دسته
آرشیو
آمار وبلاگ
تعداد بازدید : 2965
تعداد نوشته ها : 3
تعداد نظرات : 1
Rss
طراح قالب
حمید رضا علیخانی

مهدی واحدیان اردکانی
Vahediyan288@yahoo.com
فرازی چند از وصیت‌نامه سیاسی - الهی بنیانگذار جمهوری‌اسلامی رهبر کبیر انقلاب اسلامی و بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران در بخشی از وصیت‌نامه سیاسی - الهی خود به‌موضوع مجلس شورای اسلامی و خصوصیات نمایندگان شایسته مجلس پرداخته‌اند.
امام خمینی(ره) چنین مرقوم فرموده‌اند: امام خمینی(ره) چنین مرقوم فرموده‌اند:از مهمات امور تعهد وکلای مجلس شورای اسلامی است.ما دیدیم که اسلام و کشور ایران چه صدمات بسیار غم‌انگیزی از مجلس شورای غیرصالح و منحرف،از بعد از مشروطه تا عصر رژیم جنایتکار پهلوی و از هر زمان بدتر و خطرناک‌تر در این رژیم تحمیلی فاسد خورد و چه مصیبت‌ها و خسارت‌های جانفرسا از این‌جنایتکاران بی‌ارزش و نوکرمآب به کشور و ملت وارد شد.در این پنجاه سال یک اکثریت قلابی منحرف در مقابل یک اقلیت مظلوم موجب شد که هر چه انگلستان و شوروی و اخیرا آمریکا خواستند با دست همین منحرفان از خدا بی‌خبر انجام‌دهند و کشور را به تباهی و نیستی کشانند.
اکنون که با عنایت پروردگار و همت ملت عظیم‌الشان سرنوشت کشور به دست مردم افتاد و وکلاء از خود مردم و با انتخاب خودشان بدون دخالت دولت و خان‌های ولایات به مجلس شورای اسلامی راه یافتند،امید است که با تعهد آنان به اسلام و مصالح کشور جلوگیری از هر انحراف بشود. وصیت اینجانب به ملت در حال و آتیه آن است که با اراده مصمم خود و تعهد خود به اسلام و مصالح کشور در هر دوره از انتخابات وکلای دارای تعهد به اسلام و جمهوری اسلامی که غالبا بین متوسطین جامعه و محرومین می‌باشند و غیرمنحرف به سوی غرب یا شرق و بدون گرایش به مکتب‌های انحرافی و اشخاص تحصیلکرده و مطلع بر مسائل روز و سیاست‌های اسلامی به مجلس بفرستند. از نمایندگان مجلس شورای اسلامی در این عصر و عصرهای آینده می‌خواهم که اگر خدای نخواسته عناصر منحرفی با دسیسه و بازی سیاسی وکالت خود را به مردم تحمیل نمودند،مجلس اعتبارنامه آنان را ردکنند و نگذارند حتی یک عنصر خرابکار وابسته به مجلس راه یابد.وحضور همگانی مردم در پای صندوق‌های رای و دقت آنان در انتخاب نمایندگانی صالح و با تقوا و معتقد به نظام و ولایت فقیه، راهکاری برای پاسداری ارزش‌ها و بقای حکومت دینی است. مردم باید در این امتحان‌های بزرگ الهی، برای ماندگاری دین و نظام، پا به عرصه دفع خائن و انتخاب خادم درستکار بگذارند و در این میدان، رضای خداوند را بر رضای خویشتن مقدم دارند؛ تا همچنان ضامن ترویج فرهنگ اسلام عزیز و نفی سلطه جهانخواران و مستکبران شوند! از این رو امام بزرگوارمان در پایان عمر شریف خود فرمودند: «من در ایام آخر عمر با امیدواری کامل و سرافرازی از نبوغ شما به سوی دار رحمت حق کوچ می‌کنم. سرفرازی و مباهات آنگاه به حد کمال خواهد رسید که در ا نتخابات مجلس شورای اسلامی، چون انتخابات ریاست جمهوری، کمال رشد انسانی - اسلامی خودتان را نشان دهید. شما ای ملت عزیز که برای خدا و جلب رضای او به پا خاستید و با تأیید و توفیق ذات مقدسش به پیروزی معجزه آسا رسیدید، اکنون نیز در این مرحله که مقام امتحان است، کوشش کنید که مصالح اسلام و کشور اسلامی را فدای منافع شخصی یا گروهی نکنید. من انتظار دارم که وحدت کلمه خود را حفظ و در انتخاب وکلای خود رضای حق را بر رضای خود مقدم دارید.» زمانی این رضایت حاصل می‌شود و همه مرضی خداوند عزیز می‌گردیم که معیارهای انتخاب اصلح را مد نظر قرار دهیم و نماینده‌ای را برگزینیم که دارای ویژگی‌های ذیل باشد، که امام بزرگوارمان همواره بر آن پای می‌فشردند:
1. اشخاصی که انتخاب می‌کنید،‌ سوابق‌شان را مطالعه کنید... در زمان سابق چه جور بودند، در زمان انقلاب چه جور بودند، از اول انقلاب تا حالا چه جور بودند و سوابق خانوادگی‌شان چه هست، عقایدشان چه هست و مقدار معلوماتشان چه هست.»(1)
2. افرادی را انتخاب کنید که متعهد به اسلام شرقی و غربی‌ نباشند، بر صراط مستقیم انسانیت و اسلامیت باشند.»(2)
3. کسانی را که انتخاب می‌کنید، ‌باید مسایل را تشخیص دهند، نه از افرادی باشند که اگر روس‌ یا امریکا یا قدرت دیگری تشری زد، بترسند؛ باید بایستند و مقابله کنند.»(3
4. مردم شجاع ایران با دقت تمام به نمایندگانی رای دهند که... طعم تلخ فقر را چشیده باشند و در قول و عمل مدافع اسلام پا برهنگان زمین... و مدافع اسلام ناب محمدی (ص) باشند.»(4
5. «باید اشخاص امین و صادق در مجلس شورا بروند که مقررات شما را بر طبق خواسته‌های خدای متعال پیاده کنند.»(5
6 «سرنوشت اسلام و کشور خود را به دست کسانی دهید که به اسلام و جمهوری اسلامی و قانون اساسی معتقد و نسبت به احکام نورانی الهی متعهد باشند و منفعت خود را بر مصلحت کشور مقدم ندارند.
7. «انتخاب اصلح برای مسلمین، یعنی انتخاب فردی که تعهد به اسلام و حیثیت آن داشته باشد، و همه چیز را بفهمد و چون در مجلس، اسلام تنها کافی نیست، بلکه باید مسلمانی باشد که احتیاجات مملکت را بشناسد و سیاست را بفهمد و مطلع به مصالح و مفاسد کشور باشد و ممکن است به شما و گروه شما هم مربوط نباشد، که اگر اصلح را انتخاب کردید، کاری اسلامی می‌کنید و این محکی است برای خودتان که تشخیص بدهید انتخاب برای اسلام است یا برای صلاح خوتان.»(7) اگر انتخاب، برای اسلام باشد، در این صورت، رضایت حق را بر رضای خویش مقدم داشته‌ایم و سعادت دو سرا و کمال خود را تدارک دیده‌ایم؛ و حافظ و نگهبان جمهوری اسلامی ایران گشته‌ایم.
پی نوشت ها
1.صحیفه نور، ج 9،‌ ص 177 2. همان، ج 11، ص 284 3. همان، ج 18، ص 198. همان، ج 4، ص 194 5. همان،‌ ج 5، ص 253 6. همان،‌ج11، ص 269 7. همان، ج 18، ص 152 ادامه داردهمان،‌ج11، ص269 7. همان، ج 18، ص152

