دسته
آرشیو
آمار وبلاگ
تعداد بازدید : 1348
تعداد نوشته ها : 4
تعداد نظرات : 0
Rss
طراح قالب
موسسه تبیان

اگر نماز بي وضو صحيح بود، رعايت نكردن حق مردم هم در اسلام صحيح است

 

آيت الله جوادي آملي * - ستون اصلي سياست اسلامي مردم هستند، اگر بخواهيد نظام اسلامي باشد و سياست اسلامي باشد بايد كار مردم، عدل مردم، فرهنگ مردم و مانند آن را حل كنيد، بايد در عمل نشان دهيد نه اينكه حرف بزنيم كه مشكلات مردم را حل مي كنيم وقتي به كاري رسيديم توجهي نداشته باشيم، مردم را نمي شود سرگرم كرد و با فقر اداره كرد، اگر نماز بي وضو صحيح بود، رعايت نكردن مردم هم در اسلام صحيح است.

اگر كسي بخواهد امانت را صحيح و سالم به سرانجام برساند و بخواهد ولي الله شود، اين مصداق ولي الله است، ولي الله شدن فروع و اصول دين را در بر مي گيرد، هر كاري كه انسان را به خدا نزديك مي كند مايه تقرب انسان است، الان كسي نيست كه راه حضرت امير(ع) را طي كند، اين وجوهاتي كه به ما مي دهند ما مانند طلبه ها زندگي نمي كنيم، حالا همه اش نمي توان اين امانت را به ولايت كليه اهل بيت(ع) بزنيم، بله؛ احكام هم زير مجموعه ولايت قرار مي گيرد.

مسئولان بايد به وعده هاي خود درباره رفع مشكلات عمل كنند.حديث «دنياكم هذه ازهد عندي من عفطه عنز» به معناي اين است كه حضرت امير(ع) به مردم مي گويند دنياي شما نزد من از عطسه (آب بيني) بز ماده خوارتر است،وقتي ايشان  به كل صحنه مقام و حكومت مي گويد عفطه عنز(آب بيني) به همين چيز كه حالا ما مي گوييم من بايد باشم تو نبايد باشي، امام علي(ع) به اين مي گويد عفطه عنز، اين بالاخره يك روز بوش درمي آيد، ما غير از حضرت امير(ع) كسي را نداريم كه اين راه را باز كرده باشد، خودشان و اهل بيت(ع) و شاگردان خصوصي او رفته اند و اين راه تا روز قيامت ممكن است، ادامه داشته باشد و غير از حضرت امير(ع) و اهل بيت(ع) كسي اين راه را نرفته است. 

در خطبه 199 امانت مالي جزو همين مصداق امانت است آن هم زير مجموعه ولايت است، كسي كه بخواهد ولي الله شود با انجام واجبات و ترك محرمات امكان دارد، اما انجام واجبات و ترك محرمات اگر خوفا من النار و شوقا من الجنه باشد، مي شود ولي الله.

منبع:روزنامه اعتماد/ شماره 2690/ 8خرداد 1392

دسته ها : سياسي
پنج شنبه نهم 3 1392

 

 

 

درخواست دختر امام(ره) از رهبر انقلاب براي تجديدنظر در بررسي صلاحيت ها

در پي اعلام اسامي نامزدهاي احراز صلاحيت شده انتخابات رياست جمهوري توسط شوراي نگهبان، زهرا مصطفوي فرزند امام خميني(ره) طي نامه اي به مقام معظم رهبري درخواست كرد كه در تصميم شوراي نگهبان تجديد نظر شود.

 

در پي اعلام اسامي نامزدهاي احراز صلاحيت شده انتخابات رياست جمهوري توسط شوراي نگهبان، زهرا مصطفوي فرزند امام خميني(ره) طي نامه اي به مقام معظم رهبري درخواست كرد كه در تصميم شوراي نگهبان تجديد نظر شود

 

 

 

 

متن كامل اين نامه بدين شرح است:


