دسته
آرشیو
آمار وبلاگ
تعداد بازدید : 176065
تعداد نوشته ها : 187
تعداد نظرات : 14
Rss
طراح قالب
موسسه تبیان

ما را به شما اگر پیام است
پیوسته حمایت از امام است

869
گر عاشق ما و کربلائی
با خصم بجنگ تا رهائی

870
ز خون گلگون نمودم سنگر خود
براه دین و امر رهبر خود

871
من کشته شدم که زنده دین شد
سرکوب خط منافقین شد

872
ما را به شما اگر پیام است
پیوسته حمایت از امام است

879
هر نهالی تازه و شاداب می ماند ز آب
بارور گشته ز خون ما نهال انقلاب

881
عدو را د رجهان این ننگ باشد
که با طفل و زنان در جنگ باشد

882
به جبهه  چونکه دشمن ناتوان شد
به جنگ ما زنان و کودکان شد

883
قسم بر حق که آخر دشمن ما
نخواهد برد سود از کشتن ما

884
عدو بر هر چه قانون پشت پا زد
از آنجا دست بر کشتار ما زد

885
بزیر موشک خصم ستمگر
شدم پرپر چو گل در راه رهبر

منیع: کتاب آواز پر ملائک

خواهد کس اگر ز ما شفاعت
باید کند از امام اطاعت

853
با خون اگر انقلاب کردیم
این رسم خجسته باب کردیم

854
بخون صادر قیام خویش کردم
چو تقلید از امام خویش کردم

856
این است پیام ما شهیدان
با کفر مسازی ای مسلمان

857
گر شمائید آشنای شهید
پا گذارید جا پای شهید

859
گر اُسوه کنید راه ما را
آزاد کنید کربلا را

860
دارید اگر که دوست ما را
خالی نکنید جبهه ها را

863
خواهد کس اگر ز ما شفاعت
باید کند از امام اطاعت

864
سرا پایم اگر با خون خضاب است
مرا شادی بقای انقلاب است

865
خوشا آنانکه ما را قدر دانند
پیام ما به عالم می رسانند

868
گر با من و عشق کار داری
باید که به جبهه پا گذاری

منیع: کتاب آواز پر ملائک

مبادا خویشتن را وا گذارید
امام خویش را تنها گذارید

840
ما را به جهان شهید خوانند
خونین تن رو سفید خوانند

841
سرافرازم من اندر راه داور
بخون خویش گردیدم شناور

843
مبادا خویشتن را وا گذارید
امام خویش را تنها گذارید

844
ما ترکش انفجار نوریم
از شب چو شهاب در عبوریم

845
گرم باشد تنور جنگ از ما
خصم را گشته عرصه تنگ از ما

846
گذشتیم در ره دین و امام خود ز جان و تن
تو بعد از من چه خواهی کرد آیا با پیغام من