امام خمینی(ره)در پیامی به مناسبت پنجمین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی، حضور ملت در حوزه‌های رای‌گیری و انتخاب نمایندگان اصلح را وظیفه شرعی و عقلی مردم اعلام کردند.
امام در این پیام فرمودند: یکی از وظایف مهم شرعی و عقلی ما برای حفظ اسلام و مصالح کشور،حضور در حوزه‌های‌انتخابیه و رای‌دادن به نمایندگان صالح، کاردان و مطلع بر اوضاع سیاسی جهان و سایر چیزهایی است که کشور به آنها نیاز دارد،چه از روحانیون باشند،چه نباشند و مجلس چنانچه محتاج به علما و روحانیون مطلع از احکام شرعی و سیاسی اسلام است،محتاج به متخصصین رشته‌های مختلفی است که کشور احتیاج به آنها دارد.
مجلس امروز مواجه‌است با دنیای پرآشوب صنعتی و سیاسی پیچیده و فرهنگ‌های غربی و شرقی و صحنه‌های تنازع بقاء بین‌المللی و چنین مجلسی باید انباشته از مطلعین و دانشمندان و متخصصان در هر رشته باشد و لازم است کسانی که کاندیداهایی به ملت معرفی می‌کنند،در نظر داشته‌باشند که از مطلعین هر رشته تخصصی چند نفری در بین کاندیداهای آنها باشد و اگر کسی یا کسانی را در در غیر گروه یا صنف خود یافتند که از افراد گروهشان لایق تر است،او را کاندید کنند.
مساله انتخابات یک امتحان الهی است که گروه گرایان را از ضوابط گرایان گرایان ممتاز می‌کند و مومنین و متعهدین را از مدعیان جدا می‌نماید و کسانی که خود را کاندید می‌کنند یا کاندید گروهی هستند،اگر خود را صالح برای وکالت در یک چنین مجلسی نمی‌دانند و وجود آنها در این مکان نفعی برای کشورشان ندارد،خدای متعال را در نظر بگیرند و رضای‌او را بر رضای خود مقدم دارند و حضرات روحانیون از ائمه جمعه و جماعات یا سایر آقایان محترم توجه کنند که شهرهای خود رااز خدمتگزاران به ملت و بندگان صالح خدا خالی نکنند که خدمت به مردم و رفع حاجات آنان و تربیت علمی و اخلاقی بندگان خدا که شغل شریف روحانیت است بر هر چیز مقدم است مگر آنکه بدانند وجود آنها در مجلس برای خدمت به اسلام مفیدتر است.
میزان در نظر همه ارزش خدمت باشد، نه خدای نخواسته تحصیل مقام و شما می‌دانید در جمهوری اسلامی مقاماتی که در رژیم‌های دیگر مطرح است و برای تحصیل آن دست به همه نوع فعالیت مشروع یا غیرمشروع می‌زنند مطرح نیست و اساسا این مقامات ارزشی ندارد مگر آنکه خدمت به خدا و خلق خدا باشد.
صحیفه نور جلد ‪ ۱۸‬صفحه ‪۲۳۲‬
هر چه به زمان انتخابات مجلس شورای اسلامی هشتم نزدیک میشویم فضای انتخابات بر جامعه حکم فرما میشود و مردم و مسولان نظام برای خلق یک حماسه بزرگ و ملی دیگر خود را آماده میکنند.در هر انتخاباتی رای دهندگان طبق معیارهای خاصی دست به انتخاب میزنند که از جمله میتوان به : پایبندی به اعتقادات ، قوم و خویشی ، برنامه و راه کار ، شعار های محوری ، نحوه تبلیغات ، نگاه به اطرافیان ، وابستگی حزبی و ... اشاره نمود.
از میان موئلفه های فوق بدون شک وابستگی به احزاب سیاسی قانونی در کشور برای برخی از افراد مردم مهم تلقی میشود. وجود و پذیرش این مولفه در انتخابات های عمومی یکی از پیش شرط های توسعه سیاسی است. اگر تعداد بیشتری از آحاد مردم با استفاده از این فاکتور دست به انتخاب بزنند ، آن جامعه را در مسیر توسعه سیاسی قلمداد میکنند و برعکس آن نیز صادق است .
انسان وقتی که در مسیر انتخاب قرار میگیرد باید تمام توان علمی خویش را به کار ببندد و از سر آگاهی دست به انتخاب بزند ، عقل حکم میکند که هر چه تاثیر انتخاب در زندگی و آینده انسان بیشتر باشد حساسیت و دقت بیشتری باید مد نظر قرار گیرد و در انتخاب شرایط و فاکتورهای علمی و کارشناسی شده بیشتری منظور دارد. این یک اصل پذیرفته شده است که کاندیدای حزبی از کاندید مستقل ، بیشتر پایبند برنامه ها و راه کارهای ارائه شده خود است. زیرا کاندیدای حزبی در صورت اجرایی نکردن برنامه های مدون خود ، حزب پشتیبان خود را به زیر سوال خواهد برد و در انتخابات آتی امیدی به موفقیت کاندیدای حزب فوق نیست.ولی در عوض کاندید مستقل میتواند از میثاقی که با مردم بسته است طفره رود و با رسیدن به کرسی وکالت یا ریاست جمهوری تغییر 180 درجه ای در برنامه های خود دهد.
اما نگاهی اجمالی به آمار انتخابات های گذشته ، اعم از ریاست جمهوری و یا مجلس شورای اسلامی نشان میدهد که ما برای گذر از فرهنگ سنتی انتخاب ، تا مرز توسعه سیاسی باید زمان بیشتری را طی نماییم. حال که در آستانه انتخابات مجلس شورای اسلامی قرار داریم و تا این انتخابات فاصله زمانی زیادی باقی نمانده است ، چه اتفاقی خواهد افتاد . میشود این دیدگاه و این نمونه آماری را به دیگر انتخابات ها از جمله انتخابات آتی مجلس هشتم تعمیم داد؟ آیا جامعه ایران توانسته است فاصله خود را تا انتخاب بدون توجه به مسائل سنتی و تنها با توجه به برنامه و خاستگاه حزبی دست به انتخاب بزند؟ البته تا حدودی بعید مینماید. و اگر هم به صورت نسبی تاثیر داشته باشد در شهرستانهایی با آمار جمعیتی پایین که فرهنگ سنتی و عشیره ای هنوز حرف اول را میزند و زیر ساختهای فرهنگ مدرن در آنها چندان گسترش نیافته است. نمیتوان امید چندانی به تاثیر احزاب و برنامه آنها داشت.
