دوره مهمی‌است. البته با فرمایش ایشان راجع به مشروطه موافق نیستم و اتفاقاً خیلی از اتفاقات از مشروطه شروع شد. ولی با این بخش موافقم که تحولات شهریور 1320 بعد از دوران فترت جریانهای دینی، مهم است. در دوره گذشته علی رغم اینکه دست جریانها و افراد تجدیدنظر طلبی همچون کسروی برای استحصاء مردم باز بود، جریانهای دینی در بدترین شرایط به سر می‌بردند. اما در شهریور 1320 جریانهای دینی مجدداً سر باز کرد و نقش مراجع در این بازیابی بسیار مهم است. ما در این دوره شاهد تکاپوی جریانهایی مثل شهید نواب صفوی هستیم و شاهد تحولات دهه سی و چهل و پنجاه هستیم.


وی افزود: یکی از ویژگیهای دیگر این دوره نیز این است که رشد و شکوفایی جریانات دینی حتی به خودش اجازه می‌دهد که بسیاری از جریانات دینی توسط افراد مکلّا یا غیرروحانی اداره شود، مثل تفسیرهای گروه فرقان. اما به هرحال نمی‌توانیم مشروطه را نادیده بگیریم.

پرسش مدیر جلسه
دکتر جعفریان در پاسخ به سئوال یاسر هدایتی مدیر جلسه در مورد تعریفش از تاریخ سیاسی و امکان تفکیک تاریخ سیاسی از تاریخ فکری، فرهنگی و مفهومی‌ در این کتاب تصریح کرد: تصوری که از تاریخ سیاسی در ذهن من است بر اساس همان درک معمول از تاریخ نگاری در کشور، عالم اسلام و حتی دیگر کشورهای دنیا است که تکیه روی تحولات سیاسی است واین البته بعد از دوره ای تغییر کرد.

او ادامه داد: ولی ما از حدود 50 یا 60 سال پیش توجه کردیم به تاریخ اندیشه که نمی‌دانم از کجا ریشه می‌گیرد. شاید چون به عنوان مثال تاریخ فلسفه در کشورمان آمد. البته این کتاب، کتاب تاریخ فلسفه نیست، تاریخ تحولات اجتماعی است که متأثر از تحولات فکری است. این کتاب رنگ تاریخی خود را از دست نداده، ولی تلاش کردم که تحولات فکری را که روی دیگر تحولات تأثیر گذاشته، ببینم.

جعفریان با اشاره به اینکه من خیلی در نوشتن تاریخ فکری قوی نیستم گفت: این گونه نوشتن، آشنایی با تاریخ فکر، تاریخ فلسفه و مانند اینها را می‌خواهد. البته اگر این کتاب یک مقدار دیگر فکری¬تر شود از حالت تاریخ خارج می‌شود. ما اگر خیلی رویکرد فکری داشته باشیم، داده‌های تاریخی را کنار می‌گذاریم، در حالی که باید آنها را حفظ کرد.

مسئله تاثیرپذیری طالقانی از خراقانی
حجت¬الاسلام جعفریان در مورد تبارشناسی فکری در این کتاب گفت: این یکی از چیزهایی است که در این کتاب به آن توجه شده. مثلاً سیداسدالله خراقانی تأثیر بسیاری روی آیت الله طالقانی داشته است.

اما دکتر حقانی با تأیید اهمیت تبارشناسی در این کتاب، به بخشی از آن انتقاد کرد و گفت: در بعضی از موارد این تبارشناسی نیاز به پژوهش دارد، مثلاً راجع به خراقانی. فکر می‌کنم آیت الله طالقانی شیفته نگاه ضداستعماری خراقانی است و خیلی به نگاهش به مشروطه و عضویتش در انجمن مخفی اشراف نداشته. ضمن اینکه هرچه پخته¬تر می‌شود، از خراقانی فاصله بیشتری می‌گیرد.

حقانی در جواب سئوالی در مورد تقدم و تأخر تفکر شخصیتها گفت: در بعضی موارد مثل برقعی توجه شده، اما در همه موارد اینگونه نیست.

وی مجدداً در مورد تبارشناسی کتاب متذکر شد: آفت این نوع تبارشناسی و نگاه، توجه به ارتباطات دوستی یا فامیلی است. مثلاً هم اتاق بودن آقای طالقانی با حکمی‌زاده، ضمن اینکه می‌تواند نقطه شروعی باشد، اما نباید خیلی هم ما را درگیر خودش کند.

چرا از منابع انگلیسی استفاده نشده است؟
رئیس کتابخانه مجلس شورای اسلامی‌در پاسخ به سئوالی درباره علت عدم استفاده از منابع انگلیس در کتاب گفت: در تاریخ معاصر اینقدر حرفه ای نیستم که همه چیز را دیده باشم و تخصصم تاریخ صفویه است، این نیز کار حاشیه¬ای من بوده است. زبان من هم آنقدر خوب نیست که این کار را بکنم و ترجمه هم به آن صورت نیست. بعضی از کتابها مثل کتابهای آبراهامیان نیز بیشتر از جنبه جامعه شناسانه پرداخته¬اند. ضمناً آنقدری که اینجا منبع هست، در دسترس نویسندگان خارجی نیست و هنر آنها این است که چند کتاب بیشتر ندارند، اما بسیار زیاد به آنها می‌پردازند. کتاب من هم یک گزارش از 37 سال است و عملاً یک مرور است.

دکتر حقانی نیز درباره منابع خارجی کتاب گفت: به نظرم منابع اصلی این کار در خود ایران وجود دارد و منبع خارجی هیچ ضرورتی ندارد. کار خاصی هم در این زمینه نشده و آنهایی هم که مشهور است معمولاً کارهای ضعیفی است. به نظرم کسی که با این بستر فرهنگی در ایران آشناست بهتر می‌تواند تحلیل کند.