847
تا هست جهان بپای تکبیر بود
خونست که پیروز به شمشیر بود

848
خون ما روز وشب زند فریاد
که مرو زیر بار زور و استبداد

849
این است پیام ما شهیدان
شو کشته مشو اسیر شیطان

852
شهادت آرمان ملت ماست
ز خون بر جا اساس دولت ماست

منیع: کتاب آواز پر ملائک

این است تمام آرزویم
سازش نکنید با عدویم

828
خصم زبون چو روح از من گرفت
مولایم سرم به دامن گرفت

829
درعرصه گاه ایثار آواز خون چو خواندیم
درسنگر شهادت چه با افتخار ماندیم

830
گلگون کفنان راه رهبر مائیم
بگذشته زجان بی تن و سرمائیم

831
از آتش جنگ گر چه در تاب و تبیم
غم نیست که ما جمله شهادت طلبیم

833
آتش که مرا شناخت کامل
یکدم نشود زجنگ غافل

834
آنکس که زمن گرفته الگو
پر شور به جبهه می کند رو

835
آنانکه مرا بیاد دارند
رو بر هدف جهاد دارند

837
آنانکه کنند یاد ما را
خالی نکنند جبهه ها را

838
این است تمام آرزویم
سازش نکنید با عدویم

839
درس از من و این قیام گیرید
از دشمنان انتقام گیرید

منیع: کتاب آواز پر ملائک

رسالت عاشورا پیام مکتب ما
لبیک یا امام است همیشه بر لب ما

815
در سینه ما ریا نباشد
جز حسرت کربلا نباشد

816
بخون رنگین اگر شد پیکر من
بدارا حق سلامت رهبر من

818
نمی خواهم که نامم را بدانند
شهید راه اسلامم بخوانند

821
خاکیان را درحریم پاک آنان راه نیست
در جوار خالق یکتا مکان دارد شهید

823
دلم چون با حسینم خورده پیوند
حسین آسا زدم بر مرگ لبخند

823
نماز در دریای خون بر پا نمودند
سجده بسوی خاک کربلا نمودند

824
شهید پاره پاره پیکرم من
غلام جان نثار رهبرم من

825
رسالت عاشورا پیام مکتب ما
لبیک یا امام است همیشه بر لب ما

826
اگر به دریای خون چنین معطر گشتیم
ما از فرات آمدیم ، از علقمه برگشتیم

827
جان گرانبها را تا که بحق سپردیم
اگر چه غرق خونیم ولی هرگز نمردیم

منیع: کتاب آواز پر ملائک

ره سپر کوی حسینی شدم
از سر جان یار خمینی شدم

805
یافتم گر در دو عالم آبرو
کردم از خون پیکر خود شستشو

806
هر چند که ما کشته بیداد شدیم
در کوره قرنها چو پولاد شدیم

807
عاشقان را از شهادت باک نیست
عشق بازی کار هر ناپاک نیست

808
ای آنکه گذر کنی بخاکم
پا مال مکن تو خون پاکم

809
در راه امام داده ام جان
جان چیست براه عشق جانان

810
ره سپر کوی حسینی شدم
از سر جان یار خمینی شدم

811
در ره اسلام و امام زمان
جان من ای دوست بود ارمغان

812
ما در ره ایده جان نثاریم
با خون زعقیده پاس داریم

813
ما که فیض قرب حق دریافتیم
این شرافت را ز زهبر یافتیم

814
در ره پیروزی خط امام
خون ما دارد به عالم احترام

منیع: آواز پر ملائک

تا فتنه بجاست جای جنگ است
تسلیم و سکوت عین ننگ است

792
من به حقیقت شده ام رستگار
یافتم از دادن جان افتخار

793
هر جا که روی حکایت از ماست
از خون من انقلاب برپاست

795
اگر بمبم به سر بارد چو باران
بکوشم بهر حفظ دین و قرآن

796
شهیدیم و شهادت راه است
این سخن از رهبر آگاه است

797
خون بر رخ من چون نقش بسته
آخر کمر عدو شکسته

798
تا فتنه بجاست جای جنگ است
تسلیم و سکوت عین ننگ است

799
پیغام شهید عشق این است
محتاج به خون هنوز دین است

800
اسلام و تمام عزت ما
با خون شهید مانده بر جا

801
اسلام که بهترین دینهاست
از خون چو من شهید بر پاست

804
هر که با این دار فانی ساخته
ما شهیدان را بحق نشناخته

منیع: آواز پر ملائک

راه ما راه زینب است و حسین
جان فدای پیام پیر خمین

773
فدائی ره عشق و امیدم
وجودی جاودان یعنی شهیدم

774
جای آه و فغان برای شهید
با عمل پُر کنید جای شهید

776
در دل خاک اگر چه منزل ماست
عکس روی حسین در دل ماست

779
هر که باشد بفکر استقلال
خون ما را نمی کند پامال

780
جایمان در جهان اگر خالیست
یادمان در خیالها باقیست

781
قدر ما هر آنکه میداند
بی تفاوت دمی نمی ماند

783
راه ما راه زینب است و حسین
جان فدای پیام پیر خمین

785
رهبر ز فراق ما اگر سوخت
ما را به هدف رسیدن آموخت

786
من از پیر جماران خط گرفتم
که ره بر دشمن منحط گرفتم

788
ما غنچه پرپر اسلام  و رهبریم
جانباز راه دین و خدا و پیمبریم

منبع: کتاب آواز پر ملائک

نویسنده و کارگردان: حسن ساجدی
تهیه‌کننده: جواد شفق



فیلمبردار: محسن بدرلو
تدوین: سعید سیدزاده
آهنگساز: همایون عطارودی
میکس و ترکیب صدا: بهرام بهزادی
مدیر تولید: مهدی کیهانی
صدابردار: مانی هاشمیان
طراح صحنه: حسن ساجدی
طراح و مجری چهره‌پردازی: محمد زکی‌زاده
جلوه‌های ویژه: عظیم محمدی
بازیگران: رضا آقاربی، شاهین جعفری، منصور سهراب‌پور، امیر خزرایی، مینا نوروزی، داود بی‌دل، محمد اسدی، سلیمان امیری، توحید ساجدی، داریوش یاری
خلاصه داستان
      جنگ ایران و عراق به اوج خود رسیده و شهرهای ایران توسط دشمن موشک‌باران می‌شوند. گروهی از نیروهای ویژه سپاه پاسداران برای انهدام سکوهای موشکی نیروهای دشمن بعثی، پس از هماهنگی با یکی از کردهای مبارز عراق وارد عمل می‌شود.