انتخابات در هر نوعی که باشد فرصتی است که حکومت های مردمسالار در اختیار مردم قرار میدهند تا آنها به صورت مستقیم مسولان نظام را انتخاب نمایند و در این فرایند آنان نیز غیر مستقیم از جانب همین مردم امورات کشور را در راستای خدمت به ملت به پیش ببرند ، تفاوت نظام های مردم سالار و دموکراسی با حکومتهای استبدادی تنها در این شیوه رایج یعنی انتخاب مسولان حکومت است . برگزاری انتخابات آزاد و سالم نشان دهنده این واقعیت است که اصل و اساس مردم هستند و به همین خاطر است که میزان شرکت مردم در انتخابات عمومی یک کشور یکی از فاکتورهای اساسی مشروعیت آن نظام میباشد و در رفع تهدیدات خارجی و ناامید کردن اپوزیسیون های فرامرزی برای اخلال در کشور و ایجاد روابط دوستانه با سایر کشورهای دموکراتیک جهان نقش مهم و ارزنده ای ایفا مینماید. حال به تعبیری انتخابات به عنوان یک شمشیر دو لبه عمل میکند اگر درست از آن استفاده گردد ، سعادت ملت و دولت را به ارمغان می آورد ، در غیر این صورت موانعی در سر راه پیشرفت ملت و دولت به وجود خواهد آورد . اینجاست که تلاش ما به عنوان کسانی که برای این نظام ایثارها کرده و هزینه ها داده ایم باید حضور حداکثری در پای صندوق های رای و انتخاب آگاهانه از اولویت های اصلی ما باشد اگر از این فرصت درست استفاده نگردد چه بسا ضرر های غیر قابل جبرانی متوجه جامعه می گردد.مسولان ارشد نظام خصوصا مقام معظم رهبری(مدظله العالی) بیشتر روی مشارکت حداکثری مردم تاکید دارند تا انتخاب فرد یا اراد خاصی . باید از این توصیه ها نهایت استفاده را برد و به عنوان راهبرد اساسی در امر برگزاری انتخابات از آن سود جست.
مجلس شورای اسلامی به عنوان یکی از ارکان مهم و سرنوشت ساز نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران با کارکردهای متنوع و اثر بخش خود میتواند مجموعه دولت را با انتقاد و سوال و تذکر و در نهایت اهرم فشار استیضاح زیر نظر داشته و کنرل نماید مجلس با نظارت مستمر و مداوم خود از حقوق ملت در برابر دستگاه های دولتی حمایت میکند و بنا بر نص صریح قانون حق اظهار نظر در تمام مسائل خارجی و داخلی را داراست و کسی هم حق پیگری و مواخذه و یا جلوگیری از اظهار نظر نماینده مجلس را که در راستای خدمت به مردم نظرات خویش را عنوان نموده است ، ندارد و به تصریح قانون اساسی که میثاق ملی و دینی جامعه است نماینده مصونیت پارلمانی دارد.در یک کلام چه سخنی بالاتر از این گفته های امام راحل(ره) که فرمود: مجلس در راس امور واقع است . یا : مرکز همه قانونها و قدرتها مجلس است .و یا : هیچ کس حق ندارد به مجلس جسارتی بکند.
فراتر از نقش نظارتی مجلس ، نقش اصلی قانونگذاری و تصویب لوایح و طرح هاست . آیا مردم ما به خوبی میدانند که فلان قانون یا فلان بخشنامه که امروز در جامعه ساری و جاری است ، نشات گرفته از انتخاب دیروز آنهاست؟ آیا این قانون و بخشنامه همان خواست و توقعات ما بود که از فیلتر مجلس و نمایندگان عبور کرد و امروز به خود ما برگشت داده شده است؟ یا نه این چیز دیگر و جدای از آن خواسته های ما بوده؟ اینجاست که ارزش تک تک آرای ما به خوبی درک و احساس میشود.ما با انتخاب افرادی برای تعیین سرنوشت خود در واقع چک سفید امضاء به آنها میدهیم . پس باید مواظب باشیم که در انتخاب کوچکترین اشتباه نتیجه آن متوجه خود ما خواهد شد.
یک مشکلی که مشکل ما در اکثر انتخابات های مجلس شورای اسلامی گذشته بوده ، این است زمانی که پای صندوق های رای میرویم به شخص رای میدهیم نه به برنامه ، خواسته های کاندید را مد نظر داریم و نه خواسته ها و انتظارات خود را ، مثلا فلان کاندید آدم فقیری است به او رای میدهیم تا کمی وضع مادیش بهتر شود. خوب که نگاه میکنید این مورد جزء هیچکدام از اهداف و وظایف نمایندگی نیست!! یا اینکه فلانی قوم و خویش است ، نمیشود او را از خود برنجانیم ، این مورد هم جز اهداف و برنامه های نمایندگی نیست!! یا اینکه فلانی جزء سادات است ، این خوب است و احترام هم لازم ، اما چه تاثیری در قانونگذاری ، تصویب یا تایید لوایح و طرح ها یا نظارت بر مجموعه دولت دارد. ایا صرف جزء سادات بودن میتواند باعث بوجود آمدن یک نطق آتشین در دفاع از حقوق مردم محروم باشد.
پس چگونه انتخاب کنیم تا اشتباه مان کم شود و امیدی به بهبود اوضاع منطقه ای خود داشته باشیم ؟

