معرفی وبلاگ
دسته
لینکستان
آرشیو
آمار وبلاگ
تعداد بازدید : 48208
تعداد نوشته ها : 119
تعداد نظرات : 1
Rss
طراح قالب
وحيد اسدي
داستان "ماهی کوچولو" از این به بعد سعی میکنم داستانای سیاسی-اجتماعی هم قرار بدم این یکی کار خودمه البته دیگه ببخشید قدرت نویسندگیم زیاد خوب نیست به هر حال یه چیز نوشتیم که از بی کاری در بیاییم!میگن اون روزا که دریا پر تلاتم بود و خیلی درگیری داشت یه ماهی کوچولوی مهربون که هیچی از خیانت و دشمنی نمیدونست بود اون همه رو دوست داشت یکی از شخصیت های ویژه دریا بود اون که دنیا رو میگشت تا زندگی سالم برای تمام موجودات راه بنداز ولی این ماهی کوچولو تو رویاهاش سیر میکرد این خاطرات رو واقعی نبود دوست داشت اینی که تو خیالش بوده باشه ولی کم کم که بزرگتر شد پاش تو جامعه باز شد فهمید این خیالات
چهارشنبه 1388/5/7 19:19
" شبی یــــاد دارم که چشمم نخفت "شنیدم کـه یک  لامپ با  شمع گفت :که ای آنکه خامـــــــوش روی رفینباشد از این پس تـــــو را مصرفیبه هر خانه ای پرتــــــو افشان منمبه ظلمات شب مــــــاه رخشان منمز " نیرو " مـرا برق ارزانی استاز آنرو مــــــرا روی نورانی استدرخشنده چـــــــون اختری روشنممنم روشنی بخش شبهــــــــــا منمتو خاموش، از هرکجــــا رانده ایفــراموش ، در گوشه ای مانده ایدگر دوره ی تو به سر آمـده استکه لامپی چو من در نظر آمده استحساب مـن ای شمـع با تو جـداستکه یک لامپ را با تو بس فرقهاستدر این بین تا صحبت از فرق رفتز اقبـــــ
دسته ها : فرهنگ و ادب
جمعه 1388/4/19 17:51
ای نامـه که می روی به سویش               صد سال دگـــر رسی به کویش!کز طا لــــــع نا مبــــارک تست               افکنده شدی به باجـــه ی پست!صد ســـــال دگر عزیز جانــــم!                ـ البته " اگر" عزیز جانـــــــم! ـبر دست مبارکش رسیـــــــــدی                یک شمّه بگـــــو از آنچه دیـ
دسته ها : فرهنگ و ادب
جمعه 1388/4/19 17:48
 برشته شد تنـــــــــــم از فرط گرما !دمت سرد ای کولر  !! لطفی بفرما!ز بی پولان بگیـــــــــر اینک سراغیمزیّن کن اتــــــــــــــــاق خانه ی ما!                ********ز گرمــــا گشته ام بی تاب و بی حالمرا نه " آبسال" است و نه " جنرال"!تــو گویی چــــــــاره ای جز این ندارمکه شبهـــــــــا را بخوابم توی یخچال!              ******* تن از فرط عــــــــرق گویی لب جوست!از آنرو آبـپـــــز گشته مــــــــــ
دسته ها : فرهنگ و ادب
جمعه 1388/4/19 17:43
پر می کشد همیشه دلــم در هوا ی مرغ! جانـــم به لب رسید که جانم فـــدای مرغ! در ویترین مرغفروشی خـــورد چو تیـــــر قبل از جمال مرغ به چشمم بهــــای مرغ! گر بر حقوق مــــــــــن نفزایند...وای من! گر از بهــــای مـــرغ بکاهند...وای مرغ! از گوشت ران وسینـــه ی او دم نمی زنم جایی که دست من نرسد جز به پای مرغ! امروزه خلق را همه با مرغ نسبتی است خرپــــول مرغ دارد ومن اشتهــــای مرغ! اشکم شود روان چو به سفره نظـــر کنم توی خورشت آخ...چه پیداست جای مرغ! حتی کلاغ در نظـــــــــرم مــــرغ می شود چون من مبـــــــاد هیچکسی مبتلای مرغ! هرشب گرسنه با غم او تا روم به خـواب پیچد به گوش خسته ی من قد- قدای مر
دسته ها : فرهنگ و ادب
جمعه 1388/4/19 17:39