«بسم الله الرحمن الرحيم

حضور محترم مقام معظم رهبري حضرت آيت الله العظمي آقاي خامنه اي مدظله العالي

با عرض سلام و ارادت كامل؛

همان روزي كه تأئيد امام بر رهبري حضرتعالي را از زبان ايشان شنيدم و همواره آن نظريه را در مواقع لازم بيان كرده ام تأئيد صلاحيت برادر آقاي هاشمي را هم شنيدم زيرا امام بعد از نام جنابعالي نام ايشان را هم ذكر كردند. خوشبختانه و به حق حضرتعالي مورد رأي خبرگان قرار گرفتيد، لذا لزومي نمي ديدم تا ذكري در اين مورد از ايشان به ميان آورم. اما متاسفانه امروز كه مي بينم شوراي نگهبان دست به رد صلاحيت ايشان براي رياست جمهوري زده است، خواهرانه تذكر مي دهم كه اين كار هيچ معنايي جز فاصله انداختن بين دو يار امام و بي توجهي به شوق و اقبالي كه مردم كوچه و خيابان به نظام و انتخابات پيدا كرده است ندارد. من مدعي نيستم كه آقاي هاشمي امروزي همان فرد ديروزي است زيرا اين تغييرات در تك تك مردم در گذر زمان رخ داده است «وَمَا أُبَرِّيءُ نَفْسِي إِنَّ النَّفْسَ لأَمَّارَهٌٔ بِالسُّوءِ» اما جدا شدن تدريجي شما از هم بزرگترين لطمه اي است كه به انقلاب و نظام وارد مي شود چنانچه امام هميشه مي فرمودند: اين دو وقتي با هم باشند خوبند. خواهشمند است در اين امر مهم دخالت فرمائيد و نگذاريد كه يك حركت همه تلاشها را خراب كند و نشان دهيد كه چرا امام مي فرمود: «ولايت فقيه براي آن است كه نگذارد هركس هر كاري دلش مي خواهد بكند و ولايت فقيه مي خواهد جلوي ديكتاتوري را بگيرد». خواهش مي كنم فلسفه وجودي ولايت مطلقه فقيه را يكبار ديگر عينيت ببخشيد. اطمينان دارم كه اين درخواست زبان حال بسياري از دلسوزان نظام است كه نگران وضع ايران اسلامي هستند و دلشان براي شنيدن طنين وحدت و همدلي در اين كشور مي تپد.

ارادتمند 92/2/31

زهرا مصطفوي

 

دسته ها : سياسي
چهارشنبه اول 3 1392
سکوت جایز نیست  
 
 
 
 
 
 
       
   
 
 
    «علی مطهری» به شدت از مدیریت شرایط بحرانی کشور پس از انتخابات ریاست جمهوری دهم و برخوردهای صورت گرفته با معترضان و بازداشتی ها انتقاد کرد.
     

