هاپکیدو در ابتدا در کشور کره و توسط بودائیان متعصب متولد گردید.
تکنیک های هاپکیدو در آغاز توسط افراد خانواده های سلطنتی و اشرافزادگان به عنوان راهی برای دفاع شخصی و حفظ امنیت فردی مورد استفاده قرار می گرفت. بر خلاف بسیاری دیگر از هنرهای رزمی، هاپکیدو به صورت کلی و عمومی تمرین نمی شده و یا شناخته شده نبوده است. یک استاد بزرگ رشته هاپکیدو Su-san نام داشته و به هنرآموزان این سبک رزمی را آموزش می داده است.
این تکنیک ها، در دوران انقراض سلطنت Imjinwae Ran مورد استفاده قرار می گرفته اند و در طول بسیاری از دوره های حکومتی محبوبیت داشته اند، اما با از بین رفتن قوانین بودائی و جایگزین شدن دوره کنفوسیوس در کره، این سبک، اندک اندک دوره سقوط را پیمود، زیرا کنفوسیوس به نیروی انضباط روحی و دانش بیش از نیروی جسمانی اهمیت می داد و بنابراین با ممنوع شدن آموزش این سبک به هنرجویان، اشرافزادگان و اساتید و خانواده های ثروتمند کره ای بدون اطلاع مقامات دولتی به آموزش و تمرین این رشته در خانه های خود می پرداختند.
سالها بعد، هاپکیدو توسط پدر این رشته یعنی چوی، ( 1986-1904 ) مجدداً به علاقمندان رشته های رزمی معرفی گردید. والدین یانگ خیلی زود و در حالی که او تنها نه سال سن داشت از دنیا رفتند و سپس او زیر نظر استادی به نام Takeda نزدیک به چهل سال به تعلیم و آموزش هاپکیدو پرداخت. وشیبا که پایه گذار سبک آی کی دو محسوب می شود، از شاگردان Takeda بودند. سبک های هاپکیدو و آیکیدو هر دو نقاط تشابه بسیار زیادی با سبک جوجیتسو دارند، بنابراین Yong Sool Choi بعد از مرگ تاکدا به کره برگشت و شروع به آموختن هنرهای رزمی کره ای کرد. یکی از شاگردان Choi به نام Yi hanjae، بعد از پایان دوره تحصیل در مدرسه Choi، مدرسه ای تأسیس کرد و به آموزش هاپکیدو به جوانان پرداخت.
از آن زمان به بعد، سبک هاپکیدو تحت تأثیر هنرهای رزمی Tang Soo Do و Taekgon قرار گرفت.
امروزه، ارگان های دولتی، مدرسه های نظامی و ارتشی، به آموزش هاپکیدو به شاگردان خود می پردازد و در حال حاضر نزدیک به یک میلیون نفر در سراسر کره به این ورزش اشتغال دارند. در ایالات متحده آلمان، کانادا، اسپانیا، آرژانتین، مکزیک، برزیل، چین، فرانسه و ایران مدارس هاپکیدو به صورت جداگانه و رسمی به فعالیت مشغول هستند

هاپکیدو نام یکی از ورزش‌های رزمی کره‌ای است . این ورزش گونه‌ای دفاع شخصی است . نام هاپکیدو به معنی " پیوستن راه انرژی " است و مفهوم آن را می‌توان به صورت " راه هماهنگ سازی انرژی درونی " بیان کرد . تاریخ هاپکیدو تا اندازه‌ای نامشخص است ولی منابع کره‌ای آن را به دو کره‌ای به نام‌های « چوی یونگ سول » و « جی هان جِی » نسبت می‌‌دهند . این ورزش رزمی شامل موارد زیر است : ضربات دست و پا _ دفاع شخصی _ مبارزات که شامل ضربات دست و پا و قفل مفاصل می‌‌باشد _ سلاح‌های سرد _ افت‌ها وحرکات آکروباتیک _ حرکات تنفسی

هاپکیدو ( Hapkido  ) یک سیستم کامل دفاع شخصی محسوب می شود که با ترکیبی از فنون Aikido و Jujitsu ( شیوه های قفل مفصلی و پرتاب ) و تکنیک های لگد زدن به سبک Taekuondo در چین پایه ریزی گردیده است . در هاپکیدو هم فنون ملایم و هم فنون سخت دیده می شوند .


