بسم الله الرحمن الرحیم

خلاصه سریال جومونگ

نویسنده : وحید صالحی اقدم

جومونگ در 37 سال قبل از میلاد مسیح در کشور بویو واقع در شبه جزیره کره زندگی می کرد . وی فرزند هاموسو دلاور مرد و رهبر ارتش دامول بود . او که می خواست به عنوان شاهزاده بویو به مقام پادشاهی برسد ، سعی در این امر کرد . وی برای این که خود را به پادشاه ثابت کند تصمیم به جنگ با قبیله های جنوبی بویو کرد . در این جنگ که ابتدا جومونگ به پیروزی ارزشمندی دست یافت نا پدید شد . جریان آب رودخانه بیریو او را تا کنار قبیله هان باک برد . سپس دختر رئیس این قبیله (( یه سویا )) وی را نجات داد . در این میان جومونگ پس از بهبودی به دلیل شورش های داخلی ، (( یه سویا )) یعنی دختر رئیس هان باک را به طرف بویو برد . از طرفی پادشاه گوموا به دلیل بیماری مجبور شد تا حکومت را برای مدتی به (( تسو )) بسپارد . سوسانو نیز با این باور که جومونگ کشته شدن است با محافظ گروه تجاری خود ازدواج کرد . جومونگ پس از بازگشت به بویو با (( یه سویا )) ازدواج کرد . جومونگ از طرف تسو مجبور شد پناهندگان را به هیوپ تو ببرد . اما جومونگ تصمیم به درست کردن قبیله ای جدید بر آمد به همین دلیل پناهندگان را به یک مکان امن برد . اما یه سویا و بانو یوها در بویو به عنوان گروگان ماندند . پس از چندی (( یه سویا )) از جومونگ دارای فرزندی شد و نام او را یوری نامید . یه سویا و بانو یوها تصمیم به فرار کردن از بویو گرفتند . اما بانو یوها نتوانست از بویو فرار کند و توسط پادشاه بویو یعنی گوموا کشته شد .در این میان شوهر سوسانو نیز کشته شد . سوسانو از جومونگ دعوت کرد تا به هم بپیوندند . به همین دلیل جومونگ مقر خود را تغییر داد . جومونگ نیز به این پندار بود که یه سویا و یوری کشته شده اند . جومونگ سپس به هیوپ تو حمله کرد و حکمران آن را کشت . او پس از چندی کشوری با نام گوگوریو تاسیس کرد که می توانست با حکومت هان مقابله کند .
پس از پانزده سال که یوری 18 ساله بود به یک گروه قاچاقچی کار می کرد اما به دلایلی از شمال (( اوک جیه )) به بویو رفت . جومونگ نیز به دلیل مراسم تاجگذاری (( تسو )) به آنجا سفر کرد . در این میان بویو تصمیم گرفت مسابقات شمشیر زنی برگزار کند که در این مسابقه یوری با غلبه بر بیریو ( فرزند سوسانو ) اول شد . اما جومونگ با دیدن یوری او را نشناخت . بویو با گوگریو پیمان صلح بست . به همین دلیل جومونگ به گوگوریو بازگشت . یوری از طرف مادرش آگاه شد که جومونگ پدرش است . پس به همین ترتیب یوری با عصبانیت به طرف جومونگ رفت تا دلیل دوری از مادرش را جویا شود . جومونگ دلیل قانع کننده ای را به یوری می دهد و یوری را به قصر دعوت می نماید . جومونگ مکان یه سویا را از یوری جویا می شود و به طرف غاری که یه سویا در آن بود می رود . اما یه سویا به دلیل بیماری بی هوش شد . جومونگ نیز او را به قصر برد . با این حال جومونگ و کشور گوگوریو همراه با کشور بویو تصمیم به حمله به هان می گیرند . حکمران حکومت هان نیز گوموا را به قتل می رساند تا خشم جومونگ و تسو جند برابر شود . پس جومونگ و بویو به هان حمله کرده و این کشور بزرگ را نابود می کنند . با وجود این پیروزی سوسانو همراه فرزندانش و مردم اهل بیریو ، گوگوریو را ترک کرده و به کشور جنوب گوگوریو رفته و قبیله بزرگی ایجاد می کنند .
سرانجام جومونگ در سن 40 سالگی به دلیل مریضی می میرد و فرزندش یوری پادشاه گوگوریو می شود . بعد ها فرزند یوری ( نوه جومونگ ) می تواند تسو را بکشد و از او انتقام بگیرد . به این ترتیب مجموعه عظیم هشتاد و یک قسمتی جومونگ به پایان میرسد .

کلمات مورد استفاده در این مجموعه ( کره ای به فارسی ) :

یِه ---------- بله
پِ آ ---------- پادشاه
ماما ---------- سرور
آبا ماما ---------- بابا
آپوجی ---------- پدر
اُبا ماما ---------- ماما
هُمانی ---------- مادر

دسته ها :
شنبه سوم 12 1387
سلام عزیزان بنده از آیه 4 تا 10 سورۀ اسراء را برای شما انتخاب کرده ام بخوانید و عاقبت صهیونیست قضاوت کنید
سورۀ اسراء
این سوره، درمکّه نازل شده ، و111 آیه است
به نام خداوند رحمتگر مهربان
4 ودر کتاب ( آسمانی شان تورات ) به فرزاندان اسرائیل خبر دادیم که: قطعاً دو بار در زمین فساد خواهید کرد، و قطعاً به سرکشی بسیار بزرگی بر خواهید خاست .
5 پس آنگاه که وعدۀ ( تحقق ) نخستین آن دو فرا رسد، بندگانی از خود را که سخت نیرومندند بر شما می گماریم، تا میان خانه ها (یتان برای قتل و غارت شما) به جستجو درآیند، و این تهدید تحقق یافتنی است.
6 پس ( از چندی ) دو باره شما را بر آنان چیره می کنیم و شما را با اموال و پسران یاری می دهیم و ( تعداد ) نفرات شما را بیشتر می گردانیم .
7 اگر نیکی کنید، به خود نیکی کرده اید، و اگر بدی کنید، به خود ( بدی نمودهاید ). و چون تهدید آخر فرارسد ( بیایند ) تا شما را اندوهگین کنند و در خانه ها ( تان ) چناکه بار اول داخل شدند ( به زور ) در آیند و بر هر چه دست یافتند یکسره ( آن را ) نابود کنند.
8 امید است که پروردگارتان شما را رحمت کند، و(لی) اگر (به گناه ) باز گردید (مانیز به کیفر شما) باز می گردیم، و دوزخ را برای کافران زندان قرار دادیم.
9 قطعاً این قرآن به ( آیینی ) که خود پایدارتر است راه می نماید، و به آن مؤمنانی که کارهای شایسته می کنند، مژده می دهد که پاداشی بزرگ برایشان خواهد بود.
10 و اینکه برای کسانی که به آخرت ایمان نمی آورند عذابی پردرد آماده کردهایم.

با آرزوی نابودی هر چه ظالم و صهیونیست انشاالله

دسته ها :
چهارشنبه بیست و پنجم 10 1387

با عرض تسلیت به همه ی تبیانی ها و عاشقان امام حسین سالار شهیدان .

امروز می خوام براتون ترفند هایی بزارم که تا حالا نشنیدین

 

ربودن تصاویر نمایش داده شده افراد در یاهو مسنجر



اگر از کاربران مسنجر محبوب یاهومسنجر باشید حتمأ با قابلیت Display Image به هنگام ارتباط با دوستانتان آشنا هستید. توسط این قابلیت میتوانید به هنگام چت با افراد تصویر یا آواتاری را برای ID خود قرار دهید که در پنجره چت و در لیست دوستان قابل مشاهده است. اما همانطور که میدانید امکان ذخیره این تصویر بر روی هارد به طور مستقیم وجود ندارد، بلکه تنها میتوانید تصاویر افراد را مشاهده کنید. راه هایی نظیر عکس گرفتن از صفحه یا سایت های جانبی نیز وجود دارد که آنها نیز تا حدودی دردسر ساز هستند. اما هم اکنون ترفندی را به شما معرفی میکنیم که به سادگی آب خوردن و بدون استفاده از هیچ ابزار جانبی تصاویری که دوستانتان در یاهومسنجر استفاده میکنند را بر روی هارد ذخیره و مشاهده کنید. جالب اینکه در این روش کلیه تصاویری که تاکنون توسط دوستانتان در یاهو مسنجر از قدیم تا به حال مشاهده کردید قابل بازیابی است.



ابتدا بایستی بدانید که شما نیاز به کار خاصی ندارید!

چرا که به طور اتوماتیک هر تصویری که تاکنون در یاهو مسنجر دوستانتان قرار داده اند و شما آن را مشاهده کرده اید به طور اتوماتیک بر روی هارد ذخیره میشود.

تنها بازیابی آن بر عهده شما خواهد بود.



بدین منظور:

My Computer را باز نمایید.

سپس به مسیر C:Program FilesYahoo!Messenge rcacheIcon مراجعه کنید (منظور از C پوشه ای است که ویندوز در آن نصب است).

هم اکنون شما فایل هایی با عناوین مختلف مشاهده میکنید.

حال ابتدا اطمینان پیدا کنید قابلیت نمایش فرمت فایلها در ویندوز شما فعال است. بدین منظور از منوی Tools وارد Folder Options شوید. سپس به تب View رفته و تیک گزینه Hide extensions for known file types را بردارید و OK کنید.

سپس در مسیری که وارد شده اید فایلی را به دلخواه انتخاب کرده و بر روی آن راست کلیک نموده و Rename را برگزینید.

در انتهای آن عبارت jpg. را وارد نمایید.

خواهید دید که فایل شما تبدیل به یک تصویر شده است.

این تصویر یکی از آواتارهایی است که قبلأ در یاهو مسنجر مشاهده کردید.

اکنون میتوانید تک تک فایلهای موجود در این پوشه را به همین ترتیب تبدیل به عکس کنید.

تنها به این نکته دقت کنید که ممکن است بعضی از تصاویری که شما مشاهده میکنید تا حدودی سوخته به نظر بیایند. این موضوع تنها به هنگام نمایش توسط نمایشگر پیش فرض ویندوز اینگونه به نظر میرسد و در اصل تصویر سوخته نیست. اگر آن را توسط یک نمایشگر پیشرفته تر نظیر ACD See یا Photoshop باز کنید آن را به طور واضح مشاهده خواهید کرد. و طبعأ اگر یکی از این تصاویر به ظاهر سوخته را به عنوان My Display Image خود در یاهو مسنجر انتخاب کنید آن نیز به طور صحیح قابل مشاهده است.



همچنین شما به جای jpg. میتوانید از سایر فرمتهای تصویری نظیر bmp، gif و png نیز در انتهای عنوان فایل خود استفاده کنید.





جستجو و پاک نمودن اتوماتیک فولدرهای خالی در ویندوز

اگر فردی با انضباط و صد البته وسواسی باشید حتمأ این خصیصه تان به کار کردن شما با کامپیوتر نیز سرایت میکند. به نوعی که حتمأ در کامپیوتر نیز بایستی همه چیز مرتب باشد. هر فایلی در فولدر مربوط به خود جای گرفته باشد و مورد اضافی نیز وجود نداشته باشد. این نظم در دنیای کامپیوتر بسیار خوب است و باعث بهینه سازی عملکرد شما نیز میشود. یکی از مواردی که در این زمینه وجود دارد کار با فولدرها در محیط ویندوز است. گاهی ما به علت عجله و یا هر دلیل دیگری فولدرهایی میسازیم و یا فایل های درون آنها را جابجا میکنیم بدون اینکه بعدها به آنها رسیدگی کنیم. به طوریکه گاهی فولدرهای خالی و بی محتوا در بسیاری از قسمت های هارددیسک به چشم میخورد. پاک کردن تک تک این فولدرهای خالی نیز کاری وقتگیر است. در این ترفند قصد داریم به وسیله ابزاری مخصوص، فولدرهای خالی موجود بر روی هارد را اتوماتیک پاک نماییم.

بدین منظور:
به برنامه ای کم حجم، رایگان و متن باز به نام RED احتیاج داریم. RED که مخفف عبارت Remove Empty Directories است ابزاری عالی جهت جستجو و پاک نمودن اتوماتیک این فولدرهای خالی میباشد.
RED محل مورد نظر شما بر روی هارد را جستجو نموده و فولدرهای خالی آن را شناسایی میکند. سپس شما میتوانید آنها را پاک نموده و یا همچنان نگه دارید.
جالب اینکه این برنامه به صورت اتوماتیک فولدرهای سیستمی را نیز تشخیص داده و آنها را در نتایج خود ثبت نمیکند. همچنین کلیدهای رجیستری نیز به هیچ عنوان توسط این برنامه دستکاری نمیشوند. در نتیجه از این نظر نیز اطمینان خاطر وجود دارد.

ابتدا برای دانلود RED به سایت سازنده به نشانی http://www.jonasjoh n.de/lab/ red.htm مراجعه نمایید.
سپس برنامه را از قسمت Download دانلود کرده و نصب نمایید. نسخه 2.1 آن تنها حجمی معادل 650 کیلوبایت دارد.
پس از دانلود فایل برنامه را نصب نموده و اجرا کنید.
اکنون دکمه Browse را زده و محل مورد نظر برای جستجو و پاکسازی را انتخاب کنید.
سپس دکمه Scan را بزنید تا محل مورد نظر شما جهت یافتن فولدرهای خالی اسکن شود.
پس از مشاهده نتایج فولدرهایی که با رنگ قرمز مشخص میشوند فولدرهای خالی هستند که قرار است حذف شوند.
اگر در میان فولدرهای خالی فولدری است که قصد دارید پاک نشود کافی است روی آن راست کلیک کرده و Protect Folder را انتخاب نمایید (once تنها همین یکبار و every time برای همیشه از این فولدر حفاظت میکند).
در پایان دکمه Delete folders را بزنید تا فولدرهای خالی پاک شوند.



غیرفعال کردن نمایش تعداد ایمیل های خوانده نشده در ویندوز XP

اگر از نرم افزار Outlook برای مدیریت ایمیل های خود در ویندوز XP استفاده میکنید حتمأ به این موضوع برخورد نموده اید که در صفحه لوگین به ویندوز و به هنگام نمایش حساب های کاربری ، در زیر نام کاربر میزان ایمیل های خوانده نشده وی درج میگردد. بنا به هر دلیلی شاید دوست نداشته باشید تا تعداد ایمیل های خوانده نشده تان در این قسمت نمایش داده شود. هم اکنون به معرفی روش غیرفعال کردن این شمارنده ایمیل های خوانده نشده در ویندوز XP میپردازیم.

از منوی Start وارد Run شده و عبارت regedit را وارد نموده و Enter بزنید تا ویرایشگر رجیستری ویندوز باز شود.
به مسیر زیر بروید:
HKEY_LOCAL_MACHINE\ SOFTWARE\ Microsoft\ Windows\CurrentV ersionUnreadMail

بر روی فضای خالی از صفحه راست کلیک کرده و New > DWORD را انتخاب نمایید و نام آن را MessageExpiryDays تنظیم کنید.
سپس بر روی MessageExpiryDays دوبار کلیک کرده و در قسمت Value به آن مقدار 0 بدهید.
کار تمام است، اکنون اگر ایمیل خوانده نشده ای در ویندوز داشته باشید دیگر در صفحه لوگین ویندوز XP درج نمیشود.

لازم به ذکر است اینکار توسط ابزار Tweak UI Power Toy ساخت مایکروسافت از طریق Logon > Unread Mail نیز امکان پذیر است.



فعال کردن ضبط Stereo Mix در ویندوز ویستا
شاید برای شما نیز پیش آمده باشد که در ویندوز ویستا بخواهید صدا یا موزیکی که از از خروجی صوتی سیستم در حال پخش هست را ضبط کنید اما طریقه انجام و تنظیمات مربوطه را نمیدانید. باید بدانید که اینکار بسیار ساده است. در ویندوز ویستا به شکل پیشفرض Stereo Mix که مخصوص اینکار است در حالت غیرفعال قرار دارد. در این ترفند به معرفی نحوه فعال نمودن این گزینه و در نتیجه ضبط مستقیم خروجی صوتی سیستم بر روی هارد کامپیوتر میپردازیم.


بدین منظور:
بر روی آیکن Volume در Taskbar کنار ساعت کلیک راست کرده و گزینه Recording Devices را انتخاب نمایید.
در پنجره باز شده بر روی یکی از Device های مربوط به ضبط صدا کلیک راست کرده و گزینه Show Disabled Devices را انتخاب نمایید تا تنظیمات غیر فعال شده ظاهر گردند.
خواهید دید که دو Device به نامهای CD Audio و Stereo Mix به صورت غیر فعال و کم رنگ ظاهر میشوند.
اکنون بر روی آنها کلیک راست کرده و گزینه Enable را انتخاب نمایید.
حال با تنظیمات مقدار شدت ورودی صدای Stereo Mix در Properties میتوانید به کیفیت مطلوب صدای ضبط شده مورد نظر دست یابید.



جلوگیری از ساخت فایلهای Thumbs.db در ویندوز XP

حتمأ شما نیز در محیط ویندوز با فایلهایی با نام Thumbs.db که در بسیاری از فولدرها وجود دارد روبرو شده اید. وظیفه این فایلها ذخیره اطلاعات مربوط به حالت نمایشی Thumbnail است و به نوعی یک حافظه موقت یا Cashe جهت ثبت اطلاعات تصاویر Thumbnail تلقی میشود. خاصیت این فایل ها نیز اینگونه است که اگر آنها را به شکل دستی پاک کنید به طور اتوماتیک مجدد در همان محل ساخته میشوند. اما ممکن است شما اصلأ از حالت نمایش Thumbnail برای مشاهده تصاویرتان در محیط ویندوز استفاده نکنید یا علاقه ای به وجود این فایلها و پر شدن بی مورد فضای هارد نداشته باشید. در این ترفند قصد داریم به نحوه جلوگیری از ساخت و نهایتأ حذف فایلهای Thumbs.db در ویندوز XP بپردازیم.

بدین منظور:
My Computer را باز کنید.
از منوی Tools وارد Folder Options شوید.
سپس به تب View رفته و تیک گزینه Do not cache thumbnails را بردارید و OK کنید.
اکنون میتوانید به شکل دستی این فایل ها را Delete کنید، با این اطمینان که دیگر فایل جدید با عنوان Thumbs.db تولید نمیشود.

همچنین شما میتوانید از طریق رجیستری ویندوز نیز اقدام کنید ؛برای اینکار:
از منوی Start وارد Run شده و عبارت regedit را وارد کرده و Enter بزنید تا ویرایشگر رجیستری باز شود.
حال به مسیر زیر بروید:

HKEY_CURRENT_ USER\Software\Microsoft \Windows\ CurrentVersion\ Explorer\Advanced


از قسمت دیگر پنجره، بر روی DisableThumbnailCac he دوباره کلیک کرده و در قسمت Value مقدار آن را به 1 تغییر دهید و OK کنید.
اگر DisableThumbnailCac he در این محل وجود ندارد، در فضای خالی راست کلیک کرده و New > DWORD را انتخاب کنید. نام آن را DisableThumbnailCac he قرار داده و مرحله بالا را اجرا کنید.
در پایان کافی است سیستم را یکبار از نو راه اندازی کنید تا تغییرات اعمال گردد.



