پیش مطلب:*خواهشمندم که مطلب زیرین رو نه نقد ادبی فرض کنیدو نه خدای نکرده ترور شخصیت بلکه به نظرخودم چیزی فراتر از بیان واقعیات نیستش.ازما گفتن.بقول شاعر, هرکسی از ظن خود شدیارمن..** با لحاظ کردن بندهای(1)و(2) امیدواریم تو بند(3) به نتیجه گیری مناسبی برسید.(به این میگن خط دادن)1)این حقیر به این اصل, سفت و سخت معتقدم که:"لازم هستش تا در مواجهه با غربی ها دائم الشک باشیم.بدین معنا که رو هر پدیده ی شرقی که غربیها و رسانه های فراگیرشون انگشت گذاشتند و توجه عمده ایی به اون نشون دادند باید شک بکنی و تا اینکه اون پدیده, خودش رو بی واسطه اثبات نکرده بر این شک و تردیدت استوار باشی."قبول این امر بمعنای تحقق توهم توطئه نیستش بلکه یک مدل رفتاری مستند به واقعیات حال و گذشته بیرونی هستش.تو همه ی این سالها رسانه های غربی بهمراه سردمدارانشون اثبات کردند که بیهوده و بی حساب بر روی کسی(خصوصا شرقیها)زوم نمیکنندو مانور نمیدن.یکی از اصول سیاستهای غربیها در جهت نفوذ در دل وجان شرقیها یارگیری از بین قشر فرهنگی و هنری جامعه ی شرقی هستش.از اونجاییکه رابطه ی بین هنرمندان و مردم رابطه ی تنگاتنگی هستش نفوذ کلام این هنرمندان بیشتر و موثرتر از سایر اقشار خواهدبود.سیاست یارگیری از بین نخبگان دقیقا با همچین پیش فرضی عمل میکنه چراکه بیان اصول و اعتقادات غربی از زبان همین هنرمندان در ظاهر آزاد ولی درحقیقت به اسارت رفته نفوذ و تاثیر بیشتری بر مردم سنتی شرقی خواهد داشت.ادر رشته های مختلف هنری شگردهای متنوعی برای اعمال سیاست یارگیری وجود داره.جشنواره ها,یادواره ها,مجامع خاص,جوایز و...همه و همه راههای به اسارت گرفتن فکر و روح یک هنرمند شرقی هستش.                                                                                                                                                                   2)«ولن یجعل الله للکافرین علی المومنین سبیلا»(1)هیچ گاه خداوندراهی برای پیروزی وتسلط کفار برمسلمانان قرار نداده است.از آیه ی فوق قاعده نفی سبیل استخراج شده بدین معنی:"اموری که موجب تسلط کافرین بر جامعه ی مسلمین می شود حرام است". این اصل به معنای طرد و نفی سلطة کفر و نظام‌ امپریالیستی بر مقدورات جامعه اسلامی هستش . مفاد آیه بیانگر یک حکم سیاسی بر عدم‌نفوذپذیری مسلمانان از کفارهستش. با دقت در تفاسیر میفهمیم که اگه تسلطی هم بر مسلمین از جانب کفار وجود داره دلیلی بر نقض قاعده و آیه ی شریفه فوق نیست بلکه به این دلیله که بسیاری از مسلمانان, مومنان واقعی نیستند,نه خبری از اتحاد واخوت اسلامی در بینشون هستش ونه علم و آگاهی لازم که اسلام اونرو از لحظه تولد تا مرگ برهمه لازم شمرده دارند.بقول مفسرین:"چون چنانند طبعا چنینند." از این قاعده به عنوان منبعی فقهی برای "اصل حاکمیت دولت اسلامی" یاد میشه. این اصل یکی از اصول مهم حاکم بر مناسبات اسلامی با دیگر کشورهاست چرا که بر اساس این اصل هرگونه رابطه ایی که موچب خدشه دار شدن عزت و استقلال جامعه ی اسلامی بشه باطله.براساس قاعده نفی سبیل  پذیرش حاکمیت کفار، قبول خواری و ذلت و ظلم‌پذیری است و با اصل عزت مسلمین در تضاد خواهد بود و عزت از جمله اصولی است که مسلمین و جوامع و دولت‌های اسلامی حق معامله بر سرش ندارن. چون عزت مختص خداوند است و از جانب او به رسول و مؤمنین تعلق گرفته.