دسته
آرشیو
آمار وبلاگ
تعداد بازدید : 690965
تعداد نوشته ها : 524
تعداد نظرات : 85

Loading...
Rss
طراح قالب
GraphistThem246
بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحیمْ

از مرحوم آیة اله حاج آقا بزرگ تهرانى رحمة اله علیه (صاحب کتاب الذریعة ) نقل شده است که ایشان فرمود:
 در ایامى که طفل بودم ، مادربزرگ ((مادر پدر)) من از دنیا رفت .
 بعد از مجلس ترحیم و گذشتن چند روز از فوت آن مرحومه .

یک روز مادر من ، آلبالو پلو پخته بود. هنگام ظهر فقیرى در کوچه ها سئوال مى کرد
 و از مردم چیزى مى گرفت . مادر من هم که در مطبخ مشغول کار بود صداى آن را شنید
و براى خیرات و صدقه به روح مادر شوهرش ‍ که تازه از دنیا رفته بود، مى خواست
مقدارى از غذا به سائل بدهد ولى ظرف تمیز در دسترس نبوده ، براى آن که سائل از در منزل رد نشود،
 با عجله مقدارى از آلبالو پلو را در طشت حمام که در دسترس بود ریخت و به سائل مى داد
 و از این موضوع کسى هم خبر نداشت .

نیمه شب ، پدر من از خواب بیدار شد و مادرم از خواب بیدار کرد و گفت :
 امروز چکار کرده اى ؟ مادرم گفت : نمى دانم (مگر چه شده است )؟

پدرم گفت : الان مادرم را در خواب دیدم که گفت : از عروس خودم گلایه دارم .
 امروز آبروى مرا نزد مردگان برد، غذاى مرا در طشت حمام فرستاد. مگر امروز چه عملى انجام دادى و چکار کرده اى ؟

مادرم مى گفت : هر چه فکر کردم چیزى به نظرم نیامد. ناگهان متوجه شدم که روز گذشته مقدارى آلبالو پلو به سائل دادم
 و چون به قصد هدیه و صدقه براى روح تازه گذشته داده ام در عالم برزخ ، همان غذاى او بوده است
 و آن را به همان طریق در عالم ملکوت براى مادر شوهرم برده اند و او از این کارش گلایه مند است .

او شکوه دارد، چرا غذاى مرا که آلبالو پلو است
 و صورت ملکوتیش طبق نور مى باشد که براى روح متوفى مى برند در طشت حمام ریخته است
و اهانت به سائل ، اهانت به روح متوفى است .

دسته ها : اخبار
X