جلوگیری از انتقال اطلاعات به حافظه های فلش

تا پیش از این راه های انتقال اطلاعات به شکل سخت افزاری تنها از طریق فلاپی ها و نهایتأ CDها صورت میگرفت. اما با پیشرفت تکنولوژی ، امروز حافظه های فلش USB (کول دیسک) ، به مانند نقل و نبات در دست کاربران میگردد. این موضوع تاحدودی موجبات نگرانی مدیران شبکه را به علت عدم امنیت داده های موجود روی سیستم ها فراهم آورده است. به نوعی که هر فرد میتواند با وصل کردن فلش خود به USB به راحتی اطلاعات موجود روی هارد سیستم را منتقل کند. برای حفظ امنیت اطلاعات ، بسیاری در پی یافتن راهی برای جلوگیری از انتقال اطلاعات به داخل فلش دیسک ها هستند. در این ترفند قصد داریم روشی را به سادگی و از طریق رجیستری ویندوز معرفی کنیم که با بهره گیری از آن میتوانید کپی یا انتقال اطلاعات به داخل فلش دیسک های وصل شده به USB را کاملأ غیر ممکن نمایید.

بدین منظور:

از منوی Start وارد Run شده و در آن عبارت regedit را وارد نموده و Enter بزنید تا ویرایشگر رجیستری باز گردد.
به مسیر زیر بروید:

HKEY_LOCAL_MACHINE/SYSTEM/CurrentCont rolSet/Control

حال روی کلید Control راست کلیک نموده و از New روی Key کلیک کنید. نام کلید جدید را StorageDevicePolici es قرار دهید.

اکنون اینبار روی کلید StorageDevicePolici es راست کلیک کنید و از منوی New روی DWORD Value کلیک کنید. نام مقدار جدید ساخته شده را writeProtect قرار دهید.
حال روی writeProtect راست کلیک کنید و Modify را انتخاب نمایید.
در قسمت Value Data عدد 0 را به 1 تغییر دهید و سپس OK کنید.
کار تمام است ، اکنون رجیستری را ببندید و سیستم را رستارت کنید.

از این پس اگر بخواهیم اطلاعاتی را به یک حافظه فلش یا هر نوع حافظه همراه مانند Mp3 player ها منتقل کنید با پیغام خطا خواهیم شد.
لازم به ذکر است برای بازگشت به حالت قبلی کافی است عدد 1 را مجدد به 0 تغییر دهید.
این ترفند تنها روی ویندوز XP سرویس پک 2 قابل انجام است.



کشیدن حروف و کلمات برای زیباسازی متن

یکی از رایج ترین کارهایی که تایپیست های حرفه ای انجام میدهند کشیدن حروف و کلمات برای زیباسازی متن تایپ شده است. شما نیز میتوانید با استفاده از این ترفند متون خود را در داخل ویندوز بکشید. همانند این کلمه:
خنـــــــــــــــده & عـــــــشـــــــــــــق & فــــــــــــــناوری
برای این کار :
کافی است در هر مکانی از ویندوز ، زبان ویندوز را روی فارسی تنظیم کنید.
سپس حرف مورد نظر خود را تایپ کرده و کلیدهای ترکیبی Shift+J را همزمان بفشارید.



بیش از 200 نوع از کلید های میانبر در ویندوز XP

در صورتی که دوست دارید تا با سرعت بیشتری با کامپیوتر کار کنید و خود را حرفه ای تر نشان دهید ترفندی فوق العاده را برای شما در نظر گرفته ایم. قصد داریم تا بیش از 200 کلید میان بر در محیط ویندوز را به شما معرفی کنیم که با استفاده از آنها میتوانید به طور کامل کارهایی که میتوانید با موس انجام دهید را با کیبورد شبیه سازی کنید.

Esc لغو عملیات در حال انجام.
F1 راهنما.
F2 در حالت عادی تغییر نام آیتم (های) انتخاب شده . در برنامه های قدیمی تر (معمولا تحت داس)ذخیره فایل جاری.
F3 جستجو.
F4 باز کردن لیست پایین رونده Address Bar
F5 به روز آوری Refresh
F6 مانند کلید Tab بین اجزای مختلف پنجره جاری سوییچ می کند.
F10 پرش به منو های اصلی یک پنجره مثلFile,Edit,View, ...
F11 پنجره جاری را تمام صفحه می کند.
PrintScreen در ویندوز از کل صفحه نمایش یک عکس می گیرد و آن را در حافظه کلیپ بورد قرار می دهد و ما می توانیم در یک برنامه ویرایش عکس مثل Ms-Paint آن را Paste کنید .
Tab بین اجزای پنجره جاری سوییچ می کند .
Space در حالت مرورگر اینترنت اکسپلورر صفحه جاری را به پایین می برد .مثل Page Down
BackSpace در حالت عادی یعنی در مرور ویندوز یک مرحله به بالاتر میرود (معادل Up) و در مرورگر اینترنت اکسپلورر معادل Back است.
Home رفتن به اول خط در حالت ویرایش متن و رفتن به اول صفحه در حالت مرور.
End رفتن به آخر خط در حالت ویرایش متن و رفتن به آخر صفحه در حالت مرور.
PageUp در حالت مرور چه در اینترنت و چه در ویندوز و معمولا همه جا صفحه به صفحه به بالا می رود.
PageDown در حالت مرور چه در اینترنت و چه در ویندوز و معمولا همه جا صفحه به صفحه به پایین می رود.

Arrow ترکیبات کلید Ctrl :
Ctrl+q در بعضی از برنامه ها خروج است.
Ctrl+w در اکثر برنامه هایی که چند فایل را باهم باز می کنند مثل Ms-Word, کلا Ms-Office , Adobe Photoshop ,Ms-internet Explorer, ... فایل باز شده جاری را می بندد.
Ctrl+e جستجو در مسیر جاری.
Ctrl+r تازه کردن صفحه معادل کلید F5 و Refresh
Ctrl+y وقتی که یک عمل به عقب باز میگردیم (Undo) این کلید ها یک عمل به جلو می روند (Redo) البته در بعضی برنامه ها معمولا محصولات آفیس مایکروسافت اینگونه هستند .
Ctrl+i باز کردن قسمت علاقه مندی هاFavorites
Ctrl+o باز کردن فایل جدید در اکثر برنامه ها ، معادل File>Open
Ctrl+p پرینت گرفتن در اکثر برنامه ها.
Ctrl+a انتخاب همه آیتم ها.
Ctrl+s در اکثر برنامه ها ذخیره فایل جاری .Save
Ctrl+d در اینترنت اکسپلورر صفحه باز شده جاری را به علاقه مندی ها اضافه می کند (معادل Favorites>Add to Favorites) و در ویندوز هم آیتم (آیتم های) انتخاب شده را پاک می کند. (کمیاب آنلاین.کام)
Ctrl+f جستجو.
Ctrl+h معادل History (ابته در ویرایشگر نوت پد معادل Find / Replace است)
Ctrl+l در اینترنت اکسپلورر معادل File>Open است.
Ctrl+z بازگشت به آخرین عملیات انجام شده .Undo
Ctrl+x انتقال (برش) آیتم مورد نظر در حافظه کلیپبوردCut.
Ctrl+c کپی آیتم مورد نظر در حافظه کلیپبورد.Copy
Ctrl+v فراخوانی آیتم مورد نظر از حافظه کلیپبورد.Past
Ctrl+b پنجره سازماندهی علاقه مندیها (Organize Favorites) را باز می کند.
Ctrl+n در اینترنت اکسپلورر (تقریبا تمامی مرورگرها) یک پنجره جدید باز می کند.
Ctrl+F1 در اکثر برنامه ها ی مختلف راهنمای برنامه را باز می کند .
Ctrl+F4 باز کردن لیست پایین رونده Address Bar در مرورگر اینترنت اکسپلورر و مرورگر ویندوز.
Ctrl+F10 باز کردن منو های بالای پنجره برنامه ها مثل File,Edit,.. ..
Ctrl+BackSpace موقع ویرایش متن همان کار BackSpace را انجام می دهد با این تفاوت که به جای پاک کردن کاراکتر به کاراکتر کلمه به کلمه پاک می کند.
Ctrl+5 معادل Select All در اکثر ویرایشگر های متنی.
Ctrl+Home درحالت ویرایش مکان نما را به اول صفحه انتقال می دهد.
Ctrl+End درحالت ویرایش مکان نما را به آخر صفحه انتقال می دهد.
Ctrl+Insert کپی آیتم(های) انتخاب شده در حافظه کلیپ بورد(Copy).Arrow
ترکیبات کلید Alt :
Alt+A باز کردن منوی علاقه مندی ها و قرار گرفتن بر روی Add to Favorites
Alt+D انتقال مکان نما به Address Bar
Alt+F4 بستن پنجره جاری.
Alt+Space Bar معادل راست کلیک بر روی نوار عنوان پنجره جاری.
Alt+Esc پیمایش بین پنجره های باز جاری.
Alt+Tab سوییچ کردن بین پنجره های باز جاری.
Alt+BackSpace در بعضی از ویرایشگرها معادل Undo عمل می کند (معمولا ویرایشگرهای قدیمی و تحت داس)
Alt+Home در مرورگر اینترنت اکسپلورر به صفحه خانگی پرش می کند.
Alt+Right Arrow معادل Forward در مرورگر ویندوز.
Alt+Left Arrow معادل Back در مرور گر ویندوز.
Alt+Number ترکیب کلید Alt به همراه زدن یک عدد از قسمت سمت راست صفحه کلید در حالت ویرایش یک کاراکتر معادل کد اسکی عدد وارد شده نمایش می دهد . مثلا اگر Alt را نگه داشته و 789 را وارد کنیم پس از رها کردن کلید Alt این کاراکتر نمایش داده می شود : § .
Alt+Enter متعلقات (Properties) آیتم(های) انتخاب شده را نمایش می دهد.
Alt+PrintScreen از پنجره جاری یک عکس تهیه می کند و به حافظه کلیپ بورد انتقال می دهد.

Arrow ترکیبات کلید Shift :
Shift+F10 معادل راست کلیک.
Shift+Del پاک کردن کامل آیتم (های) انتخاب شده .یعنی بدون این که به سطل بازیافت انتقال یابد پاک می شود.
Shift+tab وارونه کاری که Tab انجام می دهد.
Shift+Insert فراخوانی اطلاعات از حافظه کلیپبورد (Paste)

Arrow ترکیبات WinKey :
خود WinKey باز شدن منوی Start در ویندوز.
WinKey+E باز کردن My Computer در حالت Folders.
WinKey+R باز کردن پنجره Run.
WinKey+U باز کردن پنجره Utility Manager.
WinKey+D نمایش دسکتاپ معادل Show Desktop
WinKey+F جستجو.
WinKey+Ctrl+ F جستجوی یک کامپیوتر در شبکه.
WinKey+L قفل کردن کامپیوتر .یا رفتن به حالت Swich User
WinKey+M تمامی پنجره های باز را Minimize می کند.
WinKey+Shift+ M تمامی پنجره های Minimize شده را Restore می کند



چگونه فایل های هک را شناسایی کنیم؟

سوالی که بسیاری از کاربران روزانه از خودشان میپرسند. در دنیای ناامن اینترنت ، این سوال یکی از مهم ترین ارکان امنیتی سیستمهای کامپیوتری میباشد. به عنوان مثال در هنگام چت کردن چگونه پی ببریم فایلی که برای ما ارسال شده یک فایل هک است یا خیر؟ در این ترفند قصد داریم روش های شناسایی این فایلهای خطرناک را به شما معرفی کنیم.

وقتی شخصی فایلی را برای شما از طریق یاهو مسنجر ارسال می کند در پیغامی که برای شما مبنی بر تایید آن می آید نام شخص فرستنده نام فایل حجم آن و همچنین فرمت و از این قبیل اطلاعات در آن قید شده است . شما باید توجه داشته باشید که آیا فایلی که برای شما ارسال شده از لحاظ نوع و فرمت همان فایلی است که قرار بوده ارسال شود یا خیر ؟
در حقیقت مثلا اگر عکسی می خواهید دریافت کنید اید فایل مربوطه پسوند JPG و یا یکی از پسوندهای فایلهای گرافیکی را داشته باشد.
نه اینکه فایلی با پسوند اجرایی Exe و یا Bat برای شما ارسال شود و فرستنده هم مدعی باشد که این یک فایل تصویری است.
در واقع فایلهای هک که با نرم افزارهای تروجان ساز ساخته می شوند ، در قسمت پسوند دارای پسوندهایی مثل SCR یا ExE و ... و یا مثل mypic. jpg.scr می باشند که نشان دهنده آن است که فایل فرستاده شده یکی از انواع فایل های ساخته شده توسط نرم افزارهای مخرب است که برای بدست اوردن پسورد شما می باشد.
بنابراین همواره نوع پسوند فایلهای دریافتی را زیر نظر داشته باشید و بدانید که از این طریق و قبل از هر چیز (حتی قبل از استفاده از نرم افزارهای ضد هک و ضد ویروس) می توانید تا حد زیادی از کیفیت نوع و چگونگی عملکرد و ماهیت یک فایل اطلاع حاصل کنید.
فرضأ مطمئن باشید که یک فایل ویروسی نباشد میتواند پس از اجرا بلا های ناخواسته برسر سیستم شما بیاورد.



















 

دسته ها : ترفند
يکشنبه پانزدهم 10 1387
نقش امام حسین(ع)با نقش امام حسن(ع)متفاوت است.در دوران‏امام حسین(ع)،تردید مسلمانان در صحت جنگ و مشروع بودن آن از میان‏رفت.درین مرحله،مسلمانان با تجربه امام علی(ع)به عنوان نمونه اعلای‏حکومت عدل اسلامی،به سر می‏بردند و میدانستند که پیروزی بنی امیه،پیروزی‏اشرافیت جاهلی بوده است که با رسول اکرم(ص)و یارانش دشمنی عمیقی‏داشتند.اشرافیتی که رسول خدا کوشید تا آن را از میان بردارد و پایه‏های‏اسلام را بر ویرانه‏های آن بنیاد گذارد.پس نباید از کراهتی که مسلمانان ازبنی امیه داشتند،و از تجاوز طلبی و نخوت و بلند پروازی و کینه جوئی‏شان که‏حاصل روحیه جاهلیت آنها بود حیرت کرد.

امویان به اسلام گردن ننهادند مگر برای مصالح و منافع شخصی خود (1) و نخستین کسانی بودند که آشکارا در تاریخ اسلامی،رسوم و آداب غیر اسلامی‏را بدعت گذاشتند و کوشیدند تا از شاهنشاهان ایران و بیزانس تقلید کنند و خلافت را به امپراطور کسری و قیصر تبدیل سازند (2).

این حقایق بتدریج نزد مسلمانان روشن گردید و سبب آن شد که درمشروعیت نبرد،شک و تردید از بین برود و ذهنها روشن گردد و زان پس که‏در فساد و ستم بنی امیه سوختند،خط مشی بنی امیه و بی مبالاتی آنها را در عمل‏به ارزشهای اسلامی،و استفاده از آن در راه هدفهای خصوصی تشخیص دهند.

چنانکه یزید،آشکارا اصول و مبادی اسلامی را به استهزاء میگرفت و سخنان‏دوران جاهلیت را به شعر،اینچنین نقل میکرد: «بنی هاشم با ملک بازی کردند،اما نه خبر آمد نه وحی نازل گردید.

اگر من از کارهائی که فرزندان احمد کردند،انتقام نستانم،از مردان‏جنگ خندق نباشم (3) »اما نظر امام حسین(ع)در مورد اسلام و واقعیت جامعه اسلامی به حقیقت‏در این خلاصه بود:«امت پس از پیغمبر گرامی(ص)،آگاهی عقیدتی نداشت.حداکثر وتنها فایده‏ای که از آن آگاهی به دست آورد،عاطفه مکتبی بود که پس از وفات‏پیامبر اکرم در نتیجه خطاها و کوتاهیهای پیاپی و پیوسته که مسلمانان از گذرگاه‏زندگانی علمی و عملی خود مرتکب شدند،به تدریج از کف رفت.

شدت هیچیک ازین خطاها و کوتاهیها به تنهائی احساس نمیشد،اما وقتی‏بر هم انباشته شد،به فساد تحول یافت و فساد به فتنه تغییر قیافه داد (4).»چنانکه در زمان یزید برای امام حسین(ع)روی نمود.امام حسین(ع)در پنجسال حکومت پدر با او همکاری میکرد و در پی چاره می‏گشت که پیش ازآنکه امت نفس واپسین را برآورد،او را دریابد.به این امید که شاید امت زندگانی خویش را بازیابد و نفخه حیات در او دمیده شود و او را بر انگیزدتا در تاریخ خود طرحی نو درافکند که او را درمان باشد.

سال ششم به پایان نرسیده بود که امام حسین(ع)دید امت در مقابل‏برادرش امام حسن(ع)از نفس افتاده و هر چه از باقیمانده مکتب در او موجودبوده ازو دور شده است و توده مردم خود را در گلوی گشاد بنی امیه‏انداخته‏اند (5).

این حقایق،امام حسین(ع)را واداشت تا در جنگی بی امید-یعنی جنگی‏که امید پیروزی فوری نظامی در آن نبود-غوطه ور گردد.زیرا با حسابی‏ساده مسلم بود که این جنگ به شکست منجر میگردد.

اما هدف امام(ع)ازین کار آن بود که وجدان امت را به حرکت درآوردو فرد مسلمان که تا گلو در لجه منافع حقیر غرقه شده بود،همت عمیق مکتبی‏را بازگرداند.پس امام حسین(ع)دید که باید راه خود را از میان امت‏بگشاید و با تغذیه خویش و یاران و اهل و عیال و کسانش روح یک فداکاری‏آتشین را بدمد.آتش جنگ را ولو به خون امت و خون او نیاز داشته باشدبر افروزد.

اما امویان میکوشیدند با امام حسین(ع)به بدرفتاری عمل نکنند.چه،مصالح او ارجمند و مقام او والا بود و منزلتی پر اهمیت داشت و همه اسباب‏سعادت و آسایش برای او به وفور موجود بود.اما امت میدید که زندگانی‏برای او تنگ شده است و درهای سعادت،به علت پایداری در برابر ستمکاران‏و حفظ مکتب اسلام و نگاهداری آن از انحراف،به روی او بسته است.

در آن هنگام،اگر اوضاع همچنان ادامه می‏یافت،چیزی نمیگذشت‏که این انحراف امت در تجربه اسلامی او را از پای درمی‏آورد.امام حسین(ع)با همه صفات و شرایط مناسب و ملایم که داشت،احساس کرد که برای بحرکت‏در آوردن امت، دیگر خطابه و سخنرانی حماسی کافی نیست‏بلکه باید اراده‏شکست‏خوده امت را به پذیرفتن فداکاری وا دارد و درستی نظریه خود را باخون خود مبرهن گرداند و با فداکاری منحصر به فرد خود،برای حال و آینده‏معیاری ارزشمند و ابت‏بجای گذارد.

امام حسین(ع)برمی‏خیزد
از آن پس که امام حسین(ع)بیقین دانست که مفاهیم مکتب رسالت زیرپرده روشهای گمراه کننده دینی که بنی امیه برای جلوگیری از سقوط حکومت‏فاسد خود کشیده بودند،از نظرها پنهان است،نظر خود را در برابر مردم‏به مرحله اجرا درآورد.