«علی مطهری» به شدت از مدیریت شرایط بحرانی کشور پس از انتخابات ریاست جمهوری دهم و برخوردهای صورت گرفته با معترضان و بازداشتی ها انتقاد کرد. فرزند آیت الله شهید مطهری در پاسخ به مقاله هفته گذشته روزنامه کیهان خطاب به وی، نامه یی به مدیرمسوول این روزنامه نوشت که به دلیل عدم چاپش در کیهان، آن را در اختیار سایت های خبری قرار داد. به گزارش تابناک، مطهری در این مقاله به آنچه «حق مطلق» و «باطل مطلق» قلمداد کردن طرف های درگیر حوادث پس از انتخابات نام گذاشت و برخورد طرف هایی که خود را حق مطلق می دانند با افرادی که به گمان آنها «باطل مطلق» هستند آن هم به هر وسیله و شیوه یی به شدت اعتراض کرد. مطهری در یادداشتش نوشته است؛ «درباره مقاله مذکور، نویسنده محترم استدلال خود را بر چند پایه قرار داده است؛ اول اینکه همان طور که علی(ع) «حق مطلق» و معاویه «باطل مطلق» بود، در ماجرای اخیر نیز یک طرف حق مطلق و طرف دیگر باطل مطلق است. بطلان این سخن آشکار است. دو طرف ماجرای اخیر حق و باطل را ممزوج کرده اند، گرچه کفه حق در یک طرف و کفه باطل در طرف دیگر بر کفه مقابلش می چربد.
حمایت ولی فقیه از یک طرف این ماجرا دلیل بر این نیست که آن طرف حق مطلق است و طرف دیگر باطل مطلق. مثلاً همان طور که آقای موسوی با اصرار بر مساله تقلب، مردم را تشویق به حضور در خیابان ها کرد و زمینه آشوب ها را فراهم کرد، آقای احمدی نژاد نیز با نحوه خاص مناظره خود با آقای موسوی و اتهام زنی به افراد غایب در آن جلسه، آغازکننده این ماجرا و عامل اصلی پدید آمدن فضای احساسی و هیجانی و تنگ شدن فضای عقل و تدبیر و زمینه ساز آشوب ها به شکل دیگر بود. پایه دوم استدلال نویسنده محترم این است که در چنین میدانی که یک طرف، حق مطلق و طرف دیگر باطل مطلق است، اهل حق از هر وسیله می توانند استفاده کنند و هر ظلمی در حق اهل باطل رواست. اگر جوانی را که برای تماشای تجمعی آمده یا در آن تجمع شرکت کرده و حداکثر شعار داده، گرفتند و به بازداشتگاه کهریزک بردند و پس از دو هفته جنازه او را در حالی که آثار ضرب و شتم روی آن باقی است و فک او را شکسته اند، تحویل خانواده اش دادند؛ خانواده یی که در این دو هفته از هرگونه اطلاع رسانی درباره فرزندش محروم بوده، مساله مهمی نیست، بلکه حقش بوده چون اهل باطل بوده است، پایه سوم استدلال نویسنده آن مقاله این است که مسوولیت وارد آمدن صدمه جسمی و حتی قتل این گونه افراد بر عهده رهبران گروه باطل است که اینها را به میدان آورده اند، گرچه اهل حق از بدترین روش های غیرمجاز استفاده کرده باشند.
سخن معاویه در جنگ صفین که پس از شهادت عمار یاسر و سخت شدن کار بر او (چون پیامبر (ص) درباره عمار فرموده بود تو را گروه سرکش خواهند کشت) گفت، عمار را علی کشت که او را به این جنگ آورد. این سخن از نظر نویسنده آن مقاله در صورتی که معاویه اهل حق بود و علی(ع) اهل باطل، درست بود، مهم این است که در گروه اهل حقیم یا اهل باطل. بطلان این مطلب نیز بدیهی و آشکار است. اساساً اهل حق یا باطل بودن در این مساله دخالتی ندارد، سخن در این است که عمار یاسر مستقیم به دست چه گروهی کشته شد، لشگر معاویه یا لشگر علی؟ در ماجرای امروز ما نیز سخن در این است که افرادی مانند محسن روح الامینی و محمد کامرانی که در اثر رفتار خشونت بار در بازداشتگاه ها به قتل رسیده اند، مستقیماً توسط چه گروهی شکنجه و کشته شده اند و این ظلم بزرگ متوجه کدام گروه است؟ اگر این افراد به تشویق آقای موسوی به خیابان آمده باشند، در واقع آقای موسوی اینها را سالم به بازداشتگاه تحویل داده است، چرا خانواده آنها باید جنازه شان را تحویل بگیرند؟، اگر توجیهات نویسنده مقاله را بپذیریم، اصلاً مردم در هیچ مساله یی حق اعتراض ندارند و اگر اعتراض کنند می توان با آنها به هر نحوی برخورد کرد و حتی آنها را کشت زیرا آنها اهل باطلند و ما اهل حق، ممکن است گفته شود در یک بحران اجتماعی این گونه حوادث که به دست ماموران خاطی پدید می آید، طبیعی است.