یکی داره اندازه ی یه دنیانمیدونه چیکار کنه به مولایکی داره جون میده و میمیرهاون یکی تازه اول غرورهچه جالبه رسم و رسوم الآنتوقع ها رفته به عرش اعلاءگذشته و خاطره های دیروزصفا و مهر ایزدیه پیروزنمی دونم تو فکر ما چی هستشنگاهی کن اون یکی خون دستشبه قتل و کشتار تو این زمونهنه اکتفا می کنیم و بهونهنه فکرمون می گرده توی دنیانه زندگی می کنیم توی رویااینا همش درد و بهونه هامهسنگینه مونده رو شونه هامهیکی فقط می خوره و میخوبه(1)یکی دیگه سگ دو زدن میدونهیکی تو این خونه خرابه هائهیکی تو کاخ و برزن و خیالهیه گوشه افتاده کنار جادهیکی که درگیر ش
شنبه 1388/4/13 17:50
تو کیستی که ز دستت بهار می ریزد بهار در قدمت برگ و بار می ریزد ز چشم گرم تو خورشید نور می گیرد چو مهر روی تو بر شام تار می ریزد به زیر پای تو ای یاس گلشن یاسین نسیم عشق، گل انتظار می ریزد چو عطر آمدنت را به سینه می کارم ز روی آیینه دل غبار می ریزد به باغ، حضرت گل دست و روی می شوید چو طرح یاد تو در جویبار می ریزد نگاه عاطفه از بس به انتظار نشست ز دست هر مژه اش آبشار می ریزد چراغ گل به شبستان باغ می تابد چو اشک شوق تو بر لاله زار می ریزد تو سر رسیدی و از شوق گیسوان درخت به روی آیینه چشمه سار می ریزد شمیم نام تو وقتی سفر کند با باد گلاب از نفس روزگار می ریزد غلامرضا شکوهی--روزن
دسته ها : فرهنگ و ادب
شنبه 1388/4/13 10:54
بسم الله الرحمن الرحیم ای تنهای من! ای گم شده جهان! ای مرغ پر و بال شکسته! ای طایر بلند پرواز قدس! سرود تنهایی من نثار تو باد من نیز طایر قدسم که در این خراب آباد گرفتار آمده ام مرغی پر و بال شکسته ام که در وادی عدم گم گشته ام آتشی مقدس در قلبم زبانه می کشد روحم به امید معراج به پرواز در می آید می جوشم می خروشم. (1) به روح مطهر شهید عشق، دکتر مصطفی چمران قنوت عارفانه تو را در ارتفاع عشق دیدم دو دستت در قنوتی عارفانه لبانت گرم گلبانگ مناجات به کوی وصل می رفتی شبانه تو را دیدم به نرمی چون کبوتر به بام عشق و خون، پر می کشیدی سوار باه معراج بودی سبوی نور را سر می کشیدی تو
دسته ها : فرهنگ و ادب
شنبه 1388/4/13 10:45
بسم الله الرحمن الرحیم کبود سودابه مهیجی هوهو... بگو با بادهای بی خبر مانده بغض کبود یک کبوتر پشت در مانده سنگی به پرواز بلندش آنچنان خورده است کز او فقط در آشیان، یک مشت پَر مانده هوهو... بگو بادی که سیلی کوفت بر این در بر صورت تاریخ از انگشتش اثر مانده این بیشه آتش گرفته پس چرا سبز است؟ خونی به رگ های پر از زخمش مگر مانده؟ نه! تک درخت لاغر قصه نمی میرد بر شاخه هایش گر چه ردّی از تبر مانده با این شب هیزم شکن تنها بگو خوش باش اندازه یک سرو دیگر تا سحر مانده با «در» بگو تا بشنود «دیوار» هم آری! مردی هنوز از نسل شمشیر دوسر مانده... پیراهن سرخ امیر ا
دسته ها : فرهنگ و ادب
شنبه 1388/4/13 10:41
فلسفه هنر به تبیین مبادی و مبانی غیرهنری هنر یا به تعبیر دیگر به تبیین مبادی فلسفی هنر می پردازد. هر چند فلاسفه اسلامی بخش مستقلی را در آثار خود به فلسفه هنر اختصاص نداده اند، اما به طور پراکنده در لابلای مباحث گوناگون به طرح مباحثی پرداخته اند که در قالب فلسفه هنر می گنجد. چنانچه در مورد معرفت شناسی و فلسفه علم هم وضع به همین منوال است. یکی از مباحث محوری در فلسفه هنر بحث زیبایی است. فیلسوفان اسلامی تعاریف و دیدگاه های ویژه درباره زیبایی دارند به عقیده حکمای اسلامی زیبایی های موجود در این عالم جلوه های ناقص و مقیدی از زیبایی مطلق یعنی حق تعالی هستند. دومین بحث محوری در فلسفه هنر، نقش خیال در
دسته ها : فرهنگ و ادب
شنبه 1388/4/13 10:39