امام حسین(ع)پس از آنکه دانست،جامعه تحت تاثیر اوضاع و احوال‏زمان و تاثیر شدید تخدیر دینی و بیم از سرکوبی مادی و تسلیم طولانی در برابرفرمانروایان مستبد قرار گرفته است و دیگر ممکن نیست از راه مناظره و گفتگوو اقناع آنان-که آخرین چیزی بود که امکان تاثیر داشت-تغییری در مردم‏حاصل شود،با شتاب زمام کار را بدست گرفت و به عمل آغاز کرد.توضیح‏آنکه،بطوریکه گفتیم،امت در عصر امام حسن(ع)در رهبری دچار شک وتردید شده بود پس صلح روشی بود که بوسیله آن وثوق و اطمینان برهبری‏باز می‏گشت.

اما در عصر امام حسین(ع)امت دچار بی ارادگی شده بود و تصمیم‏به مبارزه در او،از بین رفته بود و روح او خوار شده بود و مردم،مستضعف‏و ذلیل محسوب میشدند.اما همه مردم دور بودن خلیفه اموی را از اسلام‏بخوبی فهمیده بودند و میدانستند که حسین(ع)رهبری حقیقی است لیکن اراده‏آنان برای یاری دادن به او(ع)ناتوان بود.«دلهاشان با حسین اما شمشیرهاشان بر او بود (6) ».

این سخن تصویر دقیق و تفسیر جامع از جامعه‏ای بود که بنی امیه با همه‏وسائل قدرت،از قبیل نهب و تبعید و کشتن،بر آن حکومت میکردند وسرکوبی و جور و ستم بر جامعه حاکم بود و وسایل گوناگون و مجوزات‏بسیار برای نشستن و سکوت اختیار کردن وجود داشت (7).

در وضعی چنین،حسین(ع)پای فشرد و هفتاد مرد با زنان و کودکان‏آن امام(ع)با او به استقامت‏برخاستند امام(ع)وضع را تشخیص داده بودو میدانست که لشگریان عبید اللّه زیاد مانع حرکت او خواهند شد در این صورت،پایان کار فرا رسیده بود،امام حسین(ع)میدانست که او ناچار باید به فداکاری‏بزرگ و خونینی دست زند (8) و او تنها کسی بود که می‏توانست چنین فداکاری‏را بظهور رساند و امت اسلامی را از نو بحرکت در آورد.

برای اینکه اراده منهزم امت‏به جنبش درآید و وجدانهای مرده بیدارگردد تنها روش مناسب اقدام آن امام بود...

او(ع)میدانست که جنگ عادلانه او و شهادت مصیبت‏بارش،چیزی‏است که هر فرد مسلمان را به تجدید نظر کردن و اندیشه جدی در زندگانی‏واقعی خود برخواهد انگیخت و در عین حال،در مجتمع تیره روزی واقعی‏و افلاس مجتمع را از میان می‏برد و خطرهای آینده و بیم ناشی از آن را زایل‏میکند و در ایام حال و مستقبل،با فداکاری منحصر و بی همتای او، صدق‏نظرش آشکار خواهد شد (9).

پس حسین(ع)با شهادت مصیبت‏بار خویش،اراده خفته جامعه را که‏در زیر تاثیر اعمال بدعت آمیز و من درآوردی مذهبی قرار گرفته بود،بیدارساخت تا مانند تازیانه‏ای آتش انگیز،بر شانه حکمفرمایان فرود آید و آن نفوس‏غافل و بیخبر را بیدار سازد تا خویشتن را در پیشگاه مکتب محاکمه‏ای‏آگاهانه کنند و با رهبری حکیمانه،اراده آنانرا از اضطراب و تشویش و تردیدفکری و اوج شک و تردید برهاند و به این ترتیب آنان را وا دارد تا در قبال‏چهار چوب شریعت اسلامی، موقفی استوار گیرند و در برابر انحراف،موضعی‏قاطع اتخاذ کنند.

تلاشهائی رویاروی انقلاب امام حسین(ع)صورت گرفت و نصیحتهاشد که با انحراف به نبرد برنخیزد،در مقابل پافشاری امام(ع)در پهنه‏انقلاب،گفتگوهای بسیار صورت گرفت و عده‏ای کوشیدند تا حسین(ع)رابا نصیحت از اقدام به هر گونه عمل که آتش رویاروئی با یزید را بر افروزد،باز دارند و دلیلشان این بود که نتایج‏برخورد و رویاروئی احتمالی نظامی، شکست قطعی است.

اما امام(ع)با بینش آمیخته به عصمت‏خود،هدف خویش را به خوبی‏می‏شناخت و میدانست که با شهادت دردناک خود، در حقیقت پیروز میگرددو درین فکر نبود که سود نظامی فوری به دست می‏آید یا نه.به علاوه آگاه‏بود که عده جنگجویانش اندکند و یاران او درین نبرد از بین میروند.

اگر کسی بخواهد حسین(ع)را در انقلاب و قیامی که به آن دست زدبشناسد،باید هدفهای او و نتایج ظاهرا ناموفق او را در کوتاه مدت با توجه‏به اینکه هدف آن قیام رسیدن به حکومت و قدرت نبود،مورد بحث قرار دهد.

مدارک فراوانی که موجود است‏به روشنی دلالت دارد بر اینکه حسین(ع)به چگونگی آینده‏ای که در انتظارش بود،آگاهی داشت او به کسانی که او رابه خاموشی و متارکه اندرز میگفتند و از مرگ بیم میدادند،چنین پاسخ میگفت که:«همانا که دست از زندگی شسته‏ام و به اجرا در آوردن دستور الهی،تصمیم گرفته‏ام‏»اینک،برادر امام یعنی محمد بن علی که از سر اندرز به اوگفت:«ای برادرم تو نزد من محبوبترین مردم و عزیزترین کسی،من جز به توبه هیچکس چندین نصیحت و غمخواری ندارم و تو بیش از همه شایسته آنی.

چندان که می‏توانی از بیعت‏یزید و از بیعت‏شهرها منصرف شو». (10) و او(ع)به محمد،برادرش چنین پاسخ گفت:«خدا میخواهد مرا کشته بیند و پرده گیانم را اسیر مشاهده فرماید» (11) عبد اللّه بن عمر بن خطاب،از امام حسین(ع)خواست که در مدینه بماندو او(ع)این خواهش را نپذیرفت.عبد اللّه بن زبیر به او گفت:«اگر بخواهی‏در حجاز بمانی از تو پشتیبانی میکنیم و غمخوار توایم و با تو بیعت می‏کنیم‏و اگر نمی‏خواهی که در حجاز بیعت گیری،رخصت ده تا برای تو بیعت گیریم.

همه ترا فرمان می‏برند و از آن سر نمی‏پیچند». (12) و احنف بن قیس که یکی از سران پنجگانه در بصره بود به حسین(ع) نوشت:«اما بعد،شکیبا باش.همانا وعده خدا حقیقت است و گفتار کسانی‏که به قیامت‏یقین ندارند نباید ترا دچار بیم کند». عبد اللّه بن جعفر طیار و دو پسرش عون و محمد به او نوشتند:«...امابعد،من از خدا میخواهم هنگامی که این نامه مرا (13) میخوانی ازین کار که هلاکت‏تو و درماندگی خاندانت در آن است منصرف گردی.من دلسوز توام.اگرامروز از بین بروی و هلاک گردی،روشنی زمین به تاریکی گراید.چه،تو درفش‏هدایت‏شدگان و امید اهل ایمانی،پس در حرکت مشتاب‏». (14) اما امام حسین(ع)سرنوشت‏خود را میدانست و چنین پاسخ گفت:«اگر در لانه حشره‏ای ازین حشرات باشم مرا از آنجا بیرون خواهندکشید تا مقصود خود را انجام دهند». (15)

عمر بن لوذان نزد او به پند گفتن رفت و از بد فرجامی کار،وی را بیم دادو به او گفت:«ترا به خدا ای فرزند رسول خدا(ص) ،چرا از راهت منصرف‏نمیگردی.بخدا سوگند که پیش نمیروی مگر بر پیکان سر نیزه‏ها و بر لبه‏شمشیرها.اگر کسانی که بتو پیام فرستاده‏اند،برای جنگ در رکابت آماده‏باشند و شمشیرهای خود را در خدمت تو بکار برند،پس بسوی آنان حرکت‏کن که در نظرت بخطا نرفته‏ای‏» (16) و امام حسین(ع)قاطعانه به او پاسخ فرمود:«به خدا سوگند که این نکته بر من پنهان نیست اما بر فرمان خدای‏نمی‏توان چیره شد و اینان تا خون مرا نریزند از من دست نمیکشند» (17) همه این دلایل به علم امام و به یقین او اشارت است که میدانست درروزی موعود،در زمین کربلا به قتل خواهد رسید.

آیا کسیکه خطبه امام(ع)را در مکه،هنگامیکه از آنجا به عراق اراده‏سفر فرمود،شنیده باشد درین مساله تردید خواهد کرد؟امام در آن خطبه چنین فرمود:«از چیزی که بر قلم گذشته است نمی‏توان گریخت.خشنودی ما اهل‏بیت در خشنودی خدا است‏بر آزمایش او می‏شکیبم و پاداش شکیبایانرادر می‏یابیم‏» (18).

قیام در چه هنگام مشروع است؟
از خلال مدارک قطعی دلایلی که گفتیم،حسین(ع)مشروع بودن قیام‏خود را در رویاروئی با امویانی که معاصر او بودند و از دشمنان اسلام شمرده‏میشدند،اعلام فرمود.

پس قیام و قانونی بودن آن با مفهوم اسلامی و حکم شرعی آن درواقعیت مسلم،و با انحراف آن از مبادی اسلام،پیوند دقیق و بستگی‏کامل داشت.

ازینرو،مفهوم اسلام اگر بر این مقیاس نباشد و اگر با تغییر حکمی به‏حکمی،و از وضعی که حاکم است‏به وضعی دیگر در آید،تباین و اختلاف‏دارد.واقعیت‏حکومت‏باید بناچار دارای یکی از صورتهای مشروح در زیرباشد:1-حکومت‏بر اساس قاعده و تشریح اسلامی بنا شود و همه احکامش‏را ازین قاعده استخراج کند و کیفیت آن قاعده را رعایت کند و نظریه اسلامی‏را در زندگی،پایه کار بشناسد و آنرا زیر بنا داند و اسلام را در همه جنبه‏های‏زندگانی اساسی و قانونگذاری و تشریعی،اعمال کند.

2-نظر دیگر این است که از اسلام به منزله قاعده قانونگذاری برای‏حکومت استفاده نشود و به احکام اسلامی برای اداره کردن زندگانی انسان‏و تنظیم آن اهمیتی ندهد.بر این اساس،چنین حکومتی،حکومت دینی نیست‏بلکه حکومت کافری است.خواه آن کس که حکومت میکند و متصدی زمامداری‏است،مسلمان باشد یا کافر.چه،در این صورت بین مسلمان بودن زمامدارو حکومت اسلامی،هیچگونه پیوندی نیست.پس،حکومت کافر است اگر چه‏حاکم مسلمان باشد.بنابر این حکومت را می‏توان بر دو گونه اساسی تقسیم‏کرد.

قسم نخست:
این است که حکومت‏به سرپرستی خدا در مورد انسان و تسلیم انسان درمقابل آئین آسمانی قائم باشد.در چنین صورتی، حاکم مؤمن و مسلمان است‏و در پیشگاه الهی شرایط بندگی به جای می‏آورد.

این هنگامی است که قاعده حکومت،اسلامی باشد.در اینجا سه فرض‏ممکن است:الف:ممکن است‏شخص حاکم که مسئولیت زمامداری را بر دوش‏دارد،با در نظر گرفتن این قاعده معصوم باشد یا در روش و گفتار و کردار بانظریه حکومتی اسلام هماهنگ باشد.چنانکه در مورد امامان علیهم السلام‏چنین است.

ب:یا شخص حاکم(جانشین معصوم)باشد،یا با نظریه حکومت دراسلام سازگار باشد.

ج:شخصی که نماینده زمامداری است نه معصوم باشد نه شخصی مشروع(جانشین معصوم)،بلکه انسانی باشد که شخصا به این اساس روی آوردبی آنکه به مقیاسهای این اصول و اساس آن در حکومت معترف باشد.

در اینجا با سه حالت روبرو میگردیم:حالت اول:کسی که رهبری امت‏با اوست معصوم باشد.در چنین‏حالت،فرض انحراف ممکن نیست زیرا شخص مسئولی که رهبری جامعه وتطبیق نظریه اسلامی را بر عهده دارد معصوم است.پس او در سلوک و قول وفعل،با همه هدفهای مکتب در حد اعلای امکان همکاری است و به علت عصمت‏او،ممکن نیست عملی انحرافی ازو سر بزند.در نتیجه امت دارای اختیاری‏نیست مگر اینکه در همه امور در خدمت زمامدار باشد و فرمان او را بنیوشدو ازو فرمان برد تا در راه اسلام برای وصول به هدفهای کرامتمند آن عروج کند.حالت دوم:هماهنگی زمامدار است‏با مقیاسهای قاعده اسلامی.پس‏در چنین صورت،زمامدار قانونی است امام معصوم نیست.پس تا وقتی حاکم‏به مقیاسهای اسلامی ملتزم باشد تصور نمیرود که انحرافی صورت پذیرد.

زیرا انحراف،حاکم را از صفت مشروعیت‏برای بر پای داشتن زمامداری‏و حکومت عاری میسازد.

اما فرض ما در مورد حاکم مزبور این است که بسا مصلحت اسلامی رابر خلاف واقع تشخیص دهد یعنی در موضوعی اسلامی اجتهاد کند اما اجتهاداو با واقعیت منطبق نباشد،که در چنین حالت اگر از حاکم خطائی سربزند،ناچار باید او را چندان که می‏توان به خطائی که کرده است متوجه ساخت ووجهه نظر دیگری را که به صواب نزدیک است‏برای او توضیح داد و بایدچیزی را که با واقعیت اسلام تناسب بیشتر دارد و نیازهای مکتب و امت رادر چنان هنگام تعبیری به جاتر و درست‏تر باشد به او گفت.

البته این در صورتی است که بتوان دستگاه حاکم یا زمامدار را به خطائی‏که روی داده است توجه داد اما اگر این کار ممکن نباشد و حاکم در نظرناصواب خود پافشاری کند،ناچار امت‏باید از نظر حاکم پیروی کند،خواه‏به خطای او معترف باشد یا نباشد.زیرا معنای حاکمیت،اجرا کردن آنچیزی‏است که زمامدار در امور و مسائل ابراز میدارد.صرف ارزیابی او در امت‏نافذ است‏بی‏آنکه هر فرد از افراد امت‏بتواند بر حسب ارزیابی خاص خود،در هر موضعی عمل کند.و هر کس به جز حکمی که حاکم مقرر کند،به حکم‏شرعی دیگر عمل کند،گناهکار است.زیرا پس از فرمان حاکم،حکمی درحق مسلمانان معتبر است که حاکم بر آن امر کرده باشد و غیر از آن حکم شرعی،در حق مسلمانان قابل اجرا نیست.زیرا در یک مساله و در یک مورد،حکم‏شرعی نباید متعدد باشد.

حالت‏سوم:ممکن است‏حاکم بر اساس قاعده اسلامی اقامه حکم کند اما شخص حاکم متصف به انحراف باشد.چنانکه در خلفای سه گانه که‏خلافت را از امام(ع)و بعد از او از فرزندان او(ع)،غصب کردند،حال‏چنین بود.

پس،زمامداری خلفای سه گانه که عهده‏دار خلافت‏شدند،حکومتی‏بر وفق قاعده اسلامی بود و نظریات آن قاعده در حکومت رعایت میگردید اماوضع آن خلفا و وجودشان(از وجهه نظر اسلامی)مبارزه جوئی با مقیاسهاو اعتبارهای اساسی، و با اصول اسلامی آن در تعیین زمامدار بود.یعنی درتعیین زمامدار،قواعد اسلام،بکار نرفته بود.

پس درین مورد،انحراف در شخص حاکم بود نه در قاعده‏ای که‏حکومت‏بر آن استقرار داشت.از خلال این حالت دو مورد قابل طرح است:گاهی،بعضی از انواع انحراف و توطئه‏های خطرناک آن به قاعده واساس کار لطمه میزند و آسیب وارد می‏آورد،گاهی امتداد خطر به معالم‏اساسی جامعه اسلامی متوجه میگردد.

اگر انحرافی که از طرف حاکم سر می‏زند،قاعده و معالم اصلی جامعه‏اسلامی را تهدید کند،در چنین حالت‏بر عهده امت است که بحرکت در آیدو انحراف را در سطح امر بمعروف و نهی از منکر از بین ببرد و امت ناچارباید این مفهوم اسلامی را طبق همان شرایط منصوصی که در کتب فقه موجوداست عمل کند.

نیز از طرفی دیگر به عهده امت است که در دفاع از حقوق مشروع خود،برخیزد و حق خویش را باز ستاند.البته این در صورتی است که دست انحراف‏به سوی امت دراز شود.مثل دفاع کسی که از طرف دیگران در معرض ستم‏قرار گرفته باشد چنین شخصی باید در دفاع مشروع از نفس خویش،حق‏خود را تضمین کند.

اما اگر انحراف(فرضی)خطری علیه اساس قاعده اسلامی محسوب شود،و شامل معالم اساسی و مشخص اسلامی گردد، در چنین حالت،مفهوم‏جهاد تحقق می‏یابد و باید مکتب را از خطر عظیمی که به آن روی می‏نهد رهائی‏بخشید.

زمانی که مکتب در معرض آسیب قرار گیرد،مسلمانان ناچارند در برابرانحراف حاکم،هر جا که امر تکلیف کند،پایداری کنند.

این کار در حدودی صورت میگیرد که برای بقا و رهائی بخشیدن قاعده‏اسلامی و نظریه‏های آن از خطر انحراف،عمل شود.

قسم دوم:
حکومت‏بر اساس قاعده بیدینی یا کافری استوار باشد و عهده‏دار شدن‏زمامداری از خلال(نظریه‏ای از نظریات اهلیت‏بشری)به عمل آید.

پس چنین حکومتی،خطری بسیار بزرگ علیه اسلام دارد و در چنین‏هنگامی دو وضع پیش می‏آید:

1-وضعی که نظریه اسلام و مبادی آنرا تهدید میکند.

2-صورتی دیگر که نظریه اسلام از انحراف دور باشد.

اما هیچیک ازین دو فرض امکان وقوع ندارد.زیرا وقتی حکومت درقانونگذاری بر اساس جاهلیت‏بنا شده باشد،یعنی قاعده و نظر حکومت‏برای‏زندگانی مردم بر مبانی جاهلیت‏بنیان گرفته باشد و از مفاهیم و افکار جاهلیت‏دفاع کند و با طرح و ساخت جاهلیت همه امکانات و قدرتهای خود را بسیج‏کند تا امت را از مکتبش دور سازد و از مفاهیم دینی‏اش جدا سازد،در چنین‏حالتی خطر مسلم و شدید،اساس وجود اسلام را تهدید میکند.

