صفحه ها
دسته
دوستان وبلاگي
منابع و ماخذ وبلاگ
آرشیو
آمار وبلاگ
تعداد بازدید : 271474
تعداد نوشته ها : 352
تعداد نظرات : 72
Rss
طراح قالب
موسسه تبیان
نهضت کربلا از دیدگاه اهل سنت


نهضت امام حسین(ع)از نادرترین رخدادهایى است که تفکر انسانها را به خود معطوف داشتـه است و در تـاریخ اسلام ارزش والایى دارد. شهادت حسین بن على(ع)حیات تازه اى بـه اسلام بـخشیده، خونها را بـه جـوشش آورد و تـنها را از رخوت خارج ساخت. امام حسین(ع)بـا حرکت قهرمانانه خـود روح مردم مسـلمان را زنده و احـسـاس ذلت و زبـونى و اسارت را ـ که از اواخر حـکومت عثـمان بـر روح جـامعه اسلامى حکمفرما شده بود،ـ تضعیف کرد.
آنچه امت اسلامى از زمان وقوع این حادثه عظیم تا امروز بـر آن متفق است، این است که انقلاب کربلا هیبت و ابـهت اسلام راـ که بـه علت حـاکمیت فرمانروایان ضعیف النفس و تـحـقیر ارزشها و مقدسات دینى رو به افول گذارده بود،ـ احـیا کرد. حـرکت امام حـسین(ع)، حرکتى است مستمر براى همه نسلها و همه عصرها است.
این انقلاب تـنها انقلابـى است که اگر کلیه صحـنه هایش چـنان که بـوده، تـصویر شود، هیچ کس نمى تـواند از بـروز احساسها و عواطف فطرىاش جلوگیرى کند؛ زیرا این فاجـعـه بـه قول شـافعـى دنیا را لرزانده و نزدیک است قله کوهها را آب کند.


حادثه کربـلا در میان اهل تسنن موجى ایجاد کرد که زبـان و قلم دانشمندان آنان گاه ناخواستـه و زمانى بـا شجـاعت بـه تـوصیف و تجزیه و تحلیل آن پـرداخته است. شوکانى در کتاب ((نیل الاوطار)) در رد بعضى از سخنوران دربـارى مى گوید: بـه تحقیق عده اى از اهل علم افراط ورزیده، چنان حکم کردند که:
((حسین(ع)نوه پیامبر ـ که خداوند از او راضى باشد.ـ نافرمانى یک آدم دائم الخمر را کرده و حرمت شریعت یزید بن معاویه را هتک کرده است.)) خداوند لعنتـشان کند، چه سخنان عجیبـى که از شنیدن آنها مو بر بدن انسان راست مى گردد.

تفتازانى در کتاب ((شرح العقاید)) مى نویسد:
حـقیقت این است که رضایت یزید بـه قتـل حـسین(ع)و شاد شدن او بدان خبر و اهانت کردنش به اهل بیت پیامبـر(ص)از اخبـارى است که در معنى متواتر است؛ هر چند تـفاصیل آن متـواتـر نیست. دربـاره مقام یزید بلکه درباره ایمان او ـ که لعنت خدا بـر او و یارانش باد.ـ توافقى نداریم.
جاحظ مى گوید: منکراتى که یزید انجام داد، یعنى قتـل حسین(ع) و به اسـارت گرفتـن زن و فرزند او و تـرسـاندن اهل مدینه و منهدم ساختن کعبه، همه اینها بر فسق و قساوت و کینه و نفاق و خروج از ایمان او دلالت مى کند.
بنابراین، یزید فاسق و ملعون است و کسى که از لعن او جلوگیرى کند، نیز ملعون است.


ابـن حجـر هیثـمى مکى در کتـاب ((الصواعق المحرقه)) مى نویسد:
پسرامام حنبل در مورد لعن یزید از وى پرسید. احمد در جواب گفت:
چـگونه لعنت نشود کسى که خداوند او را در قرآن لعن کرده است. آنجا که مى فرماید:
((فصل عسیتم ان تولیتم اءن تفسدوا فى الارض و تـقطعوا ارحامکم اولئک الذین لعنهم الله)) و چه مفاسدى و قطع رحمى از آنچـه یزید انجام داد، بالاتر است؟!
عبدالرزاق مقرم در کتاب ((مقتـل الحسین)) مى گوید: بـه تـحقیق گروهى از علما از جـمله قاضـى ابـویعلى و حـافظ ابـن الجـوزى و تـفتـازانى و سـیوطى در مورد کفر یزید نظر قطعـى داده اند و بـا صداقت تمام لعن او را جایز شمرده اند.

مولف کتـاب ((شذرات الذهب)) مى نویسد: در مورد لعن یزید، احمد بن حنبل دو قول دارد که در یکى تلویح و در دیگرى تصریح بـه لعن او مى کند. مالک و ابوحنیفه نیز هر کدام هم تـلویحا و هم تـصریحا یزید را لعنت کرده اند؛ و بـه راستـى چـرا این گونه نبـاشد و حال آنکه او فردى قمار باز و دائم الخمر بود.
شیخ محمد عبـده مى گوید: هنگامى که در دنیا حکومت عادلى وجـود دارد که هدف آن اقـامه شـرع و حـدود الهى اسـت و در بـرابـر آن حکومتى ستـمگر است که مى خواهد حکومت عدل را تـعطیل کند، بـر هر فرد مسلمانى کمک کردن حکومت عدل واجـب است؛ و از همین بـاب است انقلاب امام حسین که در بـرابـر حکومت یزید ـ که خدا او را خوار کند.ـ ایستاد.

از سبط بن جوزى در مورد لعن یزید پرسیده شد. او در جواب گفت:
احمد حنبـل لعن او را تجویز کرده است، ما نیز بـه خاطر جنایاتى که دربـاره پـسر دختر رسول خدا مرتکب شد، او را دوست نداریم؛ و اگر کسى بـه این حد راضى نمى شود، ما هم مى گوییم اصل، لعنت کردن یزید است.
حادثه کربلا چنان در قلوب نفوذ کرد که بـسیارى از بـزرگان اهل تسـنن آن را در قالب شعر مطرح سـاخـتـه، اندوه خـویش را ابـراز کردند. امام شافعى که در دوستى اهل بـیت زبـانزد است.ـ دربـاره نهضت کربلا چنین سروده است:

قتــیل بلا جـرم کـان قمیـصه
صبیغ بماء الارجوان خصیب
نصلى على المختار من آل هاشم
و نوذى بنیه ان ذاک عجیب
لئن کان ذنبى حب آل محمد(ص)
فذلک ذنب لست عنه اتوب
هم شفعائى یوم حشرى و موقفى
و بغضهم للشافعى ذنوب

حسین(ع) کشته اى بى گناه است که پیراهن او به خونش رنگین شده و عجب از مـا مـردم آن اسـت کـه از یک طرف بـه آل پـیامـبـر درود مى فرستـیم و از سوى دیگر فرزندانش را بـه قتـل مى رسانیم و اذیت مى کنیم!
اگر گناه من دوستى اهل بیت پـیامبـر است، پـس من هیچ گاه از آن توبه نمى کنم.
اهل بـیت پـیامبـر(علیهم السلام)در روز محشر شفیعان من هستند و اگر نسبـت بـه آنان دشمنى داشتـه بـاشم، گناهى نابـخشودنى است.

شمس الله صفرلکى

منبع :

http://www.aviny.com


دسته ها : کربلا
پنج شنبه دهم 11 1387
X