برای شناخت نماینده اصلح راههای مختلفی است که باید به آنها اهمیت داده شود.
راه اول این است که خود انسان با تحقیق و سعی و تلاش فردی را که دارای ملاکهای ارزشی و شرایط لازم است از بین کاندیداها پیدا کرده و او را به نمایندگی خود در مجلس انتخاب نماید مثلا وقتی می‌گوئیم یکی از ملاکها و معیارهای نماینده تقوی است و قرآن نیز گرامی‌ترین افراد نزد خدا را با تقواترین افراد می‌داند منظور این نیست که حد اعلی تقوی را داشته باشد زیرا مجلس به نمایندگان زیادی احتیاج دارد و طبعا افرادی که در حد اعلی از تقوا باشند بسیار نادر هستند. منظور حد اَدنی از تقوا هم نمی‌باشد چون نماینده بی‌تقوا بدرد نمی‌خورد بلکه منظور این است که از اتقی شروع کرده تا هر تعدادی که نیاز داریم انتخاب نمائیم نه اینکه چون حد اعلی از تقوا وجود ندارد دست از انتخاب و رأی دادن بکشیم و یا رأی سفید در صندوق بیندازیم پس همانطوریکه در اقامه نماز باید نماز را با وضو خواند و اگر آب نباشد نمی‌شود از نماز گذشت و آنرا رها کرد بلکه باید با تیمم نماز خواند و یا در صورت عسر و حرج به صورت خوابیده و یا با اشاره چشمها نماز می‌خوانیم. یعنی تا ممکن است به بهترین وجه و اگر نشد تا حد امکان سعی می‌کنیم، در تعیین نماینده نیز سعی و تلاش شود تا بهترین‌ها انتخاب شوند.
راه دوم: از وضعیت طرفداران کاندیداها می‌شود به خود کاندیداها پی برد و آنان را شناخت. از مویّدین آنها می‌شود وضعیت خود آنها را تشخیص داد باید دید چه کسانی او را تائید کرده‌اند و رأی به او چه کسانی را خوشحال می‌کند آیا باعث شادی دشمنان انقلاب می‌شود یا خوشحالی دوستان انقلاب آیا اطرافیان از انسانهای خوب و صالحی هستند یا انسانهای ظالم و گناهکار آیا از رفتن او به مجلس، ابر قدرتها مثل آمریکا و اسرائیل خوشحال می‌شوند یا ناراحت، اگر رفتن او به مجلس، باعث رضایت اجانب است او لایق مجلس نخواهد بود همانگونه که امام فرمود هر وقت دیدید دشمن یا اجانب از شما تعریف می‌کنند در خودتان شک کنید زیرا تعریفهای آنها بی‌جهت نیست و حتما بعضی از اعمال شما به نفع دشمن و به ضرر انقلاب است که باعث خوشحالی آنها شده است کسانی که با بزرگان نظام مخالفت می‌کنند یا دل رهبری را بدرد می‌آورند و باعث نارضایتی رهبری می‌شوند جز اینکه آب به آسیاب دشمن ریخته و به ملت و نظام خود خیانت می‌کنند کاری انجام نمی‌دهند.
راه سوم اینکه اگر نتوانستیم تشخیص دهیم، برطبق آیه قرآن(فاسئلوا اهل الذکر ان کنتم لا تعلمون) یعنی از اهل ذکر و علما بپرسید از اهل خبره بپرسید باید به دنبال علما و روحانیون مورد اعتماد رفت که امین مردم بوده و نفع و ضرر مردم را تشخیص می‌دهند و می‌دانند چه کسانی مصلحت نظام و مردم را تشخیص داده و به آن عمل می‌کنند و چه کسانی به نفع شخصی و ضرر مردم اهتمام می‌ورزند که طبعا باید به بزرگان مورد اعتماد خود رجوع کرد و از آنها پرسید و حضرت امام در پیامهای مختلف خود همیشه مردم را در صورت مواجه شدن با مشکل و تشخیص اصلح رجوع می‌داد به علما ، مراجع و بزرگان زیرا آنها کسانی هستند که می‌توانند روشی ساده در انتخاب اصلح برای افرادی باشد که وقت تحقیق از کاندیداها را نداشته و نتوانسته‌اند در تحقیقات خود به نتیجه‌ی خوبی برسند.پس باشد که با حضور خوددر روز 24 اسفند ماه 86 کسی را انتخاب کنیم که درد دین داشته باشد زجر کشیده برای انقلاب حافظ منافع میهنی وملی ما باشد باعث آبروی ایران وانقلاب باشد پیرو خط امام ولایت فقیه ورهبری باشد برای مردم کار کند نه فقط برای خود به معنای واقعی نماینده ووکیل مردم باشد نه طلبکار آنهاونماینده ای باشد که بتواند حق مردم ،انقلاب وایران را در تمامی زمینه ها اداء کند انشا الله