در پرتو حقایقی که گفتیم،ناچار باید برای درک قیام حسینی کوشید،بخصوص پس از آنکه حقیقت کناره گیری موقت امام حسن را از معرکه‏سیاست دانستیم و از اعلام پیمان صلح او با معاویه آگاهی یافتیم،حقیقتی که نتیجه عدم توفیق کامل اقدامات آن امام(ع)برای ادامه تجربه اسلامی و برنامه‏آن بود.موجبات این عدم توفیق را نیز دیدیم.همچنین بحران شدید و افزونی‏شک امت را نزد پایگاه‏های مردمی که تجربه امام علی(ع)بر آنها تکیه داشت‏و مشکل آن در مدت رهبری امام حسن(ع)(بنابر موجباتی که گفتیم)دو چندان‏گردید.تا آنجا که پیش از آن که موفق شود دشمنان خود را رسوا سازد، قدرت ادامه جهاد را از دست داد.

این حقایق،امام حسن(ع)را واداشت که بطور موقت کار سیاسی ونظامی را رها سازد تا بتواند دوباره اعتماد توده‏ها و رهبری خود را بازیابدو نقش معاویه و روش جاهلی او را در نظر امت روشن سازد.معاویه در اواخرعمر،همه اعتبارهای معنوی که کوشیده بود در نظر مسلمانان ایجاد کند از دست‏داده بود بطوری که حتی یزید که پسر و ولیعهد او بود نتوانست‏برای او مجلس‏ترحیم بر پا کند و حتی نتوانست‏یک کلمه درباره او بگوید و یاد خیری ازوکند.هنگامی که‏«ضحاک بن قیس‏»،بر منبر رفت تا خبر مرگ معاویه را به‏مردم بدهد،نتوانست از معاویه و از کارهای او ستایش کند و از مرگ اوابراز تاثر و تاسف نماید.او تنها به این کلمه بسنده کرد که بگوید:«معاویه مرد و باکردار خود رفت‏».

معاویه که در اثر متارکه جنگ با امام حسن(ع)زمام امور را بدست‏گرفت،کوشید که عادت رهبری جاهلیت‏خود را از دو دیدگاه ادامه دهد:

الف-در سطح نظری:
بنی امیه به نابودی نظریه یا ایده‏ئولوژی اسلامی و وارونه جلوه دادن آن‏دست زدند.مهمترین پیروزی بنی امیه این بود که وجدان انقلابی اسلامی رادرهم شکستند و تسلط روحی اهل بیت پیامبر را نزد مسلمانان از میان بردندو احساسات مذهبی مسلمانان را از حساسیت انداختند و به وسیله تسلط مذهبی‏بنی امیه،یا دست کم،مهار کردن توده‏های مردم برای جلوگیری آنان ازانقلاب و قیام به وسیله انگیزه داخلی،و ایجاد کردن مجوز شرعی برای‏حکومت‏خود یعنی کومت‏بنی امیه،شعور مردم را تخدیر کردند.

روشهای آنان در محو کردن روش نظری(ایدئولوژی)اسلامی و دگرگون‏سازی نظریات آن و فریفتن مردم به امید آینده چنین بود:1-احادیث جعلی به وجود آوردند و دروغهای کسانی را که در بدگوئی‏از امام علی(ع)و تبری جستن از آن بزرگوار،استعدادی خاص داشتند،خریداری کردند.این کار از راه جعل و تهدید و تطمیع و خریداری دروغها ونقل آن از زبان پیامبر اکرم(ص)و دگرگون جلوه دادن احادیث نبوی عملی‏میشد.مانند واقعه سقیفه و حوادثی که در پی آن روی داد.

بنی امیه میکوشیدند تا نظریات صحیح اسلامی در نظر مردم پوشیده بماندو نیز میکوشیدند در احکام اسلام توجیهاتی هر چند ضعیف بیابند و آنها را دربرابر اسلام صحیح قرار دهند و میکوشیدند تا اسلام را از پشت نقابی که جاهلیت‏و رسوبات آن بر چهره اسلام انداخته بود،به مردم نشان دهند.

بنی امیه سعی میکردند کسانی را که در مورد رسول گرامی(ص)مرتکب‏دروغ و جعل نمی‏شدند با تهدید و فشار خاموش سازند تا مفاهیم و اندیشه‏های رهبری صحیح را بر زبان نیاورند.معاویه پس از قحطسال به همه فرمانداران‏خود نوشت که از هر کس که در باب فضائل علی(ع)و اهل بیت او سخنی‏بر زبان آورد،دوری جویند و تبری کنند.هر خطیبی بر منبری در هر کوی و برزن‏به امام علی(ع)دشنام میداد و از آن بزرگوار تبری می‏جست.

در کوفه که شیعیان علی(ع)فراوان بودند مصیبت مردم بیشتر بود.زیادبن سمیه حکومت آنجا را ضمیمه حکومت‏بصره کرد و شیعیان را سخت تعقیب‏می‏نمود و می‏کشت و یا دست و پایشان می‏برید و یا چشمانشان را کور می‏کردو آنان را به دار می‏آویخت و یا از عراق آواره می‏کرد (19).

احادیث عمرو بن عاص و ابو هریره و مغیرة بن شعبه و عمرو بن زبیر،افکار مردم را زهر آگین می‏ساخت و نتیجه آن، تسلیم و تبعیت تمام و کمال‏و اطاعت کورکورانه از حکومت‏بنی امیه بود (20).

2-ایجاد کردن فرقه‏های مذهبی(سیاسی)به نام اسلام،برای توجیه‏حکومت و بیان تفسیرهای دینی گمراه کننده و اسلامی ساختگی به نام‏«مرجئه‏»و گاهی‏«جبریه‏».در پشت این اعمال پست و پلید،هدف این بود که انقلاب‏و قیام برای توده مردم حرام و ممنوع وانمود شود.

«نخستین کس که از جبر سخن گفت و از آن دفاع کرد (21) معاویه بود.اومیخواست چنین وانمود کند که هر پیشامدی از جانب خدا است.و این فکر راوسیله و بهانه کار خود قرار داد تا به مردم چنین بفهماند که خداوند او را خلیفه‏و ولی امر خود قرار داده است.

معاویه اغلب به این آیه کریمه استناد می‏جست که:یؤتی الملک لمن یشاء(خداوند حکومت را بهر کس که بخواهد عطامیفرماید.)بر این اساس،می‏خواست قانونی بودن حکومت‏خود را اعلام‏کند.

اما مرجئه همکار و تکیه‏گاه خلافت معاویه بودند.نظریات آنان درتوجیه خلافت و قانع ساختن مسلمانان به وجوب اطاعت از او دور می‏زد.

هر چند معتقد بودند که در معاصی کبیره نباید حکم داد و باید آنرا بخداوندواگذاشت (22).

اینان میگفتند:«ایمان یعنی تصدیق به زبان نه به عمل (23) ».

حسان بن بلال المزنی نخستین کس بود که مردم را در بصره به این مذهب‏دعوت کرد (24).بصریان گمشده خود را درین دعوت یافتند و از آن استقبال کردند.مردم بصره از جنگ خسته شده بودند و در اثر مصیبتهای جنگ جمل و صفین‏و نخیله،از صلح و سازش طرفداری میکردند.پس نظریات‏«مرجئه‏»از نظرآنان،نظریه‏ای بود که خواستهای آنان را منعکس میساخت و آسایش آنان راتامین میکرد (25).

پس،ناچار بیشتر آنان به مرجئه گرویدند و به امور داخلی خود پرداختند (26) و توجهی به نوع سلطه و حکومت که به نظرشان حکومتی جابر و گمراه نبود،نداشتند.در مذهب اینان،اندیشه زندگانی به هنگام فتنه،مستند به حدیثی‏ادعایی بود که از زبان پیامبر(ص)نقل میکردند:«ستکون فتن القاعد فیها خیر من الماشی و الماشی فیها خیر من الساعی،الا فان نزلت او وقعت،فمن کان له ابل فلیلحق باللّه و من کان له غنم‏فلیلحق بغنمه،و من کانت له ارض فلیلحق بارضه‏».

(بهنگام فتنه،نشستگان از کسانی که راه میروند بهترند و آنان که راه میرونداز آنان که میکوشند بهترند.هان،وقتی فتنه‏ای برخاست،هر کس شتری داشته‏باشد در پی شتر خویش رود و اگر گوسپندی او را باشد،در پی گوسپند خودرود و آن را که زمینی باشد به زمین خویش باز گردد.)یکی از اصحاب پرسید:آنکس که زمین و گوسفند و شتر نداشت چه‏کند؟ و رسول خدا جواب داد:«بر شمشیر خود تکیه کند و آنرا بزیر سنگ بگذارد و اگر می‏تواند خود را نجات بخشد (27) ».

آنان مساله حکومت‏بر ملتها را بر عهده خداوند میگذاشتند (28).

ب-در سطح امت:
معاویه در حکومت‏خود انواع نیرنگها را به کار برد تا مردم را خوارسازد و شخصیت امت را از میان ببرد و آتش کینه‏های قبیله‏ای و قومی را درجهان اسلام برافروزد.مسلمانان که با طاغوت کسری می‏جنگیدند و در برابرآن مردانه می‏ایستادند و حماسه می‏آفریدند،در مدتی کم به صورت افرادی‏درآمدند که جز سود شخصی چیزی در نظرشان اهمیت نداشت.بنی امیه به کمک‏همه وسایل قلع و قمع،دشمنان خود را سرکوب کردند و با روشهای زیر آنان راوادار به سکوت ساختند:1-به وسیله ترور.

به هر کس سوء ظن می‏بردند او را میگرفتند.روش ابن زیاد هنوز از یادتاریخ نرفته است.او خطاب به مسلمانان گفت: بیگناه را به جای گناهکارتعقیب خواهم کرد.حجر بن عدی در پاسخ او به فرموده خدا استناد کرد که:«هیچکس به تاوان خطای دیگری تعقیب نمیگردد»و لا تزر وازرة وزر اخری‏اما واقعه حجر و یارانش مشهور است (29).

2-بوسیله گرسنگی دادن.

سیاست معاویه کاستن مستمری مردم عراق (30) و افزایش مستمری اهل شام‏بود.عذر او این بود که میگفت‏«زمین به خداوند تعلق دارد و من خلیفه خدایم‏و هر مالی را که بردارم از آن من میشود و مالی را هم که برندارم تصرف آن‏بر من رواست.»3-بوسیله زنده کردن اختلافات نژادی و قبیله‏ای.

او اختلافات را دامن میزد.نخست‏به منظور تضمین و جلب دوستی‏قبایل نسبت‏بخود و هنگامیکه از قدرت قبیله بیمناک میگردید،آنان را به دست‏قبیله‏ای دیگر سرکوب میکرد و تعصب نژادی عرب را علیه مسلمانان غیر عرب‏که مورخان به آنان موالی اطلاق میکنند،بر می‏انگیخت (31).

4-راندن و تبعید دسته جمعی.

زیاد بن سمیه والی عراق،پنجاه هزار تن از مردم کوفه را جبرا به خراسان‏کوچ داد تا مخالفان را در هر دو ایالت‏سرکوبی کرده باشد (32).

موضع حسین(ع)در برابر توطئه‏های جاهلی معاویه
در خلال توطئه‏هائی که معاویه برای سلب شخصیت امت انجام میداد،حسین(ع)ناچار بود در مقابل آن توطئه‏ها در دو سطح موضع گیرد:در مورد وارونه جلوه دادن افکار نظری اسلام،حسین بن علی(ع)،باقیمانده میراث حضرت رسول(ص) یعنی یاران و انصار و تابعین وی را دردشوارترین لحظات گرد آورد.آنان دعوتش را پذیرفتند و در عرفات فراهم‏آمدند و هر یک هر چه حدیث از حضرت پیامبر اکرم(ص)می‏دانستند نقل کردند.

این احادیث‏بسیار ارزشمند بود و در زمانی نقل شد که شمشیر و قدرت معاویه‏زندگیشان را تهدید میکرد.

حسین(ع)در پرتو اقدامی چنین دلیرانه،اصول و نظریات مشروح درزیر را تثبیت کرد و به مردم آموخت که باقیماندگان اخیار و صالحان،اخبارپیامبر گرامی را با شجاعتی تمام حفظ کنند و خط صحیح اسلام را در قبال قدرت‏طاغوت بیان دارند.

و اقدام امام در سطح امت،نادیده گرفتن حکومت معاویه بود.حسین(ع)تشخیص داد که باید به امت فرصت داد تا خود حدود و وسعت توطئه را کشف‏کند و به اندیشه‏ها و مفاهیم مربوط به جاهلیت که با اسلام ارتباطی نداشت،پی برد.در چنین صورتی بود که امت،واقعیت انحراف را احساس میکرد و بااشتیاق به حکومت امام(ع)روی می‏آورد.

امت از بیماری شک و تردید بهبودی یافته بود و در آنوقت هیچکس‏نبود که پندارد که امام علی(ع)برای خویش میکوشد و برای رهبری شخصی‏خود کار می‏کند.به این ترتیب روشن شد که نبرد امام علی(ع)با معاویه مانندنبرد حضرت رسول(ص)با جاهلیت،جنگی است که از اسلام جامه‏ای تهیه‏کرده است تا از نو در صحنه مبارزه‏های سیاسی ظاهر گردد، بی‏آنکه احساسات‏مسلمانان را علیه خود بر انگیزد.

اما امت‏با توطئه‏های معاویه به بیماری خطرناکتری نیز دچار شده بودو آن از دست دادن اراده بیان بود.امت درک میکرد اما نمی‏توانست‏خود رادگرگون سازد و آن بیماری را درمان کند.

رنج میکشید اما نمی‏توانست آن رنج را از خود دور کند و همه چیز درنظرش بی‏ارزش بود جز حیات محسوسش،حیاتی که در آن با ذلت و بندگی‏و زاری می‏گذرانید.

و از اینجا،حسین(ع)مشاهده کرد همه چیز برای اعتلای اسلام در میان‏انبوه غفلتها که همه جا را پوشانیده،آماده است. حسین نخستین کسی بود درمیان امت که راه خود را گشود و با تمام قدرت به اصلاح موجودیت درونی‏ملت پرداخت و درین راه از بذل هیچ چیز حتی از خون خود و رنجها و خون‏امت دریغ نفرمود.

موضع حسین(ع)پس از مرگ معاویه
وقتی پس از مرگ معاویه،یزید پسر او از امام حسین(ع)طلب بیعت‏کرد،امام چهار راه در پیش داشت که می‏توانست عمل کند:1-نخست‏بیعت‏با یزید،هم آن سان که پدرش با ابوبکر و عثمان وعمر کرد.

2-خودداری از بیعت و باقی ماندن در مکه یا مدینه در حرم پیامبر(ص)تا خدا چه پیش آورد.

3-پناه بردن به یکی از نقاط جهان اسلام همانطور که محمد بن حنفیه‏توصیه میکرد که به یمن عزیمت فرماید و در آنجا بکمک دیگران،جامعه‏ای‏اسلامی تشکیل دهد و از آن ببعد اعلام جدائی کند.

4-رد کردن بیعت و رفتن به کوفه و پذیرفتن دعوت کسانی که او را به‏کوفه دعوت میکردند و رسیدن به درجه شهادت.

امام ناچار بود یکی ازین چهار راه را برگزیند.منظور ما این است که‏بگوئیم چرا امام طریق چهارم را برگزید.امام از آنجا که شرایط زمان خودرا درک میکرد باید راهی بر می‏گزید تا به آن وسیله درد عده‏ای از افراد امت‏را چاره میکرد و آن دسته‏ها عبارت بودند از:دسته اول:که قسمت عمده مردم را تشکیل میداد،کسانی بودند که درمقابل فساد معاویه،اراده خود را از دست داده بودند و به پستی و خواری‏ناشی از فسادی که پیرامون خلافت اسلامی را فرا گرفته بود و آنرا به صورت‏بدترین نوع حکومت امپراطوریهای ایران و روم کسری و هراکلیوس درآورده‏بود،تن در داده بودند و میدانستند که حکومتی که از همه صفات و مختصات‏جاهلیت‏برخوردار است،زمام ملت اسلام را در دست گرفته است (33).

امت‏برای واکنش در برابر این انحراف،اراده خود را از دست داده‏بود و زبان و عملش در خدمت هوسرانیها قرار گرفته بود و فاقد عقل و قلب‏شده بود.بنابر این نمی‏توانست اوضاع فاسد را تغییر دهد.امام(ع)قول‏شاعر معروف،فرزدق را که گفته بود:«دلهاشان با تست و شمشیرهاشان برتست (34) »قبول داشت.افراد امت فهمیده بودند که بنی امیه شب و روز حرمت‏اسلام را لکه‏دار میکنند اما برای آشکار کردن این معنی و استدلال در این باب،قدرت خود را از دست داده بودند.

دسته دوم:کسانی بودند که آن علاقه‏ای را که به منافع خصوصی خودداشتند،به رسالت و پیامبر(ص)نداشتند.بطوری که هدفهای عظیم رسالت‏بتدریج اهمیت‏خود را از دست داده و هدفهای خصوصی و شخصی جای آنراگرفته بود.

تفاوت این دسته با دسته اول این بود که دسته اول در اساس،ستم وانحراف بنی امیه را درک میکردند،اما قدرت نداشتند که با آن بمقابله برخیزند.اما دسته دوم اساسا فارغ از این مصیبت و فاجعه بودند و آنرا احساس نمیکردند.دسته سوم: ساده‏لوحانی بودند که فریب فرمانروایان بنی امیه در آنان‏مؤثر افتاده بود.اگر چه پس از رحلت پیامبر اکرم(ص)خلافت اسلامی کم کم‏از مفهوم صحیح و شرعی خود منحرف میگردید.اما مفهوم خلافت از هر گونه‏تغییر اساسی بر کنار مانده بود.لیکن در دوران معاویه،در مفهوم خلافت‏تغییرات اساسی پدید آمد و خلافت اسلامی شکل سلطنت استبدادی کسری وقیصر را گرفت (35).

معاویه با انواع وسایل کوشید تا در برابر مسلمانان،به حکومت‏خودلباس قانونی بپوشاند و اگر با مقاومت اصحاب پیامبر روبرو نمیشد،این‏نقشه،ساده‏لوحان را به آسانی بسیار می‏فریفت زیرا آنان میگفتند اگر این کارهاصحیح و قانونی نبود، صحابه رسول خدا(ص)خاموش نمی‏نشستند.

دسته چهارم:این عده مسئله را از لحاظ واگذاری حق خلافت از طرف‏امام حسن(ع)به معاویه و عقد قرار داد صلح با او می‏نگریستند و به نظرشان‏این تنها راهی بود که امام حسن(ع)و اوضاع و احوال پیچیده آنروز به عنوان‏رهبر و حافظ منافع آینده رسالت از هر گونه نابودی پیش گرفته بود.

به نظر می‏رسد که این حقیقت اساسی که امام حسن(ع)در برابر معاویه‏پیش گرفت‏برای این گروه کاملا روشن نبود زیرا موضع امام حسن(ع)تنهابرای آن محافل اسلامی مانند مردم کوفه و عراق،که از نزدیک شاهد ماجرابودند،آشکار بود.اما مسلمانانی که در اکناف جهان اسلامی آنروزگار پراکنده‏بودند،مانند مردم خراسان که فرصت درک مشکلات روزمره حوادث را نداشتندو از دور دستی بر آتش داشتند و از رنج و سختیهائی که امام حسن(ع)در کوفه‏میکشید بی‏اطلاع بودند و اخبار مبارزات را از این و آن می‏شنیدند،ابعاد مساله‏را نمی‏دانستند.