رادیوی اتوبوس که بلندگویش درست بالای سرمان بود، اعلام کرد؛ دو نفر به اتهام کلاهبرداری و اختلاس 200 میلیارد تومان دستگیر شده‌اند و به هشت سال حبس تعزیری محکوم شده‌اند. رقم بالایی بود. چند نفری که بالای سر ما آویزان میله‌ها بودند؛ زیر لب نوچ نوچی کردند، دو سه نفری هم سرهای مبارک را روی گردن‌ها لغزشی دادند و اوج تاسف خود را ابراز کردند. فقط جوان محترمی که کنار من نشسته بود واکنشی نشان نداد؛ چون خواب بود. پیرمردی که روی یکی از دو صندلی روبروی من و جوان خواب نشسته بود، اشاره‌ای به من کرد و پرسید: گفت دویست میلیارد تومن‌! نه؟! درست می‌گم؟ به تومن گفت!؟ گفتم: بله
دسته ها : فرهنگ و ادب
شنبه 1388/4/13 10:37
هنر معنوی در آئینه تحلیل رهبر معظم انقلاببرای من فرصت باارزشی بود؛ نه فقط به خاطر اینکه حقایقی را در باب مسائل گوناگون مربوط به هنر و جامعه هنرمندان از زبان خود آنها شنیدم؛ بلکه علاوه بر این، به خاطر این که جلسه ما نشان دهنده این است که برخلاف تصور بعضی از دوستان، فرهنگ و هنر و ادب در کشور به هیچ وجه در حاشیه قرار ندارد؛ بلکه کاملاً در متن است .مسأله هنر و هنرمند، جزو مسائلی است که هم ظریف است، هم به شدت حساس و دقیق است و مرزهای دشواری در این زمینه وجود دارد. اگر ما به این مرزها بی توجه باشیم، ممکن است خطا کنیم و برخلاف آنچه که شایسته است، عمل نماییم؛ البته این مربوط به ماست. سخن درباره م
دسته ها : فرهنگ و ادب
شنبه 1388/4/13 10:32
بسم الله الرحمن الرحیم وقتی رفت طیبه رئیسی باغی ستاره در ردایش بود وقتی رفت فریاد خلقی در صدایش بود وقتی رفت آن شب که چشم آسمان یک ریز می بارید آواز باران در عزایش بود وقتی رفت خورشید، سرد و خسته و تن ها به خود لرزید در آسمان ها جای پایش بود وقتی رفت بر بال های باد، در هفت آسمان تا عشق بال ملائک ناخدایش بود وقتی رفت ای کاش برمی گشت و ما را در غمش می دید فرشی ز دل ها زیر پایش بود وقتی رفت عزادار آن روز دیدی عشق با یاران چه می کرد با شوره زار چشم ها باران چه می کرد دیدی زلال چشم مست آسمانیش با جان خاک آلود هشیاران چه می کرد بیداری اش آشوب خواب مردگان بود هم خواب او
دسته ها : فرهنگ و ادب
شنبه 1388/4/13 10:2
آن شب برفی ساعت چهار بعد از ظهر روز سه شنبه بود. برف شدیدى مى‏بارید. محوطه دانشگاه یکپارچه سفید شده بود. بر خلاف روزهاى گذشته، سکوتى رمز آلود بر خوابگاه حکمفرما بود. علیرغم علاقه فراوان به خاطر بارش برف و طولانى بودن مسیر، از مسافرت به شهرستان صرف نظر کردم. در ضمن این ایّام براى آماده شدن جهت امتحانات پایان ترم مناسب بود. پس از خداحافظى با جمعى از دوستان، آهسته آهسته وارد خوابگاه شدم و کنار پنجره روى تخت نشستم. راستى بارش برف چه زیبا و نشاط آور است. دانه‏هاى برف که رقص کنان بر زمین مى‏نشینند، انسان را در فضاى بى‏کران خیال از این سو به آن سو مى‏برند. در همین رؤیاها غرق ب
دسته ها : فرهنگ و ادب
شنبه 1388/4/13 3:46
رسولُ اللّه‏ِ صلى‏الله‏علیه‏و‏آله : فاطمةُ أعزُّ النّاسِ علَیَّ فاطمه عزیزترین فرد براى من است . میزان الحکمة : ح 1157رسولُ اللّه‏ِ صلى‏الله‏علیه‏و‏آله : فاطمةُ بَضْعَةٌ مِنّی ، مَن سَرَّها فقد سَرَّنی ومَن ساءها فقد ساءنی فاطمه پاره تن من است هر که او را ناراحت کند مرا ناراحت ساخته است . میزان الحکمة : ح 1157رسولُ اللّه‏ِ صلى‏الله‏علیه‏و‏آله : إنّ اللّه‏َ لَیَغضَبُ لِغَضَبِ فاطمةَ ، ویَرضى لِرِضاها خداوند با خشم فاطمه خشمناک و با خوشنودى او خشنود مى‏شود . میزان الحکمة : ح 1164رسولُ اللّه‏ِ صلى‏الله‏علیه&rlm
دسته ها : حدیث و معرفت
شنبه 1388/4/13 3:43
X