مدت اقامت امام در نوفل لوشاتو مصادف بود با سالروز میلاد حضرت مسیح و عید کریسمس به همین دلیل امام هدایاى کوچکى را بسته بندى کرده و دستور دادند به در منازل اهالى نوفل لوشاتو ببرند. این عمل تاثیر بسیار عجیبى روى اهالى گذاشت، اولا دانستند که اسلام براى ادیان الهى احترام قائل است و تبلیغات امپریالیزم بعد از انقلاب مبنى بر اینکه اقلیت‏هاى مذهبى در ایران مورد اذیت و آزار قرارمى گیرند، قبلا توسط امام خنثى شده بود.


ثانیا تاثیر عاطفى زیادى روى ساکنین نوفل لوشاتو گذاشت و باعث‏شد آنها براى ملاقات کنندگان احترام خاصى قائل شوند و موقعى که امام نوفل لوشاتو را ترک کردند بیشتر اهالى ایشان را بدرقه کردند

نظر متخصص


 

ارج گذاشتن به تخصص و کارشناسى ازجمله خصوصیات امام بود.


 

دانشجویان انرژى اتمى اطلاعات وسیعى دررابطه با قراردادها و طرحهاى ساخت 22 نیروگاه اتمى در زمان شاه تهیه و بصورت مکتوب تحویل حضرت امام دادند. ایشان فرمودند اظهارنظر و قضاوت در این مورد در تخصص من نیست. موضوع را با متخصصین و کارشناسان موردتایید در میان خواهیم گذاشت.


 

نظافت محل کار


 

روزى با تعدادى از دوستان که بعضى با همسرانشان بودند به خدمت امام رفتیم. منظره جالبى دیدیم و آن اینکه امام مشغول جاروکردن اتاق خود بودند همسر یکى از دوستان جلو رفت و گفت اجازه بدهید تا اتاق را من جارو کنم. ایشان فرمودند: هرکس موظف است محل کار خود را خودش تمیز کند.


 

مهندس صمد کریمى فام


 

تا کجا ایستاده‏اید


 

در اوج بمباران شهرها به وسیله هواپیماها و موشکهاى صدام، یک روز چندین موشک به تهران اصابت کرده بود و در نقاطى از آسمان شهر، دود غلیظ ناشى از انفجار موشک به چشم مى‏خورد و ضدهوایى‏ها هم کار مى‏کرد. من خدمت‏حضرت امام بودم و ایشان مشغول قدم زدن بودند. عرض کردم، آقا! بالاخره شما تا کجا ایستاده اید؟ امام انگشت‏خود را روى پیشانى گذاشته و فرمودند; تا وقتى که موشک اینجا بخورد.


 

آقاى حمید انصارى به نقل از مرحوم حاج سیداحمدخمینى (ره)


 

امام قانع نشد


 

حضرت امام از اینکه در سخنرانیها و نوشته‏ها از ایشان تعریف بکنند، ناراحت مى‏شدند. یکبار فرمودند: من هر وقت‏سخنرانى آقاى انصارى [آقاى شیخ محمدعلى] از رادیو پخش مى‏شود، رادیو را مى‏بندم، چون همه‏اش تعریف از من است.


 

من عرض کردم آقا، ایشان چون در خدمت‏شما هستند، هرکجا که مى‏روند، مردم مصرا از وى مى‏خواهند تا راجع به خصوصیات حضرتعالى بگویند. "امام قانع نشد. "


 

آقاى حمید انصارى به نقل از مرحوم حاج سیداحمد خمینى (ره)


 

اختلاف بین مسؤولین


 

با وجود اینکه ضربان قلب حضرت امام (س) از دور تحت کنترل اینجانبان بود و هرنوع تغییرى در وضع ایشان براى ما قابل درک بود، و نیز با درنظر گرفتن اینکه در افراد بطورمعمول خبرهاى خوب یا بد باعث‏بروز عکس العمل در وضع بدنى افراد شده و اکثرا تغییرات بسیار زیادى در فشار خون و ضربان قلب و امثال ذلک مى‏شود. اما در مورد حضرت امام حتى در لحظاتى که اخبار بسیار بدى از مسائل مملکت و جبهه‏ها مى‏رسید، ایشان با چنان صلابت و صبر و تحمل با قضایا برخورد مى‏کردند که حتى کوچکترین تغییرى در علائم حیاتى ایشان نظیر فشارخون و ضربان قلب دیده نمى‏شد. تنها موردى که از نظر پزشکى تغییراتى در وضع جسمانى ایشان ایجاد مى‏کرد، مواقعى بود که اختلافاتى بین مسوولین کشور به وجود مى‏آمد.


