در طی سالهای 57-1356 که طوفان سهمگین انقلاب اسلامی، طومار دولت های دست نشانده شاه را یکی پس از دیگری در هم می پیچید، بالاخره شاه با مشورت آمریکا، «شاه بختیار» را برای تشکیل کابینه دعوت کرد.1 و در نهایت خود نیز مجبور شد که بر اثر فشار مردم، کشور را ترک گوید و قدرت را به بختیار واگذار کند.


اما مخالفت امام خمینی(ره) و ملت ملسمان با دولت بختیار- که آن را دست نشانده آمریکا می دانستند- باعث شد که بختیار نیز در عمل نتواند به اعتصابات و تظاهرات میلیونی مردم خاتمه دهد و این امر سبب گردید تا برخی از سردمداران کاخ سفید به فکر انجام یک کودتای نظامی و قلع و قمع کردن گسترده مردم مسلمان ایران بیافتند.2 بدین خاطر، ژنرال «هایزر» که معاون ژنرال الکساندر هیگ، فرمانده نیروهای ناتو در اروپا بود را به ایران اعزام کرده تا وی زمینه های انجام کودتا را فراهم سازد. ژنرال «رابرت هایزر» که از ژنرال های چهار ستاره نیروی هوایی آمریکا بود، بالاترین درجه نظامی زمان صلح در آمریکا را داشت و فردی برنامه ریز و خبره بود. وی به علت سابقه خدمت در ایران و تماس های متعدد شخصی اش با افسران بلند پایه ی ایران، انتخاب شده بود. وی مأموریت داشت تا انسجام ارتش شاهنشاهی را حفظ کرده و در واقع پایگاه اصلی قدرت آمریکا در ایران را حفظ کند. ژنرال الکساندر هیگ نیز اظهار داشته بود که مقامات کاخ سفید، هدف از مأموریت هایزر را انجام یک کودتای نظامی عنوان داشته بودند.3 هم چنین وی وظیفه داشت تا ارتش را به حمایت از دولت بختیار ترغیب کند.4
در روز چهاردهم دی ماه 1357 خیر ورود وی به صورت سری به رییس نمایندگی نظامی آمریکا در ایران (ژنرال فیلیپ گاست) داده می شود. مقدمات کار طوری فراهم شده بود که او را به طور پنهانی وارد تهران شود.5
«هایزر» در مورد روحیه ی سران ارتش به هنگامی که او وارد ایران شده بود می گوید:
«زمانی که به ایران رسیدم، مقامات عالیه ارتش می خواستند به همراه شاه، ایران را ترک کنند و نگه داشتن آنها را در ایران دشوار بود. آنان را می بایست تشویق کرد که بمانند زیرا در صورت خروج آنان، ارتش ایران از هم می پاشید.6
«جیمزبیل» نیز در این زمینه می گوید:
«هایزر و سایر مقامات عالی رتبه آمریکایی امید داشته اند که ارتش را منجسم نگاه دارند تا بتوانند انقلاب را از سر بگذرانند و بار دیگر آمریکا بتواند پایگاه های اطلاعاتی خود را مورد استفاده قرار دهد.»7
«یوسف مازندی» نیز که سالها نماینده ی خبرگزاری یونایتدپرس در ایران بوده، در کتاب خود در این زمینه می نویسد:
«هایرز می خواست ضمن نجات ارتش ایران از فروپاشی، آن را آماده نگاه دارد تا به صورت لزوم بتواند مشت آهنین را حتی در غیاب شاه هم به کار گیرد.»8
هایرز در کتاب خاطراتش، هدف از مأموریت خود را ابلاغ پیام کارتر به ارتش ذکر نموده که طی آن مأموریت داشته سران ارتش را از حمایت رییس جمهور آمریکا مطمئن ساخته و ضمن آماده کردن آنان برای کودتای نظامی، از هر گونه اقدام نظامی زود هنگام که احتمالاً موجبات گسیختگی ارتش را فراهم می کرد، جلوگیری نماید.
