دسته
جك وSMS
ستاره ها
ايرانشناسي
مهدويت
خبر گزاري مهدي فخر در شهر ستان ها
كرمان شناسي
بهترين مطالب
آموزش گام به گام تنیس
آرشیو
آمار وبلاگ
تعداد بازدید : 100427
تعداد نوشته ها : 695
تعداد نظرات : 58
Rss
طراح قالب
یه روز تو جزیرة آدمخوارها یه پدر و پسر که گشنگی بهشون فشار آورده بود راه می افتن برای شکار انشان ، بلکه چیزی گیر بیارن . بعد از کلی گشتن بالاخره یه آدمیزاده پیدا میکنن.
اونم چی یه دختر ترگل مرگل و خوشگل ،
پسره میگه بابا بزن .
پدره نیزه اش رو در میاره و هدف میگیره .هی نیزش رو عقب جلو میکنه ولی نمی زنه .
پسره می گه بابا پس چرا نمی زنیش .
بابا میگه : پسرم چشوره اینو ببریم خونه و بجاش مامانتو بخوریم .

دسته ها :
سه شنبه پانزدهم 11 1387
X