حسن ساجدی
Hasan Sajedi
      متولد 1344 اردبیل. شروع کار فیلمسازی سال 1360 در صدا و سیمای اردبیل. نویسنده و کارگردان چندین فیلم و مجموعه تلویزیونی. ساخت مجموعه‌های «در جست‌وجوی باران»، «سنگرسازان بی‌سنگر»، «ردپای خورشید»، «حماسه خمینی» و ... ساخت فیلم‌های داستانی «آنسوی خاکریز، عصا، پرواز در بوسنی، مادر، فرمان آتش و ...» برنده جایزه بهترین کارگردانی از اولین جشنواره فیلم دفاع مقدس.

یادداشت‌ کارگردان:
      دیروز اگر «فرمان آتش» می‌رسید، شور و هیجان سراسر وجود من را احاطه می‌کرد. نه فرصت ماندن بود و نه نوشتن و نه اندیشیدن به دنیایی که پشت سر گذاشته بودیم. انگار میان زمین و آسمان سبک‌تر از پر قو در سیلان بودیم. می‌رفتیم تا وصل شویم... ولی ماندیم تا جمله سوم دست نوشته شهید باکری «ره» نصیبمان شود. و اما امروز، دلگرم بودیم به فردای آن روزهایی که پاهامان در دره مسیر امامزاده داود یخ‌زده بود. تا فرمان آتش را فرهاد وار در صخره‌های قندیلی حک کنیم. فقط خدا می‌داند چه بر ما گذشت با زبان رمضانی هفته‌ها حرکت کردیم، تا قصه واقعی دفتر خاطراتمان را روایت کنیم. یک آن صدای طفلی از زیر آوار، فرمان آتش داد: بابا جونم بزن آفرین بابا! هرچند شب بلند سیاهی گذشت و ما در حسرت شفق در پس ابرهای دل‌گرفته پاییزی، این چند بیت را به گوش شیرین سرودیم: من از عاشقی ارث برده‌ام/ از این عاشقی از ازل مرده‌ام/ اگر مرده‌ام چه دردی مراست/ گمانم به دنیا گره خورده‌ام.

پنج شنبه چهارم 6 1389

کارگردان: رحیم رحیمی‌پور
تهیه‌کننده: مؤسسه امور سینمایی بنیاد جانبازان و مستضعفان
نویسنده فیلمنامه: رحیم رحیمی‌پور

فیلمبردار: رضا بانکی
تدوین کننده: ایرج گل‌افشان
موسیقی: ناصر چشم‌آذر
صداگذار: روبیک منصوری
طراح صحنه: مجید میرفخرایی
چهره پرداز: غلامرضا جهانمهر
مسئول جلوه‌های ویژه: رضا رستگار، مصطفی رستگار
بازیگران: فرامرز قریبیان، هوشنگ توکلی، عنایت بخشی، احمد قدکچیان
35 میلی‌متری، رنگی، 100 دقیقه

      عبدالعلی صفری، بسیجی داوطلب از بهشهر مازندران (شمال کشور) به جبهه‌های نبرد حق علیه باطل در جنوب کشور اعزام شده است. او یک بار که از مرخصی بازگشته و با دوستانش در حال سلام و احوالپرسی است، در یکی از بیمارستان‌ها برای عمل پای عبدالعلی صفری شورایی تشکیل داده‌اند. منتهی به علت آن که ترکش درون پای وی بزرگ است، به آن مشکوک شده و این عمل را به دلیل نزدیک بودن ترکش به شریان فمورال دشوار می‌دانند. با این وجود یکی از پزشکان به نام دکتر انوری داوطلب می‌شود که او را عمل کند، اما با تردید روبرو شده و از عمل جراحی منصرف می‌گردد. هیچ‌کدام از دکترهای جراح دیگر نیز جرأت نمی‌کنند پای عبدالعلی را عمل کنند، سرگرد پناهی با دکتر ناصر تابش که جراحی مجرب است، تماس گرفته و او را برای عمل دعوت می‌کند و ...

رحیم رحیمی پور
      در سال 1336 در شهر اصفهان به دنیا آمده است. از 16 سالگی به انجمن‌های شعرای اصفهان رفته و به کارهای هنری، به خصوص ادبیات علاقه پیدا کرد. در سال 57 در رشته علوم آزمایشگاهی دانشکده پزشکی دانشگاه شهید بهشتی شروع به تحصیل کرد. وی در سال 59 با تعطیلی دانشگاه‌ها تحصیل را رها کرده و با جمعی از دانشجویان انجمن‌های اسلامی دانشگاه‌ها شروع به فراگیری سینما کرد. در سال 63 اولین فیلم خود به نام «دوله تو» را ساخت، فیلم‌های دیگر او عبارتند از: اتاق یک (1365)، الماس بنفش (1368) و انفجار در اتاق عمل (1370).

 

پنج شنبه چهارم 6 1389
X