«الذین یتخذون الکافرین اولیاء من دون المومنین ایبتغون عندهم العزه فان العزه لله جمیعاً»(2) کسانیکه بجای مؤمنان کافران را به دوستی برمیگزینندآیا عزت و توانایی رانزد آنان میجوینددرحالیکه عزت بهتمامی ازآن خداست.«ولله العزه و لرسوله و للمؤمنین»(3)عزت مخصوص خداو رسولش و اهل ایمان است.از طرف دیگه خداوند به اوندسته از مومنینی که این قاعده رو نفی میکنندو زیر پا میذارند هشدار میده که همچین عملی به مثابه بریدن از مومنین و پیوستن به کافرین هستش.و این عمل یک جرم و قانون شکنی آشکار وشرک به خداوند هستش و باتوجه به قانون عدالت پروردگار موجب استحقاق  مجازات شدیدی خواهدبود. دقت کنید:«یاایها الذین آمنوالاتتخذواالکافرین اولیاء من ‌دون المؤمنین أتریدون أن تجعلوا لله علیکم سلطاناً مبیناً»(4)ای کسانیکه ایمان آوردهاید بجای مؤمنان کافران را به دوستی مگیرید.آیا کاری میکنیدکه برای خدا به زیان خود حجتی آشکار پدید آرید؟تاریخ نشون داده که استناد به این قاعده و عمل به اون همواره موجبات عزت جامعه اسلامی رو فراهم کرده.فتوای تحریم توتون وتنباکو از سوی میرزای شیرازی,مبارزه با استعمار درجهت ملی شدن صنعت نفت,مبارزه حضرت امام خمینی(ره) با قانون کاپیتولاسیون,و اخیرا هم بحث ملی شدن فناوری انرژی هسته ایی و شواهد بسیاری دیگه همه از عزیز شدن جامعه ی اسلامه بواسطه ی عمل به دستوارت خداوند و بکاربستن قاعده ی نفی سبیل حکایت میکنه. 1+2=3)توجه یکباره غربیها و رسانه هاشون به نویسنده ی افغانی بنام خالد حسینی بواسطه رمان بادبادک باز  توجه خیلی ها رو به خودش جلب کرد.خالد حسینی در تاریخ ۴ مارس سال ۱۹۶۵ میلادی، از پدر و مادری هراتی، در شهر کابل متولد شد.مادرش معلم فارسی و تاریخ در دبیرستان بزرگ دخترانه در کابل بود.در سال 1976، پدر خالد حسینی به عنوان دیپلمات وزارت خارجه افغانستان، به پاریس اعزام شد.در سال 1980 و به دنبال کودتای کمونیستی در افغانستان، پدر خالد حسینی از سفارت افغانستان برکنار شد. در نتیجه خانواده حسینی از ایالات متحده تقاضای پناهندگی سیاسی کردند که بهشون اعطا شد.خالد حسینی به همراه خانواده‌اش در سال 1980 به سن حوزه در ایالت کالیفرنیا مهاجرت کرد.خالد درخواست پذیرش از دانشگاه سانتاکلارا کرد و از مدرسه UC در شهر سن دیگو  در رشته پزشکی فارغ‌التحصیل شد.خالد اولین رمانش رو بنام بادبادک باز در سال2003منتشرکرد. رمان ‌اونچه رو که  بر افغانستان رفته‌ از نگاه‌ ‌ کودکی‌ برای‌ خوانندگانش‌ ترسیم‌ می‌کنه وبه مسائل‌ گوناگون‌ قومی‌ و مذهبی‌ و فرهنگی‌ و اجتماعی‌ افغانستان‌ پرداخته.درحالیکه به نظر می رسید که خود رمان پتانسیل کسب موفقیتی درخور  نداره  اما به مدد مسئولین فرهنگی غربی وتبلیغات و مانور رسانه های غربی براین رمان و نویسنده اش موجبات فروش وسیع کتاب در غرب فراهم شد. "الیزابت کاچر" گزارشگر ویژه "واشنگتن فایل" بصورت غیرمستقیم اعتراف میکنه که فروش کتاب نه براساس قابلیت رمان, بلکه براساس تعریف دهان به دهان(شما بخونید تبلیغ رسانه ها)به فروش چندمیلیونی میرسه:((مدت کوتاهی پس از انتشار کتاب در 2003، این نوسینده افغانی- آمریکایی برای امضای کتاب در کتاب فروشی ای در کالیفرنیا حاضر شد اما فقط یک مشتری خواستار امضای او بود.