از آن زمان به بعد ، سبک هاپکیدو تحت تأثیر هنرهای رزمی Tang Soo Do و Taekgon قرار گرفت .
امروزه ، ارگان های دولتی ، مدرسه های نظامی و ارتشی ، به آموزش هاپکیدو به شاگردان خود می پردازد و در حال حاضر نزدیک به یک میلیون نفر در سراسر کره به این ورزش اشتغال دارند . در ایالات متحده ،  آلمان ، کانادا ، اسپانیا ، آرژانتین ، مکزیک ، برزیل ، چین ، فرانسه و ایران مدارس هاپکیدو به صورت جداگانه و رسمی به فعالیت مشغول هستند .

((ویژگی تکنیکهای هاپکیدو مطابق علم بیو مکانیک و استفاده ازسایر علوم ورزشی است ، مناسب ترین کلام را که میتوان درمورد هاپکیدو بیان نمود این است که بگوییم نیرومند ترین ، بلند قد ترین ، چاق ترین و ماهر ترین افراد را می توان با کمترین نیرو و با استفاده مضاعف از نیروی مهاجم و کوتاه ترین زمان به درگیری خاتمه داد .))
جاذبه های هاپکیدو را نمی توان در چند جمله فوق بیان نمود ، به عبارتی همان گونه که همواره در بسیاری از هنرهای رزمی شاهد ضعف های جسمانی افراد حتی تا سطح پیشرفته هستیم ، بدنسازی کلاسه شده علمی هاپکیدو از این ضعف برخوردار نبوده و برای جبران این ضعف میتوان به همه رزمی کاران سبکهای معتبرجهانی توصیه نمود که در این کلاسها شرکت نمایند .
هاپکیدو در هر جلسه تمرینی وعملی شاهد بخش های متنوع و گوناگون سازندگی اعم از بدنسازی ، ضربات دست و پا ، تمرکز، تکنیکهای قفل مفصلی ، پرتاب و انواع سلاح سرد و غیره می باشد در این سبک هنرجو همچون سایر رشته های رزمی دارای درجه بندی یا رتبه کمربند از سفید تا مشکی (  دان1 الی ... ) می باشد .

 

 

 

 