آمریکا از اعزام چنین مأمور بلندپایه ای در آماده سازی ارتش برای کودتای نظامی، دو هدف عمده داشته است: ابتدا اینکه مخالفین رژیم و مخصوصاً رهبری آن را از دخالت ارتش و احتمال خونریزی گسترده بترساند و موجب کوتاه آمدن آنان گردد؛ و سپس در صورتی که موفق به این کار نشد، مواظب باشد که ارتش علیه بختیار وارد عمل نشود. چه به نظر آمریکا، ارتش کارت برنده ای بود که در صورت عدم موفقیت بختیار می بایست رو می شد.9
اما آنچه که هایزر به عنوان هدف مأموریت خود ادعا می کند، همه ی مطلب نیست. بلکه بنابر پاره ای گزارشات، از جمله اعتراف سولیوان (سفیر آمریکا در ایران) در کتاب خود، هدف دیگر مأموریت هایزر علاوه بر مطالب فوق الذکر، بررسی اوضاع ایران و بالاخره در صورت تشخیص وخامت اوضاع، در درجه نخست برچیدن پایگاه های جاسوسی در مرز شوروی، و خارج کردن دستگاه های پیچیده آن و سایر سلاح های پیشرفته، و سپس فسخ قراردادهای خرید اسلحه به دست بختیار بوده است. در حقیقت آمریکا با موفقیت در امضاء گرفتن از بختیار که سند تاریخی خیانت بختیار به ملت ایران می باشد، نه تنها اسلحه های خریداری شده را تحویل نداد و از به دست مخالفین افتادن آنها جلوگیری نمود، بلکه به این وسیله موفق شد که مبالغ کلانی ارز، به عنوان غرامت از حساب ایران در بانکهای آمریکا برداشت نموده و بالاخره مابقی را هم که حدود 9میلیارد دلار می شد، ضبط نماید.10 لازم به تذکر است که اگر هشیاری رهبری انقلاب در افشای توطئه خروج سلاح های خریداری شده از ایران نبود، مسلماً هواپیماهای اف-14 و موشکهای فونیکس و برخی دیگر از ادوات نظامی هم در آن دوران از ایران خارج شده بود. پیام به موقع امام خمینی(ره) خطاب به ارتشیان در بیست و ششم دی ماه 1357 مبنی بر افشای تلاش آمریکا برای سرقت اسلحه های خریداری شده از پول ملت محروم ایران و نیز لزوم حراست و مراقبت افسران و درجه داران متعهد ارتش از آنها، این طرح را برملا و نقش برآب ساخت.11
در همان زمان در آمریکا، برژینسکی مشاور امنیت ملی کارتر، ضمن تأیید حمایت قاطع از دولت بختیار، بر این نکته تأکید می ورزید که هایزر باید ارتش ایران را برای انجام کودتا در صورت شکست بسیار متحمل بختیار، آماده کند.وی در کتاب خود در این مورد می نویسد: مأموریت هایزر، تضمین آمادگی ارتش برای اقدام به کودتا بود و با عزیمت شاه، فقط واشنگتن می توانست علامت بدهد.12
اما پرسش اساسی در زمینه کودتا در ایران این بود که انجام کودتا می بایست پیش از خروج شاه از کشور صورت پذیرد یا بعد از آن؟13
مقامات واشنگتن که در مراحل اولیه ی انقلاب ایران، در ارزیابی بحران و جدی بودن خطر، دچار اشتباهات فراوانی شده بودند، در مورد توانایی بختیار و دوام حکومت او هم دچار اشتباه شدند. کارتر و مشاوران او در کاخ سفید در ابتدا تصور می کردند که می توانند با حمایت از دولت بختیار و حفظ قدرت ارتش و وحدت آن، بر اوضاع مسلط شوند.14 در این راستا، هایزر از بدو ورود به تهران، تقریباً هر روز با سران ارتش جلسه تشکیل می داد و ضمن بررسی اوضاع کشور، به برنامه ریزی جهت تحکیم پایه های دولت بختیار و مقابله با تظاهرات و اعتصابات مردم می پرداخت. هایزر که روحیه ی ضعیف بختیار و ژنرال های ارتش را مشاهده کرده بود، جهت تقویت روحیه ی آنها، طرح تظاهرات سلطنت طلبان و ساواکی ها را به حمایت از دولت بختیار، تحت پوشش و نام تظاهرات حمایت از قانون اساسی، در اول بهمن ماه 1357 پیشنهاد می کند.15
این تظاهرات در حالی انجام می گیرد که به توصیه های هایزر، تظاهرکنندگان برای آنکه مردم را علیه خود تحریک نکنند، از حمل عکس شاه خودداری کرده بودند.هایزر نیتجه ی انجام این تظاهرات را در تقویت روحیه ی بختیار مثبت ارزیابی می کند.