از اینرو،امام حسین(ع)موقعیت را ارزیابی میکرد تا به مسلمانانی که‏از دور ماجرای کناره گیری برادرش امام حسن(ع)را از خلافت و صلح بامعاویه شنیده بودند،ثابت کند که کناره گیری و صلح برادرش به معنای آن نیست‏که اهل بیت پیامبر(ص)از رسالت‏خود دست کشیده و آنرا در بست تحویل معاویه‏داده باشند.

امام حسین در برابر این آزمایش قرار نداشت که تمام شرایط را در نظرگیرد و درد این چهار دسته امت را چاره کند، حسین(ع)برای رسیدن به این‏هدف جز این چاره‏ای نداشت که عزیمت‏به عراق را انتخاب کند.

موضع اول،که امام با یزید بیعت کند،همانطور که پدرش با خلفای‏سه گانه که استحقاق منصب خلافت را نداشتند،بیعت کرد،امکان نداشت زیرااین روش درد چهار دسته امت را که شرح دادیم چاره نمیکرد.موقعیت‏یزیدبا موقعیت‏سه خلیفه فرق داشت زیرا تغییرات بنیادی که یزید در مفهوم خلافت‏اسلامی داده بود،تغییراتی نبود که شخصی رفته باشد و شخصی دیگر جانشین‏او شده باشد.بلکه قصد یزید و بنی امیه این بود که مفهوم خلافت را عوض کنندو به پایه‏های اساسی خلافت تجاوز نمایند و زان پس سرور و صاحب اختیارمسلمانان گردند.

بنابر این،قیام و برخورد مسلحانه برای امام حسین(ع)و اصحاب،اهل بیت او برای درهم شکستن این توطئه ضرورت پیدا کرد.

موضع دوم،که امام حسین(ع)در حجاز یعنی مکه یا مدینه باقی بماندو بیعت‏با یزید را رد کند تا آنچه را که خدا خواسته است پیش آید.شرایط آنروزبی تردید نشان میداد که اگر امام در مکه و مدینه باقی می‏ماند،اگر چه به پرده‏کعبه در می‏آویخت و پناهنده می‏شد،بنی امیه او را تعقیب می‏کنند و به کشتن یاترور او دست می‏زنند.امام(ع)بارها این مساله را عنوان کرده بود.زیرامامور کردن سی نفر برای ترور امام(ع)هنگام حج،موضوع را تایید میکردو امام ناچار شده بود مراسم حج را قطع کند و عمره مفرده بجای آورد و ازمکه خارج شود تا بدانوسیله احترام مکه و خانه خدا محفوظ مانده باشد.

اینگونه کشته شدن برای امام و برای چهار دسته یاد شده از مسلمانان،فایده‏ای نداشت.بین این نوع کشته شدن یا کشته شدن در راه خدا به علت امتناع‏از بیعت‏با یزید و شعله‏ور ساختن احساسات مسلمانان و برانگیختن آنان درراه مکتب پیامبر(ص)و برگرداندن شرف و اراده به آنان،تفاوت بسیار بود.

معمولا مردم زان پس که شعله ایمان در نهادشان رو به خاموشی نهاد،به هر عقیده یا دین از روی احساس پای بند می‏مانند.برای اینکه احساس به‏ایمان و عقیده تبدیل گردد باید جنبش و حرکتی در میانشان به وجود آید و چنین‏جنبشی را نمی‏توان با یک حادثه کشته شدن ساده بر انگیخت‏بلکه باید به تمام‏کارهائی که موجب بیداری و برانگیختن در وجودشان میشود متوسل شد.

امام این برانگیختن را چنان انجام داد که می‏بینیم شخصی مانند عمر بن‏سعد فرمانده سپاهیان ابن زیاد که تمام قتل و کشتار و غارت‏ها و اسارتها به‏دستور او انجام گرفت‏به گریه درآمد.

اما موضع سوم،آنکه امام بیکی از مرزهای دور دست اسلامی مانندیمن برود و در آنجا جامعه اسلامی بوجود آورد.اگر امام این راه را انتخاب‏میکرد،نه تنها به هدف خود نمی‏رسید،بلکه از صحنه حوادث آنروز شام وعراق و مدینه و مکه جدا میشد.

لیکن امام می‏خواست قیام و انقلاب خود را در صحنه حوادث رهبری‏کند تا بتواند سراسر جهان اسلامی را در بر گیرد و در میان همه مسلمانان تاثیرروحی و تربیتی و اخلاقی بر جای گذارد.چرا به یمن میرفت و برای تشکیل‏دادن یک جامعه اسلامی از صحنه فعال حوادث بر کنار می‏ماند؟چنین جامعه‏ای‏در زمان پدرش در کوفه به وجود نیامد پس چگونه ممکن بود شرایط اجازه‏دهد که چنین جامعه‏ای در یمن دور افتاده از مرکز جهان اسلامی بوجود آید؟چنان وضعی با هدف امام که عبارت بود از ایجاد تغییرات روحی ونهادی در امت اسلام،تعارض داشت.

بهمین علت،امام موضع چهارم را برگزید تا بتواند در نهاد همه دسته‏های مسلمان آنروزگار،دگرگونی بوجود آورد و عواطف و احساس آنان رادر زندگانی،در توسل به اهداف شریف رسالت و مکتب معطوف دارد.

حسین(ع)و فرار مردم از همراهی با او
شمه‏ای از کوششهائی را که حاوی پند و اندرز بود و در برابر امام حسین‏و قیام او بعمل می‏آمد و بر سبیل نصیحت،او را از روبرو شدن و جنگیدن باانحراف بر حذر میداشتند گفتیم.باید دانست کسانی که اینگونه سخنان میگفتندو او را در مقابل انحرافات به سکوت و نرمش دعوت میکردند،تنها بعضی‏از عوام مسلمانان نبودند بلکه از سوی بزرگان امت،حتی از طرف بعضی ازنزدیکان و خویشان نیز درین مورد با او گفتگو میشد.

این سخنان نصیحت آمیز همه تعبیری روشن ازین واقعیت‏بود که بنیادروانی و اخلاقی درهم فرو ریخته و ویران شده بود و این ویرانی شامل رهبران‏مسلمانان و بزرگان آنان و توده مردم شده بود که با اخلاق و روشی که بطوروحشتناک درهم ریخته بود زندگانی میکردند.امام(ع)پی برد که یگانه درمان‏آن حالت‏بیمار گونه که در مجتمع مسلمانان مورد قبول واقع شده بود اراده‏و فعالیت اوست،و سرعت در بذل جان.و باید با کمی عده و نداشتن یارو یاور،عزم آن کند که به قصد قربانی شدن خروج نماید.

«هان که من با خاندان خود،با اندک بودن عده و نداشتن یار و یاور،افتان و خیزان به سوی دشمن روانه شده‏ام‏».

مقتضی چنین بود که به نسبت عمق بیماری در روان امت،فداکاری نیزعمیق باشد.

دیری نگذشت که اخلاق هزیمت و فرار در دست کسانی که آن روحیه رابوجود آوردند،بصورت نیروئی عظیم درآمد تا با آن نیرو مردم را به این خصلت‏عادت دهند که بیکدیگر یاری نکنند و این صفت را در مردم استمرار دهند وتوسعه بخشند. در آن روزگار تفکر در کارهای مسلمانان را شتابزدگی و کم‏تاملی محسوب می‏نمودند و همت گماشتن برای از میان بردن بدبختیها ومصیبتهای جهان اسلام و مسلمانان را نوعی سبکسری و بیعقلی وانمود میکردند.

امام(ع)می‏خواست آن خلق و خوی را دگرگون سازد و از بنیاد و پی برکندو خلق و خوئی در روح امت‏بدمد که با قدرت امت در تحرک و اراده هماهنگ باشد.

دلایل فراوان به رواج این خلق خوی منفی در دست داریم و می‏بینیم‏که امام در دشوارترین و خطرناکترین وقت متعرض این معنی شد.

حبیب بن مظاهر اسدی از امام رخصت طلبید تا برود و عشیره خود«بنی اسد»را دعوت کند تا به قیام بپیوندند و به آنان یاری کنند.نتیجه این شدکه عشیره مزبور خیانت کردند و در همان شب نبرد،منطقه را خالی گذاردندو در پی کار خود رفتند.ابن زیاد توانست در خلال دو هفته پس از قتل مسلم‏بن عقیل،هزاران سپاهی از آنان که پیوسته در آن هنگام از حاملان مکتب‏امام علی(ع)و از دوستان او بودند،بسیج کند و در خط تسلط بنی امیه قرار دهد.

مشکل‏«مسلم بن عقیل‏»و«هانی‏»،چیزی دیگر بود و بوضوح بما نشان‏میدهد که این خلق و خوئی که گفتیم،در جامعه مسلمین چه مشکلاتی بوجودآورده بود.

ابن زیاد،زان پس که دانست هانی بن عروة،مسلم بن عقیل را در خانه‏خود پنهان کرده است و با او برای خروج بر کومت‏بنی امیه،توطئه نموده‏است،کس نزد هانی فرستاد تا به دیدار او آید.هانی تقاضای او را پذیرفت‏اما از کار مسلم هیچ آگاهی نداشت و از آن تهمت مبرا بود.ابن زیاددر گفته خود پافشاری کرد و این بار با پرخاش بسیار گفت:باید او را به ماتسلیم نمائی.این بار،هانی با کمال دلیری چهره درهم کشیده و به پاسخ اوگفت:«اگر مسلم در دست منهم باشد او را تسلیم نمیکنم‏».هانی می‏پنداشت‏که پایگاهی بس نیرومند در اختیار دارد و دهها هزار تن پشت‏سر او هستندو مدافعان اویند و ازو پشتیبانی میکنند.

وقتی خشم ابن زیاد بالا گرفت،به حبس هانی فرمان داد و خبر زندانی‏کردن و بعد به قتل رسانیدن او را در کوفه منتشر ساخت.هنوز ساعتی چندنگذشته بود که عمرو بن حجاج با چهار هزار کس از عشیره خود برای خبر یافتن‏از حقیقت این امر آمدند و بر در کاخ امارت خبر گرفتند که آیا هانی زنده است‏یا نه.در آن وقت،ابن زیاد از شریح قاضی خواست که واسطه کار شود و واردغرفه‏ای گردد که هانی در آنجا زندانی شده بود.سپس در مقابل تظاهر کنندگان‏گواهی دهد که هانی زنده است و شایعه قتل او صحت ندارد.

وقتی‏«هانی‏»با شریح روبرو شد فریاد برآورد و گفت:مسلمانان کجارفتند؟اگر ده تن از آنان به کاخ حمله می‏آوردند مرا رها میکردند.زیرا در کاخ‏نه سپاهی وجود دارد و نه پاسبانی.

منظور هانی این بود که اگر ده تن در راه خدا آماده مرگ شده بودند،قیافه کوفه دگرگون میشد.شریح قاضی بیرون رفت تا مردم را مطمئن کندو با عمروبن حجاج سخن گوید و توضیح دهد که او زنده است.او در مقابل‏مردم شهادت داد که هانی زنده است و به قتل نرسیده.شریح میگوید:«دوباره‏بازگشتم تا به عمرو بن حجاج بگویم که هانی در زندان ازو چه تقاضائی داشت‏و میخواست که فقط ده تن به کاخ حمله‏ور شوند و او را از چنگ ابن زیادبرهانند.اما همینکه خواستم مطلب را بگویم،به پهلوی خود نگریستم و دیدم‏یکی از جاسوسان ابن زیاد در آنجا ایستاده است.پس زبان را نگاه داشتم‏و به ادای شهادت مطلوب بس کردم‏».

عمرو بن حجاج و همراهانش بازگشتند زیرا منظور آنان تنها این بود که‏بدانند هانی زنده است‏یا به قتل رسیده است. وقتی شریح قاضی زنده بودن‏او را گواهی کرد،عمرو با کسان خود بازگشت و روز بعد ابن زیاد،هانی رادر زندان بقتل رسانید.

اما روز بعد از آن مسلم بن عقیل با چهار هزار نفر خروج کرد و پیرامون‏کاخ را گرفت.ابن زیاد با عده‏ای قلیل از پاسبانان خود که از سی تن بیش‏نبودند در کاخ بود و بهنگام شدت گرفتن واقعه،لشکریان مسلم همه فرار کردندو یک تن از آنان بر جای نماند زیرا قصد جنگ نداشتند.

این واقعیات متناقض که عواطف امت را در بر گرفته بود در گفته فرزدق‏با دقیقترین تعبیر آمده است:«دلهاشان با تست و شمشیرهاشان بر تو».

شخصی که مالک اراده خود نباشد ممکن است دستش بر خلاف دلش وعاطفه‏اش حرکت کند ازین روست که می‏بینیم پس از آنکه حسین(ع)را به شهادت‏رسانیدند،گریستند و پشیمان شدند.زیرا دانستند که کشته شدن امام(ع)به دست‏آنان به این معنی است که بزرگواری و آرزوی منحصر خود را در زندگانی‏آزاد و کریمانه به قتل رسانیده‏اند...با اینهمه هم آنان بر حسین(ع)،زار گریستند.

حسین در راه کوشش تبدیل اخلاق گریز و هزیمت‏به اخلاق جدید،با دقیقترین مرحله عمل خود روبرو گردید.او در آن هنگام بر آن بود تااخلاق جدید را در چشم امت و در وجدان ضمیر او جایگزین سازد و بر آن‏بود تا از خلق و خوی تقلیدی امت که نتیجه شکست روحی او بود،رها گردد.

زیرا امام نمی‏توانست ضمیر امت را به کاری برانگیزد و به جنبش در آورد مگروقتی که در مسیر و در برنامه ریزی خود، اخلاق فعلی امت را ریشه کن سازدتا در نظر مسلمانانی که اخلاقشان نابود شده و مقیاسهای اسلامی‏شان دگرگون‏گردیده بود،کار خود را در شکل‏«شرعی‏»حفظ کند.

ازینرو،امام حسین(ع)در نخستین لحظه تصمیم گرفت وارد جنگ‏شود و هر جا که انجام تکلیف او با فداکاری ملازمه داشت تا آخرین قطره‏خون پاک خویش را برای حفظ آینده اسلام از آن انحرافها نثار کند»پس قیام‏حسینی و جنبش او(ع) در نتیجه تفکر مثبت و مستقل نبود،بلکه برای ایجادکردن شرایط و واکنشهای مناسب برنامه ریزی شده بود تا جنبش از خلال آن‏پدید آید.ازینرو امام(ع)نیز چنان شعاری را که در آغاز جنبش داده بودموکدا ادامه داد و در آن هنگام،مساله امام، اقناع به بازگشت و انصراف‏از مبارزه نبود.چه،او هنوز در اثر خواهش پایگاهها و توده‏های مردم به‏حرکت در نیامده بود،او در بین راه از کیفیت‏خیانت مردم کوفه و کشته شدن‏مسلم بن عقیل-فرد مورد اعتماد خاندان خود-اطلاع یافته بود.با اینکه‏امام(ع)ازین رویدادها اطلاع یافته بود،سفر خویش را ادامه داد.زیراشعاری که او اعلام کرده بود در مقابل اخلاقیاتی که امت‏با آن به سر می‏برد،وفای به عهد(وفا به نامه‏های اهل کوفه)را ایجاب میکرد.همچنین از جمله‏روشهائی که امام(ع) برای بدست آوردن اخلاقیات مزبور به کار برد این بودکه همه نیرو و امکانات خویش را برای مبارزه تجهیز فرمود و به این بس‏نکرد که خود شهید گردد بلکه همه یاران و فرزندان و اهل بیت‏خود را درین‏راه فدا کرد تا راه را بر اخلافیات شکست‏بر بندد.زیرا روحیه شکست هر اندازه‏در مشروع بودن آن قیام تردید میکرد،باز نمی‏توانست در رفتار وحشیانه‏سپاهیان بنی امیه در مورد خاندان نبوت که با هیچ مقیاس و معیاری صحیح‏نبود شک کند.

اینجاست که امام حسین(ع)با خون پاک خویش و خون پاک فرزندان‏و یاران خود و با همه اعتبارات احساسی و تاریخی، حتی شمشیر و عمامه‏جدش پیامبر اکرم(ص)وارد مبارزه گردید تا همه روزنه‏ها را و راههای‏تعبیر را بر اخلاق و اعتقاد به شکست‏یا مشروع بودن آن نبرد فرو بندد.

این سان،امام(ع)با برنامه‏ای جالب و شگفت آور و دقیق اراده ووجدان امت‏شکست‏خورده را به او بازگردانید و او(ع)نشان داد که اخلاق‏امت را نمیتوان بوسیله رویاروئی ساده دگرگون ساخت.چه،رویاروئی‏بی پرده و صریح با اخلاق فاسد امت‏به معنای جدا شدن از او و دوری ازهر گونه قیام برای کار قانونی به سود ملت‏بود.

این کار،کاری بود که امام حسین(ع)هنگامیکه مسلمانان رفته رفته به‏حالت و سطح جدید اخلاقی وارد شدند،انجام داد و با اخلاق شکست‏خوردگی،تفاوت داشت.

چنین است مایه انگیزش وجدان انسان مسلمان از آن روزگاران تابه امروز.

نتایج و آثار انقلاب
اینک،پس از آگاهی از قیام و معنای آن،این پرسش پیش می‏آید:آیا قیام،نتایج‏خود را به بار آورد و واقعیتی را دگرگون ساخت؟آیا پیروزی‏ببار آورده و دشمنان را درهم کوفت؟بسا که بسیاری از تاریخ دانان،مدعی‏اند که قیام شکست‏خورد.

زیرا،پیروزی سیاسی فوری که واقعیت جهان اسلام را به وضعی بهتر از حالتی‏که پیش از قیام داشت در آورد،در بر نداشت (36).

برای اینکه انقلاب حسین(ع)را بهتر درک کنیم،باید هدفها و نتایج‏آنرا خارج از پیروزی فوری و سریع و در دست گرفتن زمام امور جستجو کرد (37).

نباید این انقلاب را مانند سایر انقلابات ملحوظ داشت‏بلکه باید نتایج آنرادر صحنه‏های زیر در نظر گرفت:1-درهم شکستن چهار چوب ساختگی دینی که امویان و یارانشان تسلطخود را بر آن استوار ساخته بودند و رسوا ساختن روح لا مذهبی جاهلیت که‏روش حکومت آن زمان بود.

زان پس که روح بی دینی که به آن اشارت کردیم در همه طبقات اجتماع‏پراکنده گردید،بی آنکه پرده از آن برداشته شود، و بی آنکه ساختگی بودن‏آن و دور بودن آن از دین در میان مردم بر ملا شده باشد،امام حسین(ع)تنهاکسی بود که در دل همه مسلمانان احترام و محبتی مخصوص داشت و می‏توانست‏حکام را رسوا سازد و دوری بسیار آنان را از اسلام آشکار نماید.ازاینرو،قیام او حد فاصل بین اسلام و حکومت اموی بود و می‏توانست قیافه‏حقیقی و آلودگی آنرا نشان دهد.