دسته ها :
روان‌شناسی علم مطالعه رفتار و فرایندهای ذهنی است. در یک تعریف ساختار شکن روانشناسی کشف دروغ‌هائی است که به خود می‌گوییم."روانشناسی" یک رشته دانشگاهی و کاربردی است که شامل مطالعه بر روی ذهن، مغز، و رفتار انسان می شود. همچنین روانشناسی اشاره به کاربرد چنین علمی در زمینه های مختلف فعالیت انسانی، شامل مشکلات زندگی روزمره فردی و درمان بیماری های ذهنی دارد.روانشناسی متفاوت از علومی همچون انسان شناسی، اقتصاد، علوم سیاسی و جامعه شناسی است که در جستجوی راه های توضیح روش های ذهنی و رفتار فردی هستند. روانشناسی همچنین از علومی همانند زیست شناسی و عصب شناسی بطریقی که ابتدا" به تعاملات روش های ذهنی و رفتاری و روش های کلی یک سیستم، و نه انحصارا" در ذات روش های زیست شناسی و عصبی می پردازند، تفاوت دارد. اگرچه یک رشته زیر مجموعه بنام روانشناسی عصب شناسی مطالعات فرآیند واقعی اعصاب با مطالعات تاثیرات ذهنی که محصول ذهنی آن است را با هم ترکیب می سازد. بهر حال، روانشناسی زیست شناسی یعنی مطالعه علمی پایه های زیستی رفتار و حالات ذهنی، زیر مجموعه ای از زیست شناسی و روانشناسی بحساب می آید که در ارتباط با این تاثیرات ذهنی می باشد.تاریخچهیک فیلسوف تحصیل کرده آلمانی بنام رادولف گوسلنیوس ابداع کننده اصطلاح "روانشناسی" است (1950). معنی ریشه کلمه روانشناسی از کلمه (روان) بمعنای "روان در زبان یونانی است و روانشناسی را گاهی اوقات بعنوان علم مطالعه روح (از جنبه مذهبی این اصطلاح) در نظر میگیرند. روانشناسی بعنوان یک راه درمان را می توان در نوشتار توماس ویلیز بنام ("دکترین روح) که اشاره به روانشناسی دارد، یافت. این نوشتار در رابطه با عملکرد مغز و به منزله جزئی از روش های درمانی کالبد شناسی او به سال 1672 با نام "دی انیما بروتروم" (دو سخنرانی در باره روان ها و حیوان صفتی") می باشد.تا حدود اواخر قرن نوزدهم، روانشناسی بعنوان شاخه ای از علم فلسفه شناخته می شد. و همچنین بعنوان یک کیش در برخی فرهنگ ها در نظر گرفته می شد که شامل تهاجم افکار و نابودی یگانگی درونی می گردید.
در سال
1879 شخصی بنام ویلهلم وندت (که به پدر روانشناسی نیز معروف است) اقدام به تاسیس یک لابراتوار در دانشگاه شهر لایپزیک آلمان نمود که تمرکز اصلی آن بروی مطالعات روانشناسی قرار داشت. در سال 1890 ویلیام جیمز درکتاب خود با نام "اصول روانشناسی به بسیاری از سوالات مطروحه در باب بنیاد های روانشناسی که تا سالها بعد توسط روانشناسان مطرح گردیدند، پاسخ داد. از دیگر افراد مطرح در این رشته هرمن ابینگواس (پیشتاز تحقیقات حافظه)، دانشمند روسی با نام ایوان پاولف (شخصی که مبتکر فرآیند یادگیری شرطی شدن کلاسیک است) می باشند.
در همین حال، شخصی بنام
زیگموند فروید که تحصیل کرده رشته اعصاب شناسی بوده و آموزش رسمی در خصوص روانشناسی ندیده بود، روش روان درمانی را ابداع و مورد استفاده قرار داد که بنام تجزیه و تحلیل روحی شناخته می شود. شناخت فروید از ذهن بطور گسترده بر پایه روش های تفسیری و درون گرائی است. ولی تمرکز خاص آن بروی حل مشکلات روان پریشی و آسیب شناسی روانی قرار دارد. تئوری های فروید بسیار مشهور گردیدند دلیل این معروفیت احتمالا بخاطر در گیر بودن آن با موضوعاتی از قبیل جنسیت و سرکوب بعنوان جوانب عمومی توسعه روانشناسی می باشد. در آن زمان، این مسائل بصورت عمده بعنوان موضوعات ممنوعه در نظر گرفته می شدند. و فروید مبدلی فراهم آورد که بتوان راجع به این مسائل بطور باز در مجامع مبادی آداب بحث و گفتگو نمود. اگرچه در روانشناسی امروزی، تئوری های فروید اساسا مورد توجه نیستند ولی کاربرد خاص او در تبدیل روانشناسی به موضوعی کلینیکی بسیار تاثیر گذار بود.
بعنوان بخشی از عکس العمل نسبت به طبیعت فردی و درون نگر روانشناسی و وابستگی انحصاری آن به جمع آوری مجدد تجارب مبهم و دوردست کودکی، مکتب
رفتار گرائی بمنزله روش راهنمائی تئوری روانشناسی معروف گردید. روانشناسانی از قبیل جان بی. واتسون، ادوارد تورندیک و بی. اف. اسکینر بعنوان پیشتازان این مکتب بودند. رفتار گرایان اعتقاد داشتند که روانشناسی باید تبدیل به علم رفتار شناسی گردد و نه ذهن. آنها این نظر را که وضعیت های درون ذهنی مانند اعتقادات، تمایلات یا اهداف را می توان بصورت علمی مورد تحقیق قرار داد را رد نمودند. در سال (1913) واتسون در نوشتاری با نام "روانشناسی از دیدگاه رفتار گرا" اظهار داشت که روانشناسی " رشته ای کاملا تجربی از علوم طبیعی است،""اشکال درون گرائی از اجزای لازم این روش ها محسوب نمی گردند" و اینکه "رفتار گرایان مرزی بین انسان و حیوان صفتی قائل نیستند."