هایزر در هفته اول بهمن ماه، هنگامی که از تصمیم امام خمینی(ره) جهت بازگشت به ایران آگاه می شود، ضمن ابراز نگرانی خود از این تصمیم، دولت بختیار را تشیق به اتخاذ تدابیری جهت جلوگیری از ورود امام می کند.16
وی همچنین در روز سوم بهمن، از اینکه بختیار جهت شکستن اعتصابات و بازگرداندن نظم به کشور، از ارتش استفاده نمی کند، گله می کند.17
هایزر در همان روز سوم بهمن57 (بیست و سوم ژانویه1979) در پاسخ به نامه ژنرال الکساندر هیگ می نویسد:
«روشی که من مشغول انجام آن هستم، در درجه اول اجرای کودتای نظامی تحت رهبری بختیار است(ارتش کنترل تأسیسات کلیدی نظیر نفت، گمرکات، برق، آب، بانکها و سپس رسانه ها را تحت رهبری بختیار، به عهده بگیرد).
بختیار را تاکنون برای برداشتن این گام ها تشویق کرده ام. او نیز به انجام این کار تمایل نشان داده و اکنون می خواهم کاری کنم که سرعتش را زیادتر کند. اگر این کار موفق نشود، توصیه من به آنها این خواهد بود که به طور مستقیم به سراغ انجام کودتای نظامی بروند... ما روی این برنامه ها با اولویت بسیار زیادی به طور بیست و چهار ساعته کار می کنیم.»18
در روز نهم بهمن ماه، هنگامی که هایزر از تظاهرات مردم در میدان انقلاب و اطراف ستاد ژاندارمری مطلع می شود، به تیمسار قره باغی می گوید که برای مقابله با تظاهرکنندگان، به سوی آنها شلیک کنند. قره باغی نیز این رهنمود هایزر را به اجرا گذاشته و در نتیجه ده ها نفر به خاک و خون کشیده می شوند.19
به دنبال این جریان، هایزر در کتاب خود در توصیف جلسه ی روز بعد با سران ارتش می گوید:
«تیمسار قره باغی روز دهم بهمن در حالی که درباره ی حادثه ی روز قبل ستاد ژاندارمری احساساتی شده بود، سعی کرد گناه آن را به گردن من که دستور داده بودم سربازان لوله های سلاح خود را پایین آورده و به سوی جمعیت شلیک کنند، بیاندازد. او با انگشت خود به سمت من اشاره کرد و گفت: شما را باید سرزنش کنیم. دست شما به خون آلوده است.20
این اعتراف هایزر به خوبی نشان می دهد که کشتار ده ها نفر از مردم تهران در روز نهم بهمن ماه1357 در میدان انقلاب تهران، به دستور وی انجام گرفته است.
در روز سیزدهم بهمن، ژنرال «جونز» (رییس ستاد مشترک ارتش ایالات متحده) در مکالمه تلفنی با هایزر از او می پرسد که آیا ارتش بدون حضور وی [هایزر] قادر به کودتای نظامی هست یا خیر؟ هایزر پاسخ می دهد: فکر می کنم که قادر به این کار هستند و اگر بختیار به آنها دستور بدهد، به این کار اقدام خواهند کرد.21
هایزر چند روز بعد، ایران را به مقصد آمریکا ترک گفت. وی قبل از ترک تهران، در دیدار با سران ارتش گفت:
«تا به حال هر کاری که انجام شده، با فشار مداوم من حاصل شده است... دولت بختیار ممکن است در آستانه سقوط قرار گیرد. اگر چنین اتفاقی افتاد، ارتش فوراً و قاطعانه وارد عمل شود، کودتا کند و کنترل کشور را در دست بگیرد.22
اما سران ارتش شاهنشاهی که در اثر خروج شاه از کشور و تمرد روزافزون سربازان از دستورات افسران مافوق، به شدت دچار سردرگمی و تفرقه شده بودند، جرأت دست زدن به چنین اقدامی را پیدا نکردند.
در چنین شرایطی، دولتمردان آمریکا که نمی توانستند از دست رفتن یکباره ی تمامی منافع خود در ایران را شاهد باشند، در آخرین لحظات عمر رژیم شاهنشاهی، باز هم قصد اعزام هایزر به ایران و انجام قطعی کودتا را داشتند.