یزدفردا

دسته ها :
يکشنبه هفدهم 3 1388
می خواهم در موردمعیارهای انتخاب در انتخابات صحبت نمایم امیدوارم بتوانم کمک شایسته ای دراین راه بنمایم.
دسته ها :
سه شنبه بیست و دوم 2 1388
انقلاب 57 ریشه در مذهب
سیاست - مریم جمشیدی:
بررسی ابعاد انقلاب اسلامی ایران و آسیب‌شناسی آن موضوعی است که تلاش شده در گفت‌وگو با رسول منتجب‌نیا که در حال حاضر قائم‌مقام حزب اعتماد ملی است، به آن پرداخته شود.
  • منتجب‌نیا معتقد است پیش از پیروزی انقلاب، اسلام ابزاری بود که حاکمان فاسد از آن در جهت توجیه عملکرد خود استفاده می‌کردند. وی ایمان مردم و تمسک آنان به ارکان مذهب تشیع را یکی از مهمترین عوامل تأثیرگذار در پیروزی انقلاب اسلامی ایران دانسته و می‌گوید: آلودن دین به پیرایه‌ها و خرافات یکی از اصلی‌ترین دلایل قیام امام بود و امروز نیز خطر بازگشت به همان شرایط گذشته به‌صورت جدی احساس می‌شود.


قائم مقام حزب اعتماد ملی در ادامه این گفت‌وگو تأکید کرد که پس از انقلاب، مار خوش‌خط و خال ارتجاع‌گرایی این روزها جانی دوباره یافته و در دانشگاه‌ها، حوزه‌ها و محافل دینی خودنمایی می‌کند.

منتجب‌نیا همچنین با انتقاد از مسئولانی که تنها به دنبال استفاده ابزاری از نام امام هستند تصریح می‌کند که سخنانش را با این نیت که از انحراف انقلاب از مسیر اصلی جلوگیری شده و لطمه‌ای به آبروی امام وارد نشود، بیان می‌کند.

  • برای شروع اجازه دهید از عوامل شکل‌گیری انقلاب صحبت کنیم. به نظر شما ایجاد جریانی تحت عنوان انقلاب اسلامی در ایران معلول چه عواملی است؟

 اگر بخواهیم انقلاب اسلامی ایران را ریشه‌یابی کرده تا بدانیم از کجا نشأت گرفته، یک‌سری عوامل اجتماعی، اقتصادی و سیاسی قطعاً در پیرایش و شکل‌گیری و پیروزی آن دخیل بوده است.