مقدمه

رشته‌ای کاملاً کاربردی و البته منزوی و متاسفانه به باور بعضی‌ غیر ضروری! زندگی یعنی نحوه درک و فهم ما از محیط و عکس‌العمل و رفتار ما در برابر آن.

روانشناس به بررسی نحوه ادراک محیط توسط موجود زنده یعنی ما دانش‌آموزان از محیط خود و چگونگی رفتار ما در شرایط خاص می پردازد.گرچه موجود زنده شامل غیر انسان نیز می‌شود ولی هدف اصلی این رشته بررسی وضعیت انسان است.

تعریف

روانشناسی، علم کاربردی مطالعه رفتار و فرایندهای ذهنی بر اساس یافته‌های علمی و تحقیق شده می‌باشد. رفتار به فعالیت‌ها و اعمالی اشاره دارد که قابل مشاهده و قابل اندازه گیری می‌باشند، مانند صحبت کردن و راه رفتن، اما فرایندهای ذهنی به اعمال و فرایند‌هایی اشاره دارد که به صورت مستقیم قابل دیدن و درک کردن نیست و نمود آنها را می‌توان در رفتار و دیگر فرایند‌ها مشاهده کرد، مانند تفکر و یا هیجان و ترس. امروزه، روانشناسی از سنین خردسالی و نوجوانی گذشته و پا به مرحله جوانی و بزرگسالی گذاشته است و به درجه‎ای از ثبات و استحکام رسیده است (شاملو، 1370).

روانشناسی

روانشناسی با در نظر گرفتن نیازهای طبیعی انسان و درک روح زمان ، به عنوان پرچمدار مطالعه پیچیدگی‎های بشر امروز است. در یک تعریف ساختار شکن از روان شناسی، «روان شناسی عبارت از کشف دروغهایی است که به خود می گوییم و همچنین تعیین حد و مرز راست هاست» در این تعریف انسان موجودی است که نخست باید خود را فتح کند. در نتیجه صداقت تمام عیار با خود پایه روان شناسی است. این تعریف روان شناسی را با خود شناسی پیوند می زند.

گرایشها

روانشناسی رشته نسبتا جدیدی است که هنوز مراحل تکاملی را می گذراند. با وجودی که انجمن روان شناسی آمریکا تا کنون 53 زمینه مختلف روانشناسی را شناسایی کرده است، اما به دلیل تنوع رفتارهای انسانی، زمینه های تازه به طور مستمر در حال پدید آمدن هستند.

به دلیل آنکه روانشناسی با موضوعات دیگری از قبیل زیست شناسی، فلسفه، انسان شناسی و جامعه شناسی نیز ارتباط دارد، شاخه های جدید پژوهشی و کاربردی به طور مستمر در حال شکل گیری است.

برخی از رشته های روانشناسی هم اکنون کاملا جا افتاده اند و بسیاری از دانشگاه ها به ارائه دوره های آموزشی و مدرک دانشگاهی در آنها می پردازند.

این رشته ها شامل موارد زیر است:

روانشناسی کودکان استثنایی:

شاخه‌ای از دانش روانشناسی است که به تعریف کلیه مسایل مربوط به کودکان استثنایی از گستره کودکان تیزهوش تا کودکان عقب مانده ذهنی، کودکان نابینا و کم بینا، کودکان ناشنوا و کم شنوا، کودکان دارای ناتوانی های تکلمی، و کودکان دارای ناتوانی های حرکتی و ذهنی، و تمامی امور و تعاریف مربوط به پیشگیری و شناخت و آموزش این کودکان می‌پردازد.