2-احساس گناه-شهادت فجیع امام حسین(ع)در کربلا موجی شدیداز احساس گناه در وجدان هر مسلمانی برانگیخت. آنان پی بردند که‏می‏توانستند او را یاری دهند.اما زان پس که با او برای قیام پیمان بستند،او را یاری نکردند.این احساس گناه دو جنبه داشت:از یکطرف انسان راوادار میساخت که گناهی را که مرتکب شده با کفاره بشوید و از طرف دیگر نسبت‏به کسانی که او را به ارتکاب چنین گناهی واداشته بودند،احساس کینه و نفرت‏کند.به طوری که انگیزه انقلابهای متعددی که در اثر قتل امام(ع)بر پا شد،همان کفاره یاری نکردن به حضرت او،و انتقام گرفتن از امویان بود.

مقدر چنین بود که آتش این احساس گناه،پیوسته بر افروخته ماند وانگیزه انتقام از بنی امیه در هر فرصت‏به انقلاب و قیام بر ضد ستمگران‏منتهی گردد.

3-اخلاق جدید.قیام امام(ع)موجب آن گردید که در جامعه،نوعی‏اخلاق بلند نظرانه پدید آید و نظر آدمی را به زندگانی خود و دیگران،دگرگون‏سازد تا بتواند بدینوسیله جامعه را اصلاح کند.

امام(ع)و فرزندان و یارانش در قیام بر ضد بنی امیه،اخلاق عالی‏اسلامی را با همه صفات و طراوت آن نشان دادند.این اخلاق را بر زبان‏نیاوردند بلکه با خون خود و با زندگی خود آنرا نوشتند.

مردم عادی قبایل عادت کرده بودند که ببینند رهبرانشان-قبیله و دین را و وجدان خود را به پول بفروشند و در برابر ستمکار گردن خم کنند تا از عطاهای‏او بهره‏مند گردند.مردم عادی،رهبران خود را چنین دیده بودند.هدف مسلمان‏عادی زندگی خصوصی خود او بود.به خاطر آن زحمت میکشید و تنها برای‏زندگانی خویش می‏اندیشید.در مردم عادی،دردهای اجتماعی تاثیری نداشت‏و احساسشان را بر نمی‏انگیخت.تنها کوشش آنان این بود که دسترنج‏خویش راحفظ کنند و از توجیهات رهبران اطاعت نمایند،مبادا نامشان از فهرست‏حقوق بگیران حذف شود.لذا در مقابل جور و ستمی که می‏دیدند،خاموشی‏می‏گزیدند و هم آنها تنها این بود که مفاخر قبیله‏ای خود را بازگو کنند و ازغیر آن بدی گویند.

اصحاب حسین(ع)مردمی دیگر بودند و گروهی که در سرنوشت‏باامام همراه شدند مردمی عادی بودند و هر کدام دارای زن و فرزند و خانواده‏و دوستانی بودند و از بیت المال مقرری دریافت میداشتند و زندگانی بالنسبه‏راحتی داشتند و می‏توانستند از لذت‏های حیات برخوردار گردند.

اما از همه اینها چشم پوشیدند و برای نثار جان در راه حسین(ع)بااجتماع خود به ستیز برخاستند.برای بیشتر مسلمانان آن روز،این نکته بسی‏جالب بود که یک انسان،بین زندگانی راحت و ثروت و نفوذ و استفاده ازآنها که مستلزم اطاعت از یک جابر ستمگر بود،و انتخاب مرگ،مخیر گرددو مرگ را برگزیند.برای مردم،این نمونه‏ای عالی و شگفت‏انگیز بود و می‏گفتند اینان بشر نیستند.چنان خصلتی وجدان هر مسلمانی را تکان میداد و اورا از خوابی سنگین و طولانی بیدار میکرد تا زندگانی اسلامی شکل دیگر گیرد.

شکلی که سالها پیش از قیام حسین(ع)از میان رفته بود.جامعه اسلامی به‏وسیله مردی عادی علیه حاکمان ظالم،انقلابها و قیامها بخود می‏بیند.اما روح‏کربلا در نهاد کسانی که به این کار دست زدند،شعله‏ای برافروخت که همه آماده‏بودند در راه چیزی که آنرا حق تشخیص می‏دادند جان فدا کنند.

روح مبارزه جوئی
قیام حسین(ع)پس از دیری خاموشی و تسلیم،از نو موجب برانگیختن‏روح مبارزه جوئی در انسان مسلمان گردید.این قیام همه سدهای روحی واجتماعی را که مانع قیام و انقلاب میشد درهم فرو ریخت.

مسلمانان به صلح طلبی و معامله دعوت میشدند.به آنها گفته میشد که‏جان خود را و موقعیت اجتماعی و مال خود را حفظ کنید.درین وقت قیام‏حسین(ع)روی داد تا به انسان مسلمان اخلاق جدیدی بیاموزد و به او بگوید:تسلیم مشو! انسانیت‏خود را مورد معامله قرار مده،با نیروی اهریمنی بجنگ‏و همه چیز را در راه اصول فدا ساز!اما خودخواهی مانع ازین بود که مسلمان به قیام و انقلاب دست زند.

قیام حسینی در وجدان گروه بسیاری از مردم این اندیشه را برانگیخت که با حمایت‏نکردن از حسین(ع)مرتکب گناه شده‏اند.

باری،این احساس آنان را برانگیخت و آماده قیام ساخت.روح مبارزه‏جوئی در زندگی ملتها و فرمانروایانشان تاثیر فراوان دارد.هنگامیکه این‏شعله به خاموشی گراید و ملت تسلیم فرمانروایان خود شود،فرمانروایان،هر چه بخواهند انجام میدهند و هر اندازه زمان بگذرد با خاموش شدن روح‏مبارزه جوئی،تسلط بر ملت آسانتر میگردد و در آن ملت،ایجاد تحول دشوارترمیشود.برای اینکه از میزان تاثیر قیام حسینی در برانگیختن روح انقلابی درجامعه اسلامی اندیشه‏ای روشن نشان دهیم،باید بگوئیم که جامعه اسلامی پس‏از قتل امام علی(ع)تا هنگام قیام حسینی آرام بود و در آن مدت هیچگونه‏اعتراض و انقلاب جدی اتفاق نیفتاده بود.با همه انواع کشتارها و سرکوبهاو غارت اموال به وسیله امویان و همدستانشان،بیست‏سال تمام،توده‏هاحالت تسلیم و اطاعت داشتند و این وضع از سال چهلم تا شصت هجری به‏درازا کشیده بود.

اما پس از قیام حسین(ع)،در مکتب،روح انقلاب دمیده شد و توده‏هادر انتظار رهبری بودند و هرگاه رهبری می‏یافتند علیه حکومت‏بنی امیه دست‏به انقلاب می‏زدند.در همه این انقلابها،شعار انقلابیان خونخواهی حسین(ع)بود.

انقلابهای مزبور عبارت بود از: 1-انقلاب توابین‏این انقلاب در کوفه بر پا گردید و واکنش مستقیم‏قتل امام بود،و انگیزه آن،احساس گناه به علت‏یاری نکردن به امام-پس ازآنکه کتبا ازو دعوت کردند که به کوفه آید-بود.کوفیان خواستند ننگی را که‏مرتکب شده بودند با انتقام از قاتلان امام حسین(ع)بشویند.این واقعه در سال‏65 هجری روی داد (38).

2-انقلاب مدینه-این انقلاب با انقلاب توابین تفاوت داشت.زیرا هدف‏آن انتقام خون حسین(ع)نبود بلکه انقلابی بود علیه حکومت‏ستمکار بنی امیه.

اهل مدینه علیه امویان شوریدند و عامل یزید را از مدینه راندند.شرکت‏کنندگان درین قیام یکهزار تن بودند.این انقلاب با دست‏سپاهیان شام و بانهایت وحشیگری سرکوب گردید (39).

3-قیام مختار ثقفی،در سال 66 هجری-مختار بن عبیده ثقفی در عراق‏به خونخواهی حسین و انتقام قاتلان امام قیام کرد و در یک روز دویست و هشتادتن از آنان را به قتل رسانید (40).

4-انقلاب مطرف بن مغیره در سال 77 هجری-مطرف بن مغیره علیه‏حجاج بن یوسف شورید و عبد الملک بن مروان را از خلافت‏خلع کرد (41).

5-انقلاب ابن اشعث در سال 81 هجری-عبد الرحمن بن محمد بن اشعث‏بر حجاج شورید و عبد الملک مروان را از خلافت‏خلع کرد.این شورش تا سال‏83 به طول انجامید.در آغاز پیروزیهای نظامی به دست آورد اما بعدا،حجاج‏به کمک ارتش شام بر او غلبه کرد (42).

6-انقلاب زید بن علی بن حسین-در سال 122 هجری زید بن علی درکوفه به شورش برخاست اما آن شورش بیدرنگ به وسیله سپاهیان شام که درآن هنگام در عراق بودند سرکوب گردید (43).

این بود نمونه‏هایی از انقلابها که آشکارا از روح قیام حسینی در میان‏ملت مسلمان حاصل گردید و در تمام مدت کومت‏بنی امیه ادامه یافت.

باری قیام بنی عباس به حکومت‏بنی امیه پایان داد و آن انقلاب با الهام ازانقلاب حسینی و استفاده از خشنودی و رضای اهل بیت پیامبر(ص)بود که‏پایه‏های مردمی یافته بود و مورد توجه توده‏ها واقع شده بود.

انقلابها با منحرفان به مقابله برخاست و هرگز خاموش نگردید.بلکه انسان‏مسلمان پیوسته انسانیت‏خود را که حکومت کنندگان خفه کرده بودند،بیان میکردو آن قیامها به فضل روحیه‏ای بود که قیام حسینی در کربلا گسترد و گسترش داد.

همانا که قیام حسین(ع)،سر آغاز جنگ و قیام در تاریخ انقلاب بود وآن نخستین قیامی بود که طریق مبارزه جوئی را به مردم آزاده که آن روحیه رااز دست داده بودند آموخت.

منابع مقاله:

زندگی تحلیلی پیشوایان ما ، ادیب، عادل؛

پی‏نوشتها:

1.تاریخ اسلام د-حسن ابراهیم.ج 1 ص 278-279.

2.رساله جاحظ درباره معاویه و امویان،اثر جاحظ 16-عزت عطار.

3.نثر اللالی علی نظم الدراری-از«آلوسی‏».

4.کامل بن اثیر ج 3 ص 264.

5.شیخ علی کورانی در مقدمه‏«چنین گفت‏حسین‏»از محمد عفیفی ص 8.

6.گفته فرزدق.رک به طبری ج 4 ص 290 و به کامل ابن اثیر ج 3 ص 286.

7.قیام حسین(ع)در واقعیت تاریخی و وجدان مردمی از محمد مهدی شمس الدین‏ص 21.

8.چپ و راست در اسلام ص 162.

9.قیام حسین در واقعیت تاریخی ص 21.

10.مقتل حسین(ع)،از عبد الرزاق المقرم-ص 149.

11.مدرک سابق ص 55.

12.ابو الشهداء از عقاد ص 63.

13.مقتل حسین-ص 160.

14.مدرک سابق ص 196 و طبری ج 4 ص 287 و کامل ج 3 ص 275.

15.مدارک سابق و طبری ص 54-289-296 و کامل ص 275 و 286.

16.اعلام الوری با علام الهدی از طبرسی ص 232.

17.طبری ج 2 ص 300-301 و کامل ج 3 ص 278.

18.مقتل حسین.

19.قیام حسینی و اوضاع و احوال آن،محمد مهدی شمس الدین ص 164.

20.جنبشهای پنهانی در اسلام از محمود اسمعیل ص 93.المغنی فی آداب التوحید والعدل از قاضی عبد الجبار ج 8 ص 4.

21.چپ و راست در اسلام ص 158.

22.مقالات الاسلامیین از اشعری ص 141.

23.تهذیب التهذیب از ابن حجر عقلانی-46-47.

24.حرکات الشیعه المتصرفین فی العصر العباسی.محمد جابر عبد العال ص 175 و 176.

25.همان مدرک.

26.گلدزیهر-ص 76.

27.نظم الاسلامیه.صبحی صالح-ص 144.

28.التبصیر فی الدین از اسفراینی ص 90.

29.قیام حسین و شرایط آن.محمد مهدی شمس الدین-ص 52.

30.دولت عربی و سقوط آن،ژولیوس ولهاوزن-ص 158.

31.قیام حسین و شرایط آن.ص 63.

32.قیام حسین در واقعیت تاریخی.محمد مهدی شمس الدین-ص 13.

33.رژیمهای اسلامی-صبحی صالح ص 269.

34.طبری ج 4 ص 290.

35.رساله جاحظ در مورد معاویه و امویان.تحقیق عزت بیطار ص 16.

36.قیام حسینی و شرایط آن-محمد مهدی شمس الدین ص 154.

37.در باب این نتایج،علامه مهدی شمس الدین در کتاب خود«اوضاع و احوال قیام‏حسینی‏»ص 162 و 228 مطلبی دارد که خواننده را به آن تفصیلات حواله میدهیم‏زیرا در این مختصر،از بیان تمام این نتایج معذوریم.

38.تاریخ طبری-انقلاب توابین ج 4 ص 426-436.

39.تاریخ طبری-انقلاب مدینه ج 4 ص 366 و 381.

40.تاریخ طبری-انقلاب مدینه ج 4 ص 424.

41.تاریخ طبری-انقلاب مطرف.

42.تاریخ طبری و نیز«اشعث و دولت عربی‏»از و مهاوزن ص 189 و 203.

43.مقاتل الطالبین،اصفهانی.ص 139
.
دسته ها : محرم
يکشنبه پانزدهم 10 1387
- هلال ماه محرم است، دلم شکسته‌ی غم است ندا رسد ز آسمان محرم است، محرم است


- امام حسین (علیه السلام) می‌فرماید: خداوند به هر کس راستگویی و نیکخویی و پاکدامنی و پاک‌خوری روزی کند خیر دنیا و آخرت را ویژه او ساخته است.


- امام حسین (علیه السلام) فرمود: گریستن از خشیت خدا، رهایی از آتش دوزخ است و فرمود: گریه دیده‌ها و خشیت دل‌ها، رحمتی از خداست.


- امام حسین (علیه السلام) فرمود: شکرگزاری تو برای نعمت پیشین، نعمت تازه را سبب می‌شود.


- یادتان باشد لباس مشکی‌ام را تا کنید گوشه‌ای از قبر من این جامه را هم جا کنید

کاش من در شام تاسوعا بمیرم تا شما خرجی‌ام را خرج نذر ظهر عاشورا کنید


- دیباچه عشق و عاشقی باز شود دل‌ها همه آماده پرواز شود

با بوی محرم الحرام تو حسین ایام عزا و غصه آغاز شود

السلام علیک یا ابا عبدالله


- به یکتایی قسم یکتاست عباس به مردی شهره دنیاست عباس

اگر چه زاده‌ ام‌البنین است ولیکن مادرش زهراست عباس


- حلال جمیع مشکلات است حسین شوینده لوح سیئات است حسین

ای شیعه تو را چه غم ز طوفان بلا آنجا که سفینه النجات است حسین


- هر جا که می‌روم ز غمت دیده پر نم است هر ماه من ز داغ تو ماه محرم است

عمری گریستم که موظف به گریه‌ام گر نُه فلک به گریه شود باز هم کم است

مریم که در کتاب خدا ذکر نام اوست یک زینب تو اسوه و استاد مریم است

یک «یا حسین» گفتن من رمز آبروست نام حسین ترجمه اسم اعظم است

- کعبه یک زمزم اگر در همه عالم دارد چشم عشاق بنازم که دو زمزم دارد

هر کجا ملک خدا هست حسینیه توست هر که را می‌نگرم شور محرم دارد

نه محرم نه صفر بلکه همه دوره سال کعبه با یاد غمت جامه ماتم دارد

روضه‌خوان تو خدا، گریه کن تو آدم اشک ارثی است که ذریه آدم دارد


- منم آن عاشق دلخسته دیدار حسین منم آن خادم دلبسته به دربار حسین

خواهم سرو روان و جان دهم در ره تو تا بگویند که ماییم فداکار حسین


- در کلاس عاشقی عباس غوغا می‌کند در دل هر عاشقی عباس مأوا می‌کند

هر کسی خواهد رود در مکتب عشق حسین ثبت نامش را فقط عباس امضاء می‌کند


- دلم ای کاش امشب پر بگیرد دوباره عاشقی از سر بگیرد

رود در کربلای عشق و آنجا سراغی از علی اکبر بگیرد


- محرم آمد و ماه عزا شد مه جانبازی خون خدا شد

جوان مردان عالم را بگویید دوباره شور عاشورا بپا شد


- باز محرم شد و دل‌ها شکست از غم زینب، دل زهرا شکست

باز محرم شد و لب تشنه شد از عطش خاک کمرها شکست

آب در این تشنگی از خود گذشت دجله به خون شد، دل صحرا شکست

قاسم و لیلا همه در خون شدند این چه غمی بود که دنیا شکست


- یه جائیه تو دنیا همه براش می‌میرن تموم حاجتا رو همه از اون می‌گیرن

بین دو نهر آبه، یه سرزمین خشکه شمیم باغ و لاله‌اش خوشبو ز عطر مُشکه

شبای جمعه زهرا زائر این زمینه سینه‌زن حسینه، یل ام البنینه


- السلام ای وادی کرببلا السلام ای سرزمین پر بلا

السلام ای جلوه‌گاه ذوالمنن السلام ای کشته‌های بی کفن


- کاش بودیم آن زمان کاری کنیم از تو و طفلان تو یاری کنیم

کاش ما هم کربلایی می‌شدیم در رکاب تو فدایی می‌شدیم

السلام علیک یا ابا عبدالله الحسین


- کربلا لبریز عطر یاس شد نوبت جانبازی عباس شد

السلام علیک یا ابالفضل العباس


- دیباچه‌ی عشق و عاشقی باز شود دل‌ها همه آماده‌ی پرواز شود

با بوی محرم الحرام تو حسین ایام عزا و غصه آغاز شود


- دل را اگر از حسین بگیرم چه کنم بی عشق حسین اگر بمیرم چه کنم

فردا که کسی را به کسی کاری نیست دامان حسین اگر نگیرم چه کنم


- فرشته‌ها از امشب صبوی غم می‌نوشن دوباره اهل جنت پیرهن سیاه می‌پوشن


- خنده کنان می‌رود روز جزا در بهشت هر که به دنیا کند گریه برای حسین


- ای ذبیح کربلا، جان‌ها فدای حج تو ای که خود را در منای عشق، قربان می‌کنی


- سلام من به محرم، محرم گل زهرا به لطمه‌های ملائک به ماتم گل زهرا


- سلام من به محرم، به تشنگی عجیبش به بوی سیب زمین غم و حسین غریبش


- قیامت بی حسین غوغا ندارد شفاعت بی حسین معنا ندارد

حسینی باش که در محشر نگویند چرا پرونده‌ات امضاء ندارد


- آبروی حسین به کهکشان می‌ارزد ، یک موی حسین بر دو جهان می‌ارزد

گفتم که بگو بهشت را قیمت چیست گفتا که حسین بیش از آن می‌ارزد


- ماه خون ماه اشک ماه ماتم شد بر دل فاطمه داغ عالم شد

فرا رسیدن ماه محرم را به عزادارن راستینش تسلیت عرض می‌کنم


- ای وجودت عشق را معنای حسین عالمی یک قطره تو دریا حسین

فرا رسیدن ماه محرم را به تمامی مسلمانان جهان تسلیت می‌گم


- پرسیدم: ازحلال ماه، چرا قامتت خم است؟ آهی کشید و گفت: که ماه محرم است

گفتم: که چیست محرم؟ با ناله گفت: ماه عزای اشرف اولاد آدم است


- السلام علیکم یا اباصالح المهدى(عج) السلام علیک یا امین الله فى ارض و حجته على عباده (یا صاحب الزمان آجرک الله) ماه محرم بر شما و عاشقان حسین تسلیت عرض می‌نمایم.


