در سالهای پایانی دهه 1970 ، جامعه ایران به تدریج برای برپایی قیامی فراگیر و بزرگ آماده می شد . از یک طرف فشارهای اقتصادی و استبداد و خفقان داخلی ، مردم را به تنگ آورده بود و از طرف دیگر ، امام خمینی ( ره) بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران و جمعی دیگر از روحانیون و روشنفکران مسلمان با روشنگری و افشاگری علیه رژیم شاه ، مردم را آماده قیام کرده بودند . به عبارت دیگر ، دو عنصر بیزاری از رژیم حاکم / و امید به برقراری نظام مطلوب که لازمه شکل گیری هر انقلابی است ، در میان ملت ایران به اوج خود رسیده بود و برای توده های مردم روشن شده بود که سرنگونی نظام سلطنتی ، گام اول برای استقلال و آزادی ایران است .

در اکتبر سال 1978 ، آیت ا... سید مصطفی خمینی ، فرزند بزرگ امام خمینی که عالمی برجسته به شمار می رفت ، در نجف اشرف - در عراق - به طور غیر مترقبه درگذشت . اکثر مردم ایران ، علت مرگ فرزند امام خمینی را نتیجه همکاری رژیم های سابق ایران و عراق می دانستند که به دیکتاتوری و سرکوب مخالفان شهرت داشتند . پس از این حادثه غم انگیز ، مردم در ایران مجالس عزاداری برپا و این حادثه را محکوم کردند . در این مجالس برای اولین بار پس از مدتها نام امام خمینی در منبرها و تریبونها مطرح شد ، درحالی که تا آن زمان ، در محافل خصوصی نیز سخن گفتن از ایشان ، امری ممنوع و خطرناک به شمار می آمد .
در اولین روزهای سال 1978 میلادی ، در یکی از روزنامه های وابسته به رژیم شاه ، مقاله ای توهین آمیز علیه امام خمینی (ره ) و روحانیت نگاشته شد . انتشار این مقاله ، خشم و واکنش شدید مردم ایران را برانگیخت و نسخه های این روزنامه به آتش کشیده شد . دو روز بعد مردم و روحانیون در شهر مقدس قم ، دست به تظاهرات علیه رژیم شاه زدند . این تظاهرات توسط ماموران امنیتی رژیم ، به خاک و خون کشیده شد و تعدادی از تظاهر کنندگان شهید و زخمی شدند .

خبر کشتار مردم قم ، به سرعت در سراسر ایران پخش شد و موجی از اعتراضهای مردمی را علیه رژیم شاه برانگیخت . در میان مردم ایران برحسب یک سنت اسلامی ، مرسوم است که چهلمین روز درگذشت افراد را طی مراسمی گرامی می دارند . به همین مناسبت در شهرهای مختلف ایران ، مجالس بزرگداشت شهدای شهر قم برگزار شد . اما گردهمایی مردم شهر تبریز - در شمال غربی ایران - پر شورتر بود و مردم خشمگین که مورد حمله دژخیمان رژیم شاه قرار گرفته بودند ، به تعدادی از مکانهای متعلق به رژیم حمله ور شدند . در این حادثه نیز تعدادی از مردم تبریز شهید یا مجروح شدند . حاصل این اعتراضات و تظاهرات ، ایجاد حس همبستگی ملی و افزایش عزم و پایداری مردم برای طرح خواسته های خود ، از جمله لزوم برکناری رژیم پهلوی بود . در همین راستا ، در اعتراض به کشتارهای مردم توسط ماموران رژیم ، عید نوروز که آغاز سال ایرانی است ، در سال 1357 هجری خورشیدی ، توسط اکثریت مردم ، عزای عمومی اعلام شد .

چهلمین روز گرامیداشت یاد شهدای قیام تبریز نیز با فاجعه ای دیگر همراه بود . این بار مردم یزد - از شهرهای مرکزی ایران - مورد هجوم نظامیان تا دندان مسلح رژیم شاه قرار گرفتند و عده ای از آنها به شهادت رسیدند . مردم یزد نیز خواسته هایی چون آزادی زندانیان سیاسی و برکناری شاه را مطرح کردند . در پی این اتفاقات ، تظاهرات مردم در شهرهای مختلف ایران شدت بیشتری یافت و سرنگونی حکومت وابسته پهلوی ، به خواسته عمومی مردم ایران تبدیل شد . امام خمینی نیز در مقاطع گوناگون اعلامیه هایی در جهت ترغیب مردم به ادامه مبارزه و ضرورت حفظ وحدت ، صادر می کرد . یکی از مهمترین این اعلامیه ها ، در جولای 1978 صادر شد که در آن همچون یک منشور مدون ، خطوط اصلی انقلاب اسلامی و وظایف قشرهای مختلف مردم در روند مبارزه ، تبیین شده بود . در این اعلامیه ، ایشان هرگونه سازش و مصالحه با رژیم غیرمردمی شاه را مردود اعلام کرد . البته امام در پیام دیگری ، نیروهای نظامی و انتظامی شاه را از حمله به مردم باز داشت .