 

دکتر محمدحسین نعمتى


 

دستورات پزشکى


 

باوجودى که پزشکان معالج ایشان اکثرا حدود 50 سال جوان‏تر از حضرت امام (س) بودند، معهذا ایشان همواره بااحترام با پزشکان برخورد نموده و دستورات پزشکى را راحت قبول مى‏کردند. آن روزى که براى تجویز عمل جراحى (چند روز قبل از ارتحال) خدمت ایشان رسیدیم، آقاى دکتر فاضل با احتیاط بسیار به ایشان گفت‏بایستى عمل جراحى انجام شود، همه پزشکان حاضر در جلسه فکر مى‏کردند که ایشان امتناع نمایند و یا لااقل نظرشان را بعد از مدتى تفکر بیان بفرمایند، در حالیکه ایشان بلافاصله فرمودند، هرچه صلاح مى‏دانید انجام دهید. حتى لحظه‏اى مکث نفرمودند. در انجام دستورات پزشکى بسیار منظم و دقیق بودند. مثلا یکبار متخصص فیزیوتراپى از ایشان عیادت کرد و یک نوع نرمش خاصى را براى زانوى ایشان تجویز نمود که با روزى 5 حرکت‏شروع مى‏شد و باید هرروز 2 حرکت‏به تعداد نرمش اضافه گردد. بعد از حدود یک ماه آن شخص فیزیوتراپ به حضور حضرت امام (س) رسید و از حال ایشان سؤال کرد. در جواب فرمودند نرمش زانوى من به حدود 70 حرکت در روز رسیده است. شخص فیزیوتراپ دقایقى بعد براى من تعریف کرد که من از این حرف ایشان بسیار شرمنده شدم و نیز تعجب کردم چون گمان مى‏کردم ایشان بعد از چند روز که زانویشان بهتر شود، نرمش را قطع مى‏کنند. در حالیکه در نهایت نظم و دقت روزى 2 عدد به تمرین مذکور اضافه کرده بودند.


 

دکتر محمدحسین نعمتى


 

احترام همسر


 

برنامه نظم و ساعات آقا واقعا عجیب بود. حتى برنامه غذا خوردنشان. یک دفعه حاج احمدآقا مى‏گفتند: من گفتم آقا وقت ناهار شده. بگویم ناهار بیاورند؟ آقا نگاهى به ساعتشان کردند و گفتند: نه هنوز وقتش نشده است. مدت کمى گذشت و چند کلمه‏اى با آقا صحبت کردم، آمدم تا دم در، امام صدا زدند. برگشتم، گفتند مى‏خواهید بگویید ناهار بیاورند، بیاورند. حالا وقتش است، ببینید، شاید یک دقیقه نشده بود، اما آقا این قدر منظم بودند که براى خود خانواده هم جاى تعجب داشت، و مى‏شود نتیجه گرفت که آقا واقعا چقدر در کارشان منظم است اما یادم مى‏آید روزى که حاج خانم (همسر حضرت امام) براى زیارت حضرت عبدالعظیم رفته بودند و بنده هم به عنوان راننده حضور داشتم، در موقع برگشت که نزدیکهاى ظهر بود، خانم گفت زود برویم، من به آقا نگفتم که ناهار بخورند، آقا صبر مى‏کنند تا من بروم. زودتر برویم که آقا براى خوردن ناهار معطل نشوند. خلاصه راه بندان بود و ترافیک. تا ما رسیدیم 25 دقیقه‏اى - نیمساعتى از وقت ناهار گذشته بود. خانم گفتند: مثل اینکه آقا ناهار خورده باشند. ولى امام ناهار نخورده بودند و من پرسیدم، دیدم تازه سفره را انداخته‏اند و آن زمانى بود که یکى از اعضاى بیت دیده بود که خانم مى‏آیند. خانم به آقا گفته بودند "شما ناهار مى‏خوردید، ما مى‏آمدیم". آقا در جواب با ملاطفت و احترام گفته بودند "شما نفرمودید که من نمى‏آیم. " درست‏با همین لفظ که "شما نفرمودید که من نمى‏آیم وگرنه ما ناهار مى‏خوردیم. ما منتظر شما بودیم. " خلاصه آن آقایى که براى یک یا دو دقیقه به حاج سیداحمدآقا مى‏گوید هنوز وقت ناهار نشده. تا نیم ساعت صبر مى‏کنند تا حاج خانم بیاید.

منبع:http://smalavi.parsiblog.com

 


X