- اردوی محرم به دلم خیمه به پا کرد دل را حرم و بارگه خون خدا کرد


- محرم آمد و ماه عزا شد مه جانبازی خون خدا شد

جوانمردان عالم را بگویید دوباره شور عاشورا به پا شد


- یه جائیه تو دنیا همه براش می‌میرن تموم حاجتا رو همه از می‌گیرن

بین دو نهر آبه، یه سرزمین خشکه شمیم باغ و لاله‌اش خوشبو ز عطر مُشکه

شبای جمعه زهرا زائر این زمینه سینه‌زن حسینه، یل ام البنینه


- دوست دارم هر چی دارم بدم به راه تو حسین تا که سینه‌خیز بیام میون بین الحرمین


السلام علیک یا ابا عبدالله

- کاش بودیم آن زمان کاری کنیم از تو و طفلان تو یاری کنیم

کاش ما هم کربلایی می‌شدیم در رکاب تو فدایی می‌شدیم


- کربلا لبریز عطر یاس شد نوبت جانبازی عباس شد


- دیباچه‌ی عشق و عاشقی باز شود دل‌ها همه آماده‌ی پرواز شود

با بوی محرم الحرام تو حسین ایام عزا و غصه آغاز شود


- نازم آن آموزگاری را که در یک نصف روز دانش‌آموزان عالم را همه دانا کند

ابتدا قانون آزادی نویسد بر زمین بعد از آن با خون هفتاد و دو تن امضا کند


- دل را اگر از حسین بگیرم چه کنم بی عشق حسین اگر بمیرم چه کنم

فردا که کسی را به کسی کاری نیست دامان حسین اگر نگیرم چه کنم


- پرسیدم از هلال چرا قامتت خم است؟ آهی کشید و گفت ماه محرم است


- باز محرم رسید، ماه عزای حسین سینه‌ی ما می‌شود، کرب و بلای حسین

کاش که ترکم شود غفلت و جرم و گناه تا که بگیرم صفا، من ز صفای حسین


- با آب طلا نام حسین قاب کنید با نام حسین یادی از آب کنید

خواهید مه سربلند و جاوید شوید تا آخر عمر تکیه بر ارباب کنید

فرا رسیدن ماه محرم تسلیت باد.


- باز محرم شد و دل‌ها شکست از غم زینب دل زهرا شکست

باز محرم شد و لب تشنه شد از عطش خاک کمرها شکست

آب در این تشنگی از خود گذشت دجله به خون شد دل صحرا شکست

قاسم و لیلا همه در خون شدند این چه غمی بود که دنیا شکست

محرم ماه غم نیست ماه عشق است محرم مَحرم درد حسین است


- هر دم به گوش می‌رسد آوای زنگ قافله این قافله تا کربلا دیگر ندارد فاصله

حلول ماه محرم، ماه پژمرده شدن گلستان فاطمه تسلیت باد. التماس دعا


- نام من سرباز کوی عترت است دوره آموزشی‌ام هیئت است

پادگانم چادری شد وصــله‌دار سر درش عکس علی با ذوالفقار

ارتش حیــدر محل خدمتم بهر جانبازی پی هر فرصتم

نقش سردوشی من یا فاطمه است قمقمه‌ام پر ز آب علقمه است

رنــگ پیراهــن نه رنــگ خاکــی است زینب آن را دوخته پس مشکی است

اسـم رمز حمله‌ام یاس علــی افسر مافوقم عباس علی (ع)






































دسته ها : پیامـــک
يکشنبه پانزدهم 10 1387
کاروان‌ کربلا پس‌ از وداع‌ با پیامبر(ص) و حضرت‌ زهرا (س‌) و امام‌ مجتبی‌(ع) شب‌یکشنبه‌ بیست‌ و هشتم‌ رجب‌ سال‌ شصت‌ هجری‌ مدینه‌ را به‌ سوی‌ مکه‌ ترک‌ نمودند.امام‌ حسین‌(ع) از بیعت‌ با یزید خودداری‌ کرده‌ و شبانه‌ همراه‌ خانوادة‌ خویش‌ از مدینه‌ به‌مکه‌ حرکت‌ نمود. یک‌ جامعه‌ نمونه‌ در این‌ کاروان‌ متجسم‌ بود. در دل‌ تاریکی‌ از کوره‌راه‌های‌ بیابان‌ها گذر کردند و منزل‌ به‌ منزل‌ راه‌ سپردند.

یک‌ ماه‌ و چند روز از بیابان‌ها و کوهستان‌ها گذشتند و در هر منزل‌ از خود، ردّی‌ ازروشنایی‌ و کرامت‌ باقی‌ نهادند. روز سوم‌ شعبان‌ سال‌ شصت‌ هجری‌ درست‌ در روز میلادامام‌ حسین‌ (ع) کاروان‌ امام‌ به‌ مکه‌ رسید و در محلة‌ شعب‌ علی‌ در خانه‌ عباس‌ بن‌عبدالمطلب‌ اقامت‌ گزید. مردم‌ مکه‌ به‌ استقبال‌ و دیدار خاندان‌ پیامبر(ص) آمدند. در این‌ایام‌ که‌ در آستانه‌ برگزاری‌ مراسم‌ حج‌ بود بسیاری‌ از مسلمانان‌ از سراسر قلمرو اسلامی‌ به‌مکه‌ می‌آمدند و این‌ فرصت‌ مناسبی‌ برای‌ امام‌ حسین‌ (ع) و خاندان‌ پیامبر9 بود تا بامردم‌ صحبت‌ کنند و نسیم‌ آزادی‌ در مکه‌ وزیدن‌ گیرد.

از سوم‌ شعبان‌ تا هشتم‌ ذی‌ الحجه‌ که‌ امام‌ حسین‌ (ع) از مکه‌ به‌ قصد کوفه‌عزیمت‌ نمود بیش‌ از چهارماه‌ در مکه‌ اقامت‌ داشتند. در این‌ مدت‌، مردم‌ گروه‌ گروه‌ باامام‌حسین‌(ع) تماس‌ می‌گرفتند و ابراز وفاداری‌ و حمایت‌ می‌کردند.

در دهم‌ رمضان‌ نامه‌ای‌ از سران‌ و اعیان‌ کوفه‌ به‌ امام‌ حسین‌ (ع) رسید که‌ در آن‌نامه‌ از امام‌ دعوت‌ شده‌ بود به‌ کوفه‌ برود تا کوفیان‌ به‌ رهبری‌ امام‌ با یزید بجنگند.

امام‌ در پاسخ‌ نامه‌های‌ مکرر سران‌ و مردم‌ کوفه‌، مسلم‌ بن‌ عقیل‌ (پسر عموی‌خود) را به‌ کوفه‌ فرستاد تا میزان‌ صحت‌ گفتة‌ کوفیان‌ را به‌ اطلاع‌ امام‌ برساند.

با اعزام‌ مسلم‌ بن‌ عقیل‌ به‌ کوفه‌، هجده‌ هزار نفر از مردم‌ کوفه‌ با امام‌ بیعت‌ کردند ومسلم‌ خبر این‌ بیعت‌ و وفاداری‌ را به‌ امام‌ ارسال‌ داشت‌. لیک‌ با تغییر یافتن‌ حاکم‌ کوفه‌وضع‌ِ مردم‌ نیز تغییر یافت‌. ابن‌ زیاد از طرف‌ یزید بن‌ معاویه‌ به‌ عنوان‌ حاکم‌ کوفه‌ انتخاب‌شد و با فریب‌ و توطئه‌ و قتل‌ و کشتار، مردم‌ِ کوفه‌ را از همراهی‌ با مسلم‌ بازداشت‌ تا جایی‌که‌ مسلم‌ در یک‌ جنگ‌ نابرابر به‌ تنهایی‌ با سربازان‌ ابن‌ زیاد جنگید و سرانجام‌ دستگیر وبه‌ شهادت‌ رسید.

همزمان‌ با این‌ واقعه‌ و مطلع‌ شدن‌ یزید از نهضت‌ امام‌ حسین‌ (ع) و فعالیت‌های‌ایشان‌ سپاهی‌ را به‌ فرماندهی‌ عمر بن‌ سعد جهت‌ دستگیری‌ یا قتل‌ امام‌ حسین‌ (ع) به‌مکه‌ اعزام‌ نمود و امام‌ (ع) وقتی‌ از ماجرا آگاه‌ شد دیگر نتوانست‌ منتظر رسیدن‌ نامة‌ مسلم‌بن‌ عقیل‌ باشد و ناچاراً در هشتم‌ ذی‌ حجه‌ مکه‌ را به‌ قصد کوفه‌ ترک‌ نمود.

حرکت‌ کاروان‌ امام‌ از هشتم‌ ذی‌ حجه‌ تا دوم‌ محرم‌ که‌ به‌ کربلا رسید، حرکتی‌ بودبرای‌ بیدار نمودن‌ انسان‌های‌ تمامی‌ تاریخ‌. این‌ کاروان‌، منزل‌ به‌ منزل‌ راه‌ می‌سپرد تاآمیزه‌ای‌ از عظمت‌ و عزت‌ و مظلومیت‌ را بر صفحات‌ تاریخ‌ بنگارد و سرانجام‌ این‌ کاروان‌در دهم‌ محرم‌ 61 هجری‌ حماسه‌ای‌ را آفرید، حماسه‌ عشق‌، حماسة‌ هویت‌ انسانی‌،حماسة‌ عاشورا.

روز شمار این‌ حماسه‌، شمارش‌ لحظاتی‌ است‌ که‌ انسان‌هایی‌ عاشق‌ از فراز این‌روزها به‌ معراج‌ رفتند و در هر منزلی‌ از خود خاطره‌ای‌ به‌ جای‌ نهادند، خاطره‌ای‌ که‌ هرقصة‌ آن‌ درسی‌ از عزت‌ نفس‌ و کرامت‌ ذاتی‌ انسان‌ کامل‌ امام‌ حسین‌ (ع) می‌باشد.

روزشمار فاجعة‌ کربلا


پانزدهم‌ رجب‌ 60 ه . ق‌: مرگ‌ معاویه‌ و شروع‌ خلافت‌ یزید بن‌ معاویه‌.

ـ نامة‌ یزید به‌ والی‌ مدینه‌ جهت‌ اخذ بیعت‌ با امام‌ حسین‌ (ع).


اواخر رجب‌ 60 ه . ق‌: رسیدن‌ نامة‌ یزید به‌ والی‌ مدینه‌ و عدم‌ بیعت‌ امام‌ حسین‌بایزید.


بیست‌ و هشت‌ رجب‌ 60 ه . ق‌: حرکت‌ امام‌ حسین‌ (ع) از مدینه‌ به‌ سوی‌ مکه‌ (روزیکشنبه‌)


سوم‌ شعبان‌ 60 ه . ق‌: ورود امام‌ حسین‌ (ع) به‌ مکه‌ و سکونت‌ آن‌ حضرت‌ وخاندانش‌ در خانه‌ عباس‌ بن‌ عبدالمطلب‌. (حضور امام‌ در مکه‌ مدت‌ چهار ماه‌ و چند روزبوده‌ است‌).


دهم‌ رمضان‌ 60 ه . ق‌: وصول‌ نامة‌ مردم‌ کوفه‌ به‌ امام‌ حسین‌ توسط‌ عبدالله‌ بن‌سبع‌ الهمدانی‌ و عبدالله‌ بن‌ وال‌ تمیمی‌.


دوازدهم‌ رمضان‌ 60 ه . ق‌: وصول‌ یکصد و پنجاه‌ نامه‌ از کوفه‌ به‌ امام‌ حسین‌ (ع)توسط‌ قیس‌ بن‌ مسهر و عبدالرحمن‌ بن‌ عبدالله‌ و عماره‌ بن‌ عبید.


چهاردهم‌ رمضان‌ 60 ه . ق‌: وصول‌ نامه‌ سران‌ و مردم‌ کوفه‌ به‌ امام‌ حسین‌ (ع)توسط‌ هانی‌ بن‌ هانی‌ السبیعی‌ و سعید بن‌ عبدالله‌ النخعی‌.

پانزدهم‌ رمضان‌ 60 ه . ق‌: حرکت‌ جناب‌ مسلم‌ بن‌ عقیل‌ به‌ سوی‌ کوفه‌.

ـ ارسال‌ نامه‌ توسط‌ امام‌ به‌ رؤسای‌ بصره‌.


پنجم‌ شوال‌ 60 ه . ق‌: ورود جناب‌ مسلم‌ بن‌ عقیل‌ به‌ کوفه‌ و بیعت‌ هیجده‌ هزار ازمردم‌ کوفه‌ با مسلم‌


هشتم‌ ذی‌ حجه‌ 60 ه . ق‌: ورود عمر بن‌ سعد با لشکری‌ انبوه‌ به‌ مکه‌ برای‌دستگیری‌ امام‌ حسین‌ (ع) (چهارشنبه‌)

ـ حرکت‌ امام‌ از مکه‌ به‌ سوی‌ کوفه‌.

ـ ورود ابن‌ زیاد به‌ کوفه‌ و محاصره‌ قصر ابن‌ زیاد توسط‌ مسلم‌ و یارانش‌.


نهم‌ ذی‌ حجه‌ 60 ه . ق‌: توطئة‌ ابن‌ زیاد و پراکنده‌ شدن‌ یاران‌ مسلم‌ ـ


ـ جنگ‌ مسلم‌ با سپاه‌ ابن‌ زیاد.

ـ هواخواهی‌ عباس‌ بذائی‌ (قره‌داغی‌) از مسلم‌ و شهادت‌ او به‌ دست‌ سربازان‌ابن‌زیاد.

ـ شهادت‌ مسلم‌ بن‌ عقیل‌ و هانی‌ بن‌ عروه‌ در کوفه‌ به‌ دستور ابن‌ زیاد.

ـ فرود آمدن‌ کاروان‌ امام‌ در «ابطح‌» و پیوستن‌ ابن‌ ثبیط‌ بصری‌ و فرزندانش‌به‌امام‌.

ـ فرود آمدن‌ کاروان‌ امام‌ حسین‌ در مکانی‌ به‌نام‌ «تنعیم‌» در دو فرسنگی‌ مکه‌.

ـ فرود آمدن‌ امام‌ در «صِفاح‌» و دیدار فرزدق‌ شاعر با امام‌.

ـ فرود آمدن‌ کاروان‌ امام‌ در «وادی‌ العقیق‌» و پیوستن‌ عون‌ و محمد فرزندان‌حضرت‌ زینب‌ (س‌) به‌ کاروان‌ امام‌.

ـ فرود آمدن‌ امام‌ در «وادی‌ الصّفرا».

ـ فرود کاروان‌ امام‌ در «ذات‌ عِرق‌» و پیوستن‌ گروهی‌ از مسلمانان‌ به‌ امام‌.

ـ فرود کاروان‌ امام‌ در «حاجِر» در ناحیة‌ «بطن‌ الرمه‌» و نوشتن‌ نامه‌ای‌ به‌ مسلم‌ بن‌عقیل‌ و شیعیان‌ کوفه‌ و ارسال‌ آن‌ توسط‌ قیس‌ بن‌ مسهر صیداوی‌.


پانزده‌ ذی‌ حجه‌ 60 ه . ق‌: فرود کاروان‌ امام‌ در «فَیْدْ».


ـ فرود کاروان‌ امام‌ در «اجفُر».


بیست‌ و دوم‌ ذی‌ حجه‌ 60 ه . ق‌: شهادت‌ میثم‌ تمار (صحابه‌ امام‌ علی‌) در کوفه‌توسط‌ ابن‌ زیاد.

ـ ارسال‌ نامة‌ امام‌ به‌ کوفه‌ توسط‌ عبدالله‌ بن‌ یقطر (برادر رضاعی‌ امام‌).


بیست‌ و ششم‌ ذی‌ حجه‌ 60 ه . ق‌: ورود کاروان‌ امام‌ به‌ «زروُد»، نزدیکی‌«خزیمیه‌».


ـ پیوستن‌ «زهیر بن‌ قین‌» به‌ امام‌.

ـ ورود کاروان‌ امام‌ به‌ منطقة‌ «زباله‌» در نزدیکی‌ کوفه‌.

ـ رسیدن‌ خبر شهادت‌ مسلم‌ بن‌ عقیل‌ و هانی‌ بن‌ عروه‌ به‌ امام‌.

ـ ورود کاروان‌ امام‌ به‌ «ثعلبیه‌» و توقف‌ شبانه‌ در آن‌جا.

ـ ورود کاروان‌ امام‌ به‌ «القاع‌» ـ

ـ عبور کاروان‌ امام‌ از «درة‌ العقبه‌» در نزدیکی‌ بیابان‌های‌ کوفه‌.

ـ ورود به‌ «شراف‌» و توقف‌ شبانه‌ در آن‌جا.


بیست‌ و هفتم‌ ذی‌ حجه‌ 60 ه . ق‌: روبه‌رویی‌ کاروان‌ امام‌ با سپاه‌ حر بن‌ یزیدریاحی‌.


ـ قرار گرفتن‌ کاروان‌ امام‌ در دامنه‌ کوه‌ «ذو حُسَم‌ْ».

ـ جلوگیری‌ حرّ از حرکت‌ کاروان‌ امام‌ به‌ سوی‌ کوفه‌.

ـ حرکت‌ کاروان‌ امام‌ به‌ منطقه‌ «البیضه‌».


بیست‌ و هشتم‌ ذی‌ حجه‌ 60 ه . ق‌: عبور کاروان‌ امام‌ از «عُذیب‌ِ الهجانات‌».

ـ رسیدن‌ خبر شهادت‌ عبدالله‌ بن‌ یقطر در کوفه‌ به‌ دست‌ ابن‌ زیاد.

ـ عبور کاروان‌ امام‌ از قادسیه‌.

ـ فرود کاروان‌ امام‌ در «قصر بنی‌ مُقاتل‌» و توقف‌ شبانه‌ در آن‌جا.

دوم‌ محرم‌ 61 ه . ق‌: فرود کاروان‌ امام‌ به‌ کربلا (روز پنجشنبه‌).

ـ حرکت‌ عمر بن‌ سعد با لشکری‌ انبوه‌ به‌ کربلا.


سوم‌ محرم‌ 61 ه . ق‌: ورود سپاه‌ عمر بن‌ سعد به‌ کربلا.



ششم‌ محرم‌ 61 ه . ق‌: تجمع‌ بیست‌ هزار سپاهی‌ در سپاه‌ عمر سعد.


ـ رسیدن‌ نامه‌ ابن‌ زیاد به‌ عمر بن‌ سعد مبنی‌ بر بستن‌ راه‌ رودخانه‌ فرات‌ به‌ روی‌کاروان‌ امام‌.