در پاسخ می گوییم؛ بله، ما هم قبول داریم که گاهی به دست ماموران خودسر چنین حوادثی پدید می آید، همچنان که در جریان فتح مکه به دست مسلمین، پیامبر اکرم(ص) اصرار داشتند این کار بدون درگیری و خونریزی انجام شود اما خالدبن ولید، یکی از فرماندهان سپاه اسلام، در گوشه یی از مکه به خاطر دشمنی های شخصی یک درگیری ایجاد کرد و هشت نفر را کشت، اما مهم این است که پس از چنین حوادثی وظیفه ما چیست؟ آیا باید مانند روزنامه کیهان به بهانه حفظ نظام این حوادث را کتمان کنیم که گویی اتفاقی نیفتاده است، یا باید مانند پیغمبر اسلام عذر تقصیر به درگاه خدا ببریم و از این کار تبری بجوییم و خسارات وارده به مردم را جبران کرده و مجرم را مجازات کنیم، همچنان که رهبر گرانقدر انقلاب اسلامی فرمودند کسانی به نام رهبری وارد کوی دانشگاه شدند و کارهایی کردند که دل انسان را خون می کند و در جای دیگر دستور تعطیلی بازداشتگاه کهریزک و مانند آن و به تازگی دستور حمایت از آسیب دیدگان و مجازات آسیب زنندگان را صادر کردند.
اما متاسفانه مسوولان مربوط این دستورات را جدی نمی گیرند، زیرا تفکرشان مانند نویسنده مقاله کیهان این است که با معترضان به روند انتخابات اخیر چون اهل باطلند، هرگونه یی که بخواهیم می توان رفتار کرد و دستورات رهبری صوری است، در حالی که همان طور که رهبر انقلاب خوب تشخیص داده اند، تنها راه فروکش کردن این بحران این است که مقصران دو طرف ماجرا مجازات شوند. لذا علاوه بر رسیدگی به اتهامات محرکان این حوادث، باید ماموران و فرماندهانی که مرتکب این فجایع شده اند با نام و نام خانوادگی و عکس در صدا و سیما و روزنامه ها معرفی شوند و مجازات آنها که از سوی دادگاه تعیین می شود اعلام شود و ترتیبی اتخاذ شود که مردم مطمئن شوند این مجازات ها انجام می شود نه مانند داستان قتل های زنجیره یی و قتل زهرا کاظمی و زهرا بنی یعقوب که معلوم نشد کار قاتلان و خاطیان به کجا انجامید. نکته دیگر اینکه نویسنده مقاله کیهان به اینجانب اعتراض کرده است که چرا به شهادت ۹ تن از بسیجی ها و مظلومیت آنها توجه ندارید.
پاسخ این است که رذالت آن گروه اندک که اعتراض آرام را تبدیل به اغتشاش کردند و به اموال عمومی آسیب رساندند و بسیجیان نورانی ما را به شهادت رساندند، امری بدیهی است و مورد اختلاف نیست. به علاوه این بسیجیان شهید که اکنون ما در پرتو فداکاری آنها و همرزمان شان در آسایشیم و مقاله می نویسیم و خانواده های آنها، حامی و پشتیبانی به نام نظام جمهوری اسلامی دارند و نیازی به حمایت امثال بنده ندارند. ما از مقتولان و مظلومانی سخن می گوییم که حامی ندارند و عده یی می خواهند قتل و ظلم به آنها را به نام حفظ نظام و اهل باطل بودن توجیه کنند. اینجاست که سکوت جایز نیست و سخن علی(ع) به یاد می آید که وقتی به او خبر رسید لشگر معاویه به شهر انبار تعرض کرده و خلخالی را از پای یک زن یهودی و اهل ذمه که تحت حمایت حکومت اسلامی است بیرون آورده اند، فرمود؛ اگر یک مسلمان پس از شنیدن این واقعه از غصه بمیرد، از نظر من مورد ملامت نیست. اگر ما شیعه علی هستیم چگونه می توانیم درباره جنایات اخیر ساکت بمانیم؟، اگر از غصه بمیریم مورد ملامت نیستیم.
از اینها گذشته ما می توانستیم این بحران را به گونه یی مدیریت کنیم که بسیاری از این شهادت ها و قتل ها و آسیب ها اتفاق نیفتد. می توانستیم آن هیجان عظیم معترضان را که به دنبال تبلیغات انتخاباتی و خصوصاً مناظرات نامناسب و گاه ناجوانمردانه به اوج خود رسیده بود، با دادن چند مجوز تجمع و ادامه مناظرات درباره روند انتخابات در صدا و سیما به تدریج فرو بنشانیم و با مردم عادی که مساله دار و دچار شبهه شده بودند و واقعاً فکر می کردند در انتخابات تقلب شده با احترام برخورد کنیم، آنگاه می دیدیم مهار این بحران به دلیل رشد اجتماعی و هوش بالای مردم ما کار چندان مشکلی هم نبوده است. شما به سکوت در برابر به خاک افتادن «بسیجی» معترضید، ولی ما علاوه بر آن، به بر خاک افکندن «بسیج» به خاطر رودررو قرار دادن آن با مردم عادی معترضیم. به خاطر داریم چند سال پیش در سالگرد حادثه ۱۸ تیر در حوالی دانشگاه تهران و کوی دانشگاه به مدت پنج شب گروهی از مردم در خیابان ها شعار می دادند و خودروها بوق می زدند و تجمعاتی برپا بود، اما در این پنج شب حتی یک قطره خون از بینی کسی نیامد، زیرا مدیریت آن بحران به عهده فرد عاقلی به نام قالیباف فرمانده وقت نیروی انتظامی بود.