هایزر در کتاب خود راجع به این موضوع می گوید:
«یکشنبه یازدهم فوریه1979(22بهمن1357)، «آقای دونکن» معاون وزیر دفاع، از من پرسید که آیا مایلم برای ترتیب یک کودتای نظامی به تهران برگردم؟ به او یادآوری کردم که همواره گفته بودم اگر رهبری ارشد ارتش ایران از بین برود، تمام سیستم ارتش کشور سقوط خواهد کرد. سپس گفتم وضعیت فعلی ایران را با توجه به اینکه افراد ارشد ارتش در زندان هستند، حتی بسیار وخیم تر می دانم... تنها مقامی که در کاخ سفید به کودتا علاقه مند به نظر می رسید. برژینسکی بود... گفتم تحت شرایط زیر می توانم برگردم: به مقدار نامحدود نیاز به پول خواهد بود؛ باید حدود ده الی دوازده ژنرال آمریکایی را با خود ببرم؛ و ده هزار نفر از بهترین سربازان آمریکایی را نیز لازم دارم. زیرا در این موقعیت نمی دانستم روی چه تعداد از سربازان ایرانی می توانم حساب کنم.»23
اما شتاب کوبنده ی انقلاب، دیگر فرصتی برای زمامداران کاخ سفید باقی نگذارد تا به نقشه ی کودتای خود بتوانند جامه ی عمل بپوشانند. آری، همان انقلابی که تحلیل گران سازمان سیا در اواسط سال1357 وقوع آن را نه تنها پیش بینی نمی کردند، بلکه ایران را حتی در وضعیت پیش از انقلاب نیز به حساب نمی آوردند؛24 طومار رژیم ستم شاهی را در هم پیچید و واشنگتن را به طور جدی به خاطر شکست سازمان سیا در شناخت اسلام به عنوان ایدئولوژی اصلی انقلاب ایران، شرمنده ساخت.25 دولتمردان آمریکا که طی چندین دهه از رژیمی خودکامه و مستبد حمایت می کردند،26 بالاخره در بیست و دوم بهمن ماه1357 طعم تلخ شکست را چشیدند.

پی نوشت ها:

1- در تاریخ 28دسامبر (هفتم دی ماه) کارتر طی پیامی به شاه می گوید: چنانچه تشکیل دولت غیرنظامی به زودی امکان پذیر باشد، یعنی دولتی میانه رو که بتواند با ایالات متحده و شاه همکاری کرده و نظم را اعاده کند، ترجیح داده می شود.
رک. به: سقوط شاه، جان گروگانها و منافع ملی. پیشین، صفحه36.
2-.آمریکایی ها از مدتها قبل به فکر راه انداختن یک کودتای نظامی بودند. «برژینسکی» در این مورد می گوید:
ارتش منضبط و قوی بود. همتاهای آن در پاکستان، ترکیه، برزیل، مصر و نقاط دیگر در شرایط مشابه و دشوار ثابت کردند که برای تصاحب قدرت و سپس اداره ی امور شایسته اند. دلیلی وجود نداشت که در ایران چنین نباشد، به خصوص اگر دستور این اقدام را شاه صادر می کرد.
همان. ص67.
3-. مأموریت مخفی هایزر در تهران. پیشین، صفحه15.
4-. همان، صفحه376.
در پیامی که روز بیست و نهم دی ماه از کاخ سفید برای هایزر و سولیوان فرستاده می شود گفته شده بود که: 1- موضع ایالات متحده تغییر نکرده است. ما از مساعی دولت بختیار برای استقرار مجدد ثبات در چارچوب قانون اساسی حمایت می کنیم. 2- برای انجام این مقصود، پشتیبانی ارتش ضروری است. ارتش باید به حمایت از بختیار ادامه دهد.
رک. به: سقوط شاه، جان گروگان ها و منافع ملی. پیشین، صفحه54.
«برژینسکی» نیز در این باره می گوید: من موافق بودم و علناً حمایت قاطع ایالات متحده از دولت بختیار را تأیید کردم. اما ضمناً؛ تأکید ورزیدم که هایزر باید ارتش ایران را برای انجام کودتا، در صورت شکست بسیار متحمل بختیار آماده کند. براون (وزیر دفاع)، دانکن (معاون براون)، و شلزینگر با من هم عقیده بودند و تعلیماتی که به هایزر داده شد، شامل چنین پیش بینی هایی بود.
همان، ص42.
5-. مأموریت مخفی هایزر در تهران. پیشین، صفحه53.
