دسته
آرشیو
آمار وبلاگ
تعداد بازدید : 242
تعداد نوشته ها : 1
تعداد نظرات : 0
Rss
طراح قالب
موسسه تبیان
چه بر سر ما آمده است؟ ما را چه شده‏است؟ هنوز خوابیم یا خودمان را به خواب زده‏ایم؟ کبک‏صفتانه سرها را در برف کرده‏ایم یا گرگ‏خویانه این همه جنایت را به نظاره نشسته‏ایم؟ ما این‏قدر بی‏غیرت نبودیم.

گناه با ما چه کرده‏ است؟ گوشمان از فریاد «یا للمسلمین» پر شده ولی چشمانمان را به سادگی بر خرمن اجساد کودکان مظلوم بسته ایم. لقمه‏ی حرام چه بر سر ما آورده است؟ قوه‏ی عاقله‏مان دیگر کار نمی‏کند. واقعیت‏هایی که از مقابلمان می‏گذرد را نمی‏توانیم تجزیه و تحلیل کنیم. دیگر حرمت مال و عرض و نفس مسلم برایمان مفهومی ندارد. «من سمع منادیاً ینادی یا للمسلمین ولم‏یجبه فلیس بمسلم» برایمان بی‏معنی شده است. گویا الفاظی مانند عزت، ظلم ستیزی و غیرت هیچ مفهومی را به ذهنمان متبادر نمی‏کند. ما این‏قدر بی‏غیرت نبودیم.

 چرب و شیرین دنیا چگونه ما را به خود مشغول کرده است؟ دو دستی به زندگی خود چسبیده‏ایم و دست از وظایف اصلی‏مان کشیده‏ایم. به این روزمرّه‏گی ها عادت کرده‏ایم. تماشای روزانه‏ی صحنه‏ی قتل و غارت مسلمانان برایمان به سادگی پی‏گیری مجموعه‏های طنز نود قسمتی شده است. تعلقات پست دنیوی چگونه امانمان را بریده‏ است؟ چرا فقط در کثافات خود می‏لولیم؟ چرا بر نمی‏خیزیم؟ چرا قیام نمی‏کنیم؟ دستانمان اگر بسته است _که نیست_ دهانمان را که نبسته‏اند. فریاد که می‏توانیم بزنیم. چرا نعره نمی‏زنیم؟ چرا خاموشیم؟ چرا گریبان چاک نمی‏زنیم؟ چرا از غصّه دق نمی‏کنیم؟ آیا این همه وحشی‏گری از کندن خلخال از پای دختر یهودی کمتر است؟ آیا نباید در ادعای مسلمانی خود شک کنیم؟ پس چرا نمی‏خروشیم؟ چطور می‏توانیم سر راحت بر بالین بگذاریم در حالی که به چشم خود دیده‏ایم که دشمنان چگونه بر پیکر نیمه‏جان مجروحان فلسطینی تیر خلاص می‏زنند؟ ما این‏قدر بی‏غیرت نبودیم.




ای دانشجو! ای طلبه! برخیز؛ چه جای درنگ است؟ چه وقت استراحت است؟ خودت را به چه سرگرم کرده‏ای؟ به درست؟ به نمازت؟ به مدرک لیسانست؟ به مباحثه‏ات؟ به چه امید به کلاس می‏روی و می‏آیی؟ به چه آرزو در حجره نشسته‏ای؟ با چه هدفی مباحثه می‏کنی؟ با چه نیّتی نماز می‏گذاری؟... اگر این همه را به خیال خودت برای خدمت به اسلام انجام می‏دهی، چشمانت را باز و گوش‏هایت را تیز کن؛ ببین که چه بر سر اسلام می‏آورند و تو در خلوت عارفانه‏ی حجره‏ات نماز شب می‏گذاری! ببین که چگونه بشر و حقوق او را لگدمال می کنند و تو ساده‏لوحانه در قیل و قال مباحثه‏ات در پی اثبات مبانی حقوق بین‏المللی! 
عزیزم! برادرم! دشمن مثل من و تو بی‏کار ننشسته است. دیگر فقط کافی است سرت را از لاک خودساخته‏ات بیرون آوری تا او را ببینی. به راستی تو چه کرده‏ای؟ ای طلبه! اگر مولایت که ادّعای سربازی او را داری از تو سوال کند که در برابر این همه ظلم و جنایت چه کرده‏ای چه پاسخی داری؟ آیا خواهی توانست پیش روی او سربلند و با افتخار بایستی و بگویی به وظیفه‏ات عمل کرده‏ای؟ سکوت امروز من و تو مایه‏ی ننگ ابدی و شرم همیشگی‏مان نزد او خواهد شد.
نمی‏گویم درس و بحثت را تعطیل کن؛‏ که می‏گویم خوب درس بخوان و خوب مباحثه کن. اهل تهجّد و مستحبّات هم باش؛ اما واجباتت را هم فراموش نکن. امروز دست به قلم بردن و با سلاح قلم به جهاد برخاستن بر من و تو واجب است. «کونوا للظالم خصماً و للمظلوم عوناً» امروز باید اثبات کنیم که دشمن ظالم و یاور مظلومانیم. امروز روز فریاد است؛ روز قلم است؛ روز امتحان و آزمایش من و توست.
شاید فردا فرصتی برای جبران کم کاری هایمان به دست نیاوریم...

 

برگرفته از وبلاگ http://mojahedat.parsiblog.com/  نوشته ی سید کمیل

 


دسته ها :
دوشنبه نهم 10 1387
X