در اواسط ماه اوت سال 1978، عوامل رژیم شاه دست به جنایتی هولناک زدند و یک سینما را با تماشاگران آن در شهر آبادان - در جنوب غربی ایران - به آتش کشیدند . در این قتل عام ، نزدیک به 380 تن از مردم بی گناه کشته شدند . رژیم شاه با این اقدام قصد داشت نیروهای انقلابی و مسلمان را زیر سؤال ببرد و آنها را مسئول این کشتار نشان دهد . اما همه شواهد و قرائن حکایت از آن داشت که این سینما توسط مزدوران رژیم شاه به آتش کشیده شده است . به همین جهت و در پی گسترش تظاهرات مردم ، چند روز بعد از این فاجعه دردناک ، جمشید آموزگار ، صدراعظم مورد حمایت شاه و آمریکا مجبور به استعفا شد . در این زمان ، محمد رضا پهلوی با هدف فریب مردم ، شریف امامی را به ریاست دولتی برگزید که دولت به اصطلاح آشتی ملی خوانده شد . همچنین شاه تاریخ رسمی ایران را که قبلا" از هجری خورشیدی به شاهنشاهی تغییر داده و موجب خشم مردم شده بود ، بار دیگر به وضعیت قبلی ، یعنی هجری خورشیدی باز گرداند .

دولتی که قرار بود در ایران ، آشتی ملی ایجاد کند ، با فاصله کمی نقابها را کنار زد و ماهیت ضد مردمی و سرکوبگر خود را آشکار ساخت . مردم ایران ، بدون تاثیر پذیری از فریبکاری رژیم شاه ، پس از نماز روز عید فطر سال 1357 ه . ش . ، راهپیمایی های باشکوهی در شهرهای مختلف از جمله تهران برگزار کردند و بر لزوم تغییر حکومت تاکید نمودند . چند روز بعد ، راهپیمایی بزرگ دیگری که حاکی از اتحاد مردم و پیشرفت سریع انقلاب بود ، به وقوع پیوست . اما رژیم شاه راهپیمایی روز بعد از آن ، یعنی جمعه هشتم سپتمبر 1978 را در تهران به خاک و خون کشید . نظامیان شاه از زمین و هوا ، مردان و زنان آزاده ای را که خواستار رهایی کشورشان از سلطه استبداد داخلی و استعمار خارجی بودند ، به رگبار مرمی بستند و بیش از سه هزار تن از آنان را به شهادت رساندند . عوامل رژیم برای آن که ابعاد این فاجعه بزرگ فاش نشود ، اکثر شهدا را در گورهای جمعی ، دفن کردند . در تاریخ انقلاب اسلامی ، روز قتل عام بزرگ هشتم سپتمبر ، "جمعه سیاه " و " روزشهدا " خوانده شده است .

کشتار مردم در جمعه سیاه ، اگرچه با سکوت آمریکا و اکثر دولتهای غربی مواجه شد ، اما خشم افکار عمومی جهانی را برانگیخت . پس از این حادثه ، در داخل رژیم شاه و حتی در میان حامیان خارجی او ، درباره نحوه برخورد با نهضت مردم ، اختلاف نظرهایی به وجود آمد . گروهی طرفدار ادامه سیاست مشت آهنین و سرکوب مردم بودند و گروهی دیگر نیز توصیه می کردند که رژیم با تظاهر به نرمش و دادن امتیازهای محدود ، مردم را از ادامه قیام منصرف کند . سرانجام شاه به طور موقت ، روش دوم را در پیش گرفت . وی در سپتمبر 1978 ، حزب رستاخیز ، تنها حزب کشور را که پنج سال قبل ، آن را تاسیس کرده بود و همه اقشار جامعه از آن نفرت داشتند ، منحل کرد . این حزب نماد دیکتاتوری و حکومت تک حزبی در رژیم پهلوی بود .

در همین ایام ، کارکنان صنعت نفت که قلب تپنده رژیم شاه به شمار می رفت ، در اعتراض به جنایات شاه و در همراهی با مردم ، دست به اعتصاب زدند . امام نیز در پیامی از این اقدام انقلابی و شجاعانه کارکنان صنعت نفت قدردانی کرد . در همین روزها ، حادثه مهم دیگری نیز اتفاق افتاد که تاثیر مهمی بر تسریع جریان انقلاب اسلامی ایران داشت . ماموران رژیم بعثی عراق در هماهنگی با رژیم شاه که خواستار اخراج امام خمینی از عراق شده بود ، منزل آن حضرت را در نجف به محاصره در آوردند . رژیم سابق عراق از امام خواست در برابر جنایات رژیم شاه سکوت کند ، در غیر این صورت از عراق خارج شود . ایشان نیز هدایت انقلابی را که مردم برای آن جانبازی می کردند ، وظیفه خود می دانست . لذا تصمیم به هجرت از عراق گرفت . توطئه شاه و رژیم بعثی عراق علیه امام خمینی حاکی از آن بود که افشاگریها ، آگاهی بخشی و به طور کلی رهبری امام ، در گسترش نهضت مردم ایران تاثیری قاطع و کارساز داشته است .

در ابتدا ، امام خمینی قصد داشت به کویت برود . اما حکومت کویت نیز ایشان را نپذیرفت . سرانجام ایشان در یک تصمیم غیر منتظره ، هجرت به پاریس را برگزید و فصل نوینی از انقلاب را رقم زد . رژیم پهلوی تصور می کرد با این اقدام توانسته است در رهبری انقلاب تزلزل ایجاد کند و بین امام و توده های مردم فاصله بیندازد ، اما حوادث بعدی نشان داد که امام از حضور خود در فرانسه ، به بهترین نحو برای تبلیغ اهداف انقلاب و افشای جنایات رژیم شاه استفاده کرد . ادامه حوادث تاریخی و عبرت آموز انقلاب اسلامی ایران را در برنامه بعد پی خواهیم گرفت

منبع:http://dari.irib.ir


X