ـ آمادگی‌ گروهی‌ از قبیله‌ بنی‌ اسد برای‌ پیوستن‌ به‌ امام‌ و حمله‌ چهارصد نفر ازسپاه‌ عمر سعد به‌ آن‌ قبیله‌ و کشتار آنان‌.


هشتم‌ محرم‌ 61 ه . ق‌: حرکت‌ حضرت‌ عباس‌ با بیست‌ و هشت‌ نفر ]یا سی‌ سوار وبیست‌ پیاده‌ با بیست‌ مشک‌ آب‌[ به‌ طرف‌ رود فرات‌ و آوردن‌ آب‌ بعد از درگیری‌ با مأموران‌عمر بن‌ سعد.

ـ ملاقات‌ شبانه‌ امام‌ با عمر سعد.

ـ صدور فرمان‌ جنگ‌ توسط‌ ابن‌ زیاد.

نهم‌ محرم‌ 61 ه . ق‌: حرکت‌ لشکر عمر بن‌ سعد به‌ سوی‌ کاروان‌ امام‌.

ـ مهلت‌ خواستن‌ امام‌ از عمر بن‌ سعد برای‌ یک‌ شب‌.

ـ آوردن‌ امان‌نامه‌ توسط‌ شمر برای‌ حضرت‌ ابوالفضل‌ و برادرانش‌ و خودداری‌ آنان‌از پذیرفتن‌ امان‌نامه‌.

ـ آماده‌سازی‌ کاروان‌ امام‌ برای‌ جنگ‌ فردا.


دهم‌ محرم‌ 61 ه . ق‌: وقوع‌ فاجعة‌ جانسوز کربلا و شهادت‌ امام‌ حسین‌ (ع) و هفتادو دو تن‌ از یاران‌ وفادارش‌ (جمعه‌ یا شنبه‌).

ـ غروب‌ دهم‌ محرم‌: غارت‌ خیام‌ امام‌ و آتش‌ زدن‌ آنها.

ـ اسیر گرفتن‌ بازماندگان‌ کاروان‌ امام‌.

ـ اسب‌ تاختن‌ بر جسد شهدا.

ـ فرستادن‌ سر شهدا به‌ کوفه‌.


یازدهم‌ محرم‌ 61 ه . ق‌: حرکت‌ اسرا به‌ سوی‌ کوفه‌.


دوازدهم‌ محرم‌ 61 ه . ق‌: ورود کاروان‌ اسرا به‌ کوفه‌.

ـ سخنرانی‌ حضرت‌ زینب‌ و ام‌ کلثوم‌ و فاطمه‌ در کوچه‌های‌ کوفه‌.

ـ دفن‌ شهدا در کربلا توسط‌ جمعی‌ از مردم‌ قبیلة‌ بنی‌ اسد.

ـ سخنرانی‌ ابن‌ زیاد در مسجد کوفه‌ و اعتراض‌ عبدالله‌ عفیف‌ به‌ ابن‌ زیاد ودستگیری‌ و شهادت‌ عبدالله‌، به‌ دستور ابن‌ زیاد.


پانزدهم‌ محرم‌ 61 ه . ق‌: حرکت‌ کاروان‌ اسرا از کوفه‌ به‌ شام‌.

اول‌ صفر 61 ه . ق‌: ورود کاروان‌ اسیران‌ به‌ شام‌ (بعد از هیجده‌ روز).

ـ سخنرانی‌ حضرت‌ زینب‌ (س‌) در کاخ‌ یزید.

ـ سخنرانی‌ امام‌ سجاد (ع) در مسجد جامع‌ شام‌.

بیستم‌ صفر 61 ه . ق‌: ورود جابر بن‌ عبدالله‌ انصاری‌ به‌ کربلا برای‌ زیارت‌.

ـ ورود کاروان‌ اسیران‌ به‌ کربلا برای‌ زیارت‌ مزار شهدا.

ـ حرکت‌ از کربلا به‌ مدینه‌.

ـ ورود کاروان‌ اسیران‌ به‌ مدینه‌.

ـ سخنرانی‌ امام‌ سجاد در دروازة‌ مدینه‌.

ـ ورود به‌ مسجد النبی‌ و زیارت‌ حرم‌ مطهر پیامبر.


پانزدهم‌ رجب‌ 62 ه . ق‌: وفات‌ حضرت‌ زینب‌ (س‌).


منازل‌ مسیر کاروان‌ امام‌ از مکه‌ تا کربلا

منزل‌ اول‌: ابطح‌

منزل‌ دوم‌: تنعیم‌

منزل‌ سوم‌: صِفاح‌

منزل‌ چهارم‌: وادی‌ العقیق‌

منزل‌ پنجم‌: وادی‌ الصّفرا

منزل‌ ششم‌: ذات‌ِ عِرق‌

منزل‌ هفتم‌: حاجِر

منزل‌ هشتم‌: فَید

منزل‌ نهم‌: اِجفَر

منزل‌ دهم‌: خُزَیمیّه‌

منزل‌ یازدهم‌: شقوق‌

منزل‌ دوازدهم‌: زرود

منزل‌ سیزدهم‌: ثعلبیه‌

منزل‌ چهاردهم‌: زباله‌

منزل‌ پانزدهم‌: القاع‌

منزل‌ شانزدهم‌: عقبه‌

منزل‌ هفدهم‌: قرعاء

منزل‌ هجدهم‌: مغیثه‌

منزل‌ نوزدهم‌: شراف‌

منزل‌ بیستم‌: ذَوحُسُم‌

منزل‌ بیست‌ و یکم‌: البیضه‌

منزل‌ بیست‌ و دوم‌: عُذیب‌ الهجانات‌

منزل‌ بیست‌ و سوم‌: قصر بنی‌ مقاتل‌

منزل‌ بیست‌ و چهارم‌: نینوا

منزل‌ بیست‌ و پنجم‌: کربلا

منابع‌:


1ـ با کاروان‌ امام‌ حسین‌ (ع) از مدینه‌ تا کربلا، بهاء الدین‌ قهرمانی‌ نژاد شائق‌، انتشارات‌شکوری‌، قم‌، 1378 ش‌.

2ـ پیام‌آور عاشورا، سید عطاءالله‌ مهاجرانی‌، انتشارات‌ اطلاعات‌، تهران‌، چاپ‌ چهارم‌،1376 ش‌.

3ـ تحقیق‌ درباره‌ اول‌ اربعین‌ حضرت‌ سید الشهداء، سید محمد علی‌ قاضی‌ طباطبائی‌،تبریز، چاپ‌ دوم‌، 1397 ه . ق‌.

4ـ حماسه‌سازان‌ کربلا، محمد سماوی‌، ترجمه‌: عقیقی‌ بخشایشی‌، دفتر نشر نوید اسلام‌،قم‌، 1369 ش‌.

5ـ خورشید بر نیزه‌، دکتر نورالله‌ حسین‌خانی‌، انتشارات‌ مسعی‌ ـ نشر خیرالله‌، تهران‌، چاپ‌اول‌، 1379 ش‌.

6ـ لهوف‌، سید بن‌ طاووس‌، ترجمه‌: دکتر عقیقی‌ بخشایشی‌، دفتر نشر نوید اسلام‌، قم‌،چاپ‌ چهارم‌، 1378 ش‌
.
دسته ها : محرم
يکشنبه پانزدهم 10 1387
اگر به دنبال یک مجموعه تم زیبا با قابلیت سفارشی سازی دارید این برنامه برای شما مناسب است. با استفاده از این برنامه معروف می توانید Theme ویندوز را به طور کلی عوض کنید. می توانید ظاهر جزء به جزء ویندوز را عوض کنید. می توانید شکل پنجره ها را عوض کنید. می توانید نوار ابزارهای ویندوز را عوض کنید. می توانید انیمیشنهای ویندوز مانند حالت کپی کردن را عوض کنید. می توانید رنگ پنجره ها را به دلخواه عوض کنید و ... این نسخه دارای تمهای جدید نسبت به نسخه 5.5 می باشد و تم ویندوز ویستا نیز اضافه شده است.
 
 
 
کرک:

http://www.tebdown.com/Download/WindowBlinds6.rar

بعد از باز کردن کرک فایل Patch را در محل نصب نرم افزار کپی کنید. در ویندوز XP‌ فایل WBINST~1.exe و در ویندوز ویستا فایل WbVista.exe را از طریق Task Manager ببندید. فایل Patch را اجرا کنید. ابتدا بر روی Patch و سپس Save License کلیک کنید.


 
 
 
دسته ها :
پنج شنبه دوازدهم 10 1387
GPRS چیست؟
GPRS (جی پی آر اس) مخفف General Packet Radio Service یا خدمات رادیویی بسته‌های اطلاعاتی است

که با به کارگیری این تکنولوژی در شبکه تلفن همراه ، امکان خدماتی نظیر مرور در اینترنت ، ایمیل، ارتباطات تصویری، پیام های چند رسانه‌ای و خدمات مبتنی بر مبدا را فراهم می کند این سرویس به شبکه‌ها این امکان را می دهد که خدمات اینترنتی پر ظرفیت را به صورت دائمی و بدون وققه، به مشترکان خود ارائه دهند.

برای استفاده از این تکنولوژی، شما باید PDA یا موبایلی داشته باشید که GPRS را پشتیبانی کند تا بتوانید به شرکتی که سرویس GPRS را ارائه می کند، دسترسی پیدا کنید GPRS به صورت کلی سه مزیت برای مشترک خود به ارمغان می آورد:

1. امکان می دهد تا همواره ارتباط خود را با اینترنت حفظ نمایید و لازم نیست برای برقراری هر ارتباط، هر بار به شرکت ارائه دهنده سرویس اینترنت متصل گردید

2. GPRS به صورت ذاتی دارای سرعت به مراتب بالاتری نسبت به خطوط ارتباطی داده معمولی در موبایل می باشد ،خطوط معمولی موبایل حداکثر دارای سرعت 9.6 کیلوبیت در ثانیه می‌باشند و در صورت استفاده از سرویس High-Speed Circuit Switched Data یا همان HSCSD حداکثر می‌توانند از سرعت 1.44 کیلو‌بیت در ثانیه بهره ببرند. در صورتی که GPRS می‌تواند تا سرعت 56 کیلو بیت در ثانیه شما را به اینترنت متصل نماید.

3. سومین و اصلی ترین مزیت GSRP این است که شما مبلغ ارتباط خود را بر اساس مقدار اطلاعات ورودی و خروجی به شرکت ارائه دهنده سرویس می‌پردازید و نه بر اساس مدت زمانی که به اینترنت متصل هستید. این به آن معنا است که ممکن است شما تمامی روز به اینترنت متصل باشید اما فقط در هنگام ارسال یک پیغام، مبلغی را پرداخت کنید.

سیستم GPRS چه تفاوتی با GSM دارد؟

در سیستم GPRS یک لایه Packet-Switched به شبکه GSM موجود موبایل اضافه می شود. در واقع GPRS یا نسل 2.5 تلفن های همراه، یک سرویس رادیویی بی‌سیم، جهت ارسال دیتا است که به نوعی یک مرحله میانی بین GSM نسل دوم و UMTS نسل سوم شبکه های مخابرات سیار است که امکان ارسال دیتا را با سرعت 171.2 کیلو بیت بر ثانیه، امکان پذیر می‌سازند بدین ترتیب سیستم GPRS، پهنای باند وسیع تر و امکانات رادیویی بیشتری را در اختیار مشترکین قرار می‌دهد تا ارسال دیتا با سرعت بیشتری انجام شود، که این مقدار 3 برابر حداکثر سرعتی است که کاربران می‌توانند از شبکه های تلفن ثابت، اطلاعات دریافت کنند و تقریبا بیش از 10 برابر سرعت ارسال دیتا در شبکه فعلی GSM است.

استاندارد اصلی GSM در سال 1991 به وجود آمد که به نسل دوم یا G2 شهرت یافت. بعدا استانداردسازی GPRS ابتدا در سال 1994 توسط ETST/SMG انجام شد و سپس در سال 1997 مجموعه مشخصات آن مورد تایید قرار گرفت و سرانجام در سال 1999 تکمیل گردید. خدمات GPRS از این تاریخ به بعد رو به گسترش بوده است
.
دسته ها :
پنج شنبه دوازدهم 10 1387

 

امروز من سعی کردم مقاله ای در مورد منظومه شمسی براتون بزارم . امیدوارم خوشتون بیاد ...

منظومه ی شمسی وقتی کوچک بود!



در منظومه ی شمسی ما یک کمربند سیارکی بزرگ بین مدار مریخ و مشتری وجود دارد. همچنین یک مدار سیارکی دیگر نیز فراتر از مدار سیاره ی نپتون قرار گرفته است. در این محوطه ها تعداد سیارک ها از هر جای دیگری در منظومه ی شمسی بیشتر است. ولی آیا تنها منظومه ی ما دارای چنین کمربند هایی است؟



ستاره شناسان موفق به کشف 2 کمربند سیارکی و یک کمربند یخی در اطراف ستاره اپسیلون- نهر شدند. کمربند سیارکی داخلی این ستاره همانند کمربند سیارکی منظومه شمسی است، در حالی که کمربند سیارکی خارجی در حدود 20 برابر کمربند سیارکی اول جرم دارد. به علاوه، وجود این 2 کمربند بیانگر این است که سیارات غیر قابل رؤیتی در شکل دهی آن ها نقش دارند و از آنها چوپانی می کنند.



اپسیلون- نهر کمی کوچکتر و سردتر از خورشید ماست. این ستاره در صورت فلکی نهر و در فاصله 10.5 سال نوری از ما قرار دارد. اپسیلون- نهر با چشم غیر مسلح قابل رویت است و نهمین ستاره نزدیک به زمین است. به علاوه اپسیلون- نهر از خورشید ما خیلی جوانتر است و در حدود 850 میلیون سال سن دارد، در حالی که خورشید حدود 5ر4 میلیارد عمر دارد.



اپسیلون- نهر نمونه ای بی همتا از منظومه شمسی ما در زمانی است که تنها 850 میلیون سال عمر داشته است.



ماسیمو مارنگو ستاره شناس مرکز اختر فیزیک هارواد-سیمسون در این باره می گوید: "بررسی اپسیلون- نهر به مانند این است که شما ماشین زمانی در اختیار دارید و به دوره جوانی منظومه شمسی نگاه می کنید." این کشف در ژانویه سال آینده میلادی در مجله آستروفیزیکال ژورنال به چاپ می رسد و مارنگو یکی از نویسنده های آن مقاله است.



دان بکمن از مؤسسه ستی ابراز می دارد که این منظومه به احتمال قوی دوره زمانی را سپری می کند که ریشه های حیات در دوره مشابه بر روی زمین شکل گرفته است.



کمربند سیارکی

منظومه ما، میان مدار مریخ و مشتری قرار دارد، و فاصله تقریبی آنها از خورشید 3 واحد نجومی است.(واحد نجومی=فاصله ی زمین تا خورشید) مجموع جرم موجود در کمربند سیارکی منظومه شمسی در حدود 20/1 جرم ماه می باشد. گروهی از ستاره شناسان با استفاده از تلسکوپ فضایی اسپیتزر موفق شدند، کمربند سیارکی مشابه با کمربند سیارکی منظومه خورشیدی و در فاصله 3 واحد نجومی از ستاره اپسیلون- نهر کشف کنند.



آنها همچنین کمربند سیارکی دیگری در فاصله 20 واحد نجومی (جایی که اورانوس در منظومه ما قرار دارد.) از این ستاره کشف کردند. این کمربند سیارکی جرمی معادل با جرم ماه را در بر دارد. کمربند یخی که سومین کمربند این ستاره می باشد در فاصله 35 تا 100 واحد نجومی گسترده است. نمونه این منبع یخ در منظومه شمسی ما نیز وجود دارد که با نام کمربند کوییپر شناخته می شود. اما کمربند سوم اپسیلون- نهر جرمی 100 برار جرم موجود در کمربند کوییپر خورشید را در بر دارد.



بر اساس محاسبات انجام گرفته زمانی که منظومه شمسی 850 میلیون سال سن داشته، کمربند کویی پر نیز جایگاه مشابهی مانند کمربند یخی اپسیلون- نهر را اشغال می کرده است. پس از آن مواد تشکیل دهنده کویی پر از آن خارج شده، بعضی به بیرون از منظومه شمسی پرتاب شدند و بعضی دیگر در پدیده ای به نام "آخرین بمباران سهمگین" به سوی سیارات داخلی روانه شدند.



(حفره های بزرگی که دریا های سطح ماه را تشکیل می دهند گواهی بر این مدعا هستند.) به علاوه ممکن است که اپسیلون- نهر نیز با چنین پاک سازی مواجه شود.



مارنگو می افزاید که اپسیلون- نهر بسیار به منظومه ما شباهت دارد در نتیجه محتمل است که پروسه مشابهی را در مقایسه با منظومه ما طی کند.




کشف سیاراتی بدور اپسیلون - نهر

داده های اسپیتزر فضای تهی میان این 3 کمربند را آشکار کرد. این فضاهای تهی بهترین توضیح برای وجود سیاراتی است که با جاذبه خود به این کمربندها شکل می دهند، همان طور که قمرهای زحل در ساختار حلقه های آن دخیل هستند.

مارنگو بر این عقیده است که وجود سیارات، ساده ترین راه حل موجود برای تشریح مشاهدات انجام شده، هستند.

بر اساس رصد های صورت گرفته 3 سیاره در ابعاد ما بین مشتری و نپتون در این منظومه وجود دارد. سیاره ای که در نزدیکی کمربند سیارکی درونی قرار دارد با مطالعه سرعت شعاعی آشکار شده است. مطالعات نشان داده است که این سیاره در مدار بیضی شکل کشیده ای به دور ستاره خود می چرخد. و خروج از مرکز آن 0.7 است. از طرفی کشفیات جدید با این ساختار مداری همسو نیست چرا که اگر این سیاره چنین مداری داشته باشد مدت ها قبل لایه های بیرونی کمربند سیارکی داخلی را جاروب کرده بود.

سیاره دوم در نزدیکی کمربند سیارکی دوم قرار دارد، سیاره سوم هم در لبه درونی کمربند کویی پر اپسیلون- نهر در فاصله 35 واحد نجومی از آن قرار دارد. مطالعات آتی شاید منجر به کشف سیارات زمین مانندی در فضای درونی، کمربند سیارکی درونی شود.


منبع:

www.Spaceflightnow.com

ترجمه:

هومن کرم نژاد

به نقل از:

http://www.parssky.com/

تصحیح و افزوده ها:

ا.م.گمینی


 
دسته ها :
پنج شنبه دوازدهم 10 1387

دانلود کردن نرم افزار نرو 9

برنامه ی پر مخاطب Nero این بار به صورت قابل حمل برای کاربران سایت تبیان ارایه شده است. برنامه ای که در این نسخه یعنی نسخه ی 9 خود تغییرات عمده ای از جمله ی آنها رایت blue ray cd ایجاد کرد. برنامه ای که به عنوان پر مخاطب ترین برنامه ی کپی لوح های فشرده به کار می رود. چندی پیش نسخه ی سبک آن وارد سایت شده بود و این بار با نسخه ی قابل حمل در خدمت شما هستیم . 

 

دانلود 

دسته ها :
پنج شنبه دوازدهم 10 1387
X