معمولاً عواملی که در سایر انقلاب‌ها مؤثر بوده، صرفاً فشارهای اقتصادی یا سیاسی بوده‌اند و علت تامه را تشکیل می‌داده‌اند. در انقلاب اسلامی ما بدون تردید این عوامل دخیل بوده‌اند؛ یعنی ستم‌هایی که شاهان و پادشاهان در طول تاریخ بر این ملت به‌خصوص از دوران پهلوی به بعد، روا داشته‌اند.

از سوی دیگر بی‌عدالتی، اختلافات طبقاتی، خفقان سیاسی که در جامعه بود و عدم اجازه اظهارنظر به عموم مردم و حتی نخبگان کشور و این‌که مردم احساس می‌کردند سرنوشت‌شان از سوی بیگانگان تعیین می‌شود و حکومتشان، فقط یک عامل اجرایی است، موجب به‌وجود آمدن احساس حقارت شده بود.

این سلسله عوامل مادی، سیاسی و اجتماعی و فرهنگی بود، اما عامل دیگری که توانست مجموعه عوامل ذکر شده را مؤثر قرار داده و مدیریت کند تا انقلاب به نتیجه برسد، موضوع ایمان و عقیده مردم به اسلام و تشیع بود.


اسلامی که مردم را مختار و آزاد دانسته و برای مسلمانان عزت و سربلندی قائل است و تشیعی که پیشوایانش یعنی ائمه معصومین همواره منادی عزت و شرافت بوده‌اند و مردم را به بندگی خدا و آزادی از بند غیرخدا دعوت می‌کردند. در واقع اعتقاد به اسلام و تشیع سرخ علوی در وجود مردم رسوخ کرده بود.

  • اما این اسلام و تشیع که همواره در طول تاریخ با خون مردم آمیخته شده بود، چرا در مقطعی خاص نظیر انقلاب اسلامی منشأ اثر شد؟

عقیده به اصل اسلام و تشیع از لحظه ولادت مردم ایران در وجودشان آمیخته است کما این‌که اکنون نیز چنین است. منتها این اسلام و تشیع آمیخته شده بود با یک‌سری انحرافات و خرافات و غیره که باعث ناکارآمدی و بی‌اثر بودن اسلام و تشیع شده بود.

 یعنی خرافات چنان بر دین و مذهب غلبه یافته بود که حتی در برخی موارد، مذهب را ناکارآمد و به‌صورت مخدر درآورده بود. حتی کار به‌جایی رسیده بود که از دین به عنوان توجیه‌گر حاکمان استفاده می‌شد؛ به‌طوری که برخی از علما معتقد بودند که شاه «ظل‌الله فی ارضه» یعنی سایه‌ خدا در زمین است و در برابر او همه باید اطاعت کنند.


طبیعی است وقتی چنین نگرشی درباره دین وجود داشته باشد، کارآمدی‌اش را از بین می‌برد. تا این‌که خداوند رهبری را به مردم عنایت کرد که به زدودن این پیرایه‌ها پرداخت. امام بزرگوار اول کاری که کرد این بود که خرافات را زدود و مردم را با اسلام و اصالت آن آشنا کرد و برخلاف سخنان استعمارگران که مدعی بودند مردم ایران باید متکی به بیگانگان باشند، به ملت گفت که شما می‌توانید با تکیه بر نیروی الهی و با توجه به فرهنگ و تمدن ملی‌تان، آزادانه و سرافرازانه زندگی کنید و متکی به خود باشید.


در عین حال امام از ضعف اقتصادی و سیاسی حکومت هم استفاده کرد و گفت که نسخه شفابخش اسلام در این موارد، قیام و جهاد فی‌سبیل‌الله است.  ایشان به عنوان یک رهبر هم توانست بینش مردم را تغییر دهد و هم نقاط ضعف حاکمیت را عیان سازد و در نهایت یک راه‌حل نیز ارایه داد.


همان موقع خیلی‌ها بودند که می‌گفتند با رژیم شاه بسازیم و برویم دنبال اصلاحات که امام جواب دادند باید این موضوع را از ریشه درست کرد و پیشوایان کفر را بنا بر منطق قرآن باید کنار گذاشت. چنین بود که از سال چهل و یک نهضتی آغاز شد و در سال 57 نهالش به ثمر نشست و تقدیم بشریت شد.

  • هر انقلاب در هر گوشه‌ای از دنیا که به‌وقوع می‌پیوندد یک‌سری‌ عوامل موجب رخ دادن آن شده‌اند که بعضاً این عوامل ممکن است با یکدیگر متفاوت باشند اما تمام انقلاب‌ها بعد از وقوعشان در یک چیز با هم مشترکند و آن آسیب‌هایی است که ممکن است بر پیکره انقلاب‌ها بنشیند.
    انقلاب اسلامی ما نیز از این امر مستثنی نیست. می‌خواهیم برایمان از آسیب‌هایی که انقلاب ما را در دو مقطع قبل و بعد از حیات امام تهدید می‌کرده و می‌کند صحبت کنید.

گفتیم که عامل اصلی در وقوع انقلاب، اعتقاد و ایمان مردم بود. در واقع باور به این‌که جهان آفریدگاری دارد که قوانینی را برای سعادت بشر وضع کرده با انقلاب قوت گرفت. حال اگر این باور تضعیف یا انکار شود، مسلماً به استمرار انقلاب لطمه خواهد زد. همچنین اگر عقاید مردم بعد از کنار رفتن خرافات دست‌خوش تغییرات شده و دوباره با لایه‌ای از خرافات پوشیده شود، به انقلاب آسیب جدی وارد خواهد شد.