چند نقد و پیشنهاد موسی حقانی
درادامه حقانی پیشنهاد کرد کتاب دیگر به جایی رسیده که باید در دو یا سه جلد همراه با عکس و اسناد و مدارک به چاپ برسد.

سردبیر مجله یادآور در مورد پژوهشی بودن این کار گفت: این یک کار پژوهشی نیست، ولی یک اثر پژوهشی است. یعنی آقای جعفریان شاید در بعضی زمینه‌ها وقت نداشتند و به کسب اطلاعاتی که البته سطحی نبوده، اکتفا کردند. اما در بعضی موارد هم پژوهش کردند و شاید معقول و منصفانه نباشد که از یک نفر با این مشغله، بررسی 37 سال را بخواهیم.

وی افزود: به نظر می‌رسد آقای جعفریان زخمهای کهنه ای را باز کرده ولی دیگر سر این زخمها بسته نشده، مثل جریانهای تجدید نظرطلب که یکی از جریانهای فعال موجود است و ادعای تأثیر دارد. باید در این زمینه کار قوی پژوهش صورت بگیرد، مثلاً در مورد شریعتی. البته این به عنوان بایسته‌های اثر است، نه مطالبه از ایشان. یکی از انتقاداتم هم این است که معلوم نشده این جریانات تجدیدنظرطلب هستند یا نواندیش یا اصلاح¬گر. این یکی از جاهایی است که در کتاب از صراحت فاصله گرفته شده. باید در دسته بندی آدمها دقت کنیم. به بعضی از آدمهای مهم نیز خیلی کم پرداخته شده، در صورتی که منابع اصیلی برای آنها هست. یک وقت هم ادعاهایی راجع به یک جریان می‌شود که باید اینها را در ترازوی تاریخی بگذاریم و بسنجیم. مثلاً یک مواردی را آقای جعفریان نقل قول کردند از کسی درباره کس دیگری که اینها باید مستندتر مطرح شود و نقل قول صرف نباید مبنای قضاوت شود و البته این در هر چاپ کاسته شده است. به هر حال تبارشناسی این حوزه‌ها باید صورت بگیرد.


من هنوز هم معتقدم کارم ناقص است
رسول جعفریان نیز در پاسخ به انتقاد موسی حقانی گفت: با نوع فرمایشات آقای دکتر حقانی موافقم. اما قبلاً گفتم این یک مرور است و خیلی کار پژوهشی مورد نظر نیست. در خیلی از موارد بیشتر از این برایم ممکن نبوده. بحث ایشان درباره تبارشناسی نیز از یک جهت درست است و از یک جهت غلط. یک نکته این است که بعضی از افراد به نوعی دارای شباهت فکری هستند. الهام گرفتن خیلی مهم است و حتی ممکن است خود فرد منکر این باشد.

وی ادامه داد: نکته دیگر اینجاست که وقتی می‌گوییم مثلاً بازرگان تأثیر می‌گذارد، به معنی تأثیر مطلق نیست و حتی خیلی از مواقع افراد تحت تأثیرش خلاف جهتش حرکت می‌کنند. اما حرف اینجاست که شاگرد خوب پایش را از استاد جلوتر می‌گذارد. اینکه می‌گویند جریانات را باهم خلط کردم درست است، اما در تبارشناسی باید به نوع تفکر، حساسیتها، روشها و الهامهای افراد از یکدیگر توجه کنیم. اگر می‌توانستیم یک نقشه جغرافیایی فکری ترسیم کنیم خیلی خوب بود.
وی افزود: من هنوز هم معتقدم کارم ناقص است. مثلاً در مورد توجه به امیرکبیر، سیدجمال الدین اسدآبادی و آیت الله طالقانی. اما در عوض به خیلی¬ها هم که کسی فکر نمی‌کرد، پرداختم و زنده بودن آنان برایم مهم نبود. ما از سال 1320 به بعد یک نظریه¬پردازیهای نوین داریم که اینها بنیان انقلاب را ساخت و هنوز خیلی کار هست که انجام نشده.
این مورخ وی در پاسخ به این سؤال که آیا تحولات اجتماعی و سیاسی هستند که مکاتب فکری را بوجود می‌آورند یا برعکس، گفت: ریشه تحولات اجتماعی و سیاسی دو عامل داخلی و بیرونی است. عوامل بیرونی مربوط به تغییراتی است که در سطح جهانی رخ می دهد. مثلاً ظهور ایدئولوژی‌های جهانی و ارزشهایی که ترویج می‌شود و حالت مسلط و فراگیر پیدا می کند. در بحث عوامل داخلی، برخی معتقدند که اندیشه ما ریشه در دیدگاه‌های گذشته دارد. مثلاً "نجف آبادی" می‌گفت که "شهید جاوید" بر اساس حرف گذشتگان نوشته شده‌است و من حرفها و دیدگاه‌های گذشتگان را در خصوص کربلا گفته‌ام.


آخرین بحث
در آخر این جلسه راجع به تاریخ ساز بودن هر یک از تفکرات 1320 تا انقلاب، جعفریان ابراز تردید کرده و گفت: به نظرم عموماً اینطور نبود.

البته حقانی در تکمیل همین صحبت گفت: تفکر حضرت امام (ره) توانست تاریخ ساز شود، چون اصالت داشته و ریشه در همین آب و خاک دارد.

جعفریان نیز در پایان اشاره کرد: تلاش کردم فکر بعد از انقلاب را به دوره قبل حاکم نکنم و یکی از دلایلی که به این کتاب توجه شد، همین بود.

منبع :

http://www.irdc.ir

 


سه شنبه پانزدهم 11 1387
X