روانشناسی بالینی:

روانشناسی بالینی شاخه‌ای از روان‌شناسی است که به درک، پیش بینی و درمان نابهنجاری، ناتوانی و آشفتگی‌های شناختی، هیجانی، زیست شناختی، روان شناختی، اجتماعی و رفتاری کمک می‌کند و در گستره وسیعی از جمعیتهای در جستجوی درمان کاربرد دارد. نقش‌های شش گانه آن عبارت است از: ارزیابی و تشخیص، مداخله و درمان، مشاوره، آموزش و نظارت بر کار رواندرمانگر‌ها، پژوهش و مدیریت. غالب کارهای روانشناس بالینی در راستای درمان و تشخیص، آموزش و پژوهش است.

روانشناسی

زیست روانشناسی:

زیست روان‌شناسی شاخه‌ای از روان‌شناسی است که به تحلیل چگونگی تاثیر مغز و انتقال دهنده‌های عصبی بر رفتارها، افکار و احساسات می‌پردازد. این رشته را می‌توان به صورت ترکیبی از روان‌شناسی پایه و علم اعصاب در نظر گرفت. این رشته با نام‌های دیگری چون روان‌شناسی زیست شناختی، روان‌شناسی فیزیولوژیک و علم اعصاب رفتاری نیز شناخته می‌شود. زیست روان‌شناسان به بررسی چگونگی تعامل فرایندهای زیست‌شناختی با هیجانات، شناخت‌ها و سایر فرایندهای ذهنی می‌پردازند. رشته زیست روان‌شناسی با رشته‌های دیگری چون روان‌شناسی تطبیقی و روان‌شناسی تکاملی ارتباط دارد.

روانشناسی رشد:

روانشناسی رشد شاخه‌ای از علم روان‌شناسی ‌است که به توصیف و تبیین تغییرات در طول زندگی فرد می‌پردازد و از رشته‌های مختلف زیست‌شناسی، جامعه‌شناسی، تعلیم و تربیت و پزشکی کمک می‌گیرد. اگر چه روان‌شناسی رشد به تمام مراحل زندگی انسان از تولد تا مرگ می‌پردازد، اما بر کودکی و نوجوانی تأکید دارد.

روانشناسی قانونی:

روانشناسی و پزشکی قانونی در مراحل رشد و تحول خود به اهداف یکدیگر نزدیک شده‌اند. در واقع هر دو رشته با مساله انحراف اجتماعی سر و کار دارند که موجب ایجاد امنیت در جامعه می‌شوند. روانشناسی قانونی به بررسی علل رفتار فردی و تغییر این رفتارها در حیطه قانون می‌پردازد و تلاش می‌کند رفتارهایی که از لحاظ قانونی نابهنجار بشمار می‌روند مورد بررسی و تفحص قرار دهد.

روانشناسی مدرسه:

روانشناسان مدرسه در داخل سیستم آموزشی کار می‌کنند و به دانش‌آموزان در زمینه‌های هیجانی، اجتماعی و تحصیلی کمک می‌کنند. هدف روان‌شناسی مدرسه، همکاری با اولیاء، معلمان و دانش‌آموزان در جهت ایجاد یک محیط آموزشی سالم با تمرکز بر نیازهای دانش‌آموزان است.

روان‌شناسی مدرسه یک حرفه ی نسبتاً جدید است. انجمن ملی روان‌شناسی مدرسه (NASP) در آمریکا در سال 1968 تأسیس شد و این رشته به طور رسمی به عنوان یک تخصص دکتری توسط انجمن روان‌شناسی آمریکا (APA) شناخته شد. در سال 2002، روان‌شناسی مدرسه یکی از 10 حرفه پرطرفدار در آمریکا بوده و تقاضا برای روان‌شناسان مدرسه همچنان رو به افزایش است.