قبل از انقلاب برخی مداح‌ها وجود داشتند که با نسبت دادن برخی خرافات و دروغ‌ها به ائمه موجب وهن اسلام می‌شدند و به‌شدت هم از سوی دستگاه حاکمیت مورد حمایت قرار می‌گرفتند. حال اگر این فضا دوباره به جامعه برگردد و حقایق اسلام در اختیار مردم قرار نگیرد، یک‌بار دیگر خرافه‌پرستی به‌جای اعتقاد به اسلام می‌نشیند. بنابراین ما باید عامل اصلی را که مسئله باورهای صحیح و معتقدات راستین و حقیقی است حفظ کرده و اجازه ندهیم به ذره‌ای خرافات آغشته شود.


اما با کمال تأسف باید بگویم که بعد از رحلت حضرت امام و به خصوص در سال‌های اخیر، بازار پررونقی برای خرافات به وجود آمده است. آنهایی که قبل از انقلاب خرافه‌گرایی را رواج می‌دادند، الان میدان پیدا کرده‌اند و با بهره‌گیری از بسیاری از امکانات نظام به فعالیت خود ادامه می‌دهند. اگر وحدت و انسجام که یکی از عوامل پیروزی انقلاب بود، جای خود را به تفرقه بدهد، جامعه از درون می‌پوسد.

 یک نکته‌ای اینجا مطرح می‌شود و آن اینکه امام بزرگوار با سعه‌صدر خود، تحمل زیادی داشتند. امام فوق‌العاده طرفدار آزادی قانونی و مشروع و جامعه چند صدایی بودند. به هیچ عنوان اجازه نمی‌دادند جلوی ابراز عقیده صاحب‌نظران گرفته شود. ایشان بارها می‌فرمودند که آزادی آری، توطئه نه! و حتی به گروه‌هایی که معارض نظام بودند می‌گفتند بیایید و حرف بزنید. فراموش نمی‌کنیم که در زمان امام گاهی از صدا و سیما برای طرح نظرات گروه‌های الحادی یا التقاطی استفاده می‌شد و اجازه مناظره داشتند.

 ظرفیت امام، ظرفیت بالایی بود و جامعه را با این ظرف می‌دیدند. در عین حال اجازه توطئه و پایمال‌شدن خون شهدا را نمی‌دادند. اما بعضی‌ها آزادی را با موضوع براندازی و مقابله با حکومت اشتباه گرفته‌اند. برخی معتقدند که آزادی اندیشمندان موجب تزلزل و تضعیف نظام می‌شود و با هدف تقویت نظام قصد تک‌صدایی کردن جامعه را دارند که باور غلطی است.

 زیرا ظرفیت نظام بیشتر از این حرفهاست. از سوی دیگر برخی فکر می‌کنند رقابت و اظهار نظر و اختلاف سلیقه نیز موجب تضعیف نظام خواهد شد که این هم اشتباه است. بنابراین ما باید کاری کنیم که تمام احزاب، گروه‌ها و مطبوعات در چارچوب قانون از آزادی برخوردار باشند و نظام هم از آنها حمایت کند.

 این کار اشتباهی است که برخی مسئولان تصور می‌کنند با مقابله با احزاب و گروه‌های سیاسی می‌توانند خودشان را تقویت کنند در حالی که آنها باید ظرفیت خود را افزایش دهند. باید این را بدانیم که با دیگرکشی عمر ما زیاد نمی‌شود. این ضعف یک دولت است که اجازه ندهد صاحب‌نظران حرف بزنند و بعد بگویند آرامش در جامعه حاکم است و اختلافی وجود ندارد.


 امنیتی که ما در جامعه به آن نیاز داریم، امنیت حیات و زندگی اجتماعی است، آرامشی است که زنده‌ها نیاز دارند نه آنچه که مرده‌ها دارند.

 بنابراین برخی تصور می‌کنند با تک صدایی کردن جامعه، به انقلاب خدمت می‌کنند اما من به ضرس قاطع این باور را رد می‌کنم، زیرا تک‌صدایی کردن جامعه به معنای ضربه زدن به نظام هم از نظر حیثیت جهانی و هم به لحاظ اقتدار درونی و وحدت ملی است. وقتی نخبگان ملت تحت فشار قرار بگیرند، مردم اعتمادشان را به نظام از دست می‌دهند.

  •  با توجه به شعارها و اهدافی که قبل از انقلاب در نظر گرفته و ذکر می‌شد و نتایجی که بعد از انقلاب و در طول سه دهه عمر آن به دست آمده آیا وضعیت موجود با توجه به دستاوردها راضی‌کننده هست؟

زیربنای انقلاب، اسلام است. اسلامی که مدعی است اگر مردم به آن رو بیاورند، سعادت آنها را تأمین می‌کند. اما ما هنوز نتوانسته‌ایم ملتمان را به اوج عزت و سربلندی برسانیم. بعد از سی‌سال هنوز انقلاب و اسلام نتوانسته آن جاذبه، خلاقیت و محرک بودنش را به عرصه ظهور برساند.

 امام بزرگوار تا زنده بود تمام قدرتش را به کار برد تا این نوع اسلام باور شود و موفق هم شد زیرا توانست اسلام به انزوا برده شده را به تحرک در آورد اما متأسفانه تداوم آن بعد از رحلت ایشان دچار نقص شد. زیرا عواملی تلاش کردند تا اسلام را تضعیف کنند؛ عواملی نظیر خرافه‌گرایی، ارتجاع و واپس‌گرایی که بعد از رحلت امام میدان پیدا کردند.