ترس مقامات آمریکایی از آن بود که خبر ورود یک ژنرال آمریکایی به گوش مردم ایران برسد و حساسیت و عکس العمل آنان برانگیخته شود. البته چند روز بعد، بالاخره این خبر فاش شد و بنابر گزارش روزنامه آمریکایی «نیویورک تایمز»، یکی از شعارهای مردم در تظاهرات آن ایام، «مرگ بر هایزر» بود.
رک. به: مأموریت در ایران، پیشین، صفحه258.
6-. جواد منصوری «سیر تکوینی انقلاب اسلامی» (تهران: دفتر مطالعات سیاسی و بین المللی، 1375)، صفحه356.
7- James Bill .Op . cit, p 254
8- یوسف مازندی . پیشین ، صفحه 655 .
9 - ماموریت مخفی هایزر در تهران ، پیشین ، صفحه 3 .
10-. «تیمسار فردوست» در کتاب خود در این زمینه می گوید:
بختیار حدود 60 میلیون تومان از هزینه سری نخست وزیری را به نفع خود برداشت کرد. حدود ده میلیون تومان آن را بابت باخت های خود در قمار پرداخت و حدود ده میلیون تومان هم به منوچهر آریانا داد و بقیه آن را به جیب زد... ولی این دزدی بختیار در برابر خیانتی که او کرد، هیچ است و آن لغو سفارشات وسایل نظامی با آمریکا و انگلیس بود. مسلماً یکی از مأموریت های هایزر همین بود، زیرا واسطه لغو قرارداد باید نظامی باشد. جمع این سفارشات، ظاهراً حدود یازده میلیارد دلار بود که اکثر این وجوه به عنوان پیش قسط پرداخت شده بود. به نظر من خیانت بختیار، شفقت (وزیر جنگ) و قره باغی (رییس ستاد ارتش) در این مسأله بسیار بزرگ است و مسلم است که از این بابت حق و حساب کلانی در خارج به بختیار پرداخت شده است.
رک. به: ظهور و سقوط سلطنت پهلوی پیشین، صفحه608.
11-. مأموریت مخفی هایزر در تهران پیشین، صفحه4.
12- سقوط شاه، جان گروگانها و منافع ملی پیشین، صفحه48.
13- یوسف مازندی. پیشین، صفحه656.
14-. جنگ قدرت ها در ایران. پیشین، صفحه175.
هم چنین رک. به: سقوط شاه، جان گروگان ها و منافع ملی پیشین، صفحه 42 و54.
15- مأموریت مخفی هایزر در تهران. پیشین، صفحه275.
16 -. همان، ص302 و 309 و 334.
در این راستا، کارتر نیز در جلسه ای با حضور وزیر خارجه، وزیر دفاع و برژینسکی می گوید:
«کودتای نظامی، بهترین راه جلوگیری از رسیدن آیت الله خمینی به قدرت است».
دانکن (معاون وزیر دفاع) نیز در گزارشی که روز 29 ژانویه (نهم بهمن) به کارتر می دهد، می گوید که هایزر عقیده دارد بازگشت آیت الله خمینی، به سقوط حتمی بختیار خواهد انجامید و زمان اقدام نظامی کودتا همین موقع است.
رک. به: سقوط شاه، جان گروگان ها و منافع ملی پیشین، صفحه52 و56.
17- همان، صفحه 310.
18-. همان، صفحه 306.
19-همان، صفحه 366 و374.
20-. همان، صفحه374.
21--. همان، صفحه 419
در روز پنجم فوریه (شانزدهم بهمن)، بعد از بازگشت هایزر به آمریکا، «برژینسکی » در حضور کارتر، از هایزر سؤال می کند که آیا ارتش در صورت ارسال علامتی از سوی واشنگتن به انجام کودتا راغب و توانا است یا نه؟ و هایزر جواب مثبت می دهد.
رک. به: سقوط شاه جان گروگان ها و منافع ملی. پیشین، صفحه52
22- همان، صفحه 283.
23- . همان، صفحه283
- Bob wood ward. Op. Cit., p11024
-Adel Dar wish and Gregory Alexander .op cit,p5925
26- . نقل به مضمون از یکی از اسناد سفارت آمریکا به تاریخ بهار- تابستان1979.
رک. به: ایران در انقلاب. پیشین، صفحه503

منبع:سایت نورپرتال


X