روانشناسی صنعتی-سازمانی:

یکی از شاخه‌های جدید علم ومعرفت که مساله نیروی انسانی ودیگر جنبه‌های مربوط دنیای کار را در کانون توجه خود دارد،روان شناسی صنعتی وسازمانی است. این شاخه از دانش مطالعه علمی رابطه میان انسان ودنیای کار را وجهه همت خود قرار داده است. در واقع ،کاربرد و بسط وگسترش اصول روانشناسی است به مسایلی که انسان در تجارت و صناعت با آنها دست به گریبان است. از آنجا که شاخه روانشناسی صنعتی و سازمانی یکی از شاخه‌های کاربردی و فعال رشته مهم روانشناسی است و همچنین کشور نیز در آستانه توسعه اقتصادی و صنعتی است لذا استفاده از خدمات مشاوره روانشناسی صنعتی و سازمانی یکی از ضروریات دنیای تولید و کار است و بدون این گونه خدمات تولید با کیفیت در دنیای پر رقابت فعلی با مشکل روبروست. خدمات مشاوره‌ای با حل و فصل مشکلات کارکنان در ابعاد مختلف می‌تواند تخصص، انرژی و توان کارکنان را در اختیار اهداف و ماموریت سازمان قرار دهد.

روانشناسی

روانشناسی اجتماعی:

روانشناسی اجتماعی مطالعه موضوعات، مشکلات و مسایل مرتبط با روانشناسی و جامعه‌است. روانشناسی اجتماعی، اثرات حضور دیگران را بر رفتار فرد یا رفتار خود را تحت تأثیر گروه مورد بررسی و مطالعه قرار می‌دهد. روشن است که تأثیر دیگران بر فرد مستلزم وجود روابط متقابل بین خود با دیگران است، بنابراین به یک تعریف دیگر روان شناسی اجتماعی به عنوان علم مطالعه رفتار متقابل بین انسان‌ها یا علم مطالعه تعامل انسان‌ها شناخته می‌شود.

روانشناسی در ایران

روانشناسی تحت عنوان علم النفس یا اخلاق ، بیش از هزار سال به عنوان یکی از شاخه‌های اصلی فلسفه در مراکز علمی ایران تدریس شده است. از رازی و ابن سینا و ناصر خسرو تا ملاصدرا کمتر متفکری را سراغ داریم که در آثار خود به این علم نپرداخته است.

به رغم رونق و شکوه آغازین ، تا اوایل دهه 1340 فعالیت چشمگیری در روانشناسی وجود نداشت و این علم یا به عنوان بخشی از برنامه‌های رشته فلسفه و علوم تربیتی و یا به صورت بخشی از دوره‌های تربیت معلم تدریس می‌شد. دهه 1340 را باید دهه گسترش سازمانی روانشناسی در ایران نامید، چون طی این ده سال دوره لیسانس روانشناسی نخست در دانشگاه تهران و بعدها در سایر دانشگاههای ایران تأسیس گردید. در دانشگاه تهران دوره فوق لیسانس روانشناسی بوجود آمد و مؤسسه روانشناسی بنیان گذارده شد. برخی از این تحولات حاصل کوششهای دکتر محمود صناعی بود که در همان دوره پا به صحنه روانشناسی ایران گذاشت. خدمت بزرگ دکتر صناعی ترجمه کتاب اصول روانشناسی در سال 1342 بود.

در سال 1344 دکتر سعید شاملو بنیان گذار روانشناسی بالینی ایران اولین کلینیک مرکز مشاوره و راهنمایی در دانشگاه تهران را تأسیس کرد و بعدها بتدریج چنین مراکزی در دیگر دانشگاهها تأسیس شد. با گسترش دوره‌های روانشناسی در دانشگاههای کشور کوششهای فراوانی در زمینه تألیف و ترجمه مکتب درسی در این رشته به عمل آمد. از آن جمله اصول روانشناسی عمومی (1348) تالیف دکتر سیروس عظیمی ، کلیات روانشناسی علمی (1349) به ترجمه دکتر امیر هوشنگ مهریار و دکتر رضا شاپوریان. اصول روانشناسی (1352) به ترجمه و اقتباس دکتر محمد ساعتچی.

دسته ها :
X