در زمینه مسائل علمی و اقتصادی نیز آنچنان که باید به استقلال کامل نرسیده‌ایم. همچنین در زمینه مسائل سیاسی نیز هرچند هیچ‌گونه وابستگی سیاسی به دیگر کشورها نداریم، اما متأسفانه نتوانسته‌ایم این عدم وابستگی را تعریف کنیم. یعنی در داخل گاهی چنان فضا را می‌بندیم که حداقل نخبگان فکر می‌کنند بیگانه هستند. در رابطه با دولت‌ها و سایر کشورها، گاهی فضا را چنان تیره می‌کنیم که آنها جرأت نمی‌کنند با ما ارتباط برقرار کنند.

یعنی شعارهایی می‌دهیم و حرف‌هایی می‌زنیم که دولت‌ها را می‌ترسانیم و بدین ترتیب روابطمان بدون هیچ دلیلی خدشه‌دار می‌شود.بنابراین ما نه تنها از ظرفیت انقلاب بهره‌برداری صددرصد نکرده‌ایم، بلکه استفاده درخور و شایان هم نکرده‌ایم.

  • چشم‌انداز انقلاب اسلامی ایران را چگونه می‌بینید؟!

انقلاب ما جریان قابل تأییدی را دنبال نمی‌کند و باید بازنگری در روند فعلی آن انجام دهیم زیرا اگر همین روند ادامه یابد ما به عنوان سربازان انقلاب فوق‌العاده برای اسلامی که امام معرفی کرد، احساس خطر می‌کنیم.

 برای این مدیریت‌های ناکارآمد و سیاست‌هایی که در قبال امور داخلی و خارجی در پیش گرفته شده است، احساس خطر می‌کنیم و این نه به دلیل ماهیت انقلابمان و چارچوب‌های رهبری است بلکه به دلیل سیاست‌های غلطی است که در رده‌های پایین به وجود آمده و همچنین رونق بازار خرافات و انحرافاتی است که در جامعه به وجود آمده است.

  • به قول خودتان از سوی امام نسخه‌ای برای رهایی ملت ایران از وضعیتی که حکومت شاهنشاهی ایجاد کرده بود، پیچیده شد. فکر می‌کنید در حال حاضر چند درصد از این نسخه اجرا شده است؟

 نمی‌شود درصد تعیین کرد اما به هرحال خطر جدی است و فاصله از آرمان‌های امام یک امر غیرقابل انکار می‌باشد. یک چیزی که الان در جامعه وجود دارد و جالب اینجاست که در زمان حیات امام وجود نداشت این است که در دوران امام دو جبهه وجود داشت.

یک جبهه پیروان امام و جبهه دیگری متشکل از منتقدان ایشان وجود داشت که کم و بیش انتقاد می‌کردند و در درون نظام‌ هم بودند. لذا آن موقع یک عده به عنوان نیروهای خط امام معرفی شده بودند که هر چه امام می‌گفت عمل می‌کردند و رهنمون ایشان را مورد عنایت قرار می‌دادند.

 اما الان چنین حالتی وجود ندارد و تمام نیروهایی که درون حکومت هستند، خود را مدعی پیروی از امام می‌دانند ولی سؤال اینجاست که چند درصد آنها واقعاً پیرو امام هستند؟ آنچه مسلم است اینکه در جامعه ما خیلی افراد هستند که نام امام(ره) را به صورت ابزار درآورده‌اند.

 در واقع خیلی از سیاستمداران و صاحبان قدرت اسلام، تشیع، امام زمان و تمام مسائل و مقدسات را ابزار قرار می‌دهند و چه خیانت بزرگی است که انسان الگوها را ابزار تثبیت حکومت خود سازد.متأسفانه امروزه استفاده ابزاری از نام امام مد شده و هر کسی که بخواهد حرف خود را به کرسی بنشاند، یک جمله از امام می‌یابد و به حق یا ناحق می‌خواهد به مردم بفهماند که حق با اوست.


نکته‌ای که در اینجا مورد غفلت واقع می‌شود آن است که امام یک فرهنگ، مجموعه و یک خط فکری و یک منش است که مجمو‌عه‌ای از فکر و بینش بوده، لذا باید امام را به صورت یک واحد ارگانیک دید نه اینکه جملات ایشان را تجزیه کنیم و پاره‌ای از کلام امام را مورد استفاده قرار دهیم. این کار سوءاستفاده و تخریب چهره امام است.

 در پایان این را بگویم که امام یک عمر با آبرومندی و عزت زندگی کرد و حتی یک خدشه در زندگی ایشان یافت نمی‌شود. همه باید از امام آبرو بگیرند ولی به آبروی ایشان لطمه‌ای نزنند. مع‌الوصف، هستند افرادی که برای آبرومند کردن خودشان، به آبروی امام لطمه وارد می‌کنند که این کمال جفاست. بنابراین به جای تظاهر، اعتقاد خود به امام را در عمل نشان دهیم.منبع:همشهری

تاریخ درج: 17 بهمن 1385 ساعت 09:12 تاریخ تایید: 17 بهمن 1385 ساعت 09:19 تاریخ به روز رسانی: 17 بهمن 1385 ساعت 09:17
دسته ها :
دوشنبه بیست و سوم 10 1387
X