اما وقتی ما مدیریت بحران اخیر را به دست افرادی مانند“ می دهیم که با باتوم بیشتر مانوس است نتیجه همین خواهد بود. اگر مدیریت انتظامی این بحران به دست افراد عاقل و باتدبیری چون سرداران قالیباف، طلایی، صفوی و علائی بود آنگاه درمی یافتیم که مدیریت بحران یعنی چه. نکته آخر اینکه نویسنده مقاله کیهان اینجانب را به پیروی از روش شهید آیت الله مطهری توصیه کرده است. این توصیه ناشی از شناخت ناقص ایشان از آن متفکر شهید است. آن بزرگوار در همان دو ماهی که پس از پیروزی انقلاب در قید حیات بود روی این گونه مسائل بسیار حساس بود. به خاطر دارم زمانی که سران رژیم گذشته را محاکمه و مجازات می کردند ایشان به عنوان نزدیک ترین یار امام خمینی(ره) و رئیس شورای انقلاب با آقای خلخالی تماس گرفتند و او را مورد عتاب قرار دادند که چرا با بازداشت شدگان بدرفتاری شده است و ما حق هیچ گونه تعرضی به آنها را نداریم، مجازات آنها همان است که دادگاه تعیین می کند. به هر حال در شرایط حساس امروز همه باید تلاش کنیم کشور را به سوی آرامش و کار و تلاش و تولید سوق دهیم. کلام خود را با سخنی از امیرالمومنین(ع) خطاب به مالک اشتر پایان می دهم؛
«
از خونریزی بپرهیز، و از خون ناحق پروا کن، که هیچ چیز همانند خون ناحق عذاب الهی را نزدیک و مجازات را بزرگ نمی کند و نابودی نعمت ها را سرعت نمی بخشد و زوال حکومت را نزدیک نمی گرداند، و روز قیامت خدای سبحان قبل از رسیدگی اعمال بندگان، نسبت به خون های ناحق ریخته شده داوری خواهد کرد، پس با ریختن خونی حرام، حکومت خود را تقویت مکن، زیرا خون ناحق پایه های حکومت را سست می کند و بنیاد آن را برکنده به دیگری منتقل می سازدمطهری در ابتدای نامه اش نیز توضیحاتی درباره علت نگارش جوابیه اش ارائه داد و نوشت؛ «در شماره پنجشنبه ۱۵/۵/۸۸ روزنامه کیهان مقاله یی تحت عنوان «آقای علی مطهری بخواند» به نام آقای محمد امینی درج شده بود که چون شامل توجیه شرعی و ایدئولوژیک ظلم هایی است که در حوادث بعد از انتخابات از طرف نیروهای امنیتی کشور بر مردم روا داشته شد، سکوت درباره آن را جایز ندیدم و البته از اهانت هایی که به شخص اینجانب شده بود درمی گذرم و پاسخ را خطاب به جناب آقای شریعتمداری مدیرمسوول روزنامه کیهان می نویسم، از آن جهت که با شناختی که از روزنامه کیهان دارم، می دانم که این گونه امور در این روزنامه به حکم ماهیت امنیتی آن به شکل پروژه دیده می شود که مثلاً بناست فلان شخصیت یا فعال سیاسی را خراب کنیم و البته در این راه معمولاً هدف وسیله را توجیه می کند و هم از آن جهت که سطرسطر این گونه مقالات بلکه همه مقالات سیاسی و اجتماعی که در کیهان درج می شود، باید مطابق میل جناب شریعتمداری باشد. از نظر نگارنده اساساً کیهان اعتقادی به آزادی بیان ندارد و به خاطر کتمان حقایق و بی تفاوتی نسبت به ناراستی های حکومت، آن هم به بهانه حفظ نظام، از دوستان نادان و البته خیرخواه انقلاب اسلامی به شمار می رود و دوستی های آن با انقلاب و ولایت فقیه از قبیل دوستی های خاله خرسه است که معمولاً ضرر آن از نفع آن، دافعه آن از جاذبه آن و دشمن سازی آن از دوست سازی آن بیشتر است.
برای نمونه آیا در روزهای اخیر کیهان به طور جدی درباره قتل ناجوانمردانه چند جوان در بازداشتگاه ها و لزوم معرفی و مجازات عاملان آن خبر یا مطلبی درج کرده است؟ هرچند برای پاسخ به نظرات اینجانب مجبور شده است اشاره یی به این موضوع بکند. همین مقدار هم نسبت به کیهان قابل تقدیر است، شاید هم از دست آقای شریعتمداری در رفته است. از همین جا پاسخ اینجانب به این پرسش که چرا برخی مقاله هایم در روزنامه اعتماد ملی و مانند آن چاپ می شود، روشن می شود و آن این است که اساساً کیهان و برخی روزنامه های دیگری که خود را اصولگرا نامیده اند، مقالات امثال اینجانب را که به دردهای جامعه می پردازد و با مذاق توجیه گر آنها سازگار نیست، درج نمی کنند، چنان که کیهان بارها مقالات اینجانب را پس فرستاده است. زبان حال کیهان این است که ما مقالات شما را چاپ نمی کنیم، شما هم حق ندارید به روزنامه های دیگر بدهید و اگر دادید ما در ستون «کیهان و خوانندگان» از قول مردم، انتقاد می کنیم.

www.aftab.ir

 
دسته ها :
سه شنبه بیستم 5 1388
X