اما پس از این رویداد اولیه و مایوس کننده، تعریف دهان به دهان داستان بادبادک باز موجب بالا گرفتن فروش شد و این کتاب را تبدیل به پدیده ای در دنیای انتشارات کرد.))در ادامه, سیاست ترویج مطالعه رمان بادبادک باز در جهت چهره شدن خالد حسینی در دستور کار قرار میگیره و رمان بادبادک بار به گونه ایی بر عوام, تحمیل میشه که همین در فروش کتا ب تاثیر بسزایی داره:((به گفته "لسلی شوارتز" ، مسئول تبلیغات نویسنده در نشر "ریورهد",برنامه های کتاب خوانی محله ای که ساکنان خود را به خواندن یک کتاب خاص و بحث در مورد آن ترغیب می کنند به فروش گسترده این کتاب کمک کرده اند. کتابخانه کنگره ایالات متحده گزارش می دهد که ده ها برنامه شهری - از سین سیناتی، اوهایو، تا پاسادینا، کالیفرنیا - اعضای خود را به خواندن بادبادک باز ترغیب کرده اند. شوارتز گفت گاهی دیده که 20 اجتماع بزرگ و حتی کل یک ایالت در حال خواندن این کتاب بوده اند.))البته سیستم تبلیغاتی غرب به همین مقدار بسنده نکرد. مارک فارستر، کارگردان آمریکایی هالیوود، بر اساس رمان بادبادک باز خالد حسینی، فیلمی به همین نام ساخته که قراربراین بودبا شروع کریسمس اکران جهانی داشته باشه(شاید شده).امابالاخره همه ی این تلاشها نتیحه داد.زمانیکه خالد حسینی مبدل به یک قهرمان ملی برای افغانها  ویک الگو برای هنرمندان شرقی تبدیل شد بهترین فرصت برای چیدن محصول رسانه های غربی فراهم شد.خالد ضمن درج مقاله ایی در مجله تایمز در موضعی ذلیلانه و رذیلانه خواستار ادامه حضور اشغالگران آمریکایی در زادگاهش میشه.آری,زمان دست بوسی و ادای دین فرا رسید.دست بوسی آمریکاییها, کسانیکه خواندن رمانش رو برای مردم آمریکا اجباری کردند,اونهایی که رمانی تنها با یک درخواست امضا رو به رمانی با هزاران درخواست امضا تبدیل کردند, اونهایی که با سیستم خرید دولتی موجبات پرملات شدن جیب نویسنده رمان رو فراهم کردند,همانهایی که هالیوود رو در خدمت رمان قرار دادندو...خالد ضمن درخواست از آمریکاییها برای ادامه اشغال افغانستان میگه:"بدون تلاشها و کوششهای خالصانه آمریکا در افغانستان ,این کشور را باید نابود شده فرض کرد.از زمان حضور آمریکاییها در افغانستان اوضاع مردم از همه جهت بهبود یافته." پس مطلب:*از کتاب حاضردر افغانستان استقبال زیادی نشده وحتی اعتراضات پراکنده‌ای هم به نمایش شخصیت‌های هزاره‌ای و پشتوی رمان شده. **در داخل کشورمون هم اعتراضاتی نسبت به ترجمه وچاپ همچین کتابی صورت گرفته که در اینجا به چندمورد اشاره میکنم:_ حسن محمودی در گفت‌وگو با خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)،درباره استقبالی که این روزها از رمان «بادبادک باز» در جهان می‌شود،گفت: «بادبادک‌باز» یک رمان متوسط روبه پایین است که از «آمریکا» تصویر جامعه آرمانی و ایده‌آل به مخاطب ارایه می‌کندوی افزود: تاکنون نقدهای شیفته وار بسیاری بر روی این رمان نوشته شده است. به اعتباری این کتاب از ارزش‌های ادبی بسیار پایینی برخوردار است و منتقدان با پیش فرض با این رمان روبرو شده انداین نویسنده و منتقد یادآور شد: خالد حسینی در این رمان از امریکا بهشت موعود می سازد و تصویری خشن از افغانستان و خشونت‌های قومی ارایه می‌دهد. اما در خلال داستان هرگز،اشاره‌ای به حضور و تاثیر آمریکا در جنگ افغانستان نمی‌کندوی