صفحه ها
دسته
آرشیو
آمار وبلاگ
تعداد بازدید : 9640
تعداد نوشته ها : 53
تعداد نظرات : 0
Rss
طراح قالب
موسسه تبیان

خیابان خواب ها

باز بوی باورم خاکستریست

واژه های دفترم خاکستریست

پیش از اینها حال دیگر داشتم

هرچه میگفتند باور داشتم

ما به رنگی ساده عادت داشتیم

ریشه در گنج قناعت داشتیم

پیرها زهر هلاهل خورده اند

عشق ورزان مهر باطل خورده اند

باز هم بحث عقیل و مرتضی ست

آهن تفتیده ی مولا کجاست

نه فقط حرفی از آهن مانده است

شمع بیت المال روشن مانده است

با خودم گفتم تو عاشق نیستی

آگه از سرّ شقایق نیستی

غرق در دریا شدن کار تو نیست

شیعه مولا شدن کارتو نیست

بین جمع ایستاده بر نماز

ابن ملجم ها فراوانند باز

خواستم چیزی بگویم د یر شد

واژه هایم طعمه ی تکفیر شد

قصه ی نا گفته بسیار است باز

دردها خروار خروار است باز

دستهارا باز در شبهای سرد

ها کنید ای کودکان دوره گرد

مژدگانی ای خیابان خوابها

می رسد ته مانده ی بشقابها

سر به لاک خویش بردیم ای دریغ

نان به نرخ روز خوردیم ای دریغ

قصّه های خوب رفت از یادها

بی خبر ماند یم از بنیادها

صحبت از عدل و عدالت نابجاست

سود در بازار ابن الو قتهاست

گفته ام من دردها را بارها

خسته ام خسته از این تکرارها

ای که می آیدصدای گریه ات

نیمه شبها از پس د یوار ها

گیر خواهد کرد روزی روزیت

در گلوی مال مردم خوارها

من به در گفتم ولیکن بشنو ند

نکته ها را مو به مو دیوارها


دسته ها :
شنبه جهاردهم 6 1388
X