با انتقاد از این مطلب که در جامعه کنونی کتاب و ادبیات و سینما به عنوان ابزاری برای سیاست تبدیل شده اند،گفت:در چنین شرایطی وقتی کتابی مورد توجه سیاست‌های جامعه ای قرار می‌گیرد، تبلیغات گسترده‌ای روی آن انجام می شود و «بادبادک باز»، «خالد حسینی » نیز از این قاعده مستثنی نیستوی افزود: اگر کمی به ادبیات و نویسندگان افغانستان توجه کنیم، در می‌یابیم که نویسندگان برجسته دیگری نیز در افغانستان وجود دارند، اما به دلیل عدم تبلیغات حمایتی، آثارشان دیده نمی‌شود و در قبال آن «بادبادک‌باز» بزرگ نمایی می‌شودحسن محمودی در پایان آور شد: در چنین شرایطی باید بررسی کنیم که چرا،رمانی چون «بادبادک باز» که از سطح ادبی بالایی برخوردار نیست، از سوی  عده ای درجامعه کتاب خوان ما مورد استقبال قرار می‌گیرد؟_ امیرحسین فردی در گفت‌وگو با خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) با ابراز تاسف از واکنش های برخی از نویسندگان داخلی در قبال رمان‌هایی نازل چون "بادبادک باز" افزود: چنین نویسندگانی که به حمایت از این آثار می پردازند، علاوه بر حراج حیثیت ادبی خود از سلامت سیاسی نیز برخودار نیستند. وی افزود: رمان "بادبادک باز" به اعتراف نویسنده کتاب از اشغال نظامی آمریکا در افغانستان حمایت می‌کند و به نوعی با این عمل، فرهنگ را آلوده سیاست کرده است. وی با اشاره به لزوم برخوردهای هوشمندانه مسوولان در قبال چنین آثاری اظهار داشت: مسوولان فرهنگی می‌توانند با حمایت از آثار سالم داخلی به مقابله با چنین آثاری بپردازند. وی در پایان درون‌مایه "بادبادک باز" را حامی و در ادامه افکار و اندیشه‌های غربی توصیف کرد و انتشار این اثر را اقدامی برای تحقیر ملت افغانستان دانست._ فیروز زنوزی جلالی نویسنده ومنتقد ادبی کشورمان نیز با انتقاد از رمانهایی چون بادبادک باز که با هدف تغییرچهره پلیدسیاستهای  جنگ طلبانه آمریکا در میان مردم مشرق زمین منتشر می شوند هدف از نشر این کتاب را شستشوی فکری ادبی مردم جهان دانست.فیروز زنوزی جلالی در گفتگو با ایبنا با بیان این مطلب افزود:کشورهایی چون امریکا سرمایه گذاری فراوانی را در زمینه تا ثیرگذاری فرهنگی آغاز کرده اند وبا آلوده کردن فرهنگ به سیاست قصد دارند چهره پلید خود را در میان مردم مشرق زمین تغییر دهند.وی با اشاره به کتابهای چون بادبادک باز که آمریکا از نویسندگان آنها حمایت میکند انتشار چنین آثاری را نیازمند نظارت بیشتری از سوی نهادهای مسوول دانست.وی تاکید کرد:حمایت کنندگان از بادبادک باز با هدف تبلیغ سیاستها و ایدئولوژیهای خود دست به حمایت از چنین مجموعه هایی می زنند.*** لازم به ذکرهستش که دو بازیگر ایرانی در فیلم بادبادک باز فارستر ایفای نقش کردند. یکی "همایون ارشادی" که طعم گیلاس کیارستمی رو بازی کرده و دیگری "شهره آغداشلو" بازیگر مقیم آمریکا که گفته میشه مناسبات نزدیکی با مجامع بهایی و صهیونیستی داره.****شدم عین کیهانی ها...میخورمت..پرونده میسازم..شوخی بود نترسین من که خودم عاشق شریعتمداری و کیهان هستم و روزانه اگه یک وعده کامل کیهان نوش جان نکنم سر به بالین نمیذارم.خوش به حالم.  آیات:(1):سوره نساء.آیه141(2): سوره نساء.آیه139(3): سوره منافقون.آیه8(4):سوره نساء.آیه144 http://bahar-narenj.blogfa.com
دسته ها :
جمعه بیستم 10 1387
X